فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۱۰۱ تا ۱۸٬۱۲۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: وجود نقایص در کارکردهای اجرایی می تواند منجر به ضعف کنترل فرد بر رفتارهای سلامتی و مصرف سیگار گردد. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی مداخله جامع به منظور باز آموزی کارکرد های اجرایی در افراد سیگاری بود. روش: طرح پژوهش کارآزمایی تصادفی کنترل شده با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری های یک ماهه و دو ماهه بود. جامعه پژوهش کلیه مردان سیگاری در تابستان سال 1395 در شهر گرگان بودند. تعداد 60 نفر افراد سیگاری واجد شرایط تعیین و به گونه تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. پرسشنامه سنجش وابستگی به سیگار (فاگرستروم) بر روی افراد هر دو گروه اجرا شد. سپس به گروه آزمایش تکالیف مربوط به باز آموزی کارکردهای اجرایی (حافظه کاری و کنترل بازداری) در طی 10 جلسه (هفته ای دو جلسه) آموزش داده شد، درحالیکه گروه کنترل تنها مداخله هایی تصنعی شبیه به تکالیف اصلی دریافت کردند. پس از مداخلات درمانی و نیز در فواصل یکماهه و دوماهه شرکت کنندگان ابزار ها را اجرا کردند. یافته ها: داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری تحلیل شدند. نتایج تفاوت های معنی داری بین دو گروه در میانگین نمرات وابستگی به سیگار (فاگرستروم) در پس آزمون، پیگیری یک ماهه و دوماهه نشان داد. نتیجه گیری: در مجموع مداخله بازآموزی کارکردهای اجرایی بر کاهش وابستگی به سیگار موثر بود و می توان از این مداخله در برنامه های ترک سیگار استفاده کرد.
مقایسه اثربخشی گروه درمانی با رویکرد پذیرش خویشتن به روش درایدن با آموزه های گروه های معتادین گمنام بر مؤلفه های سلامت روان معتادین شهرستان کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضربا هدف مقایسه اثربخشی گروه درمانی با رویکرد پذیرش خویشتن به روش درایدن با آموزه های گروه های معتادین گمنام بر مؤلفه های سلامت روان افراد معتاد انجام شد. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع طرح مقایسه گروه های نابرابر بود. در بخش گروه درمانی 21 نفر به طور داوطلبانه به عنوان نمونه انتخاب شدند و تحت 10 جلسه گروه درمانی بارویکرد پذیرش خویشتن قرار گرفتند. در بخش گروه معتادین گمنام نیز 27 نفر به طور داوطلبانه به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و به مدت شش ماه تحت آموزه های این جلسات قرار گرفتند. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسش نامه سلامت روان استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد اثربخشی آموزه های گروه های معتادین گمنام در مقایسه با گروه درمانی با رویکرد پذیرش خویشتن به شیوه درایدن بر سلامت روانی و کاهش علائم جسمانی و افسردگی افراد معتاد بیشتر است. نتیجه گیری: آموزه های گروه های معتادین گمنام به سبب ایجاد حس همدلی و انتخاب خود معتادین نسبت به روش گروه درمانی برای درمان علائم جسمانی، افسردگی و بهبود سلامت روان معتادان موثرتر می باشد.
تأثیر مداخلات چند بعدی انگیزشی- رفتاری برانگیزه پیشرفت، عملکرد و انگیزه تحصیلی دانش آموزان دختر پایه هفتم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای پژوهش بررسی تاثیر مداخلات چند بعدی انگیزشی- رفتاری بر عملکرد و انگیزه تحصیلی بود. از یک طرح شبه آزمایشی پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دختر پایه هفتم مقطع متوسطه اول دبیرستان های دولتی شهر سمنان در سال تحصیلی 92-93 بودند. شرکت کنندگان 72 دانش آموز (38 نفر کنترل و 34 نفر آزمایش) دختر پایه اول متوسطه اول شهر سمنان بودند که به شیوه نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. مؤلفه های رفتاری در 12 جلسه آموزش داده شد. همه آنها پرسشنامه های انگیزش پیشرفت هرمنس(1970) و پرسشنامه چند عاملی انگیزش تحصیلی سمنان (پورآقا و طالع پسند، 1393) را تکمیل کردند. داده ها با مدل تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. یافته ها نشان داد مداخله انگیزشی- رفتاری بر مؤلفه های برنامه ریزی، مدیریت تکلیف و پافشاری اثر بخش بود. افزون برآن، مداخلات چند بعدی انگیزشی بر نمره کل عملکرد، سخت کوشی و اعتماد اثر معنادار داشت. مداخله انگیزشی- رفتاری برای افزایش انگیزش و عملکرد در مدارس کارامد بوده و استفاده از آن توصیه می شود.
