فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۴۱ تا ۱٬۰۶۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی پژوهش ترسیم نقشه علم نگاشتی برون دادهای حوزه جنسیت، زنان و خانواده در کشورهای اسلامی از طریق هم رخداد واژگانی در پایگاه وب آو ساینس است. روش: این پژوهش از نظر نوع، کاربردی و روش پژوهش تحلیل هم رخداد واژگان از روش های علم سنجی است. یافته ها: قالب مقاله، چکیده نشست ها و نقد و بررسی کتاب بیشترین سهم را به خود اختصاص داده اند. بیشترین تکرار کلیدواژه ها مروبط به خشونت خانگی با واژه های خشونت همسر، شیوع، زنان، تجاوز و بهداشت و سلامت است. همچنین حیطه های موضوعی برتر، به موضوعات زنان، جنسیت، شیوع، بهداشت و سلامت، خشونت خانگی و خشونت شریک جنسی صمیمی اختصاص یافته است. واژگان تولیدات علمی در 7 خوشه قرار گرفته اند. واژه زنان در سه سنجه ی مرکزیت درجه، مرکزیت نزدیکی و مرکزیت بینابینی در پایگاه وب آو ساینس در رتبه ی اول قرار دارد و شبکه هم رخدادی واژگان دارای پیوستگی زیاد می باشد. نتیجه گیری: گستردگی دامنه مطالعات جنسیت و زنان در رشته های مختلف، توجه بیش از پیش به مسائل مربوط به حقوق زنان و مطرح شدن مسائلی چون خشونت، بهداشت و سلامت زنان و ابعاد مختلف آن ها در مباحث حقوق زنان در کشورهای اسلامی از جمله نتایج این پژوهش است.
واکاوی رابطه دینداری با سلامت اجتماعی زنان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر واکاوی جامعه شناختی رابطه دینداری با سلامت اجتماعی در بین زنان شهرستان شوش می باشد. مطالعه حاضر با توجه به اهداف، ماهیت و نحوه انجام کار در زمره تحقیقات پیمایشی مقطعی است. جامعه آماری تحقیق حاضرشامل تعداد زنان55-18ساله شهرستان می باشد. براساس اطلاعات موجود تعداد آن ها برابر با 25000 نفر است. نمونه آماری پژوهش حاضر با استفاده از فرمول کوکران 378 نفر به دست آمد. ابزار جمع آوری اطلاعات و اندازه گیری متغیرها در این پژوهش با استفاده از پرسشنامه خود ساخته محقق می باشد. یافته های حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین دینداری و ابعاد آن(اعتقادی، مناسکی) با سلامت اجتماعی رابطه مستقیم معنی داری وجود دارد و بعد مناسکی تاثیر بیشتری بر سلامت اجتماعی دارد. نتایج تحلیل رگرسیون دو متغیره بین دینداری و سلامت اجتماعی نشان داد مقدار ضریب تعیین برابر با 131/0 بوده و بیانگر این است 1/13درصد از تغییرات میزان سلامت اجتماعی به متغیر مستقل دینداری مربوط است.
عوامل مؤثر بر طلاق در جامعه ایرانی؛ الگویابی با استفاده از روش دیمتل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانواده بستر تمام شئونات اجتماعی و خاستگاه افراد است که به عنوان یکی از اصلی ترین نهاد اجتماعی آشفتگی و آسیب بر آن و پدیده طلاق در گسترش مسائل اجتماعی بی تأثیر نخواهند بود. هدف از این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر طلاق در جامعه ایرانی؛ الگویابی با استفاده از روش دیمتل با رویکرد پیمایشی است. در این روش به رابطه ی علی و معلولی میان عوامل مؤثر بر طلاق پرداخته شده است، بدین صورت که ابتدا با بررسی ادبیات تحقیق عوامل مؤثر بر طلاق شناسایی و سپس به منظور تبیین و ارزیابی روابط بین این عوامل از روش دیمتل استفاده شده است. جامعه ی آماری این تحقیق را خبرگان و متخصصان در حوزه ی اجتماعی و آشنا به حوزه ی خانواده، در دانشگاه کاشان در سال ۱۴۰۰ تشکیل داده است. پرسشنامه ی مذکور شامل ۹ عامل اصلی و ۳۱ عامل فرعی است و خبرگان و متخصصان به میزان تأثیر هر عامل نسبت به عامل دیگر امتیاز دادند. نتایج نشان داد که، مؤلفه ی «عوامل اخلاقی» بیشترین اثرگذاری را بر سایر عناصر داراست، در مقابل «باورهای مذهبی» که کمترین مقدار را به خود اختصاص داده است، که به شدت تحت تاثیردیگر عناصر الگو قرار دارد و مهمترین عامل اثرپذیر شناسایی شد. مؤلفه ی «عوامل روانی» بیشترین تعامل را با دیگر عوامل داشته است و در مرکز مدل قرارگرفته است. همچنین، از بین عوامل فرعی هم، خیانت، عدم آمادگی روانی برای ازدواج، ازدواج تحمیلی با ضریب تعیین 586/0 در رتبه ی نخست، عدم تناسب سنی زوجین با ضریب تعیین 571/0 در رتبه ی دوم، خیانت خانواده ها با ضریب تعیین 501/0 در رتبه ی سوم، عدم ارضای نیازهای جنسی و فقدان خلق و خوی مناسب با ضریب تعیین 358/0 در رتبه ی چهارم و عدم تناسبات اجتماعی و فرهنگی میان خانواده های زوجین با ضریب تعیین 312/0 در رتبه ی پنجم قرار دارد و بقیه ضرایب نیز در رتبه های بعدی قرار دارد.
