اشتیاق شغلی به عنوان حالت ذهنی مثبت و خوشایند مرتبط با کار تعریف می شود. هدف این پژوهش پیش بینی اشتیاق شغلی دبیران از روی ابعاد شخصیت هگزاکو بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و پس رویدادی و جامعه آماری شامل کلیه دبیران زن ومرد مقطع دبیرستان استان اردبیل در سال تحصیلی 91-90 بود. نمونه مورد مطالعه شامل280 نفر (142 زن و 138 مرد) می شد که از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ابعاد شخصیتی هگزاکو (60 آیتمی) و پرسشنامه اشتیاق شغلی اوترچت (17 آیتمی) استفاده شد. داده های بدست آمده با استفاده از مدل یابی علی در قالب مدل های رگرسیونی و با استفاده از آزمون t مستقل تحلیل شد. نتایج نشان داد که مدل پیش بینی اشتیاق شغلی دبیران از روی صفات شخصیتی آنها معنی دار است بطوریکه اشتیاق شغلی تحت نفوذ معنی دار پنج بعد شخصیتی گشودگی به تجربه، وظیفه شناسی، توافق، برون گرایی و صداقت- تواضع قرار داشت. این درحالی است که ضریب مسیر از تهییج پذیری به طرف اشتیاق شغلی، معنی دار ظاهر نشد. هم چنین معلوم شد که زنان دبیر در مقایسه با مردان دبیر از اشتیاق شغلی بیش تری برخوردارند. نتایج بدست آمده در چهارچوب تحقیفات قبلی و تئوری های موجود مورد بحث قرار گرفته اند.
بکارگیری و توجه به نصایح و تجارب بزرگان مدیریت بازرگانی، تاثیر مثبتی بر موفقیت مدیران، نوآوران و متخصصین این رشته دارد این نصایح حاصل دانائی و خرد اندیشمندان مدیریت بازرگانی است که شامل دیدگاهها، چشم اندازها و رهنمودهایی برای ساختن آینده می باشد.
ارزشیابی خدمات بیمارستانی و مراقبت های بهداشتی و درمانی به دلیل ماهیت پیچیده، تنوَع فعَالیَت های آن و تداخل با مسائل گوناگون ، امری ست دشوار، خطیر و چند بعدی. برای ارزشیابی بدون سوگیری بیمارستان ها بایستی مسائل متعدد را درنظر گرفت. هدف پژوهش حاضر،تعیین رابطه ى بین مالکیَت بیمارستان با امتیاز ارزشیابی عملکرد اورژانس، با توجه به شاخص های نیروی انسانی، ارزش های اخلاقی، مسایل ساختاری، تجهیزات پزشکی، تجهیزات غیرپزشکی و شاخص کیفی بود.
روش بررسى : این یک پژوهش توصیفی - مقطعی؛ و کاربردی ست. جامعه ى پژوهش شامل 51 بیمارستان عمومی دولتی و خصوصی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی ایران است. داده های مورد نیاز با مراجعه به مستندات، صورتجلسات موجود در مرکز اعتباربخشی و ارزشیابی معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی ایران؛ و مرکز اعتبار بخشى و ارزشیابى مراکز درمانى وزارت بهداشت در سال 1386 ، با استفاده از فرم جمع آوری اطلاعات، گرد آورى شد. داده ها توسط نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمون t مستقل مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: بین نوع مالکیَت بیمارستان با امتیاز تخصیص یافته به نیروى انسانى اورژانس، ارزش های اخلاقی، تجهیزات پزشکی، دارویی ومصرفی، تجهیزات غیرپزشکی، شاخص کیفی در بیمارستان هاى عمومى دانشگاه علوم پزشکى ایران رابطه معنی داری مشاهده نشد. بین نوع مالکیَت بیمارستان با امتیاز تخصیص یافته به مسائل ساختارى اورژانس در بیمارستان هاى عمومى رابطه دیده شد. (028/0 (Pvalue=
نتیجه گیری: نحوه امتیازدهی در ارزشیابی بیمارستان ها در سال 1386 بین بخش خصوصی و دولتی تفاوتی نداشته است. نبود تفاوت بین بخش دولتی و خصوصی می تواند نشان دهنده ى ارزشیابی بدون سوگیری و جهت گیری کارشناسان اداره ارزشیابی و رعایت محورهای علمی در ارزشیابی بیمارستان ها باشد.
