فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۸۴۱ تا ۱۹٬۸۶۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش تبیین عناصر برنامه درسی تربیت دینی و ویژگی های آن مبتنی بر رویکرد تکلیف گرا می باشد. برای دستیابی به این هدف از روش تحلیلی و استنتاجی الگوی فرانکنا بهره گرفته شد. بر پایه نتایج به دست آمده، تکلیف مداری به عنوان هدف غایی برنامه درسی تربیت دینی و توحیدمحوری، اخلاص، هدایت، اندیشه ورزی، عقل ورزی، کسب علم و معرفت، عدالت، توانایی انجام کار، آزادی و اختیار به عنوان هدف های واسطی از متون دینی و تربیتی اسلام استنتاج شدند. سپس، ویژگی های فرآیند یاددهی-یادگیری مربوط به هدف ها از متون معتبر اسلامی و تربیتی استنتاج شدند. این ویژگی ها شامل انگیزه درونی، پرورش حواس، پرورش اراده، توجه به تفاوت های فردی و ارائه الگو و نمونه عملی برای برنامه درسی تربیت دینی می باشند. هچنین، برای عنصر ارزشیابی در برنامه درسی تربیت دینی توصیه شد هویت تربیت جدی گرفته و به دلیل تفاوت در توان متربیان، اشکال و ابزار مختلفی برای سنجش عملکرد آنان استفاده شود. به کارگیری رویکرد تکلیف گرا در برنامه درسی تربیت دینی می تواند منجر به دادن امکان انتخاب آزادانه و آگاهانه به فرد و رهایی از جبر محیطی، توجه به تفاوت های فردی و ارائه تکلیف به قدر وسع، ارزیابی اعمال از درون به بیرون شود.
بررسی ساختار عاملی پرسش نامه انعطاف پذیری روان شناختی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات متعدد نشان داده اند که اجتناب تجربی و انعطاف ناپذیری روان شناختی با گستره ای از اختلال های روانی رابطه دارد به همین جهت استفاده از ابزارهای معتبر اندازه گیری این سازه در بافتهای فرهنگی مختلف اهمیت دارد. در این مطالعه روایی و پایایی نسخه 2 فرم فارسی پرسش نامه پذیرش و عمل بوند و همکارانشAAQ-II) ) مورد بررسی قرا گرفت. شرکت کنندگان پژوهش354 دانشجوی (130 پسر، 224 دختر) رشته های مختلف دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند. به منظور بررسی روایی همگرا و واگرای پرسش نامه، از پرسش نامه سلامت عمومی گلدبرگ (GHQ) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس لاویبوند و لویبوند (DASS) استفاده شد. همچنین ساختار عاملی پرسشنامه با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی مورد واکاوی قرار گرفت. برای تعیین پایایی از فرمول آلفای کرونباخ و روش بازآزمایی، استفاده شد. نتایج همبستگی پرسشنامه پذیرش و عمل و پرسشنامه سلامت عمومی و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس، روایی همگرا و واگرای پرسشنامه را تایید نمود. هم چنین، نتایج تحلیل عاملی نشان دادند که پرسش نامه پذیرش و عمل 2 ابزاری تک عاملی است. ضریب پایایی آلفای کرونباخ و ضریب پایایی بازآزمون پرسشنامه، بیانگر آن بود که می توان از آن به عنوان ابزاری پایا استفاده نمود. در نهایت، به عنوان یک یافته جانبی مشخص شد که بین دختران و پسران در متغیر انعطاف پذیری روان شناختی تفاوتی معنادار وجود ندارد. بنابراین، بر اساس پایایی و روایی بدست آمده می توان از این ابزار برای بررسی انعطاف پذیری روان شناختی و اجتناب تجربی در میان دانشجویان استفاده کرد.
