فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۲۰۱ تا ۱۶٬۲۲۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
منبع:
رویش روان شناسی سال هفتم مهر ۱۳۹۷ شماره ۷ (پیاپی ۲۸)
207-218
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی کیفیت زندگی براساس طرحواره های ناسازگار و راهبردهای مقابله ای در بیماران مبتلا به ام اس انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه بیماران مبتلا به ام اس دارای پرونده فعال در انجمن ام اس استان تهران بود. تعداد نمونه 250 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند ابزارسنجش مورد استفاده شامل پرسشنامه سنجش کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (فرم کوتاه)، پرسشنامه راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن و فرم کوتاه طرحواره های ناسازگارانه اولیه یانگ بود. در پایان، داده های پژوهشی، با روش رگرسیون و آزمون t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج بررسی ها نشان می دهد، کیفیت زندگی افراد مبتلا به ام اس، از طریق طرحواره های ناسازگار اولیه و راهبردهای مقابله ای که پرورش می دهند قابل پیش بینی است.
رابطه معدل دیپلم و رتبه آزمون سراسری ورود به دانشگاه (کنکور) با پیشرفت تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال هفتم آبان ۱۳۹۷ شماره ۸ (پیاپی ۲۹)
113-130
حوزههای تخصصی:
نظام های آموزشی (آموزش و پرورش و آموزش عالی) به عنوان دو نهاد مهم در کشور، نقش پرورش انسان های ماهر و متخصص را بر عهده دارند. با توجه به اختلاف نظر پژوهشگران در زمینه روش گزینش دانشجو در دانشگاهها و اهمیت تحصیلات عالی در جامعه، پژوهش حاضر در جهت برطرف کردن این شکاف پژوهشی صورت گرفته است. هدف پژوهش حاضر مقایسه معدل دیپلم و رتبه کنکور درپیش بینی پیشرفت تحصیلی دانشجویان دانشگاه گیلان بود و افراد مورد مطالعه شامل 3052 دانشجو(1858 دختر و 1194 پسر) بودند. با بررسی پرونده دانشجویان داده های پژوهش استخراج و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد معدل دیپلم و رتبه کنکور پیش بینی کننده های معنی دار پیشرفت تحصیلی در دانشگاه هستند. نتایج پژوهش با در نظر گرفتن دانشکده های محل تحصیل حاکی از الگو های اثر گذاری مختلف معدل دیپلم و رتبه کنکور بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان بود. دلالت های ضمنی این نتایج برای مسئولین و سیاست گزاران آزمون سراسری، جهت پذیرش دانشجو مورد بحث قرار گرفته است.
مقایسه سرعت پردازش اطلاعات در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس و افراد سالم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اختلالات شناختی جزء شایعترین نشانه های بیماری مالتیپل اسکلروزیس است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه سرعت پردازش اطلاعات در بیماران مبتلا به ام.اس و افراد غیر مبتلا صورت گرفت. به این منظور 38 بیمار مبتلا به ام.اس (25 بیمار مبتلا به ام.اس نوع عود کننده بهبود یابنده و 13 بیمار مبتلا به ام.اس نوع پیشرونده عود کننده) و 38 نفر از افراد غیر مبتلا همتا شده با گروه بیمار آزمون استروپ را اجرا کردند. برای تحلیل داده ها از روش آماری t مستقل استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بیماران مبتلا به ام.اس عملکرد ضعیف تری در آزمون استروپ نسبت به گروه سالم دارند. به عبارت دیگر بیماران زمان بیشتری برای اجری آزمون صرف کرده و میزان خطای بیشتری را نشان دادند. همچنین گروه بیماران مبتلا به ام.اس نوع عود کننده بهبود یابنده نسبت به بیماران مبتلا به ام.اس نوع پیشرونده عود کننده عملکرد ضعیف تری در آزمون استروپ داشتند. با توجه به آسیب حوزه های شناختی بیماران مبتلا به ام.اس و تاثیر آن در کیفیت زندگی، بررسی و شناسایی دقیق آن به منظور بهره گیری از برنامه های توانبخشی شناختی بایستی جزء اولویت های متخصصان باشد.
مدلسازی شناختی - محاسباتی تصمیم گیری پویا با استفاده از شبکه های پیوندگرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مطالعه به مدلسازی محاسباتی پیوندگرای تصمیم گیری پرداخته شده است. مهمترین مناطق تصمیم گیری در مغز، عبارتند از تالاموس، کورتکس پیش پیشانی و آمیگدال. مدل محاسباتی پیوندگرا با سه بخش که نماینده این سه منطقه است بر پایه آزمون برد و باخت آیوا ساخته شد. در مطالعات بسیاری از آزمون آیوا برای بررسی تصمیم گیری هیجانی استفاده شده است. در تصمیم گیری هیجانی و مبتنی بر احساسات نقش آمیگدال بسیار اساسی است و انتظار می رود مدلی دو بخشی (نماینده تالاموس و آمیگدال) و بدون وجود پردازش های کورتکس نیز بتواند تصمیم گیری در این آزمون را مدل کند، هر چند که از منظر ریاضی تنها وجود همین دو بخش در مدل (مفاهیم مستخرج از آزمون و عناصر تابع ارزش) برای پیشبینی تصمیمات شرکت کنندگان کافی است. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، از 56 نفر شرکت کننده متشکل از 20 مرد و 36 زن با میانگین سنی 52/43 سال خواسته شد در آزمون تصمیم گیری آیوا شرکت کنند. پس از آن هر دو مدل برای این افراد اجرا شد و نتایج مقایسه شد تا مشاهده شود کدامیک تطابق بیشتری با انتخاب های آزمون دهندگان دارد. یافته های تحقیق نشان می دهند مدل دو بخشی 57/62 و مدل سه بخشی منجر به پیشبینی 46/68 درصدی انتخاب های آزمون دهندگان شده است که این اختلاف معنی دار بود. در نتیجه می توان گفت پردازش های کورتکس در این نوع تصمیم گیری نیز نقش بسزایی دارد.
رابطه بین خشونت خانگی و عملکرد های شناختی در زنان قربانی همسر آزاری: نقش واسطه ای خود تنظیمی و پریشانی روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی توجهی به سلامت زنان و اعمال خشونت خانگی علیه آنان می تواند سبب پیدایش انواع بیماری های روانی و حتی جسمانی گردد که این امر تهدیدی برای سلامت اعضای خانواده است. زنان نسبت به اعضای دیگر خانواده بیش تر در معرض خشونت، به خصوص خشونت مردان هستند. مهم ترین آسیبی که خشونت خانگی به همراه دارد ایجاد اختلال در عملکرد شناختی زنان قربانی خشونت است. خشونت خانگی به عنوان یک عامل استرس زای محیطی می تواند عملکردهای شناختی را تحت تاثیر قرار دهد، بنابراین بررسی عملکردهای شناختی در زنان آسیب دیده از خشونت های خانگی دارای اهمیت است. تاثیر خشونت بر عملکردهای شناختی از طریق سایر متغیرهای روانشناختی ممکن است رخ دهد. رهایی از موقعیت خشونت پذیری برای زنان قربانی خشونت خانگی به کیفیت عملکرد شناختی آنها وابسته است. از این رو در پژوهش حاضر، نقش واسطه ای خودتنظیمی و پریشانی روانشناختی در رابطه بین تجربه خشونت خانگی و عملکردهای شناختی مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به بررسی روابط بین متغیرهای پژوهش در یک نمونه از زنان قربانی خشونت خانگی، روش پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود که رابطه بین متغیرها بر حسب اهداف پژوهش تحلیل گردیدند . جامعه تحقیق شامل زنان قربانی خشونت مراجعه کننده به واحدهای مختلف پزشکی قانونی شهر تهران در سال 1397 بودند . نمونه پژوهش ۲۰۰ نفر از مراجعه کنندگان زن به این مراکز بوده اند که به شیوه هدفمند با توجه به معیارهای ورود و خروج و پس از اخذ رضایت از آن ها انتخاب شده اند. ابزار سنجش متغیرهای پژوهش عبارت است از فرم کوتاه پرسشنامه خودتنظیمی میلر و براون (۱۹۹۹) (SSRQ) ، پرسشنامه افسردگی، اضطراب و استرس داس (۱۹۹۵) (DASS-21) ، پرسشنامه خشونت خانوادگی پور نقاش تهرانی (۱۳۸۳) و مقیاس ارزیابی شناختی مونترال (MONTREAL) (۲۰۰۵). نتایج به دست آمده توسط نرم افزارهای SPSS و LISREL تحلیل شده اند. مدل مفهومی پیشنهادی پژوهش با انجام تحلیل های مختلف آماری مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهند که خشونت خانگی بر عملکردهای شناختی توسط متغیرهای واسطه ای خود تنظیمی و پریشانی روانشناختی تاثیرگذار است. با توجه به مقادیر شاخصهای برازش از قبیل RMSEA ، RMR ، GFI و ... مدل مفهومی پیشنهادی برازش یافت. پژوهش پیش رو بیانگر آن است که تجربه خشونت های خانگی در زنان به واسطه کاهش توانایی خود تنظیمی، و ایجاد پریشانی روانشناختی باعث کاهش عملکرد های شناختی در آنها می گردد. با توجه به یافته های این پژوهش، می توان با توجه دادن خانواده ها و همچنین سازمان ها و مراکز مرتبط با نگهداری و کمک به زنان قربانی خشونت به اهمیت نقش کاهش توانایی های شناختی و عوامل واسطه ای موثر بر آنها بر ادامه خشونت پذیری، با مداخلات آموزشی و درمانی، از وقوع مجدد این گونه خشونت ها پیشگیری کرد.
رابطه شفقت خود، حمایت اجتماعی و امیدواری با تعلل ورزی تحصیلی دانشجویان پرستاری دانشگاه آزاد اسلامی اهواز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
تمایز دانشجویان با فرسودگی تحصیلی بالا و پایین بر اساس اضطراب امتحان، نارسایی هیجانی و عملکرد تحصیلی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
نقش بهزیستی اجتماعی و فرسودگی تحصیلی در پیش بینی اشتیاق تحصیلی دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش بهزیستی اجتماعی و فرسودگی تحصیلی در پیش بینی اشتیاق تحصیلی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان شهر تبریز انجام گرفت. روش کار: روش پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازلحاظ ماهیتی توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان تبریز به تعداد ۸۰۰ نفر دانشجو می باشد. نمونه آماری طبق جدول کرجسی و مورگان ۲۶۰ نفر ( ۱۳۰ پسر و ۱۳۰ دختر) تعیین شده که به شیوه نمونه گیری تصادفی – طبقه ای انتخاب شدند. گردآوری داده ها از طریق پرسشنامه ای انجام گرفت سپس برای تحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و تجزیه وتحلیل رگرسیون با نرم افزار آماری SPSS16 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان دادند که بین اشتیاق تحصیلی دانشجو معلمان با بهزیستی اجتماعی و مؤلفه های آن رابطه مثبت و معناداری (55/0 = r ، 001/0 > P ) و با فرسودگی شغلی و مؤلفه های آن رابطه منفی و معناداری (46/0- = r ، 00/0 > P ) وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد بهزیستی اجتماعی و مؤلفه های آن یعنی مؤلفه همبستگی اجتماعی، مؤلفه مشارکت اجتماعی، مؤلفه شکوفایی اجتماعی و مؤلفه پذیرش اجتماعی به طور مثبت با مقدار ( 52/0 = 2 R ، 48/40 = F ) و فرسودگی تحصیلی و مؤلفه های آن یعنی مؤلفه های خستگی تحصیلی، مؤلفه بی علاقگی تحصیلی و مؤلفه ناکارآمدی تحصیلی بطور منفی با مقدار ( 56/0 = 2 R , 78/80 = F ) بر روی اشتیاق تحصیلی دانشجو معلمان تأثیر دارند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که بهزیستی اجتماعی و مؤلفه های آن بطور مثبت پیش بینی کننده قابل اطمینانی برای اشتیاق تحصیلی دانشجویان هستند. به علاوه فرسودگی تحصیلی و مؤلفه های آن به طور منفی و معناداری قدرت پیش بینی اشتیاق تحصیلی دانشجو معلمان رادارند.
رابطه ساختاری خلاقیت و خردمندی در گروهی از دانشجویان دانشگاه شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه ساختاری میان خلاقیت و خردمندی انجام گرفت. شرکت کنندگان تعداد 268 نفر (135 مرد، 133 زن) از دانشجویان دانشگاه شیراز بودند که به روش خوشه ای تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند و آزمون خلاقیت و مقیاس خودسنجی خردمندی را تکمیل نمودند . داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها بیانگر ارتباط مثبت و معنی دار بین ابعاد خلاقیت (سیالی، انعطاف پذیری و ابتکار) و مولفه های خردمندی (تجربیات مهم زندگی، تنظیم هیجانی، تاملی بودن، شوخ طبعی و گشودگی به تجربه) بود. نتایج حاصل از مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که خلاقیت اثر مثبت و معنی دار بر خردمندی (001/0 p < ، 51/0=β) دارد و می تواند 26 درصد از واریانس خردمندی را تبیین نماید. بر اساس نتایج این پژوهش پیشنهاد می شود با توجه به اینکه خردمندی از طریق خلاقیت قابل پیش بینی است؛ متولیان تعلیم و تربیت با فراهم آوردن محیط های آموزشی غنی به پرورش تفکر خلاق پرداخته و در نهایت افراد خردمندی را وارد جامعه سازند.
تأثیر آموزش امید به شیوه گروهی بر نگرش به زمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش ، بررسی تأثیر آموزش امید به روش گروهی بر نگرش به زمان بود. روش تحقیق نیمه آزمایشی و طرح پژوهش از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس از دانش آموزان دختر پایه سوم مقطع متوسطه دوم شهر دهگلان در سال تحصیلی 1396-1395 دو کلاس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه ازمایش و گواه ( هر گروه 25 نفر) قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از نسخه فارسی پرسشنامه نگرش به زمان میللو و ورل استفاده شد. بسته آموزشی امید اشنایدر برای گروه آزمایش طی 12 جلسه اجرا شد و گروه گواه هیچگونه آموزشی دریافت نکرد. برای تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس استفاده شد و نتایج نشان داد که آموزش امید بر نگرش به زمان دانش آموزان اثر معناداری داشته است. براساس این یافته ها می توان گفت که آموزش امید به روش گروهی در بهبود نگرش به زمان دانش آموزان اثرگذار است و با آموزش امید می توان افزایش نگرش مثبت به زمان و کاهش نگرش منفی به زمان را انتظار داشت.
اثربخشی طرحواره درمانی ذهنیت مدار بر عزت نفس افراد دارای اختلال شخصیت خودشیفته: پژوهش مورد منفرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روان شناسی بالینی سال هشتم بهار ۱۳۹۷ شماره ۳۰
65 - 101
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مطالعه اثربخشی طرحواره درمانی ذهنیت مدار بر عزت نفس آشکار و ناآشکار مبتلایان به اختلال شخصیت خودشیفته انجام شد. در این پژوهش از طرح تجربی مورد منفرد از نوع خط پایه چندگانه استفاده گردید. نمونه این مطالعه شامل 3 مورد از مراجعه کنندگان به کلینیک مشاوره در شهر قزوین در سال 1395بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. به این صورت که پس از پاسخگویی به سومین نسخه پرسش نامه بالینی چندمحوری میلون (MMPI-III)، توسط روانپزشک مورد مصاحبه تشخیصی قرار گرفته و مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) تشخیص داده شدند. ابتدا آزمودنی ها (2 زن و 1مرد) در مرحل ه خط پایه به پرسش نامه عزت نفس آشکار روزنبرگ (RSES) و مقیاس عزت نفس ناآشکار حرف-نام (NLT) پاسخ دادند. پس از ترسیم خط پایه داده ها، روند درمان طبق اصول طرح های تجربی تک آزمودنی دنبال شد و هر سه آزمودنی یکی پس از دیگری وارد طرح درمان شدند. طرحواره درمانی در 20 جلسه انفرادی 60 دقیقه ای به صورت هفته ای 2 جلسه اجرا شد و دوره پیگیری درمان، 1 ماه پس از پایان مداخله دنبال گردید. در پایان داده های بدست آمده با استفاده از شاخص های آمار توصیفی، تحلیل دیداری نمودارها با شاخص های روند، ثبات، درصد داده های غیرهمپوش (PND) و همپوش (POD) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که طرحواره درمانی درافزایش عزت نفس آشکار افراد دارای اختلال شخصیت خودشیفته موثر نبود ولی در افزایش عزت نفس ناآشکار آنها موثر واقع شد.بر اساس یافته های پژوهش حاضر، طرحواره درمانی ذهنیت مدار در بهبود و افزایش عزت نفس ناآشکار افراد دارای اختلال شخصیت خودشیفته از کارایی و اثربخشی لازم برخوردار است و می تواند در درمان علائم ناشی از عزت نفس پایین بیماران خودشیفته مورد استفاده قرار گیرد.
مقایسه ادراک درد و ناگویی خلقی در بیماران آرتریت روماتوئید، تب فامیلی مدیترانه ای و افراد سالم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه ادراک درد و ناگویی خلقی در بیماران آرتریت روماتوئید، تب فامیلی مدیترانه ای و افراد سالم انجام شد. روش پژوهش از نوع علی-مقایسه ای و جامعه آماری پژوهش را تمامی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید، تب فامیلی مدیترانه ای و افراد سالم شهر اردبیل در سال 1396 تشکیل دادند. روش نمونه گیری به صورت در دسترس بود و با استفاده از این روش تعداد 40 نفر از بیماران آرتریت روماتوئید، تب فامیلی مدیترانه ای و افراد سالم، در مجموع 120 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. جمع آوری داده ها در پژوهش حاضر با استفاده از پرسشنامه درد مک گیل و مقیاس ناگویی خلقی تورنتو انجام شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از آزمون تحلیل واریانس چند متغیره و آزمون تعقیبی استفاده شد. نتایج نشان داد ناگویی خلقی و ادراک درد به طور معناداری در بیماران آرتریت روماتوئید، تب فامیلی مدیترانه ای و افراد سالم تفاوت معناداری دارد. شدت ادراک درد در بیماران آرتریت روماتوئید بیشتر از تب فامیلی مدیترانه ای است. بر این اساس می توان نتیجه گرفت اختلال در ناگویی خلقی و ادراک درد در بیماران آرتریت روماتوئید و تب فامیلی مدیترانه ای می تواند در تشدید این اختلال ها یا فرآیند درمان شان اثرگذار باشد.
نقش نارسایی شناختی، نارسایی هیجانی و انعطاف پذیری شناختی در پیش بینی سلامت اجتماعی سالمندان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تأکید سازمان بهداشت جهانی بر اهمیت سلامت اجتماعی در کنار سلامت فیزیکی، سبب شده تا سلامت اجتماعی به دغدغه مشترک جامعه شناسان و برنامه ریزان اجتماعی جوامع تبدیل شود . پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش نارسایی شناختی، نارسایی هیجانی و انعطاف پذیری شناختی در پیش بینی سلامت اجتماعی سالمندان انجام گرفت. روش: این مطالعه، پژوهشی توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش، 118 سالمند مرد بالای 60 سال شهر اردبیل است که در سال 1396 به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از ابزارهای نارسایی شناختی، نارسایی هیجانی، انعطاف پذیری شناختی و سلامت اجتماعی استفاده شد. داده های پژوهش با روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 23 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: بین نارسایی شناختی (0/47- r= ) ، نارسایی هیجانی (0/51- r= ) و انعطاف پذیری شناختی (0/41 r= ) با سلامت اجتماعی در بین سالمندان، رابطه معناداری وجود داشت (0/05 p< ) . نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد نارسایی شناختی 0/35-، نارسایی هیجانی 0/39- و انعطاف پذیری شناختی 0/25 سلامت اجتماعی سالمندان را پیش بینی می کند (0/05 p< ) . نتیجه گیری: نارسایی شناختی، نارسایی هیجانی و انعطاف پذیری شناختی در زمره متغیرهای مرتبط با سلامت اجتماعی سالمندان بوده و توانایی پیش بینی آن را دارد.
نقش قشرهای خلفی خارجی و شکمی میانی پیش پیشانی مغز در عملکردهای کنترل مهاری با محرک های هیجانی و غیر هیجانی: شواهدی از تحریک الکتریکی مستقیم(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : کنترل مهاری دقیق و در عین حال انعطاف پذیر پاسخ های خودکار شناختی و هیجانی برای رفتار سازگارانه هنگام وقوع حوادث غیر قابل پیش بینی، نیازی اساسی در زندگی روزمره می باشد و نقص در این عملکرد اجرایی- شناختی، مشخصه اختلالات روان پزشکی مختلف از جمله نقص توجه- بیش فعالی (Attention-deficit hyperactivity disorder یا ADHD) و سوء مصرف مواد است. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی عملکرد کنترل مهاری تداخلی و پاداش پیشین در زمان حضور محرک های هیجانی و غیر هیجانی از طریق تحریک الکتریکی مستقیم از روی جمجمه (Transcranial direct current stimulation یا tDCS) بود. مواد و روش ها: در این مطالعه، 20 نفر داوطلب با میانگین سنی 7/21 سال (دامنه سنی 19 تا 30 سال) در سه موقعیت تحریک آندی قشر خلفی خارجی پیش پیشانی (Dorsolateral prefrontal cortex یا DLPFC)، تحریک آندی قشر حدقه ای پیشانی (Orbitofrontal cortex یا OFC) و شرایط شبه تحریک از طریق آزمون های Stroop هیجانی و برو/ نرو هیجانی که به ترتیب برای سنجش کنترل مهار تداخلی و مهار پاداش پیشین می باشند، مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: یافته های آزمون Stroop نشان دهنده تفاوت معنی دار در دقت اجرا (001/0 > P) و تفاوت غیر معنی دار در سرعت اجرا (050/0 < P) بود. نتایج آزمون برو/ نرو نیز تفاوت غیر معنی دار در دقت اجرا (050/0 < P) و همچنین، تفاوت غیر معنی دار در زمان واکنش (050/0 < P) را نشان داد. نتیجه گیری: با توجه به درگیری دو ساختار مغزی متفاوت در کنترل مهاری و عوامل هیجانی، تحریک یک ساختار واحد برای بهبود هم زمان این دو کارکرد اثربخش نمی باشد و به شواهد بیشتری برای بهبود هم زمان مهار و هیجان نیاز است.
اثربخشی روان نمایشگری بر تنظیم هیجان دانش آموزان مبتلابه نارساخوانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مشکل در تنظیم هیجان ازجمله مسائلی است که دانش آموزان مبتلابه نارساخوانی (Dyslexia) با آن روبه رو هستند. پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی روان نمایشگری (Psychodrama) بر تنظیم هیجان دانش آموزان دختر مقطع تحصیلی ابتدایی مبتلابه نارساخوانی شهر اصفهان انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه سوم تا ششم ابتدایی بودند که در سال تحصیلی 95-1394 در مدارس عادی مناطق پنج گانه شهر اصفهان مشغول به تحصیل بودند. نمونه موردمطالعه شامل 30 نفر از دانش آموزان دختر نارسا خوان مقطع ابتدایی با دامنه سنی12-9 سال بود که به شیوه نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. آزمون خواندن و نارساخوانی (Reading & Dyslexia Test یا RDT) جهت تشخیص ناتوانی یادگیری روی دانش آموزان اجرا شد و 30 دانش آموز مبتلابه نارساخوانی انتخاب و برحسب تصادف در گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر)، قرار گرفتند. مداخله شامل 12جلسه 45 دقیقه ای بود که در گروه آزمایش اجرا شد. در این مطالعه از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (Cognitive Emotion Regulation Questionnaire یا CERQ)، ویرایش چهارم آزمون هوش وکسلر (Wechsler Intelligence Scale for Children-Fourth Edition یا WISC-IV) به منظور کسب اطمینان از عادی بودن هوش گروه نمونه، که یکی از معیارهای لازم در تشخیص ناتوانی یادگیری است و آزمون خواندن و نارساخوانی استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از نرم افزار آماری SPSS نسخه 21 و روش تحلیل کوواریانس چند متغیره (MANCOVA) استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل نشان داد که برنامه آموزش روان نمایشگری بر تنظیم هیجان دانش آموزان مبتلابه نارساخوانی تأثیر معنادار دارد (0001/0>P). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که برنامه آموزش روان نمایشگری در تنظیم مؤثر هیجان دانش آموزان مبتلابه نارساخوانی مؤثر است. به طوری که دانش آموزان بعد از دریافت این رویکرد علاوه بر کاهش هیجانات منفی و بهبود تنظیم هیجانات مثبت، در زمینه های دیگری مانند رفتارهای بین فردی و اجتماعی نیز بهبود نشان دادند. بنابراین تمرکز بر مهارت های تنظیم هیجان به عنوان عامل مهمی در تداوم اختلالات یادگیری، می تواند در طراحی مداخلات پیشگیرانه و کاهش بروز اختلالات روان شناختی ناشی از آن مفید باشد.
نقش اعتیاد به اینترنت در سلامت اجتماعی دانش آموزان مقطع متوسطه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توجه به عواقب خطرناکی که اعتیاد به اینترنت برای افراد بخصوص نوجوانان دارد پرداختن به مسئله اعتیاد به اینترنت و پیامدهای آن بر زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی نوجوان حائز اهمیت است. ازاین رو، هدف از مطالعه حاضر بررسی نقش اعتیاد به اینترنت (Internet addiction) در سلامت اجتماعی (Social health) نوجوانان بود. مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی و از نوع پیمایشی است. بدین منظور از بین کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان اهر که به تعداد 3767 نفر بود، بر اساس جدول مورگان نمونه ای به تعداد 348 دانش آموز در دوطبقه پسر (177) نفر و دختر (171) نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه نسبتی انتخاب شد. شرکت کنندگان پرسشنامه اعتیاد به اینترنت Internet Addiction Test) یا IAT) و سلامت اجتماعی (Social Health Questionnaire یا SHQ) را تکمیل کردند. داده های به دست آمده با استفاده از روش های آماری همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون تجزیه وتحلیل شد. یافته ها: میانگین (انحراف معیار) سن شرکت کنندگان در مطالعه (47/0)3/16 سال بوده و میزان استفاده از شبکه های اجتماعی در بین شرکت کنندگان با میانگین (انحراف معیار) (76/0)38/3 است. میانگین (انحراف معیار) شکوفایی اجتماعی (03/1)74/18 (545/0- =r)، همبستگی اجتماعی (78/0)74/13 (129/0- =r)، انسجام اجتماعی (52/1)30/13 (417/0- =r)، پذیرش اجتماعی (95/1)47/22 (378/0-= r) و مشارکت اجتماعی (76/1)41/22 (396/0- =r) با اعتیاد به اینترنت (92/7)16/41 همبستگی منفی و معنادار داشت (05/0>p) و مؤلفه های سلامت اجتماعی می توانند اعتیاد به اینترنت را به طور معناداری پیش بینی کنند. نتیجه گیری: مطالعه نشان داد که میزان بالاتر اعتیاد به اینترنت می تواند در کاهش سلامت اجتماعی افراد مؤثر باشد. بنابراین، برای کاهش مشکلات و پیشگیری از بروز مشکلات آسیب های نوپدیدی مانند اعتیاد اینترنتی، باید برنامه های ارتقای سلامت و سایر راه های پیشگیری را در اولویت قرارداد.
روابط ساختاری سبک دلبستگی با پریشانی روان شناختی: نقش واسطه ای تنظیم شناختی هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال دهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۳۹)
63 - 76
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با توجه به نقش دلبستگی ناایمن در تحول و تداوم پریشانی روان شناختی و تأثیر تنظیم هیجان بر مشکلات و اختلالات روان شناختی، هدف پژوهش حاضر، وارسی سهم تنظیم شناختی هیجان در تبیین رابطه بین سبک دلبستگی و پریشانی روان شناختی بود. روش: نمونه مورد مطالعه، دربرگیرنده 300 نفر از دانشجویان کارشناسی و دکتری حرفه ای مشغول به تحصیل در دانشگاه شاهد بود. ابزارهای مورداستفاده در این پژوهش شامل مقیاس اضطراب، افسردگی و استرس (DASS-21)، پرسشنامه تجارب مربوط به روابط نزدیک (ECR-R) و فرم کوتاه پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ-S) بود. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار های SPSS-23 و AMOS-18 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین اضطراب دلبستگی با مؤلفه های اضطراب، افسردگی و استرس و نیز تنظیم غیرانطباقی هیجان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. یافته های برآمده از معادلات ساختاری و آزمون سوبل بیان گر تأیید نقش واسطه ای متغیر تنظیم غیرانطباقی هیجان در رابطه بین اضطراب دلبستگی و مؤلفه های پریشانی روانشناختی بود. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر، نقش واسطه ای متغیر تنظیم غیرانطباقی هیجان را در رابطه بین اضطراب دلبستگی و مؤلفه های پریشانی روانشناختی نمایان ساخت. بدین سان می توان در گستره روابط بین فردی، تربیتی، خانوادگی و درمانی به متغیرهای یادشده توجه نمود.
اثربخشی درمانگری شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودکارآمدی اجتماعی و افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودکارآمدی اجتماعی و افسردگی دختران نوجوان تحت سرپرستی بهزیستی اجرا شد. روش پژوهش از نوع شبه تجربی و با طرح پیش آزمون پس آزمون پیگیری با گروه گواه و جامعه آماری دختران نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست ساکن در مرکز نگهداری استان قزوین بود. از بین این دختران 12 نفر به روش نمونه برداری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه جایگزین شدند. گروه آزمایشی طی دو ماه تحت مداخله شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی در 10 جلسه 70 تا 90 دقیقه ای قرار گرفت. هر دو گروه در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه با پرسشنامه خودکارآمدی اجتماعی نوجوانان کنلی (1989) و افسردگی نوجوانان کوتچر (2002) ارزیابی شدند. نتایج تحلیل کوواریانس افزایش معنا دار خودکارآمدی اجتماعی و کاهش افسردگی را در گروه آزمایش نشان داد، که در پیگیری نیز تداوم داشت. نتایج پژوهش اثربخشی کاربست شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی را بر افزایش خودکارآمدی اجتماعی و کاهش افسردگی در دختران نوجوان بدسرپرست و بی سرپرست تأیید کرد.
بازبینی الگوهای غالب ارتباطی زوجین ایرانی بر مبنای "بن مایه تعارضی ارتباط": یک بررسی کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روان شناسی بالینی سال هشتم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۲
67 - 92
حوزههای تخصصی:
چکیده<br /> هدف: مطالعه حاضر با هدف بازبینی و تدوین الگوهای غالب ارتباطی زوجین ایرانی در چهارچوب دیدگاه روابط موضوعی و بر مبنای صورت بندی روابط در الگوی "بن مایه تعارضی ارتباط" بود. <br /> روش: این مطالعه کیفی و با رویکرد تحلیل محتوای جهت دار بود.ارزیابی با در نظر گرفتن معیارهای ورود و خروج مطالعه، بر روی 41 نفر (17 زن) و (24 مرد) انجام شد. داده ها با استفاده از مصاحبه ساختار نایافته جمع آوری و به روش تحلیل محتوا مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. برای تأیید دقت و صحت داده ها از معیارهای گابا و لینکلن استفاده شده است.<br /> یافته ها: با تحلیل داده ها چهار الگوی ارتباطی: 1)الگوی نگران از قضاوت، ارزش گذاری و اتهام های دیگران 2)الگوی نگران از واکنش های آسیب زای دیگران و پیامدهای آن3 ) الگوی تلاش برای اجتناب از ایجاد آسیب و ناراحتی در دیگران 4) الگوی عدم ابراز خواست به جهت ناامیدی در برآورده شدن آن؛ به دست آمد.<br /> بحث و نتیجه گیری: الگوهای به دست آمده بر اساس نظریه های روان پویشی به ویژه روی آورد روابط موضوعی که معتقدند روابط فرد در نخستین سال های زندگی با اطرافیان درون سازی شده و در موقعیت های بزرگ سالی بازنمایی می شوند؛ و بر اساس دو مفهوم مهم "تحریف انتقال" و "اجبار به تکرار"، قابل تبیین هستند. درواقع زوج ها، در موقعیت های ارتباطی به صورت ناهشیار همان روابطی که در کودکی درون سازی کرده اند را به کار می بندند. یافته های پژوهش بر این نکته تأکیددارند که پدیدآیی تعارض های زوجین را نمی توان صرفاً در چهارچوب روابط کنونی تبیین نمود و ردیابی این مشکلات در بازنمایی های "خود – موضوع" ضروری است.
اثربخشی روان درمانی انتقال محور بر کنش تأملی و کاهش نشانه شناختی بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۴۰)
45 - 58
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی روان درمانی انتقال محور بر کنش تأملی و کاهش نشانه شناختی در مراجعانِ مبتلا به اختلال شخصیت مرزی صورت گرفت. روش: هدف پژوهش، کاربردی و طرح آن نیمه آزمایشی، از نوع A-B-A بود. ازمیان مراجعانِ دارای اختلال شخصیت مرزی که به بیمارستان ابن سینا شهر مشهد رجوع کردند، 3 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به مدت یک سال تحت روان درمانی انتقال محور قرار گرفتند. داده ها در سه مرحله ی خط پایه، درمان و پیگیری طی 15 ماه، بااستفاده از پرسشنامه های کنش تأملی و پرسشنامه صفت اسکیزوئیدی (نسخه ی B) جمع آوری شد. برای تحلیل نتایج از شاخص های تحلیل دیداری، درصد بهبودی، اندازه اثر و تغییر پایا استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که در مراحل درمان و پیگیری، نمره ی کلی کنش تأملی، افزایش و نشانه های مرزی، کاهش معنادار داشت. شاخصِ اطمینانِ کنش تأملی، افزایشِ معنادار نشان داد، حال آنکه شاخصِ عدم اطمینان، تغییر معناداری نداشت. بعلاوه، شاخص های تحلیل بیانگرِ کاهش معنادارِ ناامیدی و تکانش گری بودند، منتها این تغییر برای نشانه ی تجزیه و پارانویا مشاهده نشد. نتیجه گیری: روان درمانی انتقال محور می تواند در مدت زمان یک سال موجب افزایش کنش تأملی و تغییرات ساختاری و نشانه شناختی مهم در بیماران مرزی شود. پژوهش های بیشتر درخصوصِ ابعاد ژرف تر درمان نیاز است.