فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۴۲۱ تا ۱۰٬۴۴۰ مورد از کل ۵۷٬۳۸۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر مدیریت منابع انسانی بر عملکرد زیست محیطی می باشد . جامعه آماری پژوهش حاضر، کارکنان شهرداری منطقه 11 تهران می باشد، که با نمونه گیری از فرمول کوکران برای جامعه محدود، تعداد250 نفر از آنها برای جمع آوری داده ها انتخاب شدند و با استفاده از ابزار پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفتند . متغیر مستقل اصلی در این تحقیق مدیریت منابع انسانی استراتژیک می باشد . متغیر وابسته اصلی عملکرد زیست محیطی است. متغیر جهت گیری زیست محیطی داخلی به عنوان متغیر تعدیلگر و متغیر رفتار شهروندی سازمانی نسبت به محیط زیست به عنوان متغیر میانجی در نظر گرفته شده است . برای آزمون فرضیات تحقیق از مدلسازی معادلات ساختاری با نرم افزار پی.ال.اس استفاده شد . نتایج تشان داد که تمام فرضیات مورد تأیید هستند و تأثیر متغیرهای درنظر گرفته شده در مطالعه بر عملکرد زیست محیطی تأیید میشود.
تصمیمات قیمت گذاری و زمان تحویل در زنجیره تأمین دوکاناله با فروش سنتی و آنلاین در حالت متمرکزو غیرمتمرکز با سیستم های حمل متفاوت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال دوازدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۵
135 - 159
حوزههای تخصصی:
با رشد سریع فناوری اطلاعات، تولیدکنندگان که در گذشته فقط به صورت سنتی و از طریق خرده فروشان محصولات خود را عرضه می کردند، می توانند به صورت مستقیم و آنلاین نیز محصولات خود را عرضه کنند. این پژوهش، یک زنجیره تأمین دو کاناله شامل یک تولیدکننده و یک خرده فروش را در نظر گرفته است که در آن تولیدکننده می تواند محصولات خود را از طریق دو کانال سنتی و آنلاین به فروش برساند. فرض می شود تولیدکننده محصول را در کانال آنلاین با دو روش حمل و درنتیجه دو زمان تحویل متفاوت عرضه می کند که قاعدتاً روی تقاضای یکدیگر تأثیر می گذارد. زنجیره تأمین موردنظر ابتدا در حالت غیرمتمرکز با فرض رهبری تولیدکننده و با استفاده از رویکرد استکلبرگ مدل سازی شده و متغیرهای تصمیم کلیدی شامل قیمت کانال های سنتی و آنلاین و زمان های تحویل کانال های آنلاین تعیین می شود؛ سپس فرض می شود که تولیدکننده و خرده فروش تصمیمات خود را به طور یکپارچه و متمرکز اتخاذ کنند. آنچه موجب نوآوری و منحصربه فرد شدن این پژوهش می شود، وجود دو کانال فروش آنلاین و رقابت بین آن ها و همچنین کانال فروش سنتی است. مثال های عددی ارائه شده نشان می دهد که یکپارچگی و هماهنگی تولیدکننده و خرده فروش به نفع تمام اعضای زنجیره تأمین است و به میزان زیادی سود کل زنجیره تأمین را افزایش می دهد.
