فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۸۸۱ تا ۱۷٬۹۰۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر، طراحی و اعتبار یابی الگوی آموزش مبتنی بر موبایل برای خود مراقبتی بیماران دیابتی است . روش بررسی: برای رسیدن به هدف پژوهش، از روش تحقیق ترکیبی استفاده شد. در بخش کیفی برای به دست آوردن الگوی طراحی آموزشی، از تحلیل محتوای استقرایی و در بخش کمی برای اعتباریابی درونی ازنظر متخصصان به روش پیمایشی پرسش نامه ای استفاده شد. به منظور انتخاب مقالات برای تحلیل محتوای کیفی ، ابتدا کلیدواژه ها، برای جستجوی مقالات مشخص گردید. در بخش کیفی، جامعه ی آماری کلیه ی مقالاتی بودند که از بانک های اطلاعاتی مرتبط به موضوع مانند ساینس دایرکت، پروکوئست، ابسکو در بازه زمانی 1990 تا 2016، قابل دانلود بودند و در بخش کمی، 20 نفر از متخصصان تکنولوژی آموزشی، آموزش مبتنی بر موبایل، آموزش پزشکی و برنامه ریزی آموزش الکترونیکی بودند. در این پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده، حجم نمونه 40 مقاله و واحد تحلیل محتوا در این پژوهش، مضمون بود. یافته ها: طبق تحلیل محتوای انجام شده بر روی مقالات،7 طبقه به این شرح به دست آمد: تجزیه وتحلیل، تعیین هدف، طراحی محتوا، توسعه محتوای الکترونیکی، انتخاب ابزار سیار، طراحی و اجرا آموزشی و ارزشیابی. درنهایت، نتیجه ی تمامی تحلیل محتواهای انجام شده بر روی مقاله ها، در قالب الگو ارائه گردید. نتایج حاصله از اعتبار یابی درونی بر اساس نظر متخصصان نشان داده است که الگوی آموزشی ارائه شده بر مبنای یادگیری سیار، از اعتبار مناسب و خوبی برخوردار است و اثربخشی لازم را برای آموزش به بیماران دیابتی دارد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده پیشنهاد می شود مجریان این امر از یادگیری مبتنی بر موبایل در توانمندسازی و خود مراقبتی بیماران دیابتی به دلیل تسهیل در دسترسی بهره گیرند.
مقایسه ویژگی های شخصیتی و سبک های کنارآمدن در هنرمندان و افراد عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه پنج عامل بزرگ شخصیت و شیوه های کنار آمدن لازاروس در هنرمندان رشته های شعر، موسیقی، تئاتر و نقاشی با افراد عادی می باشد. برای انجام نمونه گیری گروه هنرمند از هنرمندان مشغول به فعالیت در موزه هنرهای معاصر شهر، فرهنگسرای خورشید و اعضای انجمن های شعر و ادب اصفهان به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای افراد غیرهنرمند نیز از روش تصادفی ساده استفاده شد. برای جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامه ی ویژگیهای شخصیتی نئو فرم کوتاه 60 سوال و پرسشنامه شیوه های کنارآمدن لازاروس استفاده شد. در بین ویژگی های شخصیتی، بازبودن به تجربه و توافق پذیری و دربین سبک های کنارآمدن، خویشتنداری و حل مدبرانه مسئله در افراد هنرمند و عادی تفاوت دارد. با توجه به میانگین نمرات در این متغیرها، در تمامی این متغیرها، هنرمندان میانگین بالاتری از افراد عادی داشته اند.
بررسی وضعیت اختلالات شخصیت درزندانیان و شناسایی متغیرهای مرتبط با آن ( مطالعه موردی زندان مرکزی لرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اختلالات شخصیت در رابطه با محیط سبک هایی انعطاف ناپذیر و ناسازگارانه به شمار می آیند. افراد دارای این نوع اختلالات، برخلاف ظاهری گرم، براساس ویژگی های خاص شخصیت فردی، افرادی مستعد برای انجام فعالیت های متضاد با قانون و مجرمانه هستند. لذا این پژوهش با هدف بررسی وضعیت اختلالات شخصیت در زندانیان صورت گرفته است. دراین راستا 182 نفر مرد زندانی که در زندان مرکزی لرستان محبوس بودند به روش تصادفی انتخاب و با استفاده از پرسشنامه میلون 3 (MCMI-111 ) مورد ارزیابی قرار گرفتند. سپس داده های حاصل از پرسشنامه میلون 3 درنرم افزارمیلون جهت مشخص شدن نمره Br بررسی شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آماری مقایسه تحلیل واریانس یک طرفه و تی مستقل استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که میان افراد با جرم های مختلف از نظر میزان اختلالات شخصیت وابستگی به مواد با 99 درصد اطمینان، اختلال شخصیت ضد اجتماعی و اختلال شخصیت دیگرآزار در سطح اطمینان 95 درصد تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین یافته ها نشان دادند که در سارقان اختلال شخصیت ضداجتماعی و وابستگی به مواد و اختلال شخصیت اجتنابی بیش تر وجود دارد. همچنین در مقایسه اختلالات شخصیت در میان افراد با میزان حبس های تحمل شده متفاوت، نتایج بیانگر این است که تنها اختلال شخصیت افسرده در گروه های مورد بررسی دارای اختلاف معناداری در سطح اطمینان 95 درصد است. علاوه بر این، نتایج حاصل از آزمون تی مستقل که به مقایسه اختلالات شخصیت در افراد مجرد و متاهل پرداخته است، نشان داد که اختلالات شخصیت دیگر آزار و افسرده در سطح اطمینان 95 درصد در میان افراد مجرد بیشتر از افراد متاهل است.
رابطه سمت شکایات جسمانی و علائم افسردگی با دست برتری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این تحقیق با هدف بررسی رابطه سمت شکایات جسمانی و علایم افسردگی در افراد راست دست و چپ دست انجام شده است. جامعه ونمونه آماری: دراین تحقیق علی مقایسه ای 120 دانشجوی دختر با میانگین سنی 25 سال و 5 ماه انتخاب شدند که ازاین تعداد 60 نفرراست دست و 60 نفرچپ دست بوده اند. افراد چپ دست به شیوه دردسترس وافراد راست دست به صورت تصادفی ازهمان کلاس هایی که نمونه های چپ دست برگزیده شده بودند انتخاب گردیدند. دانشجویان راست دست وچپ دست به دوگروه افسرده وغیرافسرده تقسیم گردیدند. ابزار اندازه گیری: برای گردآوری اطلاعات ازپرسشنامه افسردگی بک، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-28)، پرسشنامه دست برتری ادینبورگ وفرم ارزیابی شکایات جسمانی محقق ساخته بهره گرفته شد. برای تحلیل داده ها از روش رگرسیون لجستیک دوجمله ای استفاده گردید. یافته ها: یافته ها نشان دادند که نمره نشانه های جسمانی افراد راست دست وچپ دست به طورمعنی داری با شکایات جسمانی طرف چپ بدن رابطه دارند. همچنین این تحقیق نشان داد که تفاوت معنی داری بین نمره افسردگی ونمره نشانه های جسمانی افراد راست دست وافراد چپ دست وجود ندارد. بحث ونتیجه گیری: باتوجه به شیوع بالای شکایات جسمانی درطرف چپ بدن دردانشجویان راست دست وچپ دست افسرده می توان وجود این شکایات درسمت چپ بدن را به عنوان علامت افسردگی درنظرگرفت.
بررسی بهزیستی روان شناختی، شادکامی و نظم جویی هیجان در گرایش های شخصیتی سه گانه تاریک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خودشیفته، ضداجتماعی و ماکیاولیسم سه مؤلفه صفات تاریک شخصیتی هستند. صفات تاریک توجه زیادی در سال های اخیر جلب کرده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی میزان شادکامی، بهزیستی روان شناختی و نظم جویی هیجان در افراد با گرایش های شخصیتی سه گانه تاریک بود. به این منظور، ابتدا 390 نفر از دانشجویان دانشگاه ارومیه از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از دانشکده ها انتخاب گردیدند، پس از تحلیل نتایج اولیه تعداد 60 نفر از آنان بر اساس نمرات Z استاندارد در مقیاس سه گانه تاریک انتخاب شده و درنهایت به منظور آزمون فرضیه های پژوهش، شرکت کنندگان جهت سنجش شادکامی، بهزیستی روان شناختی و نظم جویی هیجان مورد مطالعه قرار گرفتند. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چند متغیره، واریانس تک متغیره، آزمون های تعقیبی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین گروه های شخصیتی سه گانه تاریک تفاوت معناداری در ابعاد بهزیستی روان شناختی و نظم جویی هیجان وجود دارد؛ در میزان شادکامی بین گروه های شخصیتی تفاوت معناداری یافت نشد. اما افراد با صفات ماکیاولیسم در برخی راهبردهای نظم جویی هیجانی مثبت نمرات بالاتری داشته و افراد ضداجتماعی نمرات پایین تری داشتند، افراد ضداجتماعی در راهبرد منفی ملامت دیگران نمرات بالاتر اما مؤلفه بهزیستی استقلال نمرات پایین تری به دست آوردند. این نتایج نشانگر این است که مؤلفه های بهزیستی روان شناختی و نظم جویی هیجان می تواند تحت تأثیر صفات تاریک سه گانه قرار گیرد.
طراحی و ارزیابی بسته آموزشی دینی-روان شناختی بر کنترل پرخاشگری و مهارت های ارتباطی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، به منظور اعتبار بسته آموزشی طراحی شده مبتنی بر آموزه های دینی –روان شناختی بر کنترل پرخاشگری و مهارت های ارتباطی طراحی و اجرا گردید. روش، نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه تحقیق شامل تمام زنان متأهل ساکن منطقه یازده و دوازده تهران که حداقل یک سال و حداکثر پانزده سال از زندگی زناشویی آن ها گذشته باشد و پایین ترین نمره را در مهارت های ارتباطی و بالاترین نمره را در پرخاشگری گرفته بودند، است. نمونه شامل 36 زن متأهل در منطقه 11 و 12 تهران است که با استفاده از روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. بعد از گرفتن پیش آزمون از هر دو گروه، گروه آزمایش طی هفت جلسه دوساعته تحت آموزش بسته آموزشی قرار گرفت. پس از پایان آموزش، مجدداً از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. مقیاس های مهارت های ارتباطی بین فردی، پرخاشگری (آرنولد اچ باس و پری، 1992) قبل و بعد از مداخله در دو گروه اجرا گردید. به منظور مقایسه نتایج از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش بسته آموزشی تدوین شده باعث ارتقا مهارت های ارتباطی و کاهش پرخاشگری می شود. بر اساس شواهد این پژوهش می توان از این بسته آموزشی برای بهبود مهارت های ارتباطی و کاهش پرخاشگری، استفاده کرد.
بررسی تأثیر مشاوره مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر انطباق پذیری مسیر شغلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین میزان تأثیر مشاوره مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انطباق پذیری دانشجویان بود. روش پژوهش شبه آزمایشی، با طرح پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه اصفهان بود که 40 نفر به شیوه ی نمونه گیری داوطلبانه انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 20 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش در 8 جلسه، به صورت هفتگی شرکت کردند. داده ها با استفاده از پرسشنامه انطباق پذیری مسیر شغلی ( (CAASگردآوری و از طریق تحلیل واریانس با اندازه های تکراری مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها تفاوت معناداری بین دو گروه در انطباق پذیری مسیر شغلی و خرده مقیاس های آن درزمینه ی دغدغه، کنجکاوی، کنترل و اعتماد در مرحله پس آزمون نشان داد. همچنین نتایج آزمون پیگیری حاکی از پایداری اثر مداخله مشاوره مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افزایش انطباق پذیری و خرده مقیاس های آن بود. در نهایت از مشاوره ی مبتنی بر پذیرش و تعهد می توان به عنوان یک روش مؤثر در افزایش انطباق پذیری استفاده کرد.
بررسی تاثیر عامل قومیت بر سلامت روان، همسرآزاری، حمایت اجتماعی و رضایت زناشویی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور بررسی تاثیر قومیت بر سلامت روان، حمایت اجتماعی، رضایت زناشویی و همسرآزاری در زنان ایرانی اجرا شد. در قالب یک مطالعه علی– مقایسه ای، از بین جامعه ی آماری زنان قومیت های فارس، لر، کرد و ترک در ایران، تعداد320 زن به طور تصادفی انتخاب و مورد ارزیابی قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه SCL-90-R، سرمایه اجتماعی )مبارک بخشایش، 1389)، مقیاس سوء رفتار با همسر (هودسن، 1992)، رضایت زناشویی کانزاس (اسچام، 1986) و پرسشنامه ویژگی های جمعیت شناختی بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس و نرم افزار SPSS-20 انجام شد. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد با کنترل تحصیلات، مدت زمان ازدواج، تعداد فرزند، تعداد خانواده اصلی، تحصیلات همسر و وضعیت اجتماعی- اقتصادی، در مجموع بین سلامت روان زنان و ابعاد آن، برحسب قومیت، تفاوت معناداری وجود نداشت. علاوه بر این، بین زنان قومیت های فارس، لر، کرد و ترک در حمایت اجتماعی و رضایت زناشویی نیز تفاوتی مشاهده نشد؛ اما زنان قومیت های مورد بررسی در مؤلفه همسرآزاری جنسی، تفاوت معناداری با یکدیگر داشتند؛ به گونه ای که میزان همسرآزاری جنسی در زنان لر به طور معناداری بیشتر از زنان فارس و ترک و در زنان کرد به طور معناداری بالاتر از زنان ترک بود (05/0p
مقایسه حافظه فعال کلامی و عملکرد مهاری قطعه پیشانی مغز در افراد دو زبانه و یک زبانه
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دو زبانه بودن از ابتدای زندگی بر کارکرد های شناختی از جمله حافظه فعال و کارکردهای مهاری قطعه پیشانی تاثیر دارد. هدف: لذا پژوهش حاضر، با هدف مقایسه حافظه فعال کلامی و کارکردهای مهاری قطعه پیشانی در دو گروه از جوانان دو زبانه و یک زبانه صورت گرفته است. روش: طرح پژوهش حاضر علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دختر دو زبانه(آذری زبان- فارس زبان) و یک زبانه(فارس زبان) دانشگاه شهید مدنی آذربایجان(تبریز) در سال 95-1394 بود. به این منظور 30 دانشجوی دختر دو زبانه و 30 دانشجوی دختر یک زبانه به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش، آزمون های رایانه ای بودند. جهت اندازه گیری کارکرد مهاری قطعه پیشانی از تکلیف رایانه ای استروپ و برای اندازه گیری حافظه فعال از تکلیف رایانه ای نرم افزار آزمایشگاهی روانشناسی شناختی استفاده شد. داده ها به کمک 22 SPSS و با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و آزمون استنباطی t مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان دادند که عملکرد حافظه فعال کلامی افراد دو زبانه و یک زبانه جوان تفاوت معنادار ( p<0/05 ) ندارد. و عملکرد مهاری قطعه پیشانی مغز در افراد دو زبانه و یک زبانه جوان تفاوت معنادار ( p<0/05 ) دارد. نتیجه گیری: براساس این یافته ها می توان نتیجه گرفت که دو زبانگی باعث افزایش عملکرد حافظه فعال کلامی نمی شود. طرفی دیگر دو زبانگی باعث افزایش عملکرد افراد دو زبانه در عملکرد مهاری قطعه پیشانی مغز می شود، در واقع افراد دو زبانه در انجام تکالیف مربوط به کارکرد اجرایی مهار، برتر از افراد یک زبانه هستند.
طراحی مدل ارتقاء بهره وری کارکنان در سازمان:تبیین نقش سرمایه روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی سرمایه روانشناختی در ارتقای بهره وری کارکنان شرکت زغال سنگ طبس می باشد. روش : این پژوهش از نوع کاربردی و روش آن همبستگی است.جامعه آماری این پژوهش شامل کارکنان شاغل شرکت زغال سنگ طبس در سال 1393 می باشد. که از این میان200پرسشنامه به طور کامل و با دقت پاسخ داده شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های سرمایه روانشناختی لوتانز (2007)، پرسشنامه رجحان شغلی امابایل و همکاران(1994) و پرسشنامه بهره وری نیروی انسانی براساس مدل آچیو توسط هرسی و گلداسمیت (1980) استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در سطح آمار استنباطی از آزمون های ضریب همبستگی و رگرسیون گام به گام و تحلیل مسیر استفاده شده است. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که بین تمام ابعاد سرمایه روانشناختی با بهره وری شغلی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که انگیزش در رابطه ی بین سرمایه روانشناختی با بهره وری شغلی نقش واسطه ای ایفا می نماید. نتیجه گیری : جهت افزایش بهره وری در سازمان ها باید در مقوله های امید،خوش بینی،تاب آوری و خودکارآمدی کارکنان کارگاههایی توسط افراد صاحب نظر طراحی و اجرا شود
طراحی و آزمودن الگویی از برخی پیشایندهای شخصیتی و سازمانی رفتارهای شغلی پویا با نقش میانجی گر حالت های انگیزشی پویا کارکنان شرکت ملی حفاری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، طراحی و آزمودن الگویی از برخی پیشایندهای شخصتی(شخصیت پویا، جهت گیری هدف یادگیری، باز بودن به تجربه) و سازمانی (رهبری تحولی و جو روان شناختی)، رفتارهای شغلی پویا با توجه به نقش میانجی گر حالت های انگیزشی پویای علت یابی (انگیزش درونی)، توانستن(خودکارآمدی و توانمندسازی روانشناختی) و نیروبخشی( عواطف مثبت) بود. جامعه ی پژوهش شامل تمام کارکنان شرکت ملی حفاری ایران در سال 1395 بوده است. جهت آزمون فرضیه های پژوهش، نمونه ای شامل 420 نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب گردید. ابزارهای پژوهش جهت گردآوری داده ها، شامل پرسش نامه های شخصیت پویا (سیبرت و همکاران، 1999)، جهت گیری هدف یادگیری (باتون و همکاران، 1996)، باز بودن به تجربه (مک کری و کاستا، 1992)، رهبری تحولی (کارلس و همکاران، 2000)، جو روان شناختی (کویز و دیکوتیز، 1991)، خودکارآمدی (ریگوتی و همکاران، 2008)، توانمندسازی روان شناختی (اسپریتزر، 1995)، انگیزش شغلی (بلیس، 1994)، عواطف مثبت (واتسون و همکاران، 2008) و رفتار شغلی پویا (پارکر و کالینز، 2010) بودند. برای تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS-22 استفاده شده است. بر اساس نتایج، مدل نهایی از برازش مطلوبی برخوردار است. همچنین، نتایج نشان دادند که حالت های انگیزشی پویا میانجی گر رابطه ی پشایندها با رفتارهای شغلی پویا می باشد. بر اساس نتایج به دست آمده، برای گسترش و بهبود رفتارهای شغلی پویا در سازمان ها، پیشنهاد می شود تا سازمان ها یک جو روان شناختی مناسب و سبک رهبری تحولی را در سازمان حاکم کنند. علاوه بر آن، تقویت جهت گیری هدف یادگیری و خودکارآمدی و نیز انگیزش درونی می تواند رفتار شغلی پویا در کارکنان را افزایش دهد.
تاثیر ایفای نقش و شباهت تمرین های شبیه سازی در کانون های ارزیابی وظیفه محور و بعدمحور در عملکرد کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تفاوت بین شبیه سازی بالا، متوسط و پایین و معرف بودن و معرف نبودن تمرین های شبیه سازی در دو نوع کانون ارزیابی بعد محور و کانون ارزیابی وظیفه محور در توانمندسازی کارکنان در محیط کار انجام شد.پژوهش حاضر از نوع پژوهش های شبه آزمایشی بوده و شرکت کنندگان در پژوهش شامل 24 نفر از مدیران یک شرکت صنعتی بودند که به صورت نمونه هدفمند و با توجه به جدول مورفی و میورز (1999) انتخاب شدند. ابزارهای استفاده شده در پژوهش شامل تمرین های شبیه سازی (ایفای نقش، بحث گروهی بدون رهبر، مطالعه موردی) و پرسشنامه توانمند سازی (اسپریتزر،1995) بود. داده ها توسط تحلیل واریانس یک راهه مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که در کانون ارزیابی بعدمحور، بین شبیه سازی بالا، متوسط و پایین تمرین های شبیه سازی تفاوت وجود دارد و در کانون ارزیابی وظیفه محور، بین معرف بودن و معرف نبودن تمرین های شبیه سازی کانون های ارزیابی تفاوت وجود دارد(05/0>P). بنابراین نتیجه گرفته می شود که شبیه سازی تمرین های شبیه سازی در کانون ارزیابی بعدمحور و معرف بودن تمرین های شبیه سازی در کانون ارزیابی وظیفه محور اهمیت دارد. نتایج پژوهش حاضر در روند استخدام و ارتقا کارکنان از طریق کانون ارزیابی مفید خواهد بود.
رابطه علی انطباق پذیری مسیر شغلی،سرمایه روانشناختی و هوش معنوی با میانجی گری خودکارآمدی شغلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر رابطه علی انطباق پذیری مسیر شغلی،سرمایه روانشناختی و هوش معنوی با میانجی گری خودکارآمدی شغلی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه بود.روش پژوهش توصیفی ،همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است.جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان شاغل به تحصیل دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه بود و تعداد 200 نفر با روش نمونه گیری در دسترس به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. جهت اندازه گیری داده ها از ابزارهای زیر استفاده گردید که عبارتند از الف: انطباق پذیری مسیر شغلی،ب: سرمایه روانشناختی ج:هوش معنوی و د: خودکارآمدی شغلی. جهت تجزیه و تحلیل داده ها ازآمارتوصیفی(میانگین و نمودار و...) و آمار استنباطی(ضریب همبستگی و تحلیل مسیر)استفاده شد و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار است، بین انطباق پذیری مسیر شغلی و خودکارآمدی رابطه معنی داری وجود دارد،بین انطباق پذیری مسیر شغلی و سرمایه روانشناختی رابطه معنی داری وجود دارد، بین انطباق پذیری مسیر شغلی و سرمایه روانشناختی با نقش میانجی خودکارامدی رابطه معنی داری وجود دارد، بین خودکارآمدی و هوش معنوی رابطه معنی داری وجود دارد، بین خود کارآمدی و سرمایه روانشناختی رابطه معنی داری وجود دارد.
نقش تیپ های شخصیتی کارکنان در رفتار مدیریت تعارض؛ تحلیلی براساس روش ارزیابی خوشه کلمات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی نقش تیپ های شخصیت افراد در رفتار آنها در مدیریت تعارض میان فردی در محیط کار است. جامعه آماری پژوهش شامل کارکنان دفتر مرکزی شرکت فومن شیمی تهران می باشد که به روش تصادفی ساده تعداد 97 نفر از آنها انتخاب شدند. داده ها از طریق توزیع پرسشنامه سبک های حل تعارض رحیم (1983) و ابزار ارزیابی خوشه کلمات لوری (1978) بدست آمده و به وسیله آزمون همخوانی مربع کای به تأیید تمامی فرضیه های تحقیق منجر شده است. نتایج تحقیق رابطه میان تیپ های شخصیت کارکنان که بر اساس مدل رنگ های واقعی تعیین شده اند را با دو بعد همیارانه یا رابطه محور و قاطع یا وظیفه محور مدیریت تعارض نشان می دهد. بر اساس یافته های تحقیق تاکید بر قرارگیری افراد در پست هایی که بر اساس ویژگی های شخصیتی آن ها انتخاب شده است، علاوه بر بهبود عملکرد فردی در کاهش پیامدهای منفی تعارض میان فردی موثر خواهد بود. همچنین برنامه های آموزش کارکنان برای مواجه شدن با حالات تعارض می تواند بر تیپ های شخصیتی افراد مبتنی گردد.
اثربخشی مصاحبه انگیزشی در خودکارآمدی تحصیلی و حل مسأله دانش آموزان دختر مقطع متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره شانزدهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۶۳
413-428
حوزههای تخصصی:
مصاحبه انگیزشی روشی مراجعه محور و رهنمودی به منظور تقویت و افزایش انگیزه درونی برای تغییر از طریق کشف، شناسایی حل تردیدها و دوسوگرایی است. از جمله عواملی که توجه بیشتر محققان حوزه مصاحبه انگیزشی را جلب نموده است سبک های حل مسأله و خودکارآمدی است که این متغیرها در دختران دانش آموز کمتر بررسی شده است. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مصاحبه انگیزشی بر حل مسأله و خودکارآمدی دانش آموزان دختر متوسطه شهر کرمان انجام شد. طرح این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه گواه می باشد. جامعه آماری این پژوهش را دانش آموزان دختر پایه نهم متوسطه کرمان تشکیل می دهند. از این جامعه تعداد 30 نفر از دانش آموزان به صورت تصادفی ساده و به دو گروه آزمایش و گواه (هر کدام 15 نفر) انتخاب شدند. هر دو گروه قبل و بعد از آموزش به پرسشنامه حل مسأله هپنر (1998) و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی مورگان (1997) پاسخ دادند . برای گروه آزمایش، 4 جلسه دوساعتی به صورت هفتگی آموزش مصاحبه انگیزشی اجرا شد و گروه گواه در این مدت برنامه ای دریافت نکردند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از فراوانی، درصد، میانگین، انحراف استاندارد و تحلیل کواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد آموزش مصاحبه انگیزشی بر حل مسأله دانش آموزان دختر پایه نهم متوسطه تأثیر معناداری در سطح (0/05 P< ) دارد. بدان معنی که آموزش مصاحبه انگیزشی بر خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان تأثیر مثبت دارد.
پیش بینی دلزدگی زناشویی بر اساس ویژگیهای اخلاق در زوجین شهرستان میاندوآب
حوزههای تخصصی:
دلزدگی حالت دردناک فرسودگی جسمی، عاطفی و روانی است که کسانی را متاثر می سازد که توقع دارند عشق رویایی به زندگی شان معنا ببخشد. این حالت زمانی بروز می کند که انها متوجه می شوند علیرخم تلاش های شان رابطه شان به زندگی معنا نداده و نخواهد داد پژوهش حاضر به پیش بینی دلزدگی زناشویی بر اساس ویژگیهای اخلاق در زوجین شهر میاندوآب پرداخته شده است روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی می باشد و جامعه آماری تحقیق را زوجین شهرستان میاندوآب تشکیل که در سال95 - 1394تشکیل خانواده داده اند تعداد آنها 3057 نفر می باشد که از بین آنان341 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس از طریق فرمول کوکران انتخاب شده اند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های استاندارد دلزدگی زناشویی(CBM) پاینز(1996)، ویژگیهای اخلاقی خادمی استفاده شده است. تجزیه وتحلیل داده ها از طریق آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره با استفاده از نرم افزار 18 spss انجام شده است. نتایج حاصل نشان داد که ویژگیهای اخلاقی به میزان(033/0) قدرت پیش بینی دلزدگی در زندگی زناشویی زوجین دارند.
رابطه سبک دلبستگی با تعهد زناشویی با میانجی گری تمایزیافتگی خود و احساس گناه در دانشجویان زن متأهل شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۶ بهار ۱۳۹۶ شماره ۶۱
191-220
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر بررسی رابطه علی سبک های دلبستگی با تعهد زناشویی با میانجی گری تمایزیافتگی خود و احساس گناه در دانشجویان زن متأهل شهر اهواز است. روش: شرکت کنندگان در این پژوهش 211 نفر از دانشجویان زن متأهل شهر اهواز بودند که به روش نمونه گیری هدفمند دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش پرسشنامه شیوه های رفتاری ( BSQ )، پرسش نامه تعهد زناشویی ( MCQ )، پرسش نامه تمایزیافتگی خود ( DSI )، پرسش نامه عاطفه خودآگاه بودند. ارزیابی الگوی پیشنهادی با استفاده از روش تحلیل مسیر انجام گرفت. جهت آزمون روابط غیرمستقیم از روش بوت استراپ استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که از 16 مسیر مستقیم چهار مسیر سبک دلبستگی ایمن با تمایزیافتگی خود، سبک دلبستگی ناایمن با احساس گناه، احساس گناه با تعهد اخلاقی و تمایزیافتگی خود با تعهد ساختاری معنادار نشد. هم چنین نتایج نشان دادند که همه اثرات غیرمستقیم سبک های دلبستگی (ایمن، ناایمن) و تعهد زناشویی با میانجی گری تمایزیافتگی خود و احساس گناه معنادار شدند. از سوی دیگر اثرات غیرمستقیم سبک دلبستگی ایمن و تعهد اخلاقی با میانجی گری احساس گناه و اثرات غیرمستقیم دلبستگی ایمن و ناایمن با تعهد ساختاری با میانجی گری تمایزیافتگی خود معنادار نشدند. برازش بهتر از طریق حذف مسیرهای غیرمعنی دار سبک دلبستگی ایمن با تمایزیافتگی خود، سبک دلبستگی ناایمن با احساس گناه، احساس گناه با تعهد اخلاقی و تمایزیافتگی خود با تعهد ساختاری حاصل شد. سطح معناداری در این مطالعه 05/0 α = است. نتیجه گیری: در یک رابطه ی زناشویی میزان تمایزیافتگی و احساس گناه هر یک از زوجین و نوع سبک دلبستگی که در افراد شکل گرفته در تعهد زناشویی آن ها به زندگی مشترک شان مؤثر است.
اثربخشی آموزش زوج ها مبتنی بر الگوی زوج درمانی شخصیتی سیستمی بر سازگاری زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تدوین الگوی زوج درمانی شخصیتی - سیستمی و بررسی اثربخشی این الگو بر سازگاری زناشویی زوج های شهرستان شهرضا بود. این پژوهش به شیوه کمی انجام گرفت و در آن از روش پژوهش نیمه تجربی و از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. اعضای گروه آزمایش و کنترل قبل از شروع جلسات پیش آزمون را تکمیل کردند. سپس زوج های گروه آزمایش در جلسات مداخله ای مبتنی بر رویکرد سیستمی - شخصیتی (شامل 9 جلسه زوج درمانی سیستمی و 9 جلسه زوج درمانی شخصیتی) شرکت کردند. در پایان نیز هردو گروه به پس آزمون پاسخ دادند. داده های به دست آمده برای بررسی میزان تأثیر الگوی زوج درمانی با نرم افزار spss16 تحلیل شدند. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره بین افراد گروه آزمایش و گواه در متغیر وابسته یعنی سازگاری زناشویی و ابعاد آن (توافق، ابراز محبت، هم بستگی و رضایت) تفاوت معناداری را نشان دادند. بر اساس نتایج این پژوهش، اثربخشی الگوی زوج درمانی شخصیتی - سیستمی بر سازگاری زناشویی و تمام ابعاد آن (توافق، ابراز محبت، هم بستگی و رضایت) تأیید شد.
رابطه کیفیت زندگی و مثبت اندیشی با بهزیستی ذهنی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی کیفیت زندگی بر اساس بهزیستی ذهنی و مثبت اندیشی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر از لحاظ گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی و از لحاظ هدف در زمره پژوهش های بنیادی بود. جامعه آماری این پژوهش تمام کارمندان بانک های صادرات منطقه 6 تهران بودند .در این پژوهش تعداد نمونه آماری بر اساس جدول کرجسی و مورگان (1976) 240 نفر بودند . جهت نمونه گیری از نمونه گیری طبقه ای مرحله ای استفاده شد. در پژوهش حاضر جهت سنجش کیفیت زندگی از پرسش نامه کیفیت زندگی (سازمان بهداشت جهانی، 2000). جهت سنجش مثبت اندیشی از پرسش نامه مثبت اندیشی( اینگرام و ویس نیکی،2001) جهت سنجش بهزیستی ذهنی از پرسش نامه سلامت عمومی گلدبرگ و هیلر (1979) استفاده شد .جهت پیش کیفیت زندگی بر اساس مثبت اندیشی و بهزیستی ذهنی از تحلیل رگرسیون چند گانه با روش گام به گام برای ورود متغیرهای پیش بینی در مدل رگرسیون استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که 6 خرده متغیر 1-سلامت جسمی 2- بهزیستی روان شناختی3- روابط اجتماعی4-سلامت محیط 5- کیفیت زندگی 6- مثبت اندیشی وارد معادله رگرسیون شدند. همچنین نتایج نشان داد که سلامت جسمی به تنهایی 20% از واریانس مشاهده شده در بهزیستی ذهنی را پیش بینی کرد. اضافه شدن بهزیستی روان شناختی ، روابط اجتماعی، سلامت محیط ،کیفیت زندگی و مثبت اندیشی به ترتیب باعث افزوده شدن 4، 2 ، 2 ،2 ، 3 درصد به واریانس قبلی اضافه شد و شش مدل روی هم 33 % از واریانس بهزیستی ذهنی را تبیین می کنند R Square = 30). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش بین مثبت اندیشی و کیفیت زندگی با بهزیستی ذهنی رابطه وجود دارد. لذا بهزیستی ذهنی بر اساس مثبت اندیشی و کیفیت زندگی پیش بینی می شود.
بررسی رابطه صفات شخصیت و تمایزیافتگی خود با رضایت از زندگی در زوجین متقاضی طلاق شهرستان ملکان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: تحقیق حاضر باهدف بررسی رابطه صفات شخصیت و تمایزیافتگی خود با رضایت از زندگی در زوجین متقاضی طلاق شهرستان ملکان صورت پذیرفت. روش: پژوهش حاضر پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق زوجین مراکز مشاوره راه زندگی شهرستان ملکان (120= N) در فاصله زمانی مهرماه تا اسفند 1396 بود که نمونه آماری نیز به صورت سرشماری 120 نفر انتخاب گردید. همچنین روش نمونه گیری به صورت هدفمند بود. اطلاعات از طریق مقیاس تمایزیافتگی خود (DSI) اسکورن و فریدلندر (1998)؛ ویژگی های شخصیتی نئو (NEO – FFI) (1986) و پرسشنامه رضایت از زندگی داینر وپاوت (SWLS) (1985) جمع آوری گردید. برای تجزیه وتحلیل داده هابا استفاده از نرم افزار spss در سطح معناداری 0.05 و با استفاده از آزمون کولموگروف اسمیرنف برای بررسی نرمال بودن توزیع داده ها و همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه برای آزمون فرضیه ها استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد بین بعد برونگرایی، وظیفه شناسی، گشودگی به تجربه و خوشایندی با رضایت از زندگی در زوجین متقاضی طلاق در سطح معناداری (p≤0.05) رابطه مثبت و معناداری وجود داشت. اما بین روان رنجورخویی و رضایت از زندگی در زوجین متقاضی طلاق در سطح (p≤0.05) رابطه معناداری وجود نداشت. همچنین نتایج نشان داد که بین بعد واکنش پذیری، جایگاه من و هماهنگی با دیگران با رضایت از زندگی در زوجین متقاضی طلاق در سطح معناداری (p≤0.05) رابطه مثبت و معناداری مشاهده گردید اما بین بعد گریزعاطفی و رضایت از زندگی در زوجین در سطح (p≤0.05) رابطه معناداری یافت نشد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش بر تجارب افراد در خانواده اصلی و اهمیتی که این تجارب در شکل دهی روابط صمیمی بعدی و رضایت زناشویی دارند، تأکید می کند.