فراتحلیل کمی بررسی عوامل موثر برطلاق طی سالهای 1379 تا 1393(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال سیزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۴۹)
205 - 222
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف فراتحلیل پژوهش های انجام شده در حوزه ی عوامل طلاق انجام شده است. جامعه پژوهش کلیه تحقیقاتی است که به صورت مقاله و پایان نامه در پایگاه مجلات تخصصی نور، بانک اطلاعات نشریات کشور، پرتال جامع علوم انسانی و ایرانداک در زمینه عوامل موثر بر طلاق انجام شده است. از این تعداد 14 پژوهش مناسب تشخیص داده شده و ثبت شدند. برای تحلیل از نرم افزار اکسل و نسخه دوم نرم افزارCMA استفاده شد. در بررسی متغیرهای اقتصادی در مدل ثابت اندازه اثر برابر با 125/0- و معنادار و در مدل تصادفی برابر با 115/0- و معنادار نبود. اندازه اثر عوامل اجتماعی در مدل ثابت برابر با 292/0 و در مدل تصادفی برابر با 303/0 که هر دو مدل معنادار بود. در بررسی عوامل فرهنگی در مدل ثابت اندازه اثر برابر با 117/0- و معنادار و در مدل تصادفی برابر با 011/0- معنادار نبود. در بررسی عوامل فردی در مدل ثابت اندازه اثر برابر با 149/0- و معنادار و در مدل تصادفی برابر با 111/0- معنادار نبود. نتایج به طور کلی، نشان داد که در هر چهار گروه مورد بررسی ناهمگنی وجود دارد. نتایج آزمون رگرسیون ایگر در چهار طبقه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و فردی بیانگر عدم انحراف معنادار از خط رگرسیونی و در نتیجه عدم سوگیری می باشند.
پیش بینی عملکرد خانواده بر اساس شفقت به خود و سرمایه روانشناختی در زنان متاهل شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۵۰)
139 - 150
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی عملکرد خانواده بر اساس شفقت به خود و سرمایه روانشناختی بر روی زنان متاهل در ادارات دولتی شهر شیراز به مرحله اجرا درآمد. مواد و روش ها: به منظور بررسی هدف پژوهش، روش توصیفی از نوع همبستگی انتخاب شد. 120 نفر از زنان متاهل شاغل در ادارات دولتی شهر شیراز به شیوه نمونه گیری خوشه ای تک مرحله ای انتخاب و پرسشنامه عملکرد خانواده اپشتاین، پرسشنامه شفقت به خود نف و سرمایه روانشناختی لوتانز را تکمیل نمودند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار spss و روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس صورت گرفت. یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که شفقت به خود در پیش بینی عملکرد خانواده نقش مثبت و معناداری دارد. همچنین سرمایه روانشناختی نیز در پیش بینی عملکرد خانواده نقش مثبت و معناداری دارد. شفقت به خود ، قادر به پیش بینی سه خرده مقیاس عملکرد خانواده شامل حل مشکل،نقش ها و کنترل رفتار نبود اما خرده مقیاس های: ارتباط ،همراهی عاطفی ،آمیزش عاطفی،عملکرد کلی بطور معنادار پیش بینی کرد. بحث و نتیجه گیری:بر اساس نتایج این پزوهش می توان گفت کبفیت مطلوب عملکرد خانواده تحت تاثیر عوامل گوناگونی است در این رابطه .بهزیستی روانشناختی و شفقت به خود به عنوان خصیصه های مثبت و موثر عمل می کنند
مقایسه تاب آوری، ذهن آگاهی و حمایت اجتماعی ادراک شده در مادران کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/نقص توجه، اختلالات یادگیری و عادی در شیراز
