فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۳٬۳۰۱ تا ۴۳٬۳۲۰ مورد از کل ۸۳٬۴۴۶ مورد.
مقایسه برخی از جنبه های محتوایی و شکلی غزلیات شمس و معارف بهاء ولد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هرگونه بررسی و شناخت آثار و افکار مولوی بدون توجه به منابع فکری و تحصیلی او جامع نیست. از میان این منابع، آنچه بیشتر جلب نظر می کند، سه مأخذ است: قرآن کریم، شعر و نثر فارسی، و تعلیمات بهاء ولد، پدر او که در کتاب معارف آمده است. در این مقاله به همین منبع سوم توجه شده و مقایسه ای بین محتوای معارف با غزلیات شمس صورت گرفته است. از میان موضوعات مشترک مطرح در هر دو متن، عمدتاً به موضوع هایی پرداخته شده که منشأ قرآنی دارد و از آن طریق، به متون عرفانی دیگر و از آنجا به کتاب معارف و سپس به غزلیات شمس راه یافته است. اگرچه این موضوع ها در غزلیات شمس جامه نظم پوشیده، نوع تفکر و برداشت از آیات و شیوه بیان مطالب، همان گونه است که در کتاب معارف آمده است. از جمله موضوع ها، خالقیتِ و فاعلیتِ خداوند است. دوم منحصر نبودن تسبیح خداوند به انسان است. سوم، آفرینش خداوند بر اساس فضل وکرم و مسئله مترتب برآن یعنی ترک اسباب است. این اشتراک دیدگاه ها همچنین در به کارگیری زبان روزمره و محاوره و سبک موعظه و بیان منبری نیز در هر دو متن قابل تبیین است.
جزئیت و بلند خواندن بسمله(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
فهم و برداشت مولانا از خدا، جهان، انسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی نقش ائتلاف طبقات اجتماعی در پیروزی انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی فرهنگ جامعه شناسی فرهنگ
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی سیاسی و انقلاب و جنگ جامعه شناسی انقلاب
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه اندیشه و فقه سیاسی فقه سیاسی ولایت فقیه امام خمینی
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی مسایل اجتماعی و انحرافات قشربندی و نابرابری اجتماعی
علل وقوع و پیروزی انقلاب اسلامی ایران تا کنون از زوایای متنوعی مورد تجزیه و تحلیل واقع شده است. یکی از این رویکردها، تبیین انقلاب اسلامی از زاویه جامعه شناختی و تحلیل آن بر اساس چگونگی نقش و کارکرد طبقات اجتماعی است. بر همین اساس برخی از صاحب نظران معتقدند پیروزی انقلاب اسلامی، حاصل ائتلاف طبقات اجتماعی موجود درجامعه آن روز ایران علیه رژیم شاه بوده است. هدف اساسی این مقاله بازخوانی مجدد این گزاره و پی جویی دلایل وقوع ائتلاف مذکور می باشد. در این مقاله طبقات اجتماعی در عصر پهلوی دوم، به طبقات بالا، متوسط و پایین تقسیم شده اند و کوشش می شود تا به این سؤال پاسخ داده شود که چه رابطه ای بین سیاستهای شاه و مخالفت طبقات مختلف جامعه با رژیم وی وجود داشته است.
از نظر نگارندگان برخی سیاستهای اقتصادی و اجتماعی شاه، به ویژه سیاستهای امنیتی سرکوب گرایانه او، پس از کودتای 28 مرداد1332، زمینه و بستر لازم برای نارضایتی طبقات اجتماعی مختلف جامعه را فراهم کرد، در نهایت این طبقات، با پذیرش رهبری امام خمینی و در ائتلاف با یکدیگر، تنها طریق تحقق خواسته ها و مطالبات اجتماعی و اقتصادی خویش را در براندازی رژیم شاه جستجو می کردند.
علوم سیاسی
حدیث
خواب و رویا در شاهنامه
راه سعادت زندگی
هنجارهای اجتماعی از دیدگاه نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنجارها و ناهنجارهای اجتماعی از موضوعات مورد بحث در علم جامعه شناسی است. در جامعه شناسی، «هنجار» قاعده و معیاری است برای رفتار و تنظیم روابط که اکثریت از آن پیروی می کنند و عدم پیروی از آن مجازات در پی دارد. از طرفی، هنجارها رفتارهای معینی اند که بر اساس ارزش های اجتماعی قرار دارند و با رعایت آن ها جامعه انتظام پیدا می کند. مام علی (ع) ربع قرن پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) و با مشکلاتی که در جامعه اسلامی به وجود آمد، به عنوان رهبر حکومت اسلامی زمام امور را در دست گرفته، به اصلاح امور جامعه پرداختند. کلام علوی در نهج البلاغه به خصوص بخش های عمده ای از آن که در زمان حکومت و مسئولیت مستقیم ایشان در اداره امور جامعه، ایراد گردیده در این زمینه از اهمیت خاصی برخوردار است. ین مقاله در پی بیان دیدگاه نهج البلاغه و تجزیه و تحلیل هنجارها و ارزش هاست تا از این طریق بتوان به راهکارهایی مطمئن جهت تقویت هنجارهای مفید، کنترل ناهنجاری، و تبدیل ارزش ها به هنجارهای اجتماعی دست یافت. معارف نهج البلاغه در این زمینه حاکی از آن است که امام علی (ع) علاوه بر تشویق مردم و ایجاد عوامل و شرایط برای پیروی از هنجارهای دینی، برای حفظ نظم و وحدت در جامعه، به پیروی از هنجارهای مفید اجتماعی توصیه و بر عدم پیروی از هنجارهای مضر و جاهلی آن تاکید داشتند.
پارادوکس تعیین حد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
متافیزیک توصیفی استراوسن، همانند رئالیسم تجربی کانت، با توصیف ساختار واقعی اندیشه ما از جهان، به تعیین محدودیت های شناخت تجربی ما از جهان می پردازد. در این صورت، ایدئالیسم استعلایی کانت همچون آموزه نا منسجمی می ماند که گرویدن به آن به معنای باز گشت مجدد به شکاکیتی است که فلسفه انتقادی خواهان حل آن بود. مطابق نظر استراوسن، کافی است فقط درباره حد، فکر کنیم و نه اینکه همانند آموزه ایدئالیسم استعلایی کانت به هر دو طرف حد فکر کنیم، چرا که اندیشیدن درباره هر دوطرف حد منجر به پیدایش پارادوکس تعیین حد می گردد. اما آیا متافیزیک توصیفی او می تواند محدودیت های شناخت ما را توصیف کند بدون اینکه به هر دوطرف حد فکر کند؟ ظاهراً او به هنگام توصیف محدودیت شناخت ما٬ زبان باور را اتخاذ کرده و ما را مقید به نوعی الزام متافیزیکی می کند که مخالف با طرح کلی متافیزیک توصیفی اش است. به این ترتیب٬ او نیز مرتکب همان پارادوکسی می شود که آنرا در کانت کشف کرده بود. به نظر می رسد تفکر درباره حد اصولاً پارادوکسیکال است و ما نمی توانیم براساس آن شکاکیت را حل کنیم. در نتیجه راه برای مطالعات آتی در متافیزیک همواره باز است.