ابزارانگاری در علم به دیدگاهی اشاره دارد که نظریه های علمی را چیزی جز ابزاری برای پیش بینی نمی داند. برخی رد پای این دیدگاه را در آثار افلاطون و ارسطو جست وجو کرده اند؛ اما غالباً پیشگامان این نظریه را کشیشانی می دانند که برای دفاع از آموزه های دینی، به اندیشة فرضیه انگاری گزاره های علمی روی آوردند. جرج بارکلی و پی یر دوهم را می توان از مدافعان این دیدگاه به شمار آورد. بیشتر ابزارانگاران جدید تنها در واژه های نظری (ترم های تئوریک) این رویکرد را برمی گزینند و قانون های علمی را ابزاری نمی دانند. ابزارانگاری با بسیاری دیگر از مکاتب علمی فلسفی (مانند پوزیتیویسم، قراردادگرایی، پراگماتیسم و مکتب تحلیل زبانی) پیوند نزدیکی دارد و میان آنها دادوستد هایی برقرار است. برخی با تمسک به این نظریه، تعارض ظاهری میان علم و دین را به این گونه بر طرف می کنند که گزاره های علمی (برخلاف آموزه های دینی) اساساً از واقعیتی حکایت نمی کنند.
حبس در اندیشه ی دینی عموماً یک مجازات اصلی محسوب نمی شود؛ بلکه به عنوان یکی از مصادیق تعزیر، اقدامی تأمینی و تربیتی است و بیشتر جنبه ی اصلاح، بازدارندگی و پیشگیری از وقوع مجدد جرم را دارد. در مواردی نیز که حبس به عنوان مجازات به کار رفته است به عنوان یک ضرورت مطرح بوده و اساساً با منطق اسلام که سعی در پرورش روحی و روانی افراد جامعه دارد، همخوانی ندارد. کاکردگرایی حبس به عنوان وسیله ای جهت دور نگه داشتن خطر برخی افراد از جامعه در نظام فقهی اسلام به خوبی مشاهده می شود. به کارگیری زندان در سطح وسیع کپی برداری از سیستم اعمال مجازات غربی و به کاربردن و دادن حکم زندان را در بسیاری از موارد که امکان جایگزین مناسب برای آن وجود دارد، با فلسفه مجازات ها و کیفرها در اسلام ناسازگار است. مبنای استفاده از کیفر سالب آزادی، ضرورت حفاظت از جامعه در برابر مجرمین خطرناک و در هنگام وقوع جرم شدید؛ و به تعبیری دیگر مصلحت جامعه می باشد که این مصلحت فلسفه و مبنای مجازات در اسلام است. استفاده از زندان، در موارد استثنایی و در مورد بزهکاران خاص، در واقع پاسخی است به آن دسته از طرفداران مجازات زندان که به دنبال راه حلی برای مقابله با بزهکاران خطرناک و تکرار کنندگان جرم در جامعه هستند. استفاده از زندان به عنوان «آخرین حربه» و توسل به مجازات های اجتماعی جایگزین در سطح گسترده نه فقط امنیت جامعه را تضمین می کند، بلکه ضمن رعایت الزامات ناظر به حقوق-بشر و کرامت انسانی، هزینه ی عدالت کیفری را به نحو چشمگیری کاهش می دهد. در این نوشتار ابتدا به تعریف کیفر سالب آزادی و زندان پرداخته ایم. سپس، پیشینه ی استفاده از کیفر سالب آزادی در فقه اسلامی را مرور کرده ایم و پس از آن با بررسی فلسفه اسلامی مجازات به طور کلی و مجازات حبس به طور خاص، به ضرورت فقهی استفاده ی محدود از کیفر سالب آزادی اشاره کرده ایم. در نهایت نیز پس از بررسی ضرورت اجتماعی و تاریخی استفاده ی محدود از کیفر سالب آزادی به نتیجه گیری کلی از مطالب بیان شده پرداخته ایم.
