فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۷۸۱ تا ۱۹٬۸۰۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۷ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۲۶
33 - 45
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلال استرس پس از سانحه نوعی اختلال مرتبط با تروما و استرس است و در افرادی که در معرض حوادث آسیب رسان شدید، قرار گرفته اند، بروز می کند. هدف این پژوهش، تعیین اثربخشی روش درمان شناختی - رفتاری مبتنی برذهن آگاهی و درمان ذهن آگاهی بر کاهش علائم جانبازان مبتلا بود. روش: این پژوهش ازنوع نیمه آزمایشی، با طرح پیش آزمون، پس آزمون، با گروه کنترل می باشد. تعداد 30 نفرازجانبازان مبتلا به این اختلال به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل، جایگزین شدند. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای، گروه اول تحت درمان ترکیبی شناختی - رفتاری وذهن آگاهی و گروه دوم تحت درمان ذهن آگاهی قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات، از مصاحبه بالینی و پرسشنامه اختلال استرس پس از ضربه (PCL)، استفاده شد.نتایج: یافته های به دست آمده با روش تحلیل کوواریانس چند متغیره یک راهه و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. بین اثر بخشی روش درمان ترکیبی و روش ذهن آگاهی، درکاهش علائم، تفاوت وجود دارد. بحث: میان گروه های آزمایش و کنترل، از لحاظ کاهش علائم، تفاوت معناداری وجود دارد. گروه کنترل تغییری نداشت، اما مداخلات درمانی در دو گروه آزمایش، باعث کاهش شدت علائم ونشانه ها شده بود. با اینکه مداخله درمانی ذهن آگاهی در کاهش علائم موثر بود، اما روش ترکیبی به دلیل ویژگی جامع بودنش، موثرتر از درمان ذهن آگاهی بوده است.
پایه نظری رضامندی بر اساس منابع اسلامی؛ بازسازی و بسط نظریه پیشین
منبع:
پژوهشنامه روانشناسی اسلامی سال دوم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۳
40 - 77
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، بررسی ماهیت رضامندی و پایه نظری آن بر اساس منابع اسلامی است. نوع پژوهش، کتاب خانه ای و روش آن تحلیل محتوا با استفاده از مدل فهم روان شناختی متون دینی است. یافته های پژوهش نشان می دهد رضامندی، نوعی ارزیابی مثبت از کل زندگی است و به عنوان حسی درونی، ترکیبی از «مطابقت»، «پذیرش» و «خرسندی» است. پایه نظری رضایت مندی، بر اساس منابع دینی، مبتنی بر «خیر» است؛ یعنی اگر زندگی خیر ارزیابی شود، موجب رضامندی می شود. بر اساس این دو یافته، تحقق رضامندی بسته به این عوامل است: ۱. توان انطباق با واقعیت های هستی و تنظیم انتظارات و آرزوها؛ ۲. خیرشناسی که لازمه و مقدمه مؤلفه خیر در رضامندی است؛ ۳. خیرآوری و ساخت زندگی خوب؛ ۴. خیریابی و کشف نکات مثبت زندگی؛ ۵. خیرباوری و اعتقاد به خیر بودن تقدیرهای خدا؛ ۶. خیرگرایی در ارزیابی زندگی که منجر به تمییز خیر از شر و کشف خیرهای زندگی می شود؛ ۷. اقبال به زندگی و پذیرش وضعیت خود؛ ۸. احساس سرور و شادی از داشته ها و وضعیت موجود. نتیجه پژوهش چنین است: برای ایجاد رضایت مندی در افراد و جامعه و افزایش آن باید: ۱. انتظارات را تنظیم، و شناخت ها و ارزیابی های فرد را اصلاح کنیم تا انتظارات واقعی شوند و خیرهای موجود در زندگی را درک کنیم؛ ۲. تلاش برای ساخت زندگی خوب را تقویت کنیم؛ ۳. حالت پذیرش و سرور را در فرد به وجود آوریم.
