فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۷۶۱ تا ۱۹٬۷۸۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه: پردازش حسی اشاره به روشی دارد که سیستم اعصاب مرکزی حس های رسیده از محیط پیرامون را مدیریت می کند. مغز این حس ها را شناسایی می کند و برای ایجاد رفتارهای عاطفی، حرکتی و یادگیری مورداستفاده قرار می دهد.
مدل ساختاری روان آزردگی: نقش روان بنه های ناسازگار اولیه، حرص و حسادت(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است که با هدف ارائه و آزمون مدل ساختاری برای تبیین روان آزردگی بر اساس صفات حرص و حسادت و با تاکید بر نقش میانجی روان بنه های ناسازگار اولیه انجام شد. نمونه پژوهش را تعداد 384 نفر از دانشجویان دانشگاه خمین تشکیل دادند که به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. از پرسشنامه های پنج عاملی شخصیت، روان بنه های ناسازگار اولیه، مقیاس های اسلامی حرص- قناعت، و حسادت برای جمع آوری داده ها استفاده شد و با استفاده از روش آماری تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. شاخص های برازش نشان داد که مدل پیشنهادی اولیه از برازش مطلوب و قابل قبولی برخوردار بود. همچنین نقش میانجی روان بنه های ناسازگار اولیه بین همه متغیرهای برون زا و روان آزردگی تایید و تمامی اثرات مستقیم به جز اثر حرص بر روان آزردگی از لحاظ آماری معنادار بودند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که در نمونه پژوهش، ویژگی های روان شناختی عمیق تری همچون حرص و حسادت، نسبت به روان بنه ها وجود دارند که لازم است مورد توجه بالین گران و سایر متخصصین حوزه سلامت روانی قرار گیرد.
مقایسه ی فعالیت سازماندهی ادراکی رورشاخ در افراد مبتلا به اختلال ملال جنسیتی و افراد غیرمبتلا
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر، تعیین تفاوت نتایج مربوط به نمرات سازماندهی ذهنی-شناختی در افراد مبتلا به اختلال ملال جنسیتی با افراد غیرمبتلا با استفاده از آزمون رورشاخ بوده است. روش بررسی : به این منظور 28 بیمار مبتلا به اختلال ملال جنسیتی و 28 آزمودنی غیرمبتلا، به روش نمونه گیری در دسترس، با توجه به همتاسازی ویژگی های جمعیت شناختی تا حد ممکن، انتخاب شدند. آزمودنی ها با استفاده از آزمون رورشاخ، منطبق با نظام جامع اکسنر، به شکل انفرادی، مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد بین افراد مبتلا به اختلال ملال جنسیتی و افراد غیرمبتلا در متغیرهای Zf, Zsum , تفاوت معنادار وجود داشت. نتیجه گیری : نتایج حاکی از این بوده که هر دو متغیر در افراد مبتلا نسبت به افراد غیر مبتلا میزان کمتری را نشان داده اند. بحث: نتایج حاصل می تواند بیانگر نوعی محدودیت ذهنی یا بی میلی نسبت به پیچیدگی میدان محرک ها باشد. به نظر می رسد افراد غیرمبتلا به اختلال ملال جنسیتی در مقایسه با افراد مبتلا میزان تلاش شناختی بیشتری در سازمان دهی به شرایط و محرک های محیطی از خود نشان می دهند که در نهایت منجر به عمل موفق تر و کارآمدتر و در نهایت سازگاری بهتر می شود.
مدل یابی عوامل نگرش نسبت به اعتیاد به مواد مخدر در بین دانشجویان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، سنجش مدلی از پیشایند های مهم نگرش نسبت به اعتیاد به مواد مخدر، به منظور شناخت کامل تر این سازه بود. این مدل نقش انسجام خانوادگی، ویژگی های شخصیتی، دلبستگی به همسالان، نو دوستی و حمایت اجتماعی را بر نگرش افراد نسبت به اعتیاد به مواد مخدر بررسی می کند. روش: نمونه شامل 570 نفر از دانشجویان دانشگاه های شهر تهران بود که به روش در دسترس انتخاب شدند. ابزار های پژوهش شامل پرسش نامه شخصیتی NEO (فرم کوتاه)، مقیاس حمایت اجتماعی ادراک شده، مقیاس نو دوستی، مقیاس دلبستگی به همسالان و مقیاس انسجام خانواده بود. مدل پیشنهادی به روش مدل سازی معادلات ساختاری ارزیابی شد. یافته ها: بر اساس نتایج شاخص های نکویی برازش کفایت مناسبی داشتند. ویژگی های شخصیتی و انسجام خانوادگی به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر نگرش نسبت به اعتیاد به مواد مخدر تأثیر داشتند و دلبستگی به همسالان، نودوستی و حمایت اجتماعی بر نگرش نسبت به اعتیاد به مواد مخدر تأثیر مستقیم و معناداری داشتند. بحث و نتیجه گیری: یافته ها با نتایج پژوهش های مشابه قبلی همخوانی داشته و می توان با توجه به مدل پیشنهادی به تبیین عوامل مؤثر بر نگرش نسبت به اعتیاد به مواد مخدر پرداخت.
مقایسه تأثیر مشاوره مسیر شغلی سازه گرا بر انطباق پذیری مسیر شغلی دانش آموزان دختر دارای والدین معتاد و غیرمعتاد شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه تأثیر مشاوره مسیر شغلی سازه گرا بر انطباق پذیری مسیر شغلی دانش آموزان دختر دارای والدین معتاد و غیرمعتاد شهر اصفهان انجام شد. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. بدین منظور، 60 نفر به صورت داوطلبانه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در 4 گروه آزمایش (15 نفر دارای والدین معتاد و 15 نفر غیر معتاد) و گواه (15 نفر دارای والدین معتاد و 15 نفر غیر معتاد) گمارده شدند. ابزار پژوهش، پرسش نامه انطباق پذیری مسیر شغلی بود. گروه های آزمایش در 7 جلسه 90 دقیقه ای در جلسات مشاوره مسیر شغلی سازه گرا شرکت کردند و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد و پس از پایان جلسات از آن ها پس آزمون اخذ شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مشاوره مسیر شغلی سازه گرا بر انطباق پذیری مسیر شغلی دانش آموزان دختر دارای والدین معتاد و غیرمعتاد شهر اصفهان تأثیر متفاوتی داشت (p</001). درعین حال، نتایج آزمون تعقیبی LSD بیانگر آن بود که مشاوره مسیر شغلی سازه گرا در فرزندان دارای والدین معتاد (گروه آزمایش) و فرزندان دارای والدین غیرمعتاد (گروه آزمایش) در بعد دغدغه، کنجکاوی، و کنترل تأثیر متفاوتی نداشت (P>0/05)، ولی در بعد اعتماد در دو گروه تأثیر متفاوتی داشت (P>0/05). نتیجه گیری: با توجه به تأثیر مشاوره سازه گرایی بر انطباق پذیری هر دو گروه از نوجوانان دارای والدین معتاد و غیرمعتاد، پیشنهاد می شود که آموزش و پرورش و دبیران و مشاوران تحصیلی از این روش برای ایجاد انتخاب های مناسب و تقویت انگیزه در دانش آموزان استفاده کنند.
اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک برنشانه های اختلال شخصیت مرزی زندانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک بر علایم اختلال شخصیت مرزی زندانیان مرد شهرستان چناران بود.
روش: پژوهش حاضر شبه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل زندانیان شهرستان چناران بودند که 30 نفر از زندانیان داوطلب که واجد معیارهای شمول و عدم شمول بودند به عنوان نمونه انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش جایگزین شدند. گروه آزمایش جلسات فردی ومهارت آموزی گروهی را دریافت نمود. ارزیابی در4مرحله پیش آزمون، 3ماه بعددرمان، پس آزمون وپیگیری اجرا شد. ابزارهای اندازه گیری شامل مصاحبه بالینی نیمه ساختاریافته(SCID-II)و شاخص شدت اختلال شخصیت مرزی (BPDSI) بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس مختلط مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج تحلیل واریانس مختلط نشان داد که گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، کاهش معنی داری را در علایم اختلال شخصیت مرزی به خصوص در بی ثباتی هیجانی نشان داد؛ هرچند نشانه های ترک شدن، روابط بین فردی و عقایید پارانویید تغییری نشان ندادند.
نتیجه گیری: پژوهش حاضرنشان می داد رفتاردرمانی دیالکتیک می تواند در کاهش علایم اختلال شخصیت مرزی مؤثر باشد و این تأثیر از پایداری لازم تا زمان پیگیری برخوردار است.
اثربخشی آموزش حل مسئله بر خودتعیینی در دانش آموزان با ناتوانی یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، سنجش اثربخشی آموزش حل مسئله بر خودتعیینی در دانش آموزان با ناتوانی یادگیری بود. نمونه پژوهش مشتمل بر 30 دانش آموز پسر مبتلا به ناتوانی یادگیری در پایه پنجم دبستان بود که به شیوه هدفمند از مراکز اختلالات یادگیری در سطح شیراز انتخاب شدند. افراد نمونه به گونه تصادفی در هر دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند و گروه آزمایش آموزش حل مسئله را دریافت کرد. از مقیاس خودتعیینی شلدون و دسی (1996) به عنوان ابزار پژوهش استفاده شد. این پرسش نامه دارای دو بعد انتخاب و خودآگاهی بود. پایایی این مقیاس از روش آلفای کرونباخ و روایی این مقیاس از روش همسبتگی نمره ابعاد با نمره کل سنجیده شد و نتایج حاکی از روایی و پایایی قابل پذیرش ابزار می باشد. پیش از شروع آموزش حل مسئله، مقیاس خودتعیینی در هر دو گروه به عنوان پیش آزمون اجراء شد. جلسه های آموزشی با استفاده از داستان گویی مشتمل بر 18 جلسه 90 دقیقه ای بود و هر هفته 3 بار تشکیل می شد در حالی که گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند. پس از آموزش، مقیاس خودتعیینی به وسیله دانش آموزان هر دو گروه به عنوان پس آزمون تکمیل گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش آماری تحلیل کواریانس استفاده شد. نتایج نهایی این پژوهش نشان دادند، دانش آموزانی که آموزش حل مسئله را دریافت کرده بودند، در خودتعیینی، ابعاد انتخاب و خودآگاهی نسبت به دانش آموزانی که آموزش حل مسئله را دریافت نکرده بودند، نمره ای بیش تر داشتند. بنابراین، یافته های مطالعه نشان داد که آموزش حل مسئله در خودتعیینی تأثیر مثبت دارد.
رابطه بین ابعاد کمال گرایی و هدف های پیشرفت با نقش واسطه ای انگیزه پیشرفت در ورزشکاران حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش آزمودن مدل رابطه ابعاد کمال گرایی با هدف های پیشرفت با میانجی گری انگیزه پیشرفت بود. جامعه آماری این پژوهش را تمام ورزشکاران حرفه ای استان بوشهر تشکیل داده است. از این جامعه آماری، نمونه ای به تعداد 175 نفر با روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسش نامه کمال گرایی مثبت و منفی تری – شورت و همکاران (1995)، پرسش نامه هدف های پیشرفت میگلی و همکاران (2000) و پرسش نامه انگیزه پیشرفت هرمنس (1970) استفاده شد. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از الگویابی معادله های ساختاری انجام گرفت. جهت آزمون روابط غیرمستقیم نیز از آزمون بوت استراپ استفاده شد. نتایج پژوهش نشان دادند که مدل پیشنهادی روابط بین متغیرهای یاد شده از برازش قابل قبولی برخوردار بود. روی هم رفته، نتایج نشان دادند که کمال گرایی مثبت و منفی هم به گونه مستقیم و هم به گونه غیرمستقیم از راه انگیزه پیشرفت، با هدف های پیشرفت در رابطه هستند. هم چنین، تمامی فرضیه های پژوهش مورد تایید قرار گرفتند.
مقایسه باورهای انگیزشی و راهبردهای خودتنظیمی یادگیری در دانشجویان مشروط و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مشکلات عمده در سیستم های آموزشی، مشروط شدن دانشجویان در طول تحصیل است. با توجه به اهمیت شناسایی عوامل مؤثر بر افت تحصیلی، این مطالعه با هدف مقایسة باورهای انگیزشی و راهبردهای خودتنظیمی یادگیری در دانشجویان مشروط و عادی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سپیدان انجام گرفت. به منظور بررسی این هدف، 268 دانشجو شامل 59 نفر از دانشجویان مشروط (39 پسر و 20 دختر) و 209 نفر از دانشجویان عادی (129 پسر و 80 دختر) مورد مطالعه قرار گرفت. اطلاعات با استفاده از دو پرسش نامه مشتمل بر پرسش نامة ویژگی های دموگرافیک و پرسش نامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (MSLQ) جمع آوری شد. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از روش آمار توصیفی و آزمون تی گروه های مستقل تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بین دو گروه دانشجویان عادی و مشروط به لحاظ استفاده از راهبردهای خودتنظیمی یادگیری، تفاوت معنی داری وجود دارد؛ بدین معنی که دانشجویان عادی نسبت به دانشجویان مشروط بیشتر از راهبردهای خودتنظیمی یادگیری استفاده می کنند. افزون بر این، نتایج مطالعه نشان داد که بین دختران و پسران در استفاده از راهبردهای خودتنظیمی یادگیری، تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین، مقایسة دانشجویان عادی و مشروط در مؤلفه های باورهای انگیزشی (خودکارآمدی، ارزش گذاری درونی و اضطراب امتحان) بیانگر تفاوت دو گروه در این مؤلفه ها بود؛ اما تفاوت جنسیتی در مؤلفه های باورهای انگیزشی مشاهده نشد.یکی از مشکلات عمده در سیستم های آموزشی، مشروط شدن دانشجویان در طول تحصیل است. با توجه به اهمیت شناسایی عوامل موثر بر افت تحصیلی، این مطالعه با هدف مقایسه باورهای انگیزشی و راهبردهای خودتنظیمی یادگیری در دانشجویان مشروط و عادی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سپیدان انجام گرفت. به منظور بررسی این هدف، 268 دانشجو شامل، 59 نفر از دانشجویان مشروط (39 پسر و 20 دختر ) و 209 نفر از دانشجویان عادی (129 پسر و 80 دختر ) مورد مطالعه قرار گرفت. اطلاعات با استفاده از دو پرسشنامه مشتمل بر پرسشنامه ویژگی های دموگرافیک و پرسشنامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (MSLQ) جمع آوری گردید. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از روش آمار توصیفی و آزمون تی گروه های مستقل تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که بین دو گروه دانشجویان عادی و مشروط به لحاظ استفاده از راهبردهای خودتنظیمی یادگیری تفاوت معنی داری وجود دارد. بدین معنی که دانشجویان عادی نسبت به دانشجویان مشروط بیشتر از راهبردهای خودتنظیمی یادگیری استفاده می کنند. افزون بر این، نتایج مطالعه نشان داد که بین دختران و پسران در استفاده از راهبردهای خودتنظیمی یادگیری تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین مقایسه دانشجویان عادی و مشروط در مولفه های باورهای انگیزشی (خودکارآمدی، ارزش گذاری درونی و اضطراب امتحان) بیانگر تفاوت دو گروه در این مولفه ها بود. اما تفاوت جنسیتی در مولفه های باورهای انگیزشی مشاهده نگردید.
اثربخشی طرحواره درمانی بر سازگاری تحصیلی دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی طرحواره درمانی بر سازگاری تحصیلی دانش آموزان دختر بود. روش: این پژوهش به شیوه ی نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه اجرا شد. جامعه ی آماری پژوهش را کلیه ی دانش آموزان دختر دوره ی متوسطه ی دوم شهر کرمانشاه در سال 95-94 تشکیل می دادند که از میان آن ها با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای 30 نفر از دانش آموزان دختر مقطع اول متوسطه انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. دانش آموزان گروه آزمایش 8 جلسه طرحواره درمانی دریافت کردند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی سازگاری تحصیلی زیرمقیاس پرسشنامه ی شخصیتی کالیفرنیا تراپ، کلارک و تایگز، استفاده شد. داده ها با روش آماری کوواریانس تک متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها نشان داد که فرضیه ی پژوهش مبنی بر تأثیر طرحواره درمانی بر سازگاری تحصیلی مورد تایید قرار گرفته است و دختران گروه آزمایش نسبت به دختران گروه گواه در پس آزمون به طور معناداری، سازگاری تحصیلی بیشتری داشتند. نتیجه گیری: بنابراین، می توان نتیجه گرفت که رویکرد طرحواره درمانی در افزایش سازگاری تحصیلی تأثیر معناداری دارد.
اخلاق و فرهنگ در پژوهش
حوزههای تخصصی:
اخلاق پژوهش، شاخه ای از اخلاق حرفه ای است که به اصول اخلاقی که پژوهشگر بایستی از ابتدای ساماندهی تحقیق آنها را لحاظ کند، اشاره دارد. اما هر پژوهشگر، علاوه بر ضرورت رعایت وجه معرفت شناختی موضوع، باید قواعد اخلاقی را هنگام پیشبرد طرح پژوهشی خود رعایت کند. یکی از این موارد، در هم نیامیختن انگیزه و انگیخه می باشد. در این مقاله موضوع اخلاق و فرهنگ در پژوهش مورد بررسی قرار گرفت و با استفاده از روش اسنادی اطلاعاتی جمع آوری شد. از جمله ویژگی های پژوهشگر عبارت است از: دارای ادب و نزاکت باشد،-به اصل موضوع و حقیقت دست پیدا کند،دارای منش والایی باشد که همچون پدر و مادری مهربان نتایج تحقیق را در اختیار دیگران قرار دهد و از غرور خود بکاهد. و راه های افزایش ترویج پژوهش عبارت است از:ایجاد انگیزه ی کافی در افراد، برگزاری کلاس های پژوهش در دانشگاه ها و مدارس، فراهم کردن منابع تحقیق برای محققین .همچنین هر پژوهشی دارای اصول و مبانی است از جمله :نقد پذیری، امانت دارای،قضاوت، مستدل بودن و .... می باشد.
نقش عمل به باورهای دینی در پیش بینی خودکارآمدی و امید به زندگی زنان مطلقه(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش عمل به باورهای دینی در پیش بینی خودکارآمدی و امید به زندگی زنان مطلقه می باشد. طرح پژوهش حاضر از نوع همبستگی است. جامعه آماری کلیه زنان مطلقه شهر کرج در سه ماهه اول 1394 بود که به مرکز مشاوره طلاق دادگاه خانواده شهر کرج مراجعه نموده اند که از بین این افراد 278 نفر با روش نمونه گیری داوطلبانه در دسترس انتخاب شده و به آزمون امید به زندگی، مقیاس خودکارآمدی عمومی و پرسش نامه معبد پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده به وسیله آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که رفتار مذهبی جمعی، رفتار عملی و رفتار دینی با خودکارآمدی رابطه مثبت دارند. همچنین 1/8 درصد از واریانس خودکارآمدی را رفتار عملی، رفتار مذهبی جمعی و رفتار دینی پیش بینی نمودند. همین طور باورهای مذهبی، رفتار مذهبی شخصی، رفتار مذهبی جمعی و رفتار عملی با امید به زندگی رابطه مثبت دارد و 9/16 درصد از واریانس امید به زندگی را رفتار عملی، رفتار مذهبی شخصی و رفتار مذهبی جمعی پیش بینی می نماید. مناسب است که مشاوران و درمانگران یا نهادهای مرتبط با امور زنان، به راهکارهای تقویت باورهای دینی بپردازند تا در موقعیت های دشواری مثل طلاق، امید و خودکارآمدی ایشان افت آسیب زا نداشته باشد.
اثر آزمایشگاهی اضطراب مرگ بر پیگیری ارزش ها و آرزوهای ناسالم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش با دو طرح پژوهشی، رابطه ی میان اضطراب مرگ و ارزش ها و آرزوهای ناسالم (ثروت، شهرت، جذابیت ظاهری، هم نوایی، لذت جویی) را مورد بررسی قرار می دهد.
روش: مطالعه اول از نوع توصیفی و همبستگی است. 457 دانشجو به روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب و مقیاس اضطراب مرگ تمپلر (DAS) و نمایه ی آرزو (AI) را کامل کردند. مطالعه ی دوم از نوع نیمه آزمایشی و در قالب طرح گروه آزمایشی و کنترل با پس آزمون است. 204 دانشجو به روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه آزمایش (یادآوری مرگ خویشتن + آرزوهای بیرونی، هم نوایی و لذت جویی) و یک کنترل (یادآوری موضوع اضطراب آور غیر مرتبط با مرگ) واگذاری شدند. با اجرای تکلیف فراخوانی افکار مرتبط با مرگ و نمایه ی آرزو، اثر برجستگی مرگ بر ارزش های ناسالم در میان آن ها آزمون شد.
یافته ها: در مطالعه ی اول با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، رابطه ی مثبت معنادار میان اهمیت جذابیت ظاهری، هم نوایی و لذت جویی با اضطراب مرگ و خرده مقیاس های آن مشاهده شد. نتایج حاصل از تحلیل واریانس چندمتغیره در مطالعه ی دوم نیز نشان داد که برجستگی مرگ، منجر به کاهش اهمیت ارزش های ناسالم در گروه های آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل شد. همچنین تأثیر برجستگی مرگ بر اهمیت جذابیت ظاهری و لذت جویی، معنادار بود.
نتیجه گیری: نتایج به دست آمده مطابق با مبانی نظری و پژوهشی مکاتب انسان گرا و وجودی و دو نظریه ی معاصر در حیطه ی روان شناسی اجتماعی و شخصیت، یعنی نظریه ی خودمختاری و نظریه ی مدیریت وحشت مورد بحث قرار گرفت.
مطالعه کیفی آسیب های تعاملی زنان مبتلا به همسر با حسادت مرضی از دیدگاه مختصصان بالینی خانواده(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف :یکی از انواع آسیب های فردی در خانواده، حسادت مرضی است. در همین راستا، هدف از انجام پژوهش حاضر، ادراک متخصصان خانواده درمانی از آسیب های تعاملی زنان دارای همسر مبتلا به حسادت مرضی بود. مواد و روش ها:مطالعه حاضر یک مطالعه کیفی بود. جامعه پژوهش را همه متخصصان خانواده در حوزه درمان روان شناختی تشکیل داد. مشارکت کنندگان شامل 8 متخصص باتجربه در زمینه درمان های روانی خانواده بودند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع آوری گردید. سؤال اصلی مطالعه عبارت بود از «زوجین دارای مرد مبتلا به حسادت مرضی دچار چه آسیب های تعاملی هستند؟». داده های حاصل از مصاحبه به روش سیستماتیک تجزیه و تحلیل گردید. این روش، داده ها را در سه مرحله «توصیف، کاهش و تفسیر» تحلیل می نماید. یافته ها:از 489 عبارت مرتبط با آسیب های ارتباطی مستخرج از مصاحبه با متخصصان، 122 مفهوم مرتبط با آسیب های ارتباطی در کدگذاری باز به دست آمد و در کدگذاری محوری به صورت 23 زیرمقوله خلاصه گردید. در نهایت، داده ها در 9 مقوله جمع بندی شد که شامل «آسیب های حل تعارض، آسیب های سبک ارتباطی، آسیب های شناختی مسأله ساز برای رابطه، آسیب های رفتاری مسأله ساز برای رابطه، آسیب های هیجانی مسأله ساز برای رابطه، آسیب های ارتباط جنسی، آسیب های ارتباط با فرزندان و آسیب های ارتباطی با همسر در امور خانه و خانواده» بود. نتیجه گیری:از نظر متخصصان خانواده، حضور مرد مبتلا به حسادت مرضی در خانواده، آسیب هایی را تولید می کند که احتمال فروپاشی آن را افزایش می دهد.
تدوین مدل احساس تنهایی بر اساس راهبردهای مقابله ای، بهزیستی معنوی، افسردگی و رضایت از زندگی دختران جانباز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، تدوین مدل احساس تنهایی بر اساس راهبردهای مقابله ای، بهزیستی معنوی و افسردگی رضایت از زندگی دختران جانبازان جنگ تحمیلی بود. از بین فرزندان جانباز شهر شیراز350 فرزند دختر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به مقیاس احساس تنهایی، رضایت از زندگی، بهزیستی معنوی، راهبردهای مقابله ای و افسردگی پاسخ دادند. داده های پژوهش با استفاده از روش معادله های ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان دادند که بهزیستی معنوی بر احساس تنهایی اثر مستقیم منفی معنادار و از راه تاثیر بر رضایت از زندگی اثر غیر مستقیم منفی معنادار دارد. راهبردهای مقابله ای بر احساس تنهایی اثر منفی مستقیم معنادار و با واسطه رضایت از زندگی اثر علی غیر مستقیم و معناداری دارد و افسردگی هم به گونه مستقیم و هم به گونه غیر مستقیم با تاثیر بر رضایت از زندگی بر احساس تنهایی تاثیر معنا داری دارد. اثر مستقیم رضایت از زندگی بر احساس تنهایی منفی و معنادار است. هم چنین، نتیجه بدست آمده از این پژوهش بیانگر برازش مطلوب داده های مدل احساس تنهایی می باشد.
طراحی و ارزیابی اثربخشی آموزش آموزه های دینی-روانشناختی بر رضایت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، به منظور بررسی اثربخشی بسته آموزشی طراحی شده مبتنی بر آموزه های دینی –روانشناختی بر رضایت زناشویی طراحی و اجرا گردید. جامعه این تحقیق شامل تمام زنان متاهل ساکن منطقه یازده و دوازده تهرانی است که حداقل یک سال و حداکثر پانزده سال از زندگی زناشویی آنها گذشته و کمترین نمره را در رضایت زناشویی گرفته باشند ، می باشد. نمونه این تحقیق شامل 36 زن متاهل در منطقه 11 و 12 تهران است که به صورت تصادفی و با استفاده از روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. از مقیاس رضایت زناشویی اسپانیر برای سنجش متغیر مورد بررسی استفاده شد. ابتدا از هر دو گروه پیش آزمون به عمل آمد ، آنگاه گروه آزمایش طی هفت جلسه دو ساعته تحت آموزش بسته آموزشی طراحی شده مبتنی بر آموزه های دینی –روانشناختی قرار گرفت. پس از پایان آموزش، مجددا از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. به منظور مقایسه نتایج پیش آزمون و پس آزمون از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش بسته آموزشی باعث ارتقا رضایت زناشویی می شود. بر اساس شواهد این پژوهش می توان از این بسته آموزشی برای افزایش رضایت زناشویی استفاده کرد.
الگوی تحلیل مسیر روابط بین سلامت معنوی، کیفیت زندگی با افسردگی بیماران مبتلا به تالاسمی ماژور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی رابطه بین کیفیت زندگی و سلامت معنوی با افسردگی بیماران مبتلا به تالاسمی ماژور شهرستان آمل بود. روش: روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل 497 نفر از بیماران تالاسمی بودند. از بین جامعه آماری بر اساس فرمول کوکران تعداد 100 نفر از بیماران به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار پژوهش پرسشنامه های کیفیت زندگی، سلامت معنوی و افسردگی بود. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه به روش همزمان و تحلیل مسیر تحلیل شد. یافته ها : بین مؤلفه های کیفیت زندگی و سلامت معنوی با افسردگی بیماران تالاسمی رابطه وجود دارد. به عبارتی می توان از طریق مولفه های کیفیت زندگی و سلامت معنوی، افسردگی بیماران مبتلا به تالاسمی را پیش بینی نمود. نتایج تحلیل مسیر نیز نشان داد که بعد جسمی کیفیت زندگی، سلامت مذهبی و سلامت وجودی از طریق متغیر بعد روانی کیفیت زندگی بر افسردگی بیماران تالاسمی اثر غیر مستقیم می گذارد ولی بعد روانی کیفیت زندگی بر افسردگی بیماران تالاسمی اثر مستقیم می گذارد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج فوق بررسی کیفیت زندگی، افسردگی و سلامت معنوی بیماران مبتلا به تالاسمی می تواند به برنامه ریزی در جهت اتخاذ تدابیری به منظور پیشگیری از افسردگی و بهبود کیفیت زندگی و سلامت معنوی منجر گردد.
اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر افزایش رضایت زناشویی و امید به زندگی در افراد مبتلا به ایدز
حوزههای تخصصی:
پیش زمینه و هدف: آموزش مهارت های زندگی از راه های مؤثر در درمان افراد مبتلا به ایدز می باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر افزایش رضایت زناشویی و امید به زندگی افراد دارای ایدز بود.
مواد و روش کار: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه این تحقیق کلیه افراد مبتلا به ایدز مراجعه کننده به مرکز مشاوره بیماری های رفتاری شهر قم بودند. نمونه شامل 20 نفر که به شیوه در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل با تعداد برابر (10 نفر) قرار گرفتند. در این پژوهش از پرسشنامه های رضایت زناشویی انریچ و مقیاس امید به زندگی میلر استفاده شد که آزمودنی های هر دو گروه قبل و بعد از آموزش آن ها را تکمیل نمودند. آزمودنی های گروه آزمایشی به مدت 2 ماه مهارت های زندگی شامل مهارت های خودآگاهی، ارتباط مؤثر، روابط بین فردی، حل مسأله، تصمیم گیری، مقابله با خلق منفی و مدیریت استرس را آموزش دیدند.
یافته ها: داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل کوواریانس (ANCOVA) نشان داد آموزش مهارت های زندگی رضایت زناشویی و امید به زندگی را به طور مثبت و معنی داری در گروه آزمایشی افزایش داده، در حالی که گروه کنترل هیچ تغییر معنی داری را در پس آزمون نشان ندادند.
بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، می توان پیشنهاد کرد که برای افزایش رضایت زناشویی و امید به زندگی افراد مبتلا به ایدز می توان از مداخله آموزش مهارت های زندگی استفاده نمود.
بررسی اثر دینداری، صبر و امید بر بهزیستی فضیلت گرا
منبع:
پژوهشنامه روانشناسی اسلامی سال دوم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۵
34 - 66
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تدوین مدلی ساختاری به منظور تبیین بهزیستی فضیلت گرا بر اساس مؤلفه های دینداری و نقش واسطه ای صبر و امید است. روش پژوهش همبستگی است و مشارکت کنندگان شامل ۵۲۷ دانشجوی دانشگاه شیراز بودند که برای انتخاب آنها از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای استفاده شد و پرسش نامه های دینداری (گلاک و استارک، ۱۹۶۵)، مقیاس صبر (خرمایی و همکاران، ۱۳۹۳ ب)، پرسش نامه امید (اشنایدر، ۱۹۹۶) و پرسش نامه بهزیستی فضیلت گرا (واترمن و همکاران، ۲۰۱۰) را تکمیل کردند. روایی و پایایی ابزارهای استفاده شده، برای استفاده در فرهنگ ایرانی در سطح رضایت بخش بود. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS21 برای آمار توصیفی، و از AMOS21 برای تحلیل مسیر در مدل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج تحلیل مسیر از نوع مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد مدل پیشنهادی با داده های این پژوهش برازش مناسبی دارد و اثر مستقیم دینداری بر بهزیستی فضیلت گرا، دینداری بر امید و صبر، و امید و صبر، بر بهزیستی فضیلت گرا تأیید شد. همچنین، مدل نشان داد اثر غیرمستقیم دینداری با واسطه امید و صبر، بیشتر از اثر مستقیم آن، باعث ارتقای سطح بهزیستی فضیلت گرا می شود. به این معنا که اگر اعتقادات و مناسک دین با امید و صبر همراه شود، سبب ایجاد زندگی بهتر جوانان می شود. از یافته های دیگر پژوهش آن بود که ضرایب بعد اعتقادی (۸۶/۰=β) و عاطفی (۸۰/۰=β) دینداری، بیشتر از ابعاد پیامدی (۵۰/۰=β) و مناسکی (۲۸/۰=β) بود. بنابراین، پیشنهاد می شود تأکید بیشتری بر درونی و نهادینه کردن باورها (مانند: معرفت نفس و خدا) و احساسات دینی (مانند دلبستگی به خدا) نسبت به سایر ابعاد دینداری صورت پذیرد.
جایگاه دلبستگی به همسال و اضطراب دوره نهفتگی در تدوین مدل پرخاشگری با توجه به ریشه های تحولی آن در کارکرد خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی اهمیت و جایگاه دلبستگی همسال و اضطراب دوره نهفتگی در تدوین مدل پرخاشگری با توجه به نقش ریشه های تحولی در کارکرد خانواده انجام شد. مطالعه حاضر از نوع همبستگی بود که به روش نمونه گیری چندمرحله ای بر روی 330 نفر از دانش آموزان دختر و پسر پایه چهارم و پنجم ابتدایی شهر بیرجند در سال 1393 انجام شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه فرزندپروری یانگ، سبک دلبستگی دوره نهفتگی، اضطراب کتل و پرخاشگری بود. نتایج مدلیابی معادلات ساختاری نشان داد مسیر ریشه های تحولی خودگردانی مختل و گوش به زنگ بودن (خانواده گرفتار شده سخت) به طور مستقیم و غیر مستقیم از طریق دلبستگی دوسوگرا به همسال سهم مثبتی در جهت پیش بینی اضطراب داشت و از آن طریق پیش بین کننده پرخاشگری نشان داده شد. مسیر ریشه های تحولی محرویت عاطفی و عملکرد مختل (خانواده رهاشده آشفته) نیز تنها به طور غیر مستقیم از طریق افزایش دلبستگی اجتنابی سهم مثبتی در جهت پیش بینی اضطراب و به طور غیر مستقیم از طریق افزایش اضطراب سهم مثبتی در جهت پیش بینی پرخاشگری نشان داد. افزون بر این در مدل برازش یافته، سهم خانواده های با ریشه های تحولی گرفتار شده سخت نسبت به خانواده های رها شده آشفته در جهت پیش بینی پرخاشگری قوی تر بدست آمد، لذا با توجه به نقش ریشه های تحولی، دلبستگی دوره نهفتگی و اضطراب، می توان با کنترل عوامل زمینه ساز از افزایش پرخاشگری و پیامدهای نامناسب آن در سنین پایین جلوگیری کرد.