فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۹۰۱ تا ۱۷٬۹۲۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۳ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۴
32-47
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: با توجه به شواهد موجود مبنی بر اثرهای منفی پریشانی روان شناختی و مشکلات نظم جویی هیجانی در طول زندگی، تلاش برای یافتن فرایندهای زیربنایی آن، اهمیت بسیاری پیدا کرده است. ازآنجایی که مذهب یکی از عواملی است که ارتباطی تنگاتنگ با نظم جویی هیجان و سلامت روان دارد، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش نگرش مذهبی در تحمل پریشانی روان شناختی و دشواری نظم جویی هیجان صورت گرفته است. روش کار: این پژوهش ازنوع توصیفی - همبستگی و جامعه ی آماری آن شامل تمامی دانشجویان دانشگاه تهران در سال تحصیلی94 - 95 است که بر اساس روش نمونه گیری خوشه یی چندمرحله یی، تعداد 211 نفر از آنان (120 زن و 91 مرد) از دانشکده های مختلف انتخاب شدند و پرسش نامه های نگرش سنج مذهبی (RAS-R)، دشواری نظم جویی هیجان (DERS-16) و پریشانی روان شناختی (DASS-21) را تکمیل کردند. داده های به دست آمده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است. علاوه براین، نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که بین ابعاد نگرش مذهبی با اضطراب و برخی از مؤلفه های دشواری های نظم جویی هیجانی رابطه ی معنا دار وجود دارد. به طوری که از بین زیر مقیاس های پریشانی روان شناختی؛ زیرمقیاس اضطراب با ابعاد نگرش مذهبی (معنویت درونی، عبادات و اخلاقیات) ارتباط منفی معناداری دارد و بُعد اخلاقیات می تواند مشکل اضطراب را پیش بینی کند. علاوه براین، بُعد اخلاقیات، مؤلفه های کنترل نکردن تکانه و دسترسی محدود به راهبردهای نظم جویی هیجانی؛ و بُعد معنویت درونی نیز مؤلفه ی نپذیرفتن هیجانی را پیش بینی می کند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان چنین استنباط کرد که ابعاد نگرش مذهبی می تواند به صورت منفی بر دشواری های نظم جویی هیجانی و اضطراب تأثیرگذار باشد؛ بنابراین، توجه به نگرش مذهبی در آسیب شناسی اختلالات اضطرابی و متعاقب آن دستورالعمل های درمانی ضروری به نظر می رسد.
نقش مؤلفه های شناختی، فراشناختی و فراهیجانی در پیشبینی پریشانی هیجانی در دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف پژوهش حاضر با هدف ارزیابی تأثیر عوامل شناختی و فراشناختی و فراهیجانی برای پیش بینی پریشانی هیجانی در بین دانشجویان انجام شد. مواد و روش ها پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی همبستگی است. نمونه پژوهش شامل 400 دانشجو بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه تنظیم هیجان، طرح واره های هیجانی لیهی، فرم کوتاه پرسش نامه طرح واره یانگ، پرسش نامه فراشناخت، مقیاس توجه آگاهی و پرسش نامه پذیرش و عمل (نسخه دوم) گردآوری و با استفاده از نرم افزار spss (نسخه 22) و روش های آماری همبستگی دومتغیره پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی گام به گام تجزیه وتحلیل شد. یافته ها برخی از خرده مقیاس های پذیرش و عمل، خودآگاهی هیجانی، توجه آگاهی و پذیرش احساسات با ضریب منفی و انزوای اجتماعی/ بیگانگی، تلاش برای منطقی بودن و آسیب پذیری با ضریب مثبت درمجموع می توانند به طور معناداری (1/42 درصد) از واریانس روش های تنظیم هیجان ناکارآمد درونی را تبیین کنند. ارزش های بالاتر، توجه آگاهی و پذیرش احساسات با ضریب منفی و بی اعتمادی/ بدرفتاری و توافق با ضریب مثبت درمجموع می توانند به طور معناداری 2/27 درصد از واریانس روش های تنظیم هیجان ناکارآمد درونی را تبیین کنند. نتیجه گیری پژوهش نشان داد بین پذیرش و عمل، خودآگاهی هیجانی، توجه آگاهی، پذیرش احساسات، انزوای اجتماعی/ بیگانگی، تلاش برای منطقی بودن و آسیب پذیری با شدت روش های تنظیم هیجان ناکارآمد درونی رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین مشخص شد پذیرش و عمل قوی ترین پیش بینی کننده شدت روش های ناکارآمد درونی است. به علاوه بین ارزش های بالاتر، بی اعتمادی/ بدرفتاری، توجه آگاهی، توافق و پذیرش احساسات با شدت روش های تنظیم هیجان ناکارآمد بیرونی رابطه معنی داری وجود دارد.
بررسی رابطه ابعاد اخلاق حرفه ای مدیران با مولفه های تعهد سازمانی کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی اخلاق حرفه ای مدیران و رابطه آن با تعهد سازمانی معلمان بود. مولفه های پنج گانه اخلاق مدیران در این تحقیق مشتمل بر اخلاق فایده گرایانه، اخلاق فردگرایانه، اخلاق عدالتی، اخلاق وظیفه گرایانه و اخلاق حقوقی بود. مولفه های سه گانه تعهد سازمانی معلمان نیز تعد هنجاری، مستمر و عاطفی بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و در زیر مجموعه تحقیقات کمی به روش همبستگی (رگرسیون) انجام شد. جامعه آماری این پژوهش معلمان مقطع متوسطه ناحیه 3 آموزش و پرورش شهرستان کرج بودند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده نمونه ای معادل 274 نفر انتخاب شد. برای انجام پژوهش، ابتدا نمره اخلاق حرفه ای اندازه گیری و سپس نمره تعهد سازمانی محاسبه و پس از بررسی این دو در نهایت قابلیت پیش بینی پذیری نمره تعهد سازمانی بر اساس نمره اخلاق حرفه ای تعیین شد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که: 1) میزان اخلاق حرفه ای مدیران مورد مطالعه در سطح بالایی قرار دارد. 2) میزان تعهد سازمانی کارکنان مورد نظر در سطح بالایی قرار دارد. 3) بین اخلاق حرفه ای مدیران و تعهد سازمانی کارکنان در این تحقیق رابطه معنی داری وجود داشت. 4) مولفه های اخلاق حرفه ای مدیران قابلیت پیش بینی مولفه های تعهد سازمانی کارکنان را داشتند. با استناد به یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که رابطه مثبتی بین اخلاق حرفه ای مدیران و تعهد سازمانی کارکنان در جامعه مورد مطالعه وجود دارد. به بیان دقیق تر با افزایش مولفه های اخلاق حرفه ای مدیران، مولفه های تعهد سازمانی کارکنان نیز افزایش می یابد و بالعکس.
اثربخشی آموزش فلسفه به شیوه حلقه کندوکاو بر تفکر انتقادی در دانشآموزان دوره ابتدائی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر اثربخشی آموزش فلسفه به شیوه حلقه کندوکاو بر تفکر انتقادی و ابعاد آن در دانش آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی شهر یزد بود. جامعه موردمطالعه این پژوهش کلیه دانش آموزان پایه پنجم شهر یزد در سال تحصیلی 95-1394 بودند. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون با گروه آزمایش و کنترل بود. بدین منظور 30 دانش آموز با بهره گیری از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش برای گردآوری داده ها، پرسشنامه تفکر انتقادی واتسون -گلیزر بود. آموزش فلسفه به شیوه حلقه کندوکاو طی ۱۲ جلسه ۶۰ دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا گردید. نتایج بررسی فرضیه ها از طریق تحلیل کوواریانس (سطح معناداری 05/0) نشان داد که آموزش فلسفه بر تفکر انتقادی و ابعاد آن (استنباط، استنتاج، تعبیر و تفسیر و ارزشیابی استدلال های منطقی) مؤثر است و باعث بهبود آن ها شده است.
راه کارهای ارتقای شایستگی های مدیران گروه های آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تبیین راه کارهای ارتقای شایستگی های مدیران گروه های آموزشی بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان (15724 نفر) و اعضای هیأت علمی (239 نفر) دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان و نیز اساتید و صاحب نظران حوزه مدیریت می باشند. روش پژوهش به صورت آمیخته است. روند تحقیق مشتمل بر سه مرحله کلی شامل تحلیل شکاف بین وضع موجود و مطلوب شایستگی های مدیران گروه های آموزشی؛ اولویت بندی شایستگی ها؛ و شناسایی و اولویت بندی راه کارهای ارتقای شایستگی ها بود. روش نمونه گیری در بخش اول به صورت تصادفی طبقه ای و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه دوسویه وضع موجود و مطلوب شایستگی های مدیران گروه های آموزشی بود. در بخش دوم، روش نمونه گیری به صورت هدفمند و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه مقایسه های زوجی شایستگی ها بود. در بخش سوم نیز، روش نمونه گیری به صورت هدفمند و ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته و پرسشنامه گسترش عملکرد کیفیت بود. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق آزمون t برای دو گروه همبسته، تکنیک تحلیل سلسله مراتبی، تحلیل محتوا و تشکیل ماتریس خانه کیفیت صورت گرفت. بخشی از یافته ها بیانگر شکاف منفی و معنادار بین وضع موجود و وضع مطلوب شایستگی های مدیران گروه های آموزشی بود. مهم ترین یافته ها نیز شناسایی و اولویت بندی 69 راه کار عملیاتی جهت ارتقای شایستگی های مدیران گروه های آموزشی بود. در پایان این نتایج به بحث گذاشته شده اند
بررسی اثربخشی درمان تحریک مکرر مغناطیسی فرا جمجمه ای بر حافظه کاری و علائم اختلال دوقطبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر درمانی تحریک مکرر مغناطیسی فرا جمجمه ای (rTMS) مغز از روی جمجمه بر حافظه کاری افراد مبتلا به اختلال دوقطبی انجام گرفته است. روش: بدین منظور در این طرح پژوهشی 30 نفر از مبتلایان به اختلال دوقطبی با روش نمونه گیری هدفمند از مراجعه کنندگان به یکی از کلینیک های شهر تهران انتخاب شدند. همه آزمودنی ها قبل و بعد از مداخله درمانی با آزمون حافظه کاری N-back و پرسشنامه افسردگی بک و مقیاس درجه بندی مانیای یانگ مورد ارزیابی قرار گرفتند. آزمودنی ها به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. برای افراد گروه آزمایش به مدت 20 روز برنامه درمانی (rTMS) اجرا گردید به این ترتیب که هرروز به مدت 20 دقیقه شرکت کنندگان فرک انس 1 هرتز را در ناحیه پشتی جانبی قشر پیش پیشانی نیمکره ی راست و تتابرست تحریکی را در ناحیه پشتی جانبی قشر پیش پیشانی نیمکره ی چپ، دریافت کردند. برای تحلیل نتایج از روش آماری کوواریانس استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که rTMS در بهبود عملکرد حافظه کاری و بهبود علائم خلقی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی مؤثر است. نتیجه گیری: بعد از مداخله، بین دو گروه آزمایش و کنترل در بهبود حافظه کاری تفاوت معناداری وجود داشت و همین طور در علائم اختلال دوقطبی نیز بهبود معناداری ایجاد شد. می توان چنین نتیجه گرفت که مداخله تحریک مکرر مغناطیسی فرا جمجمه ای مغز، در بهبود حافظه ی کاری و علائم اختلال دوقطبی مؤثر است.
ویژگی های روانسنجی مقیاس نگرش نسبت به کمک طلبی پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف ازاین پژوهش بررسی پایایی و اعتبار پرسشنامه نگرش افراد نسبت به کمک طلبی پزشکی بود. روش پژوهش حاضر هنجاریابی از نوع آزمون سازی و بر این اساس روش مورد استفاده توصیفی از نوع پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانشجویان رشته روانشناسی دانشگاه پیام نور تهران جنوب که در 1395 مشغول به تحصیل می باشند، تشکیل دادند که تعداد آنها 1100 نفر بود. جامعه مذکور نمونه ای به تعداد 220 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها روش های آماری آلفای کرونباخ، دو نیم سازی آزمون جهت بررسی پایایی و تحلیل عاملی اکتشافی و تایید و ضریب همبستگی جهت بررسی روایی پرسش نامه استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد مقدار آلفای کرونباخ 0/85 و باز آزمایی 0/85 و دونیمه کردن آزمون 75 /0 به دست آمده که می توان بیان کرد پرسش نامه از پایایی قابل قبولی برخوردار است. در بررسی روایی پرسش نامه از دو روش روایی سازه و روایی همزمان استفاده شد. با توجه به درصد تبیین بالای که مقیاس از واریانس می توان گفت پرسش نامه اعتبار مناسبی برخوردار است. در ادامه نتایج تحلیل عاملی تأییدی نیز نشان داد این عوامل به دست آمده با مؤلفه های خود مدل معناداری را می سازند و از بار های عاملی قابل قبولی برخوردارند. در پژوهش حاضر علاوه بر روایی سازه از روایی همزمان نیز استفاده شد که در آن همبستگی بین نگرش افراد نسبت به کمک طلبی پزشکی و رفتار کمک طلبی موردبررسی قرار گرفت که نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان دهند رابطه معنادار مثبت بین نگرش افراد نسبت به کمک طلبی پزشکی و رفتار کمک طلبی بود.
ساخت، اعتباریابی، رواسازی و هنجاریابی پرسشنامه انگیزش تحصیلی حالتی(ASM)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ساخت ابزاری دقیق و مناسب به منظور سنجش انگیزش تحصیلی حالتی انجام گرفته است. به منظور رسیدن به این هدف پرسشنامه ای بر اساس مبانی نظری در حیطه ی انگیزش تحصیلی تهیه شد. از طریق اجرای مقدماتی و نظر خواهی از پاسخ دهندگان و ده نفر از اساتید روانشناسی ""روایی محتوایی"" آن تأیید شد و پایایی آن دراجرای مقدماتی با روش همسانی درونی و آلفای کرونباخ (95/.) محاسبه گردید. این پرسشنامه 53 سؤالی برای اجرای نهایی بر روی یک نمونه 300 نفری دانشجویان دانشگاه پیام نور که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شده بودند اجرا گردید و روایی و پایایی پرسشنامه ی نهایی محاسبه شد. نتیجه ی تحلیل عاملی با استفاده از روش تحلیل عاملی و براساس نمودار صخره ای بیانگر وجود چهار مؤلفه در پرسشنامه ی انگیزش تحصیلی حالتی بود. ضریب آلفای کرونباخ برای کل آزمون (91/.) و خرده مقیاس های علاقه به کلاس و ارتباطات بین فردی (89/.)، علاقه به کسب شایستگی و خودکارآمدی (68/.)، علاقه به درس و رشته ی تحصیلی (67/.) و علاقه به کسب ستایش و تشویق(76/.) به دست آمد. همچنین بر اساس عملکرد آزمودنی ها جدول هنجار درصدی و جدول هنجار مقوله ای برای پرسشنامه انگیزش تحصیلی حالتی و خرده مقیاس های آن تهیه شد. بطور کلی نتایج پژوهش نشان داد پرسشنامه ی انگیزش تحصیلی حالتی ابزاری معتبر، با روایی بالا و هنجاریابی لازم برای کاربرد در پژوهش های آموزشی و روانشناختی است.
تدوین الگوی فرآیندها و راهبردهای تنظیم هیجان کودکان بر اساس الگوی رشدنگر خودتنظیمی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به شناسایی فرآیندها و راهبردها و تدوین الگوی تنظیم هیجان مبتنی بر الگوی رشدنگر خود تنظیمی در کودکان 4 تا 12 ساله پرداخته است. نمونه شامل 108 کودک در شهر تهران بوده است. شرکت کنندگان در پژوهش یا پس از تجربه موقعیت واقعی ایجاد کننده هیجان یا پس از در معرض قرار گرفتن سناریوهایی با مضمون چهار هیجان غم، عصبانیت، ترس و درد، مورد مصاحبه تنظیم هیجان ( ERI) و مشاهده قرار می گرفتند. داده ها مطابق روش های کیفی و تحت نظر متخصصان کدگذاری و تحلیل شد و سپس الگویابی سنی انجام شد. یافته ها نشان داد که تنظیم هیجان طبق الگوی خود تنظیمی رشدنگر از مسیر تنظیم برون ارگانیسمی شامل تغییر موقعیت، تغییر توجه، تعدیل ادراک، تغییر پاسخ (برون داد و پاسخ) به سمت درون ارگانیسمی شامل درخواست حمایت و تغییر شناختی (پردازش تجربه) می گذرد و استقرار می یابد. چنین یافته هایی راهگشای انسجام بخشی در حوزه نظریه پردازی های خود تنظیمی و کارکردهای اجرایی است.
تأثیر بیوفیدبک تنفسی دیداری غیر تصویری خانگی محقق ساخته بر علائم اضطراب و اضطراب انتظار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بیوفیدبک با دستگاه محقق ساخته بر کاهش علائم اضطراب و اضطراب انتظار و مؤلفه های آن انجام گرفته است. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری افراد ۴۵-۱۹ سال مبتلا به اضطراب فراگیر شهر تهران بود. نمونه شامل ۱۹ نفر دارای اضطراب فراگیر بود که به صورت در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۰ نفر) و گواه (۹ نفر) قرار گرفتند. در مرحله غربالگری از مصاحبه تشخیصی اختلال اضطراب فراگیر بر اساسIV DSM- و از پرسشنامه های اضطراب بک(BAI) و اضطراب انتظار برای بررسی متغیرهای پژوهش استفاده شد. درمان بیوفیدبک با دستگاه محقق ساخته طی ۱۰ جلسه بر روی آزمودنی های گروه آزمایش اجرا گردید. داده ها با آزمون های کوواریانس تک متغیره (آنکوا) تجزیه وتحلیل شدند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد، دستگاه بیوفیدبک محقق ساخته علائم اضطراب را کاهش داده است (۰۱/۰>p ) ولی در رابطه با اضطراب انتظار هیچ گونه تفاوت معناداری بین گروه آزمایش و گواه دیده نشد. بر اساس یافته های تحقیق، در راستای گسترش روزبه روز دانش و تحقیقات در رابطه با کارایی انواع بیوفیدبک در اثربخشی روی طیف های مختلف اختلالات و همچنین در بهینه سازی توانمندی ها، پیشنهاد می شود تا این استفاده خانگی از دستگاه در اهداف و کاربردهای مختلف طراحی و در دسترس افراد قرار گیرد تا استفاده و اثربخشی دیرپا و بسنده ای از این فن آوری صورت گیرد.
بررسی اثربخشی آموزش ذهن شفقت ورز بر تعدیل طرحواره های ناسازگار اولیه در معتادین مواد افیونی تحت درمان نگهدارنده با متادون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال یازدهم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴۴
187-208
حوزههای تخصصی:
هدف: آموزش ذهن شفقت ورز مطابق با ساختار درمان های شناختی رفتاری طراحی شد و سیر تاریخی این مدل درمانی در عدم بهبود هیجان های منفی در درمان شناختی رفتاری ریشه دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش ذهن شفقت ورز بر تعدیل طرحواره های ناسازگار اولیه در معتادین مواد افیونی تحت درمان نگهدارنده با متادون است. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون-پیگیری با گروه گواه بود. تعداد30 مرد مصرف کننده مواد (میانگین سنی=5/32 سال) به شیوه نمونه گیری در دسترس از دو مرکز ترک اعتیاد انتخاب شدند و پس از تشخیص با مصاحبه ی بالینی ساختاریافته برای اختلال های محور I در دو گروه قرار گرفتند. گروه آزمایش در دوازده جلسه گروه درمانی مبتنی بر آموزش ذهن شفقت ورز گیلبرت شرکت کردند. شرکت کنندگان به وسیله ی پرسش نامه طرحواره اولیه یانگ (فرم کوتاه) در سه مرحله پیش از شروع مداخله، جلسه پایانی و یک ماه بعد (جلسه پیگیری) ارزیابی شدند. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که نمرات در طرحواره ها به جز طرحواره های رهاشدگی/بی ثباتی، بی اعتمادی/بدرفتاری، گرفتاری، استحقاق/بزرگ منشی، معیارهای سرسختانه/عیب جویی افراطی، در گروه آزمایش کاهش یافت. نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه می توان گفت آموزش ذهن شفقت ورز، درمان موثری در تعدیل طرحواره های ناسازگار اولیه در معتادین مواد افیونی تحت درمان نگهدارنده با متادون است.
هم سنجی اثربخشی طرح واره درمانی و روایت درمانی هنگام به هم پیوستن هر یک از آن ها با برنامه غنی سازی زناشویی بر گرایش به پیمان شکنی زناشویی و رضایت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیمان شکنی زناشویی مایه آشفتگی چشمگیر زندگی فردی و میان فردی زوجین و تباهگر رابطه آن ها است... هدف از انجام این پژوهش هم سنجی اثربخشی طرح واره درمانی و روایت درمانی در ترکیب آن ها با غنی س ازی زناشویی بر گرایش به پیمان شکنی زناشویی و رضایت زناشویی بود. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه است. جامعه آماری 34 نفر از زنان درگیر در پیمان شکنی زناشویی مراجعه کننده به «درمانگاه فرهنگ شهریار» در سال 1395 بود. نمونه دربرگیرنده 18 زن داوطلب بود که با روش نمونه گیری در دسترس گزینش شدند و به صورت تصادفی در گروه های شش نفری ترکیب طرح واره درمانی با غنی سازی زناشویی، ترکیب روایت درمانی با غنی سازی زناشویی و یک گروه گواه گمارده شدند ابزارهای جمع آوری داده ها پرسشنامه گرایش به پیمان شکنی زناشویی پولات 2006، سنجه رضایت زناشویی انریچ 1989 و پرسشنامه طرح واره یانگ 1990 بود. برآیندهای آزمون های کروسکال والیس و یومان ویتنی نشان داد ترکیب طرح واره درمانی با غنی سازی زناشویی توانست گرایش به پیمان شکنی زناشویی را کاهش (05/0>P، 882/2-=Z، 00/0=Mann-Whitney U) و رضایت زناشویی را افزایش دهد (05/0>P، 892/2-=Z، 00/0=Mann-Whitney U). ترکیب روایت درمانی با غنی سازی زناشویی توانست گرایش به پیمان شکنی زناشویی را کاهش (05/0>P، 882/2-=Z، 00/0= Mann-Whitney U) و رضایت زناشویی را افزایش دهد (05/0>P، 887/2-=Z، 00/0= Mann-Whitney U). برآیندهای آزمون یومان ویتنی نشان داد میان اثربخشی طرح واره درمانی و روایت درمانی با پیوستن هریک به غنی سازی زناشویی بر گرایش به پیمان شکنی زناشویی (/171/0=P،368/1-=Z، 5/9=Mann-Whitney U) و رضایت زناشویی (81/0=P،241/0=Z، 5/16=Mann-Whitney U) تفاوت معنی داری وجود ندارد. پیگیری یک ماهه نشانگر ثبات برآیندها بوده است. با توجه به دگرگونی شناخت ها، هیجان ها و رفتارهای افراد پیمان شکن توسط طرح واره درمانی و دگرگونی روایت های منجر به پیمان شکنی توسط روایت درمانی و ایجاد صمیمیت توسط غنی سازی زناشویی می توان از آن ها در درمان پیمان شکنی و افزایش رضایت زناشویی استفاده نمود.
بررسی رابطه جو سازمانی با رضایت شغلی پرستاران شاغل در بیمارستان های قدس، توحید و بعثت
حوزههای تخصصی:
مقدمه: درک کارکنان از بیمارستان خود، جو سازمانی آن را تشکیل می دهد. یکی از متداولترین عوامل درونی اثرگذار روی جو سازمانی، میزان رضایت شغلی کارکنان است. هدف این پژوهش تعیین ارتباط جو سازمانی با میزان رضایت شغلی کارکنان سه بیمارستان قدس، بعثت و توحید در شهر سنندج می باشد. روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه ی توصیفی – تحلیلی است. نمونه آماری 189 نفر از پرستاران 3 بیمارستان قدس، بعثت و توحید هستند که از طریق نمونه گیری تمام شماری در سال 1395 انتخاب شدند (سه گروه 63 نفری). ابزارهای مورد استفاده پرسشنامه رضایت شغلی JDI و پرسشنامه توصیف جو سازمانی هالپین و کرافت بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آزمون های همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته ها: بین متغییرهای روحیه ی گروهی و مزاحمت با رضایت شغلی همبستگی منفی معنادار بدست آمد. (05/0 P< ). متغیرهای علاقه مندی، فاصله گیری و نفوذ نسبت به رضایت شغلی در سطح معناداری 05/0 معنادار بودند (05/0 Sig< ). رابطه معناداری برای سایر متغییرهای روحیه ی گروهی، مزاحمت، صمیمیت، ملاحظه گری و تاکید بر تولید در سطوح معناداری 01/0 و 05.0 مشاهده نشد. نهایتا با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون رابطه معناداری بین جو سازمانی (کلیه ی متغییرها بطور همزمان) و رضایت شغلی مشاهده شد. نتیجه گیری: بین رضایت شغلی و جو سازمانی رابطه مستقیم وجود دارد اگرچه در بررسی متغییرها به تنهایی می توان نتیجه گرفت که عوامل اصلی در جو سازمانی که بر رضایت شغلی دخیل هستند علاقه مندی، فاصله گیری و نفوذ می باشند.
بررسی رابطه بین طرحواره ناسازگار اولیه و سلامت روانی باتوجه به نقش میانجی گرانه ناگویی خلقی در زوجین ناسازگار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف ررسی رابطه بین طرح واره ناسازگار اولیه وسلامت روانی با توجه به نقش میانجی گرانه ناگویی خلقی در زوجین ناسازگار شهرستان میاندوآب انجام شد. روش:. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل76 زوج از زوجین ناسازگار شهرستان میاندوآب که به منظور رفع مشکلات ناسازگاری در سال 1394به مراکز مشاوره مراجعه نموده بودند بود. . در این پژوهش جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه طرح واره ناسازگار اولیه یانگ (2006)،پرسشنامه سلامت روانی گلدبرگ و هیلیر (1979) و مقیاس ناگویی خلقی تورنتو (1994)استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمونهای کولوموگروف-اسمیرنف، همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش حاکی از آن بود که بین طرح واره ناساز گار اولیه و سلامت روانی همبستگی منفی و معنادار(05/0p≤ )، بین نا گویی خلقی و سلامت روانی همبستگی منفی و معنادار (05/0p≤ )و بین طرح واره ناساز گار اولیه و ناگویی خلقی همبستگی مثبت و معنادار(05/0p≤ ) وجود دارد. باتوجه به نتایج تحلیل مسیر، تأثیر مستقیم طرح واره ناسازگاری اولیه بر سلامت عمومی منفی و معنادار (05/0p≤ )و تأثیر غیرمستقیم این متغیر بر سلامت روانی با توجه به نقش ناگویی خلقی منفی ومعنادار(05/0p≤ ) بود. نتیجه گیری: طبق یافته ها ی پژوهش طرحواره های ناسازگار هم بر سلامت روانی و هم بر ناگویی خلقی اثر مستقیم دارد و ناگویی خلق به عنوان یک متغیر میانجی بین طحواره های ناسازگار اولیه و سلامت روانی عمل می کند. نتایج این پژوهش تلویحات کاربردی در مورد درنظر داشتن ناگویی خلقی به عنوان یک متغیر میانجی گر مهم دارد.
مقایسه بازشناسی حالات چهره ای هیجان در اختلالات خلقی و اضطرابی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روان شناسی تحلیلی شناختی سال هشتم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳۰
29 - 37
حوزههای تخصصی:
رابطه شکست عاطفی، سبک های دفاعی و اختلال ناگویی هیجانی با نقش تعدیل کنندگی جنسیت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روان شناسی تحلیلی شناختی سال هشتم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳۰
73 - 82
حوزههای تخصصی:
مقایسه تأثیر آموزش توان بخشی شناختی، نوروفیدبک و بازی درمانی شناختی رفتاری بر ادراک دیداری حرکتی در دانش آموزان ابتدایی مبتلا به اختلال یادگیری خاص(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسه تأثیر آموزش توانبخشی شناختی، نوروفیدبک و بازی درمانی شناختی - رفتاری بر ادراک دیداری - حرکتی در دانش آموزان ابتدایی مبتلا به اختلال یادگیری خاص بود. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی (پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه) بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع ابتدایی بود، که با تشخیص اختلالات یادگیری در مراکز اختلالات یادگیری شهر تبریز در سال 96-95 در حال دریافت مداخلات لازم بودند. نمونه آماری به روش نمونه گیری هدفمند، به تعداد 60 نفر انتخاب شدند و با روش تصادفی ساده در سه گروه آزمایش و یک گروه گواه (15 نفر برای هر گروه) جایگزین شدند. در گروه ها آزمون ادراک دیداری - حرکتی بندر گشتالت به عنوان پیش آزمون تکمیل کردند و پس از اتمام 20 جلسه توانبخشی شناختی، 20 جلسه نوروفیدبک و 8 جلسه بازی درمانی شناختی - رفتاری، پس آزمون در گروه ها اجراء شد. داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس چندمتغیره و تحلیل واریانس مختلط در نرم افزار SPSS.20 تحلیل شدند. یافتهها: آموزش توانبخشی شناختی، نوروفیدبک و بازی درمانی شناختی - رفتاری بر ادراک دیداری - حرکتی در دانش آموزان ابتدایی مبتلا به اختلال یادگیری خاص، تاثیر دارد .نتایج آزمون بونفرونی نشان داد، که بین تأثیر آموزش توانبخشی شناختی، نوروفیدبک و بازی درمانی شناختی - رفتاری بر ادراک دیداری - حرکتی در دانش آموزان ابتدایی مبتلا به اختلال یادگیری خاص، تفاوت معناداری وجود ندارد نتیجهگیری: به نظر می رسد که می توان از آموزش توانبخشی شناختی، نوروفیدبک و بازی درمانی شناختی - رفتاری به صورت یکسانی در بهبود ادراک دیداری - حرکتی، دانش آموزان ابتدایی مبتلا به اختلال یادگیری خاص، استفاده کرد.
روابط ساختاری سیستم های مغزی رفتاری، حساسیت انزجاری و اختلال وسواسی اجباری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف پژوهش حاضر با هدف ارزیابی روابط ساختاری سیستم های مغزی رفتاری، حساسیت انزجاری و اختلال وسواسی اجباری با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. فرض بر این است که سیستم های مغزی رفتاری و حساسیت انزجاری در تعامل با همدیگر به اختلال وسواسی اجباری منجر می شوند. برخلاف برجستگی این مدل، پژوهش کافی برای ارزیابی تجربی آن انجام نشده است. مواد و روش ها طرح پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی است. برای این منظور، 340 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز با استفاده از نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به پرسش نامه های سیستم های بازداری/ فعال سازی رفتاری کارور و وایت، مقیاس حساسیت انزجاری و پرسش نامه بازنگری شده وسواسی اجباری که در اختیار آن ها گذاشته شده بود، پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. همچنین برای طبقه بندی، پردازش و تحلیل داده ها و بررسی فرضیه های پژوهش از نرم افزارهای آماری 22 spss و لیزرل 85.8 استفاده شد. یافته ها ارزیابی مدل فرضی پژوهش با استفاده از شاخص های برازندگی نشان داد که مدل فرضی با مدل اندازه گیری، برازش دارد (96/0= CFI ، 94/0= NFI و 076/0= RMSEA ). نتایج نشان داد که سیستم بازداری رفتاری و سیستم فعال ساز رفتاری با واسطه گری حساسیت انزجاری بر اختلال وسواسی اجباری به ترتیب با ضریب استاندارد 264/0 و 241/0- در سطح 05/0 > P تأثیر معناداری دارند. نتیجه گیری یافته های این پژوهش در کنار حمایت از مدل فرضی برای اختلال وسواسی اجباری، چارچوب مناسبی برای سبب شناسی این اختلال ارائه می دهد. بر این اساس، حساسیت زیاد سیستم بازداری رفتاری و حساسیت کم سیستم فعال ساز رفتاری به واسطه حساسیت انزجاری، به افزایش نشانه های اختلال وسواسی اجباری منجر می شود.
اثربخشی واقعیت درمانی گروهی بر اضطراب اجتماعی، سوگیری تعبیر و روابط بین فردی نوجوانان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر جهت بررسی تاثیر واقعیت درمانی به شیوه ی گروهی بر علایم اضطراب اجتماعی، سوگیری تعبیر و روابط بین فردی دانش آموزان دختر پایه ی نهم تحصیلی انجام شد. روش کار: جامعه ی آماری این پژوهش بالینی شامل تمام دانش آموزان دختر پایه ی نهم شهرستان سبزوار در سال تحصیلی 95-94 بود که از این تعداد بر اساس نمره ی پرسش نامه های اضطراب اجتماعی نوجوانان، تفسیر منفی پیامدهای اجتماعی و روابط بین فردی در پیش آزمون 24 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند که به طور تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد قرار گرفتند. گروه آزمون تحت واقعیت درمانی به شیوه ی گروهی قرار گرفت و گروه شاهد، هیچ گونه درمانی دریافت نکرد. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس و نرم افزار SPSS نسخه ی 21 استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که نمرات اضطراب اجتماعی و سوگیری تعبیر و روابط بین فردی در گروه آزمون نسبت به شاهد، تغییر معنی داری داشت (05/0>P). نتیجه گیری: به نظر می رسد که آموزش واقعیت درمانی به شیوه ی گروهی بر اضطراب اجتماعی، سوگیری تعبیر و روابط بین فردی نوجوانان، موثر باشد.