بررسی رابطه بین خودشفقت ورزی و جهت گیری اهداف پیشرفت بااسترس ادراک شده تحصیلی در دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهرستان بوکان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
اثربخشی روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت بر کاهش افسردگی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت بر افسردگی صورت گرفت. روش: این پژوهش کاربردی و از نوع نیمه آزمایشی (به صورت پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه) بود. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، از بین دانش آموزان پسر سال چهارم دبیرستان های شهر تبریز در سال تحصیلی 90- 1389 که مشکل افسردگی داشتند، با توجه به نمره بالا در مقیاس افسردگی بک، 24 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (12 نفر) و گواه (12 نفر) قرار گرفتند. سپس، اعضای گروه آزمایشی 8 جلسه روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت را به صورت انفرادی دریافت نمودند، درحالی که اعضای گروه گواه هیچ نوع درمانی را دریافت نکردند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس یک طرفه نشان داد که روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت به طور معناداری (001/0>p ) منجر به کاهش افسردگی شده است. نتیجه گیری: روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت بر افسردگی تأثیر دارد.
مقایسه ترتیب تولد و هوش با تیپ های شخصیتی در دانشجویان دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر مقایسه ترتیب تولد و هوش با تیپ های شخصیتی در دانشجویان دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تهران بود. روش: پژوهش حاضر از نوع علی – مقایسه ای است و جامعه آماری متشکل از دانشجویان دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تهران در مقطع دکترای عمومی داروسازی مشغول به تحصیل در سال 95-94 بودند. بدین منظور 275 دانشجو با استفاده از روش نمونه برداری تصادفی چندمرحله ای از بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران، دانشکده داروسازی انتخاب شدند و به مقیاس هوش کتل و پرسشنامه سنخ نمای مایرز- بریگز پاسخ دادند. یافته ها: پس از تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و با آزمون تحلیل واریانس چند متغیری نتایج نشان داد که بین هوش و مؤلفه های سری ها، طبقه بندی، ماتریس ها و شرایط در بین افراد با ترتیب تولد متفاوت (فرزند اول، فرزند میانی، فرزند آخر و تک فرزند) تفاوت معنادار وجود نداشت. همچنین بین هوش و مؤلفه های آن، سری ها، طبقه بندی، ماتریس ها و شرایط در بین افراد با تیپ شخصیتی متفاوت (درون گرد و برون گرد) تفاوت معنادار وجود نداشت (05/0<P). نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت که ترتیب تولد در هوش و تیپ های شخصیتی نقشی ندارد.
پیش بینی گرایش به سوء مصرف مواد مخدّر بر اساس خودمتمایزسازی و باورهای فراشناخت دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، پیش بینی گرایش به سوء مصرف مواد مخدّر با استفاده از خودمتمایزسازی و فراشناخت است. به این منظور پرسشنامه های گرایش به اعتیاد (وید و همکاران، 1992)، خودمتمایزسازی (اسکورنوفرایدلندر، 1988) و باورهای فراشناختی (ولز و کاترایت - هاتون، 2004)، روی تعداد 288 (137 دختر، 151 پسر) دانشجوی دانشگاه رازی کرمانشاه اجرا شد. تحلیل یافته ها نشان داد که نمره کلّ خودمتمایزسازی (R=-0/11) پیش بینی کننده گرایش به سوء مصرف مواد مخدّر در دانشجویان است. تحلیل رگرسیون گام به گام به تفکیک خرده مقیاس های فراشناخت نشان داد که از بین 5 مؤلّفه موجود، باورهای مثبت درباره نگرانی (R=0/36)، اطمینان شناختی(R=0/25) و خودآگاهی شناختی (R=0/31)، پیش بینی کننده گرایش به سوء مصرف مواد مخدّر است. کنترل ناپذیری فکر (R=0/26) و نیاز به کنترل فکر (R=0/30) پیش بینی کننده گرایش به سوء مصرف این مواد نبودند. بر اساس یافته های ذکرشده به نظر می رسد دانشجویانی که خودمتمایزسازی پایانی دارند گرایش به سوء مصرف این مواد در آن ها بالاتر است. از سوی دیگر دانشجویانی که با نقص در فرآیندهای شناختی روبه رو هستند، بیشتر احتمال دارد به اعتیاد گرایش پیدا کنند.
اثربخشی امید درمانی بر شادکامی مردان ناتوان جسمی-حرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۵ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۵۸
96-112
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی امیددرمانی بر شادکامی مردان ناتوان جسمی-حرکتی بود. روش: این پژوهش به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه ی آماری پژوهش را کلّیه ی مردان ناتوان جسمی-حرکتی تحت پوشش اداره ی بهزیستی شهر کامیاران در سال 95-1394 تشکیل می دادندکه از میان آنها با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 30 نفر انتخاب شده و به طور تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایگزین گشتند. شرکت کنندگان گروه آزمایش، امیددرمانی را طی 8 جلسه دریافت نمودند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی شادکامی آکسفورد استفاده شد. داده ها با روش آماری کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها نشان داد که فرضیه ی پژوهش مبنی بر اثربخشی امیددرمانی بر شادکامی مردان ناتوان جسمی-حرکتی مورد تایید قرار گرفته است و شرکت کنندگان گروه آزمایش نسبت به شرکت کنندگان گروه کنترل، در پس آزمون به طور معناداری، شادکامی بیشتری داشتند. نتیجه گیری: بنابراین، می توان نتیجه گرفت که امیددرمانی در افزایش شادکامی مردان ناتوان جسمی-حرکتی تاثیر معناداری دارد.
بررسی روابط ساختاری بین بخشش، رضایت از زندگی و سلامت عمومی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثر بخشش بر سلامت عمومی از طریق رضایت از زندگی در دانشجویان بود. روش: در این مطالعه علّی همبستگی، جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز لامرد و دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد می باشند که در نیم سال دوم سال تحصیلی 93 92 مشغول به تحصیل بودند. 166 نفر از دانشجویان (67 نفر دختر و 99 نفر پسر) با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش مقیاس گرایش به بخشش هارتلند (HFS)، پرسشنامه رضایت از زندگی (SWLS) و مقیاس سلامت عمومی (GHQ-28) بودند. ارزیابی الگوهای پیشنهادی با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری (SEM) بر اساس نرم افزار AMOS-16 انجام گرفت. یافته ها: تحلیل های الگویابی معادلات ساختاری نشان دادند که الگوی پیشنهادی برازنده داده ها است، بر اساس نتایج مدل پیشنهادی، بخشش هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم از طریق رضایت از زندگی با سلامت عمومی رابطه دارد. نتیجه گیری: بر مبنای این نتایج می توان گفت که افراد با بخشیدن خطاهای خود و دیگری، احساس رضایت و شادمانی را برای خود به ارمغان می آورند و مشکلات و ناراحتی های جسمانی و روانی خود را تقلیل می دهند.
تاثیر بخشش درمانی بر پرخاشگری و همدلی نوجوانان پسر بزهکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین تاثیر بخشش درمانی بر پرخاشگری و همدلی نوجوانان پسر بزهکار کانون اصلاح و تربیت تهران است. روش مطالعه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون بود. از میان تمامی بزهکاران پسر دربند کانون اصلاح و تربیت 24 نفر که درگیر مسئله بخشش بودند به شیوه تصادفی ساده انتخاب و به تصادف 12 نفر به گروه های آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزار های پژوهش پرسشنامه پرخاشگری و پرسشنامه صفات همدلی باتسون (1991) بود. برنامه درمانی بخشش در هشت جلسه یک ساعته در گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. یافته های بدست آمده از آزمون تی مستقل نشان دادند که همدلی گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافته است اما پرخاشگری گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه تغیر معناداری نکرد. بنابراین می توان بخشش درمانی را به عنوان روش موثری در افزایش همدلی و رفتارهای اجتماع گرا در نظر گرفت.
تدوین و اعتباریابی مقیاس دیدگاه گیری اجتماعی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دیدگاه گیری اجتماعی یکی از مهارت های ضروری برای برقراری روابط اجتماعی است که ریشه در توانایی های شناختی دارد. مقیاسی که منحصراً این مهارت را بسنجد وجود ندارد و ابزارهای موجود تنها به عنوان خرده مقیاس، دیدگاه گیری اجتماعی را اندازه گیری کرده اند. لذا هدف پژوهش حاضر معرفی مفهوم دیدگاه گیری اجتماعی و تدوین مقیاسی برای سنجش آن بود. روش: در این پژوهش 750 نفر از دانشجویان دانشگاه های استان کردستان شرکت داشتند و مقیاس دیدگاه گیری اجتماعی را برای هنجاریابی و مقیاس های شادکامی آکسفورد و اضطراب بک را برای تعیین روایی تشخیصی تکمیل نمودند. داده های به دست آمده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد میان دیدگاه گیری اجتماعی و شادکامی همبستگی مثبت و معنادار وجود دارد و میان دیدگاه گیری اجتماعی با اضطراب، همبستگی منفی معناداری وجود دارد که حاکی از روایی تشخیصی این مقیاس است. همچنین پایایی مقیاس دیدگاه گیری اجتماعی با استفاده از آلفای کرونباخ 78/0 به دست آمد. با استفاده از روش تحلیل عامل برای مقیاس دیدگاه گیری اجتماعی 4 عامل: پیش بینی شناختی دیگران، ادراک دیدگاه دیگران، خود را جای فرد دیگر گذاشتن، احترام به تفاوت ها استخراج شد. نتیجه گیری: برآورد مقدماتی نشان داد که مقیاس دیدگاه گیری اجتماعی، ابزاری پایا و معتبر برای ارزیابی مهارت دیدگاه گیری اجتماعی است.
اثربخشی آموزش واقعیت درمانی گروهی مبتنی بر نظریه انتخاب بر اضطراب و امیدواری افراد وابسته به مواد در حین ترک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش واقعیت درمانی گروهی مبتنی بر نظریه انتخاب بر اضطراب و امیدواری افراد وابسته به مواد در حین ترک بود. روش: روش پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی و طرح پژوهش از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی افراد وابسته به مواد ساکن در کمپ های ترک اعتیاد شهرستان مراغه بودند. از این جامعه آماری تعداد 30 نفر به صورت تصادفی انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15نفر) قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های اضطراب زونگ و امیدواری میلر استفاده شد. سپس گروه آزمایش طی 8 جلسه 90 دقیقه ای در جلسات آموزشی شرکت کردند. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیره نشان داد که آموزش واقعیت درمانی مبتنی بر نظریه انتخاب اضطراب را کاهش و امیدواری را افزایش می دهد. نتیجه گیری: با توجه به اهمیت سطح اضطراب و امیدواری در دوره ترک مواد، مراکز ترک اعتیاد می توانند با ارائه آموزش نظریه انتخاب به افزایش سطح امیدواری و کاهش اضطراب افراد پس از ترک مواد کمک کنند.
نقش حمایت اجتماعی مدارس بر سازگاری تحصیلی: اثر میانجی رضایت از مدرسه، امیدواری و خودکارآمدی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش حمایت اجتماعی بر سازگاری تحصیلی دانش آموزان با اثر میانجی رضایت از مدرسه، امید تحصیلی و خودکارآمدی انجام شده است. روش تحقیق توصیفی همبستگی بود و جامعة آماری مشتمل بر همة دانش آموزان دختر دورة اول متوسطة ناحیة یک مدارس دولتی است که از جامعة حاضر حجم نمونة آماری به وسیلة جدول مورگان 380 نفر محاسبه و با نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسش نامة حمایت اجتماعی واکس، فیلیپس، هالی، تامپسون، ویلیامز و استوارت (1986)، پرسش نامة سازگاری بیکر و سیریاک (1984)، پرسش نامة رضایت مندی گیلمن هیرینر و لاگلین (2000) و پرسش نامة خودکارآمدی شرر (1982) و پرسش نامة امیدواری اسنایدر و همکاران (1991) بودند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری (لیزرل) استفاده و برازش مدل با شاخص های برازش بررسی شد. اهم یافته ها نشانگر آن است که بین متغیرهای حمایت اجتماعی با امیدواری (38/0r=)، حمایت اجتماعی و خودکارآمدی (37/0r=)، حمایت اجتماعی و رضایت از مدرسه (16/0r=) و حمایت اجتماعی و سازگاری (18/0r=) همبستگی مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین بین متغیرهای امیدواری و سازگاری (19/0r=)، خودکارآمدی و سازگاری (23/0r=) و رضایت از مدرسه با سازگاری (27/0r=) رابطة مستقیم و معنی داری دیده شد. با بررسی مدل ساختاری حاصل از لیزرل و بر اساس معنی دار بودن ضرایب تأثیر، متغیر حمایت اجتماعی اثر غیرمستقیم و مثبت برابر با سیزده درصد بر سازگاری تحصیلی با میانجی گری امیدواری دارد. اثر غیرمستقیم حمایت اجتماعی با میانجی گری خودکارآمدی بر سازگاری تحصیلی یازده درصد و با میانجی گری رضایت از مدرسه دوازده درصد است. از تحلیل همبستگی میان متغیرهای برون زا و درون زا می توان نتیجه گیری کرد که افزایش در حمایت اجتماعی منجر به افزایش در نمرات امیدواری، خودکارآمدی و رضایت از مدرسه می شود. به علاوه افزایش در امیدواری، خودکارآمدی و رضایت از مدرسه همراه با افزایش در نمرات سازگاری است. در نهایت مدل معادلات ساختاری نشان می دهد که امیدواری، خودکارآمدی و رضایت از مدرسه تأثیر حمایت اجتماعی را بر سازگاری تحصیلی میانجی گری می کنند. در پایان، پیشنهاد های کاربردی در راستای نتایج حاصل شده ارائه گردیده است.
مطالعه مقدماتی روابط ساختاری عامل های شخصیتی هگزاکو با اختلالات شخصیت خوشه B(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر بررسی روابط ساختاری عاملهای شحصیتی هگزاکو با اختلالات شخصیت خوشه B بود. بدین منظور 100 دانشجو از بین سه دانشکده دانشگاه تبریز به صورت تصادفی ساده انتخاب شده و ابزارهای پژوهش شامل آزمون بالینی چندمحوری میلون3 (MCMI-III) و پرسشنامه هگزاکو-تجدید نظر شده (HEXACO-PI-R) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری به شیوه کمترین مجذورات جزئی استفاده شد و داده ها بوسیله نسخه دوم نرم افزار SmartPLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج مربوط به مدل اندازه گیری هر یک از عاملهای شخصیتی و اختلالات شخصیت نشان داد که برخی نشانگرها، بار عاملی ضعیفی بر متغیر مکنون خود داشتند و بنابراین از مدل حذف شدند. در بخش مدل ساختاری نیز نتایج نشان داد که خوشایند بودن، هیجان پذیری و صداقت-فروتنی بر اختلال شخصیت ضداجتماعی؛ خوشایند بودن و هیجان پذیری بر اختلال شخصیت مرزی؛ برونگرایی و گشودگی به تجربه بر اختلال شخصیت نمایشی؛ و نهایتاً هیجان پذیری، برونگرایی و صداقت-فروتنی بر اختلال شخصیت خودشیفته تاثیر معنادار دارشته و میزان زیادی از واریانس آنها را تبیین می کنند. همچنین ضریب Q2 نشان داد که مدل مورد مطالعه، توانایی پیش بینی نشانگرهای متغیرهای مکنون درونزا را داراست. یافته ها بر حسب سازه های زیستی تبیین شده اند.
الگوی امید بر اساس منابع اسلامی و طراحی برنامه درمانی آن(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تدوین الگوی امید بر اساس منابع اسلامی و طراحی برنامه درمانی آن بود. از دو روش استفاده شد: روش توصیفی تحلیلی در گزاره های دینی (روش اجتهاد دانش دینی) برای تدوین الگوی امید و روش توصیفی برای بررسی روایی پروتکل درمانی. جهت بررسی روایی محتوایی پروتکل از ضریب تطابق کندال و آزمون معناداری خی دو برای بررسی میزان تطابق و معناداری نظرات کارشناسان برای ارزیابی صحت برداشت های قرآنی و روایی و مطابقت فنون پیشنهادی پروتکل امیددرمانگری با اهداف هر جلسه استفاده شد. یافته ها نشان داد که مفهوم امید در رویکرد اسلامی دارای الگویی سه مؤلفه ای است که هر مؤلفه دو زیرمؤلفه دارد: عاملیت (عاملیت شخصی، عاملیت الهی)، اسباب (اسباب مادی، اسباب فرامادی)، هدف (هدف مادی، هدف توحیدی). همچنین محور در این الگو، هدفی توحیدی است. با توجه به نظر متخصصان تاثیرگذار بودن فنون پیشنهادی نیز بر این مؤلفه ها تایید گردید. بر این اساس پروتکل امیددرمانگری اسلامی در 8 جلسه گروه درمانی 120 دقیقه ای تدوین شد. در این جلسات سه مؤلفه امید، موانع آن ها و راهبردهای رفع موانع و تقویت آن ها مطرح می گردد. در پایان پیشنهادهایی جهت استفاده پروتکل امیددرمانگری ارائه گردیده است.
مقایسه سبک های یادگیری و منبع کنترل در گروه های تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۰ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۲ (پیاپی ۳۸)
225-241
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش تعیین سبک های یادگیری و منبع کنترل دانشجویان گروه های تحصیلی بود. روش: روش پژوهش علی-مقایسه ای و جامعه آماری 6992 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه تبریز در گروه های تحصیلی علوم انسانی، علوم پایه، فنی-مهندسی و پزشکی بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی از میان آن ها 363 نفر انتخاب شد. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه سبک های یادگیری کُلب (1999) و منبع کنترل راتر 1966 بود. داده های به دست آمده با مجذور کا و تحلیل واریانس یک راهه تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد دانشجویان علوم انسانی سبک یادگیری انطباق یابنده، علوم پایه سبک همگرا، فنی- مهندسی سبک واگرا و پزشکی سبک جذب کننده دارند (43/72 =c 2 ، 001/0 = P). منبع کنترل دانشجویان دارای سبک یادگیری انطباق یابنده نسبت به گروه های تحصیلی دیگر بیرونی تر (161/11 =F، 001/0 = P) و منبع کنترل دانشجویان فنی-مهندسی نسبت به گروه های دیگر و دانشجویان پزشکی نسبت به علوم انسانی درونی تر بود (526/64 =F، 0001/0 = P). نتیجه گیری : از آن جایی که شناخت شیوه های یادگیری می تواند در شکل گیری منبع کنترل درونی و بیرونی مناسب و نیز تغییر اسناد ناسازگار موثر باشد، بنابراین لازم است آموزش و روش های تدریس، متناسب با سبک های یادگیری هر گروه تحصیلی باشد تا دانشجویان با یادگیری مبانی و کاربردی رشته تحصیلی خود، تجارب آموزشی و شغلی موفقیت آمیز را کسب کنند و به خودباوری برسند.
رتبه بندی مؤلفه های برنامه درسی پنهان از دیدگاه دانشجویان دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر رتبه بندی مؤلفه های برنامه درسی پنهان (روش تدریس، روش ارزشیابی، تعاملات استاد و دانشجو، فضای کالبدی و فیزیکی، جو اجتماعی دانشگاه، روحیه علمی دانشجویان، محتوای دروس، قوانین و مقررات) ازنظر اهمیت شان در شکل گیری هویت علمی از دیدگاه دانشجویان دانشکده علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی در سال تحصیلی 1395-1394 بود. روش پژوهش از نوع توصیفی- پیمایشی و جامعه آماری کلیه دانشجویان زن و مرد رشته علوم تربیتی دانشکده علوم تربیتی (95=N) که با استفاده از جدول مورگان تعداد 76 نفر به عنوان نمونه به روش تصادفی ساده انتخاب گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته شامل 32 گویه با مقیاس پنج گانه لیکرت بود که روایی صوری و محتوایی آن توسط کارشناسان و اساتید تأیید و پایایی آن از طریق روش ضریب آلفای کرونباخ (84/0) محاسبه گردید. جهت تجزیه وتحلیل داده ها در سطح آمار توصیفی از (فراوانی، میانگین، درصد) و در سطح آمار استنباطی از (ضریب همبستگی اسپیرمن، رگرسیون خطی ساده، آزمون من- ویتنی، آزمون فریدمن) استفاده شد. طبق نتایج به دست آمده از دیدگاه دانشجویان میان تمامی مؤلفه های برنامه درسی پنهان و شکل گیری هویت علمی شان رابطه و همبستگی مثبت معنا داری وجود دارد. علاوه بر این ازنظر دانشجویان تمامی مؤلفه ها قدرت پیش بینی هویت علمی را داشته و مؤلفه ی «جو اجتماعی دانشگاه» نسبت به بقیه مؤلفه ها ازلحاظ تأثیرگذاری بر هویت علمی بااهمیت تر و مؤلفه ی «روحیه ی علمی» کم اهمیت تر رتبه بندی گردید. در رابطه با اختلاف میانگین مؤلفه ها در بین دانشجویان زن و مرد هیچ گونه تفاوت معنی داری مشاهده نگردید.
تأثیر آموزش گروهی مبتنی بر نظریه امید اسنایدر بر میزان اشتیاق و سرسختی تحصیلی دانش آموزان دختر متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش گروهی مبتنی بر نظریه امید اسنایدر بر میزان اشتیاق و سرسختی تحصیلی دانش آموزان دختر متوسطه اول انجام گرفت. مطالعه حاضر به شیوه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر خرم آباد در سال تحصیلی 95- 1394 بود. حجم نمونه به تعداد 50 نفر(25 نفر گروه آزمایش و 25 نفر گروه گواه) با استفاده از روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردید. گروه آزمایش، تحت آموزش گروهی مبتنی بر نظریه امید اسنایدر به صورت گروهی قرار گرفت. بعد از اتمام جلسات آموزشی، از هر دو گروه آزمایش و گواه، پس آزمون و مجدداً 2 ماه بعد، پیگیری به عمل آمد. ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه های اشتیاق تحصیلی شافلی و همکاران (2001) و سرسختی تحصیلی کوباسا و همکاران (1982) بود. تحلیل داده ها با استفاده از spss-19و روش آماری تحلیل کواریانس چند متغیره تجزیه و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد آموزش امید بر افزایش میزان اشتیاق تحصیلی(001/0>P) و سرسختی تحصیلی(01/0>P) تأثیر معنادار دارد. این نتایج در مرحله پیگیری نیز حفظ گردید.
تحلیل و بررسی هویت شغلی با تاکید بر شناسایی ابعاد و مولفه های آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هویت در پی کشف این نکته است که چرا فرد خود را متعلق به یک گروه می داند و با دیگر گروه های اجتماعی احساس قرابتی ندارد و گاهی خود را کاملا متمایز و حتی مخالف آنها می داند. پاسخی که انسان برای این سوال می یابد باعث می شود تا او خود را در گروه های متفاوت اجتماعی با مرز بندی های گاه پررنگ و گاه کم رنگ دسته بندی کند. یکی از این هویتهای اجتماعی، هویت شغلی است. در این پژوهش با استفاده از نظریه هویت اجتماعی تاجفل و نظریه هویت شغلی لاندن تلاش شده است تا مدلی برای ارزیابی هویت شغلی افراد شاغل در ایران تدوین شود. بر همین اساس دو نظریه با توجه به مشخصه ها و ویژگی های اجتماعی و بومی کشور مورد بازنگری قرار گرفته و تلفیق شده است.روش تحقیق روش پیمایش و به لحاظ زمانی از تحقیقات مقطعی است. جامعه آماری تحقیق شاغلین بالای 18 سال مراکز استانهای تهران، فارس، مرکزی، گلستان، زنجان و اردبیل و یکی از روستاهای نزدیک به آنها را در بر می گرفته است. و حجم نمونه مورد تحقیق 1676 نفر بوده و نمونه گیری به صورت خوشه ای چند مرحله ای انجام شده است.بر اساس نتایج تحقیق چهار عامل «اهمیت شغل»، «تعهد فرد به شغل»، «دلبستگی و وابستگی عاطفی به شغل» و «جهت گیری حرفه ای فرد در شغل» به عنوان مولفه های هویت شغلی شناسایی شدند که شاخص اهمیت شغل برای فرد با بار عاملی 0.654 بیشترین تاثیر را در میان ابعاد هویت شغلی دارد و شاخصهای «تعهد فرد به شغل»، «جهت گیری حرفه ای فرد» و «دلبستگی و وابستگی به شغل» به ترتیب در رتبه های بعدی هستند.
اثربخشی آموزش نظریه ذهن بر بهبود نظریه ذهن و مهارت اجتماعی دانش آموزان ناشنوا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش نظریه ذهن بر بهبود نظریه ذهن و مهارت اجتماعی در کودکان ناشنوا بود. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی می باشد. جامعه آماری در این پژوهش، کلیه دانش آموزان پسر ناشنوا شهر اردبیل بود که در مدارس استثنایی استان اردبیل در سال تحصیلی 1394-1393 مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش حاضر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. نمونه مورد نظر دانش آموزان ناشنوا، که دارای والدین شنوا بودند، انتخاب شدند و بعد از آن به صورت تصادفی در دو گروه 8 نفری گروه کنترل و گروه آزمایشی قرار گرفتند. حجم نمونه مورد نظر شامل 16 کودک ناشنوای پنجم وششم ابتدایی بود. ابزار بکار گرفته شده در این پژوهش شامل آزمون نظریه ذهن و مقیاس مهارت اجتماعی بودند. داده ها با استفاده از آزمون کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که با کنترل پیش آزمون، بین گروه های آزمایش و گروه گواه از لحاظ بهبود سطح نظریه ذهن تفاوت معنی داری وجود دارد (000/0>P). بنابراین آموزش نظریه ذهن در بهبود نظریه ذهن کودکان ناشنوا موثر بوده است. همچنین، با کنترل پیش آزمون، بین گروه های آزمایش و گروه گواه از لحاظ بهبود مهارت های اجتماعی تفاوت معنی داری مشاهده نشد (654/0>P). بنابراین آموزش نظریه ذهن در بهبود مهارت های اجتماعی کودکان ناشنوا موثر نبوده است. بنابر نتایج پژوهش، کودکان ناشنوا در کسب نظریه ذهن دچار نارسایی هایی می باشند و آموزش تکالیف باورهای غلط در بهبود و تسریع رشد نظریه ذهن کودکان ناشنوا موثر می باشد.