ارزیابی تفاوت های جنسی از نظر سطوح فاجعه پنداری درد در والدین کودکان مبتلابه سردرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف :یکی از عواملی که در روابط بین فردی و بستر روانی- اجتماعی کودک و والدین در حوزه درد مزمن، دارای اهمیت است، الگوی تفکر فاجعه پندار است. هدف این پژوهش بررسی تفاوت های وابسته به جنس در میزان فاجعه پنداری مادران و پدران با کنترل اثر شدت سردرد کودکان بود. روش : طرح پژوهش حاضر توصیفی، از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل تمامی والدین کودکان مبتلابه سردرد شهر تهران در سال 1395 بود. در این مطالعه 210 مادر و پدر (117 مادر و 93 پدر) دارای فرزند مبتلابه سردرد مزمن، نسخه والدین پرسشنامه فاجعه پنداری درد (گوبرت و همکاران، 2006) را تکمیل کردند و به وسیله مقیاس درجه بندی عددی، شدت سردرد کودک خود در سه ماهه قبل از پژوهش را گزارش کردند. تحلیل داده ها با استفاده از روش های تی مستقل، تحلیل واریانس چندمتغیره و یک متغیره و همچنین تحلیل کوواریانس انجام شد. یافته ها :یافته ها حاکی از آن بود که مادران نسبت به پدران فاجعه پندارتر بودند ( 018/0= p ) . تحلیل واریانس چندمتغیره تفاوت معنادرای را از لحاظ جنسیت والدین در خرده مقیاس های نشخوار و بزرگ نمایی/ درماندگی نشان نداد؛ اما تحلیل واریانس یک متغیره نشان داد که مادران و پدران در خرده مقیاس بزرگ پنداری/ درماندگی تفاوت معناداری با یکدیگر داشتند (021/0 = p ). با کنترل اثر شدت سردرد، همچنان تفاوت معناداری در متغیر فاجعه پنداری بین مادران و پدران مشاهده شد (037/0 = p ) . نتیجه گیری :نتایج این پژوهش نشان داد که تفاوت مادران در فاجعه پنداری نسبت به پدران می تواند دارای عللی به غیر از شدت درد کودک باشد.
ویژگی های روان سنجی مقیاس هوش هیجانی صفت- فرم کودکان : ساختار عاملی، پایایی، روایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین ویژگی های روان سنجی پرسش نامه هوش هیجانی صفتی – فرم کودکان، شامل پایایی, روایی و تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی ، به منظورآماده سازی آزمون برای پژوهش های تربیتی انجام شده است. حجم نمونه این پژوهش 343 دانش آموز ابتدایی پسر بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از بین مدارس دولتی شهر تهران و مشهد انتخاب شدند و با پرسش نامه هوش هیجانی صفتی مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی با روش مولفه های اصلی، علاوه بر عامل کلی ، نه عامل(انطباق پذیری، آمادگی عاطفی، ابرازهیجانی، تنظیم هیجانی، تکانشی پایین، ارتباط با همسالان، عزت نفس و خودانگیختگی) را برای پرسش نامه هوش هیجانی صفتی تایید کرد. پایایی مقیاس بر حسب ضرایب آلفای کرانباخ و تتای ترتیبی در مورد گروه نمونه محاسبه و تایید شد. یافته های تحلیل عاملی، مشابه تحقیقات انجام گرفته در فرهنگ اصلی و ضرایب روایی و پایایی نیز به نتایج تحقیقات پیشین نزدیک بود. با توجه به خصوصیات روانسنجی مطلوب، ابزار پژوهش حاضر می تواند در پژوهشهای مربوط به هوش هیجانی صفتی در کودکان به کار رود. پژوهش حاضر با هدف تعیین ویژگی های روان سنجی پرسش نامه هوش هیجانی صفتی – فرم کودکان، شامل پایایی, روایی و تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی ، به منظورآماده سازی آزمون برای پژوهش های تربیتی انجام شده است. حجم نمونه این پژوهش 343 دانش آموز ابتدایی پسر بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از بین مدارس دولتی شهر تهران و مشهد انتخاب شدند و با پرسش نامه هوش هیجانی صفتی مورد آزمون قرار گرفتند.
بررسی رابطه منبع مهار تحصیلی، خودکارآمدی و به زیستی روانشناختی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی رابطه منبع مهار تحصیلی، خودکارآمدی و به زیستی روانشناختی در دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه یزد در سال تحصیلی 90-89 بود. جامعه آماری عبارت بود از تمامی دانشجویان دختر در مقطع کارشناسی که در سال تحصیلی 1390-1389 در دانشگاه یزد مشغول به تحصیل بودند. نمونه این پژوهش شامل 393 نفر از دانشجویان دختر بود، که به روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب شدند. ابزارهای سنجش عبارت بودند از پرسشنامه منبع مهار تحصیلی ترایس (ALOC)، پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر (GSE)و پرسشنامه آزمون به-زیستی ذهنی بزرگسالان کی یز (SWB). جهت تجزیه و تحلیل داده ها، از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی همبستگی پیرسون، رگرسیون گام به گام و تحلیل واریانس یک طرفه استفاده شد. داده های پژوهش نشان داد که بین منبع مهار تحصیلی درونی دانشجویان و خودکارآمدی آنان رابطه معنادار و مثبت وجود دارد. بین منبع مهار تحصیلی درونی و به زیستی روانشناختی در افراد نمونه، رابطه معنادار و مثبت است. بین خودکارآمدی و به زیستی روانشناختی رابطه معنادار و مثبت وجود دارد. همچنین از نظر منبع مهار تحصیلی، خودکارآمدی و به زیستی روانشناختی در بین دانشجویان مجتمع های علوم انسانی، فنی -مهندسی، علوم پایه و هنر و معماری تفاوت معناداری وجود ندارد (P<0/05).پیشنهاد می شود با برگزاری کلاس های آموزشی مهارت های زندگی برای دانشجویان به آنان آموخته شود که شکست های خود را ناشی از عدم تلاش و موفقیت هایشان را ناشی از توانایی های خویش بدانند که در این صورت به زیستی روانشناختی بیشتری را تجربه خواهند کرد.
اثربخشی آموزش هوش اخلاقی به شیوه قصه گویی بر بهبود حالت های خُلقی و رفتارهای یادگیری دانش آموزان دختر دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۱ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
175-194
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش تعیین میزان اثربخشی آموزش هوش اخلاقی به شیوه قصه گویی بر حالت های خُلقی و رفتارهای یادگیری دانش آموزان دختر پایه دوم ابتدایی بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با گروه گواه و طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری و جامعه آماری کلیه دانش آموزان دختر پایه دوم ابتدایی شهرستان اردکان در سال تحصیلی 1395-1394به تعداد 670 نفر بود. از میان آن ها 32 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس از سه مدرسه ابتدایی پانزده خرداد، مادر و وکیلی انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شد. گروه آزمایش در 12 جلسه 90 دقیقه ای در هفته دو بار تحت آموزش برنامه هوش اخلاقی بوربا (2005) و فرانک (2014) قرار گرفتند. داده ها با استفاده از نسخه معلم پرسشنامه های خُلق و خوی اجتماعی بأس و پلومین (1984) و رفتارهای یادگیری مک درموت، گرین، فرانسیس و استات (1999) جمع آوری و با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد . یافته ها: نتایج نشان داد همه ابعاد حالت های خُلقی دانش آموزان گروه آزمایش شامل بعد هیجانی (677/6=F، 005/0=P)، فعالیت (074/19=F، 001/0=P)، اجتماع پذیری (517/3=F، 046/0=P) و کم رویی (643/5=F، 009/0=P) و رفتارهای یادگیری آن ها (759/3=F، 041/0=P) بعد از اجرای آزمایش به طور معنی داری بهتر از دانش آموزان گروه گواه شده و این بهبود در مرحله پیگیری نیز پایدار مانده است. نتیجه گیری : آموزش هوش اخلاقی با ارتقاء روابط بین فردی، اجتماع پذیری و فعالیت دانش آموزان، موجب بهبود در حالت های خُلقی و رفتارهای یادگیری آن ها می شود.
تأثیر رفتار درمانی بر افزایش سرسختی مراجعه کنندگان به خدمات دندانپزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیش بینی سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت بر اساس کانون کنترل سلامت و سبکهای دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت , یکی از معیار های تعیین کننده سلامت می باشد و عوامل مختلفی در اتخاذ این سبک زندگی نقش دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش کانون کنترل سلامت و سبکهای دلبستگی در پیش بینی سبک زندگی ارتقا دهنه سلامت پود. روش پژوهش توصیفی – همبستگی، و نمونه شامل 215 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور شهرستان بهشهر بود که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت(HPLP)، پرسشنامه کانون کنترل سلامت(MHLC )، و پرسشنامه سبکها ی دلبستگی بزرگسالان(AAS )، گرد آوری و از طریق روشهای آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون چند گانه مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که بین رفتارهای ارتقادهنده سلامت با کانون کنترل سلامت درونی ( 38/. r=) و سبک دلبستگی ایمن(r=./26 ) همبستگی مثبت و معنادار وجود دارد و بین کانون کنترل سلامت بیرونی- شانس(r =-./18 ) با رفتارهای ارتقادهنده سلامت، رابطه منفی و معنادار وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیر کانون کنترل سلامت درونی، بیشترین سهم را در پیش بینی رفتارهای ارتقادهنده سلامت دارد(35/0 =β) . نتیجه گیری: با توجه به نقش کانون کنترل سلامت و سبکهای دلبستگی، در اتخاذ سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت، ایجاد باورهای مثبت در زمینه سلامت و نیز آگاه سازی افراد ازآثار نسبی کیفیت دلبستگی، اهمیت می یابد.
رابطه فرسودگی شغلی و خودتنظیمی با توجه به نقش میانجی گر اهمال کاری: یک الگوی ساختاری
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی الگوی مفهومی رابطه فرسودگی شغلی با خودتنظیمی و نقش میانجی گر اهمال کاری بود. این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بوده و روش تحلیل آن از نوع الگویابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مدیران دوره های ابتدایی شهر مشهد منطقه تبادکان تشکیل دادند. از این جامعه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده به تعداد 240 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسشنامه های اهمال کاری تاکمن، فرسودگی شغلی مسلش و خودتنظیمی براون و همکاران استفاده شد. یافته های تحقیق حاکی از آن بودند که فرسودگی شغلی با خودتنظیمی دارای رابطه منفی و معنی دار بوده و با اهمال کاری رابطه مثبت و معنی دار داشته است. همچنین نقش میانجی گر متغیر اهمال کاری شغلی نیز بر اساس یافته های پژوهش حاضر تأیید شد.
بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس سبک های تبادل اجتماعی در جمعیت ایرانی
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس سبک های تبادل اجتماعی در جمعیت ایرانی بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان و مردان شهر تهران بود. شرکت کنندگان در پژوهش 470 نفر از این جامعه بودند که که به روش تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند و به مقیاس سبک های تبادل اجتماعی لیپمن و همکاران، پاسخ دادند. برای بررسی پایایی این مقیاس از ضریب آلفای کرونباخ و جهت بررسی روایی آن از روایی محتوایی و روش های تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی استفاده شد. ضریب آلفای کرونباخ به دست آمده (83/0) حاکی از پایایی بالای مقیاس و نتایج تحلیل های عاملی اکتشافی نشان دهنده وجود پنج عامل انصاف، منفعت طلبی، فردگرایی، پیگیری و سرمایه گذاری افراطی با تغییر در برخی گویه های اصلی و حذف گویه های 5، 6، 11، 12، 26، 27، 30، 32، 36، 40، 44، 51 و 53 بود. همچنین، نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان دهنده برازش نسبتاً خوب مدل 41 گویه ای بود. به علاوه، یافته های مربوط به هنجارسازی نشان داد که میانه نمرات انصاف، منفعت طلبی، فردگرایی، پیگیری و سرمایه گذاری افراطی در کل نمونه ایرانی به ترتیب برابر با 14، 32، 21، 27 و 13 می باشد.
اثربخشی آموزش دلگرم سازی خانواده براساس مدل آدلر در افزایش رضایت زناشویی و کاهش علائم اختلال جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از ضربه
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۸ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳۱
31 - 46
حوزههای تخصصی:
هدف: از این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش دلگرم سازی خانواده براساس مدل آدلر در افزایش رضایت زناشویی و کاهش علائم اختلال جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از ضربه بود.
روش: طرح پژوهش شبه آزمایشی از نوع کاربردی بود. جامعه آماری این پژوهش عبارت است از کلیه افرادی بود که براساس تشخیص پزشک فوق تخصص روان پزشکی و پرسشنامه اختلال استرس پس از ضربه می.سی.سی.پی. مبتلا به اختلال استرس پس از ضربه بازمانده از جنگ تحمیلی بودند که به کلینیک ها یا مراکز درمانی شهر تهران مراجعه کردند. برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری دردسترس استفاده شد. پرسشنامه اختلال استرس پس از ضربه می.سی.سی.پی. و پرسشنامه رضامندی زناشویی انریچ، ابزارهای این پژوهش بودند و برای تحلیل داد ها از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد.
نتیجه: تحلیل و بررسی داده های پژوهش نشان د ادکه آموزش دلگرم سازی خانواده بر اساس مدل آدلر باعث کاهش مشکلات بالینی( شامل تجربه مجدد، کناره گیری، کرختی، بیش انگیختگی و خودآزاری) جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از ضربه شد.
بحث: آموزش دلگرم سازی خانواده براساس مدل آدلر نشان داد که خانواده نقش بسزایی در بهبود علائم PTSD و رضایت زناشویی دارد که در تحقیقات عصر حاضر توجه چندانی به آن نشده است.
تحلیل معرفت شناسی آموزش از دور بر مبنای مکتب سازنده گرایی و معرفت شناسی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد بی سابقه نظام های آموزش از دور در دنیا و تأکید آنها بر ایجاد و انتقال معرفت سبب شده تا در هزاره سوم، معرفت و مسائل مربوط به آن که کانون اصلی نظام تعلیم و تربیت است، توجه متخصصان این حوزه را به خود معطوف کند، بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر تحلیل معرفت شناسی آموزش از دور از دیدگاه معرفت شناسی اسلام و سازنده گرایی است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی به گردآوری اطلاعات کتابخانه ای، شامل شناسایی، مطالعه، طبقه بندی اطلاعات، تجزیه و تحلیل آنها و جمع بندی اطلاعات درخصوص موضوع مورد مطالعه پرداخته و چگونگی ایجاد معرفت در نظام آموزش از دور را مورد بررسی قرار می دهد. نتایج این تحقیق نشان داد اگر چه رویکرد معرفت شناسی مکتب سازنده گرایی و الزام های تربیتی آن به سرعت رو به رشد و توسعه است و نوع نگاه به معرفت در این مکتب نسبی گرایانه است، اما از آنجا که چتر فلسفی حاکم بر نظام آموزشی ما اسلام است، می توان با استفاده از تعالیم وحی، دستیابی به معرفت حقیقی به صورت مطلق را در این نظام آموزشی ممکن کرد.
واکاوی هویت معنوی ادراک شده دانشجویان مسلمان ایرانی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناسایی وضعیت هویت معنوی ادراک شده، در اوایل بزرگسالی میان دانشجویان مسلمان ایرانی است. بدین منظور، از طریق روش نمونه گیری نظری، 20 دانشجوی 18 تا 29 سال از دانشگاه تهران انتخاب، و به صورت انفرادی، مورد مصاحبه قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها، به وسیلة مصاحبه عمیق و مبتنی بر طرح کیفی نظریه زمینه ای انجام شده است. نتایج نشان داد که می توان وضعیت هویت معنوی، در اوایل بزرگسالی را به پنج مقوله انتخابی تقسیم کرد: هسته های شناختی معنویت (اعتقاد به قدرت متعالی، هدفمندی هستی، جبران اعمال، فطرت، دین)؛ رابطة متعالی با عناصر (تعالی رابطه ای با خدا، ائمه، دیگران، خود، طبیعت)؛ رفتار اخلاقی- ارزشی؛ محاسبه و رسالت؛ سنن دینی. با توجه به داده ها، می توان گفت: هویت معنوی نوعی برقراری ارتباط آگاهانه یا ناآگاهانه با جهان هستی، مبتنی بر هسته های شناختی متعالی شکل گرفته در ذهن است که منجر به انتخاب پویا و عامل رفتار اخلاقی ارزشمند، هدفمندی حیات و تعهد به سنن دینی می شود.
تأثیر قصه گویی قصص قرآنی بر سازش یافتگی کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: قصه گویی در طول تاریخ برای افراد جذابیت و کشش خاصی داشته است و در مورد کودکان یک شیوه تربیتی محسوب می شود. به همین دلیل، قصه گویی یکی از ابزارهای مهم اصلاح رفتار کودکان محسوب می شود؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر قصه های قرآنی بر سازش یافتگی کودکان پیش دبستانی صورت گرفت.
رابطه علّی ذهن آگاهی با سرگردانی ذهنی با میانجیگری تنظیم التزام راهبردی، اضطراب، افسردگی و حافظه فعال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرگردانی ذهنی پدیده فراگیر و متداولی در شناخت بشری است که نقش آن در حیطه های مرتبط با ذهن انکارناپذیر می باشد. مطالعه حاضر قصد دارد به بررسی رابطه علّی ذهن آگاهی با سرگردانی ذهنی با میانجیگری تنظیم التزام راهبردی، اضطراب، افسردگی و حافظه فعال در بین دانشجویان بپردازد. از این رو، 434 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه شهیدچمران اهواز به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند و مقیاس هشیاری به توجه ذهن آگاهانه، مقیاس تنظیم التزام راهبردی، نسخه کوتاه مقیاس حالتی پرسشنامه اضطراب حالتی-خصلتی اسپیلبرگر، مقیاس افسردگی اضطراب استرس، پرسشنامه حافظه فعال و مقیاس سرگردانی ذهنی عامدانه/خود به خودی در اختیار آنان قرار گرفت. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS (ویراست 21) و به کارگیری روش تحلیل مدلیابی معادلات ساختاری آزمون شدند. به منظور کسب شاخص های برازش مناسب برای الگوی پیشنهادی از روش دسته بندی ماده ها در مورد متغیر ذهن آگاهی استفاده شد. در نهایت، بر اساس مقادیر برخی شاخص ها (برای مثال، 06/0 RMSEA = و 98/0GFI =) مدل از برازش خوبی برخوردار بود. همچنین، تمام مسیرهای مدل به جز دو مسیر اضطراب به حافظه فعال و اضطراب به سرگردانی ذهنی معنی دار بودند. در مجموع، نتایج این پژوهش نشان داد که ذهن آگاهی نقش مهمی در پیش بینی سرگردانی ذهنی دارد که این اثر را از طریق مکانیزم هایی از جمله خودتنظیمی، خلق، و حافظه فعال انتقال می دهد.
