فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۰۸۱ تا ۱۸٬۱۰۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر فرهنگ سازمانی و ابعاد ساختار سازمانی بر عملکرد شغلی و نوآوری با میانجی گری هوش سازمانی بود. نمونه پژوهش حاضر شامل 430 نفر از کارکنان شرکت ذوب آهن اصفهان بود که به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای مورد مطالعه از پرسشنامه های فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی، عملکرد شغلی و نوآوری و مقیاس هوش سازمانی استفاده گردید. ارزیابی الگوی پیشنهادی از طریق الگویابی معادلات ساختاری (SEM) و با استفاده از نرم افزار AMOS ویراست 18و SPSS ویراست 18 انجام گرفت. روابط واسطه ای در الگوی پیشنهادی با استفاده از روش بوت استراپ آزموده شدند. طبق نتایج حاصل الگوی پیشنهادی از برازش خوبی با داده ها برخوردار بود. یافته ها نشان دادند که فرهنگ سازمانی هم به طور مستقیم و هم به طور غیر مستقیم از طریق هوش سازمانی باعث افزایش نوآوری و عملکرد شغلی می شود. همچنین متمرکز سازی فقط به طور غیرمستقیم از طریق هوش سازمانی باعث کاهش نوآوری و عملکرد شغلی می شود. از سوی دیگر رسمیت و پیچیدگی نه به طور مستقیم و نه به طور غیرمستقیم بر نوآوری و عملکرد شغلی اثر ندارند.
نقش کمال گرایی و اجتناب تجربی در پیش بینی علائم روان شناختی زنان بی بضاعت سرپرست خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش کمال گرایی و اجتناب تجربی در پیش بینی علائم روان شناختی زنان بی بضاعت سرپرست خانوار بود. این مطالعه توصیفی به روش همبستگی بود. جامعه آماری کلیه افراد آسیب دیده تحت حمایت کمیته امداد شهرستان گیلان غرب در سال 95 بودند که از این تعداد 120 نفر به روش نمونه گیری تصادفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند.. برای جمع آوری اطلاعات از فهرست علایم 90 سؤالی (SCL-90)، کمال گرایی و پرسش نامه های پذیرش و عمل استفاده شد. داده های جمع آوری شده نیز با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شد. نتایج ضرایب همبستگی نشان داد که علائم روان شناختی با کمال گرایی (51/0=r؛ 001/0>p) و اجتناب تجربی (65/0=r؛ 001/0>p)، ارتباط مثبت دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که 48 درصد از کل واریانس علائم روان شناختی این افراد به وسیله دو عامل اجتناب تجربی و کمال گرایی تبیین می شود. بنابراین کمال گرایی و اجتناب تجربی می تواند در علائم روان شناختی زنان بی بضاعت سرپرست خانوار نقش داشته باشد. واژه های کلیدی: کمال گرایی، اجتناب تجربی، علائم روان شناختی، بی بضاعت، زنان سرپرست خانوار.
مقایسه نشخوار فکری افسرده ساز در مبتلایان به اختلالات افسردگی اساسی و وسواسی- جبری و افراد بهنجار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف :اختلالات افسردگی اساسی و وسواسی- جبری همپوشی هایی با یکدیگر دارد. هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسه نشخوار فکری افسرده ساز و ابعاد آن در مبتلایان به اختلالات افسردگی اساسی، وسواسی- جبری و افراد بهنجار بود. مواد و روش ها:طرح پژوهش از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری را کلیه بیماران مبتلا به اختلالات افسردگی اساسی و وسواسی– جبری مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر تبریز تشکیل دادند و از بین آن ها 30 نفر با تشخیص اختلال افسردگی اساسی و 30 نفر با تشخیص اختلال وسواسی- جبری با استفاده از مصاحبه بالینی ساختار یافته بر اساس ملاک های Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders, 5 thEdition (DSM-5)، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به همراه 30 نفر گروه شاهد همتا مورد بررسی قرار گرفتند. شرکت کننده ها به پرسش نامه نشخوار فکری افسرد ه ساز پاسخ دادند. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس چند متغیری نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته ها:میانگین نمرات نشخوار فکری افسرده ساز در افراد مبتلا به دو اختلال افسردگی اساسی و وسواسی- جبری بیشتر از افراد عادی بود (001/0 > P). همچنین، تفاوت معنی داری در میانگین نمرات نشخوار فکری افسرده ساز در بین مبتلایان به افسردگی اساسی و وسواسی- جبری مشاهده نشد (330/0 > P). نتیجه گیری:نشخوار فکری افسرده ساز مؤلفه مشترک در اختلالات افسردگی اساسی و وسواسی- جبری به شمار می رود و می تواند در آغاز، دوام و شدت دو اختلال افسردگی اساسی و وسواسی- جبری نقش داشته باشد. این یافته در فرایند تشخیص و درمان دو اختلال می تواند قابلیت کاربرد داشته باشد.