بسیاری از آموزه های دینی در قالب دعا عرضه گردیده، به همین جهت کتاب های متعددی به این امر اختصاص یافته است. حساسیت مقوله دعا و نیاز مضاعف جامعه به آن از یک سو، سوء استفاده های نامشروعی که از این موضوع شده از دیگر سو و همچنین تاثیر مستقیم شناخت میزان اعتبار هر کتاب در توجه و اهتمام به روایات آن، از طرف دیگر، ضرورت اعتبارسنجی منابع دعایی را دو چندان نموده است. یکی از مهمترین منابع دعا و حرز، کتاب مهج الدعوات و منهج العبادات تالیف سید بن طاووس است. تاکنون هیچ پژوهش مستقلی در مورد اعتبار این کتاب انجام نگرفته است. مقاله پیش رو با توجه به سه معیار شخصیت مولف، متن کتاب و ویژگی های کلّی اثر، در قالبی منظم و ساختاری منسجم به اعتبارسنجی تحلیلی این کتاب پرداخته است. فایده این تحقیق علاوه بر مشخص نمودن جایگاه حقیقی کتاب مهج الدعوات، دست یابی به نویافته هایی درباره روش شناسی اعتبارسنجی کتاب های دعا و زیارت است. به طور کلّی مهج الدعوات از اعتبار خوبی برخوردار است. شهرت مولف به صداقت و امانت، تخصص وی، تایید محتوای کتاب توسط ایشان و هم خوانی متون آن با مسلّمات دین و مذهب، برخی از معیارهایی است که اعتبار این اثر را دوچندان نموده است.
اصطلاح حکومت البته در علم اصول فقه و میان اصولیین مشهور است، لکن دارای عمق معنائی خاصی است که بایستی مورد تحقیق علمی قرار گیرد. مقصود از واژة «حکومت»، در دانش اصول و فقه و حقوق عبارت از سلسلة ادله و ضوابطی است که بر سایر ادله حاکم اند و بر آنها تقدم دارند؛ و نیز میان ادلة حاکم و محکوم نه تنها تعارضی در کار نیست که جمع و ألفت هم محقق است. این اصطلاح یعنی «حکومت در ادله» را باید از ابتکارات شیخ مرتضی انصاری در فن اصول فقه به شمار آورد.
این مقاله با روش تحلیلی ـ توصیفی به بررسی تربیت اخلاقی از منظر خواجه نصیرالدین طوسی و کلبرگ در سه بخشِ مبانی، هدف و روش های تربیت اخلاقی میپردازد. مبنای تربیت اخلاقی از دیدگاه کلبرگ، درک و استدلال مخاطبان بوده که شش مرحله را در رشد اخلاقی معرفی کرده، ولی از دیدگاه خواجه نصیر، نفس انسانی مبنای تربیت اخلاقی است. هدف تربیت اخلاقی از دیدگاه خواجه نصیر، رسیدن به قرب الاهی ولی از دیدگاه کلبرگ، دست یافتن به عدالت برای همه مردم و تحقق ارزش های عالی انسانی در زندگی آنهاست. روش تربیت اخلاقی از نظر کلبرگ، تربیت اخلاقی نه به وسیله آموزش، بلکه انتقال دانش آموز از مرحله های پایین رشد اخلاقی به مرحله بالاتر از طریق وادار کردن آنها به بحث درباره مشکلات اخلاقی است. ولی خواجه نصیر تأدیب، عادت دادن و بهره بردن از تشویق و تنبیه را اساسیترین روش های تربیت، و روش های عام شامل، پرهیز از گوش دادن به حرف های ناشایست، برقررای اعتدال در دو قوه شهویه، غضبیه و روش های خاص شامل معالجه برخی رذایل میداند.
در قوانین مدنی فرانسه و برخی از کشورهای اسلامی مانند مصر، گذشته از تعلیق در انعقاد عقد، تعلیق در انحلال عقد نیز مطرح شده و موادی از قانون مدنی این کشورها به اوصاف معلق علیه اختصاص یافته است که اگر معلق علیه آن اوصاف را داشته باشد تعلیق در انعقاد یا انحلال عقد، صحیح است اما با فقدان آن اوصاف، رابط? طرفین یا در قالب حقوقی با وصف دیگری میگنجد یا باطل است. درماد? 184 قانون مدنی ایران، عقد معلق یکی از اقسام عقد به شمار رفته است ولی در بیان احکام و آثار و اوصاف معلق علیه مطلبی به چشم نمیخورد تا بتوان این نهاد را به درستی بررسی کرد. این مقاله به بررسی اوصاف معلق علیه میپردازد که بدیهی است در صورت احراز اوصاف مورد نظر میتوان رابطه حقوقی مزبور را به رابطه ای معلق توصیف کرد.
یکی از مباحث مهم امروز جهان حقوق شهروندی و تربیت شهروندی است. مباحث «شهروندی» به شکل امروزی سابقة تاریخی ندارد، ولی باید اعتراف کرد که طی قرن اخیر مطالب و مباحث آن رشد فزاینده ای داشته است. باید گفت که شاید طرح بحث شهروندی از دیدگاه نهج البلاغه و نظرهای حضرت علی (ع) بهترین شیوه در دست یابی به این حوزه است؛ زیرا نهج البلاغه درحکم برادر قرآن کریم و حضرت علی (ع) از آگاه ترین شخصیت ها به اسلام بعد از پیامبر است. ازطرف دیگر، وی برای مدتی زمام داری حکومت اسلامی را در دست داشته است و بیش از سایر دوره ها زمام داری آن حضرت با تنوع نژادها، زبان ها، رنگ ها، دین ها، و سرزمین ها روبه رو شده است و در این دوره گروه های سیاسی، عقیدتی، و کلامی نیز رشد کرده بودند.
در این مقاله با ارائة تعریفی از شهروندی و وضعیت آن، و نیز نظر قرآن در این باره، حقوق شهروندی از دیدگاه نهج البلاغه و حضرت علی (ع) در سه حوزة شناختی، عاطفی، و رفتاری بررسی می شود و در آخر نشان داده می شود که شهروندی در جهان معاصر از معنای حقیقی خود دور شده است و مطابقت نظریات حضرت علی (ع) با قوانین روز جهانی این دورشدن شهروندی از معنای واقعی اش را بیش تر مشخص می سازد.
دوران معاصر شاهد حیات مجدد اسلام در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی و تحت عنوان «جریان بیداری اسلامی»در سده اخیر میباشد. در دنیای اهل سنت، مصر نخستین جبهه بیداری اسلامی را توسط پیشگامانی همچون سید جمال،عبده، رشید رضا و اخوان المسلمین پدید آورده است. دین و سیاست در اندیشه آنان به ویژه در نگاه سید جمال و اخوانیهادرهم تنیده بوده و تفکیک آن دو از یکدیگر ناممکن مینماید. در اندیشه پیشگامان بیداری اسلامی، تمدن مادی غرب درکنار چهره استعماری آن، دو روی یک سکه ارزیابی شده و در عین تجویز اخذ فناوری، از پیامدهای مادی این تمدن هشدارداده اند. در این میان، عبده نسبت به استاد خود سیدجمال و اخوانیها قدری متفاوت به نظر میرسد. جریان بیداری اسلامیدر عین ریشه داشتن در عمق تاریخ و برخورداری از اصالت، به آفاتی هم مبتلا بوده است که ضرورت حزم و هوشیاری راطلب میکند.
براساس دیدگاه قرآن، آدمیدارای نوعی آفرینش و فطرت روانی خاص به خود است که او را از دیگر مخلوقات متمایز میسازد. این تفاوت در تواناییها، نیاز ها، اهداف و ویژگیهای روانی است و در تمام افراد انسانی، به صورت مشترک وجود دارد و زمینه را برای رشد و تکامل آنها فراهم میکند. این زمینه سازی، به میزان شناخت آدمیاز خود بستگی دارد. اگر خودشناسی به صورت همه جانبه تحقق نیابد، تکامل و نیل به اهداف تربیتی نیز به صورت کامل میسر نخواهد بود. هدف این مقاله، بررسی بازتاب های تربیتی خودشناسیای است که در قرآن کریم بدان تأکید شده است.
در این مقاله، با شیوة توصیفی، تحلیلی، آیات قرآن در زمینة ابعاد روانی آدمی، توصیف، و نقش مؤثر آن در تعلیم و تربیت بررسی شده است. نتایج حاصل از این بررسی، بیانگر آن است که در بینش قرآنی، انسان توانمندیهایی دارد که زمینه های مساعدی برای تربیت است. خودشناسی نیز راهی برای تقویت این توانمندیهاست. آسیب هایی نیز دارد که با شناخت از خود، فرد میتواند بر آنها فائق آید. از دیگر آثار تربیتی شناخت خویشتن (توانمندیها و آسیب پذیریها)، البته شناخت هدف زندگی و انتخاب صحیح، خداشناسی، شکل گیری صحیح نظام فکری، ارتقای روابط همه جانبه، تسهیل حرکت به سوی کمال، ایجاد تحول درونی در فرد و ارائة جهت دهی عملکردی فرد به منظور رشد فطری است.
ویلیام لین کریگ فیلسوف معاصر آمریکایی است که در سالهای گذشته کوشیده است تا به کمک نظریه های جدید کانتور و نظریه فیزیک «مهبانگ»، تبیین تازه ای از برهان جهان شناختی ارایه دهد. وی برهان خویش را «برهان جهان شناختی کلام» می نامد که تبیینی جدید از برهان مسلمانانی همچون کندی است. او می کوشد حدوث زمانی عالم و نیاز به خداوند به عنوان علت محدثه را اثبات کند. در مجال پیش رو نخست برهان کریگ با توجه به مبانی و مقدمات آن تبیین می شود، سپس مبانی وی به فلسفه متعالیه صدرایی عرضه شده و مورد ارزیابی قرار می گیرد.
تبلیغات گسترده ضد دینی در فضای مجازی، حاکی از آن است که دولت ها و رسانه های غربی، گسترش بیداری اسلام و گرایش به اسلام را تاب نمی آورند و با تبلیغات نادرست، می کوشند چهره اسلام را در جهان، تیره و تار نشان دهند. شناخت روش های جدید و گوناگون در این زمینه، به مسلمانان کمک می کند با آشنایی راهبردی تاکتیک های دشمن، محتوای غنی دینی را متناسب با نیاز مخاطب ارائه نماید که عمده ترین تاکتیک های دشمن در این زمینه عبارت است از نمایش زننده برخی اعتقادات غیر دینی به نام دین، پُررنگ نمودن عرفان های کاذب و انحرافی به عنوان گرایشات دینی، تولید ابزارهای جدید و متنوع در عرصه تکنولوژی در راستای اشاعه فحشا و دین گریزی کاربران و به ویژه نوجوانان و سوء استفاده از نقاط ضعف حکومت های اسلامی در استفاده از تکنولوژی های نو در عرصه نظارت و مدیریت. پژوهشگران در این مقاله تلاش کرده اند با گردآوری آرا و نظرات مختلف صاحب نظران به مطالعه و بررسی راه های متنوع نفوذ دشمن و تبلیغات ضد دینی در فضای مجازی در اذهان کاربران پرداخته و با معرفی این راه ها و ارائه راهکارهای مقابله با تهاجم دشمن- در این زمینه- به واکسینه نمودن مخاطبان فضای مجازی کمک نمایند.