پیش بینی اختلالات هیجانی مرتبط با اضطراب نوجوانان براساس تنظیم هیجان، راهبردهای مقابله ای و نشانه های اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوران نوجوانی یکی از دوره های تحولی مهم است. مشکل در تنظیم هیجان، مقابله و نیز وجود نشانه های شخصیت مرزی می تواند منجر به اختلالات اضطرابی شود. هدف این پژوهش پیش بینی اختلالات هیجانی مرتبط با اضطراب نوجوانان براساس تنظیم هیجان، راهبردهای مقابله ای و نشانه های اختلال شخصیت مرزی بود. روش تحقیق توصیفی و از نوع پیش بینی بود. جامعه ی آماری کلیه ی دانش آموزان مقطع راهنمایی و دبیرستان شهرستان تویسرکان در سال تحصیلی 94- 1393 بود که 331 نفر از آنان به روش طبقه ای انتخاب شدند. آزمودنی ها پرسشنامه های تنظیم هیجان گراس و جان، راهبردهای مقابله ای اندلر و پارکر، اختلال شخصیت مرزی (BPI) و اختلالات هیجانی مرتبط با اضطراب را پاسخ دادند. داده ها به روش تحلیل رگرسیون چندمتغیره تجزیه و تحلیل شد. تجزیه و تحلیل داده های این پژوهش نشان داد که تنظیم هیجان، راهبردهای مقابله ای و نشانه های اختلال شخصیت مرزی نوجوانان می تواند نشانه های اختلالات هیجانی مرتبط با اضطراب را پیش بینی کند (05/0 > P). همچنین بین تنظیم هیجان با نشانه های اختلالات هیجانی مرتبط با اضطراب، راهبردهای مقابله ای با نشانه های اختلالات هیجانی مرتبط با اضطراب و نشانه های اختلال شخصیت مرزی با نشانه های اختلالات هیجانی مرتبط با اضطراب، از نظر آماری همبستگی معنادار وجود دارد (05/0 > P). بنابراین، می توان نتیجه گرفت که تنظیم هیجان، شیوه ی مقابله ی نوجوانان و میزان بروز نشانه های اختلال شخصیت مرزی در بروز نشانه های اختلالات هیجانی مرتبط با اضطراب نقش مهمی دارد و می توان با توجه به ویژگی های روان شناختی مذکور بروز یا عدم بروز این دسته از اختلالات را در نوجوانان پیش بینی کرد.
تحلیل عاملی تاییدی و همسانی درونی مقیاس های هیجان مربوط به کلاس درس در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: به جز مقیاس های مربوط به اضطراب امتحان، کمبود در زمینة دسترسی به ابزارهای سنجش هیجانات پیشرفت فراگیران یک واقعیت غیرقابل انکار است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف آزمون روایی عاملی مقیاس های هیجان مربوط به کلاس (CRES) در گروهی از دانشجویان ایرانی انجام شد. روش: در مطالعة همبستگی حاضر 400 دانشجوی کارشناسی (240 پسر و 160 دختر) به مقیاس های هیجان مربوط به کلاس (CRES) پاسخ دادند. به منظور تعیین روایی عاملی و پایایی CRES به ترتیب روش های آماری تحلیل عاملی تأییدی و ضرایب همسانی درونی استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی تاییدیCRES بر پایة نرم افزار AMOS نشان داد که در نمونة دانشجویان ایرانی ساختار چندبعدی مقیاس های هیجان مربوط به کلاس با داده ها برازش قابل قبولی داشت. نتایج مطالعة حاضر با تاکید مجدد بر تفکیک مقیاس های هیجانات مثبت (لذت، امیدواری، غرور) و منفی (خشم، اضطراب، شرم، ناامیدی و خستگی) برای اندازه گیری تجارب هیجانی مختلف در موقعیت کلاس درس به طور تجربی، از روایی درونی CRES حمایت کرد. ضرایب همسانی درونی مقیاس های هیجان مربوط به کلاس شامل هیجانات لذت، امیدواری، غرور، خشم، اضطراب، شرم، ناامیدی و خستگی به ترتیب برابر با 0/93، 0/92، ،0/89،0/89،0/89،0/91، 0/93 و 0/95 به دست آمد. نتیجه گیری: در مجموع، نتایج مطالعة حاضر، از یک سو، شواهدی را در دفاع از نظریة کنترل ارزش هیجانات پیشرفت ارائه کرد و از دیگر سوی نشان داد که CRES برای سنجش هیجانات مربوط به کلاس در گروه نمونة دانشجویان ایرانی ابزاری روا و پایا است.
نقش واسطه ای آمیختگی شناختی در تبیین ارتباط بین بی نظمی هیجانی با اضطراب و افسردگی: یک عامل فراتشخیصی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر تبین نقش واسطه ای آمیختگی شناختی در تبیین ارتباط بین بی نظمی هیجانی با اضطراب و افسردگی بود . روش : در پژوهش حاضر 543 دانشجوی دانشگاه تهران به پرسشنامه آمیختگی شناختی ( CFQ )، مقیاس مشکل در تنظیم هیجان ( DERS )، پرسشنامه اضطراب بک ( BAI ) و پرسشنامه افسردگی بک-نسخه دوم ( BDI-II ) پاسخ دادند. تجزیه وتحلیل داده ها با روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه سلسله مراتبی انجام شد . یافته ها : تمام متغیرهای پژوهش به طور معنی داری با هم رابطه داشتند (001/0 p< ). تحلیل رگرسیون چندگانه سلسله مراتبی نشان داد که آمیختگی شناختی نقش واسطه ی کامل در ارتباط بین متغیر بی نظمی هیجانی با شدت اضطراب (001/0> p ، 84/0= ß) و شدت افسردگی (001/0> p ، 79/0= ß) ایفا می کند و نتایج آزمون سوبل هم این نقش واسطه ای آمیختگی شناختی را برای اضطراب (001/0> p ، 35/6= z ) و افسردگی (001/0> p ، 11/5= z ) تأیید کرد . نتیجه گیری : آمیختگی شناختی یک متغیر واسطه ای در رابطه بین بی نظمی هیجانی با اضطراب و افسردگی محسوب می شود و با کنترل این متغیر، ارتباط بین بی نظمی هیجانی با اضطراب (05/0< p ، 09/0= ß) و افسردگی (05/0< p ، 07/0= ß) معنادار نیست .
روابط چندگانه بین نشخوار فکری و خلق با رؤیاهای ترسناک(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط چندگانه بین نشخوار فکری و خلق با رؤیاهای ترسناک انجام شد. روش : روش پژوهش از نوع توصیفی و همبستگی بود. جامعه آماری در این پژوهش، کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان در سال تحصیلی 1394-1393 بودند. 180 نفر دانشجو به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای مورداستفاده در این پژوهش، پرسش نامه نشخوار فکری، مقیاس خلق مثبت و منفی و مقیاس علائم رؤیاهای ترسناک بودند. داده های گردآوری شده به کمک آمار توصیفی (فراوانی، میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام) مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها : بروز رؤیاهای ترسناک با نشخوار فکری (000/0 p< ) و خلق منفی (009/0 p< ) رابطه مثبت و معنادار داشت. تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که نشخوار فکری می تواند 2/10 درصد از واریانس رؤیاهای ترسناک را پیش بینی کند. نتیجه گیری : وجود نشخوار فکری می تواند پیش بینی کننده رؤیاهای ترسناک باشد و به نظر می رسد یکی از راه های کاهش رؤیاهای ترسناک کاهش نشخوار فکری و خلق منفی باشد.
درمان پذیرش و تعهد و اختلال شخصیت مرزی: مطالعه تک آزمودنی
حوزههای تخصصی:
افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی بین حالت های هیجانی شدید در نوسان هستند و همین امر موجب ایجاد مشکلاتی در زندگی آنها می شود، لذا پژوهش حاضر به دنبال کاربرد درمان پذیرش و تعهد در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی می باشد. جامعه آماری این پژوهش مراجعین مرکز خدمات روان شناختی شهریور تهران در سال 95 بود و این مطالعه با روش تک آزمودنی و نمونه گیری در دسترس هدفمند صورت گرفت. نمونه پژوهش حاضر مشتمل بر 1 دانشجو دختر با تشخیص اختلال شخصیت مرزی از جامعه مذکور بود. ابزار سنجش این پژوهش، معیارهای DSM5 برای تشخیص اختلال شخصیت مرزی و مقیاس بالینی میلون بود.آزمودنی قبل از درمان، ابتدای جلسه چهارم، ابتدای جلسه ششم، ابتدای جلسه هشتم، ابتدای جلسه دهم، ابتدای جلسه دوازدهم و یک ماه پس از درمان به پرسشنامه پاسخ داد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل نموداری و ترسیمی استفاده شد. نتایج نشان می دهد مداخله درمان پذیرش و تعهد در طول جلسات موجب تغییرات اندکی در مقیاس اختلال شخصیت مرزی شد، اما پیگیری یک ماهه حاکی از تغییرات محسوسی در آزمودنی بود. در تبیین این یافته ها می توان گفت توانایی پذیرش احساس های ناخوشایند به جای نزاع درونی، جدا شدن از افکار و تماشای بدون قضاوت آنها، تماس با لحظه حال به جای تماس با گذشته و آینده و حرکت در مسیر ارزش ها، موجب به دست آمدن چنین یافته هایی گشته است.
تاریک امّا نه سیاه: پاسخی به زارعی، قربانی و غریبی (1395)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از نظریاتی که توجه نسبتاً قابل توجهی از پژوهشگران علوم رفتاری را دریافت کرده است نظریه «سه گانه تاریک شخصیت» است. این نظریه البته به لحاظ روش شناختی شاید تمام ویژگی های یک «نظریه» را نداشته باشد و بیشتر به معرفی یک «سازه» شباهت داشته باشد، مبیّن این است که سه ویژگی شخصیتی نارسیسیسم، ماکیاولیانیسم و پسیکوپاتی به لحاظ اجتماعی دارای ابعاد ناپسند و غیراخلاقی بوده و می توانند رفتارهای مخرب اجتماعی را پیش بینی کنند. کنار هم قرار گرفتن هم زمان این ویژگی ها دید کامل تری از انگیزه ها و هیجان های مرتبط با رفتارهای مخرب ارائه می دهد. زارعی، قربانی و غریبی (1395، رویش روانشناسی، شماره14) در مقاله ای با عنوان «سه گانه سیاه: سازه های شخصیتی سازش نایافته یک قرن روانشناسی علمی» به بررسی این نظریه پرداخته اند. هدف از نوشتار حاضر ارائه پاسخی انتقادی (و شاید دیالکتیکی!) به این نگارندگان است.
رابطه ی سبک های هویتی با رضایت زناشویی در زوج های متاهل شهر تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه بین سبک های هویتی و رضایت زناشویی در زوج های متاهل شهر تهران بود. روش کار: روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل زوجین متاهل تهران در سال 95-94 بودند که از میان آن ها نمونه ای به تعداد 150 نفر (75 نفر مرد و 75 نفر زن) به روش تصادفی خوشه ای از سطح شهر انتخاب شدند. جهت سنجش متغیرهای پژوهش از پرسش نامه های رضایت زناشویی انریچ و سبک های هویتی برزونسکی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد فقط ضریب همبستگی بین تعهد در هویت پردازش شده و رضایت زناشویی با اطمینان 99 درصد به صورت مستقیم معنی دار است (34/0=r). نتیجه گیری: نتایج حاکی از این بود که هر چه میزان تعهد متاهلین در هویت پردازش شده، بیشتر باشد، رضایت بیشتری در روابط زناشویی خود دارند.
اثر بخشی آموزش مهارت های زندگی بر سازگاری زناشویی و کاهش خشونت خانگی علیه زنان
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر آموزش مهارتهای زندگی بر سازگاری زناشویی و کاهش خشونت خانگی علیه زنان بود. روش: مطالعه حاضر یک تحقیق نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون بود که با حضور 91 نفر از زنان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی شهر اردبیل در سال 1394 انجام شد. نمونه های پژوهش به صورت نمونه گیری تصادفی آسان انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه سازگاری زناشویی و پرسشنامه دموگرافیک بود. مداخله آموزشی در 3 جلسه 120 دقیقه ای با روش بحث گروهی و توزیع جزوه آموزشی برگزار شد. 45 روز بعد از مداخله آموزشی، پس آزمون برگزار گردید و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 20 و روش آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد میانگین نمره سازگاری زناشویی قبل آموزش از 29/5 به 664/6 بعد از مداخله آموزشی تغییر نمود، بدین معنی که آموزش اثر معنی داری بر سازگاری زناشویی واحدهای مورد پژوهش داشت. همچنین یافته ها نشان داد که آموزش مهارتهای زندگی تأثیر معنی داری بر افزایش سازگاری زناشویی دارد(001/0> P ). همچنین ارتباط بین آموزش مهارتهای زندگی و سازگاری زناشویی پس از مداخله آموزشی معنی دار بود. ارتباط بین میزان خشونت نیز قبل از مداخله آموزشی نسبت به بعد از مداخله معنی دار بود. نتیجه گیری: آموزش مهارت های زندگی بر افزایش سازگاری و کاهش خشونت علیه زنان موثر است.