نیمرخ روانشناختی مادران کودکان عقب مانده ذهنی و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تولد کودک عقب مانده ذهنی به عنوان یک بحران، می تواند به شکل عمیق بر ارتباط ها و کنش های خانواده اثر بگذارد و خانواده هایی می توانند با بحران ها به خوبی سازگار شوند که روابط باز، مؤثر و دائمی داشته و در نقش هایشان انعطاف پذیر باشند. این مطالعه با هدف نیمرخ روانشناختی مادران کودکان عقب مانده ذهنی و عادی شهر یاسوج انجام شد. این مطالعه از نوع مقایسه ای می باشد. جامعه آماری، مادران کودکان عقب مانده ذهنی و مادران کودکان عادی مدارس شهر یاسوج بودند، ۱۴۰ نفر شامل؛ ۷۰ نفر مادران کودکان عقب مانده ذهنی و ۷۰ نفر مادران کودکان عادی پس از کسب رضایت آگاهانه در مطالعه شرکت نمودند، نمونه گیری به روش آسان و با مراجعه به دبستان کودکان استثنایی و یک دبستان کودکان عادی که به تصادف از مدارس دولتی یاسوج انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه پذیرش و عمل، مقیاس نارسایی شناختی و مقیاس نارسایی هیجانی تورنتو استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های تی و آنالیز واریانس یک طرفه استفاده شد. از دانش آموزان مورد مطالعه را 89 نفر(64 ٪) پسران و 51 نفر(36 ٪) دختران بودند. یافته ها نشان داد نمرات مادران دارای کودک عقب مانده در متغیرهای نارسایی شناختی نارسایی هیجانی، ابعاد آنها و اجتناب تجربی از مادران دارای کودک عادی بالاتر است(01/0≥P). نتایج مطالعه نشان داد که بین مادران کودکان عقب مانده ذهنی و مادران کودکان عادی از لحاظ نارسایی شناختی و نارسایی هیجانی و اجتناب تجربی تفاوت معنی داری وجود دارد. ﻣﺎدران کﻮدکﺎن عقب مانده ذﻫﻨی ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﮔ ﺮوه دیگر از شیوه های ﻣﻨﻔی و ﻧﺎکﺎرآﻣﺪ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﻓﺸﺎر رواﻧی ﺑﻪ ﻣیﺰان ﺑیﺸﺘﺮی اﺳﺘﻔﺎده می کنند. ای ﻦ ﻣ ﺎدران ﺑ ﺎ ﺑ ﻪ ک ﺎر ﺑ ﺮدن شیوه های ﻣﻨﻔی و ﻧﺎکﺎرآﻣﺪ، فشار روانی را در ﺧﻮد اﻓﺰایﺶ می دهند.