"
نظام هاى اطلاعات در سیستم عرضه ى سلامت با گردآورى، تحلیل و انتشار داده ها، زمینه استفاده از اطلاعات به منظور بهبود و ارتقاى سلامت جامعه را فراهم مى سازند. این مطالعه براى ارزشیابى وضعیت نظام اطلاعات سلامت از دیدگاه مدیران و ارائه دهندگان خدمات سلامت طراحى شده است.
روش بررسی: مطالعه توصیفی- مقطعى بوده و در سال 1383 انجام شد. ابتدا نظرات مدیران و کارشناسان برنامه هاى سلامت در مراکز آموزش درمانى، بیمارستان هاى عمومى، مراکز بهداشت شهرستان، ستاد معاونت و دانشکده ى پزشکى از طریق پرسشنامه جمع آورى و داده هاى حاصله با استفاده از نرم افزار spss 12 تحلیل شد.
یافته ها: از دیدگاه مدیران و کارشناسان، برنامه ریزى و تصمیم گیرى دو حیطه اصلى استفاده از اطلاعات است. مدیران 41 درصد و کارشناسان 34 درصد سئوالات آمار توصیفى را درست پاسخ دادند.53 درصد مدیران و 39 درصد کارشناسان در دو هفته گذشته از اطلاعات استفاده نموده اند. درحدود8/70 درصد مدیران و 8/40 درصد کارشناسان در زمان نیاز به داده هاى مربوط به عملکرد فرایند خاص، آنها را همزمان جمع آورى مى نمودند.
نتیجه گیری: با توجه به جایگاه نظام اطلاعات در هر سازمان و نقش اساسى آن در اتخاذ سیاست هاى درست، ایجاد نظام هماهنگ و یکپارچه اطلاعات و توانمندسازى کارشناسان در زمینه استفاده صحیح از داده ها از اولویت هاى ضرورى به شمار مى رود. "
درمحیطآشفته ای(نامطمئنومتغیر)کهسازمان هادرآنمشغولفعالیتهستند،یکیازمهم ترینعواملبقاءوپیشرفت،چابکیآن هااست. ویژگیاساسیاینمحیطتغییروعدم اطمیناناست. سازمان هادراینمحیط،چگونهبایدعملکنندتابتوانندضمن حفظ موقعیت خود، ازتغییرات،بیشترینمنفعتراکسبکردهوپیشرفتکنند. سیستمتولیدیچابک، راه حلیجدیدبرایمقابلهبااینچالش است. اما از آنجا که اجرای سیستم تولید چابک، کاری بسیار زمان بر و پرهزینه است، یکی از راه های بررسی ابعاد مختلف این سیستم، شبیه سازی است. مقاله حاضر با هدف تحلیل و بهبود رفتار سیستم تولید چابک با استفاده از روش مدل سازی پویایی های سیستم، تدوین شده و در آن ارتباط میان مؤلفه های مؤثر بر تولید چابک در یک سیستم پویا بررسی شده است.پس از آن، سناریوهایی بر اساس مدل مورد بررسی قرار گرفتند و رفتار متغیرهای کلیدی مدل، صحت مدل را تأیید نمودند.
درمحیطآشفته ای(نامطمئنومتغیر)کهسازمان هادرآنمشغولفعالیتهستند،یکیازمهم ترینعواملبقاءوپیشرفت،چابکیآن هااست. ویژگیاساسیاینمحیطتغییروعدم اطمیناناست. سازمان هادراینمحیط،چگونهبایدعملکنندتابتوانندضمن حفظ موقعیت خود، ازتغییرات،بیشترینمنفعتراکسبکردهوپیشرفتکنند. سیستمتولیدیچابک، راه حلیجدیدبرایمقابلهبااینچالش است. اما از آنجا که اجرای سیستم تولید چابک، کاری بسیار زمان بر و پرهزینه است، یکی از راه های بررسی ابعاد مختلف این سیستم، شبیه سازی است. مقاله حاضر با هدف تحلیل و بهبود رفتار سیستم تولید چابک با استفاده از روش مدل سازی پویایی های سیستم، تدوین شده و در آن ارتباط میان مؤلفه های مؤثر بر تولید چابک در یک سیستم پویا بررسی شده است.پس از آن، سناریوهایی بر اساس مدل مورد بررسی قرار گرفتند و رفتار متغیرهای کلیدی مدل، صحت مدل را تأیید نمودند.
نیاز به موفقیت (NEED FOR ACHIEVEMENT) یک عامل بالقوه در کارآفرینی است که می تواند باعث رشد و توسعه اقتصادی شود. نیاز به موفقیت گونه ای ویژه از انگیزه به شمار می آید که شامل یک احساس درونی و قوی نسبت به موفقیت است. این نیاز برمبنای انتظار انجام کارهای بهتر و سریع تر از دیگران یا انجام بهتر این کارها نسبت به گذشته است. شواهد متعددی، وجود ارتباط بین سطح انگیزه موفقیت و قابلیت پیشرفت یک جامعه را نشان می دهند. این شواهد به این موضوع اشاره دارند که انگیزه موفقیت می تواند پیشرفت اقتصادی و تکنولوژیکی را تغذیه کند و موجب گسترش آن شود.
تجربه، جوهر یادگیری سازمانی است که از موفقیت ها و شکست ها حاصل می شود و مستندسازی تجارب یکی از منابع اساسی توسعه و انتقال دانش و تجربه محسوب می شود. نظام علمی مستندسازی تجربه ها و مستندسازی تجارب مدیران ایرانی، نوید بخش مدیریت دانش بومی است. مدیران عالی بخش دولتی و خصوصی از تجارب مدیریتی ارزنده ای برخوردارند که مستندسازی آن ها بر غنای مدیریت در ایران می افزاید. برای تحقق این امر مهم، باید عوامل رفتاری و فرهنگی مستندسازی تجارب مدیران و سازوکار های ثبت تجربه را شناسایی کرد که این مقاله به این امر می پردازد. ابتدا ضمن مروری مختصر بر ادبیات موضوع و ارائه مدل مفهومی، متغیرهای پژوهش شناسایی شده و سپس با استفاده از روش پیمایشی، آراء و نظر خبرگان و صاحبنظران اخذ گردیده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در پایان با توجه نتایج حاصل، پیشنهادهای لازم ارائه شده است.
در این مقاله با روش و چارچوب تحلیلی سازگاری ـ تناقض، ویژگیهای ساز و کارهای موجود برای نهادینه سازی با ویژگیهای ابعاد اصلاح الگوی مصرف تطبیق داده شده است. در پایان، تحلیل ساز و کارها و ابزار مناسب برای اصلاح الگوی مصرف عرضه شده است. اصلیترین یافتههای مقاله چنین است: برای نهادینه کردن الگوی مصرف بهینه میتوان از هر سه ساز و کار کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت استفاده کرد. در کوتاه مدت با وضع قوانین و مقررات و تنبیه و تشویقهایی برای اجرای الگوی مصرف بهینه و در میان مدت با ایجاد هنجارهای منطبق با این الگو، رفتارهای افراد را با استفاده از نیروی انگیزه درونی و اجتماعی به سمت الگوی مطلوب هدایت، و در بلند مدت نیز با ایجاد شناخت و آگاهی بیشتر، افراد را به سمتی هدایت کرد که خود مایل به حرکت در جهت الگوی مطلوب و بهینه باشند. در این وضعیت موفقیت نهادینه کردن قطعیتر خواهد بود. برای نهادینه شدن الگوی مصرف بهینه در همهَ بخشها، لازم است ابزارهای مختلفی بهکار گرفته شود.
مقدمه و هدف: پژوهش ها نشان می دهد که فقدان تعهد به تغییر یکی از مهمترین عوامل ایجاد ناکارآمدی تغییرات است. تعهد به تغییر نیرویی است که منجر به درگیرشدن فرد در فرایندهای لازم برای موفقیت تغییر می شود. در پژوهش حاضر مدل تحلیل مسیر بین حمایت سازمانی، حمایت سرپرست از تغییر، اعتماد به سرپرست، عدالت، عاطفه مثبت و تعهد به تغییر بررسی شده است. روش و ابزار: این پژوهش توصیفی و از نوع رابطه ای است. نمونه پژوهش شامل ۴۶۳ نفر از کارکنان شرکت پالایش و پخش اصفهان بودند که به طور تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند و به ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های حمایت سازمانی و سرپرستی ادراک شده، اعتماد، عدالت تعاملی و رویه ای، عاطفه مثبت و تعهد به تغییرپاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی، تحلیل مسیر و تحلیل بوت استراب استفاده شد. یافته ها: تحلیل بوت استراب نشان داد که حمایت سرپرست از تغییر، عدالت رویه ای و عدالت تعاملی متغیرهای واسطه ای بین اعتماد ، حمایت سازمانی و تعهد هنجاری به تغییر هستند. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها مدیران و سازمان ها به افزایش اعتماد، حمایت، عاطفه مثبت و عدالت برای ایجاد تعهد به تغییر توصیه شدند.