مقاله حاضر به دنبال بررسی افزایش و یا کاهش عملکرد بنگاه های واگذارشده به بخش عمومی غیردولتی و بخش خصوصی نسبت به دوره قبل از واگذاری است و همچنین، بخش خصوصی را با بخش عمومی غیردولتی در میزان ارتقاء و بهبود شاخص های عملکرد مقایسه می کند. برای رسیدن به پاسخ های دو پرسش اساسی تحقیق، شاخص های مالی بر هریک از شرکت های واگذارشده در سال های قبل و بعد از واگذاری محاسبه شد؛ سپس میانگین وزنی هریک از شاخص ها برای هر بخش در دوره قبل و بعد از واگذاری محاسبه و میزان افزایش یا کاهش هر شاخص در دو بخش با هم مقایسه گردید. نتیجه اینکه شاخص های عملکرد در شرکت های واگذارشده به بخش خصوصی بهبود و در شرکت های واگذارشده بخش عمومی غیردولتی کاهش یافته اند و در مقایسه این دو بخش در میزان ارتقاء و بهبود شاخص های عملکرد، بخش خصوصی بهتر از بخش عمومی غیردولتی عمل کرده است
اهمیت فهم بهتر اجزاء هزینه سبب شد تا سازمان ها از هزینه یابی سنتی که منجر به تولید اطلاعات غیرشفاف برای آنان می شد به سمت هزینه یابی برمبنای فعالیت گام بردارند. با این حال، در سال های اخیر نقدهایی پیرامون ناکارآمدی این روش هزینه یابی مطرح شد. از جمله می توان به عدم قابلیت شناسایی ظرفیت استفاده شده، اشاره نمود. برای غلبه بر مشکلات ذاتی موجود در روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت، کاپلانو آندرسون در سال 2004 روش جدید هزینه یابی برمبنای فعالیت زمان محور را ارائه کردند. عمده مزیت این روش که از زمان به عنوان محرک فعالیت استفاده می نماید، شناسایی هزینه ظرفیت های بلااستفاده سازمان می باشد. هدف این تحقیق مقایسه سه روش هزینه یابی سنتی، هزینه یابی بر مبنای فعالیت و هزینه یابی برمبنای فعالیت زمان محور در قالب مطالعه موردی، می باشد. برای این منظور یکی ازکارخانجات محصولات غذایی جنوب کشور انتخاب شد. بررسی نتایج سه روش هزینه یابی بیانگر برتری روش هزینه یابی برمبنای فعالیت زمان محور نسبت به دو روش دیگر می باشد. با بهره گیری از روش هزینه یابی برمبنای فعالیت زمان محور ، هزینه تمام شده به دو قسمت تقسیم شده:1- هزینه ظرفیت بلااستفاده 2- هزینه ظرفیت استفاده شده (بهاء تمام شده محصول). در این روش هزینه ظرفیت بلااستفاده که به دلیل ناکارآمدی سیستم های مدیریتی در استفاده از ظرفیت موجود رخ داده به عنوان هزینه ضعف مدیریتی تلقی شده و بر عهده سازمان خواهد بود. نه آن که با احتساب آن به عنوان بخشی از بهاء تمام شده محصول بر مشتریان تحمیل شود
بر اساس تئوری نمایندگی، مدیران به عنوان نمایندگان صاحبان اصلی شرکت، در قبال پذیرش مسئولیت مباشرت، از برخی مزایای مستقیم و غیرمستقیم برخوردار میشوند که اغلب آن ها در ارتباط با ارقامی است که در صورتهای مالی ارائه میشوند. ارتباط این مزایا با صورتهای مالی است که ممکن است منجر به ایجاد انگیزههایی در مدیران برای اعمال دستکاری در صورتهای مالی شود؛ چرا که آن ها خود، مسئول تهیه صورتهای مالی بوده و در این راستا، اختیاراتی نیز دارند. از جمله مواردی که در سیر ادبیات مربوط به خود، به عنوان عملی منفی و گمراه کننده مطرح شده است، حسابداری ساختگی است. به این معنی که مدیران با استفاده از دانش و تجربه خود در رابطه با حسابداری و استانداردهای آن، به گونهای از اختیارات خود استفاده نمایند که در نهایت، صورتهای مالی، نشانگر آن چیزی باشند که آن ها میخواهند. هر چند، ممکن است این خواسته مدیران منجر به گمراهی استفادهکنندگان صورتهای مالی شود. در این مقاله، سعی بر آن است تا با مرور ادبیات مربوط به حسابداری ساختگی، به جوانب گوناگون آن از جمله بیان تعاریف و دیدگاههای مختلف در رابطه با حسابداری ساختگی، شیوههای انجام آن و علل و انگیزههای پیدایش آن پرداخته شود. همچنین، در پایان، مباحثی در زمینه ارتباط حسابداری ساختگی با اصول اخلاقی، و خلاقیت و نوآوری در حسابداری مطرح میشود
همه ساله تعداد قابل توجهی از جوانان ذکور کشور برابر قوانین به خدمت سربازی اعزام گشته و همه آنان در ابتدای خدمت خود طی یک دوره حداقل 2 ماهه، آموزش های اولیه نظامی را فرا می گیرند تا برای ادامه خدمت در یگان های مربوط آماده شوند. این پژوهش به منظور بررسی تأثیر دوره های آموزش نظامی بر توانمندسازی روان شناختی سربازان صورت گرفته است. بدین منظور تعداد 230 نفر از سربازان تحت آموزش در یک دوره از یکی از مراکز آموزشی نزاجا به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شده و به روش شبه آزمایشی و با استفاده از یک پیش آزمون و یک پس آزمون محقق ساخته و بر اساس الگوی پنج عاملی اسپریتزر مورد بررسی قرار گرفتند. داده های جمع آوری شده دو آزمون پس از تحلیل توصیفی با استفاده از روش t زوجی مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج این پژوهش نشان داد که دوره های آموزشی وظیفه عمومی با معناداری قابل قبول بر توانمندسازی روان شناختی سربازان تأثیرگذار است و لذا فرضیه اصلی و سه مورد از فرضیه های فرعی مرتبط با مؤلفه های معنی داری، اعتماد و شایستگی تأیید شده و فرضیه های فرعی مرتبط با مؤلفه های خودمختاری و تأثیرگذاری به خاطر نشان دادن اثر معنادار منفی پذیرفته نشد. میانگین سنی 1/25 سال برای نمونه آزمون، کوتاه بودن دوره آموزش، اکتساب برخی از این توانمندی ها در طول دوره تحصیلات دانشگاهی و سوابق کاری پیش از اعزام به خدمت و نیز شرایط ویژه مرکز آموزش نظامی از مهم ترین علل پایین بودن تغییر در میانگین مؤلفه ها در دو آزمون (ناشی از میزان تأثیر دوره) و نیز منفی بودن اثر دوره در برخی از مؤلفه ها به شمار می رود. با این حال با به کار گیری پیشنهادات مطرح شده می توان میزان این تأثیر را افزایش داد.
منابع انسانی سازمان های نظامی در مقایسه با ابزار و تجهیزات و امکانات فیزیکی بهویژه در کشورهایی که سازنده اقلام عمده تجهیزاتی و جنگابزارهای راهبردی نیستند، حائز اهمیت فوقالعادهای است و این اهمیت ایجاب میکند، فرماندهان و برنامهریزان ستادی نیروهای مسلح به دانش و مهارت لازم در زمینه مدیریت این منبع راهبردی مجهز باشند و در واقع کمبودهای احتمالی ابزاری را که به ناچار در چارچوب جریان های سیاسی بینالمللی قرار دارند و در صورت وجود امکانات مالی و ارتباطات سیاسی امکان تهیه آن برای همه کشورها تا حدی مقدور نیست را با عامل انسانی که برخلاف ابزارها را چندین برابر میکند، جبران کنند. این پژوهش، کمّی و از نوع پژوهش میدانی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است. جامعه آماری پژوهش، جامعه آماری مورد مطالعه افسران (افسران جزء و افسران ارشد) ستاد نزاجا هستند. نمونه آماری با روش نمونهگیری طبقهای از بین جامعه انتخاب شده است. شاخصهای مطرح در قالب پرسشنامهای تدوین و داده ها جمعآوری گردیده است. نهایتاً محقق به این نتیجه رسیده است که ارزیابی سالانه بر کارآیی افسران مؤثر بوده و جهت بهبود کارآیی باید به ترتیب به عوامل قابلیتهای فردی، انگیزش، تعهد سازمانی و انضباط به عنوان عوامل مؤثر توجّه شود؛ لذا جا دارد که در مورد مدیریت این منبع راهبردی و در جهت جذب، نگهداری، آموزش و به کارگیری مؤثر آن اقداماتی شایسته انجام گیرد.
پهپادها با توجه به نوع، امکانات و تجهیزات، قادرند مأموریتهای متنوّع اطلاعاتی، شناسایی، مراقبت و هدفیابی و جمعآوری الکترونیکی شنود را با اولویت استفادة بهینه از امکانات و به خصوص منابع انسانی انجام دهند. به عبارت دیگر هواپیماهای بدون سرنشین از جمله تجهیزات پیشرفتة عصر حاضرند که در جنگهای آینده جایگاه ویژهای دارند. از طرفی با توجه به برتری تسلیحاتی و اطلاعاتی کشورهای قدرتمند و معارض جمهوری اسلامی ایران، جنگ های آینده قاعدتاً از نوع ناهمگون بوده و پیروزی در آن ها، مستلزم بهکارگیری ابتکارهای تاکتیکی و استفاده از تجهیزات مناسب است؛ بنابراین استفاده از آرایههای مطلوب پهپادی، می تواند در نظام دفاعی جمهوری اسلامی ایران بسیار مؤثّر واقع شده و در نتیجه برای حفظ و تحکیم امنیت ملّّی کارا باشد. هدف اصلی این مقاله، تبیین آرایههای پهپادی مطلوب برای انجام مأموریتهای اطلاعاتی (شناسایی، مراقبت و هدفیابی و جمعآوری الکترونیکی شنود) در صحنة نبرد ناهمگون است و روش تحقیق، از نوع کاربردی-توسعهای است؛ به این منظور پس از انجام مطالعات وسیع کتابخانهای و انجام مصاحبه با خبرگان و صاحبنظران، در چند مرحله با استفاده از آزمون نسبتها، شاخصهای پهپادی مؤثّر بر انواع مأموریتهای اطلاعاتی تعیین شده است. همچنین با استفاده از آزمون تی استیودنت یک نمونهای و بررسی وضعیت فعلی و وضعیت مطلوب و در نهایت با تشکیل جلسات متعدد خبرگی و نیز با توجه ویژه به عوامل و شاخصهای تأثیرگذار بر انواع مأموریتهای اطلاعاتی، آرایههای پهپادی مطلوب تبیین شده است.
به کارگیری شیوه رهبری مناسب برای بهبود تعهد سازمانی از وظایف مهم مدیران سازمان هاست. رهبران همنوا در هماهنگی کامل با دیگر اعضای سازمان سطح بالایی از هوش هیجانی را برای نیل به این هدف ارائه می کنند. هدف انجام این پژوهش، شناسایی اثر شیوه رهبری همنوا بر تعهد سازمانی از طریق متغیرهای واسط اعتماد به مدیران ارشد و اشتراک دانش سازمانی است. جامعه آماری این پژوهش، مدیران و کارشناسان بخش سازمانی یکی از دانشگاه های دولتی کشور است. اطلاعات و داده های پژوهش به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و از طریق پرسش نامه الکترونیکی تحت وب جمع آوری و استخراج گردید. در تحلیل داده ها، 162 پاسخ مشارکت کنندگان توسط نرم افزار لیزرل برای اجرای مدل یابی معادلات ساختاری به روش تحلیل مسیر مورد بررسی قرار گرفت. نتابج تحلیل داده ها نشان داد شیوه رهبری همنوا اثر مثبت و قوی بر اعتماد به مدیران ارشد و اشتراک دانش سازمانی دارد و از طریق این متغیرها تعهد سازمانی را پیش بینی می کند.
محیط سازمان و کارآفرینی سازمانی دو مقوله مهم هستند که امروزه در نظریه های مدیریت از جایگاه ویژه ای برخوردارند. با توجه به اهمیت این دو مقوله، در این تحقیق تلاش می شود، ارتباط این دو مفهوم با یکدیگر در سازمان مدیریت منابع آب ایران، بررسی شود. جامعه آماری این تحقیق شامل تمامی کارکنان سازمان مدیریت منابع آب ایران هستند. برای اجرای این تحقیق تعداد 77 نفر از کارکنان، مدیران، معاونان و کارشناسان سازمان مدیریت منابع آب ایران به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. برای بررسی کارآفرینی سازمانی از پرسشنامه و نیز آمار برای پردازش اطلاعات استفاده می شود. نتایج تحقیق نشان می دهد که ادراکات محیطی بر کارآفرینی سازمانی مؤثر هستند. ریسک سیاسی و پیچیدگی محیطی بر کارآفرینی سازمانی تأثیر منفی و بخشندگی و پویایی محیطی بر کارآفرینی سازمانی تأثیر مثبت دارند.
مقدمه و هدف پژوهش: در جامعه ما نیز امروزه مفهوم کج روی دارای مصادیق و موارد متعدد و متنوعی است که یکی از آنها پدیده وندالیسم و یا رفتارهای وندالیستی نام دارد. که در این پژوهش به نقش مدیریت فرهنگی در مواجهه با این مفهوم، انواع، زمینه ها، علل و راهکارهای مهار یا کنترل آن پرداخته خواهد شد.اهداف پژوهش حاضر عبارت اند از 1)تبیین نقش مدیریت فرهنگی در مواجهه با وندالیسم؛ 2) ارائه راهکارهای مدیریت فرهنگی در حوزه مدیریت شهری جهت مواجهه با مسئله وندالیسم
روش پژوهش: این پژوهش از حیث هدف کاربردی است و از نظر روش نیز تحقیق همبستگی می باشد که در پی توصیف ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های موثر بر مدیریت فرهنگی در مواجهه با وندالیسم می باشد.یافته ها: مؤلفه مدیریت فرهنگی به عنوان ضعیف ترین مؤلفه ارزیابی می گردد که نشان از ضعف نقش مدیریت فرهنگی در مواجهه با پدیده وندالیسم دارد که این به معنای عدم کارایی مدیریت فرهنگی نمی باشد بلکه به معنی دور بودن از وضعیت مطلوب است که با به کار بستن تمهیدات لازم به سمت آن نیل می کنیم.نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان می دهد در بین مؤلفه های پنج گانه مدیریت فرهنگی، برنامه ریزی فرهنگی با 36/0 تأثیرگذارترین مؤلفه فرهنگی محسوب می شود.
مقدمه و هدف پژوهش: این مقاله برآمده از پژوهشی که با روش توصیفی پیمایشی انجام شده است، نظر جامعه نمونه در خصوص وضعیت مؤلفه های هویت ایرانی اسلامی از لحاظ قومی و قبیله ای، ایرانی، دینی (اسلامی)، مذهبی (شیعه) و جهانی جمع آوری، سپس با استفاده از عملیات و محاسبات آماری وضعیت هویت به لحاظ اهمیت و اولویت عضویت در جوامع، ارتباط فرهنگ ایرانی با فرهنگ اسلامی، تعلّق خاطر به هویت ایرانی اسلامی در میان جامعه آماری سنجیده شده است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر را با توجه به ماهیت تحقیق و موضوعیت یک پژوهش توصیفی تحلیلی است. این تحقیق با استفاده از پرسشنامه انجام شده و محقق در گام نخست اعتبار داده های جمع آوری شده را با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محک زده، سپس اطلاعات جمع آوری شده، دسته بندی و تجزیه و تحلیل گردید. در این تحقیق با آزمون نسبت مؤلفه های هویت ایرانی-اسلامی مورد سنجش قرار گرفت و با آزمون فریدمن مؤلفه های هویت ایرانی-اسلامی بر اساس اهمیت و رتبه درجه بندی گردید.
یافته ها: نتایج به دست آمده از تحقیق نشان می دهد اکثر دانشجویان بر این باورند که: فرهنگ ایرانی و فرهنگ اسلامی عجین شده است و گسترش اسلام در جهان باعث رضایت و خشنودی شان می گردد؛ بین فرهنگ ایرانی و فرهنگ شیعه فاصله ای وجود ندارد و شیعه بودن نشانه ایرانی بودن است؛ احساس تعلّق به هویت ایرانی– اسلامی دارند.
نتیجه گیری: در راستای ارتقاء مؤلفه های هویت ایرانی-اسلامی در میان دانشجویان در محورهای اجرای موارد ذیل پیشنهاد می گردد: حفظوارتقاییکپارچگیبینهویتایرانیواسلامی؛ تأکیدبرباورهایاسلامی، ایرانی،منطقه ای،محلیوقومی؛ تأکیدمتوازنبرتمامیاَبعادهویت ایرانی-اسلامی در دانشگاه؛ بسترسازیبرایتربیت دانشجویانهویتیابوهویتجو در دانشگاه.
مقدمه و هدف پژوهش: در این پژوهش سعی شده تا با دیدگاهی دگرگونه، عوامل و مولفه های کلیدی در موفقیت مدیریت دانایی را شناسایی و بر اساس نقشه دانشی ساختاری با انجام مصاحبه با کارکنان و بررسی تجربیات و سوابق کاری و آموزشی آن ها در میان هر یک از حوزه های دانشی نسبت به ارائه الگوی نقشه دانشی برای سازمان های فرهنگی اقدام گردید. این پژوهش از لحاظ روش کار بر روی ساختارهای کیفی می باشد و از حیث روش تحقیق یک مدل سازی ریاضی و کمی را مطرح می سازد و از حیث هدف کاربردی است.
روش پژوهش: از این رو بادی های برنجی ادبیات موجود و صورت گرفته در بین صاحب نظران و خبرگان در این حوزه ابتدا 16 عامل به عنوان عوامل مهم در موفقیت مدیریت دانایی در سازمان ها شناسایی شده و سپس نسبت به تعیین اهمیت و رتبه بندی و میزان تأثیرگذاری آن ها در ارائه یک نقشه دانشی اقدام شد. در این رابطه ابتدا پرسشنامه ای برای استفاده از نظرات خبرگان و صاحب نظران در رشته مدیریت و مدیران ارشد بین سازمان تهیه گردید که پس از جمع بندی نتایج بدست آمده
یبریبیشبریبشرآمده پرسشنامه ای با 21 سؤال بر اساس عوامل طبقه بندی شده با اولویت بالا از بین 16 عامل فوق در اختیار معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران قرار گرفت. همچنین اولویت بندی و وزن دهی هر یک از این عوامل با استفاده از نرم افزارهای اکسل[i] و مطلب[ii] و روش آماری محاسبه میانگین هندسی و حسابی الگوی مذبور طراحی و پیشنهاد گردید.
یافته ها و نتیجه گیری: در این بین عوامل فرهنگ ارزشی و ساختاری نسبت به بقیه عوامل از اولویت و اهمیت بالاتری در الگوی دانشی سازمان نقش داشتند. در این بین بعد فرهنگ ارزشی سازمانی از عوامل ساختاری همچنین بعد اعتماد از عوامل فرهنگی، دارای بیش ترین اهمیت در بین ابعاد دیگر بودند. در انتها هم با توجه به وزن دهی مولفه ها و شاخص های کلیدی در موفقیت مدیریت دانایی در معاونت مورد مطالعه نسبت به ارائه یک الگوی نقشه دانشی در بنیاد شهید و امور ایثارگران اقدام شده است.
<br clear="all" />
مقدمه: سازمان های امروزی استفاده از ظرفیت فراموشی سازمانی را به عنوان یکی از ابزارهای بهبود عملکرد خود مورد نظر قرار داده اند. این پژوهش به دنبال شناسایی نوع رابطه بین فراموشی سازمانی هدفمند، یادگیری سازمانی، ظرفیت مدیریت دانش با عملکرد سازمانی است. روش کار: این تحقیق از نوع کاربردی و پیماشی است و با استفاده از پرسشنامه صورت گرفته است. در این پژوهش برای ارزیابی مدل ، از تحلیل عاملی تائیدی و مدل معادلات ساختاری استفاده شد و جهت تحلیل داده ها نرم افزار لیزرل به کارگرفته شده است. جامعه آماری این پژوهش را رؤسا، معاونین، مدیران و سرپرستان بیمارستان های دولتی و خصوصی سطح شهر مشهد تشکیل داده اند. یافته ها: نتایج نشان دهنده این است که فراموشی هدفمند و یادگیری سازمانی بر روی عملکرد سازمانی از طریق ارتقاء ظرفیت مدیریت دانش تأثیر می گذارند که در این میان با توجه به نتایج حاصله از تحلیل عاملی مربوط به بررسی معنی داری روابط بین شاخص ها و عامل ها در سطح معناداری 01. 0 و همچنین پارامتر استاندارد ، شاخص های نادیده گرفتن دانش قدیمی و جایگزینی دانش جدید در شروع فعالیت ، استفاده از مکانیزم های رسمی جهت تسهیم تجارب، وجود فرایندهای منظم و بروز کسب دانش جدید از محیط و رضایت شغلی کارکنان از جمله مهترین عوامل تأثیرگذار بر عملکرد سازمانی است. بحث: یافته های پژوهش حاکی است که مدیران جهت ارتقاء و بهبود عملکرد سازمانی خود باید ظرفیت مدیریت دانش سازمان خود را بالا ببرند که این مهم زمانی اتفاق می افتد که فرایند یادگیری از طریق مدیریت فراموشی سازمانی به شکل پویاتر و مؤثرتری اجرا شود.
این مطالعه با رویکردى توصیفى-پیمایشى درصدد طراحى مدل سازمان کثرت گرا در صنعت هوایى ایران است. مسئله اصلى تحقیق این است که صنعت هوایى در حال حاضر به لحاظ عناصر اصلى سازمان فاقد توان لازم جهت تعامل مثبت با عناصر متکثر و تناقض گونه محیط بیرونى و درونى سازمان است. به همین منظور، 54 مولفه اصلى سازمانهاى کثرت گرا از روى ادبیات موضوع استخراج و سپس هشت مولفه اصلى در محیط صنعت هوایى از طریق اجراى فن دلفاى و با حضور 30 تن از اساتید دانشگاهى و خبرگان صنعتى استخراج گردید. سپس مدل مفهومى سازمان کثرتگرا در صنعت هوایى از روى 8 مولفه یا سازه اصلى حاصل، شناسایى و ترسیم گردید. در ادامه پرسشنامهاى جهت آزمون فرضیات تهیه و پایایى و روایى پرسشنامه از طریق آزمون هاى آلفاى کرونباخ و تحلیل عاملى تاییدى ارزیابى شد. در نهایت، آزمون فرض براى 16 فرضیه، از طریق تحلیل مسیر و معادلات ساختارى انجام گردید و پس از آن، مدل مفهومى مورد تایید قرار گرفت. این تحقیق نشان داد که مولفه هاى اصلى یک سازمان کثرت گرا شامل تنوع ذینفعان محیطى، ساختار متکثر، فناورى غیرتکرارى و منابع انسانى متنوع موجب تمایل سازمان به کثرت گرایى و سپس ظهور مولفه هایى مثل تفکیک افقى، شبکه سازى و گرایش به نقشه راه مى شوند و هر یک داراى رابطه اى قوى با یکدیگر مى باشند. بعلاوه، شاخص هاى مهم و اثرگذار هر سازه نیز از روى ادبیات موضوع مشخص گردید.
سازمان های دولتی برای تحقق اهداف و ماموریت های خود باید از سازمان های لخت به سمت سازمان های چابک حرکت کنند. بر مبنای اصل 44، یکی از سیاست های اصلی سازمان های دولتی در راستای چابک سازی، تمرکز بر ماموریت های اصلی و برون سپاری فناوری ها و فعالیت ها با استفاده از ظرفیت های تحقیقاتی و صنعتی کشور می باشد. بنابراین، یکی از مسایلی که همواره پیش روی سازمان های دولتی است، مساله ی تصمیم گیری در خصوص برون سپاری می باشد، در این مقاله ضمن بررسی روند تصمیمات برون سپاری، مدلی برای تصمیم گیری در خصوص برون سپاری و یا ساخت، با رویکرد تحلیل سلسله مراتبی به کمک نرم افزارExpert choice ارائه می گردد. فرایند تصمیم گیری در این مدل بدین ترتیب است که ابتدا برون سپاری در سطح سامانه مورد بررسی می شود و این کار تا سطح اجزای سامانه ادامه پیدا می کند. تصمیم گیری در سه مرحله صورت می گیرد. در مرحله اول براساس معیارهای اهمیت راهبردی، حفظ دانش فنی و امنیت اطلاعات، تصمیم تولید در هسته و یا شبکه اتخاذ می گردد. در مرحله دوم تصمیم در خصوص تولید در شبکه داخلی و شبکه بیرونی مبتنی بر معیارهای کیفیت، قیمت و تحویل دهی صورت می گیرد . در مرحله سوم، تصمیم گیری نهایی بر اساس ظرفیت صورت می گیرد. این مدل بر روی یک سامانه واقعی در یک سازمان دولتی اجرا شد. نتایج تصمیم حاصل از مدل مورد توافق خبرگان و تصمیم گیرندگان بود.
از آنجا که کالاهاى فناورى برتر داراى خصوصیات خاص و شرایط ناپایدارى است؛ لذا رفتار خریداران سازمانى امرى حساس و پیچیده است. این مقاله به بررسی و تحلیل حساسیت های کلیدی موثر در تصمیم گیری خریداران سازمانی در خرید کالای فناورى برتر می پردازد. برای این منظور از روش گرانددتئوری جهت ایجاد مدلى کاربردى و انتزاعى، استفاده شده است. پس از انجام مصاحبه با دست اندرکاران و خبرگان این حوزه و تحلیل حساسیت ها و دستیابی به مفاهیم نهفته در آنها، مدلی برای فرآیند تصمیم گیری خریداران سازمانى ارائه شد که می تواند مراحل گوناگون تصمیم گیری را به خوبی نشان دهد و حساسیت های هر مرحله را ترسیم نماید. در انتها نیز مدل حاصل، با مدل مانابرى و تینا، مقایسه و بررسی گردید.
هدف از تحقیق حاضر، بررسی رابطه مدیریت ریسک و عملکرد شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. بر این اساس ، اطلاعات مربوط به صورت های مالی87 شرکت در آزمون فرضیه ها مورد استفاده قرارگرفت. نتایج این تحقیق نشان می دهد که دو متغیر از عوامل مدیریت ریسک یعنی،رقابت صنعت و اندازه شرکت با عملکرد شرکت رابطه مثبت دار ند. در مقابل، دو متغیر دیگر از عوامل مدیریت ریسک یعنی، عدم اطمینان محیطی و نظارت هیات مدیره با عملکرد شرکت رابطه ندار ند. افزون بر این، نتیجه آزمون فرضیه اصلی نشان می دهد درکل، مدیریت ریسک با عملکرد شرکت رابطه ندارد.