فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۳۰۱ تا ۱۷٬۳۲۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
معرفت سال بیست و نهم شهریور ۱۳۹۹ شماره ۲۷۳
5-10
حوزههای تخصصی:
این مقاله شرحی است بر کلام امام محمدباقر علیه السلام به جابربن یزید جعفی، در باب اوصاف شیعیان واقعی. بهره گیری از راهنمایی عقل در سرکشی هوا و هوس، یکی از اوصاف شایسته شیعیان است. براساس مبانی مسلم دینی، انسان دشمن درونی دارد. دو دسته تمایلات و گرایش ها در انسان وجود دارد که یکی میل به صعود و کمال دارد و دیگری، میل به نزول و سقوط. گرایش نوع دوم، مشترک میان انسان و همه حیوانات است و به مجموع آن «تمایلات نفس» گفته می شود. در مقابل، به تمایلاتی که میل به تعالی و تقرب به خدا و کمال دارند، عقل گویند. این هر دو، همواره در حال مبارزه هستند. باید در میدان مبارزه مراقب بود نفس غافلگیر و مغلوبمان نکند. برای جلوگیری از پیروی از هوای نفس، پیروی از عقل ضروری است. لازم است به احکام عقل بیندیشیم، آنها را بیاموزیم و آمادگی لازم را برای مقابله با تمایلات نفس کسب کنیم. زمانی که عقل نتواند به تنهایی قضاوت کند، باید افزون بر بهره گیری از آن، به احکام شرع نیز مراجعه نمود. امام باقر علیه السلام می فرمایند: برای به کارگیری علم، عملت را خالص کن. پایبندی به دین و عقل و شرع و احکام شریعت، راه برون رفت از پیروی از هوای نفس است.
هزاره های موعود در الهیات مسیحی و شاخصه های جنبش های هزاره گرا؛ رویکردها و رهیافت های نظری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۹ شماره ۲۶۹
53-61
حوزههای تخصصی:
یکی از مقوله های مطرح در ادبیات فرجام گرایانه دینی مفهوم هزاره گرایی یا هزاره های موعود است. در آیین مسیحیت، اندیشه هزاره گرایی که در معنای آخرالزمان باوری است، با اعتقاد به بازگشت مسیح، استقرار حکومت او، رستگاری و نجات، پیوند دارد. نمود عینی و مصداق عملی این اندیشه در جنبش های هزاره گرا بازتاب یافته است. گستره این جنبش ها، ضرورت بررسی های تحلیلی انتقادی را در باب ماهیت و علل تکوین آن ایجاب می کند. ازاین رو، مقاله پیش رو می کوشد از طریق اتخاز یک رویکرد توصیفی تحلیلی دیدگاه های مطرح در مورد این جنبش ها را مورد واکاوی قرار دهد. یافته های این پژوهش ضمن نشان دادن رهیافت های نظری گوناگون در ماهیت جنبش های هزاره گرا، حاکی از تأثیر عناصر اجتماعی، روان شناختی در شکل گیری این جنبش هاست. در کنار این عوامل هزاره گرایی پاسخی ایدئولوژیک و معقول در برابر مظالم حکومت ها و دول استعماری بوده است.
اخلاق حرفه ای رسانه ها در جمهوری اسلامی ایران؛ مفاهیم و مصادیق(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
اخلاق سال دهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۹ (پیاپی ۶۱)
41 - 66
حوزههای تخصصی:
امروزه سازمان های حرفه ای برای بهبود عملکرد خود به مجموعه ای از اصول اخلاقی نیاز دارند که با توجه به حرفه و حوزه مأموریت کاری و فعالیت آن ها تدوین شده باشد. بنا بر باور پژوهشگران و صاحب نظران حوزه ارتباطات و رسانه، فقدان نظام نامه و مرام نامه اخلاق حرفه ای مدون از کاستی های قابل توجه در نظام رسانه ای جمهوری اسلامی ایران است. نوشتار پیش رو، به دنبال ارائه الگو و نظریه بومی در عرصه «اخلاق حرفه ای رسانه» و «هنجار رسانه» و غنی سازی ادبیات مرتبط در این حوزه است. روش این پژوهش، به منزله بخشی از روش های کیفی در چهارچوب تفسیرگرایی قرار می گیرد و از نظر شیوه های گردآوری داده ها از تجارب زیسته پژوهشگران، مصاحبه های گروهی، متمرکز و عمیق و نیز از پرسش نامه ها در سطوح مختلف ستاد و صف حوزه عملکردی رسانه (مدیران، برنامه سازان و کارشناسان) با نمونه گیری های هدف مند استفاده شده است. در این مقاله تلاش شده با استمداد از مبانی نظری و روشی پژوهش و با نقد و بررسی نظریه ها، الگوها، مبانی پنج گانه در اخلاق و نظریه های شش گانه هنجار رسانه و با ارجاع به مبانی و تعلیمات اسلامی، «اصول اخلاق حرفه ای رسانه ها در جمهوری اسلامی ایران» بررسی شود.
دراسه تمارین کتاب مبادئ العربیه وفق تصنیف أندرسون وکراثول للأهداف التعلیمیه تمارین قسم النحو نموذجاً(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۳
91 - 108
حوزههای تخصصی:
یُعتبر تصنیف أندرسون و ک راثول للأهداف التعلیمیه مراجعه وتنقیحاً لتصنیف بلوم الذی ک ان إطاراً ظلّ یُستعمل لقرابه نصف قرن، وهو من أشهر التصانیف الذی ک َثُر استخدامه فی تقویم ال ک تب التعلیمیه خلال السنوات الأخیره، والذی أقبل علیه عددٌ غیر قلیل من الباحثین فی شؤون التربیه والتعلیم عل ى مستو ى العالم؛ فلذلک اختارت هذه المقاله هذا التصنیفَ بما فیه من المستویات المعرفیه وأنواع المعرفه أداهً لمعالجه ک تاب مبادئ العربیه بمجلّداته الأربعه للمؤلّف رشید الشرتونی کشفاً عن ک یفیّه توزیع المستویات المعرفیه عل ى التمارین المتضمّنه فیها ضمن قسم النحو عبرَ المنهج الوصفی التحلیلی؛ فتمّ من خلالها الإحصاء الوصفی للت ک رارات والنسب المئویه المتوزّعه عل ى هذه التمارین ثمّ تصنیفها وفقاً لأداه الدراسه؛ وذلک بهدف تحلیل المستویات المعرفیه وأنواع المعرفه الأربعه للتمارین ودراسه مد ى مراعاتها للأهداف التی یقصدها المقرّر الدّراسی لمادّه النحو باعتبارها من الموادّ الدراسیه المهمه التی تُدرّس فی عدد من الفروع بالجامعات الإیرانیه. تدلّ نتائج الدراسه عل ى أنّه لم تُوَزّع التمارینُ عل ى نحو تسلسلی متجانسٍ؛ حیث یومئ إل ى أنّ الحیّز الأ ک بر من إجمالی التمارین یشغل مستو ى «یطبّق» المندرج فی إطار المعرفه الإجرائیه بالقیاس لباقی المستویات المعرفیه ضمن هذا التصنیف، وهو ما یتمثّل فی بعض الأهداف التعلیمیه المصرّح بها فی المقرّر الدراسی فحسب، أیّ تمییز الدّور الإعرابی للمفردات والجمل وتوظیف القواعد النحویه فی مواضع جدیده.
تقنیه التدویر فی دیوان هذا المخیّم ضحکتی لإیاد عاطف حیاتله دراسه فی المسوّغین الإیقاعی والدلالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۳
125 - 138
حوزههای تخصصی:
تعتبر تقنیه التدویر من أهمّ مکوّنات النصّ الشعری، حیث لا تنحصر وظیفتها فی الإیقاع، بل لها وظیفه دلالیه تبعدها عن هیمنه الوظیفه الصوتیه. من هنا، اکتسبت هذه التقنیه أهمیه خاصه فی الشعر الفلسطینی المعاصر لنقل لطائف المعنى وأحاسیس قائله. إذن دراسه هذه الظاهره تبدو ضروریه بسبب دورها الوظیفی والدلالی، وکذلک بسبب الدور الهام الذی تلعبه فی الکشف عن جمالیات القصیده وموسیقاها. یحاول هذا البحث دراسه تقنیه التدویر وطرائق استخدامها من خلال مسوّغیها الإیقاعی والدلالی فی النص الشعری لإیاد عاطف حیاتله ومد ی إسهامها فی البنیتین الإیقاعیه والدلالیه ترکیزاً على دیوان هذا المخیّم ضحکتی ، واعتماداً المنهج الوصفی التحلیلی الإحصائی. لقد توصّل البحث فی المسوّغ الإیقاعی للتدویر إلى أنّ حیاتله قام بتوظیف هذه التقنیه فی البحر الکامل بنسبه 78.21% دون البحور الأخر ی لکسره الحده الإیقاعیه لتفعیله "متفاعلن" المکرّره. إن لجوء الشاعر إلى التفعیلات الزاحفه المدوّره بنسبه 63.82% تکشف عن مد ی اهتمام الشاعر إلى التلوین الإیقاعی وتدفّقه وإثرائه لدفع الملل والرتابه الناجمه عن توالی التفعیلات السالمه المدوّره. وکثیراً ما نلاحظ أنّه یوظّف التقنیات الإیقاعیه الأخرى مثل التوازی الترکیبی، والتکرار، والتقفیه الحرّه المنوّعه المتغیّره لتتفاعل معاً لتکثیف الجو الإیقاعی وانسجامه وإثرائه. أمّا فی المسوّغ الدلالی فیجعل الشاعر التدویر فی سطر منفرد لزیاده لفت النظر وأهمیته دلالیاً، ویوظّفه کبؤره دلالیه، إضافه إلى تمییزه إیقاعیاً عن السطور الأخرى. بؤره الدلالات فی التدویرات الموظفه فی الدیوان هی الصلابه والثبات، وحبّ الوطن، والمجازر، والمظاهر الطوباویه المتفائله .
تحلیل و بررسی دلایل ضرورت بُعد جسمانی انسان از دیدگاه ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۱
67-92
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مهم در حوزه انسان شناسی، بُعد جسمانی انسان است که دارای ابعاد گوناگونی است. در این مقاله، به یکی از ابعاد مهم آن، یعنی ضرورت بُعد جسمانی انسان از نگاه ابن عربی، پرداخته شده و به این سؤال پاسخ داده شده که آیا خلقت جسمانی انسان امری ضروری است یا اینکه امکان خلق انسان بدون بُعد جسمانی نیز وجود دارد. در نهایت، این نتیجه به دست آمده است که ضرورت بُعد جسمانی انسان با مبانی مهم عرفان نظری ابن عربی (همچون حب اسماء به ظهور؛ تخاصم و تقابل اسماء؛ جامعیت، جانشینی، اعتدال و واسطه گری انسان) قابل اثبات است. این مقاله که بر اساس روش کتابخانه ای و تحلیل محتوا نگارش یافته است، نشان می دهد که بُعد جسمانی انسان یک حقیقت ضروری و لازم جهت تشکیل هویت انسانی، تکامل و سیر وجودی انسان از منظر ابن عربی است و این گونه نیست که اگر انسان، جسمانی خلق نمی شد، عالم هستی و ظهورات الهی باز به نحو کامل شکل می گرفت و نسبت و ارتباط انسان با هستی تغییری نمی کرد. از طرفی، اینکه اصل انسان موجودی غیرجسمانی است و در نهایت به موطن غیر جسمانی بر می گردد و بدن او صرفاً یک مرکب و امری زاید و طفیلی است، سخنی باطل است بلکه بدن انسان امری ضروری است در کنار نفس او.
صورت بندی مفهوم خوشبختی در منطق الطیر بر مبنای معناشناسی واژه دولت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۱
143-166
حوزههای تخصصی:
«دولت» در منطق الطیر واژه ای کلیدی است که عطار در مواضع متعددی ، نقش کانونی آن را برجسته نموده و از ظرفیت های معنایی این واژه برای بیان مفاهیم آرمانی و مقاصد مهم صوفیانه بهره جسته است. از آنجا که مفهوم دولت دارای ابهام و تیرگی معنایی بوده و مؤلفه های معنایی آن روشن نیست، بررسی معناشناختی این واژه، و تعیین مصادیق و کاربردهای آن در این اثر ضرورت پیدا می کند. این مقاله بر آن است با واکاوی واژگانی که در تلاقی با واژه دولت در منطق الطیر به کار رفته است، حوزه های معنایی و مؤلفه های معنایی آن را استخراج کرده و ضمن تحلیل معناشناختی، کاربردهای مختلف آن را در این اثر نشان دهد. آنچه از بررسی ها به دست آمد، این بود که عمده ترین کاربرد واژه دولت در منطق الطیر به حوزه معنایی «فیض و عنایت الهی» تعلق دارد که در سه محور «جذبه»، «رویارویی با انسان کامل» و «نجات» صورت بندی شده است. کاربرد دیگر واژه دولت متعلق به حوزه معنایی «تجارب عرفانی» شامل «فنا»، «انقطاع از ماسوی الله» و «درد طلب» است که عطار در به کارگیری این مفاهیم، مؤلفه هایی مانند «سُکر»، «استغراق در شهود حق» و «تطهیر قلب از ماسوی الله» را به مفهوم دولت افزده و دایره معنایی آن را گسترش داده است. با در نظر گرفتن این دو حوزه معنایی، دو عنصر «اصطناع و برگزیدگی» و «تغییر از درون» را می توان زیرساخت اصلی مفهوم خوشبختی در منطق الطیر دانست. هدف این مقاله تحلیل معناشناختی واژه دولت و بررسی ابعاد گوناگون آن در منطق الطیر است که با روش توصیفی و تحلیلی انجام گرفته است.