نقش واسطه ای مشکلات درونی سازی در رابطه ناگویی هیجانی و مشکلات برونی سازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش آزمون دو مدل واسطه گری نسبی و کامل مشکلات درونی سازی بین ناگویی هیجانی و مشکلات برونی سازی در دختران نوجوان بود. به این منظور 297 دانش آموز دختر در مقطع دبیرستان از مناطق تهران به روش نمونه برداری خوشه ای انتخاب و با مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (بگبی، پارکر و تیلور، 1994) و مقیاس خودگزارش دهی مشکلات رفتاری کودک و نوجوان (آشنباخ، 1991) ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج نشان داد که مدل واسطه گری کامل مشکلات درونی سازی در رابطه بین ناگویی خلقی با مشکلات برونی سازی با داده ها برازش مطلوب دارد. همچنین نتایج نشان داد که رابطه ناگویی خلقی مشکلات درونی سازی و رابطه مشکلات درونی سازی و مشکلات برونی سازی مثبت معنادار بود. تفسیر این نتایج به این معناست که ناگویی هیجانی فقط در افرادی به مشکلات برونی سازی تبدیل می شود که در آنها مشکلاتی نظیر اضطراب، افسردگی، کناره گیری و شکایت های جسمانی پدید آورد.
بررسی اثربخشی فن مرور خویشتن در کاهش افسردگی، اضطراب و تنیدگی در بیماران مبتلا به چندین اسکلرز (ام اس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره پانزدهم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۶۰
433-444
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر شیوع بیماری ام اس در کشور روند رو به رشدی را طی کرده است، به طوری که می توان ایران را جز کشورهایی با شیوع بالا در نظر گرفت. اگرچه بیماری ام اس یک بیماری بیولوژیکی است، نشانگان روانشناختی ناشی از آن می تواند بسیاری از وجوه زندگی روزمره مبتلایان را دگرگون سازد، لذا به کارگیری مداخلات روانشناختی در جهت تعدیل و بهبود محدودیت های تحمیل شده در زندگی بیماران، امری ضروری می نماید. در پژوهش پیش رو اثربخشی اجرای فن مرور خویشتن در کاهش افسردگی، اضطراب و تنیدگی در بین بیماران مبتلابه ام اس مورد ارزیابی قرار گرفته است. این پژوهش در قالب طرح نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون و پس آزمون و با گروه گواه انجام گردیده است که در آن نمونه موردنظر متشکل از 26 بیمار مبتلابه ام اس، به صورت در دسترس از میان اعضای انجمن ام اس ایران انتخاب و پس تقسیم به دو گروه آزمایشی و گواه در پژوهش حاضر شدند. پس از پاسخ گویی به آزمون DASS21 افراد حاضر در گروه آزمایش در 3-4 جلسه مداخله با به کارگیری روش مرور خویشتن حضور به هم رساندند. جلسات به صورت هفتگی و با میانگین زمانی 60-90 دقیقه در هر جلسه برگزار شد. افراد گروه گواه تحت مداخله شناختی قرار نگرفتند. نتایج حاکی از تأثیر معنادار به کارگیری این روی آورد در کاهش افسردگی (میزان معناداری0/044) بود. در متغیرهای اضطراب و تنیدگی تأثیر معناداری گزارش نشد.
بررسی ارتباط میان بهره هوشی با خودنظارتی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: با عنایت به اهمیت بهره هوشی و خودنظارتی در رفتار های انسان ها و تاثیراتی که بر زندگی افراد دارند. بر این اساس این مطالعه به بررسی ارتباط میان بهره هوشی با خودنظارتی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند پرداخت.
روش ها: مطالعه حاضر مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی بود. جامعه آماری تمام دانشجویان مشغول به تحصیل(2300 نفر) در دانشگاه علوم پزشکی بیرجند بودند. نمونه بر اساس فرمول کوکران 171 نفر برآورد و به روش نمونه گیری تصادفی- طبقه ای انتخاب شدند. جهت ارزیابی بهره هوشی از آزمون استاندارد آر بی کتل مقیاس سوم و جهت ارزیابی خودنظارتی از آزمون استاندارد 25 سوالیSnyder استفاده گردید. روایی پرسشنامه خودنظارتی به تائید افراد صاحبنظر رسید. پایایی پرسشنامه خود نظارتی بر اساس روش آلفای کرونباخ 85% بدست آمد. تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس و آزمون T مستقل در سطح معناداری 05/0≥P استفاده شد.
