یکی از روش هایی که در نگارش متون ادبی در زبان عربی فراوان به کار می رود، پدیده تکرار است . این پدیده که از عصر جاهلی در میان سرایندگان رایج بوده است، مورد توجه ویژه ادیبان و دانشمندان علم بلاغت بوده و کوشیده اند که انگیزه ها و حالات مختلف استفاده از این روش را بررسی و روشن نمایند؛ به ویژه اینکه در قرآن کریم از این روش استفاده فراوانی شده است. همین امر، اهمیت بررسی این پدیده را دو چندان کرده است .
در این مقاله سعی بر آن است تا نظرات ابن رشیق قیروانی، یکی از بزرگان عرصه شعر و ادب و یکی از ناقدان برجسته قرن پنجم هجری ، درباره پدیده تکرار در متون ادبی، با مراجعه به کتاب العمده ی او بررسی شود .
این کتاب که آوازه ابن رشیق وامدار آن است ، یکی از مهم ترین کتاب های نقد ادبی در میراث کهن ادب عربی به شمار می رود و دربردارنده نظرات ناقدان پیش از خود در مسائل مختلف ادبی به ویژه مسائل بلاغی است .
همچنین در این مقاله ، تا آنجا که ممکن است نظرات برخی از صاحب نظران ِ عرصه نقد در موضوع « تکرار» ، با آراء ابن رشیق مقایسه شود تا ویژگی های این کتاب ارزشمند بیش از پیش برجسته و آشکار گردد .
«کتاب» یکی از واژگان کلیدی قرآن است. پژوهش حاضر بر آن است که مفهوم کتاب را با روش تحلیل درزمانی بررسی کند و به جایگاه و معانی دقیق آن در نظام معنایی قرآن دست یابد.
نوشتن و نوشته معنای حقیقی کتاب است و کاربرد آن در معانی دیگر چون دوختن، قضا، و تقدیر مجاز است. کتاب در دورة جاهلی بر نوشتن، نوشته، نامة مکتوب و کتاب های آسمانی اطلاق شده است. زبان شناسان کتاب را واژة قرضی میدانند و بر آن اند که در اصل به معنای نوشتن و نوشته بوده است. کتاب در زبان قرآن توسعة معنای یافته و علاوه بر نوشتن و نوشته بر مرتبه ای از علم الهی، قوانین تکوینی و تشریعی و نامة اعمال انسان ها نیز اطلاق گردیده است. واژة کتاب بر اثر باهم آیی با مفاهیم دیگر صبغة معناشناختی خاصی یافته و پیوند عمیقی با مبدأ وحی و غایت و هدف آن پیدا کرده است.
چکیده آیا در عالم واقع لازم است مجموعه ی آموزه های اخلاقی اسلام دربردارنده ی عناصر ضروری برای ایجاد یک نظام اخلاقی باشند؟ آیا ضرورتی اقتضا می کند که این عناصر از ساختاری منطقی و منظّم برخوردار باشند؟ آیا مجموعه ی آنچه که در منابع اوّلیه و ثانویه ی اخلاق اسلامی وجود دارد، اثباتاً از چنین جامعیت و ساختار منظّمی برخوردار هستند؟ در صورتی که وضعیت فعلی چنین نباشد، آیا می توان به این امر دست یافت؟ نسبت به همه ی پرسش های مذکور صریحاً، تلویحاً و یا عملاً اما و اگرهایی وجود دارد. نویسنده، با کسانی هم عقیده است که پاسخ همه ی این پّرسش ها را مثبت می داند. این نوشتار که ماهیت فرا اخلاقی دارد، مقدّمه ای است در باب تبیین این ادعا.
تاریخ کتاب مقدس بر این دلالت دارد که تورات و انجیل کتاب هایی بوده اند که به مرور زمان شکل گرفته اند و در آنها دخل و تصرف شده است. البته حضرت عیسی(ع) کتاب مدوّنی از خود باقی نگذاشت؛ ولی بازتاب سفارش های وی در مجموعه ای گرد آمد که عنوان انجیل بر آن ثبت شد. قرآن نیز بر همین مطلب صحّه می گذارد و تورات و انجیل را کتاب هایی معرفی می کند که در طول تاریخ در آنها دخل و تصرف شده است؛ ولی با این حال، دربردارندة معارف الهی اند و فی الجمله قابل تصدیق اند. این نوشتار درصدد اثبات این دیدگاه است که میان تاریخ کتاب مقدس و دیدگاه قرآن کریم در این زمینه تناظر وجود دارد.
مکتب پائولو کوئلیو یکی از عرفان های نوظهور است. پائولو ترویج کننده شیوه ای نوین در تحصیل معنویت است. از میان رمان های پائولو، میتوان دستور العمل هایی را برای سلوک معنوی استخراج نمود. پائولو کوئلیو معتقد است یگانه وظیفه انسان دنبال کردن رؤیاهای شخصیاست. در این راه، انسان اگر به نشانه های پیرامون و ندای درونش توجه کند، راه زندگیاش را خواهد یافت. در این راه، سالک معنویت میتواند از نیروی سحر، عشق و سکس نیز کمک بگیرد. پائولو علاوه بر این دستورالعمل ها، تمرین های منظم و مرحله ای سنت رام را نیز به نگارش در آورده و رهپویان راه به انجام دقیق آن توصیه کرده است. در این مقاله، سعی شده است این راه ها نقد و بررسی شوند.
تربیت اخلاقی یکی از مهم ترین مسائل آموزشی و تربیتی میباشد. دستیابی به این هدف بزرگ در نهاد آموزش و پرورش، نیازمند نقشه ای است که در ادبیات علوم تربیتی، به آن برنامه درسی میگویند. این طرح و نقشه، زمانی میتواند آن نهاد را به اهداف مطلوب خود برساند که بر مبانی، اصول و شیوه های دینی و ارزشی فرهنگ حاکم بر آن کشور استوار باشد. نیل به الگوی برنامة درسی تربیت اخلاقی مبتنی بر تعالیم دینی، که هدف اصلی تحقیق است، میتواند نیل به طراحی برنامة درسی جامع در زمینه تربیت دینی را فراهم سازد. این مقاله، با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از منابع کتاب خانه ای، به بررسی و تبیین ویژگیهای برنامه درسی تربیت اخلاقی، بر اساس نظرات علامه مصباح یزدی پرداخته است.