ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۲۱ تا ۲٬۲۴۰ مورد از کل ۵۹٬۱۲۴ مورد.
۲۲۲۱.

روش های کمی برای سنجش شاخص های کیفیِ بهره وری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۹۷
در سال های اخیر، سنجش بهره وری سازمانی به یکی از دغدغه های اصلی محققان و مدیران تبدیل شده است؛ با این حال، تمرکز عمده بر جنبه های فنی و اقتصادی، موجب نادیده گرفتن ابعاد اجتماعی و انسانی  بهره وری به عنوان یک مفهوم چندبعدی شده است. این پژوهش با تمرکز بر جنبه های اجتماعی و انسانی بهره وری، با هدف شناسایی و معرفی مناسب ترین روش های کمی، برای سنجش این ابعاد کیفی انجام شده است. در این پژوهش از رویکرد ترکیبی (کیفی-کمی) و منطق استقرایی-قیاسی بهره گرفته شده است. در گام نخست از طریق مرور سیستماتیک، مقالات مرتبط با سنجش بهره وری سازمانی تحلیل شده و با مدل چندسطحی تطبیق داده شدند و با استفاده از تکنیک آنتروپی شانون، وزن شاخص های کمی و کیفی استخراج گردید. در گام های بعدی با استفاده از روش مرور دامنه ای و با بهره گیری از نظر خبرگان در گروه کانونی، مناسب ترین روش های سنجش، برای هر یک از شاخص های کیفی تعیین شد. جامعه آماری در این مرحله از پژوهش خبرگان اجرایی و دانشگاهی با حداقل سه سال سابقه اجرایی و پژوهشی در زمینه مدیریت بهره وری هستند. نتایج نشان می دهد که سهم شاخص های کمی در سنجش بهره وری ۷۰ درصد و سهم شاخص های کیفی ۳۰ درصد است؛ ضمن آن که بسیاری از شاخص های کیفی به دلیل پیچیدگی در اندازه گیری، مورد غفلت قرار گرفته اند. یافته های این تحقیق، ضمن ارائه چارچوب عملیاتی برای سنجش کیفی بهره وری، امکان انتخاب روش سنجش را متناسب با ماهیت شاخص و داده های مورد نیاز فراهم می سازد. از منظر کاربردی، نتایج این پژوهش می تواند مبنایی برای تصمیم گیری مدیران و پژوهشگران در راستای ارزیابی جامع بهره وری باشد.
۲۲۲۲.

بازآفرینی برند، تجربه مشتری و تأثیر آن ها بر کیفیت خدمات و وفاداری مشتری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۶۰
تغییرات سریع و مداوم در محیط کسب وکار، بازآفرینی برند را به عنوان ابزاری استراتژیک در حوزه مدیریت برند با هدف ایجاد نگرش مطلوب تر در ذهن مصرف کننده،کسب هویت و تصویر جدید از برند تبدیل کرده است؛ براین اساس، پژوهش حاضر با هدف مطالعه تأثیر بازآفرینی برند و مدیریت تجربه مشتری بر وفاداری مشتری با در نظر گرفتن متغیر میانجی کیفیت خدمات انجام شده است. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، در زمره تحقیقات کاربردی با رویکرد کمّی و به لحاظ شیوه اجرای تحقیق، در زمره تحقیقات توصیفی_پیمایشی و از حیث زمانی از نوع تحقیقات مقطعی به شمار می آید. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه مشتریان بانک سامان مستقر در شهر تهران هستند که در سال های اخیر از بازآفرینی هویت برند استفاده کرده اند. داده ها با استفاده از روش میدانی پرسش نامه از ۳۸۴ مشتری جمع آوری شده است. برای آزمون فرضیات از حداقل مجذورات جزئی و نرم افزار Smart PLS استفاده شد. یافته ها حاکی ازآن است که بازآفرینی برند و مدیریت تجربه مشتری بر کیفیت خدمات و وفاداری مشتری تأثیر مستقیم و معنادار دارد و تأثیر کیفیت خدمات بر وفاداری مشتری در بانک سامان نیز معنادار است. همچنین میانجی گری کیفیت خدمات در رابطه بین بازآفرینی برند و مدیریت تجربه مشتری و وفاداری مشتری به شکل معناداری تأیید شد. ایجاد هویتی مشخص برای برند، ساختن ارزش، تفاوت قابل تشخیص با رقبا و افزایش ارتباطات و بهبود تجربه مشتری اهمیت ویژه ای در ماندگاری یک برند در چرخه رقابت و اذهان مشتریان در فرایند بازآفرینی برند خواهد داشت.
۲۲۲۳.

بررسی نقش تعدیل گر فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی بر ارتباط بین حسابداری دیجیتال و کیفیت تصمیم گیری با نقش میانجی کیفیت اطلاعات در بخش بانکداری دولتی (مورد مطالعه: بانک سپه استان تهران)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۶۶
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیل گر فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی در ارتباط میان حسابداری دیجیتال و کیفیت تصمیم گیری با نقش میانجی کیفیت اطلاعات در بانک سپه استان تهران است. پژوهش به روش توصیفی-پیمایشی و بر اساس مدل معادلات ساختاری واریانس محور (PLS-SEM) انجام شده و جامعه آماری شامل ۵۱۱ نفر از کارکنان دارای پست های سازمانی مختلف در بانک سپه تهران بود که با استفاده از فرمول کوکران، نمونه ای ۲۱۹ نفره انتخاب گردید. داده ها از طریق پرسشنامه استاندارد گردآوری و اعتبار روایی و پایایی ابزار با شاخص های AVE، قابلیت اطمینان مرکب و آلفای کرونباخ تأیید شد. نتایج آزمون های توصیفی نشان داد بیشترین فراوانی متعلق به گروه سنی ۳۱ تا ۴۰ سال و سطح تحصیلات کارشناسی بود و همچنین غالب شرکت کنندگان دارای سابقه کاری ۱۰ تا ۱۵ سال و رشته تحصیلی حسابداری بودند. یافته ها نشان داد تمام متغیرهای مدل پژوهش از توزیع نرمال تبعیت نمی کنند، لذا تحلیل و آزمون فرضیات با رویکرد PLS صورت گرفت. نتایج مدل نشان داد کیفیت داده ها، کیفیت سیستم و کیفیت اطلاعات همگی اثر مثبت و معناداری بر کیفیت تصمیم گیری دارند و کیفیت اطلاعات نقش میانجیگری معناداری در روابط میان کیفیت داده و سیستم با کیفیت تصمیم گیری ایفا می کند. همچنین، فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی نیز رابطه بین کیفیت اطلاعات و تصمیم گیری را به طور معنادار تعدیل می نماید. شاخص های برازش مدل چون SRMR، R² و Q² همگی کفایت و مطلوبیت مدل مفهومی را تایید کردند. پژوهش حاضر با ارائه شواهد تجربی، بر اهمیت ارتقای کیفیت داده، اطلاعات و سیستم های حسابداری دیجیتال بانک ها و تقویت فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی در بهبود فرآیندهای تصمیم سازی در سازمان های مالی دولتی تأکید دارد.
۲۲۲۴.

باز تعریف سبک رهبری تبادل رهبر-عضو: یک مطالعه ی فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۷۴
زمینه و هدف: نظریه رهبری تبادل رهبر-عضو به عنوان یکی از مهم ترین نظریه های رهبری، با رویکردی تعامل گرا به کیفیت روابط و تعاملات بین رهبران و پیروان آن ها توجه ویژه ای دارد. در همین راستا، پژوهش پیش رو با رویکردی کیفی، شناسایی ابعاد و مؤلفه های سبک رهبری مبتنی بر این نظریه را مدنظر قرار داده است. روش شناسی: رویکرد این پژوهش سنتزپژهی کیفی، از نوع فراترکیب تبدیلی بود. هدف فراترکیب حاضر، کشف یافته های اساسی مطالعات مختلف در فالب مفاهیم است؛ لذا برای انجام این پژوهش، مراحل هفت گانه ی سندلوسکی و بارسو (2007) که از جامعیت لازم برخوردار است استفاده گردید. هفت گام مدنظر عبارتند از: (1) تنظیم بیان مسأله و سؤالات پژوهش؛ (2) بررسی نظام مند و منظم ادبیات و کاوش منابع؛ (3) انتخاب مقالات مرتبط؛ (4) تجزیه و تحلیل یافته ها؛ (5) ترکیب یافته ها؛ (6) کنترل کیفیت؛ (7) ارائه یافته های پژوهش. یافته ها: نتیجه این مطالعه که طی آن 24 مقاله مرتبط مورد تحلیل قرار گرفته است، 27 مضمون پایه شناسایی گردید که این مضامین در 6 مضمون سازمان دهنده با عنوان کیفیت رابطه، معناداری تعامل، توسعه و توانمندسازی، پویایی رابطه، پایداری تعاملات و توسعه نوآوری دسته-بندی گردیدند. نتیجه گیری: این مضامین ابعاد مختلف رهبری تبادل رهبر-عضو را نشان می هند. نتایج پژوهش جهت سنجش اعتبار با استفاده از تکنیک-های اعتمادپذیری، انتقال پذیری و اعتبارپذیری مورد بررسی قرار گرفتند. در نهایت، پیشنهادهایی برای پژوهش های آینده و کاربردهای عملی نظریه رهبری تعامل رهبر-عضو در سازمان ها ارائه شد.
۲۲۲۵.

آموزش عالی ناب: الگویی مبتنی بر مدیریت دانش خبرگان ستاد وزارت علوم تحقیقات و فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۳
اهداف: تفکر ناب به عنوان یک رویکرد عملیاتی و بهبودمحور، از تفکر انتقادی بهره می گیرد تا بتواند با تحلیل عمیق، شناسایی ریشه ای مشکلات و ارزیابی مستمر فرایندها، زمینه حذف اتلاف ها و ارتقای ارزش را در نظام های آموزشی فراهم سازد. رویکرد ناب در آموزش عالی بر اصولی استوار است که هدف آن حذف اتلاف، افزایش بهره وری و بهبود مستمر فرایندها است. پیاده سازی موفقیت آمیز اصول ناب در دانشگاه ها می تواند فرایندهایی با کیفیت بالاتر، به موقع تر، کم هزینه تر و مؤثرتر را در اختیار ذینفعان دانشگاه قرار دهد این پژوهش درصدد آن است، به طراحی الگوی آموزش عالی ناب و اولویت بندی ابعاد آموزش عالی ناب از دیدگاه خبرگان حوزه ستادی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بپردازد. روش پژوهش: با توجه به هدف پژوهش، رویکرد کیفی (اکتشافی- تحلیلی) برای بررسی موضوع انتخاب شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی خبرگان حوزه ستاد وزارت علوم، تحقیقات و فناوری که دارای تحصیلات مرتبط با حوزه آموزش و نیز سابقه کار اجرایی و مدیریتی در ستاد وزارت متبوع را داشته اند می باشد. در این پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. تعداد نمونه ها بر اساس اصول اشباع نظری 12 خبره حوزه ستادی بودند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده است. برای ارزیابی پایایی مصاحبه ها، روش پایایی بازآزمون و روش پایایی توافق بین دو کدگذار به کار گرفته شده است. ضریب توافق بین دو کد گذار 84% محاسبه شده است. برای تحلیل داده های حاصل از مصاحبه های نیمه ساختاریافته تمرکز بر روش اشتراوس - کوربین بوده و از تکنیک تحلیل مضمون(تم) استفاده شده که با ایجاد ارتباطی بر مبنای طرح پرسش و انجام مقایسه مداوم صورت گرفته و نرم افزار انویوو (NVivo) بکار گرفته شده است. یافته های پژوهش: یافته ها نشان می دهد الگوی آموزش عالی ناب دارای پنج مؤلفه: 1. مدیریتی شامل نظارت کیفی، تعامل دانشگاه و جامعه، تصمیم گیری مستقلانه، نیازمحور کردن خدمات، مدیریت و رهبری دانشگاه، 2. ساختاری شامل اصلاح ساختاری دانشگاه، آمایش آموزش عالی و اصلاح آیین نامه های ارتقاء اعضای هیات علمی، حاکمیت نگرش و تفکر ناب و کاهش وابستگی به دولت، 3. منابع انسانی شامل جذب، توسعه و توانمندسازی، توانمندی های تخصصی و ویژگی های فردی و شخصیتی، 4. مالی - اقتصادی شامل تأمین منابع مالی و تقویت ارتباط با صنعت و 5. زیرساختی - فناوری شامل توسعه زیرساخت ها و استفاده از فناوری های نوین و تحول آفرین می باشد. نتیجه گیری: مولفه منابع انسانی با 49 کد، ساختاری با 35 کد، مدیریتی با 24 کد، زیرساختی - فناوری با 19 کد و مالی – اقتصادی با 12 کد استخراجی به ترتیب دارای بیشتری اهمیت و اولویت بوده اند. تحلیل یافته نشان می دهد منابع انسانی با توجه به نقشی که می تواند در اجرای آیین نامه، دستورالعمل و دست یابی به اهداف اسناد بالادستی داشته باشند از اهمیت بیشتری نسبت به سایر مؤلفه ها برخوردار است. اصالت/ارزش: این پژوهش با ارائه مدل آموزش عالی ناب از دیدگاه خبرگان ستادی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بستر لازم برای بومی سازی مدل های نظری بین المللی به منظور پیاده سازی اصول و رویکردهای آموزش عالی ناب در دانشگاه های کشور را فراهم ساخته و به شکاف میان سیاست گذاری کلان و اجرای عملیاتی کمک می کند.
۲۲۲۶.

گونه شناسی شخصیت برند با رویکرد کهن الگو (مورد مطالعه: بانک های منتخب ایرانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۹۶
اساس برندینگ بر پایه تمایز قرار دارد. در دنیای رقابتی امروز، ویژگی های احساسی و نمادین نقش کلیدی در تمایز برندها ایفا می کنند. یکی از روش های مؤثر برای برجسته سازی و انتقال این تمایز از طریق ویژگی های نمادین و احساسی در ذهن مصرف کنندگان، «شخصیت برند» است. شخصیت برند یکی از ارکان کلیدی هویت برند است و از طریق فرآیند هویت یابی، بر افکار، عواطف و رفتارهای مشتریان تأثیر می گذارد. یکی از مفاهیم کارآمد در شخصیت شناسی برندها، مفهوم کهن الگو است. در این تحقیق بر مبنای گونه شناسی دوازده گانه کهن الگو که توسط مارک و پیرسون (۲۰۰۱) ارائه شده است، شخصیت پنج بانک: ملی، ملت، کشاورزی، تجارت و پاسارگاد شناسایی شد. در این تحقیق از روش آمیخته هم زمان از زیرشاخه پرسشنامه ای به شیوه باز استفاده شده است. داده ها از طریق توزیع ۱۰۸ پرسشنامه معتبر میان مشتریان بانک های منتخب و قابل استفاده در سطح شهر تهران تحلیل شد. یافته ها نشان داد سه کهن الگوی پرتکرار متناسب با هریک از بانک ها از نگاه مشتریان به ترتیب عبارت است از: بانک ملی- حاکم (۲۵.۹٪)، معمولی (۲۳.۱٪)، خالق (۱۴.۸٪)؛ بانک ملت- معمولی (۲۴.۱٪)، حاکم (۱۶.۷٪)، خالق (۱۵.۷٪)؛ بانک کشاورزی- معمولی (۴۴.۳٪)، معصوم (۱۷.۹٪)، مراقب (۸.۵٪)؛ بانک تجارت- معمولی (۴۱.۱٪)، دانا (۱۳.۱٪)، قهرمان (۱۰.۳٪)؛ بانک پاسارگاد- قهرمان (۲۴.۱٪)، خالق (۱۹.۴٪)، دانا (۱۳٪). کهن الگوی «معمولی» پرتکرارترین کهن الگو برای توصیف شخصیت بانک های دولتی و شبه دولتی (ملی، ملت، کشاورزی و تجارت) است. نتایج نشان می دهد شخصیت برند بانک های منتخب ایرانی بر اساس تصویر و ویژگی های ذاتی آن ها در ذهن مشتریان شکل گرفته است. انتخاب کهن الگوهای خاص مانند «حاکم» برای بانک ملی و «قهرمان» برای بانک پاسارگاد، بیانگر همخوانی این برندها با ارزش های مشتریان است که می تواند به تقویت وفاداری و ارتباط پایدارتر مشتریان با این برندها منجر شود.
۲۲۲۷.

بررسی تأثیر گزارشگری پایداری بر عملکرد مالی: کاربست روش مرور سیستماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۷۵
افزایش اهمیت گزارشگری پایداری به عنوان یکی از آخرین و مهم ترین روندهای تحول در عرصه گزارشگری شرکتی، سبب افزایش قابل توجه پژوهش ها در این حوزه شده است. یکی از موضوعات کلیدی مورد توجه در پژوهش های مرتبط با گزارشگری پایداری، تأثیر آن بر عملکرد مالی شرکت ها است. با توجه به نتایج متنوع پژوهش های این حوزه، در این پژوهش به مرور سیستماتیک پژوهش های مرتبط با تأثیر گزارشگری پایداری بر عملکرد مالی پرداخته شده است. نمونه نهایی پژوهش شامل 95 مقاله نمایه شده در پایگاه های اسکاپوس و وب آف ساینس در بازده زمانی 2013 تا پایان ژوئن 2025 است. برای تدوین پروتکل مرور مقالات از چک لیست پریزما استفاده گردید. یافته های پژوهش حاکی از آن است که 70 درصد از مطالعات نشانگر تأثیر مثبت گزارشگری پایداری بر نرخ بازده دارایی ها، 64 درصد نشانگر تأثیر مثبت آن بر نرخ بازده حقوق مالکانه و 72 درصد نشانگر تأثیر آن بر شاخص های ارزیابی عملکرد مبتنی بر بازار هستند. این نتایج نشانگر اجماع نسبی در خصوص تأثیر مثبت گزارشگری پایداری بر عملکرد شرکت ها است. یافته های پژوهش همچنین نشان می دهد برخی عوامل زمینه ای و متغیرهای تعدیلگر نظیر سطح توسعه یافتگی، سازوکارهای حاکمیت شرکتی، حضور سرمایه گذاران علاقه مند به پایداری، رعایت استانداردهای GRI، می توانند این رابطه را تحت تاثیر قرار دهند. علاوه بر این یافته های پژوهش نشان می دهد که اجزای مختلف افشای محیطی، اجتماعی و راهبری می توانند اثرگذاری های متفاوتی بر عملکرد شرکت ها داشته باشند. پژوهش های مورد بررسی در مجموع پیشنهاد می کنند که گزارشگری پایداری نه تنها یک الزام نظارتی، بلکه یک دارایی استراتژیک است و شرکت ها نیاز به توسعه استراتژی بلندمدت برای اجرای گزارشگری پایداری دارند.
۲۲۲۸.

ارائه الگوی هوش هیجانی مدیران از لحاظ تاثیر بر رفتار سازمانی کارکنان بانک ملی ایران شعب شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۰۳
این پژوهش با هدف ارائه الگوی هوش هیجانی مدیران از لحاظ تاثیر بر رفتار سازمانی کارکنان بانک ملی ایران شعب شهر تهران، انجام شده است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی است؛ از لحاظ فلسفه تحقیق ذیل مطالعات عملگرایانه قرار داشته و از لحاط رهیافت، به صورت استقرایی انجام می شود. استراتژی مورد استفاده در این تحقیق از نوع آمیخته است. مشارکت کنندگان در بخش کیفی این تحقیق شامل خبرگان اعم از اساتید و مدیران ارشد منابع انسانی در سازمان های دولتی می باشند که به صورت هدفمند و با تکنیک گلوله برفی انتخاب شده اند. جهت تحلیل داده های کیفی از روش تحلیل مضمون استفاده شد. جامعه آماری بخش کمی کلیه کارکنان شعب بانک ملی در تهران به تعداد 20439 که با استفاده از فرمول کوکران برای جوامع محدود تعداد 377 بعنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده های تحقیق از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. پس از تایید پایایی و روایی پرسشنامه، به منظور آزمون فرضیات از تکنیک مدل معادلات ساختاری و نرم افزار اس. پی اس و لیزرل استفاده گردید. با توجه به نتایج بدست آمده مشخص شد که همدلی تاثیر مثبت و معناداری بر تعهد (ضریب مسیر برابر با 55/0)، عدالت سازمانی (ضریب مسیر 59/0) و رفتار شهروندی سازمانی (ضریب مسیر 51/0) دارد.؛ انگیزه تاثیر مثبت و معناداری بر تعهد (ضریب مسیر برابر با 47/0)، عدالت سازمانی (ضریب مسیر 56/0) و رفتار شهروندی سازمانی (ضریب مسیر 45/0) دارد؛ مهارت اجتماعی تاثیر مثبت و معناداری بر تعهد (ضریب مسیر برابر با 40/0)، عدالت سازمانی (ضریب مسیر 54/0) و رفتار شهروندی سازمانی (ضریب مسیر 47/0) دارد؛ خودتنظیمی تاثیر مثبت و معناداری بر تعهد (ضریب مسیر برابر با 49/0)، عدالت سازمانی (ضریب مسیر 47/0) و رفتار شهروندی سازمانی (ضریب مسیر 50/0) دارد. خودآگاهی تاثیر مثبت و معناداری بر تعهد (ضریب مسیر برابر با 60/0)، عدالت سازمانی (ضریب مسیر 61/0) و رفتار شهروندی سازمانی (ضریب مسیر 45/0) دارد.
۲۲۲۹.

تلفیق رویکردهای دیمتل و سناریونویسی در تبیین آینده ناترازی انرژی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۲۲
مقدمه و اهداف: طی سال های گذشته یکی از مسائل مهم و محوری کشور، ناترازی در بخش انرژی بوده که تمامی صنایع، اقتصاد کشور و رضایت اجتماعی در میان مردم را تحت تأثیر قرار داده است. از آن جایی که ایران یک کشور در حال توسعه محسوب می شود، نباید از رشد و توسعه در زمینه انرزی غافل شود و با توجه به ظرفیت مناسبی که در دست دارد باید به سمت رفع ناترازی انرژی حرکت کند. این پژوهش با هدف بررسی آینده ناترازی انرژی در ایران، رویکردهای دیمتل و سناریونویسی را به کار می گیرد تا چارچوبی برای درک بهتر عوامل مؤثر و مسیرهای پیش رو ارائه دهد. روش ها: این پژوهش با رویکردی کاربردی، به بررسی آینده ناترازی انرژی در ایران می پردازد و از منظر پارادایمی، مبتنی بر رویکرد پراگماتیستی است که بر حل مسائل واقعی و ارائه راهکارهای عملی تأکید دارد. از نظر نحوه گردآوری داده ها، این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق شامل اساتید دانشگاهی، مدیران ارشد و خبرگان برجسته فعال در صنعت انرژی ایران است که دارای دانش و تجربه کافی در این زمینه هستند. فرآیند پژوهش با شناسایی پیشران های اولیه از طریق ادبیات موضوع، آغاز و در مرحله بعد با تعیین پیشران های کلیدی مؤثر بر آینده ناترازی انرژی با استفاده از روش دیمتل ادامه یافت. روش دیمتل امکان شناسایی روابط علت و معلولی بین عوامل مختلف و تعیین میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری هر پیشران را فراهم می کند. پس از تعیین پیشران های کلیدی، تحلیل اثرات متقابل این پیشران ها با استفاده از نرم افزار تخصصی سناریو ویزارد انجام شده است. این نرم افزار، با تحلیل روابط پیچیده بین عوامل مختلف، امکان تدوین سناریوهای محتمل برای آینده ناترازی انرژی در ایران را فراهم می سازد. در نهایت، بر اساس تحلیل های انجام شده، چهار سناریوی متمایز برای آینده ناترازی انرژی در ایران استخراج و تشریح شدند. یافته ها: چهار سناریوی اصلی که برای آینده ناترازی انرژی در ایران شناسایی شده اند، عبارتند از: بهار انرژی: سناریویی مطلوب با حکمرانی یکپارچه، تاب آوری در برابر تحریم ها، بهینه سازی مصرف، همکاری های منطقه ای گسترده و سرمایه گذاری در زیرساخت های مدرن که منجر به رشد پایدار می شود. سراب انرژی: تلاشی ظاهری برای بهبود با وجود ناتوانی های نهادی، محدودیت در همکاری های منطقه ای و کمبود سرمایه گذاری که به نتایج ناپایدار منجر می شود. باتلاق انرژی: وضعیت فاجعه بار ناشی از ضعف ساختاری، تحریم های فلج کننده، الگوهای مصرف نامناسب، تنش های منطقه ای و بحران زیرساختی که به فروپاشی صنعت انرژی منجر می شود. زمستان انرژی: وضعیت بحرانی ناشی از ضعف های ساختاری، تحریم های جامع، عدم تغییر الگوهای مصرف، ناکافی بودن همکاری های منطقه ای و بحران زیرساخت ها به دلیل کمبود سرمایه گذاری که نیازمند بازنگری اساسی است. این سناریوها بر اساس تحلیل پیشران های کلیدی از جمله «ساختار حکمرانی و سیاست گذاری انرژی»، «تحریم های بین المللی»، «تحولات اجتماعی و الگوی مصرف انرژی»، «همکاری های منطقه ای» و «سرمایه گذاری و زیرساخت های انرژی» تدوین شده اند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که آینده ناترازی انرژی در ایران به شدت وابسته به حکمرانی یکپارچه و کارآمد در بخش انرژی و توسعه زیرساخت های مناسب است. سناریوهای بحرانی مانند «باتلاق انرژی» و «زمستان انرژی» نیازمند مداخلات فوری و جدی در سیاست گذاری ملی هستند، در حالی که سناریوهای مطلوب مانند «بهار انرژی» فرصت های ارزشمندی برای رفع ناترازی انرژی و توسعه پایدار در کشور فراهم می کنند. این پژوهش با ارائه یک چارچوب تحلیلی جامع، به سیاست گذاران و تصمیم گیرندگان کمک می کند تا با شناسایی روندها، عدم قطعیت ها و پیامدهای محتمل، استراتژی های مؤثرتری را برای مقابله با چالش ناترازی انرژی در ایران اتخاذ نمایند. این پژوهش تاکید دارد که توجه به پویایی سیستم انرژی، شناخت تاثیر عوامل کلیدی و ایجاد آمادگی برای مواجهه با سناریوهای مختلف، لازمه مدیریت موفق ناترازی انرژی در ایران است.
۲۲۳۰.

نقش مسئولیت پذیری اجتماعی در رابطه ی اجتناب مالیاتی و رهبری مالی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۹۰
هدف: در گزارش های مالی، مالیات سهم دولت از سود شرکت ها است؛ اجتناب مالیاتی به معنای صرفه جویی مالیاتی ناشی از کاهش مالیات پرداختی عمومی است که گاهی اوقات، قانونی بودن آن، مورد تردید بوده و به مفهوم تعداد معاملات برای به حداقل رساندن بدهی های مالیاتی به شمار می آید. شرکت ها مسئولیت هایی در مقابل ذی نفعان، جامعه و افراد دارند که تحقق آن، در گرو رعایت سایر مسئولیت ها چون مسئولیت پذیری اجتماعی است که می تواند مسبب بهبود رهبری مالی شرکت شود. روش: پژوهش حاضر، رابطه ی اجتناب مالیاتی و رهبری مالی را با نقش مسئولیت پذیری اجتماعی، بررسی کرده که از نظر تقسیم بندی بر مبنای هدف، از نوع کاربردی و از نظر روش انجام پژوهش توصیفی- هم بستگی، پیمایشی است. جامعه ی آماری تحقیق، کلیه حسابداران رسمی عضو جامعه حسابداران رسمی بوده است. گزینش نمونه ها، بصورت تصادفی و در دسترس انجام و پرسش نامه ها در جامعه ی آماری توزیع شد. نسخه های جمع آوری شده، پس از حذف موارد ناقص و مخدوش، به تعداد 342 مورد در تجزیه و تحلیل شرکت داده شدند. روایی ابزار پژوهش به شیوه ی روایی صوری، محتوایی و تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ مورد محاسبه قرار گرفت. ابزار سنجش پرسش نامه ی ارتقاء سبک های رهبری مالی برگرفته از مدل باردنز و متزکاس (2007)، پرسش نامه ی اجتناب مالیاتی پژوهش هادیان و تحویلی (1392) و پرسش نامه ی مسئولیت اجتماعی کایرت (2015)، منطبق با پژوهش سبحانی و همکاران (1399)، با روش مقیاس پنج گزینه ای لیکرت بوده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری با نرم افزار Smart PLS استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که بین اجتناب مالیاتی و سبک رهبری مالی، رابطه ی منفی و معناداری وجود دارد و مسئولیت پذیری اجتماعی اثر معنی داری بر رابطه بین اجتناب مالیاتی و سبک رهبری مالی،دارد. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت هر چه اجتناب مالیاتی بیشتر شود، نوع و سبک رهبری مالی شرکت ها تغییر می یابد. به عبارتی این شرکت ها از نظر سبک رهبری، از خلاء الزامات قانونی و استانداردهای حسابداری استفاده نموده و به ارزش های فردی کمتر توجه می نمایند.
۲۲۳۱.

بررسی تاثیر راهبری زیست محیطی، اجتماعی و شرکتی بر نوآوری سبز شرکتهای پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران با توجه به نقش میانجی محدودیت های مالی و آگاهی محیطی مدیران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۹
این تحقیق به بررسی تاثیر حاکمیت زیست محیطی، اجتماعی و شرکتی بر نوآوری سبز شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران با توجه به نقش میانجی محدودیت های مالی و آگاهی محیطی مدیران پرداخته است. قلمرو زمانی و مکانی تحقیق، سال های 1398 الی 1402 و در شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران است. روش تحقیق از نظر استنتاج، توصیفی بوده و از نظر طرح کلی، پس رویدادی است که به اطلاعات منتشره شرکت های بورس اوراق بهادار تهران طی بازه زمانی 1398 الی 1403 استناد می نماید. یافته های تحقیق حاضر نشان داد که بین راهبری زیست محیطی، اجتماعی و شرکتی بر نوآوری سبز شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران تاثیر مثبت و معنی داری وجود دارد (05/0>P)؛ همچنین محدودیت های مالی و آگاهی محیطی مدیران می تواند بین رابطه راهبری زیست محیطی، اجتماعی و شرکتی بر نوآوری سبز شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران تاثیر میانجی داشته باشند (05/0>P). راهبری زیست محیطی، اجتماعی و شرکتی نه تنها یک الزام اخلاقی و اجتماعی برای شرکت ها است، بلکه می تواند به عنوان یک عامل مؤثر در ارتقاء نوآوری سبز و بهبود عملکرد اقتصادی آنها در بورس اوراق بهادار تهران عمل کند. راه بری زیست محیطی، اجتماعی و شرکتی با ایجاد شفافیت، پاسخگویی و جهت گیری پایدار، بستر مناسبی برای ارتقای نوآوری سبز فراهم می کند. به بیان دیگر، حاکمیت شرکتی پایدار می تواند هم افزایی میان مسئولیت اجتماعی و توسعه فناوری های دوستدار محیط زیست را تقویت نماید.
۲۲۳۲.

Investigating the Impact of Financial Managers' Personality Traits on Tax Fraud; Concerning Gender and Type of Firm(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۷۹
Tax fraud is the legal minimization of tax liability through appropriate financial planning techniques, which often involve techniques, accounting methods, and fraudulent transactions, and pursue little or no purpose other than creating a tax advantage. There is no doubt that tax fraud is a legal way to reduce the amount of tax, and individuals with different personality traits can take dissimilar procedures to reduce the amount of tax. In this study, the impact of personality traits on tax fraud concerning gender (male and female) and type of firm (listed and non-listed) is investigated. The statistical population of the study includes all financial managers of listed and non-listed firms in 2020 who are not exempt from taxes. Information about personality traits was collected through a questionnaire and SPSS software version 21 was used to test the hypotheses. The results suggest that the personality traits of neuroticism, extraversion, flexibility (openness to experience), and agreement have a positive and significant effect on tax fraud. In contrast, the personality trait of conscientiousness has a negative effect on tax fraud. This effect was also observed in both male and female financial managers. The results also indicate that the effect of personality traits of neuroticism, extraversion, and agreement on tax fraud in the managers of listed firms is positive and the effect of personality traits of flexibility (openness to experience) and conscientious is negative on tax fraud, but the effect of personality trait of neuroticism is negative and the effect of flexibility (openness to experience) on tax fraud in listed firms is not statistically significant. In non-stock firms, personality traits of neuroticism, extraversion, flexibility (openness to experience), and agreement have a positive and significant effect on tax fraud, and the personality trait of conscientiousness has a negative effect on tax fraud.
۲۲۳۳.

شناسایی عوامل موثر بر استقرار سیستم مدیریت دانش (مطالعه موردی:سازمان تامین اجتماعی استان هرمزگان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۷۶
هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر بر استقرار سیستم مدیریت دانش در سازمان تامین اجتماعی استان هرمزگان می باشد، . پژوهش حاضر، از نظر ماهیت از نوع پژوهش های کمی، از نظر میزان کنترل متغیرها از نوع غیرآزمایشی و از نظر هدف در زمره تحقیقات کاربردی محسوب می شود. در گام اول به منظور شناسایی به مطالعه منابع علمی مختلف از جمله کتاب ها، مقالات و پایگاه های معتبر علمی موجود و همچنین مصاحبه با برخی خبرگان و کارشناسان با سابقه و برجسته پرداخته شد. پس از تعیین عوامل موثر بر استقرار سیستم مدیریت دانش اقدام به طراحی پرسشنامه با هدف سنجش گزینه ها براساس مقیاس پنج درجه ای شد. جامعه آماری این تحقیق که با استفاده ازروش پیمایشی انجام شده، کارکنان ادرات تامین اجتماعی استان هرمزگان بودند حجم نمونه با استفاده نمونه گیری تصادفی و فرمول کوکران 150 نفر تعیین شد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی و در سطح آمار استنباطی از آزمون بارتلت، تحلیل عاملی، ضریب و ماتریس همبستگی، و آزمون خی دو استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد مقوله ه ای« مدیریت مشارکتی، شایستگی حرفه ای کارکنان، رسالت سازمان و حمایت دولت»به عنوان شرایط علی، مقوله های «سیستم های اطلاعاتی و مدیریتی، راهبرد و رهبری، فراموشی هدفمند، جو رقابتی و زیرساخت فناوری » به منزله شرایط بس تر، مقوله های «ساختار سازمانی، اشتراک سازمانی، چشم انداز سازمانی، میزان تفویض اختیار و نظارت و کنترل » به منزله شرایط مداخله گر، مقوله های «مهندسی معکوس، آموزش و تربیت، طراحی دوره های آموزشی و توانمندسازی کارکنان » به عنوان راهبرد و 6 مقوله (تقویت مهارت های خودتنظیمی، تقویت انگیزش شغلی، افزایش تعهد سازمانی، انعطاف پذیری در ارتباطات، کارآفرینی و نوآوری، بهبود عملکرد سازمانی) به عنوان پیامدهایِ استقرار سیستم مدیریت دانش در سازمان تامین اجتماعی احص اء ش ده ان د .
۲۲۳۴.

یک مدل تصمیم گیری برای مسئله طراحی چیدمان مراکز درمانی با در نظر گرفتن عدم قطعیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۳۰
در صنعت بهداشت و درمان، طراحی بهینه چیدمان مراکز درمانی، به ویژه بخش اورژانس، نقش حیاتی در بهبود کیفیت خدمات، افزایش رضایت بیماران و ارتقای ایمنی دارد. این طراحی می تواند به بهبود مراقبت های بیماران، کاهش هزینه های عملیاتی و استفاده بهینه از منابع کمک کند. بااین حال، به دلیل وجود عدم قطعیت، طراحی چیدمان مراکز درمانی پیچیده است. درحالی که تحقیقات قبلی بیشتر بر رویکردهای قطعی تمرکز داشته اند، تأثیر عدم قطعیت کمتر موردتوجه قرار گرفته است. این پژوهش یک چارچوب ترکیبی با استفاده از تئوری مجموعه های فازی و تکنیک های تصمیم گیری چندمعیاره ارائه می دهد. در پژوهش حاضر ابتدا با مرور مقالات و مصاحبه با خبرگان، ۲۲ شاخص کلیدی در ابعاد مختلف بخش اورژانس شناسایی شدند. پس از توزیع پرسش نامه دلفی فازی و انجام یک مرحله نظرسنجی، هفت شاخص نهایی شامل طول اقامت، زمان انتظار، نرخ پذیرش، میزان ازدحام، میزان حضور مجدد، زمان تا ارزیابی اولیه و رضایت بیماران تأیید شدند. سپس، با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی، شاخص های انتخاب شده وزن دهی شدند و دو چیدمان بهینه با کمک الگوریتم های آلدپ و کرفت طراحی گردید. در پایان، برای ارزیابی و رتبه بندی چیدمان ها، از روش شباهت به راه حل ایده آل فازی استفاده شد. نتایج این پژوهش به مدیران مراکز درمانی در بهینه سازی طراحی چیدمان و طراحی اولیه کمک شایانی خواهد کرد و می تواند به بهبود کارایی و اثربخشی خدمات درمانی منجر شود.
۲۲۳۵.

تاثیر خودشیفتگی مدیران بر طول دوره مذاکره حسابرس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۴
این پژوهش به بررسی تاثیر خودشیفتگی مدیران بر طول دوره مذاکره حسابرس می پردازد. به لحاظ نظری مدیران خودشیفته، با شاخص های رفتاری نظیر غیر منطقی بودن، انعطاف ناپذیری، استثمار دیگران، نقض قوانین، هنجارهای اجتماعی، منجر به تاثیر بر مذاکرات حسابرس می شوند. به طور مشخص پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی این مساله است که آیا خودشیفتگی مدیران بر طول دوره مذاکره حسابرس تاثیر معناداری دارد؟ انتظار می رود نتایج پژوهش به کیفیت حسابرسی در بورس اوراق بهادار تهران کمک نماید. پژوهش حاضر برای اندازه گیری خودشیفتگی مدیران از دو معیار اندازه امضا مدیران و پاداش نقدی مدیران استفاده شده است. برای طول دوره مذاکره حسابرس بعد زمان در نظر گرفته شده است. برای آزمون فرضیه ها از رگرسیون خطی چند متغیره و روش گشتاوری تعمیم یافته بهره گرفته می شود. برای آزمون فرضیات پژوهش 140 از داده های شرکت هایی که در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده اند بین سال های 1391-1400 از یادداشت های پیوست، صورت های مالی، سایت کدال و نرم افزار ره آورد نوین، جمع آوری شده است. بر اساس یافته های تجربی، خودشیفتگی مدیران با معیار اندازه امضا مدیران بر طول دوره مذاکره حسابرس تاثیر منفی دارد که با کاهش خودشیفتگی مدیران طول دوره مذاکره حسابرس کوتاه تر می شود و تاخیر در گزارش اتفاق نمی افتد و مذاکره کوتاه ترخواهد شد. فرضیه پژوهش رد می شود. خودشیفتگی مدیران با معیار پاداش نقدی مدیران بر طول دوره مذاکره حسابرس تاثیر مثبت دارد.با افزایش خودشیفتگی مدیران طول دوره مذاکره حسابرس طولانی تر می شود و تاخیر در گزارش اتفاق می افتد و مذاکره طولانی تر خواهد شد. فرضیه پژوهش تائید می شود.
۲۲۳۶.

Investigating the Effect of Tax Avoidance on Investment Efficiency: Interactive Effect of Ownership Structure(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۷ تعداد دانلود : ۱۸۶
The purpose of this research is to investigate the impact of tax avoidance on investment efficiency with emphasis on the role of institutional ownership and managerial ownership. Tax avoidance can be used as internal source of financing to enable financially distressed companies to access valuable investments with savings from tax avoidance. For this, a sample of 152 companies was selected from the companies listed in the Tehran Stock Exchange and by collecting data related to the research during the years of 2015 to 2022. The data related to the research variables for a period of 8 years were collected from reliable statistical databases. The hypotheses inspired by the title of the research were estimated according to the Chow test and the Hausman test using related statistical methods. The result of the first hypothesis indicates the existence of a significant and positive relationship between tax avoidance and investment efficiency. Also, the result of the second hypothesis showed that there is a direct and significant relationship between tax avoidance in companies with institutional ownership and investment efficiency. While the result of the third hypothesis showed that there is no significant relationship between tax avoidance in companies with managerial ownership and investment efficiency.
۲۲۳۷.

نقش استراتژی های مدیریت تقاضا در پایداری و عملکرد شرکت با نقش میانجی پایداری زنجیره تأمین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۸
پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش استراتژیهای مدیریت تقاضا در پایداری و عملکرد شرکت با نقش میانجی پایداری زنجیره تأمین صورت پذیرفته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث جمع آوری داده ها توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مدیران شرکت های توزیع کننده نهاده های دامی در کشور (۳۰۰ نفر) می باشد، روش نمونه گیری سرشماری در دسترس است که با استفاده از پرسشنامه حاصل شده است، پرسشنامه این پژوهش از چهار بعد پایداری زنجیره تأمین، استراتژی های مدیریت تقاضا، پایداری شرکت و عملکرد شرکت تشکیل شده است. آزمون فرضیات با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری برمبنای روش حداقل مربعات جزئی و تجزیه وتحلیل داده های این پژوهش با استفاده از نرم افزار Smart PLS ورژن ۳ صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد که استراتژی های مدیریت تقاضا بر پایداری و عملکرد شرکت تأثیرگذار است. همچنین مشخص گردید که پایداری زنجیره تأمین بر پایداری شرکت تأثیر می گذارد. نقش میانجی پایداری زنجیره تأمین بر استراتژی های مدیریت تقاضا و پایداری و عملکرد شرکت اثبات گردید.
۲۲۳۸.

آینده رهبری در سازمان های رسانه ای در بستر تحولات فناورانه (افق 2030)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۷۶
هدف: هدف این پژوهش، بررسی آینده رهبری در سازمان های رسانه ای با توجه به تحولات فناورانه تا افق ۲۰۳۰ است. با استفاده از مدل پنج عامل آینده پیلکان (ثابت ها، روندها، تناقضات، عدم قطعیت ها و شگفتی سازها) و بهره گیری از نظریه های نوین رهبری دیجیتال، پیچیده و توزیعی، تلاش شده است تا چشم اندازی ترکیبی از چالش ها و فرصت های پیش روی رهبران رسانه ای ترسیم شود. روش: این پژوهش در چارچوب آینده نگاری، از روش تحلیل اسنادی بهره برده است. داده ها از منابع معتبر علمی شامل کتاب ها، مقاله های پژوهشی و گزارش های بین المللی گردآوری و با روش تحلیل مضمون قیاسی، بر مبنای مدل پیلکان تحلیل و دسته بندی شده اند. یافته ها: در تحلیل عوامل آینده، در بخش ثابت ها مشخص شد که موفقیت رهبران رسانه ای، به حفظ هویت سازمانی، پایبندی به اخلاق حرفه ای و ایجاد اعتماد پایدار نزد مخاطبان وابسته است. در روندها، رشد ابزارهای هوشمند مانند چت بات های تحریریه و تحلیلگرهای داده، نقش رهبر را به مدیر فناوری ارتباطی تبدیل می کند. در میان تناقض ها، هم زمانی فشار بر تولید محتوای سریع با ضرورت حفظ کیفیت و دقت به چشم می خورد. در عدم قطعیت ها، واکنش مبهم کارکنان به جایگزینی انسانی با الگوریتم، چالشی جدی تلقی می شود. در شگفتی سازها، احتمال تصمیم گیری تحریریه توسط هوش مصنوعی، شکل جدیدی از رهبری را پیش بینی می کند. نتیجه گیری: رهبران رسانه ای برای حفظ و ارتقای نقش راهبردی خود، باید توانایی ترکیب مهارت های انسانی با ظرفیت های فناورانه را داشته باشند. این تحقیق نشان می دهد که مدیریت موفق آینده، مستلزم تلفیق رهبری تحول گرا با بینش آینده نگر است و به بازطراحی سازوکارهای سازمانی، اخلاقی و فناورانه نیاز دارد.  
۲۲۳۹.

پیش بینی توسعه کارآفرینی دیجیتال بر مبنای رهبری کارآفرینانه: سنجش یک مدل مفهومی در شرکت های دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۲
مقدمه: کارآفرینی دیجیتال در شرکت‌های دانش‌بنیان، به‌عنوان نیروی محرکه اصلی توسعه فناوری‌های نوین و تجاری‌سازی دانش، نقشی کلیدی در تحول صنعت و اقتصاد ایفا می‌کند. این نوع کارآفرینی نه‌تنها موجب شتاب در رشد و نوآوری می‌شود، بلکه با بهره‌گیری از فناوری‌های پیشرفته، زمینه ایجاد مزیت رقابتی پایدار در بازارهای جهانی را فراهم می‌سازد. شرکت‌های دانش‌بنیان از طریق تلفیق دانش فنی و مدل‌های کسب‌وکار دیجیتال می‌توانند به خلق محصولات و خدمات نوآورانه دست یابند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر رهبری کارآفرینانه بر توسعه کارآفرینی دیجیتال با در نظر گرفتن نقش میانجی تشخیص فرصت‌های کارآفرینی و خودکارآمدی کارآفرینی است. روش‌شناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث شیوه گردآوری داده‌ها، توصیفی- همبستگی و به‌صورت میدانی انجام شد. جامعه آماری شامل همه کارکنان شرکت‌های دانش‌بنیان فعال در حوزه فناوری اطلاعات شهر اصفهان به تعداد ۲۳۰ نفر بود. با استفاده از روش نمونه‌گیری غیرتصادفی در دسترس و بر مبنای جدول مورگان، حجم نمونه ۱۴۰ نفر تعیین شد. با توجه به‌احتمال عدم بازگشت پرسشنامه‌ها، لینک پرسشنامه الکترونیکی میان ۱۶۰ نفر توزیع گردید که در نهایت ۱۴۳ پرسشنامه کامل و بی‌نقص برای تحلیل مورد استفاده قرار گرفت. برای سنجش پایایی و روایی ابزار از ضریب آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی بهره گرفته شد و تحلیل داده‌ها با نرم‌افزارهای SPSS و Smart PLS انجام پذیرفت. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که رهبری کارآفرینانه تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه کارآفرینی دیجیتال، خودکارآمدی کارآفرینی و تشخیص فرصت‌های کارآفرینی دارد. همچنین، خودکارآمدی کارآفرینی و تشخیص فرصت‌های کارآفرینی نیز تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه کارآفرینی دیجیتال دارند. نقش میانجی خودکارآمدی کارآفرینی در رابطه بین رهبری کارآفرینانه و توسعه کارآفرینی دیجیتال تائید نشد؛ اما تشخیص فرصت‌های کارآفرینی این رابطه را به‌طور معناداری میانجی‌گری می‌کند. افزون بر این، نقش تعدیل‌گری شایستگی‌های فناوری اطلاعات رهبر در رابطه بین رهبری کارآفرینانه و توسعه کارآفرینی دیجیتال مورد تائید قرار گرفت. نتیجه‌گیری / دستاوردها: تقویت نقش شرکت‌های دانش‌بنیان فعال در حوزه فناوری اطلاعات در عصر اقتصاد دیجیتال و توسعه کارآفرینی دیجیتال از اهمیت بالایی برخوردار است. این شرکت‌ها به‌عنوان منابع مهم درآمدزایی، اشتغال آفرینی و موتور محرک توسعه اقتصادی شناخته می‌شوند. در واقع، کارآفرینی دیجیتال در شرکت‌های دانش‌بنیان درک مناسبی از پیوند کارآفرینی با فناوری اطلاعات و ارتباطات و تأثیر این فناوری‌ها بر فرآیندهای کارآفرینانه ارائه می‌دهد. به‌کارگیری کارآفرینی دیجیتال در این شرکت‌ها، ضمن ایجاد تغییر در روند بازار، انتظارات مشتریان و راهبردهای رقبا، به خلق ارزش افزوده بیشتر در جامعه می‌انجامد؛ بنابراین، استقرار کارآفرینی دیجیتال در سطح شرکت‌های دانش‌بنیان فعال در حوزه فناوری اطلاعات، بستری مناسب برای رشد، تمایز و دستیابی به مزیت رقابتی پایدار فراهم می‌کند و در مقیاس کلان، به صرفه‌جویی در وقت و هزینه و نیز اشتغال‌زایی مؤثرتر کمک خواهد نمود.
۲۲۴۰.

ارزیابی عوامل مؤثر برانگیزش ورزشکاران لیگ حرفه ای فوتبال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۹۳
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی الگوی عوامل مؤثر بر میزان انگیزش ورزشکاران شاغل در لیگ برتر فوتبال در سال ۱۴۰۲ انجام شد. تپژوهش از نظر هدف کاربردی-توسعه ای است که با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار PLS انجام شد. برای استخراج مؤلفه های کلی مؤثر در انگیزش ورزشکاران شاغل در لیگ حرفه ای فوتبال ایران از نتایج پژوهش های قابل دسترس در پایگاه های علمی و برای جزئیات و گویه های هرکدام از مؤلفه های استخراج شده با توجه به شرایط باشگاه های فوتبال ایران مصاحبه با 16 نفر از صاحب نظران بود. به منظور تأیید مدل عوامل مؤثر در انگیزش ورزشکاران شاغل در لیگ برتر فوتبال، پرسشنامه ای (با 37 سؤال در پنج مؤلفه کلی) تدوین شد. نتایج به دست آمده از تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که مؤلفه های مؤثر در انگیزش بازیکنان فوتبال دارای 37 شاخص در 5 مؤلفه کلی (شیوه های ارزیابی از عملکرد بازیکنان، حفظ شأن و منزلت بازیکنان، ویژگی های فردی و شخصیتی بازیکنان، مجموعه سازوکارهای مالی و تسهیلات رفاهی باشگاه) شناسایی شدند که این مؤلفه ها، 08/69 درصد از واریانس مؤلفه های انگیزش آنان را تبیین می کنند. به منظور افزایش انگیزه در بین بازیکنان؛ برقراری عدالت در پاداش ها و شفافیت در پرداخت ها، استفاده از بازیکنان در مسابقات و عضویت در تیم های فوتبال براساس توانایی های فنی و مهارتی و شایستگی و حذف مواردی مانند قومیت گرایی و روابط، حفظ شأن، منزلت و احترام به ورزشکاران براساس منشور اخلاقی باشگاه ها و ارائه تسهیلات رفاهی در حد توانایی و دارایی های باشگاه به بازیکنان پیشنهاد می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان