فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۵۲۱ تا ۱۵٬۵۴۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
منبع:
روانشناسی بالینی سال دهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۳۹)
23 - 33
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی تحریک دوطرفه مکرر مغناطیسی فراجمجمه ای (rTMS) بر بی لذتی و نشانه های افسردگی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی بود. روش: این مطالعه کار آزمایی بالینی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. از میان بیماران مبتلا به افسردگی اساسی مراجعه کننده به مرکز علوم اعصاب آتیه از دی 1395 تا شهریور 1396، 58 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند. سپس به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه rTMS را بر روی قشر پشتی جانبی پیش پیشانی چپ(DLPFC) با فرکانس 10 هرتز و بر روی قشر DLPFC راست با فرکانس 1 هرتز دریافت کردند. گروه کنترل نیز rTMS ساختگی را دریافت کردند. بیماران از طریق مقیاس خوش کامی اسنیت همیلتون، مقیاس درجه بندی افسردگی همیلتون در قبل و در بعد از درمان ارزیابی شدند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که تحریک دوطرفه rTMS به گونه معنادار باعث کاهش نمرات میانگین بی لذتی و نشانه های افسردگی در افراد نمونه می شود. نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که rTMS می تواند به عنوان یک رویکرد مؤثر برای درمان بی لذتی و نشانگان افسردگی در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی در نظر گرفته شود.
بررسی نتایج نمونه غیربالینی 12 ساله ایرانی در پاسخ دهی به آزمون رورشاخ و مقایسه آن با نمونه مشابه اکسنر (2003)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هفدهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۶۵
124-138
حوزههای تخصصی:
با وجود اینکه آزمون رورشاخ یکی از مشهورترین آزمون های فرافکن جهان است و پژوهش های متعددی را در گستره مقایسه ها و هنجارها در گروه های سنی بالینی و غیربالینی در کشورهای مختلف به خود اختصاص داده است و با توجه به نقش جنسیت، فرهنگ و وجود هنجارهای لازم برای همه سنین در یک جامعه، پژوهش حاضر پیرو تحقیقات محدود این آزمون در ایران و بر روی کودکان 12 ساله انجام شده است. هدف از تحقیق حاضر، تعیین چگونگی نتایج نمونه های غیربالینی 12 ساله ایرانی در لوح های مختلف رورشاخ و مقایسه نتایج مذکور با یافته های نمونه های غیربالینی و غیرایرانی (اکسنر، 2003 ) در مورد آزمون رورشاخ در سنین مشابه بوده است. برای دست یابی به هدف یاد شده، 99 کودک 12 ساله که در پایه ششم مقطع ابتدایی مشغول به تحصیل بودند از 5 منطقه آموزش و پرورش شهر تهران (شمال، جنوب، شرق، غرب، مرکز) انتخاب شده و توسط آزمون رورشاخ مورد آزمایش قرارگرفته اند. بعد از اجرای آزمون رورشاخ، نتایج حاصل از آن با استفاده از آزمون t دو گروه مستقل مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که بین نمونه ایرانی و نمونه اکسنر (2003) تفاوت قابل ملاحظه ای در برخی متغیرهای گستره، محتوا، تعیین کننده، کیفیت تحولی و کیفیت شکل و پاسخ های رایج وجود دارد ( 0/05> p و 0/01> p ).
پی کاوی تجربه زیسته رضایت زناشویی زوجین واجد تفاوت فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ازدواج های بین فرهنگی به واسطه فراگیر بودن وسایل ارتباط جمعی رو به افزایش است. بررسی رضایت زناشویی به عنوان مهم ترین و اساسی ترین عامل پایداری و دوام زندگی مشترک در این ازدواج ها دارای اهمیت است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی تجارب زیسته رضایت زناشویی زوج هایی از فرهنگ های کرد، عرب و بختیاری بود که به روش کیفی و با استفاده از راهبرد پدیدارشناسی توصیفی- نمود شناختی کلایزی (1978) انجام شد. 16 زوج (۳۲ نفر/ ۱۶ زن و 16 شوهر) با ازدواج های بین فرهنگی و روش نمونه گیری مبتنی بر هدف از نوع گلوله برفی تا حد اشباع انتخاب و با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته موردبررسی قرار گرفتند. سپس داده ها جمع آوری، ثبت، کدگذاری و در قالب مضمون های اصلی و فرعی طبقه بندی گردیدند. تحلیل تجارب مشارکت کنندگان منجر به شناسایی 750 کد اولیه، 20 زیر مضمون و 6 مضمون اصلی گردید که عبارت اند از: فرایندهای قبل از ازدواج، ادراک حضور خانواده ها، تصمیم گیری در مورد فرزند، ادراک ابعاد ارتباطی و زناشویی، ادراک نیازهای کلی ازدواج های بین فرهنگی و ادراک چالش های ازدواج بین فرهنگی. با توجه به یافته ها می توان بیان کرد که مضمون ادراک ابعاد ارتباطی و زناشویی با مضامین فرعی مانند نقش حیاتی حمایت و درک همسر، راهبردهای تسهیل کننده ارتباطی و زناشویی و تجربه ادراک یا عدم ادراک تفاوت ها و شباهت های شخصیتی، در مرکز تجربه رضایت زناشویی زوج های با ازدواج بین فرهنگی قرار دارد. این مطالعه مفاهیم مهمی برای مشاوران خانواده دارد و در برنامه های غنی سازی و ارتقای روابط زوجین بین فرهنگی، توجه به این مضامین سودمند خواهد بود. همچنین، این پژوهش می تواند اطلاعات کاربردی و مفیدی برای پژوهش های آتی درزمینه ازدواج های بین فرهنگی باشد.
اثربخشی آموزش مؤلفه های معنوی بر احساس تنهایی و حرمت نفسِ دانش آموزان پرورشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«معنویت» به عنوان یک عامل مؤثر، نقش مهمی بر سلامت جسم و روان افراد و به ویژه نوجوانان ایفا می کند. توجه به این متغیر، زمانی که فرد بدون والد و سرپرستی باشد، بیش از گذشته ضرورت می یابد. این پژوهش، با هدف اثربخشی آموزش مؤلفه های معنوی، بر احساس تنهایی و حرمت نفس، در نوجوانان پرورشگاهی انجام شد. نمونه پژوهش، 40 نوجوان ساکن در پرورشگاه های شهر کرمان بودند که به صورت تصادفی در چهار گروه قرار گرفتند. به دو گروه آزمایشی، مؤلفه های معنوی در 10 جلسه 90 دقیقه ای ارائه شد و دو گروه کنترل، برنامه ای دریافت نکردند. با توجه به روش آماری، فقط از یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل پیش از اجرای برنامه درمانی پیش آزمون گرفته شد، اما پس از اجرای برنامه درمانی، هر 4 گروه به پرسش نامه های احساس تنهایی و حرمت نفس پاسخ دادند. نتایج نشان داد که آموزش مؤلفه های معنوی تأثیر معناداری بر احساس تنهایی نوجوانان داشته است (05/0P<)، اما بر مؤلفه حرمت نفس اثربخش نبوده است. مؤلفه های معنوی، با اصلاح و بازسازی و سپس، نوسازی درونی و برونی افراد، زمینه رشد، شکوفایی و رستگاری او فراهم می کند.
اثربخشی آموزش مدیریت چندوجهی تنیدگی بر رواندرستی و تنیدگی شغلی کارکنان شرکت داروسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هفدهم پاییز (آبان) ۱۳۹۷ شماره ۶۸
427-435
حوزههای تخصصی:
زمینه: پژوهش ها نشان می دهد، فقدان سلامت روان و وجود تنیدگی نه تنها در افراد باعث اختلال در عملکرد و کاهش بهره وری کارکنان در سازمان ها می شود بلکه مدیریت اثربخش بدون توجه به این متغیرها کمتر حاصل می شود. بنابراین آیا آموزش مدیریت چندوجهی تنیدگی می تواند بر رواندرستی و تنیدگی شغلی کارکنان اثر بگذارد؟ هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش مدیریت چندوجهی تنیدگی لرن( بارلو و همکاران، 2001) بر رواندرستی معنوی و تنیدگی شغلی کارکنان یک شرکت داروسازی در تهران انجام گرفت. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی (پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه) بود. از میان کارکنان داوطلب، 30 نفر به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) قرار گرفتند. برنامه چندوجهی مدیریت تنیدگی طی 18 جلسه 90 دقیقه ای و به صورت هفتگی اجرا شد و آزمودنی ها به پرسشنامه تنیدگی ادراک شده PSS ( کوهن و همکاران، 1983) و رواندرستی معنوی SIWB ( فری و همکاران، 2005) پاسخ دادند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیره نشان داد که اثر گروه آزمایشی به صورت معناداری روی تنیدگی شغلی (0/01 < P ) و رواندرستی (0/01 < P ) تأثیر دارد. نتیجه گیری: این بدان معناست کارکنانی که در برنامه آموزش مدیریت چندوجهی تنیدگی شرکت کردند در متغیرهای رواندرستی( خودکارآمدی و نقشه زندگی) و کاهش تنیدگی شغلی نمرات بهتری در آزمون نهایی اخذ کردند.
مقایسه اثربخشی برنامه آموزش جایگزین پرخاشگری و برنامه آموزش ایمن سازی در مقابل استرس بر تکانشگری نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر به منظور مقایسه اثربخشی آموزش جایگزین پرخاشگری و آموزش ایمن سازی در مقابل استرس بر تکانشگری نوجوانان انجام شد. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی سه گروهی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه می باشد. بدین منظور از بین نوجوان کانون اصلاح و تربیت شهر تهران 60 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل جایگزین شدند. شرکت کنندگان قبل از شروع مداخله پرسشنامه تکانشگری بارات را تکمیل نمودند. سپس دو گروه آزمایشی تحت 10 جلسه 90 الی 120 دقیقه ای آموزش به شیوه "آموزش جایگزین پرخاشگری" و " ایمن سازی در مقابل استرس" قرار گرفتند، در حالی که گروه کنترل آموزشی را دریافت نکرد. بعد از اتمام جلسات آموزشی و همچنین دو ماه بعد، مجدداً هر سه گروه پرسشنامه مزبور را تکمیل نمودند. داده های بدست آمده با استفاده از روش تحلیل واریانس مختلط و به کمک نرم افزار SPSS25 تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که نمرات تکانشگری شرکت کنندگان در گروه آموزش جایگزین پرخاشگری در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری را نشان می دهد، اما در نمرات گروه آزمایشی ایمن سازی در مقابل استرس در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معناداری مشاهده نگردید. به علاوه در مقایسه اثربخشی دو روش آموزشی با یکدیگر تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های مطالعه می توان از روش آموزش جایگزین پرخاشگری به عنوان یک روش جایگزین و یا مکمل در کنار سایر شیوه های مداخله ای برای کاهش تکانشگری و اصلاح رفتار نوجوانان استفاده نمود.
رابطه کیفیت تعامل والد فرزندی با گرایش به تفکر انتقادی و مؤلفه های سلامت روان در دانش آموزان دختر نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۷ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۶۸
192-210
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه کیفیت تعامل والد- فرزندی و تفکر انتقادی با مولفه های سلامت روان در بین دختران نوجوان انجام شد. به این منظور تعداد 319 نفر از نوجوانان دختر دوره دوم دبیرستان شهر یزد به شیوه تصادفی خوشه ای چندمرحله ای جهت شرکت در پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای به کاررفته در پژوهش شامل پرسشنامه رابطه والد فرزندی ( PCRS ) ، پرسشنامه گرایش به تفکر انتقادی ریکتس(2003) و پرسشنامه استاندارد سلامت عمومی کلدبرگ ( GHQ-28 ) بود. به منظور تحلیل داده های پژوهش از روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین کیفیت تعامل والد-فرزند با سلامت روان و گرایش های تفکر انتقادی نوجوانان دختر رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بین گرایش به تفکر انتقادی و سلامت روان رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که کیفیت ارتباط با پدر به طور معناداری پیش بینی کننده سلامت روان و گرایش به تفکر انتقادی در نوجوانان دختر می باشد.
بررسی عوامل موثر بر روند "تجاری سازی تحقیقات علوم پزشکی"(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
رابطه فرسودگی تحصیلی با آسیب های تحصیلی، عملکرد تحصیلی و هوش
حوزههای تخصصی:
این مطالعه به منظور تعیین رابطه ی فرسودگی تحصیلی با آسیب های تحصیلی، عملکرد تحصیلی و هوش انجام شد. روش پژوهش در این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه پژوهش شامل 150 نفر از دانش آموزان دختر سال اول دبیرستان شهرستان شهرکرد بوده که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامه فرسودگی تحصیلی، آسیب های تحصیلی، هوش ریون (فرم بزرگسالان) و معدل آنان نیز به عنوان شاخصی برای عملکرد تحصیلی آنان در نظر گرفته شد. داده ها با روش آماری همبستگی و رگرسیون گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آسیب های مربوط به عادات تحصیلی و آسیب های مربوط به آمادگی تحصیلی، فرسودگی تحصیلی را به طور معناداری پیش بینی می کنند. همچنین خستگی هیجانی (اولین بُعد فرسودگی تحصیلی) توسط آسیب های مربوط به عادات تحصیلی، پیش بینی می شود. بدبینی نسبت به تحصیل (دومین بُعد فرسودگی تحصیلی)، توسط دو متغیر آسیب های مربوط به عادات تحصیلی و آسیب های ذهنی و عاطفی مربوط به تحصیل پیش بینی می شود. ناکارآمدی تحصیلی (سومین بُعد فرسودگی تحصیلی) توسط دو متغیر آسیب های مربوط به آمادگی تحصیلی و آسیب های مربوط به عادات تحصیلی، پیش بینی می شود. با توجه به این یافته ها، می توان گفت عادات غلط تحصیلی، عدم آمادگی تحصیلی و مشکلات عاطفی و ذهنی مربوط به تحصیل از عوامل بوجود آمدن فرسودگی تحصیلی است. بنابراین راهنمایی و مشاوره دانش آموزان در جهت غلبه بر عادات غلط تحصیلی، برنامه ریزی جهت افزایش مهارت های آمادگی گذر از راهنمایی به دبیرستان، و نهایتاً برنامه ریزی جهت کاهش مشکلات عاطفی و ذهنی دانش آموزان دختر سال اول دبیرستان پیشنهاد می شود.
مقایسه کارآمدی درمان فراشناختی و درمان شناختی-رفتاری در کاهش باورهای فراشناختی، باورهای آمیختگی، علایم توقف و باورهای کنترل/خطر در بیماران وسواس شست شو
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با توجه به ماهیت پیچیده و نشانگان متنوع اختلال وسواسی- اجباری، درمان های متفاوتی برای این اختلال استفاده می شود. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه کارآمدی دو درمان شناختی- رفتاری و فراشناختی در کاهش باورهای فراشناختی، آمیختگی، نشانگان توقف درونی و باورهای کنترل/خطر بود. روش: به این منظور 6 بیمار زن مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری از نوع شست وشو بر اساس معیار تشخیصی و آماری SCID انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه درمان فراشناختی و شناختی- رفتاری قرار گرفتند. بیماران هر دو گروه به مدت 12 جلسه یک ساعته درمان های مربوط به خود را دریافت نمودند . ابزارهای پژوهش شامل سیاهه وسواسی - اجباری ( OCI-R )، پرسشنامه نشانه های توقف، ابزار آمیختگی فکر و پرسشنامه باورهای فراشناختی در چهار نوبت پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری اولیه و ثانویه توسط بیماران تکمیل شد و داده ها به دو صورت انفرادی و گروهی تحلیل گردید. در تحلیل انفرادی از شکل ها، تحلیل دیداری و اندازه اثر و در تحلیل گروهی داده ها از تحلیل واریانس با یک عامل بین گروهی (گروه های درمانی) و یک عامل درونی (زمان آزمون ها) استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که درمان فراشناختی در کاهش باورهای فراشناختی، باورهای آمیختگی و نشانه های توقف درونی مؤثرتر از درمان شناختی رفتاری عمل کرده است و درمان شناختی رفتاری در کاهش باورهای کنترل/خطر قوی تر از درمان فراشناختی عمل می کند. نتیجه گیری: با توجه به این نتایج به نظر می رسد درمان فراشناختی درمجموع برای کاهش نشانگان وسواسی مناسب تر باشد. بااین حال، نتیجه گیری قطعی در مورد کارآمدی این درمان ها نیازمند مطالعات بیشتری است .
راهبردهای مقابله ای زنان با شرایط پس از طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۷ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۶۸
172-191
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف این مطالعه، بررسی راهبردهای مقابله ای زنان مطلقه با شرایط پس ازطلاق است. روش : مطالعه کیفی حاضر با روش تحلیل تماتیک و از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته با شرکت 21 زن مطلقه ساکن شهرستان بانه انجام گرفت. نمونه گیری به روش هدفمند انجام شد و تا رسیدن به اشباع داده ها ادامه یافت. یافته ها: تحلیل داده های کیفی حاکی از دو نوع راهبرد مقابله ای شامل راهبردهای سازگارانه و راهبردهای ناسازگارانه در مقابله با شرایط پس از طلاق در میان زنان مطلقه بود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که کاربرد راهبردهای مقابله ای در زنان مطلقه با توجه به توان فردی، حمایت خانوادگی و اجتماعی و نیز سرمایه اقتصادی- اجتماعی ای که در اختیار دارند، متفاوت است. شناخت راهبردهای مقابله ای زنان با شرایط پس از طلاق درک جامعتری از نیازهای آنان به دست می آورد، بر همین اساس توانمندسازی زنان مطلقه، آموزش شیوه های سازگاری، تقویت زمینه های حمایت خانوادگی و فرصت های اجتماعی از جمله اقداماتی است که منجر به افزایش سازگاری زنان با شرایط پس از طلاق خواهد شد.
اثربخشی تحلیل روان شناختی فیلم های با مضامین دینی بر دینداری دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی تحلیل روان شناختی فیلم های برگزیده با مضامین دینی بر دینداری دانشجویان انجام گرفته است. روش این پژوهش از نوع طرح های شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعۀ آماری پژوهش، دانشجویان دانشگاه های تهران بوده اند که 40 نفر از این دانشجویان به شیوۀ نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به شیوۀ تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 11 جلسه در کارگاه های تحلیل روا ن شناختی فیلم های با مضامین دینی شرکت کردند، درحالی که گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از نسخه کوتاه مقیاس دینداری استفاده گردید. یافته ها نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که میانگین مؤلفه های دینداری به ویژه مؤلفۀ عواطف دینی در گروه آزمایش افزایش یافته است، اگرچه این افزایش به لحاظ آماری معنادار نبوده است. نتیجه گیری بنابراین، می توان گفت با تحلیل روان شناختی فیلم های با مضامین دینی، امکان افزایش برخی از مؤلفه های دینداری امکان پذیر می باشد. فیلم ها با شیوۀ روایت گونه ای که دارند از لایه های مقاومت مخاطبان عبور می کنند و احتمالاً در ارتقای سطح دینداری افراد اثرگذار باشند.
بررسی سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار بر دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد علوم تحقیقات واحد تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار بر دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد علوم تحقیقات واحد تهران انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع پس رویدادی بود . جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان متأهل دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات تهران می شد. نمونه به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شد و به پرسشنامه سبک های دلبستگی هازان و شیور و فرم کوتاه طرحواره های ناسازگارانه اولیه یانگ ( YSQ-SF ) پاسخ دادند. نمونه پژوهش شامل۱۹۰ نفر می باشد. در پایان، داده های پژوهشی، با روش رگرسیون گام به گام، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد تفاوت معناداری بین سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار افراد متاهل دانشجویان دانشگاه آزاد علوم تحقیقات واحد تهران وجود دارد. نتیجه گیریشناسایی سبک دلبستگی افراد و طرحواره های ناسازگار آنها، به همراه تبیین رفتارهای آن از همدیگر، به تشخیص و حل مشکلات زناشویی و روابط بین فردی زوجینی که هنوز در مراحل اولیه ارتباطی شان قرار دارند کمک شایانی خواهد کرد
ارزیابی ابعاد دلبستگی ناایمن و رضایت جنسی با میانجی گری خودکارآمدی کنش-وری جنسی در زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف. این مطالعه با هدف ارزیابی ابعاد دلبستگی ناایمن (اضطرابی و اجتنابی) و رضایت جنسی با میانجی گری خودکارآمدی کنش وری جنسی در زنان متأهل شهر شیراز در سال 1393 اجرا گردید. روش. پژوهش حاضر همبستگی از نوع رگرسیون سلسله مراتبی هم زمان بود. 160 زن از میان زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره خصوصی شهر شیراز به روش داوطلبانه و با رعایت کلیه موازین اخلاق پژوهش برگزیده شدند، و مقیاس های دلبستگی ناایمن بزرگسالان کولینز و رید، رضایت جنسی و خودکارآمدی کنش وری جنسی زنان را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی هم زمان و نرم افزار آماری SPSS نسخه بیست و یک انجام گرفت. یافته ها. نتایج نشان دادند که بین متغیر ابعاد دلبستگی های اضطرابی و اجتنابی با متغیرهای خودکارآمدی کنش وری جنسی و رضایت جنسی همبستگی های منفی و معنادار و بین متغیر خودکارآمدی کنش وری جنسی و رضایت زناشویی همبستگی مثبت و معنادار وجود دارد (05/0 p <). هم چنین تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی به روش بارون و کنی نشان دادند که خودکارآمدی جنسی-کنش وری میانجی بین ابعاد دلبستگی های ناایمن (اضطرابی و اجتنابی) و رضایت جنسی است.در نتیجه می توان بیان کرد که خودکارآمدی کنش وری جنسی یک نقش مهم در افزایش رضایت جنسی زنان متأهل دارد.
پیشگیری از اعتیاد از منظر رویکرد اجتماعی: نقش سرمایه اجتماعی
حوزههای تخصصی:
بسیاری از افراد نمی دانند که چرا و چگونه افراد دیگر به موادمخدر وابسته می شوند. آن ها ممکن است اشتباهاً فکر کنند که کسانی که از موادمخدر استفاده می کنند، فاقد اصول اخلاقی و اراده هستند و می توانند به راحتی به وسیله انتخاب خود، مصرف مواد را قطع کنند. وابستگی به موادمخدر بیماری پیچیده ای است که فرایند ترک آن معمولاً چیزی بیش از نیت و اراده را می طلبد و همانند هر بیماری دیگری نیاز به مراقبت و درمان دارد. همانند هر بیماری دیگری، فرد بیمار نیازمند این است که در طول درمان، شبکه حمایتی قوی داشته باشد تا بتواند به بهبودی و موفقیت درمان دست یابد. از جمله عوامل حمایت کننده در این زمینه سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی شبکه ای از روابط و پیوندهای مبتنی بر اعتماد اجتماعی بین فردی و بین گروهی و تعاملات افراد با گروه ها، سازمان ها و نهادهای اجتماعی است که انرژی لازم برای تسهیل کنش ها در جهت اهداف فردی و جمعی را فراهم می کند. وجود عوامل حمایت کننده مانند سرمایه اجتماعی برای پیشگیری و مبارزه با اعتیاد و بهبودی از آن امری ضروری است. در واقع می توان گفت موفقیت اجتماعی شدن امر مبارزه با مواد مخدر وابسته به کم و کیف سرمایه اجتماعی است. شواهد پژوهشی نیز حاکی از نقش و اهمیت سرمایه اجتماعی در پیشگیری از اعتیاد و مبارزه با موادمخدر است. بنابراین شناخت همه جانبه و صحیح از پدیده اعتیاد و برنامه ریزی در راستای افزایش سرمایه اجتماعی و عوامل حمایت کننده می تواند راهگشای برنامه ریزی و موفقیت هر چه بیشتر در اجتماعی کردن مبارزه با مواد مخدر باشد.
آزمون مدل فراتشخیصیِ مبتنی بر نظریه لینچ، در رابطه با افسردگی در جمعیت غیربالینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی مدل آسیب شناسی لینچ، اثر تعامل حساسیت به تهدید، حساسیت به پاداش و کمال گرایی والدین با میانجی گری بیش کنترل گری و پیوند اجتماعی، در رابطه با افسردگی بود. اعضای نمونه را 521 نفر از دانشجویان سه دانشگاه در تهران تشکیل می دهند که به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این مطالعه شامل مقیاس طبع منفی فهرست شخصیت سازگار و ناسازگار، مقیاس تجربه ی زمانی لذّت، خرده مقیاس های کمال گرایی ناسازگارانه، مقیاس کمال گرایی چندبعدی فراست، پرسشنامه ی دوسوگرایی در ابراز هیجان، مقیاس نیاز شخصی به ساختار، پرسشنامه ی مشکلات بین فردی، مقیاس امنیت و لذّت اجتماعی و پرسشنامه ی افسردگی بک بود. یافته های مطالعه، حکایت از برازش خوب مدل یادشده داشت. تحلیل بوت استرپ نیز نقش واسطه ای بیش کنترل گری و پیوند اجتماعی را تأیید کرد. بر این اساس تعامل حساسیت به تهدید، حساسیت به پاداش و کمال گرایی والدین منجر به ایجاد سبک مقابله ای بیش کنترل گرانه می شود؛ بیش کنترل گری نیز به نوبه ی خود به اختلال در پیوند اجتماعی می انجامد و از این طریق به افسردگی منجر می شود. بر این اساس، یافته های مطالعه ی حاضر از مدل لینچ در رابطه با آسیب شناسی افسردگی حمایت می کند.
کنش های اجرایی در کودکان پایه اول ابتدایی با و بدون تجربه پیش دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه کنشهای اجرایی در ابعاد انعطافپذیری شناختی و حافظهکاری در دانش آموزان پایه اول ابتدایی با و بدون تجربه پیشدبستانی اجرا<br />95- شد. پژوهش از نوع علّی مقایسهای بود. جامعه آماری را تمام دانشآموزان عادی پایه اول دبستان در مدارس دولتی شهر تهران که در سال تحصیلی 96<br />مشغول به تحصیل بودند تشکیل دادند که از میان آنها 90 دانشآموز با تجربه و 90 دانشآموز بدون تجربه پیشدبستانی به روش نمونهبرداری خوشهای<br />چندمرحلهای انتخاب و آزمون شدند. انعطافپذیری شناختی بهوسیله آزمون دستهبندی کارتهای ویسکانسین (گرانت و برگ، 1948 ) و حافظه کاری بهوسیله<br />خردهآزمون مقیاس فراخنای ارقام وکسلر سنجیده شد. نتایج آزمون تحلیل واریانس دوراهه نشان داد بین کنشهای اجرایی در ابعاد انعطافپذیری شناختی و حافظه<br />کاری در کودکان پایه اول دبستان با و بدون تجربه پیشدبستانی تفاوت معنادار وجود دارد. همچنین در رابطه با نقش جنس تفاوت معناداری در کنشهای اجرایی<br />بین دو گروه دختران و پسران پایه اول دبستان با و بدون تجربه پیشدبستانی مشاهده نشد. میانگین نمرهها نشان داد دانشآموزان با تجربه پیشدبستانی در<br />مؤلفههای انعطافپذیری شناختی و حافظه کاری بهتر از دانشآموزان بدون تجربه پیشدبستانی عمل میکنند. بنابراین با توجه به نتایج بهدستآمده آموزشهای<br />پیشدبستانی بر تقویت کنشهای اجرایی کودکان موثر بوده است.
تأثیر آموزش تفکر مثبت بر نشاط ذهنی و سرمایه های روان شناختی زنان درگیر تعارضات زناشویی
حوزههای تخصصی:
تعارضات زناشویی فرایندهای روان شناختی، هیجانی و ارتباطی زنان را با آسیب رویارو می سازند. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش تفکر مثبت بر نشاط ذهنی و سرمایه های روان شناختی زنان دارای تعارضات زناشویی انجام گرفت. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل همه زنان دارای تعارضات زناشویی شهر تهران در سال 1395 بود که به مراکز مشاوره مراجعه کرده بودند. در این پژوهش از روش نمونه گیری غیر احتمالی داوطلبانه و گمارش تصادفی استفاده شد. بدین صورت که از میان زنان دارای تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره تهران، تعداد 30 نفر به صورت داوطلبانه انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گروه گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش مداخله آموزشی را طی دو ماه و نیم در 8 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. این در حالی بود که گروه گواه این مداخله را در طول فرایند انجام پژوهش دریافت نکرد. پرسشنامه های مورداستفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه نشاط ذهنی (ریان و فردریک، 1997)، تعارض زناشویی توسط براتی و ثنایی (1375) و پرسش نامه سرمایه روان شناختی (لوتانز و اولیو، 2007) بود. داده های برآمده از پژوهش به شیوه تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج برآمده از تحلیل داده ها نشان داد که آموزش تفکر مثبت بر نشاط ذهنی و سرمایه های روان شناختی زنان دارای تعارضات زناشویی مؤثر بوده است ( P<0.001 ). بدین صورت که این آموزش توانسته نشاط ذهنی و سرمایه های روان شناختی زنان دارای تعارضات زناشویی را افزایش دهد. برابر با یافته های پژوهش حاضر می توان آموزش تفکر مثبت را به عنوان یک روش کارا جهت بهبود نشاط ذهنی و سرمایه های روان شناختی زنان دارای تعارضات زناشویی پیشنهاد داد.
رشد تصمیم گیری تخصیص منابع کودکان 4 تا 6 ساله در موقعیت های نابرابر سودمند و ناسودمند(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: چگونگی تخصیص منابع در طول رشد و عوامل انگیزشی آن به ویژه در کودکی یافته های مهمی پیرامون رشد عدالت در اختیار روانشناسان رشد قرار می دهد. در حدود 4 سالگی، تفکر کودک درباره خود و دیگران ابعاد مختلفی پیدا کرده و درک اجتماعی اش افزایش می یابد. در این زمان، کودک قادر است درباره چگونگی و میزان تقسیم کردن منابع و دارایی هایش با دیگران تصمیم بگیرد. در طول رشد در نظر گرفتن نفع شخصی یا برقراری عدالت به هنگام تخصیص منابع اهمیت پیدا می کند. هدف مطالعه حاضر بررسی رشد رفتار تخصیص منابع در دختران و پسران 4 تا 6 سال در موقعیت های برابر سودمند و برابر ناسودمند بود. مواد و روش ها: این مطالعه به روش توصیفی همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه کودکان 4 تا 6 ساله مهدکودک های چهار منطقه مختلف از تهران در سال 1396-1395 بود. سی وچهار کودک 4 ساله (17 دختر)، 36 کودک 5 ساله (18 دختر)، 32 کودک 6 ساله (16 دختر) به روش نمونه گیری طبقه ای خوشه ای در مطالعه شرکت کردند. از کودکان خواسته شد که در تکلیف تخصیص منابع در موقعیت های هزینه بر سودمند، هزینه بر ناسودمند و بدون هزینه سودمند منابع را با کودک دیگر تقسیم کنند. یافته ها: با استفاده از روش همبستگی پیرسون مشخص شد که با افزایش سن از 4 تا 6 سالگی، میزان تخصیص منابع ثابت باقی می ماند. تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که کودکان در موقعیت نابرابر ناسودمند بیشتر از موقعیت نابرابر ناسودمند منابع را تخصیص می دهند (05/0p<). همچنین، کودکان 4 ساله بیشتر از دو گروه دیگر در موقعیت نابرابر ناسودمند منابع را به دیگری تخصیص دادند (05/0p<). درنهایت، دختران 6 ساله بیشتر از پسران هم سال خود تخصیص منابع کردند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که انگیزه اصلی در میزان تخصیص منابع در دوران 4 تا 6 سالگی در موقعیت های نابرابر ناسودمند و سودمند نفع شخصی بوده و این اثر در کودکان 4 ساله بیشتر از کودکان 5 و 6 ساله است. همچنین مفهوم برابری و عدالت در بازه سنی 4 تا 6 سالگی به هنگام تخصیص منابع هنوز رشد پیدا نکرده است.
نقش راهبردهای یادگیری شناختی و فراشناختی، خوش بینی تحصیلی و اشتیاق تحصیلی در پیش بینی سرزندگی تحصیلی دانشجویان پرستاری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: متغیرهای بسیاری در بهبود سرزندگی تحصیلی دانشجویان نقش دارند. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش راهبردهای یادگیری شناختی و فراشناختی، خوش بینی تحصیلی و اشتیاق تحصیلی در پیش بینی سرزندگی تحصیلی دانشجویان پرستاری انجام شد. روش کار: این مطالعه مقطعی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش دانشجویان پرستاری دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز در سال تحصیلی 97-1396 بودند که از میان آنها 200 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. داده ها با کمک پرسشنامه های راهبردهای یادگیری شناختی و فراشناختی Wolters ، خوش بینی تحصیلی Beard و همکاران، اشتیاق تحصیلی Fredricks و همکاران و سرزندگی تحصیلی حسین چاری و دهقانی زاده جمع آوری و با روش های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با مدل همزمان تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد راهبردهای یادگیری شناختی (269/0 = r )، راهبردهای یادگیری فراشناختی (312/0 = r )، خوش بینی تحصیلی (375/0 = r ) و اشتیاق تحصیلی (438/0 = r ) با سرزندگی تحصیلی دانشجویان پرستاری همبستگی مثبت و معنادار داشتند. همچنین متغیرهای راهبردهای یادگیری شناختی و فراشناختی، خوش بینی تحصیلی و اشتیاق تحصیلی 7/40 درصد از تغییرات سرزندگی تحصیلی دانشجویان پرستاری را پیش بینی کردند که در این پیش بینی سهم اشتیاق تحصیلی بیشتر از سایر متغیرها بود (01/0 > P ). نتیجه گیری: نتایج حاکی از اهمیت متغیرهای راهبردهای یادگیری شناختی و فراشناختی، خوش بینی تحصیلی و اشتیاق تحصیلی در پیش بینی سرزندگی تحصیلی دانشجویان پرستاری می باشند. بنابراین برای بهبود سرزندگی تحصیلی دانشجویان پرستاری می توان راهبردهای یادگیری شناختی و فراشناختی، خوش بینی تحصیلی و اشتیاق تحصیلی آنان را افزایش داد.