یافته ها: از مجموع 171 نفر شرکت کننده در مطالعه (53/2٪ و 91=n) زن بودند. میانگین سن شرکت کنندگان 2/7±21/3 سال بود. میانگین نمره ضریب هوشی و نمره خودنظارتی شرکت کنندگان به ترتیب برابر با 10/44±106 و 3/20±12/35 بدست آمد. بین نمره بهره هوشی با خود نظارتی ارتباط معناداری را نشان نداد (0/641> P). همچنین دختران به طور معناداری از ضریب هوش بالاتری برخوردار بودند (0/04=P). نمره خود نظارتی مردان به صورت معناداری بالاتر از زنان بود (0/007=P).
نتیجه گیری: آموزش راهبرد خودنظارتی و یادگیری آن توسط دانشجویان باعث اعتماد به نفس بیشتر در جلسات کارآموزی، کارورزی و حتی در کلاس های نظری خواهد شد. و در نتیجه پیشرفت بهتری در عملکرد تحصیلی خواهند داشت.
اثربخشی روش درمانی حساسیت زدایی از طریق حرکات چشم و پردازش مجدد در زنان مبتلا به اختلال استرس پس از ضربه ناشی از اتفاقات غیرنظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اساسی پژوهش حاضر تعیین اثر بخشی حساسیت زدایی از طریق حرکات چشم و پردازش مجدد در درمان زنان مبتلا به اختلال استرس پس از ضربه ناشی از اتفاقات غیرنظامی در شهر یاسوج بود. جامعه آماری پژوهش حاضر دربرگیرنده تمامی زنانی بود که در بیمارستان ها و مراکز درمانی و تخصصی شهر یاسوج دارای پرونده روانشناسی و روانپزشکی بوده و تشخیص اختلال استرس پس از ضربه ناشی از اتفاقات غیرنظامی دریافت کرده بودند.40 نفر از جامعه مورد مطالعه به شیوه تصادفی ساده انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 20 نفره آزمایش و گواه گمارده شدند. سپس روش درمانی حساسیت زدایی از طریق حرکات چشم و پردازش مجدد بر روی گروه آزمایشی به مدت 5 جلسه 90 دقیقه ای و یک بار در هفته اعمال گردید و بر روی گروه گواه هیچ گونه مداخله ای صورت نگرفت. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس تأثیر واقعه تجدید نظر شده، مقیاس خود گزارش دهی نشانه های اختلال استرس پس از ضربه و چک لیست نشانه های روانی بود. شرکت کنندگان به لحاظ متغیرهای مورد بررسی در پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس چند متغیری(مانکوا) و تک متغیری( آنکوا) استفاده شد. نتایج نشان داد که روش درمانی حساسیت زدایی از طریق حرکات چشم و پردازش مجدد موجب کاهش نمرات مقیاس تأثیر واقعه تجدید نظر شده، مقیاس خود گزارش دهی نشانه های اختلال استرس پس از ضربه و شاخص شدت کلی چک لیست نشانه های روانی شد. نتایج به دست آمده نشان داد که این روش درمانی در بهبود علائم اختلال استرس پس از ضربه و نشانه های همراه با آن مؤثر بوده است.
رابطه سبک های فرزندپروری والدین با خلاقیت دانش آموزان مدارس ابتدایی شهر کنگان
حوزههای تخصصی:
مسئله خلاقیت، مسئله ای است که در همه کشورها اعم از پیشرفته، صنعتی و یا در حال رشد مطرح و در همه زمان ها به نحو خاص خود بروز کرده است، بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین سبک های فرزند پروری والدین با خلاقیت دانش آموزان دبستانی انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی – از نوع همبستگی است و جامعه آماری آن شامل تمام دانش آموزان دبستانی شهر کنگان در سال تحصیلی 1394-1395 می باشد که از تعداد کل 700 نفر دانش آموز شهر کنگان نمونه ای به حجم 96 نفر از آنها به شکل تصادفی ساده انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل دو پرسشنامه سبک های فرزندپروری باوم ریند و فرم کلامی آزمون خلاقیت تورنس می باشد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بین قاطعیت والدین با میزان خلاقیت کودکان رابطه منفی وجود دارد. توضیح آنکه بین قاطعیت والدین و میزان خلاقیت کودکان رابطه ای مثبت وجود ندارد. همچنین سهل گیری والدین و عدم کنترل درست و نظارت کامل بر رفتار، ایده ها و اندیشه ها باعث افت شدید در میزان خلاقیت کودکان می شود. استبداد والدین در میزان خلاقیت کودکان تأثیر بسزایی دارد. هر چه استبداد والدین بیشتر باشد میزان خلاقیت کودکان کاهش معناداری پیدا می کند.