تحلیل روابط بینامتنی در تفسیرهای صوفیانه از آیه 17 سوره انفال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۱
239-268
حوزههای تخصصی:
تفسیرهای کلامی و صوفیانه از آیات قرآنی در شکل گیری زبان و اندیشه صوفیان نقش مهمی ایفا کرده است؛ به طوری که بررسی بینامتنی روابط این تفسیرها، در شناخت نظام فکری متصوفه اهمیت ویژه ای دارد. یکی از مهم ترین آیات قرآنی که بارها در متون عرفانی اهل سنت، تفسیر و تأویل شده، آیه 17 سوره انفال است. در این مقاله نقش روابط بینامتنی تفاسیر این آیه در شکل گیری نظام اندیشه و سلوک صوفیانه مد نظر قرار گرفته است. بدین منظور، با روش توصیفی تحلیلی، داده های متنی کلامی و عرفانی از آیه مذکور تحلیل، و ارتباط اندیشه عرفانی توحید افعالی و آثار آن (رضا و تسلیم، موت اختیاری و...) را با اندیشه زیربنایی کلام اشعری نشان داده شده است. همچنین، نقش تفاسیر صوفیانه این آیه در سه سطحِ تعالیم نظریِ خداشناسی و انسان شناسی، تعالیم سلوکی و توصیف و تبیین تجارب عرفانی بررسی گردیده و مشخص شده است که تفسیر صوفیانه توحید افعالی در آیه مذکور در هر سه سطح اثرگذار بوده است؛ از این رو این آیه در شکل دادن به نظام معرفتی و سلوکی صوفیان اهل سنت، نقش مهمی ایفا کرده است.
بررسی تطبیقی کارکرد خانقاه و آداب خانقاهی در تصوف متقدم و معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۱
269-296
حوزههای تخصصی:
چگونگی و چرایی پیدایش خانقاه در فرهنگ اسلامی همواره مورد بحث پژوهشگران و شرق شناسان بوده است. عده ای این پدیده را آداب اسلامیزه شده رهبانیت بودایی، مسیحی و یا مانوی دانسته و عده ای نیز بن مایه آن را اسلامی و یا شبهه اسلامی دانسته اند. این مقاله به بررسی آداب و کارکرد این پدیدار دینی، آن گونه که در متون متصوفه بدان اشاره شده است، می پردازد. هدف تحقیق، پاسخ به این سؤال است که آیا فلسفه وجود خانقاهی و آدابی که ناظر بر آن هستند، در فضای مدرن جهانی تغییری داشته اند یا خیر؟ در این راستا آرای متصوفه درباره کارکرد، کاربرد و فلسفه پیدایش خانقاه و همچنین آداب ورسومی که ناظر بر هویت خانقاهی است و می توانند مورد تفسیر قرار گیرند، شناسایی و احصا شده اند. این بررسی با رویکردی تطبیقیِ دو برهه زمانی، یعنی تا قرن هشتم هجری قمری و همچنین تصوف معاصر را مدّ نظر قرار داده است. در تصوف معاصر آرای مکتوب سلسله نعمت اللهی ذوالریاستین، و در تصوف متقدم اهمّ آثار کلاسیک، به صورت توصیفی و تحلیلی، به صفت یابی و تفسیر مقایسه ای گذاشته شده اند. نتایج نشان می دهد که به غیر از تأثیرهای مدنیت معاصر در سازمان دهی ساختاری خانقاهی معاصر و تغییر برخی کاربردهای آن به نوعی سمبول فرهنگی، سایر کارکردها و فلسفه بهره برداری از خانقاه در این دو گونه تاریخی از تصوف یکسان و شبیه است، از جمله این شباهت های ساختاری، بهره برداری از این نهاد برای تمایز، استقرار و اشاعه جماعت صوفیان به عنوان یک گروه دینی و عقیدتی مستقل با تکیه بر اعمال و تبلیغات مردم دارانه است.
مفهوم نور و ساحت های آن در عرفان هیلدگارد بینگنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۱
297-322
حوزههای تخصصی:
در عرفان مسیحی، نور به دو شکلِ عمده درخور توجه بوده است: 1. بُعد تجربی؛ یعنی اینکه راهب یا عارف چگونه می تواند به نور به عنوان مقصد نهایی سلوک واصل شود و وجودش نورانی گردد. در واقع این بُعد توجه به وجودشناسی نور بوده است؛ 2. بُعد انتزاعی، که بیشتر در عرفان های نظری مد نظر بوده و بر حجاب های نورانی و وصف مقام ذات به عنوان نوری نادیدنی یا ظلمت توجه می کرده است. در دیدگاه اول، خدا سراسر نور است و در دیدگاه دوم، نور حجاب است و ذات خدا دست نیافتنی و در نتیجه ظلمت است. در بینش عرفانی هیلدگارد بینگنی، عارف قرن دوازدهم میلادی، نور عنصر کلیدی آن است و با توجه به پیش زمینه گنوسی به عنوان رمز، عالم قدسی در برابر جهان شر و تاریکی قرار می گیرد. او تجربه گر نوری است که با او سخن می گوید، به وی فهم تازه ای از کتاب مقدس و هستی می بخشد و تصاویری را نمایش می دهد. بر این اساس، نور در سه ساحت به شکل توصیفی و تحلیلی بررسی می شود: ساحت وجودی، ساحت معرفتی و ساحت نمادین. با نظر به این سه ساحت درمی یابیم عرفان هیلدگارد آمیزه ای از عرفان غرب و شرق مسیحی است که خدا و جهان روحانی آن سراسر نور است و دسترس ناپذیری مقام ذات نه با ظلمت که با نقص انسان وصف می شود.
نگاهی به غزل روایی در دیوان فخرالدین عراقی از منظر کارکرد آن در شرح تجارب عرفانی او(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۱
323-352
حوزههای تخصصی:
پژوهش درباره توانش قالب های غیرمثنوی در قصه گویی عرفانی، معمولاً به دلیل انبوه روایت های مثنوی مورد غفلت قرار گرفته است. غزل، یکی از قالب های شعری، که در بیان عواطف و احساسات درونی به کار گرفته می شود، به دلیل برخورداری از زبانی غیرارجاعی، شرح رخدادهای رمزی و روایت دیدار با معشوق در فضایی نمادین را به خوبی بازنمایی می کند. شعرای عرفانی از این ظرفیت غزل برای بازنمایی تجارب عرفانی خود بهره گرفته اند و فرم غزل روایی در نتیجه توجه به این ظرفیت غزل در ادبیات فارسی شکل گرفته است. این مقاله با رویکرد توصیفی تحلیلی، به جایگاه عراقی و کمیت و کیفیت غزل روایی او در بین سایر شعرای عارف زبان فارسی می پردازد و نشان می دهد عراقی (متوفی 688ق) از این لحاظ (سرایش غزل روایی؛ ۸۸/۶ درصد نسبت به کل غزلیاتش) پس از عطار (۱۱/۷ درصد) در جایگاه دوم و پیش از مولانا (۸۴/۲ درصد) و سنایی (۱۸/۳ درصد) قرار دارد. و در 21 غزل از 305 غزل دیوانش، شرح تجارب شهودی خود را به شکلی نمادین ارائه کرده است که در آن ها عناصر غزل و روایت در نگاهی ساختارمند به بیان کلیت تجربه عرفانی او می پردازند. شخصیت های اصلی این غزل ها عاشق (عارف)، معشوق (معبود)، پیر و راهنما و در مواردی اهل خرابات هستند. با توجه به بیان مشاهدات از زبان عارف، بیشتر روایت این غزل ها به شیوه اول شخص، دو غزل با شیوه دوم شخص و سه غزل دیگر به طریق سوم شخص بیان شده است. این غزلیات روایی در بیشتر موارد مبتنی بر کنش هستند و تنها در نُه غزل، گفت وگو بین شخصیت ها رخ داده است.
نقش سیاسی - مذهبی مسیحیان نسطوری در زمان خسروپرویز؛ مطالعه موردی: نقش پاتریارخ سبریشوع(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۳ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
400 - 381
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت مسیحیان در روزگار ساسانیان، بررسی وضعیت آن ها در آن دوران، به درک بهتر تاریخ مسیحیت و حکومت ساسانی کمک می کند. روزگار خسروپرویز را باید به عنوانِ یکی از مقاطع مهم تاریخ ساسانی و مسیحیان ایران در نظر داشت. یکی از شخصیت های مهم مسیحی در زمان خسروپرویز، سبریشوع بود که به مقام پاتریارخی کلیسای نسطوری رسید و نقش سیاسی - مذهبی مهمی را ایفا کرد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که سبریشوع با فرمان مستقیم خسروپرویز و بدون رضایت رهبران کلیسای نسطوری در سال 596 م. به مقام پاتریارخی رسید و خسروپرویز در جلب نظر مساعد مسیحیان نسطوری نسبت به خود، تسلط بیشتر بر آن ها و مراودات سیاسی خود با امپراتور ماوریکیوس از وی استفاده کرد. همچنین، سبریشوع با حمایت خسروپرویز سعی کرد اختلافات داخلی کلیسا را حل کند و در هنگام آغاز جنگ های خسروپرویز و بیزانس، به عنوانِ نماینده مسیحیان نسطوری، خسروپرویز و سپاهیان ساسانی را همراهی کرد.
نقش حکمت در وساطت فیض(بررسی مقایسه ای عرفان یهود و عرفان اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۳ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
458 - 441
حوزههای تخصصی:
به باور عرفان یهود و عرفان اسلامی، خدای متعال میان خود و مخلوقاتش واسطه ای را قرار داده است که در متون مقدس هر دو دین اسم های مشترکی دارند. یکی از این عناوین «حکمت» است. در این نوشتار بر اساس روش تطبیقی، مفهوم «حکمت» در عرفان یهودی و اسلام تحلیل شده است. مهم ترین نوآوری این پژوهش اثبات این فرضیه است که گرچه در یهود «حِسِد» و عشق اصل حیات بخش است و در عرفان اسلامی نیز حرکت حبّی همان نقش را دارد، اما در هر دو عرفان، پیش از حبّ الهی که باعث تجلی مظاهر شده است، حکمت (حوخمه) نقش آفرین بوده است؛ لذا این شبهه کلامی که اگر خدا همیشه محبّ و در عین ِحال، قادر است، پس باید از ازل مخلوق می داشته، در عرفان قبالا و عرفان اسلامی این گونه پاسخ داده می شود که خدا، مقدم بر حبّ ذاتی، حکیم است و حکمت اوست که حبّش را به جریان می اندازد.
جستاری در حسن خلق و آثار آن از منظر قرآن و حدیث با تأکید بر اصلاح سبک زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزه های آسمانی از جمله اصول و مصادر دین اسلام اصلاح سبک زندگی را مورد تأکید قرار داده و راهکارهایی از جمله حُسن خُلق را در این راستا به آدمی معرفی کرده است.. حسن خلق همچنین یکی از مهم ترین ضروریات رفتاری برای رشد و نیل به زندگی سعادتمند است. خداوند سبحان در قرآن کریم، جذب دل های مردم را نتیجه حسن خلق و نرم خویی پیامبر اکرم 6 دانسته است. پژوهش حاضر که به شیوه کتابخانه ای و بهره مندی از روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، نشان می دهد که برخی عوامل، زمینه ساز و پشتوانه حسن خلق محسوب می شود؛ از جمله عنایت الهی، وراثت، تربیت خانوادگی، عقلانیت و خردمندی و آراستگی باطنی. هم چنین مهم ترین دستاوردهای اصلاحی حسن خلق بر سبک زندگی انسان از حیث فردی و اجتماعی عبارت است از: آرامش درون، سلامت جسم، غلبه بر مشکلات، ایجاد عزم و اراده در جهت خواست پروردگار، اطمینان قلبی، افزایش توان روحی، تحکیم روابط اجتماعی به ویژه تعالی روابط زوجین، موفقیت، تألیف قلوب، رفاه اقتصادی، ایجاد صلح و امنیت و در نهایت، سعادتمندی در هر دو سرا.
نقد نظریه لیبرالی امنیت از منظر اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال بیست و نهم اسفند۱۳۹۹ شماره ۲۷۹
71-80
حوزههای تخصصی:
لیبرالیسم با خوش بینی به سرشت انسان و نهادهای بین المللی، یکی از رهیافت های کلان در روابط بین الملل برای برقراری امنیت جهانی است. این نظریه با تکیه بر مبانی لیبرالی و تجویز راه کارهای سیاسی به دنبال اهدافی مانند آزادی، صلح و رفاه در سیاست بین الملل می باشد. این مقاله با هدف نقد نظریه لیبرالی امنیت و بیان ناکارآمدی آن در جهت ایجاد صلح و امنیت بین الملل، با روشی تبیینی و انتقادی، به تحلیل ساحت های سه گانه مبانی، اهداف و راه کارهای نظریه لیبرالی امنیت می پردازد و ناکارآمدی آن را از منظر اسلامی بررسی می کند. روند تاریخی نشان می دهد، اتخاذ مبنای فردیت انسان با هدف دستیابی به رفاه مادی از طریق نهادهای وابسته، و رویکرد ناعادلانه در اعمال راه کارها، نه تنها امنیت جهانی را محقق نکرد، بلکه موجب افزایش ستیزهای بین المللی و منطقه ای نیز گردیده است.
مفهوم شناسی جرم خیانت جنگی از منظر حقوق بشردوستانه اسلامی در مقایسه با مقررات لاهه و کنوانسیون ژنو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال پنجاه و دوم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۲۳
61 - 41
حوزههای تخصصی:
خیانت جنگی ازجمله مفاهیم حقوق مخاصمات مسلحانه بین المللی و در زمره جنایات و جرائم جنگی در حقوق بین الملل کیفری است. در کنوانسیون لاهه و همچنین پروتکل اول الحاقی به کنوانسیون ژنو تلاش شده این مفهوم تعریف و با ذکر مصادیق روشن شود که این تعاریف اغلب از عرف بین المللی نشأت می گیرند. در میان قوانین نظامی کشور ما تعریفی برای این مفهوم یافت نمی شود و تنها در قالب لایحه الحاق جمهوری اسلامی ایران به پروتکل الحاقی بر این تعریف صحه گذاشته شده و در ماده 127 قانون مجازات نیروهای مسلح به طور ناقص به برخی از مصادیق این جرم اشاره شده است. در میراث فقهی اسلام نیز گرچه از خیانت جنگی در قالب کلیدواژگانی مانند «غدر» یاد شده با وجود این، تعریفی از آن صورت نپذیرفته است. از همین رو در نوشتار حاضر بر آنیم با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و با روش تحلیلی تطبیقی، تعریف خیانت جنگی را به مثابه یک عنوان مجرمانه از منظر منابع اسلامی به دست دهیم و ارکان این مفهوم را منقّح سازیم. حاصل تحقیق آن است که تعریف فقهی جرم خیانت جنگی با اندکی تفاوت و ترجیح، به تعریف ارائه شده در پروتکل الحاقی اول به کنوانسیون ژنو نزدیک است.
وضعیت مؤلفه «الرشد فی خلافهم» در اخبار علاجیّه و اعتبارسنجی آن در شهادت و قضاوت غیرشیعیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال پنجاه و دوم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۲۳
163 - 143
حوزههای تخصصی:
در علاج تعارض روایات، خبر مخالف با عامه بر روایات موافق مقدم است؛ چرا که گفته شده رشد، در مخالفت با آن هاست. این ضابطه نسبت به همه اهل سنت در موضوع تعارض روایات، مسلّم تلقی شده است و از سویی اختصاص به شیعه هم ندارد؛ زیرا عامه نیز متقابلاً روایت مخالف شیعه را مقد م می دارند. اما در خصوص عمومیت ضابطه و نیز شمول آن بر حوزه های دیگر، ازجمله شهادت و قضاوت، اختلاف نظر وجود دارد و نوشتار حاضر به منظور بررسی این مسئله، به روش توصیفی تحلیلی این بحث را به میان کشیده و به این باور رسیده که دلیل مزبور مخصوص رفع تعارض بوده و بیش از این صلاحیت ندارد؛ براین اساس استناد به آن برای اثبات اشتراط ایمان (تشیع) در قاضی و شاهد قابل دفاع نیست.