اثربخشی درمان کیفیت زندگی بر مهرورزی به خود و چشم انداز زمانی به آینده در زنان یائسه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر کیفیت زندگی بر مهرورزی به خود و چشم انداز زمانی به آینده در زنان یائسه بود. گروه نمونه 30 نفر از زنان یائسه 50-55 ساله شهر تهران بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند از فرهنگ سرای معرفت، انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل و دوره پیگیری گماشته شدند. روش این پژوهش، نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. پرسش نامه های مهرورزی به خود «نف» و چشم انداز زمانی به آینده برادرز، چیو، دیل قبل و بعد و به فاصله 3 ماه پس از مداخله در هر دو گروه اندازه گیری شد. درمان مبتنی بر کیفیت زندگی طی 8 جلسه 120 دقیقه ای برای افراد گروه آزمایش اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل داده های آزمون از روش تحلیل کواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد درمان مبتنی بر کیفیت زندگی بر افزایش مهرورزی به خود و چشم انداز زمانی به آینده هم پس از روان درمان کیفیت زندگی و هم پس از مدت 3 ماه از پایان روان درمانی در زنان یائسه مؤثر است. براساس نتایج، درمان مبتنی بر کیفیت زندگی می تواند موجب افزایش معنادار مهرورزی به خود و چشم انداز به آینده در زنان یائسه شود.
تأثیر مشاورة زوجی امیدمحور با رویکرد اسلامی بر دلزدگی و سازگاری زناشویی زوجین نابارور شهر اصفهان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تأثیر مشاورة زوجی امیدمحور با رویکرد اسلامی بر دلزدگی و سازگاری زناشویی زوجین نابارور بود. این پژوهش یک مطالعة نیمه تجربی با استفاده از گروه کنترل و طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. نمونة آماری 32 زوج نابارور بودند که به شیوة «نمونه گیری مبتنی بر هدف» از بین مراجعه کنندگان به مراکز ناباروری و متخصصان زنان و زایمان شهر اصفهان انتخاب و به صورت تصادفی، در دو گروه کنترل و آزمایش (هر گروه 16 زوج) جایگیری شدند. سپس گروه آزمایش در 7 جلسة مشاوره زوجی امیدمحور شرکت کردند. هر دو گروه مقیاس تجدید نظر شدة «سازگاری زناشویی» و مقیاس «دلزدگی زناشویی» را در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری (یک ماه پس از اختتام جلسات) تکمیل نمودند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، تحلیل کوواریانس چندمتغیره با استفاده از نرم افزار Spss-18 به کار گرفته شد. نتایج به دست آمده نشان داد در مراحل پس آزمون و پیگیری، در میانگین نمره های سازگاری زناشویی، دلزدگی زناشویی و ابعاد آن (فرسودگی جسمی، هیجانی و روانی)، بین دوگروه آزمایش و کنترل تفاوت های معناداری وجود دارد (0005/0< P). یافته های این پژوهش تأثیر مشاوره زوجی امیدمحور با رویکرد اسلامی بر دلزدگی و سازگاری زناشویی زوج های نابارور را تأیید نموده که در برنامه ریزی برای مشاوره و روان درمانی زوج های نابارور قابل استفاده است.
اثربخشی آموزش به شیوه مشارکتی بر تاب آوری و تدریس تحول آفرین شغل معلمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش به شیوه مشارکتی بر تاب آوری و تدریس تحول آفرین معلمان است. روش پژوهش شبه آزمایشی با مراحل پیش آزمون- پس آزمون است. برای این منظور از میان معلمان منطقه 2، 10 معلم به صورت داوطلبانه که تمایل به شرکت در دوره های آموزشی داشتند، انتخاب شدند و طی 6جلسه تحت آموزش به شیوه مشارکتی قرار گرفتند و 10 معلم به به عنوان گروه انتخاب شدند و هیچ آموزشی دریافت نکردند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه تاب آوری کونور و دیویدسون (۲۰۰۳) و پرسشنامه تدریس تحول آفرین (بوچامپ و همکاران، 2010) بودند.. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس عاملی با اندازه گیری مکرر استفاده شد. نتایج داده ها نشان داد که آموزش به شیوه مشارکتی منجر به افزایش تاب آوری و تدریس تحول آفرین معلم می گردد.