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه تاب آوری، ذهن آگاهی و حمایت اجتماعی ادراک شده در مادران کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نقص توجه، اختلالات یادگیری و عادی شهر شیراز انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش حاضر مادران کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نقص توجه، اختلالات یادگیری و عادی در شهر شیراز بودند که از بین آن ها با روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس، 156 نفر که شامل 50 مادر دارای فرزند مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نقص توجه، 52 نفر مادر دارای فرزند مبتلا به اختلالات یادگیری و 54 مادر دارای فرزند عادی انتخاب شدند و پرسشنامه های تاب آوری کانر و دیویدسون، ذهن آگاهی والچ و همکاران و حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت و همکاران را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از روش آزمون های لوین (برای بررسی همگنی واریانس ها)، و تحلیل واریانس چند متغیری (برای بررسی تفاوت متغیرها در گروه مطالعه) و با نرم افزار SPSS-24 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل واریانس نشان داد که بین مادران کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نقص توجه و اختلالات یادگیری با مادران کودکان عادی تفاوت معناداری در متغیرهای تاب آوری، ذهن آگاهی و حمایت اجتماعی ادراک شده وجود دارد؛ به نحوی که مادران کودکان عادی از میانگین تاب آوری، ذهن آگاهی و حمایت اجتماعی بیشتری برخوردار بودند. نتایج نهایی نشان داد که در حوزه های تاب آوری و ذهن آگاهی، مادران کودکان بیش فعال/ نقص توجه و اختلالات یادگیری نیازمند آموزش های مبتنی بر تاب آوری و ذهن آگاهی هستند و برنامه های توان بخشی ویژه ای به منظور افزایش حمایت اجتماعی ادراک شده نیاز است.
ارائه مدلی از درماندگی روان شناختی زنان نابارور بر اساس انعطاف پذیری شناختی و سرسختی روان شناختی با توجه به نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی از تأثیر انعطاف پذیری شناختی و سرسختی روان شناختی بر درماندگی روان شناختی زنان نابارور با میانجی گری حمایت اجتماعی ادراک شده، بود. روش پژوهش همبستگی از نوع الگویابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان نابارور شهر شیراز بود که از میان آن ها 250 نفر با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه درماندگی روان شناختی لاویبوند و لاویبوند (1995)، پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010)، پرسشنامه سرسختی روان شناختی اهواز کیومرثی و همکاران (1377) و پرسشنامه حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت و همکاران (1998) جمع آوری شدند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS انجام گرفت. طبق یافته ها ضریب مسیر مستقیم انعطاف پذیری شناختی به درماندگی روان شناختی، انعطاف پذیری شناختی به حمایت اجتماعی ادراک شده و سرسختی روان شناختی به حمایت اجتماعی ادراک شده معنادار بود، ضریب دو مسیر مستقیم سرسختی روان شناختی به درماندگی روان شناختی و حمایت اجتماعی ادراک شده به درماندگی روان شناختی و همچنین ضریب مسیر غیرمستقیم انعطاف پذیری شناختی به درماندگی روان شناختی و سرسختی روان شناختی به درماندگی روان شناختی از طریق حمایت اجتماعی ادراک شده معنادار نشد. به منظور کاهش درماندگی روان شناختی زنان نابارور باید اقداماتی جهت بهبود و افزایش سرسختی روان شناختی، انعطاف پذیری شناختی و حمایت اجتماعی ادراک شده صورت گیرد.
سنجش رویه نوین قضایی در پرونده های تجاوز جنسی در پرتو آموزه های عدالت ترمیمی: الگوی «وضعیت موجود+» مطالعه موردی دادگاه کیفری یک تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زنان سال سیزادهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۴۱)
291-324
حوزههای تخصصی:
در عدالت ترمیمی پاسخ به مشکل جرم با مشارکت بزه دیده، مرتکب و جامعه محلی تعیین می شود و بدون آنکه به یک برنامه خاص یا مجموعه ای از برنامه ها و الگوی واحد محدود شود، مستلزم تلقی متفاوت از جرم و پاسخ به آن و به نوعی دگرگونی در کل نظام حقوقی است تا با پایبندیِ هرچند نسبی کنشگران به مبانی و ارزش های ترمیمی، تحقق اهداف ترمیمی میسر گردد. روح حاکم بر گفتمان قضایی ایران در پرونده های تجاوز جنسی تحت تأثیر بازتعریف اهداف مداخله کیفری در گفتمان تقنینی و به تبع آن به رسمیت شناختن عدالت ترمیمی هرچند در جرایم تعزیری در قانون مجازات اسلامی و آیین دادرسی کیفری، به صورت غیر رسمی و تا حدودی به سمت اتخاذ سازوکارهای ترمیمی در این پرونده ها گرایش یافته است. مسئله اصلی این مقاله شناسایی و سنجشِ گاه انتقادیِ رویه ها و سازوکارهای نوین و ابتکاری قضات در پرونده های تجاوز جنسی در دادگاه کیفری یک تهران با استفاده از مصاحبه های عمیق و نیمه ساختارمند با 35 قاضی این دادگاه و چندین مشاهده مشارکتی است که گاه قرابتی هرچند نسبی با اهداف عدالت ترمیمی و با محوریت تأمین نیازهای بزه دیده و توجه به دغدغه ها و مطالبات مرتکب دارد. رویه ای که شبیه «الگوی وضعیت موجود +» است.
زندگی اجتماعی چادر در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زنان سال سیزادهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۴۱)
151-191
حوزههای تخصصی:
سرنوشت پر فراز و نشیب چادر در زندگی زنان ایرانی، موجب شده است که معانی فراوان و متعارضی در آن پنهان شود: عقب نگاه داشتن زنان از تمدن، مقاومت در برابر زن فرنگی مآبِ خودباخته، عدالت خواه بودن، پوشش قشر حزب اللهیِ همرنگ با حکومت، فراهم آورنده زیبایی برای زن محجبه متجدد. این تعابیر که از حدود 150 سال پیش بر روی چادر بار شد، با تغییرات در کالبد آن همراه بودند؛ از تنوع در مدل دوخت گرفته تا همنشینی با دیگر اشیا. در مقاله حاضر با به کارگیری رویکرد مطالعات فرهنگ مادی، و استفاده از اسناد و شواهد مکتوب، چهار دوره زندگی اجتماعی چادر در عصر جدید را نشان می د هیم: نماد عقب ماندگی، ابزاری انقلابی و رهایی بخش، نشانه حکومتی بودن، کالایی ادغام شده در بازار مد. دوران پهلوی اول، چادر به مثابه پوششی دور از تمدن و از خلال تعارضات امر سنتی با مدرن به سخن درآمد. دوره دوم، چادر در خدمت انقلاب و مبارزه در برابر فرهنگ مصرف گرای غرب قرار گرفت. در دوره سوم، چادر شکلی از سلطه فرهنگی-سیاسی را همراهی کرد. در دوره چهارم، چادر مدهای خود را آفرید تا زیبایی های بصری صاحبش را نه تنها پنهان نکند، بلکه آن ها را هرچه بیشتر آشکار سازد. واژگان کلیدی: زندگی اجتماعی چادر، لباس، مطالعه فرهنگ مادی، زن، اشیا.
نقش تعدیل کننده بهزیستی معنوی در رابطه بین رضایت جنسی و رضایت زناشویی زنان متأهل شهر تهران
حوزههای تخصصی:
یکی از جنبه های بسیار مهم و پیچیده زندگی زناشویی، رضایت زناشویی است که نقش بسیار مهمی در استحکام و پایداری روابط زناشویی دارد. عوامل مختلفی در تأمین رضایت زناشویی مؤثرند. یکی از مهم ترین آن ها رضایت جنسی همسران از یکدیگر است که این نیز به نوبه خود از عوامل دیگری مانند سلامت معنوی متأثر است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیل کننده بهزیستی معنوی در رابطه بین رضایت جنسی و رضایت زناشویی زنان متأهل شهر تهران انجام شد. مطالعه حاضر، توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل زنان متأهل شهر تهران در سال 1400 است که با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 167 نفر برای شرکت در این مطالعه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس بهزیستی معنوی، مقیاس رضایت جنسی و پرسشنامه وضعیت زناشویی گلومبوک-راست بود. برای تحلیل داده ها از روش های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون تحت نرم افزار کامپیوتری SPSS نسخه 22 استفاده شد. یافته ها نشان داد که ضریب همبستگی بین رضایت جنسی (**37/0) و بهزیستی معنوی (**31/0) با سازگاری زناشویی در سطح 01/0 معنادار بود. همچنین بهزیستی معنوی در رابطه بین رضایت جنسی و سازگاری زناشویی دارای نقش تعدیل کنندگی بود (05/0 >P). طبق نتایج مطالعه حاضر، رضایت جنسی و بهزیستی معنوی قابلیت پیش بینی سازگاری زناشویی را در زنان دارند و بنابراین می توان این نتایج را در اختیار فعالان حوزه زوج درمانی و خانواده قرار داد تا از آن برای ارتقای رضایت زناشویی در مراجعین خود استفاده کنند.
حقوق زنان در کشاکش عرف و شرع: مواجهه زنان با چالش های برخورداری از حق اشتغال و استقلال مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زن و خانواده دوره دهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۲۴)
107 - 131
حوزههای تخصصی:
آراء فقهاء و قوانین رسمی کشور، بیانگر مشروعیت حق اشتغال و استقلال مالی برای زنان است. با این وجود تجربیات زنان متأهل، مبین موانع و چالش هایی است که انتفاع آنها از این دو حق را با مشکل مواجه کرده است. مقاله حاضر با استفاده از رویکرد فقهی-حقوقی و نظریه ناهماهنگی شناختی فستینگر، ضمن معرفی موانع برخورداری زنان از حق اشتغال و استقلال مالی، درصدد شناسایی راهبردهای اتخاذ شده توسط زنان پیرامون این موانع است.به این منظور، از روش کیفی و شیوه تحلیل تماتیک ولکات استفاده شده است. مشارکت کنندگان این مطالعه، زنان شاغل و ساکن در استان تهران هستند که در زمان انجام مصاحبه، متأهل بوده و یا تجربه زندگی زناشویی داشته اند. این زنان با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب شدند. سپس بر اساس مفاهیم در حال تکوین، نمونه گیری نظری ر مبنای کشف حداکثر گوناگونی ها و غنای ابعاد مقوله ها صورت گرفت. در نهایت براساس معیار اشباع نظری-مفهومی، با 22 مصاحبه پایان پذیرفت. موانع و راهبردهای زنان در مواجهه با نقض حق اشتغال و استقلال مالی در پنج تم محوری«موانع ساختاری»، «موانع فرهنگی»، «توسیع نقش»، «مدیریت نقش» و «فرار از نقش» تلخیص گردید. که پیامدهای این راهبردها از حیث خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی قابل تأمل است.
واکاوی کیفی نگرش دختران دانشجو نسبت به اعتراضات سال 1401 به شیوه نظریه داده بنیاد
حوزههای تخصصی:
مقایسه اثربخشی زوج درمانی شناختی مک کی و طرح واره درمانی بر تکانش گری و بهبود عملکرد رابطه در زوجین دارای تعارض زناشویی شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زنان سال سیزادهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۳۹)
139-166
حوزههای تخصصی:
با وجود پژوهش های متعدد انجام شده در خصوص اثربخشی زوج درمانی شناختی مک کی و طرحواره درمانی بر کاهش تعارضات زناشویی تفاوتهایی در پایداری این دو رویکرد مشاهده شد و این تفاوت ها منجر شد تا پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی این دو رویکرد درمانی بر تکانشگری و بهبود عملکرد رابطه در زوجین متعارض شهر قم انجام شود.طرح این پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون پس آزمون پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه زوجین دارای تعارض زناشویی شهر قم بود. 45 زوج برای هر 3 گروه آزمایش و گواه توصیه شد.دراین پژوهش از پرسشنامه های تکانشگری بارت و همکاران ویرایش یازدهم (2004) و عملکرد خانواده بر اساس الگوی مکمستراپستاین و بالدوین و بیشاپ(1950) استفاده شده است نتایج تحلیل یافته ها حاکی از آن بود که زوج درمانی شناختی مک کی و طرح واره درمانی بر تکانشگری و بهبود عملکردرابطه در زوجین دارای تعارض زناشویی شهر قم موثر بوده است (p<0/000 و 90/473=F )و اثربخشی زوجدرمانی شناختی مک کی بر بهبود عملکرد رابطه در زوجین بیشتر از طرحواره درمانی بوده است. با اینکه هردوروش نسبت به گروه کنترل اثربخشی معنی داری بر تکانشگری زوجین داشتند ولی بین اثربخشی این دو روش نسبت به هم در تکانشگری زوجین تفاوت معنیدارنبود.
رابطه عملکرد خانواده با رفتارهای پرخطر جنسی و مصرف مواد در زنان: میانجی گری سرمایه روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال سیزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۵۲)
47 - 62
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از مخاطرات و بحران های جوامع امروزی، گرایش زنان به انجام رفتارهای پرخطر است. پژوهش حاضر با هدف بررسی عملکرد خانواده با گرایش به رفتارهای پرخطر جنسی و مصرف مواد با میانجی گری سرمایه روانشناختی در زنان شهر کرمانشاه انجام شد. روش: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی از نوع همبستگی، تعداد 600 نفر از زنان با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتاز و آوری( 2007)، پرسشنامه عملکرد خانواده اپشتاین، بالدوین و بیشاب( 1983) و پرسشنامه رفتارهای پرخطر مرکز کنترل بیماری های آمریکا استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش همبستگی و نحلیل مسیر توسط نرم افزار SPSS-25 و AMOS-23انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین عملکرد خانواده با گرایش به مصرف موادو روابط جنسی پرخطر همبستگی منفی و معناداری در سطح 001/0= P وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد بین خودکارآمدی، خوش بینی، امید و تاب آوری با گرایش به مصرف مواد و رفتار جنسی پرخطر همبستگی منفی و معناداری در سطح 001/0= P وجود دارد. در نهایت نتایج نشان داد که متغیرهای خوش-بینی و امید توان میانجی گری بین عملکرد خانواده و گرایش به رفتارپرخطر جنسی و مصرف مواد را دارند. بنابراین با تاکید بر عملکرد خانواده و مفاهیم مثبت روان شناختی و با تقویت این عوامل می توان از گرایش افراد به رفتارهای پرخطر( مصرف مواد و رفتارهای جنسی پرخطر) پیشگیری کرد.
ارائه چارچوبی برای ورود زنان به حوزه کسب وکارهای خانوادگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۰ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
87 - 108
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر یکی از کسب وکارهایی که بدان توجه شده، کسب وکارهای خانوادگی است. با توجه به این که راهکارها و عوامل مؤثر برای ورود زنان به کسب وکارهای خانوادگی شناسایی نشده اند، برآن شدیم تا تحقیقی برای تسریع ورود زنان به این مشاغل انجام دهیم. هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوبی جهت ورود زنان به حوزه کسب وکارهای خانوادگی است. رویکرد پژوهش حاضر از نوع کیفی و این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ نوع، اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش، کارشناسان کارآفرینی و مدیرانی هستند که در زمینه اشتغال زایی و کارآفرینی فعالیت دارند، همچنین زنانی که در کسب وکارهای خانوادگی مشغول اند. برای استخراج عوامل از شانزده مصاحبه استفاده شده است که براساس روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده اند. برای تجزیه وتحلیل مصاحبه ها از روش داده بنیاد استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که تقویت هویت خانوادگی و شایستگی های فردی جزو شرایط علّی برای ورود زنان به کسب وکارهای خانوادگی است. همچنین می توان به همراهی اجتماعی به عنوان شرایط زمینه ای و چالش های خانوادگی به عنوان شرایط مداخله گر که مؤثر در ورود زنان به کسب وکار خانوادگی است، اشاره کرد. از راهبردهایی که طی یافته های تحقیق برای تسریع در ورود زنان به دست آمد، می توان به بهبود تسهیلات زیرساختی و توانمندسازی زنان اشاره کرد.
واکاوی عوامل مؤثر بر تشخیص فرصت های کارآفرینی زنان روستایی شهرستان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۰ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
697 - 721
حوزههای تخصصی:
پایین بودن نرخ مشارکت اقتصادی و فعالیت های کارآفرینانه زنان روستایی، تلاش در راستای ترویج کسب وکارهای کارآفرینانه در میان آن ها را ضروری ساخته است. نقطه آغازین راه اندازی یک کسب وکار، تشخیص فرصت است و فرایند تشخیص فرصت های کارآفرینی در بین زنان متفاوت با مردان است. مطالعه حاضر با هدف واکاوی عوامل مؤثر بر تشخیص فرصت های کارآفرینی در بین زنان روستایی عضو صندوق های اعتبارات خرد شهرستان کرمانشاه انجام شد. جامعه مورد مطالعه، کلیه زنان عضو صندوق های اعتبارات خرد شهرستان کرمانشاه (626 نفر) بودند که براساس جدول بارتلت و همکاران، 201 نفر از آن ها به عنوان نمونه تحقیق تعیین شدند و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با انتساب متناسب انتخاب شدند. ابزار اصلی گردآوری داده ها پرسشنامه بود که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوا و روایی همگرا و پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ به تأیید رسید. به منظور تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS بهره گرفته شد. یافته های مطالعه نشان داد آموزش های کارآفرینانه، سرمایه اجتماعی و مهارت های کارآفرینی از عوامل تأثیرگذار بر فرصت های کارآفرینی در بین زنان روستایی عضو صندوق های اعتبارات خرد شهرستان کرمانشاه هستند. با برنامه ریزی مناسب در زمینه بهبود وضعیت آموزش های کارآفرینانه، سرمایه اجتماعی و مهارت های کارآفرینی زنان روستایی عضو صندوق های اعتبارات خرد شهرستان کرمانشاه می توان به افزایش نرخ مشارکت اقتصادی آنان درنتیجه ارتقای قابلیت تشخیص فرصت های کارآفرینی امیدوار بود.
تحلیل گفتمان مؤلّفه های کلیدی نفرت پراکنی زنان علیه زنان در شبکه اجتماعی اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
199 - 222
حوزههای تخصصی:
نفرت پراکنی بیان تنفر به فرد یا گروهی از افراد، به علّت ویژگی های مشترک یا تعلق به گروهی خاص است. با گسترش شبکه های اجتماعی و اشاعه خشونت و تبعیض در دنیای مجازی، بستری فراهم شده که در آن گفتمان های نفرت آمیز زنان علیه یکدیگر منجر به ایجاد بازنمایی جدیدی از زنان شده است. ازاین رو باتوجه به اینکه نفرت پراکنی می تواند تبدیل به جریان شده و پیامدهای اجتماعی زیادی به دنبال داشته باشد، این مقاله قصد دارد به واکاوای مؤلّفه های اصلی نفرت پراکنی در پست های کاربران زن ایرانی در اینستاگرام بپردازد. بر این اساس با رجوع به آرای گلیردونه، سنتز نظری تولید معنای نفرت آمیز در فضای مجازی ارائه و با رهیافت تحلیل گفتمانی تئون ای. ون دایک، صفحات بیست کاربر زن فعّال در حوزه زنان تحلیل شد. با توجه به رهیافت تحلیل گفتمانی، فرم کارویژه ای برای ثبت و استخراج اطلاعات از متن خبرهای منتخب درنظر گرفته شد. نتایج نشان از وجود چهار مؤلّفه نفرت پراکنی ساختاری زنان علیه زنان دارد. کاربران از یک سو آگاهانه و تحت تأثیر آموزه های فمنیستی به نفی ارزش ها و ایدئولوژی گفتمان مسلّط پرداخته، ازسوی دیگر با هجمه زنان سنّتی به بازتولید گفتمان مسلّط می پردازند. پست های منتشرشده به نفی باورهای موجود و شکل گیری مقاومتی منتهی به برابری جنسی پرداخته اند. تولید خشونت نمادین توسط زنان نویسنده و زنان پسردوست به صورت ناآگاهانه، از تقابل های مشهود در پست های کاربران بوده که منجر به همدستی ضمنی آنها در بازتولید نگاه فرودستی به زنان است.
نگاهی روان شناختی به جنبه های سبب شناسی، پیامدها و درمان اختلال واژینیسموس (مطالعه ی مروری)
حوزههای تخصصی:
واژینیسموس از رایج ترین اختلالات جنسی در بین زنان می باشد و تأثیر قابل توجهی بر زنان و همچنین زوج های جوان دارد. مقاله مروری پیش رو با نگاهی روان شناختی به جنبه های سبب شناسی، پیامدها و درمان این اختلال انجام شد. مطالعه حاضر از نوع پژوهش مروری سیستماتیک بود. بدین منظور کلیدواژه های روانشناسی واژینیسموس، اختلال واژینیسموس، اختلال درد / دخول، تناسلی، درد، در پایگاه داده های Springer، Science Direct، PubMed، SID، Magiran، Noormags و Civilica جست وجو و مجموعه مقالات مرتبط از 1940 تا ۲۰۲۱ استخراج شد. در بررسی مقالات مرتبط مشخص شد اختلال درد / دخول تناسلی از رایج ترین اختلالات در زنان می باشد. این اختلال در کیفیت رابطه ی جنسی و همچنین سلامت روان زوجین بسیار تأثیرگذار است. با توجه به بررسی های انجام شده تغییر در سبک تفکر و تربیتی والدین و فرهنگ سازی در یک جامعه بسیار حائز اهمیت است. همچنین آموزش صحیح در خصوص رابطه ی جنسی به دختران و پسران نوبلوغ و تهیه ی محتوا و ابزار آموزشی بسیار مفید خواهد بود.
