سیاست خارجی از آن حیث که به تنظیم مناسبات بازیگر در عرصه روابط خارجی اش دلالت دارد، حوزه ای متفاوت از سیاست داخلی ارزیابی می شود؛ به همین دلیل است که بسیاری از تحلیلگران اقتضای ماهیت این حوزه از سیاست را نوعی عدم قطعیت می دانند که از پذیرش اصول گرایی سرباز می زند. نویسنده در مقاله حاضر با رویکردی متفاوت به سیاست خارجی می پردازد و تلاش دارد رویکرد اصولگرا در عرصه سیاست خارجی را تبیین و تأیید کند. برای این منظور، نویسنده ضمن تعریف سیاست خارجی در ایران، به شناسایی ادوار مختلف تحول تاریخی آن از پیروزی انقلاب اسلامی تا زمان حاضر پرداخته و در این چشم انداز تاریخی نسبت به انتخاب مقطع دولت آقای احمدی نژاد به عنوان یک مطالعه موردی برای ارائه مصادیق اصول گرایی همت گمارده است.تلاش نویسنده در این مقاله معطوف به شناخت ارکانی است که می توانند نقش «اصول» را در عرصه سیاست خارجی ایفا کنند. لذا تأکید به گزاره های بنیادین در حوزه اسلامیت، ایرانیت و آرمان های انقلابی، اولویت یافته و نویسنده به بازتعریف این ارکان متناسب با فضای سیاست خارجی اقدام کرده است.
اسلام، آخرین دین الهی و راه نجات بشریت، بر عدالت تاکید بسیار داشته و آن را از زوایای مختلف تعریف و تبیین کرده است که متأسفانه به دلیل کم توجهی شماری از اندیشمندان گاه از این مفهوم اساسی سوءبرداشت هایی شده است، به طوری که در مواقع و برهه هایی از تاریخ چیزی جز نام آن باقی نمانده است. مسئله ای که برای دوستداران دانش در این عرصه پیش می آید، شناخت حقیقت عدالت و پذیرش یکی از تعاریف متفاوت آن به عنوان جهان بینی خود بوده است.این مقاله در پی فهم این موضوع است که آیا عدالت اسلامی از لحاظ مفهومی با تعاریفی از عدالت که توسط اندیشمندان غیردینی به ویژه غربی ارائه شده، قابل انطباق است و یا اینکه اساساً مفهومی متفاوت را بیان می کند؟فرضیه این مقاله این است که بسیاری از اندیشمندان مذکور در تعریف و تفسیر مفهوم عدالت تا حد بسیار زیادی راه صحیح را پیموده اند. اما ایرادی که به آن ها وارد است، این است که تنها به یک بعد از حقیقتی چندبعدی پرداخته و دیگر ابعاد و ارکان آن را مورد توجه قرار نداده اند؛ در حالی که اسلام با نگرشی جامع به این موضوع پرداخته و عدالت را از زوایای مختلف مورد بحث قرار داده است، به گونه ای که در جامعه اسلامی حقی از کسی ضایع نشود. در این راستا مقاله حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی و با بهره مندی از ابزار کتابخانه ای ابتدا سیر تطور عدالت در غرب و اسلام را مطالعه کرده و سپس آن ها را به صورت منطقی مقایسه کرده است. این پژوهش از منابع متعدد و متنوعی بهره جسته است که از مهم ترین آن ها می توان به منابع دسته اولی چون قرآن کریم، نهج البلاغه، آثار افلاطون، شهید مطهری و... اشاره کرد.
اصـول گـرایـى و اصـلاح طـلبـى دو واژه اى هـسـتـنـد که در سالهاى اخیر وارد واژه گان سیاسى در گفتهاى مردم ، نخبگان ، جریانها، جناحها، احزاب و گروههاى سیاسى شده اند. مـقـاله حـاضـر در صـدد است که مبانى اصول گرایى را تبیین ، شاخصهاى آن را مشخص و گـروهـهـاى آن را مـعـرفـى کـنـد. عـلاوه بـر ایـن ، بـیـان نـمـایـد کـه اصـول و مبانى فکرى ، قوتها، ضعفها، راهبرد و موقعیت این جناح در انتخابات آینده چیست و چگونه مى تواند به حضور خود در مجلس شوراى اسلامى تداوم دهد و تغییر و تحولات مـورد نـظـرش را بـه اجـرا بـگـذارد. طـبـیـعـى اسـت کـه در این روند به باید و نبایدهاى انـتـخـابـاتـى ایـن جـنـاح اشـاره خـواهد شد. روش کار به صورت توصیفى ، تحلیلى و تجویزى است .
توجه به ماهیّت و تبار تاریخى انقلاب اسلامى ، نشان مى دهد که آرمان و رسالت اصلى آن ، همان آرمان و رسالت نهضت انبیاء ـعلیهم السلام و دین مبین اسلام است . براساس منطق آیـنـده شـنـاسـى و آینده پردازى و برنامه ریزى راهبردى ملى ، همانا طراحى ، تصویب و ابـلاغ ((سـنـد چـشم انداز بیست ساله نظام ))، گامى اساسى در توسعه درونزاد دینى و متناسب با آرمانها و اهداف انقلاب اسلامى براى زاد بوم و خاستگاه آن یعنى ایران محسوب مى شود. تـحـقـق کـامل اهداف تعیین شده در این سند، مى تواند جامعه را به آرمانهاى انقلاب اسلامى بـسـیار نزدیک کند. همچنین تحقق سند چشم انداز بیست ساله ، براساس منطق راهبردى حاکم بر این سند و ابعاد راهبردى تحقق کامل و بهینه آن ، موقعیت ایران را از یک قدرت منطقه اى نسبى به قدرت بزرگ منطقه اى محور ارتقاء مى دهد و در نتیجه کسب امنیت و ثبات پایدار از طـریق تعامل دو وجهى راهبرد توسعه و راهبرد امنیت ملى ، زمینه پرداختن جدى و مطمئن به آرمـانـهـاى اسـلامـى و انـقـلابـى در وراى مرزهاى جغرافیایى انقلاب را به خوبى فراهم خواهد کرد.
جهاد مهم ترین راه غلبه دین حق یعنى اسلام بر تمامى ادیان به دست حضرت مهدى (عج ) اسـت . چـیـرگـى اسـلام بـر سـایر ادیان که هدف نهایى جهاد آن حضرت است ، با از بین بـردن حاکمیت شرک و کفر و استقرار حاکمیت دین حق بر سراسر گیتى تحقق مى یابد. در ایـن جـهاد بزرگ و مقدس ، فرشتگان ، مؤ منان و رعب ، سپاهیان و یاوران آن حضرت اند، و جـبـاران و سـتـمـگـران کـافر و فتنه گران منحرف به ظاهر مسلمان ، دشمنان آن حضرت . حضرت مهدى پیش از آغاز جهاد، مردم را به پذیرش دین حق دعوت مى کند و از یاران خویش رعایت احکام شریعت را در طول جهاد با دشمنان مى طلبد. شمشیر نماد جهاد و به کارگیرى سلاح است . جهاد آن حضرت هشت ماه به طول مى انجامد.
مـطـالعـه انقلاب هاى بزرگ جهانى از جمله فرانسه ، روسیه و چین ، توجه پژوهشگر را بـه ایـن نـتـیـجـه سـوق مـى دهـد کـه انـقلاب ها معمولاً در شرایط ضعف رژیم هاى سیاسى صـورت مى گیرند. امّا این قاعده درباره رژیم پهلوى صادق نبود. انقلاب اسلامى ایران (1341 ـ 1357 ش .) در شـرایـط قـوت و قـدرت رژیـم پهلوى واقع شد. بر این اساس پرسش اصلى این مقاله به قرار زیر است : چـرا با وجود موقعیت بسیار مناسب رژیم پهلوى از نظر اقتصادى ، سیاسى و نظامى ، این رژیم در کنترل انقلاب اسلامى ایران عاجز ماند؟ مـقـاله حـاضـر، در پـى اثـبـات ایـن فـرضـیـه است که رژیم پهلوى در عین بهره مندى از ابـزارهـاى قـدرتـمـند سیاسى و نظامى ، به دلیل عدم شناختِ ماهیت انقلاب و قدرتِ رهبرى انـقـلاب و نـیـز تـوجـه نـکـردن بـه روحـیـه مـذهـبـى نـیـروهـاى مـسـلح خـود، نـتـوانـسـت در مقابل نهضتِ اسلامى دوام آورد و در مدت کوتاهى شکست خورد.