نقش میانجی هوش هیجانی در رابطه رهبری اخلاقی با قصد هشداردهی خطاکاری در مؤسسات حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال سیزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۸
31 - 58
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی نقش میانجی هوش هیجانی در رابطه رهبری اخلاقی با قصد هشداردهی حسابرسان مستقل است. روش: جامعه آماری پژوهش شامل حسابرسان مستقل شاغل در مؤسسات حسابرسی بخش خصوصی و بخش دولتی در سال 1399 است. در معادلات ساختاری حداقل نمونه 200 مورد پیشنهاد شده و بر اساس فرمول کوکران در جامعه نامحدود تعداد نمونه 385 مورد نیاز است. بر این مبنا تعداد500 پرسشنامه به صورت کاغذی و الکترونیکی ارسال شد و تعداد 441 نفر از آن ها گردآوری و مورد بررسی قرار گرفت. داده ها از طریق پرسشنامه جمع آوری شده و با استفاده از معادلات ساختاری به کمک نرم افزار لیزرل مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته ها : نتایج پژوهش نشان می دهد رهبری اخلاقی بر قصد هشداردهی حسابرسان به صورت مستقیم تأثیر مثبت و معناداری دارد و این رابطه با واسطه هوش هیجانی نیز معنادار بوده و تقویت می شود. بنابراین، هوش هیجانی میانجی گری مناسب برای رابطه رهبری اخلاقی با قصد هشداردهی حسابرسان است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش رعایت اصول رهبری اخلاقی و توجه به ارزش های اخلاقی در ارتباطات کارکنان در مؤسسات حسابرسی، قصد هشداردهی حسابرسان را افزایش می دهد. از سوی دیگر می توان بیان کرد رهبری اخلاقی در مؤسسات حسابرسی، تقویت و توجه کارکنان به قابلیت های هیجانی و افزایش هوش هیجانی آنها را به همراه دارد. همچنین بر اساس این نتایج حسابرسان دارای هوش هیجانی بالا به دلیل اطلاع از احساسات و هیجانات خود و دیگران، می توانند عواطف خود را در شرایط پیچیده مشاهده تخلف توسط همکاران مدیریت نموده و بنابراین، تمایل بیشتری به هشداردهی دارند. پژوهش حاضر می تواند منجر به توجه بیشتر به موضوع هشداردهی، رفتار اخلاقی مدیران، مدیریت و درک عواطف کارکنان و کاهش تخلفات در حرفه حسابرسی در ایران شود.
بررسی رابطه بین کارایی اجزای سرمایه فکری و عملکرد مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
حوزههای تخصصی:
در اقتصاد دانش محور کنونی، سرمایه فکری عامل اصلی برتری و بهبود عملکرد شرکت هاست. سرمایه فکری شامل تمام منابعی از سازمان است که ارزش سازمان و همچنین شایستگی سازمان را بالا می برند. پس این نشان می دهد که مدیریت سرمایه فکری به شکلی موثر و کارامد، ارزش و عملکرد مالی سازمان را افزایش خواهد داد. این پژوهش به بررسی رابطه بین اجزای سرمایه فکری و عملکرد مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شده است. برای دستیابی به این هدف با استفاده از مدل پالیک (2000) به اندازه گیری سرمایه فکری پرداخته شد که شامل ابعاد سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه فیزیکی می باشد. متغیر وابسته در پژوهش، عملکرد مالی می باشد که با استفاده از شاخص بازده دارایی ها اندازه گیری شده است. ضمن اینکه اثر برخی از ویژگی های شرکت همانند اهرم مالی و اندازه شرکت در مدل های رگرسیونی کنترل شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 7 ساله بین سال های 1392 الی 1398 می باشد که براساس روش نمونه گیری حذف سیستماتیک تعداد 128 شرکت و در مجموع 1458 سال- شرکت به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها در گروه پژوهش های توصیفی- پس رویدادی قرار دارد که برای بررسی فرضیه ها از مدل های رگرسیونی چندمتغیره با استفاده از نرم افزار Eviews8 بهره گرفته شد. نتایج به دست آمده در این پژوهش نشان می دهد بین کارایی سرمایه انسانی و فیزیکی با عملکرد مالی ارتباط معنی داری وجود دارد. اما ارتباط بین کارایی سرمایه ساختاری و عملکرد مالی شرکت ها مورد تایید قرار نگرفته است.
بررسی تاثیر تفاوت ارزش دفتری مالیات بر نوآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
حوزههای تخصصی:
اجتناب از پرداخت مالیات از مهمترین تصمیمات مدیران است که به واسطه جلوگیری از انتقال منابع شرکت به دولت ممکن است آثار مساعد یا نامساعدی بر ارزش شرکت داشته باشد. موضوع مالیات به دلیل نقش خاص، تاثیرات و همچنین قوانین، مقررات و سازوکارهای حاکم بر آن، از دیرباز مورد توجه صاحب نظران اقتصاد، مالیه عمومی، سیاسیون، تشکل ها و حتی عموم مردم قرار داشته است. لذا بر پایه این استدلال، هدف از پژوهش حاضر تاثیر تفاوت ارزش دفتری مالیات بر نوآوری شرکت با استفاده از یک نمونه متشکل از 167 شرکت طی سال های 1393 تا 1399 است. نتایج یافته های فرضیه پژوهش حاکی از آن است که بین تفاوت دفتری مالیات با نوآوری شرکت رابطه معناداری وجود دارد.
برندهای ملی در مقابل برندهای فروشگاهی: تاثیر احساس نسبت به برندهای ملی بر احساس نسبت به برندهای فروشگاهی در صنعت فرش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت برند سال ۹ بهار ۱۴۰۱ شماره ۲۹
140 - 186
حوزههای تخصصی:
برندها به عنوان هویت های زنده در فضای کسب و کار نقش آفرینی کرده، در بخش هایی با هم رقابت و در بخش هایی با هم رفاقت و یکدیگر را پشتیبانی می کنند. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر احساس نسبت به برند های ملی بر احساس نسبت به برند فروشگاهی و تاثیر آنها بر وفاداری مشتریان در صنعت فرش است. نقش قابلیت اطمینان خرده فروش نیز به عنوان یک عامل تعدیلگر در رابطه بین احساس نسبت به برندهای ملی و برند فروشگاهی مورد بررسی قرار می گیرد. جامعه آماری، مشتریان یک فروشگاه معتبر فرش در تهران است که تعداد 404 نفر به روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند انتخاب شدند و به منظور گردآوری داده ها از ابزار پرسشنامه استفاده شد . جهت تجزیه و تحلیل داده ها در آمار توصیفی از نرم افزار اس پی اس اس 25 و در آمار استنباطی نیز از روش مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی ال اس 3/3 استفاده شد. بر اساس نتایج پژوهش حاضر رابطه منفی میان برندهای ملی و برندهای فروشگاهی (قطبی شدن احساسات) تایید نشد بلکه احساس نسبت به برندهای ملی تاثیر مثبت معناداری بر احساس نسبت به برندهای فروشگاهی دارد. بر اساس یافته ها قابلیت اطمینان خرده فروش که از محیط فروشگاه، ادراک مکان یابی برند فروشگاهی و فعالیت ترفیعی درون فروشگاه ناشی می شود به طور مستقیم بر احساس نسبت به برند فروشگاهی تاثیر مثبت معناداری دارد اما قابلیت اطمینان خرده فروش رابطه میان احساس نسبت به برندهای ملی و برندهای فروشگاهی را تعدیل نمی کند. در نهایت احساس نسبت به برندهای فروشگاهی نیز تاثیر مثبت معناداری بر وفاداری به فروشگاه دارد.
مدل پذیرش فناوری های نوین مالی و بانکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۰
289 - 306
حوزههای تخصصی:
امروزه فناوری نوین مالی بانکی یا فین تک با توجه به گستردگی استفاده از اینترنت و فناوری اطلاعات اهمیت زیادی در دنیا دارد. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل پذیرش فناوری های نوین مالی و بانکی انجام شده است. این مطالعه در دو بخش کیفی و کمی انجام شد. در بخش کیفی، 15 نفر از خبرگان توسط نمونه گیری قضاوتی و سطح اشباع برای نمونه آماری و انجام مصاحبه انتخاب شدند. تجزیه وتحلیل مصاحبه ها توسط روش تحلیل محتوا انجام شد و مقوله های مدل پذیرش فناوری های نوین مالی و بانکی شناسایی شدند. بدین ترتیب تعداد 77 مقوله فرعی، 16 مقوله اصلی و تعداد 10 سند نهایی از تحلیل بخش کیفی حاصل شد. در بخش کمی، پرسشنامه ای از مقوله های شناسایی شده طراحی شد و در اختیار 384 نفر از مشتریان بانک ها و مؤسسات مالی که توسط فرمول کوکران انتخاب شدند قرار گرفت. مقوله های شناسایی شده توسط روش آنتروپی شانون، وزن دهی و اولویت بندی شدند تا مهم ترین مقوله ها برای پذیرش فناوری های نوین مالی و بانکی مشخص گردند. نتایج نشان داد که زیرمقوله های راهبردهای سازمانی با وزن 0231/0، ایجاد سرعت در پذیرش نوآوری با وزن 0222/0 و سرمایه گذاری و چالش ها با وزن 0222/0 بالاترین اهمیت را در میان سایر زیرمقوله های شناسایی شده دارا هستند.
Investigating the Effect of Successive News of Distributed Profits, Negative Adjustment and Late Announcement of Adjustment on the Market Reaction Process(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In this research, we have tried to investigate the effect of successive news of dis-tributed profits, negative adjustment and late announcement of an adjustment on the market reaction process in Iran. Following the design of the market response evaluation indicators, the transaction information was collected from the Stock Exchange in the five-year period of 2011-2015. The statistical sample consists of 125 companies selected by systematic elimination method and a total of 625 years-firms. To investigate the research hypotheses, linear regression and correlation have been used and for analyzing the data and testing the hypotheses, Eviews software has been used. What is summarized in the overall conclusion of the test of research hypotheses is that the successive news of distributed profits has an effect on the market reaction process;moreover, negative adjustment has a negative impact in the forecast of earnings per share and late announcement of the adjustment of the earnings per share on the market reaction process.Finally, the results indicated that the market's negative reaction to the late negative adjustment of the earnings per share forecasting is not lower than timely negative adjustment of earnings per share forecasting, and the positive reaction of the market to adjust the timely positive or zero forecast of earning per share, compared to adjusting the late positive or zero forecast of earnings per share is also no greater. the results obtained in this study are partly consistent with the documentation referenced in the theoretical framework of the research and financial literature
تأثیر حق الزحمه غیرمنتظره حسابرسی بر کیفیت گزارشگری مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال دوم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۸
146 - 162
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در پی ردیابی تأثیر حق الزحمه غیرمنتظره حسابرسی بر کیفیت گزارشگری مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. در این راستا نمونه ای مشتمل بر 121 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طول سال های 1399-1394با کمک الگوی حذف سیستماتیک انتخاب و در نهایت فرضیه پژوهش با کمک آزمون رگرسیون خطی چندگانه مبتنی بر داده های تلفیقی آزمون شد. برای سنجش حق الزحمه غیرمنتظره حسابرسی از مدل چوی و همکاران (2010) و برای ارزیابی کیفیت گزارشگری مالی نیز از مدل بارتز و همکاران (2001) بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که حق الزحمه غیرمنتظره حسابرسی بر کیفیت گزارشگری مالی شرکت تأثیر منفی و معناداری دارد. مطابق یافته پژوهش با افزایش مبلغ حق الزحمه غیرمنتظره حسابرسی، کیفیت گزارشگری مالی شرکت مذکور کاهش یافته است. این یافته با نتایج پژوهش های پیشین لابو و زو (2013) هم راستا است که نشان دادند که افزایش دستمزد مشروط حسابرس موجب کاهش احتمال تجدیدنظر گزارش سالانه خواهد شد.مطابق با مبانی نظری پژوهش در شرایطی که صورت های مالی شرکت ها کیفیت مطلوبی نداشته باشند یکی از راهکارهای جبران کاستی کیفیت گزارش های مذکور پرداخت مبلغ نامتعارف حق الزحمه به حسابرسان مستقل می باشند و یافته های تجربی پژوهش حاضر موید مبانی نظری دیدگاه مذکور است که مطابق آن ظابطه مندسازی بیشتر جریان قیمت گذاری خدمات اعتباردهی حسابرسان توسط جامعه حسابداران رسمی و سایر مراجع ذی ربط را می طلبد.
ارائه یک مدل ریاضی چندهدفه برای کمینه کردن هزینه های زمانبندی چرخش شغلی برپایه ارگونومی
حوزههای تخصصی:
امروزه صاحبان صنایع و کارآفرینان برای پاسخ به نیازهای گوناگون مشتریان پیوسته به دنبال راهی برای افزایش انعطاف پذیری کارکنان خود در راستای نائل شدن به اهداف سازمان خود هستند. بهینه سازی شیوه خدمت رسانی در سیستم های تولیدی و ارائه الگوهای مناسب کار، می تواند در نهایت سبب سادگی ارائه خدمات و همچنین افزایش رضایت کارکنان شود. باوجود این که چرخش شغلی یک شیوه مناسب در بهبود چابکی سازمان در پاسخ دهی به تنوع درخواست ها است، بررسی این موضوع بدون نگرش درست به مسائلی از جمله هزینه های اجرا و نیز ارگونومی و انگیزش کارکنان به نتایج بهینه ای منجر نمی شود. از این رو در این پژوهش، یک مدل ریاضی چند هدفه زمانبندی کارکنان با در نظر گرفتن اهداف کمینه سازی هزینه های زمانبندی و تخصیص پرسنل، افزایش رضایت کارکنان و نیز ارگونومی شغلی است. برای حل این مساله بهینه سازی چندهدفه از روش محدودیت اپسیلون استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان داد با کمک مدل های چندهدفه مناسب می توان نتایج بهینه ای در مورد ارائه چرخش شغلی متناسب با شرایط کاری کارکنان ارائه کرد. همچنین برنامه زمانبندی با در نظرگرفتن چرخش شغلی می تواند در نهایت هزینه ها را کاهش و انگیزه را افزایش دهد.
طراحی و تبیین مدل رفتاری مبتنی بر عقلانیت الهی و احساس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در میان عوامل تأثیر گذار بر شکل گیری رفتار ، نقش «عقلانیت و احساساسات» از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف از این پژوهش طراحی مدل رفتاری مبتنی بر عقلانیت الهی و احساس می باشد. روش تحقیق از نظر هدف، توسعه ای- کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی است. راهبرد این تحقیق کیفی و کمی می باشد. در مرحله کیفی با استفاده از روش فرایند چرخه ای تحلیل و با بهره گیری از فن دلفی، رفتارهای شناسایی شده حاصل از عقلانیت الهی و احساس، به چهار دسته ی: متعالی، پسندیده، ناپسند و پَست طبقه بندی شد و روایی محتوایی مدل توسط 14 نفر از خبرگان آگاه به موضوع تایید گردید. جامعه ی آماری تحقیق شامل 1477 نفر از کارکنان شرکت توزیع برق شیراز می باشد که نمونه 313 نفری به روش تصادفی انتخاب گردید. جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از پرسشنامه و بوسیله نرم افزارهای SPSS-23 و PLS-3 و با روش مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد عقلانیت الهی کارکنان بر رفتارهای پسندیده، ناپسند و پَست اثرگذار است. از سوی دیگر، اثر عقلانیت الهی کارکنان بر رفتار متعالی و همچنین احساسات کارکنان بر رفتارهای چهارگانه تایید نشد که پس از آسیب شناسی، پیشنهاداتی برای تقویت رفتار متعالی کارکنان ارائه گردید.
بررسی اثربخشی سیستم های هوش مصنوعی در کارکردهای منابع انسانی
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی شاخه ای از علم و فناوری است که طی دهه ها در زمینه های مختلف به طور مؤثر مورد استفاده قرار گرفته است و اکنون به عنوان یکی از فناوری های پیشرو در عصر کنونی به بخشی ضروری از شیوه های سازمانی تبدیل شده است. روند نوظهور استفاده از فناوری های هوش مصنوعی در مشاغل. ضرورت اصلی مدیریت منابع انسانی نیز عمدتاً مبتنی بر رویکردهای فناورانه است، زیرا به یک نیاز بالقوه برای هر بخش منابع انسانی برای ایفای نقش خود در توسعه کل سازمان تبدیل شده است. فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی، سیستم هوشمند آینده هستند و خواهند بود و همچنین با وابستگی بیشتر به فناوری های پیشرفته، فرآیندهای مدیریت منابع انسانی را تغییر می دهند. از طریق این مقاله، محقق با فناوری های مصنوعی مورد استفاده در فعالیت های منابع انسانی آشنا می شود و احتمال و پتانسیل فنی بودن هوش مصنوعی در مدیریت منابع انسانی و همچنین چالش های مرتبط با هوش مصنوعی در مدیریت منابع انسانی و احتمالات آینده آن را بررسی می کند..
تبیین نقش کایزن در بهره وری سازمانی در صنایع کوچک و متوسط شرکت شهرک های صنعتی استان تهران
منبع:
پژوهش های علوم مدیریت سال چهارم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱۰
123 - 110
حوزههای تخصصی:
امروزه چالش بزرگ کشورهای درحال توسعه، بهره وری است و کشور ما نیز با درک این موضوع، چند سالی است که در پی یافتن راهی برای نهادینه کردن این مفهوم در جامعه صنعتی و سازمانی خویش است. چرخه های مدیریت بهره وری که با رویکرد کایزن عملیاتی در بخش عمده ای از سازمانها و صنایع کشور در حال استقرار و یکی از راهکارهای ارائه شده در این زمینه است. کایزن یک الگوی ساده، کم هزینه و موفق ژاپنی است که کلید موفقیت ژاپنی ها بوده، این سیستم که ریشه در فرهنگ شرکت های تولیدی، صنعتی و سازمان های ژاپنی دارد که امروزه در بسیاری از کشورهای صنعتی برای افزایش بهره وری مورد الگوبرداری قرار گرفته است. دستیابی به بهره وری بیشتر و عرضه محصول با کیفیت همیشه جزو اهداف اصلی سازمان هاست، اما برای دستیابی به فرایندهایی که کالا یا خدمات را با کیفیتی بالاتر ارائه کنند تنها به کارگیری تکنولوژی های نوین موفقیت آمیز نخواهد بود و اگر سیستمی برای بهبود فرایندها تعریف و به کار گرفته نشود به جز اتلاف منابع و زمان کار دیگری صورت نپذیرفته است. در واحدها وسازمانها، مواد اتلافی وجود دارند که با حذف آنها می توان هزینه ها را کاهش و بهره وری را افزایش داد. در واقع اجرای کایزن باعث ارتقا عملکرد بهبود سازمان می شود. بنابراین به دلیل توانایی کایزن در کاهش هزینه ها و جلوگیری از اتلاف منابع ارتقا منابع وسطح عملکرد و افزایش بهره وری کاربرد و اجرای آن در همه واحدهای صنعتی و سازمان ها توصیه می گردد.
طراحی و اعتبارسنجی مدل توانمندسازی مدیران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش در گام نخست، طراحی مدل توانمندسازی مدیران و در مرحله بعدی، اعتبارسنجی آن مبتنی بر پژوهشی آمیخته و به روش توصیفی اکتشافی بود. جامعه آماری برای ارائه مدل، شامل خبرگان دانشگاهی و همچنین، مدیران ارشد بانک مرکزی و برای اعتبارسنجی آن،شامل مدیران صف و ستاد بانک مرکزی بود. نمونه آماری خبرگان تا مرحله اشباع نظری به تعداد 15 نفر به روش هدفمند قضاوتی و برای مرحله اعتبارسنجی مدل، به تعداد 210 نفر مبتنی بر قواعد حجم نمونه در روش معادلات ساختاری و به روش طبقه ای تصادفی انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه خبره مبنا برای مرحله مدل سازی و پرسشنامه با طیف لیکرت پنج تایی برای مرحله اعتبارسنجی بود. روایی پرسشنامه به روش همگرایی و واگرایی و پایایی آن به روش پایایی معرف ها و مرکب تأیید شد. ترکیب نتایج تحلیل مضمون و مدل سازی ساختاری تفسیری، منتج به ارائه مدل توانمندسازی مدیران شد که از هشت مقوله توان سازهای ساختاری، توان سازهای مدیریتی، توان سازهای دانشی، توان سازهای انگیزشی، کُنشگران توان ساز، توانمندسازی روانی، توانمندسازی تجربی و پیامدهای رفتاری تشکیل یافته است. همچنین، یافته های بخش کمّی، اعتبار مدل ساختاری پژوهش را تأیید و کلیه فرضیه ها (به غیر از اثر تعدیلگری کُنشگران توان ساز) اثبات شد.
رابطه نوآوری و خلاقیت با رشد اقتصادی؛ مروری بر اهمیت و رشد آن
منبع:
جهان نوین سال پنجم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۸
61-82
حوزههای تخصصی:
توسعه اقتصادی همواره از دغدغه های اصلی حوزه علم و سیاست بوده و برای قرار گرفتن در مسیر صحیح توسعه اقتصادی، ریشه یابی مستمر آن الزامی است. یافته ها و تجربه اخیر کشورها حاکی از آن است که خلاقیت و نوآوری مهم ترین و بنیانی ترین عامل رشد و توسعه اقتصادی است. یکی از مهم ترین حوزه های تقویت خلاقیت و نوآوری، حوزه ی فرهنگ، هنر و آموزش است؛ بنابراین هدف از تحقیق حاضر بررسی رابطه ی نوآوری و خلاقیت با رشد اقتصادی و مروری بر اهمیت و موانع و رشد آن است. در این تحقیق با استفاده از مطالعه کتابخانه ای به بررسی رابطه ی بین نوآوری و خلاقیت با رشد اقتصادی پرداخته شده است. خلاقیت و نوآوری در نهاد هر انسانی است و باید در دوره ی کودکی و نوجوانی با آموزش های اصولی پرورش و رشد یابد تا در سال های بعد، در تمام فعالیت های فردی و گروهی انسان مشاهده گردد. برای پرورش خلاقیت باید به کودکان و نوجوانان امکان تفکر داد و آنان را از انجام دادن فعالیت های تکراری و بدون هدف و از پیش تعیین شده تا حد امکان بر حذر داشت. سرمایه گذاری در فناوری به عنوان اصول مقدماتی برای تضمین کردن قدرت رقابتی و پیشرفت و متعاقباً دستیابی به یک رشد اقتصادی پایدار در نظر گرفته می شود. فراهم کردن سطح پایداری از تحصیلات برای نیروی کار، افزایش سرمایه گذاری ها در حوزه پژوهشی، خلق محصولات جدید و دسترسی راحت سرمایه گذاران به بازارهای بورس می تواند در درجه اول توسعه بخش های خصوصی و دولتی را تضمین کرده و ثانیاً شرایط و کیفیت زندگی مردم را بهبود دهد.
اطلاعات دیجیتال و حسابداری مدیریت: نیاز به بازبینی روش های پژوهش
حوزههای تخصصی:
جهان امروز در عصر دیجیتال وارد مرحله جدیدی شده که با محوریت تحول دیجیتال در حال منسوخ کردن بسیاری از الگوهای تجاری و رونمایی از ابزارها، خدمات و شیوه های نوینی از تعامل اقتصادی است. حسابداری به عنوان زبان تجارت متاثر از محیط پیرامون خود می باشد، به طور خاص حوزه حسابداری مدیریت به عنوان زیرمجموعه حسابداری، حوزه ای پویا می باشد. دیجیتالی کردن در حال اثرگذاری عمیق بر نحوه عملکرد شرکت ها است؛ زیرا ظهور اینترنت، فناوری های تلفن همراه و ابزارهای اقتصاد دیجیتال، منجر به شکل گیری عمق، گستره و تنوع در داده ها شده که به مراتب از آنچه پژوهشگران در گذشته به آن دسترسی داشتند، فراتر رفته است. با این حال، پژوهشگران علوم اجتماعی، به پژوهش پیرامون مسائل سازمانی تمایل داشته و از رویکردهای روش شناسی مرسوم برای مطالعه بسترهای ایجاد شده بر اثر تغییر شکل داده های دیجیتال، بهره می برند. در این پژوهش تلاش شده تا تداوم تفکر روش شناسی مرسوم هنگام پژوهش در محیط داده های دیجیتال را با دقت بررسی نماید و تأثیر این مهم را بر مطالعات حسابداری مدیریت نشان دهد. همچنین، در این پژوهش دلیل اثرگذاری دیجیتالی شدن بر قواعد روش شناسی مورد بررسی قرارگرفته تا مشخّص شود روش های توصیفی و توضیحی که حسابداران مدیریت آن ها را بکار می گیرند، متناسب با تحولات ایجاد شده نیازمند بازبینی است.
تاثیر ساختار مالکیت و ویژگی های هیئت مدیره بر عملکرد پایداری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
حوزههای تخصصی:
نقش محوری عملکرد پایداری در دنیای امروز بر هیچ کس پوشیده نیست، یکی از مهمترین ضروریات هر سازمان فراهم کردن منابع مالی مورد نیاز برای پایداری و بقا و تداوم فعالیت است. لذا، بحث پایداری به عنوان یک موضوع جدید و تاثیرگذار امروزه توجه پژوهشگران را به خود جلب نموده است و همواره به عنوان یکی از مهم ترین و بحث برانگیزترین مباحث در پژوهش های مدیریتی است. ویژگی های هیئت مدیره، شاخصی مهم برای اندازه گیری ساختار مالکیت محسوب می شود و از اهمیت فروانی در تحلیل مسئولیت اجتماعی و عملکرد غیرمالی برخوردار است. از این رو هدف این پژوهش بررسی تاثیر ساختار مالکیت و ویژگی های هیئت مدیره بر عملکرد پایداری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در راستای هدف پژوهش، با استفاده از روش حذف سامانمند، نمونه ای متشکل از 103 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1395 لغایت 1399 انتخاب گردید. برای تجزیه و تحلیل دادها و آزمون فرضیه ها از مدل های رگرسیون لاجیت استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که بین مالکیت خانوادگی و عملکرد پایداری شرکت رابطه مثبت معناداری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که بین استقلال هیئت مدیره و عملکرد پایداری شرکت رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. سایر نتایج نشان داد که بین تمرکز مالکیت، مالکیت نهادی، اندازه هیئت مدیره و دوگانگی مدیرعامل با عملکرد پایداری شرکت رابطه معناداری وجود ندارد.
استراتژی های موثر بازاریابی در شرایط رکود اقتصادی
حوزههای تخصصی:
رکود دورانی است که عموما با ورشکستگی، بیکاری و افزایش فشار زندگی تداعی می شود. در این میان لازم است شرکت ها به منظور در امان ماندن از آسیب های احتمالی و یا حتی نابودی، تغییرات موجود را زیر نظر گرفته و با تدوین استراتژی های بازاریابی مناسب، خود را برای پاسخگویی هر چه بهتر به نیازهای مشتریان و نیز استفاده از فرصت های بالقوه توانمند سازند. در واقع بازاریابان به استراتژی نیاز دارند که نه تنها آنها را قادر سازد که از بحران عبور کنند، بلکه پیشرفت نیز داشته باشند. بنابراین، این پژوهش با هدف معرفی برخی استراتژی های مطرح شده در این زمینه، ضمن مرور ادبیات موضوع به بررسی اجمالی تحقیقات صورت گرفته در این باره می پردازد.
طراحی مدلی برای استراتژی برندسازی صادرات بین المللی در کسب و کار؛ مورد مطالعه: شرکت بوتان
منبع:
پژوهش های علوم مدیریت سال چهارم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۱
147 - 170
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق شناسایی مدلی برای صادرات محصولات شرکت بوتان است. تحقیق حاضر از نظر روش گردآوری داده ها از نوع پیمایشی- اکتشافی و در بعد جمع آوری از نوع مقطعی است. رویکرد این تحقیق نیز پیمایشی- اکتشافی است .بدین منظور با استفاده از تکنیک AHP ، اوزان فاکتورهای SWOT (نقاط قوت و ضعف و فرصت و تهدید ) استخراج و با کمک ماتریس آن استراتژیها تدوین شده، سپس این استراتژیها با کمک دو تکنیک QSPM و TOPSIS فازی اولویت بندی گردید و اهداف کمی و کوتاه مدت تعیین شده است .جامعه آماری این تحقیق شرکت بوتان در استان تهران و نمونه تحقیق خبرگان و مدیران این شرکت به تعداد 10 نفردر نظر گرفته شده است.پرسشنامه تحقیق بر اساس اهداف و چشم انداز شرکت طراحی و تدوین گردیده و نتایج این تحقیق حاکی از آن است که قوت ها نسبت به ضعفها امتیاز بالاتری دارند .و نتایج اولویت بندی استراتژی ها با تکنیک QSPM و TOPSIS تقریبا مشابه هم بوده است نتایج تحلیل فرضیه ها بر اساس نرم افزار لیزرل نشان دهنده تایید دو فرضیه تاثیر عوامل اقتصادی،سیاسی و اجتماعی بر صادرات محصولات شرکت بوتان و رد فرضیه تاثیر عوامل فرهنگی است.
تاثیر گذاری سن بر خوش بینی، نوآوری و تاثیر آن بر انگیزه لذت جویانه و سودمندانه و رفتارهای مصرف کننده مبتنی بر فناوری (مورد مطالعه: کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام)
منبع:
پژوهش های علوم مدیریت سال چهارم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۱
205 - 217
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه با هدف شناسایی شیوه ای که خوش بینی و نوآوری مصرف کنندگان (محرک های آمادگی فناوری) بر گرایش آنها به استفاده از خدمات مبتنی بر فناوری است مورد بررسی قرار می دهد. در واقع مسئله اصلی تحقیق چگونگی تاثیر سن بر خوش بینی ، نوآوری و تاثیر آن بر انگیزه لذت جویانه و سودمندانه و رفتارهای مصرف کننده مبتنی بر فناوری است. روش : پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر شیوه گردآوری اطلاعات، تحقیقی توصیفی – پیمایشی از نوع همبستگی است. سطوح مدیریت و کارشناسان ارشد شرکت پارس خودرو به تعداد 1650 که حجم نمونه 312 نفر از بین آن ها انتخاب و با پرسشنامه اقتباسی که روایی و پایایی آن تائید شده موردسنجش قرارگرفته است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها جمعیت شناختی و استخراج شاخص های مرکزی از آمار توصیفی و نرم افزار24 SPSS و برای تجزیه وتحلیل آمار استنباطی از مدل معادلات ساختاری و از نرم افزار PLS2 Smart استفاده شده است. یافته ها: یافته های تحقیق حاکی از اثر مثبت و معنی دار متغیرهای که سن بر خوش بینی ، نوآوری و رفتارهای مصرف کننده مبتنی بر فناوری تاثیر دارد. نتیجه گیری: یکی از پیامدهای بازاریابی این مطالعه این است که تمرکز بر نگرش مصرف کنندگان نسبت به فناوری کافی نیست، زیرا لازم است تأثیرات آنها بر تمایل به استفاده از خدمات در نظر گرفته شود.