نقد و بررسی دلایل سودگرایان بر فرزندآوری از منظر اخلاقی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اسلامی زنان و خانواده سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۶
189 - 210
حوزههای تخصصی:
فرزندآوری، یکی از مسائل مهم پیش روی جوامع گوناگون است که از ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی، فقهی، حقوقی و اخلاقی، مورد بررسی قرار گرفته است. بررسی این مسئله، با نگرش اخلاقی به دلیل حیثیت های مهم علم اخلاق در زندگی حائز اهمیت است. در اخلاق هنجاری، که یکی از شاخه های علم اخلاق است، سه نظریه وظیفه گرایی، پیامدگرایی و فضیلت گرایی مطرح است. دراین میان، سودگرایی که شاخه ای از پیامدگرایی به شمار می آید و بیشترین رواج را در غرب دارد، به تبیین استدلال هایی بر درستی یا نادرستی فرزندآوری به لحاظ اخلاقی پرداخته است . سودگرایان معتقدند اگر فرزندآوری نتایج مطلوبی در پی داشته باشد، به لحاظ اخلاقی، درست و در غیر این صورت، نادرست است. سودگرایان برای اخلاقی بودن فرزندآوری، به دلایل متعددی پرداخته اند؛ از جمله: دلایل اقتصادی و دلایل روان شناختی. با توجه به اهمیت مسائل اقتصادی در جهان امروز، بررسی این دسته از دلایل سودگرایان، از اهمیت ویژه برخوردار است. در این مقاله، به روش عقلی به بررسی و نقد استدلال های سودگرایان بر اخلاقی بودن فرزندآوری پرداخته شده است. بر اساس یافته های پژوهش، نقدهایی با عناوین تنزل انسان از جایگاه خود، جواز سقط جنین و نوزادکشی، جواز به کشی، صنعتی شدن و کاهش نیاز به نیروی کار انسانی، جواز سقط کردن جنین های ناقص و فرزندان معلول، عدم ملازمه افزایش جمعیت و منفعت اقتصادی و لزوم تقدم منفعت اقتصادی خانواده بر استدلال های سودگرایان در اخلاقی بودن فرزندآوری در دو بعد منفعت اقتصادی خانواده و اجتماع وارد است. بنابراین برای اخلاقی بودن فرزندآوری باید به دنبال اقامه استدلال های وظیفه گرایانه بود.
فرهنگ علمی در منابع اسلامی و اقتضائات جنسیتی آن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اسلامی زنان و خانواده سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۷
207 - 230
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، صورت بندی نظری فرهنگ علمی در منابع اسلامی است، از این جهت که ابعاد کمینه آن ترسیم و معرفی شود. ملاحظه اساسی در این تحقیق، توجه به جنبه های جنسیتی موضوع است که برآمده از تغییرات نوین و به طور خاص، حضور فزاینده بانوان در نهادهای علمی کشور می باشد و به نحو مستقیم و غیر مستقیم، ملاحظاتی را اقتضاء دارد. این ملاحظات اگر رعایت نشده و با رویکردهای دینی و اسلامی، کاویده و پاسخ دهی نشود، می تواند زمینه ساز پذیرش پاسخ های غیر دینی و غیر اسلامی باشد. در این خصوص، با بهره گیری از روش کتابخانه ای، منابع دینی که ناظر بر حوزه علم هستند، با روش خوانش نظری، واکاوی و تحلیل شده و دلالت های آنها در سه بُعد بینشی، دانشی و رفتاری، استخراج، تبیین و دسته بندی گردید. سپس مبتنی بر همین یافته ها و استنباطات مترتب بر آنها، از منظر جنسیتی نیز فرهنگ یادشده مورد مداقه قرار گرفته و تلاش شده تاثیرات جنسیت بر فرهنگ علمی تبیین شود. مبتنی بر یافته های تحقیق حاضر، فرهنگ علمی در نظام اسلامی در بُعد دانشی و رفتاری نسبت به جنسیت، حساسیت داشته و لازم است ملاحظاتی از این جهت در فرهنگ علمی با رویکرد اسلامی، معمول گردد و بر اساس آن، در طراحی نهاد علم و سامانه های مرتبط با آن، مد نظر قرار گیرد.