نقش رفتار سازمانی مثبت گرا در رابطه بین رهبری تحول آفرین و بدبینی کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش با هدف پژوهش بررسی نقش رهبری تحول آفرین در کاهش بدبینی کارکنان و به روش توصیفی انجام شده است. در این راستا، با توجه به اهمیت مباحث روان شناسی مثبت و کاربردهای آن در رفتار سازمانی و همچنین نقش ویژگی های روان شناختی کارکنان در تاثیرپذیری از رهبران سازمان، نقش میانجی متغیرهای رفتار سازمانی مثبت گرا شامل سرمایه روان شناختی و توانمندسازی روان شناختی نیز در رابطه مذکور مورد بررسی قرار گرفته است. براساس نمونه گیری تصادفی ساده 130 نفر از کارکنان شعبه یک سازمان تامین اجتماعی استان قم انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه های رهبری تحول آفرین بس، سرمایه روان شناختی لوتانز، یوسف و آولیو، توانمندسازی روان شناختی اسپریتزر و بدبینی سازمان کیان بودند. مدل مفهومی پژوهش با روش حداقل مربعات جزئی مورد آزمون قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد رهبری تحول آفرین، سرمایه روان شناختی و توانمندسازی روان شناختی می توانند تا حد قابل توجهی بر کاهش بدبینی کارکنان در سازمان موثر باشند. ضمن اینکه متغیرهای رفتار سازمانی مثبت گرا نقشی میانجی در رابطه بین رهبری تحول آفرین و بدبینی کارکنان ایفا کرد. بنابراین، توجه به ابعاد رهبری تحول آفرین، توانمندسازی روان شناختی و سرمایه روان شناختی و تلاش برای ارتقاء آن ها به ویژه با تاکید بر تمامی مدیران و کارکنان سطوح مختلف، در کاهش بدبینی کارکنان و حتی در پیشگری از آن تاثیر قابل توجهی خواهد داشت.
الگوی اسکرتس: رویکردی خانواده محور برای ارتقای توانایی های اجتماعی-هیجانی کودکان با اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: رویکردهای آموزشی درمانی بسیاری برای کودکان خردسال با اختلال طیف اتیسم وجود دارد. یکی از این رویکردها اسکرتس است که ارتباط اجتماعی، تنظیم هیجانی و حمایت های تبادلی را به عنوان ابعاد رشدی اساسی ای که باید در طراحی برنامه ای فراگیر برای حمایت از رشد کودکان با اختلال طیف اتیسم و خانواده های آن ها موردتوجه قرار گیرد، اولویت بندی می کند.
نتیجه گیری: درزمینه ارتباط اجتماعی، اهدافی برای بهبود توجه مشترک و استفاده از نمادها در سطوح مختلف رشد و در زمینه تنظیم هیجانی، اهدافی برای بهبود توانایی خودتنظیمی هیجانی و تنظیم متقابل تعیین می شود. حمایت تبادلی نیز در 3زمینه اصلی شامل حمایت بین فردی، آموزشی و خانواده موردتوجه قرار می گیرد. این الگو که با مداخله های شواهد دیگر همسو است، مبتنی بر پایه های نظری و تجربی بوده و چالش های اصلی کودکان در این 3حوزه عمده را مدنظر قرار می دهد. در این مقاله به توصیف الگوی اسکرتس و اجزای آن پرداخته و به اهداف آموزشی-درمانی در هر 3زمینه اشاره می شود.
وظایف زن در زندگی زناشویی و نقش آن در استوار ساختن بنیاد خانواده از دیدگاه فقه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دین اسلام جایگاه والایی را به خانواده بخشیده است. ازاین رو برای هریک از همسران در راستای استواری این نهاد وظایفی قرار داده است. هدف پژوهش حاضر بررسی وظایف زن در زندگی زناشویی از دیدگاه فقه اسلامی و تأثیر آن بر استوار ساختن بنیاد خانواده است. پژوهش توصیفی- تحلیلی است و با به کار بستن تحلیل محتوا به انجام رسیده است. داده های پژوهش بر پایه ی روش کتابخانه ای و اسنادی گردآوری شده است. استوار ساختن بنیاد خانواده به معنای رعایت حقوق متقابل میان همسران، فراگیری اصل عدالت و حاکمیت اخلاق برای برآورده ساختن هدف والای آفرینش آدم و به تکامل رسیدن او، برخورداری از جامعه سالم و ایمن و توانمند و سرانجام تداوم نسل است. تفحص داده ها نشان داد وظایفی که زن بر عهده دارد عبارت است از: پیروی و فرمان برداری؛ حُسن معاشرت و خوش رفتاری؛ خودآرایی و آرایش؛ محافظت از منزل و اموال در غیاب همسر؛ حفظ کرامت؛ تعاون و همکاری در تربیت فرزندان؛ خروج از منزل با کسب اجازه و نیکی به والدین و خویشان. بر پایه برآیندهای این پژوهش می توان گفت که از پیامدهای رعایت وظایف یادشده برپایی آرامش و مودّت در خانواده، پایداری دل بستگی و همدلی میان همسران و سرانجام جلوگیری از روی دادن اختلافات خانوادگی است؛ بنابراین، آموزش این وظایف و تأثیر آن ها در آرامش و استواری خانواده، در برنامه ها و کاربست های مشاوره و روان درمانی خانواده پیشنهاد می گردد.
مؤلفه های پیشگیری از اعتیاد در محتوای کتاب تفکر و سبک زندگی پایه هفتم از دیدگاه دبیران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی دیدگاه دبیران در خصوص میزان توجه به مؤلفه های پیشگیری از اعتیاد در محتوای کتاب تفکر و سبک زندگی پایه هفتم در سال تحصیلی 93-92 بود. روش: روش مطالعه توصیفی، از نوع پیمایشی بود و نمونه آن 74 نفر از دبیران پایه هفتم شهرهای میاندوآب و شاهین دژ بودند که به شیوه ی تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده پرسش نامه ی محقق ساخته بود که ادراک و انتظار دبیران را در هفت مؤلفه بررسی می کند. یافته ها: نتایج نشان داد که از دیدگاه دبیران در محتوای کتاب تفکر و سبک زندگی پایه هفتم به مؤلفه ی مدیریت هیجان و استرس بیشترین و به مؤلفه ی آموزش درباره مواد کم ترین توجه شده است. همچنین نتایج آزمون فریدمن نشان می دهد که میانگین رتبه ها در مؤلفه ی مدیریت هیجان و استرس بیشترین رتبه و میانگین آموزش درباره مواد دارای کم ترین رتبه می باشد. همچنین در همه مؤلفه های پیشگیری از اعتیاد بین ادراک و انتظار دبیران تفاوت وجود داشت و لازم است به مؤلفه های پیشگیری از اعتیاد بیشتر توجه شود. نتیجه گیری: دیدگاه دبیران در خصوص میزان توجه کتاب تفکر و سبک زندگی پایه هفتم به مؤلفه های پیشگیری از اعتیاد مثبت است و توجه به مباحث پیشگیری از اعتیاد و مهارت های زندگی از جمله مهارت های تفکر و آموزش در باره مواد در کتب درسی می تواند از جهات مختلف دارای اهمیت باشد.
تحلیل چند سطحی عوامل مؤثّر بر تاب آوری تحصیلی(مورد مطالعه: دانش آموزان مقطع متوسّطة مناطق کمتر توسعه یافتة شهرستان مبارکه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین عوامل مؤثّر بر تاب آوری تحصیلی در سه سطح فردی- شخصیتی، خانواده و مدرسه به صورت پیمایشی و با روش نمونه گیری خوشه ای روی 250 دانش آموز، 192 دختر و 58 پسر در مقطع متوسّطة مناطق کمتر توسعه یافته در شهرستان مبارکه انجام شده است. نتایج حاصل از رگرسیون سلسله مراتبی (HLM) نشان می دهد که متغیّرهای سطح فردی (عزّت نفس و انگیزش تحصیلی) و سطح خانواده (سرمایة اجتماعی خانواده) تأثیر معناداری بر تاب آوری تحصیلی دارند. همچنین برخلاف ارتباط متغیّرهای سطح مدرسه با تاب آوری تحصیلی با ورود متغیّرهای سطوح دیگر در مدل نهایی، این تأثیر غیرمعنادار می شود. در نهایت بر اساس یافته های مذکور، پیشنهادهایی برای بهبود تاب آوری تحصیلی ارائه شده است.