فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۸۱ تا ۲٬۳۰۰ مورد از کل ۳٬۰۳۷ مورد.
پساساختارگرایی و روش
حوزههای تخصصی:
علوم انسانی و اجتماعی در عصر حاضر در معرض بحرانهای بنیادینی قرار گرفتهاند، میل رسیدن به روش و نظریه واحد در علوم انسانی و اجتماعی فروکش کرده و رویکردهای پساساختارگرا برای یافتن و بهره جستن از روشهای جدید تحقیق غلبه یافته است. این رویکرد جدید با پیشنهاد روششناسیهای متعدد و متنوع، نوعی آشفتگی روششناختی را به همراه آورده و با طرح ایده مواجهه با موضوع شناخت از طریق سنتهای فرهنگی و زبانی، باب هر گونه رویارویی مستقیم با جهان را بسته و تمام دانش انسان را گرانبار از نظریه و ارزش معرفی کرده است.در این مقاله پس از شرح مختصر رویکرد ساختارگرایی، انتقادهای وارد بر آن بیان شده است. همچنین ضمن تشریح رویکرد پساساختارگرایی و بیان وجوه شباهت و تفاوت آن با ساختارگرایی، جایگاه روش در این رویکرد مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
نظام پژوهشی پیشرو (زادگی یا پروردگی)
حوزههای تخصصی:
طرح نظام پژوهشی پیش رو در جوامع جهان، به ویژه پس از سال 1970، رهیافتی جدید در علوم انسانی و علوم پایه تلقی گردید. یکی از معیارهای سنجش کشورها درباره میزان پیشرفت یا ایستابی، داشتن نظام های تحقیقاتی بالنده و نظریات نوین و محصولات علمی است. مقوله زایش یا پردازش، از قدمت تاریخی پیش از میلاد مسیح برخوردار است؛ ولیکن در دهه های اخیر، شتاب بیش تری یافته است که از علل اساسی آن، ابراز وجود کشورها و ترقی خواهی ملت ها و پیدایش جامعه اطلاعاتی است. در این مقاله سعی شده، با محوریت مقوله زادگی و پروردگی، به بستر اصلی این مساله، یعنی وجود یک نظام پژوهشی پیش رو و غیر مقلد صرف پرداخته شود و ضرورت تحول و طراحی چنین نظامی مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. در ضمن، در این مقاله به عوامل مختلف فرهنگی، زیربنایی، ساختاری و زمینه ای لازم نیز اشاره گردیده که با رویکرد بومی نگر، تمهیدات و راه کارهای عملی برای تسری نظام پاینده و بالنده مطرح شده است. تمهیدات اساسی و خاستگاه های سه گانه فکری ناظر بر این مدعا نیز عرضه شده و در نهایت، راه کارهایی نیز پس از استنتاج از بحث ارایه گردیده است.
رسالت و نقش دانشگاه اسلامی در تمدن سازی و تولید علم دینی
حوزههای تخصصی:
این مقاله به تحلیل نقش و جایگاه دانشگاههای ایران در تولید علوم و فنون درونزا و بومی می پردازد. لذا ابتدا تاریخچه ای از تحولات تاریخی مراکز آموزش عالی و کارکرد آنها را در دهه های اخیر ذکر کرده، سپس به سیر تحولی آن در جهت منطبق نمودن دانشگاهها با شرایط و زمینه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران از جمله: تحولات ساختاری بعد از انقلاب اسلامی، بحث ستاد انقلاب فرهنگی، قوانین توسعه و چشم انداز بیست ساله که همه به نوعی الزاماتی برای دانشگاهها جهت منطبق نمودن رسالت، کارکرد و ساختار خود با نیازهای جامعه و ویژگی های فرهنگی وارزشی جامعه ایرانی محسوب می شوند می پردازد. در پایان نیز نموداری سیستمی از این مؤلفه ها و نتایج به دست می دهد.
مبانی فلسفی مطالعات سازمانی در چهار پارادایم
حوزههای تخصصی:
نقص روش شناسی های موجود برای شناخت پدیده های اجتماعی و حتی پدیده های طبیعی نیازمند بازنگری در این روش ها و بسط آنها برای ایجاد گستره مناسب جهت شناخت هر چه بهتر پدیده ها است. یکی از زمینه های اساسی برای تکامل روش های مطالعات سازمانی توجه به مبانی فلسفی این روشهاست. بر این اساس و به جهت رفع این نقایص در علوم اجتماعی، به ویژه مطالعات سازمانی، ابتدا مبانی فلسفی چهار پارادایم مهم اثبات گرایی، تفسیرگرایی، انتقادی و واقع گرایی انتقادی شرح داده شده و در قالب هشت سوال کلیدی با یکدیگر مقایسه می گردد. و سپس تکثرگرایی روشی جهت شناخت هر چه بیش تر و عمیق پدیده های اجتماعی و سازمانی پیشنهاد می گردد.
آسیب شناسی مهندسی فرهنگی در دانشگاه
حوزههای تخصصی:
مهندسی فرهنگی بر این پیش فرض اساسی مبتنی است که فرهنگ، امری ثابت و لایتغیر نیست و می توان آن را به مرور و در طول زمان تغییر داد. با مهندسی فرهنگی درصدد رسیدن به وضعیت مطلوب فرهنگی هستیم و رسیدن به وضعیت مطلوب، بدون شناخت وضعیت موجود ممکن نخواهد بود. در این مقاله تلاش شده است آسیب پذیری های عمده فرهنگی- اجتماعی دانشگاه تبیین شده، دیدگاههای عمده در مورد آسیب پذیری مهندسی فرهنگی دانشگاه مورد بررسی اجمالی قرار گیرد. در ادامه مقاله، سؤالات حوزه فرهنگ عمومی که مهندسی فرهنگی به منظور ساماندهی فرهنگ در دانشگاه باید برای آنها پاسخ شفاف و روشن ارائه کند، بیان و در نهایت، مبانی راهبردی عملی و رئوس راهکارهای مقابله با آسیب پذیری مهندسی فرهنگی- اجتماعی دانشگاهها ارائه شده است.
روش شناسی هابرماس؛ الگویی برای علوم انتقادی
حوزههای تخصصی:
این مقاله شرحی است بر روش شناسی یورگن هابرماس. در این مقاله چگونگی گذر وی از اثبات گرایی و عقل گرایی انتقادی کارل پوپر بررسی خواهد شد. هم چنین تلاش هابرماس برای ارایه عقلانیتی عام و جامع از طریق توصیف علایق سه گانه بشری و ارتباط این علایق با سه نوع دانش، یعنی علوم طبیعی، علوم تاریخی - هرمنوتیکی و علوم انتقادی، تبیین خواهد شد و در پایان، چگونگی بهره گیری هابرماس از هرمنوتیک گادامر و روانکاوی فروید برای پی ریزی این علوم و ترسیم وظایف و مرز هر یک شرح داده می شود.
کل گرایی در آینده پژوهی
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی روانشناسی ارزیابی، سنجش وآمار
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی روش شناسی در علوم اجتماعی
- حوزههای تخصصی علوم انسانی روش شناسی علوم انسانی و طبیعی روش شناسی های حوزه علوم انسانی در مقایسه با دیگر منابع تولید داده
- حوزههای تخصصی علوم انسانی چشم انداز آینده آینده علوم در ایران و جهان با تأکید بر علوم انسانی
دوپینگ ژنتیکی و ملاحضات اخلاقی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با وجود تلاش های فراوان صورت گرفته از سوی مجامع بین المللی و کمیته جهانی مبارزه با دوپینگ (WADA) در زمینه مبارزه با دوپینگ، با پیشرفت تکنولوژی و دستیابی علوم مختلف به ویژه پزشکی به فناوری های نوین و کشف راه ها و روش های مختلف درمانی، گفته شده است که رده جدیدی از دوپینگ با نام« دوپینگ ژنی» در جوامع ورزشی، شیوع پیدا کرده است که مباحث اخلاقی جدیدی را برای ورزش، مسابقات ورزشی و مجامع ضددوپینگ به وجود آورده است. با کامل شدن پروژه ژنوم انسانی و کشف تعداد زیادی از ژنها، زمینه درمان بسیاری از بیماری های بی درمان با استفاده از فناوری ژن درمانی به وجود آمده است ولی در کنار پیشرفت های صورت گرفته، چالش های اخلاقی متعددی نیز پیدا شده است که از آن جمله می توان تولید نوزادان تغییر یافته ژنتیکی، تغییر ژنتیکی ورزشکاران و دوپینگ ژنی را نام برد که هر کدام از این موارد جدال اخلاقی زیادی را در پی داشته اند.
روش کار: در این مقاله مروری ما در ابتدا کلیه مقالات و منابع مرتبط را در پایگاه اینترنتی Google و خزانه های اطلاعاتی Pubmed ،Science Direct و Ovid با کلمات کلیدی"" Gene Doping"" و Ethical Consideration"" و""Ethics and athletic Manipulation "" جستجو کردیم. سپس کلیه مقالات در دو دسته متون کامل و چکیده و بر اساس میزان ارتباط و تازگی طبقه بندی شدند و مورد بررسی قرار گرفتند.
نتیجه گیری :دوپینگ ژنی طبق تعریف کمیته جهانی ضد دوپینگ عبارتست از »استفاده غیر درمانی از سلولها، ژنها، اجزای ژنتیکی، یا تعدیل بیان ژنی که از طریق آن ها ظرفیت ورزشکاران برای اجرای ورزشی افزایش یابد». امروزه مشخص شده است که ژن های متعددی با اجرای ورزشی، مرتبط هستند (حدود 90 ژن) که با توجه به گستره ورزش و علاقه روزافزون جهانی به آن، استفاده از این ژن ها به منظور دوپینگ ژنی دور از انتظار نیست. البته از فناوری ژنی می توان بهره های ارزشمندی نیز برد، مثلاً برای درمان آسیب های ورزشی شدید که می تواند باعث کناره گیری ورزشکار از صحنه ورزش شود .در مجموع ملاحظات و سؤالات اخلاقی متعددی پیش روی مجامع ورزشی است که در این مقاله سعی می شود به آن ها پاسخ داده شود. برخی از این سؤالات اخلاقی عبارتند از:
•آیا باید دستکاری ژنی در ورزشکاران مطلقاً ممنوع شود؟
•آیا باید استفاده از آن در ورزشکاران فقط برای بهبود از جراحت یا بیماری های خاص، مجاز باشد؟
•آیا با در نظر گرفتن کشف و تشخیص بسیار مشکل دوپینگ ژنی٬ در آینده ماهیت و حقیقت ورزش زیر سؤال می رود؟
•آیا باید ورزشکاران تغییر یافته از نظر ژنتیکی را از شرکت در رقابت های ورزشی محروم کرد یا برای آنها مسابقاتی جداگانه ترتیب داد؟
البته این ها سؤالاتی هستند که تا به حال پاسخ روشنی برای آنها ارائه نشده و چالش های پیش روی جهان ورزش می باشد و کمیته های اخلاقی مربوطه می بایست در پی یافتن پاسخی برای آنها باشند.
تبیین اهداف مشترک حوزه و دانشگاه
حوزههای تخصصی:
دانشگاه و حوزه علمیه دو پایگاه علمی و فرهنگی کشور هستند که باید برای تولید علم و جنبش نرم افزاری برنامه ریزی کنند.مهم ترین رسالت حوزه و دانشگاه باید اسلامی کردن علوم باشد. امروزه تربیت نیروهای متفکر و کارامد و تولید علم و تکنولوژی، مهم ترین دغدغه حوزه و دانشگاه است. مهم ترین، بزرگ ترین و زیربنایی ترین اهداف حوزه و دانشگاه در سازندگی جامعه، تلاش در راستای نظریه پردازی الگوی نوین و توسعه دینی است. امام خمینی (ره) به این دو نهاد به عنوان دو بال برای پرواز کشور می نگریستند و راهبرد اساسی ایشان در پیشبرد انقلاب، وحدت حوزه و دانشگاه بود و همواره بر آن تاکید می کردند. اگر حوزه و دانشگاه به مسئولیتهای خود عمل کنند، وحدت بین این دو عمیق تر می شود و در نتیجه به رشد کشور و جامعه اسلامی کمک می کند. در حوزه روی روشهایی از جمله روشهای گروهی، روش بحث و گفتگو و... بیشتر تاکید می شود؛ باید در دانشگاه نیز به این موارد بیشتر توجه شود وارتباط بین اینها بیش از پیش باشد تا به تحقق اهداف این دو نهاد کمک کند. اگر چه تلاشها و گامهای مهم و محکمی در زمینه تبیین اهداف حوزه ودانشگاه برداشته شده، ولی تا تحقق تمام اهداف و آرمانها راه درازی در پیش است. دستیابی به این حرکت مقدس و اهداف مشترک حوزه و دانشگاه در جامعه اسلامی ما، مستلزم همکاری جدی بین این دو نهاد در طراحی برنامه جامع و دقیق توسعه ایران اسلامی با محور قرار دادن دین مبین اسلام و آخرین دستاوردهای علمی و تکنولوژیک است. در پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل اسنادی، اهداف مشترک حوزه و دانشگاه مورد بررسی قرار خواهد گرفت. جامعه آماری، کلیه منابع دست اول و دست دوم در نشریات و سایتهای اینترنتی و پژوهشها و تحقیقات مرتبط با موضوع پژوهش است. ابزار پژوهش نیز فیش برداری می باشدکه یافته های حاصل از تحقیق را مورد تحلیل قرارخواهد داد. در پژوهش حاضر، اهداف مشترک حوزه و دانشگاه (از جمله تربیت نیروهای متخصص و مورد نیاز جامعه، تربیت استاد و معلم کارآموز برای دوره های مختلف، پژوهش، اشاعه فرهنگ علمی، ادبی و هنری و ارزشهای فرهنگی جامعه، سازندگی جامعه، تلاش در راستای نظریه پردازی الگوی نوین و توسعه دینی و...) مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
مهندسی فرهنگ ، چیستی و الزامات
حوزههای تخصصی:
امروزه بحث فرهنگ به علت اهمیت و تاثیر آن بر سیستمهای مختلف، یکی از مباحث داغ و به روز در محافل علمی و مدیریت کلان است که به تبع آن، مهندسی فرهنگ و مهندسی فرهنگی را در سطح مدیریت عالی کشور مطرح کرده و سؤالات زیادی را در این خصوص پیش آورده است.در مقاله حاضر سعی شده است ضمن ارائه تعریفی از مهندسی فرهنگ به عنوان پیش نیاز مهندسی فرهنگی، به این سؤال پاسخ داده شود که آیا مهندسی فرهنگ امکان پذیر است؟ منظور از مهندسی فرهنگ چیست و الزامات آن کدام است؟
بررسی رابطه نظام پهلوی و دانشگاه در ایران
حوزههای تخصصی:
دانشگاه از همان بدو تولد در کنار کارویژه های فنی و علمی خود به عنوان یکی از دستگاههای ایدئولوژیک برای باز تولید مشروعیت نظام پهلوی مورد استفاده قرار گرفت. این مقاله به بررسی تلاشهای دولت پهلوی برای کنترل دانشگاه و مقاومت دانشگاه در برابر این اقدام می پردازد. در این راستا، سیاست غربی سازی دانشگاهها در این دوران با مخالفت گسترده دانشجویان روبه رو شد. این مخالفتها که از سوی دو گروه دانشجویان چپ و مسلمان صورت می گرفت، منجر به بروز بحران مشروعیت نظام در دانشگاهها شد و زمینه را برای فروپاشی آن فراهم کرد.
تحلیلی تاریخی بر وحدت حوزه و دانشگاه
حوزههای تخصصی:
سالهای متمادی است که در ایران علمای دینی در پیوند با نهاد دین و تعلیم و تربیت تاثیر عمده ای در فرهنگی و اجتماعی کردن نسل جدید دارند. مراکز آموزشی ایران در گذشته دور، که طبعا ًعلمای اسلام در آن بودند، علاوه بر علم ادیان، علم ابدان را هم آموزش می دادند و حکیمان چند بعدی تربیت می کردند. بعداً ٌروشنفکران و برخی حاکمان به تاسیس دانشگاه دست زدند. اما روشهای اعمال شده در دانشگاهها کم و بیش موجب برخی موضع گیری ها شد؛ یعنی دانشگاه به جای آنکه به بررسی بپردازد، به نفع این یا آن نظریه موضع می گرفت و چنین شد که فاصله دانشگاه و حوزه بسیار زیاد شد. متاسفانه در این بین عده ای از غربزدگان و ایادی خودباخته به مظاهر تمدن غرب نیز از گسترش دانشگاهها به عنوان وسیله ای در راستای اهداف شوم خود و استکبار غرب استفاده کردند. مقاله حاضر تلاشی علمی است در پاسخ به این سؤال که چرا در تاریخ صد ساله اخیر ایران ارتباط بین دو قشر روحانی و روشنفکر آن گونه که باید و شاید دوستانه نبوده و حتی در بیشتر موارد بین آن دو رقابتی ستیزه جویانه و ویرانگر حاکم بوده است. هدف این مقاله، یافتن دلایل جدایی حوزه و دانشگاه به ویژه از اوایل دوران مشروطه تاکنون و بیان نظرات اندیشمندان بزرگ معاصر در این زمینه است. لذا پس از ارائه مختصری از سوابق آموزش حوزوی و دانشگاهی در ایران و جهان، به بررسی تاریخچه، وضعیتها، مشکلها و راهکارهای موجود در تحقق وحدت حوزه و دانشگاه در ایران از دیدگاه امام خمینی (ره)، شهید مطهری، دکتر شریعتی، آل احمد و سایر صاحب نظران و اندیشمندان مهم در این زمینه پرداخته می شود و در انتها به نتیجه گیری و ارائه پیشنهادهایی در شرایط موجود کشور پرداخته می شود.
مفهوم شناسی و نگرشی بر ابعاد برنامه ریزی مهندسی فرهنگی
حوزههای تخصصی:
بنا به فرموده مقام معظم رهبری: یکی از مهم ترین تکالیف ما در درجه اول، مهندسی فرهنگی کشور است. با توجه به این نکته که فرهنگ، امری اکتسابی و فراگرفتنی است و افراد انسانی از طریق تعلیم و تربیت و جامعه پذیری، عناصر فرهنگ یک جامعه را فرا می گیرند، دراین مقاله سعی شده است ابتدا واژه فرهنگ از زوایای متعدد تعریف و بررسی و سپس، تعاریف مهندسی فرهنگ ارائه شود. در انتها نیز ابعاد برنامه ریزی مهندسی فرهنگی تبیین شده اند. در بحث مهندسی فرهنگی، هدایت و ساماندهی و مطلوبیت فعالیت دستگاههای فرهنگی جامعه برای پاسخ به نیازها مورد توجه است. از یک منظر، مهندسی فرهنگی عبارت از چهار بعد اصلی است که در طول یکدیگر قرار دارند: شناسایی فرهنگ و رصد فرهنگی، تبیین مدلهای فرهنگی، برنامه ریزی فرهنگی، مدیریت فرهنگی و نظارت. در این مقاله برنامه ریزی فرهنگی را مد نظر قرار داده و مسئله را از این بعد توصیف می کنیم.