مقایسه اثر بخشی درمان های تکمیلی آموزش روانی-فردی وآموزش روانی-خانواده بر علایم افسردگی و شیدایی بیماران دو قطبی نوع یک تحت درمان دارویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درما ن های مکمل مانند آموزش روانی کانون توجه جامعه ی درمانی بیماران دوقطبی و بسیاری دیگر از بیماری های مزمن روانی و طبی قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر سنجش مقایسه اثر بخشی درمان های مکمل آموزش روانی- فردی و آموزش روانی- خانواده در کنار درمان روانپزشکی بیماران دوقطبی نوع یک، درقیاس با درمان روانپزشکی تنها در پیشگیری از بروز دوره های افسردگی و مانیا بوده است. پس از وارسی معیارهای ورود و خروج یک نمونه 66 نفری از بیماران دچاراختلال دوقطبی نوع یک با شیوه هدفمند انتخاب شدند. افراد به طور تصادفی در سه گروه آموزش روانی-فردی، آموزش روانی-خانواده و گروه کنترل قرار داده شدند. سنجش علایم افسردگی و شیدایی با استفاده از آزمون های سنجش شیدایی یانگ و سنجش افسرگی همیلتون صورت گرفت. افراد در سه نوبت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری مورد سنجش واقع شدند. داده ها از پرسشنامه ها استخراج و با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری تحلیل شد. نتایج تحلیل های آماری در شیدایی تفاوت های معناداری را میان گروه های تحقیق نشان داد. گروه آموزش روانی-خانواده همراه با دارو درمانی در پس آزمون به گونه معنادار میانگین پایین تری از گروه کنترل (درمان روانپزشکی تنها) از نظر علایم شیدایی داشتند، اما در پی گیری تنها میانگین گروه آموزش روانی-خانواده از گروه کنترل در علایم شیدایی پایین تر بود. اثر معنادار دیگری بدست نیامد. آموزش روانی-خانواده علایم شیدایی بیماران را در کوتاه مدت و بلند مدت کنترل می کند. در مجموع می توان نتیجه گرفت که درمان مکمل آموزش روانی-خانواده در پیشگیری ازعود غیره منتظره علایم اپیسودیک شیدایی در بیماران دوقطبی نوع یک که تحت درمان روانپزشکی هستند، موثر است و در کنار درمان روانپزشکی آنان توصیه می شود.
اثربخشی مشاوره گروهی با رویکرد شناختی-رفتاری و طرحواره درمانی بر سبک های دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، مقایسه تأثیر مشاوره گروهی شناختی -رفتاری و مشاوره گروهی مبتنی بر طرحواره بر سبک های دلبستگی دانشجویان بود. پژوهش حاضر یک پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دختر ساکن در خوابگاه های دانشگاه تهران در سال 92-93 بود. 27 نفر از آنان به صورت نمونه-گیری هدفمند انتخاب شده و سپس به صورت تصادفی در گروه های مشاوره ی شناختی- رفتاری، طرحواره درمانی و گروه کنترل قرار گرفتند. افراد نمونه به مقیاس دلبستگی بزرگسال پاسخ دادند. داده ها با کمک تحلیل کواریانس (مانکوا) چند متغیری تحلیل شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که تفاوت معناداری در دو گروه شناختی-رفتاری و مشاوره گروهی مبتنی بر طرحواره در مقایسه با گروه کنترل به لحاظ سبک های دلبستگی ایمن و اجتنابی وجود داشت. امّا مقایسه سبک دلبستگی دوسوگرا در بین سه گروه نشان داد که تنها بین دو گروه طرحواره درمانی و گروه کنترل از نظر آماری معنادار بود. مشاوره گروهی شناختی-رفتاری بر کاهش دلبستگی اجتنابی و افزایش دلبستگی ایمن و مشاوره گروهی مبتنی بر طرحواره گروهی بر کاهش دلبستگی اضطرابی-دوسوگرا و دلبستگی اجتنابی و افزایش دلبستگی ایمن، به طور معناداری اثر داشتند. این یافته دال بر امکان تغییرپذیری سبک دلبستگی ناایمن بوده و متخصصان می توانند از این دو نوع مداخله جهت اصلاح سبک دلبستگی دانشجویان دختر استفاده کنند.
نقش تعدیل کننده ناگویی طبعی در رابطه بین روان بنه های هیجانی و باورهای نارسایی عملکرد جنسی در زنان و مردان مبتلا به دیابت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره شانزدهم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۶۲
238-250
حوزههای تخصصی:
ازآنجایی که رابطه جنسی خود یک هیجان است آن را باید در بستر هیجان ها مطالعه نمود. بنابراین مسأله شناخت نحوه رابطه و تأثیر دو متغیر مهم حوزه روانشناسی یعنی ناگویی طبعی و روان بنه های هیجانی بر نارسایی عملکرد جنسی از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیل کننده ناگویی طبعی در رابطه بین روان بنه های هیجانی و باورهای نارسایی عملکرد جنسی در زنان و مردان مبتلا به دیابت می باشد. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی می باشد. نمونه ای 152 نفری (74 مرد و 78 زن) از افراد مبتلا به دیابت به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به دو روش حضوری و اینترنتی در طول 3 ماه مقیاس های روان بنه های هیجانی ( LESS ، 2002)، مقیاس فارسی ناگویی طبعی تورونتو ( FTAS-20 ، 1994) و پرسشنامه باورهای نارسایی عملکرد جنسی ( SDBQ ، 2003) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون تعدیلی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین روان بنه های هیجانی و باورهای نارسایی عملکرد جنسی و بین ناگویی طبعی و باورهای نارسایی عملکرد جنسی در سطح (0/01 p= ) رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز حاکی از این امر بود که ناگویی طبعی رابطه بین روان بنه های هیجانی و باورهای نارسایی عملکرد جنسی در سطح (0/05 p= ) تعدیل می کند. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که رابطه روان بنه های هیجانی با باورهای نارسایی عملکرد جنسی تنها یک رابطه خطی ساده نیست بلکه این رابطه می تواند تحت تأثیر ناگویی طبعی قرار گیرد.
تاریخچه انستیتو روانپزشکی تهران ( بخش سوم- به روایت دکتر جعفر بوالهری)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف انستیتو روانپزشکی تهران به هدایت دکتر ایرج سیاسی و دکتر احمد محیط از سال های ۱۳۵۴ برنامه ریزی و در سال ۱۳۵۶ راه اندازی شد تا بتواند تحولی در آموزش، پژوهش و خدمات سلامت روان، اعتیاد و توانبخشی ایجاد کند. این گزارش در نظر دارد مستندات و روند شکل گیری و پیشرفت این انستیتو و برنامه های کشوری آن را ارائه کند. مواد و روش ها این گزارش در ادامه دو گزارش منتشرشده پیشین به صورت مصاحبه انفرادی، مرور مستندات و اسناد و مقالات انجام شده است. دکتر شهره محسنی روانپزشک، مصاحبه را ضبط، پیاده سازی و ویرایش کرده است. آنگاه نگارنده گزارش، آن را بازنگری و منابع علمی مرتبط را به آن اضافه کرده است. یافته ها انستیتو روانپزشکی تهران با هدف تمرکززدایی در خدمات روانپزشکی، روانشناسی بالینی و سلامت روان در جامعه تشکیل شد و موجب تحول مراقبت بیمارستانی و تمرکززدایی از بیمارستان های بزرگ شد؛ برنامه بهداشت روان در کشور را پایه ریزی و اجرایی کرد و با پژوهش و تربیت نیروی انسانی متخصص و نیز ادغام بهداشت روان در مراقبت های اولیه، خدمات ارزنده ای در این زمینه ارائه داد. نتیجه گیری تاریخ معاصر بهداشت روان و پیشگیری از اعتیاد، تمرکززدایی از بیمارستان های بزرگ روانی و نیز پیشگیری و مراقبت بهداشت روان در نظام سلامت را مدیون انستیتو روانپزشکی تهران است که در دهه اخیر نام دانشکده علوم رفتاری و سلامت روان را به خود گرفته است.
مقایسه میزان مولفه های نگرش های مذهبی در بین دانشجویان دانشگاه گیلان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روان شناسی تحلیلی شناختی سال هشتم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳۰
61 - 72
حوزههای تخصصی:
مقایسه وضعیت زناشویی، بخشودگی فردی، بخشودگی بین فردی و کیفیت زندگی در زوج هایی 1-2 سال ازدواج کرده و زوج های 3-10 سال ازدواج کرده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۶ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۶۲
170-188
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ازدواج، پدیده ای است که می تواند باعث آرامش و سلامت روانی زن و مرد باشد از این رو بررسی سازه های مرتبط با آن در زوجین حائز اهمیت می باشد. بنابراین هدف از این پژوهش مقایسه وضعیت زناشویی، بخشودگی فردی، بخشودگی بین فردی و کیفیت زندگی در زوج هایی 1-2 سال ازدواج کرده و زوج های 3-10 سال ازدواج کرده بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع علی- مقایسه ای بود. به این منظور 60 زوج (30 زوج 1 تا دو سال و 30 زوج 3 تا 10 سال ازدواج کرده) از بین زوج های شهرستان خمین به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند و به پرسشنامه های وضعیت زناشویی، بخشودگی فردی، بخشودگی بین فردی و کیفیت زندگی پاسخ دادند. داده ها به روش t مستقل با استفاده از نرم افزار SPSS V19 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین وضعیت زناشویی، بخشودگی فردی، بخشودگی بین فردی و کیفیت زندگی در دو گروه تفاوت معنی داری وجود دارد (01/0> p ). به این معنی که زوج هایی که 3 تا 10 سال از ازدواجشان گذشته بود نسبت به زوج هایی که 1 تا 2 سال از ازدواجشان گذشته بود نمرات بالاتری در همه متغیرها بدست آوردند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد متغیرهای وضعیت زناشویی، بخشودگی فردی، بخشودگی بین فردی و کیفیت زندگی از جمله مهمترین متغیرهایی هستند که بر ازدواج تأثیر می گذارند و با افزایش مدت زمان ازدواج زوجین این سازه ها در زوجین مشهودتر خواهد بود و لذا آگاهی از این سازه ها برای مشاوران خانواده و زوجین حائز اهمیت می باشد.
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر الگوی رفتاری تیپ A، شادکامی و احساس تنهایی در نوجوانان ساکن کانون اصلاح و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۷ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲۸
41 - 54
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هر سال با افزایش چشمگیر بزه کاری نوجوانان در بسیاری از کشورها و ایران روبه رو هستیم که پیامدهای روان شناختی منفی برای این قشر به دنبال دارد، لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر الگوی رفتاری تیپ A، شادکامی و احساس تنهایی در نوجوانان ساکن کانون اصلاح و تربیت انجام شده است.روش: روش پژوهش نیمه تجربی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه نوجوانان پسر ساکن کانون اصلاح و تربیت شهر تبریز در سال 96 بود. تعداد 30 نوجوان به صورت تصادفی در دو گروه آزمون و کنترل قرار گرفتند. پروتکل درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به صورت مداخله 8 جلسه-ای در مدت 2 ماه اجرا گردید. و پرسشنامه های تیپ شخصیتی A، شادکامی آکسفورد و احساس تنهایی آشر قبل و بعد از مداخله در هر دو گروه تکمیل گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-22 و آزمون های آمار توصیفی و تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شدند.نتایج: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین نمرات میانگین پس آزمون دو گروه در مؤلفه های الگوی رفتاری تیپ A (آزمایش، 93/28، کنترل، 45)، شادکامی (آزمایش، 68، کنترل، 7/32) و احساس تنهایی (آزمایش، 2/46، کنترل، 2/53) تفاوت معنادار وجود دارد (05/0>p).نتیجه گیری: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند میزان شادکامی را در میان نوجوانان ساکن کانون اصلاح و تربیت افزایش و میزان الگوی رفتاری تیپ A و احساس تنهایی را کاهش دهد، بنابراین می توان از این روش درمانی در کنار سایر مداخلات استفاده کرد.
مولفه های مهار فشار روانی بر اساس آموزه های دینی
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، شناسایی مؤلفه های مهار فشار روانی بر اساس آموزه های دینی است. از لحاظ هدف و ماهیت، از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر روشِ تحقیق، از نوع تحقیقات کیفی به روش تحلیل مضمون است. جامعه آماری تحقیق، منابع و اسناد مربوط به مهار فشار روانی بر اساس آموزه های دینی (شامل قرآن، نهج البلاغه) و صاحب نظران رشته علوم تربیتی است. برای انتخاب نمونه تحقیق از بین صاحب نظران، از روش نمونه گیری هدفمند رویکرد افراد کلیدی استفاده شد که تعداد 31 نفر به عنوان نمونه بررسی شدند. به منظور اعتبار الگوی پیشنهادی، نظرات خبرگان در قالب پرسش نامه ارزیابی شد. بر اساس یافته های تحقیق مؤلفه های مهار فشار روانی بر اساس آموزه های دینی عبارت اند از: دینداری، سلوک رفتاری، کمال گرایی و سبک زندگی سالم. نتایج تحقیق نشان داد که افراد انسان باید با مؤلفه های مهار فشار روانی آشنایی کامل داشته باشند. زیرا آموزه های دینی قادرند به عنوان تعدیل کننده عوامل فشارزا عمل کنند و موجب سلامت روانی و جسمانی افراد شوند.
اثربخشی نوروفیدبک بر تصمیم گیری پرخطر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: عملکردهای شناختی از جمله موضوعات مهم در روانشناسی است. تصمیم گیری از جمله عملکردهای شناختی است که بسیار مورد توجه قرار گرفته است. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تاثیر نوروفیدبک بر تصمیم گیری پرخطر بود. این مطالعه به صورت نیمه آزمایشی انجام شد. به همین منظور تعداد 30 نفر دانشجو به صورت نمونه در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند.گروه آزمایشی و کنترل در دو مرحله پیش و پس از آموزش نوروفیدبک با آزمون خطرپذیری بادکنکی مورد ارزیابی قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 20 جلسه تحت آموزش نوروفیدبک قرار گرفتند، در حالی که گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره (ANCOVA) تجزیه و تحلیل شد. نتایج بیانگر این بود که بعد از 20 جلسه آموزش نوروفیدبک، در گروه آزمایش بهبود چشمگیری در کاهش خطرپذیری دانشجویان در تصمیم گیری دیده شد. نوروفیدبک شرطی سازی کنشگر امواج مغزی است که از طریق آن افراد یاد می گیرند به صورت ارادی امواج مغزی خود را کنترل کنند و از طریق آن عملکرد خود از جمله تصمیم گیری را بهبود دهند. بر اساس یافته های این مطالعه نوروفیدبک یک روش مناسب برای بهبود و تقویت عملکردهای شناختی از جمله تصمیم گیری است.
اثر بخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)در افزایش پذیرش و رشد پس از آسیب در دانشجویان دختر دارای تجربه ی شکست عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۶ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۶۴
4-29
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) در افزایش پذیرش و رشد پس از شکست در دانشجویان دختر دارای تجربه آسیب عاطفی شهر اهواز می باشد. جامعه ی آماری این پژوهش شامل دانشجویان دختر دارای تجربه ی شکست عاطفی دانشگاه های شهر اهواز بود که دست کم 3 ماه تا 1 سال از شکست عاطفی شان گذشته بود. نمونه های پژوهش به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. نمونه شامل سه دانشجوی دختر دارای تجربه شکست عاطفی بود که در پرسشنامه نشانگان ضربه عشق ( LTI ) نمره بالاتر از 20 کسب کردند. در این پژوهش از طرح تجربی تک موردی از نوع خط پایه ی چندگانه ناهم زمان استفاده شد و آزمودنی ها قبل از درمان، میانه ی درمان، پایان درمان و 1 ماه پس از پایان درمان به پرسشنامه پذیرش و اقدام ( AAQ ) و پرسشنامه ی رشد و تکامل پس آسیبی پاسخ دادند. داده ها به روش ترسیم دیداری، درصد بهبودی و شاخص تغییر پایا ( RCI ) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر افزایش پذیرش و رشد پس از شکست دانشجویان دارای تجربه شکست عاطفی مؤثر می باشد .
ساختار عاملی تأییدی مقیاس ارزیابی شایستگی تحصیلی در دانش آموزان دختر نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۱ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
275-294
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش تعیین ساختار عاملی و ویژگی های روان سنجی مقیاس ارزیابی شایستگی تحصیلی در دختران نوجوان بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم شهر تهران در سال 1395 به تعداد ۴۹۴۲۱ نفر بود که از میان آن ها به روش نمونه برداری چندمرحله ای تصادفی، ۱۲۰ دانش آموز در مرحله اول و 450 دانش آموز در مرحله دوم از مناطق یک، دو، چهار، پنج، هفت، دوازده، پانزده، بیست و دو، و از هر منطقه دو دبیرستان شامل توحید، حسنیه، ایران، خواجه عبدالله انصاری، امام جعفر صادق، علوی اسلامی، حضرت فاطمه، الزهراء، حضرت زهرا و سجادیه انتخاب شد. ابزار پژوهش مقیاس ارزیابی شایستگی تحصیلی دیپرنا و الیوت (1999)، پرسشنامه هیجان های تحصیلی پکران، گوئتز، تیتز و پری (۲۰۰۲) و معدل تحصیلی دانش آموزان بود. پس از کنار گذاشتن ۲۵ پرسشنامه مخدوش و ۲ آزمودنی پرت، داده ها با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی تحلیل شد. یافته ها: یافته های مربوط به روایی سازه مقیاس ارزیابی شایستگی تحصیلی نشان داد ضریب همبستگی مؤلفه های مهارت های خواندن/زبان، مهارت های ریاضی، مهارت های تفکر انتقادی، مهارت های بین فردی، دلمشغولی تحصیلی، انگیزش و مهارت های مطالعه با هیجان تحصیلی منفی به ترتیب ۴۴۶/۰-، ۵۲۷/۰-، ۳۵۸/۰-، ۳۲۱/۰-، ۴۶۳/۰-، ۴۴۵/۰- و ۲۷۵/۰ و با هیجان تحصیلی مثبت به ترتیب ۲۸۳/۰، ۳۵۰/۰، ۳۴۶/۰، ۲۸۸/۰، ۴۱۵/۰، ۴۸۰/۰ و ۳۷۴/۰ در سطح ۰۰۱/۰ معنی دار است. نتیجه گیری: پرسشنامه شایستگی تحصیلی از اعتبار و روایی قابل قبولی برخوردار است و می توان از آن در جهت سنجش شایستگی تحصیلی دانش آموزان دختر نوجوان و همچنین بررسی میزان شیوع هیجان های منفی در آن ها و درمان استفاده کرد.
مقایسه تنظیم شناختی هیجان و تاب آوری در دانش آموزان معتاد به اینترنت و دانش آموزان عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۱ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴ (پیاپی ۴۴)
579-596
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و میزان تاب آوری در دانش آموزان دختر معتاد به اینترنت و دانش آموزان عادی بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع علی-مقایسه ای و جامعه آماری تمام دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر کاشان در نیمسال اول سال تحصیلی 95-1394 به تعداد 3402 نفر بود. از میان ۲۰ مدرسه به روش نمونه گیری تصادفی ساده ۵ مدرسه با نام های نرگس، خدیجه کبری، فاطمه زهرا، شاهد و امیرالمؤمنین انتخاب شد. سپس بر اساس پیشنهاد ون وورهیس و مورگان (2007)، و بر اساس نمره آزمون اعتیاد به اینترنت یانگ (۱۹۹۸) و نیز غربال گری ۵۵ دانش آموز معتاد به اینترنت و ۵۵ دانش آموز عادی انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی، کرایج و اسپینهاون (2001)، مقیاس تاب آوری کانر-دیویدسون (۲۰۰۳) و آزمون اعتیاد به اینترنت یانگ (۱۹۹۸) بود. داده ها پس از حذف ۱۰ پرسشنامه مخدوش و ۲ داده پرت، با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری و آزمون t تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد تفاوت دو گروه دختران معتاد به اینترنت و عادی در مؤلفه های پذیرش (۳۷۸/۴=F، ۰۳۹/0=P)، تمرکز مجدد مثبت (۳۱۱/۷=F، ۰۰۸/0=P)، تمرکز مجدد برنامه ریزی (۲۹۴/۱۵=F، ۰۰1/0=P)، دیدگاه پذیری (۷۸۳/۷=F، ۰۰۶/0=P)، ملامت خویشتن (۰۲۱/۱۳=F، 0۰1/0=P)، نشخوارگری (۰۱۹/۸=F، 0۰۶/0=P)، ملامت دیگران (۶۳۵/۱۱=F، ۰۰1/0=P) و تاب آوری (912/6 =t، ۰۰۱/0=P) معنادار است. نتیجه گیری: پیشنهاد می شود والدین و مربیان با پرورش مهارت های شناختی، تنظیم هیجان و تاب آوری در دوران کودکی، از آسیب های احتمالی مانند اعتیاد به اینترنت در دوران نوجوانی و بزرگ سالی پیشگیری کنند.
اثرآموزش معنادرمانی بر درگیری تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اثربخشی آموزش فرزندپروری ترکیبی (زیستی- اجتماعی) به مادران بر خودکارآمدی ادراک شده کودکان فزون وزن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سبک فرزندپروری والدین نقش مهمی در سلامت جسمانی و سلامت روان شناختی کودکان دارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش فرزندپروری ترکیبی (زیستی– اجتماعی) به مادران بر خودکارآمدی ادراک شده کودکان فزون وزن انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی است. جامعه مورد بررسی شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع دبستان (منطقه 2 و 5 شهر تهران) که از لحاظ وضعیت شاخص توده بدنی چاق و یا دارای اضافه وزن هستند، به همراه مادرانشان می باشند. در مجموع 50 مادر به همراه فرزندانشان از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در نهایت به -واسطه افت 2 نفر از آزمودنی ها، 48 نفر در مطالعه باقی ماندند که در دو گروه آزمایش و کنترل، متشکل از 24 نفر به تصادف جایگزین شدند. آموزش فرزندپروری طی 10 جلسه (هفته)، هر جلسه 90 دقیقه برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریاغت نکرد. همه آزمودنی ها قبل و بعد از آموزش به کلیه گویه های پرسشنامه های دموگرافیک و کودکان به پرسشنامه خودکارآمدی ادراک شده پاسخ دادند و همچنین شاخص توده بدنی آنها محاسبه شد. یافته ها: تحلیل داده ها با روش تحلیل کوواریانس یک متغیره و چندمتغیره نشان داد آموزش فرزندپروری باعث ارتقاء نمرات خودکارآمدی ادراک شده کودکان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است (05/0>P). نتیجه-گیری: نتایج این بررسی نشان داد که آموزش فرزندپروری ترکیبی (زیستی– اجتماعی) به مادران، به بهبود خودکارآمدی ادراک شده کودکان دارای اضافه وزن منتهی می شود. همچنین به نظر می رسد که شاخص توده بدنی کودکان به واسطه اصلاح سبک فرزندپروری مادر و بهبود خودکارآمدی ادراک شده شان، کاهش خواهد یافت.
اثربخشی برنامه قدرت مقابله بر اختلال نافرمانی مقابله ای، مشکلات توجه و مهارت های ارتباطی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه:اختلال نافرمانی مقابله ای، یک اختلال شایع و ناتوان کننده در کودکان است که با میزان بالایی از مشکلات توجه و مشکلات ارتباطی همراه است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه قدرت مقابله بر اختلال نافرمانی مقابله ای و اختلال های همبود آن (نارسائی توجه و مهارت های ارتباطی) در کودکان بود. روش:پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. حجم شرکت کنندگان در پژوهش 32 نفر (18 نفر گروه آزمایش و14 نفر گروه کنترل) با روش نمونه گیری هدفمند که نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای و اختلال های همبود آن یعنی مشکلات توجه و نقص در مهارت های ارتباطی داشتند را شامل می شد. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه سیاهه رفتاری کودک از نظام سنجش مبتنی بر تجربه آخنباخ و پرسشنامه خودکارآمدی کودکان در روابط بین فردی با همسالان ویلر بود. برنامه قدرت مقابله با والدین و کودکان گروه آزمایش در16 جلسه گروهی 90 دقیقه ای از ابتدای سال تحصیلی 1393-1394 تا اواخر سال تحصیلی انجام شد. گروه کنترل نیز علاوه بر دریافت خدمات معمول مشاوره در فهرست انتظار برای مداخله قرار گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس استفاده شد. یافته ها:براساس نتایج به دست آمده، برنامه قدرت مقابله بر روی اختلال نافرمانی مقابله ای ومشکلات توجه تأثیر معناداری بر گروه آزمایش داشت، اما برنامه قدرت مقابله بر مهارت های ارتباطی با همسالان کودکان با اختلال نافرمانی مقابله ای، تأثیر معناداری نداشت. نتیجه گیری:یافته ها بیانگر آن است که برنامه قدرت مقابله به عنوان یک برنامه اثربخش در حیطه اختلال نافرمانی مقابله ای و مشکلات توجه است. با این وجود، نیاز به پژوهش های بیشتر و تغییر در محتوای برنامه برای اثربخشی در حیطه افزایش مهارت های ارتباطی دارد.
اثر آموزش معنادرمانی بر شادکامی و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی: