نویسنده در نوشتار حاضر کوشیده است فهرستی از کتاب ها و مقالاتی که در موضوع کتیبه ها، سنگ قبرها و سایر سنگ نوشته های اسلامی به زبان فارسی نگارش یافته اند، ارائه نماید. بعلاوه، عناوین مقاله هایی که موضوع آن ها معرفی کتاب های منتشره در موضوعات مذکور می باشد نیز در نوشته حاضر درج شده اند. فهرست حاضر همچنین دربرگیرنده عناوین برخی کتاب ها و مقالاتی است که موضوع اصلی آن ها کتیبه ها و سنگ قبرهای اسلامی نیست اما ممکن است فصلی از آن ها به این موضوعات اختصاص داده شده یا حاوی داده های منحصربه فردی در این زمینه باشد. منابع معرفی شده از آغاز تحقیقات نوین در ایران در اوایل قرن شمسی حاضر تا پایان سال 1390 شمسی منتشر شده اند. در این نوشتار، تنها کتیبه هایی مد نظر نویسنده بوده است که به عنوان عناصر معماری در بناهای تاریخی به کار رفته است. از این رو، شامل کتیبه های سنگی، آجری، گچی، کاشی، صندوقچه ها و محراب های چوبی می شود.
با مطالعه درجه دومی به مکتب اجتهادی امام خمینی می توان گفت: در درون سبک
وجود دارد. » افعال مکلفین « و » روش « ،» موضوع « ،» نص« اجتهادی امام خمینی چهار عنصر
این عناصر به علت داشتن مبانی و مبادی تصوری و تصدیقی خاصِ خود در یک کُنش و
واکنش منطقی قرار می گیرند و موجب تولید اندیشه سیاسی کارآمد می شوند. مدعای این
نوشتار آن است که شیوه اجتهادی حضرت امام، موضوعات و مسائل متحول و متغیر سیاسی را
چنان در درون نهادها و نظامات پیچیده اجتماعی و سیاسی پالایش می کند که بتواند زوایای
پیچیده و پنهان آن را شناسایی و در پرتو نصوص دینی به تولید اندیشه سیاسی فقهی –
بپردازد. از منظر امام سرشت احکام اجتماعی سیاسی که ناظر به عمل اجتماعی سیاسی - -
است، در بستر سیال زمان و روابط نظام وار موضوع نهفته است. آنچه امام را از فقه مصطلح
متمایز می کند، خارج کردن فقه سیاسی از دایره موضوع شناسی فقهی انتزاعی، فردی و کشاندن
» اجتهاد پویای امام « آن به عرصه عملِ نظام وار و حکومتی است؛ ازاین رو می توان گفت زبان
زبان ارجاع به موضوعات و پدیده های اجتماعی نظام وار و سیستمی است.
قتل غافل گیرانه یا ترور به مفهوم امروزی؛ یکی از محورهای مهم تاریخ تحولات سیاسی جهان اسلام و ایران در قرون پنجم و ششم هجری قمری است. منابع تاریخی این دوره، تعداد زیادی از این نوع قتل ها را با انگیزه های مذهبی، سیاسی و اقتصادی ثبت کرده اند. شرایط سیاسی جهان اس÷لام و پیدایش نهضت اسماعیلیه نزاری و در پی آن تأسیس حکومت به دست حسن صباح موجب گردید تا یکی از بی نظیرترین و در عین حال شدیدترین دوره های قتل های سیاسی مذهبی در تاریخ ایران و اسلام، با پی آمدها و نتایج بسیار و در ابعاد و زمینه های مختلف شکل بگیرد. قتل گروه های مختلفی از صاحبان قدرت مانند خلیفه، سلطان، وزیر، امیر و فقها یکی از مشخصه های این نوع قتل ها در این دوره است. پژوهش حاضر با بهره گیری از منابع متقدم، همراه با روایتی دقیق و صحیح از قتل ها به دلایل و زمینه های وقوع آن ها توجه می کند و در نهایت آمار و فراوانی آن را در جدول ها و نمودارهایی به تصویر می کشد.
کرامت انسان حداقل در سه حوزه قابل بررسی است: کرامت انسانی، کرامت الهی و کرامت عرفی – اجتماعی. در این مقاله به سبب محدودیت مجال، تنها به بخشی از آنچه می توان درباره ی کرامت ارائه نمود پرداخته ایم و آن اثبات استدلالی کرامت انسانی است.
بطور کلی برای تصدیق گزاره ها و فرضیه هایی که در بستر دانش فقه و حقوق اسلامی طرح می-شوند دو روش عمده ی مرتب وجود دارد. روش نخست استفاده از ادله اجتهادی و روش دوم تعیین اصل عملی است. از دیدگاه نگارنده همین دو روش برای اثبات حق کرامت انسانی قابل طرح است. یکی پیگیری ادله ی اجتهادی کرامت انسانی و دیگری بسنده نمودن به عدم دلیل معتبر در موارد مشکوک برای هتک حرمت انسان و در نتیجه نفی حق اهانت به انسان در پرتو ادله فقاهتی است. روش اول حداکثری و روش دوم حداقلی است. در اثر حاضر با استفاده از دو روش مذکور، برای اثبات حق کرامت انسانی تلاش نموده ایم.
در این بستر نیز مجال ما بسیار محدود است و به همین دلیل تنها به برخی از ادله می پردازیم و خواننده محترم را به بحث مفصل در مجال های گسترده تر وعده می دهیم.
در این مقاله، رابطه میان دو مفهوم متداول در ادبیات امروزه مدیریت (ارزش های سازمانی و اخلاق سازمانی) بررسی شده است؛ مفاهیمی که گاه به جای یکدیگر به کار گرفته می شوند. هدف از انجام این تحقیق، شناسایی ویژگی ها، اشتراکات و افتراقات این دو مفهوم است. این پژوهش، از نوع تحلیل، اکتشافی و از حیث هدف کاربردی است. از حیث مصداقی، چهار نسبت میان این دو مفهوم متصور است که دو نسبت «تباین» و «تساوی» مردود و نسبت های «عموم و خصوص من وجه» و «عموم و خصوص مطلق» پذیرفتنی هستند. از حیث وجودی، اخلاق را می توان قرائت بسط یافته ارزش های سازمانی دانست. این بررسی نشان می دهد ارزش های سازمانی و اخلاق سازمانی در دامنه شمول و اثرگذاری، نقش و متولی ترویج و توسعه مشترک اند و در پایداری، نوع انتخاب و جهت رابطه از یکدیگر متمایز هستند.
حکومت اسلامی توجه ویژه ای به امر نظارت بر حاکمیت داشته و برای تضمین این منظور ابزارها و راه کارهای متعدد و مختلفی را نیز طراحی یا استفاده نموده است. آشنایی با این راه کارها علاوه بر ایجاد شرایط بهره برداری مناسب از آن ها، می تواند مؤید این مسأله باشد که با وجود چنین ابزارهای متعدد و مستحکمی، الزامی به بهره گیری از راه کارهای طراحی شده در سایر مکاتب فکری نخواهد بود. هرچند این ابزارها در مواردی می توانند به عنوان مکمل ابزارهای درونی مورد استفاده قرار گیرند. در این مقاله روش های کنترل درونی حاکمیت، قالب های نظارت بیرونی بر حاکمیت و همچنین موضوع نظارت حاکم اسلامی بر سایر مقامات عمومی مورد بررسی قرارگرفته و ابزارهای موجود ذیل هر دسته در حکومت اسلامی طرح و تحلیل شد. در نهایت با نمودار ساختن کارآمدی، تنوع و کثرت ابزارهای بومی در نظارت بر حاکمیت و همچنین تناسب بیشتر آن ها با مبانی و اهداف تشکیل نظام اسلامی، روشن خواهد شد که بحث نظارت در حکومت اسلامی موضوعی پیشتاز در مباحث حوزه حقوق عمومی است که قابلیت الگو دهی به سایر مکاتب فکری و جوامع بشری را دارا خواهد بود.
مسئله ""حدوث و قدم عالم"" در اندیشه ارسطو و ابن سینا، پرسش اصلی تحقیق حاضر است. دراین مقاله به نگرش این دو فیلسوف مشایی در مورد حدوث و قدم عالم پرداخته می شود. ارسطو با تکیه بر برهان طبیعی و متوسل شدن به مقوله حرکت، به اثبات محرک نامتحرکی دست می یابد که شارحان وی آن را خدا نامیده اند. از نظر وی محرک نامتحرک علت غایی همه حرکات عالم است. در حالی که در اندیشه ابن سینا با تأثیر پذیری از متون مقدس دینی خدا به عنوان واجب الوجود، وجود محض و معطی وجود مطرح است. از دیدگاه ارسطو خداوند علت است؛ لیکن علیت او تنها تحریکی است. از دیدگاه ابن سینا این علیت، فاعلی (ایجادی) است نه تحریکی. وی با تقسیم موجود به واجب و ممکن و همچنین اثبات نیازمندی ذاتی ممکنات به واجب، نمونه متفاوتی از حدوث و قدم عالم را مطرح ساخت که براساس آن جهان با ویژگی حدوث ذاتی از خالق سرمدی، فیض هستی دریافت می کند. خدای ارسطو خالق جهان نیست و طبعاً جهان نامخلوق او قدیم و ازلی خواهد بود.
کتاب آراء محمد رشید رضا فی قضایا السنه النبویه من خلال مجله المنار، گزارش و تحلیل مواضع مختلف رشید رضا پیرامون سنت است. مطالب بر اساس مقالات رشید رضا در مجله المنار و مطالب مهمی است که در ضمن تحریر درس گفتارهای تفسیر رشید رضا و مرادش شیخ محمد عبده و نیز مطالب تفسیری مستقل خودش مطرح کرده است. نویسنده در نوشتار حاضر با هدف معرفی کتاب مذکور، پس از ارائه خلاصه ای از زندگی نامه رشید رضا، محتوای بخش های کتاب را مورد مداقه قرار می دهد.
از نظر عرفا «خلق» به معنای عرفی آن، وجود حقیقی ندارد و هر آن چه در عرصه گیتی مشاهده می شود، جز تجلی ذات احدی خداوند نیست. همه موجودات «نمود» ند و «بود» حقیقی منحصر در ذات الهی است. به تعبیر دینی هر آن چه در سرای وجود جلوه گری می کند «وجه الله» است. از دیگر سوی، انسان خلیفةالله است و به دلیل جامعیت اسماء الهی و تام بودن مظهریت حق، می تواند سلطه علمی و فعلی بر عالم هستی داشته باشد. از نگاه فیزیک نوین نیز، در بنیاد جهان، یکپارچگی شگفت انگیزی حاکم است و انسان به عنوان تنها ناظر آگاه وبا نگاهی عمیق تر یک «سهیم»، نقش کلیدی و تعیین کننده ای در تبیین و حتی تکوین جهان ایفا می کند، به گونه ای که تصور وجود جهان بدون انسان محال است. در این نوشتار وحدت بنیادین اجزاء جهان و رابطه انسان با جهان هستی در حوزه عرفان و فیزیک به گونه ای تطبیقی طرح و بررسی می شود.
مسئلة تناسخ یکی از موضوعات پردامنه ای است که در ادیان گوناگون به ویژه ادیان غیرابراهیمی مطرح است. از مسائل مطرح در دین اسلام مسئلة مسخ است. تبیین این مسئله و پاسخ به سؤال های پیرامون آن با توجه به مبانی فکری مختلف و درک صحیحی از تلقی ناصحیح از مسخ، زمینه ارائه دیدگاه های متفاوتی از آن را پدید آورده است. در این مقاله کوشیده شده دیدگاه صدرالمتألهین، به ویژه با توجه به نگاشته مستقل وی در تفسیر، بازبینی شود. صدرا با نگاهی نو به مسئلة مسخ، و تمایز نهادن میان تناسخ و مسخ و تفکیک تعاریف متفاوت از آن، تبیینی خاص از این مسئله ارائه می دهد و روشن کرده که مهم ترین اشکال تناسخ که رجوع دوباره نفس مجرد به عالم ماده است در مسئلة مسخ مطرح در قرآن وجود ندارد.
تبیین فلسفی معاد جسمانی از مهم ترین مباحث فلسفه، به ویژه پس از صدرالمتألهین، است. دیدگاه آقاعلی مدرس زنوزی در این مسئله مبتنی بر این اصول است که اولاً نفس پس از مرگ، ودایع و ویژگی هایی متناسب با هویّت خود را در ذرّات و عناصر بدن باقی می گذارد؛ و ثانیاً این ودایع و ویژگی ها سبب حرکت جوهری و تحوّل وجودی ذرّات بدن شده و در نهایت، زمینه ساز اتّصال بدن برآمده از آن ها با نفس خود شخص در آخرت می شوند؛ به گونه ای که هیچ نفس دیگری، سازگاری و تناسب لازم برای اتّحاد با بدن مذکور را ندارد. بنا بر این نظر، می توان ضمن ارائه تبیین فلسفی سازگارتر با آیات قرآن و روایات، از اشکالات دیدگاه غیاث الدین دشتکی برحذر ماند. بی تردید اگر بتوان تبیینی فلسفی از معاد جسمانی به دست داد که با ظاهر آیات قرآن و روایات سازگارتر باشد و از ناسازگاری منطقی درونی نیز به دور باشد، آن تبیین پذیرفتنی تر از تبیین های رقیب خواهد بود. آیا می توان دیدگاه حکیم زنوزی در باب معاد جسمانی را دیدگاهی منسجم و سازگار با آیات قرآن و روایات دانست؟ و نیز آیا می توان دیدگاه او در این باره را بر دیدگاه ملاصدرا ترجیح دارد؟ در این مقاله، استدلال شده است که نظریة مدرّس زنوزی در تبیین معاد جسمانی، از اتقان لازم فلسفی برخوردار نیست؛ و نمی توان آن را بر دیدگاه ملاصدرا ترجیح داد.
این پژوهش به توصیف علل انحراف و گروه های منحرف از دیدگاه قرآن کریم با رویکرد جامعه شناختی می پردازد تا از این طریق، راهکارهای کاربردی را در پیشگیری از رفتارهای منحرف بیابد. روش پژوهش توصیفی و نوع آن کاربردی است. نمونه پنج سوره نخست قرآن است و روش گردآوری داده ها، کتابخانه ای است. نتایج نشان داد در سوره های بررسی شده، 78/27% آیات به منحرفان اختصاص یافته است و قرآن کریم اعتقادات غیرتوحیدی و گزینش راه های زندگی غیرالهی را عامل انحرافات برمی شمارد. شناخت و کسب آگاهی از علل ریشه ای انحرافات و تلاش برای داخل کردن دین در همه ابعاد زندگی اجتماعی در سطوح خرد و متوسط و کلان، می تواند از کج رفتاری ها جلوگیری کند، زیرا پیامدهای رفتار منحرفان از منظر قرآن، شباهت بسیاری به پیامدهای رفتار منحرفان در عصر مدرن دارد که ضرورت رجوع به قرآن را توجیه می نماید.
امروزه، سبک زندگی، مصرف و کالاها از پارامترهای اجتماعی تأثیرگذار بر حوزه جامعه شناسی معرفت هستند که معرفت دینی و به دنبال آن، اهتمام دینی یا به عبارتی دینداری، که بر اساس تقسیم بندی شلر در حوزه جامعه شناسی معرفت قرارمی گیرد، از این حیث مستثنا نیست. در راستای بررسی این هدف، در مقاله حاضر رابطه بین سبک زندگی و دینداری را از طریق روش پیمایش و ابزار پرسشنامه بررسی کردیم. در این تحقیق، حجم نمونه 400 نفر است که نخست از طریق آزمون تحلیل عاملی اکتشافی به شناخت اشکال و سنخ های سبک زندگی و دینداری در جامعه مورد مطالعه پرداختیم و سپس با استفاده از آزمون های کی دو، کرامر، تحلیل واریانس، پیرسون و تحلیل مسیر، فرضیه های تحقیق را بررسی کردیم.
نتایج حاصل نشان می دهد:
1. بین نوع سبک زندگی و نوع دینداری رابطه وجود دارد.
2. بین نوع سبک زندگی و میزان دینداری رابطه ای به دست نیامد.
و نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که سبک های زندگی متفاوت، موجب تعدد رفتار دینی و شکل گیری الگوهای خاص در زمینه دینداری است.
حدیث «السّعیدُ سعیدٌ فی بطن أُمّه ِوالشّقیّ شقیّ فی بطن أُمِّهِ» من الرّوایات المعروفة فی مصادر الفریقین. وهو روی بشتّى الأشکال ومختلف العبارات فی المصادر والمراجع المختلفة. وأصبح محل اختلاف کثیر من المحدّثین والمتکلّمین والفلاسفة حیث اعتبره بعضهم دلیلاً على الجبر، وبه أثبتوا إعتقادهم الباطل بالجبر والإیمان بالقضاء الحتمیّ، وفریق منهم إعتبروه مجعولاً وأعرضوا عنه.
فی هذه المقالة قمنا أولاً بالبحث عن هذا الحدیث فی المصادر الرّوائیّة وبینّا نص الروایة الصّحیح الّذی تغیّر فی کلام العلماء المعاصرین. ثانیاً درسنا أسانید هذه الرّوایة فی شتّى مصادر الفریقین، ونتیجة البحث أنّ صحّة إنتساب هذه الروایة إلى المعصوم مشکوک فیها ولیس لها فی مصادر الشّیعة سندٌ صحیحٌ، وفی کتب أهل السّنّة أکثر المنقولات موقوفة إلّا أنّ قسماً من الرّوایات المستندة لم تخل من الخطأ. ثمّ درسنا مدلولات هذا الحدیث حتى نرى کیف یتم تأویل هذا الحدیث إلى جانب سائر تعالیم الدین حیث لا نواجه تناقضاً فیما بینهما.
شکی نیست که هر مؤلف و نویسنده ای برای خلق اثر خود از ابزار و وسایل مختلف بهره می گیرد و از جمله این ابزار ، منابع و مصادری است که مؤلف برای اثبات نظر خود از آن مدد می جوید.
از جمله شبهات مطرح شده در خصوص نهج البلاغه ، عدم ذکر منابع و مصادر و اسناد از سوی شریف رضی در تألیف این اثر اوست .آنچه مسلم است شریف رضی به جز در 17 مورد آن هم به صورت کلی ، مصادر و اسناد خطبه ها ، نامه ها و حکمت های امام علی (ع) را در نهج البلاغه ذکر نکرده است ، از این رو نهج البلاغه مرسل بوده و فاقد پیوستگی سند است و شریف رضی غالباً کلام امام (ع) را مستقیماً و بدون واسطه نقل نموده ، بدون اینکه به سلسله راویان کلام امام اشاره نموده باشد. در مقاله حاضر سعی شده است ضمن بررسی جهات مختلف این امر ، دلایل علمی لازم ارائه گردد .