نظریه اسلامی؛ از چیستی تا چگونگی(فرآیند و متدولوژی نظریه سازی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه سازی و واکاوی فرآیند آن، از مسائل حوزه علم شناسی است. در این جستار با تحلیل نظریه، به چیستی گوئی نظریه سازی اسلامی پرداخته می شود. بازشناسانش نظریه اسلامی و تبیین آن، اساس پژوهش است. برپایه این تحلیل، نظریه اسلامی در دو سطح: نظریه های مستخرج از آیات و روایات و نظریه های اندیشمندان مسلمان مطرح می شود. گونه نخست که اساس نظریه اسلامی را سامان می دهد، در سه ساحتِ: (1)مسائل درون دینی (2)مسائل میان رشته ای و (3) مساله متعلق به حوزه خاصی از علوم قابلیت طراحی دارد. در این مقاله، با ارائه برخی تعریف های نظریه، تعریفی جامع از نظریه بازگفته شده و انحصار تعریف نظریه برپایه شاخص های تجربی نقد شده است. می توان با بهره برداری از روش شناسی متعلق به ساحات مختلف علوم، با هدف خاص تبیین آموزه های دینی، نظریه های اسلامی مختلف در علوم ارائه داد. این مقاله در سه بخش (1)چیستی گوئی نظریه اسلامی (2)تحلیل نظریه و فرآیند نظریه سازی اسلامی و (3)ارائه دوگونه نظریه اخلاقی اسلامی در قالب موردپژوهی طراحی شده است.
تحلیل علم حضوری و حصولی دراندیشه جلال الدین رومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اندیشه مولانا درباره دانش حصولی و حضوری و تکیه وی بر گذر دانشهای ظاهری و رسیدن به شهود و دیدن حقایق عالم، نگارنده را بر آن داشت تا به ارجاع عناوین و شواهدی از استدلال، تأیید و اصرار دو رکن رکین عرفان اسلامی بر اصالت و حقانیت حضور و شهود در سلوک الی ا... ، توجهی ویژه به باریک اندیشی مولانا به موضوع اسرار باطنی و حکمت نوری گردد. در این مقاله به طرح دیدگاههای مولانا نسبت به ویژگی های علم حضوری، طریق سلوک، ادراک لطایف و حقایق، سهم مجاهدت بنده در انقطاع و تصفیه نفس، تأمل در نظام بدیع خلقت، عروج به عالم نور، تابش لوامع انوار بر دل سالکان پرداخته شده است و به شواهدی در اثبات اعتقاد و تکیه ی مولانا به سلوک قدسی و حضوری، در دریافتهای باطنی ارجاع گردیده است.
تحلیل انتقادی احادیث مهریه معنوی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در برخی روایات شیعی برای حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) علی رغم بیان مهریه متعارف و مادی، «مهریه ای معنوی» در نظر گرفته شده که بیانگر گونه ای از مهریه ای هبه ای از سوی خداوند است. بخشی از دنیا و بخشی از آب های دریاها و رودها در زمره این «صداق معنوی» نیز قرار گرفته اند. قدر متیقّن روایات و مجموعه قرائن نشان می دهد که این هبه و هدیه، چنان که عرف به زوجین می بخشد و امری رایج تلقی می شود، قابل پذیرش است، اما در مفاد این مهریه هبه شده از سوی خداوند به ایشان مناقشه است. لذا توجیه این احادیث به «مهریه معنوی» را نیز برنمی تابد. برآیند تحقیق پیش رو حاکی از آن است که این احادیث با محتوای مزبور در کتاب هایی چون کافی و الهدایهالکبری به عنوان کتاب هایی شاخص در نقل این احادیث، ضمن منقبت خواهی برای مقام حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و ضعف موجود به خاطر وجود راویان غالی و نیز تعارض مستقر و یا تناقضات، از نظر فقهی صحیح به نظر نمی رسند. ضمن اینکه می توان بن مایه های آن را در اسرائیلیاتی در منابع سنّی از قول کعب الأحبار و دیگر همگنانش یافت که به برخی از رودها و دریاها فضیلتی دوچندان بخشیده اند. این مقاله با رویکردی تحلیلی انتقادی می کوشد تا سند و تمام طرق آن را در منابع شیعی در سنجه نقد نهد و در تلاش است با کاوش در دیگر مصادر و یافتن بسامد و گونه های حدیثی و تاریخی، آن ها را مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهد.