فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۹۸۱ تا ۱۰٬۰۰۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم زمستان (دی) ۱۴۰۰ شماره ۱۰۶
۱۹۱۲-۱۸۹۷
حوزههای تخصصی:
زمینه: تعارض زناشویی می تواند پایه های زندگی مشترک را متزلزل سازد و زمینه طلاق عاطفی و رسمی را فراهم سازد. اثربخشی رفتاردرمانگری دیالکتیکی و درمان متمرکز بر شفقت بر متغیرهای مختلفی تأیید شده است، اما در زمینه مقایسه و تأثیر این دو درمان بر تعارض زناشویی شکاف تحقیقاتی وجود دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش درمان متمرکز بر شفقت و رفتاردرمانگری دیالکتیکی بر کاهش تعارض زناشویی زنان در آستانه طلاق بود. روش: روش پژوهش به صورت شبه آزمایشی و از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه این پژوهش را کلیه زنان دارای تعارض زناشویی و در آستانه طلاق شهر ساری تشکیل می دادند که در سال 1397 به مراکز مشاوره تحت نظارت سازمان بهزیستی شهرستان ساری مراجعه کرده بودند. 45 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه) جایگزین شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه تعارض زناشویی (MCQ) ثنایی و همکاران (1387) بود. گروه آزمایشی اول، 8 جلسه (هفته ای دوساعت) تحت آموزش گروهی درمان متمرکز بر شفت، و گروه آزمایشی دوم، 8 جلسه (هفته ای دوساعت) تحت آموزش گروهی رفتاردرمانگری دیالکتیکی قرار گرفتند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار، SPSS24، استفاده شده است و داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که در پس آزمون، تعارض زناشویی آزمودنی های گروه های آزمایشی نسبت به گروه گواه، کاهش معنی داری داشته است (001/0 p<). اما تحلیل آزمون تعقیبی بنفرونی بین اثربخشی رفتاردرمانگری دیالکتیکی و درمان متمرکز بر شفقت بر تعارض زناشویی زنان در آستانه طلاق تفاوتی را نشان نداد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، حمایت تجربی مناسبی را برای رفتاردرمانگری دیالکتیکی و درمان متمرکز برشفقت فراهم می آورد. پیشنهاد می گردد روانشناسان و مشاوران خانواده، این دو درمان را جهت بهبود تعارض زناشویی به کار گیرند.
وارسی الگوی مفهومی مؤلفه های راهنمایی شغلی و کارآفرینی تلفیق شده در محتوای کتب درسی دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم زمستان (اسفند) ۱۴۰۰ شماره ۱۰۸
۲۱۸۰-۲۱۶۱
حوزههای تخصصی:
زمینه: درحال حاضر با توجه به فقدان برنامه راهنمایی شغلی و آموزش کارآفرینی در دوره متوسطه اول ایران، آمادگی های لازم برای مسیر شغلی دانش آموزان از طریق تلفیق این مؤلفه ها در کتب درسی انجام می شود. از این رو وارسی الگوی تلفیق ضروری به نظر می رسد که در مطالعات پیشین مغفول مانده است. هدف: هدف پژوهش حاضر وارسی الگوی مفهومی مؤلفه های راهنمایی شغلی و کارآفرینی تلفیق شده در محتوای کتب درسی دوره متوسطه اول است. روش: این پژوهش به روش تحلیل محتوای کیفی برای شناسایی و استخراج مؤلفه ها، و فن تحلیل مضمون برای سازماندهی و تبیین الگوی مفهومی استفاده شد. جامعه آماری کتب درسی پایه هفتم تا نهم سال تحصیلی 99-1400 و نمونه پژوهش شامل کتب کاروفناوری، مطالعات اجتماعی سه پایه و تفکر وسبک زندگی پایه هفتم و هشتم، به طور هدفمند انتخاب شدند. یافته ها: تعداد 125 کد و 20 مضمون پایه استخراج شد؛ کدها و مضامین ضروری توسط 13 متخصص مشاوره و کارآفرینی به روش CVR اعتباریابی شدند. 89 کد و 19 مضمون پایه ضروری تشخیص داده شده در ادامه به 3 مضمون سازمان دهنده (آمادگی انتخاب مسیر شغلی، شایستگی های کارآفرینی و شایستگی های بنیادی) و مضمون فراگیر آمادگی مسیر شغلی، سازمان دهی و الگوی مفهومی استخراج شد. 46/07،34/83 و 56/18 درصد کدها به ترتیب در پایه های هفتم تا نهم مغفول مانده اند. به مضامین آمادگی انتخاب مسیر شغلی شامل: اطلاعات مسیر شغلی 99/12، مهارت های مسیر شغلی و تصمیم گیری 96/6 و نگرش شغلی2/09 درصد؛ به شایستگی های کارآفرینی 19/03 درصد در محتوای کتب درسی نمونه پژوهش توجه شده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد درصد قابل توجهی از مضامین ضروری مفغول مانده و مؤلفه ها به صورت موضعی در محتوای کتب درسی گنجانده شده است. مقایسه الگوی تلفیق با مدل های رشدی انتخاب شغل، حاکی از غلبه دیدگاه آنی بر دیدگاه تکاملی انتخاب شغل است؛ ازاین رو الگوی تلفیق، کارآیی لازم را در آمادگی مسیر شغلی دانش آموزان ندارد.
تدوین مدل ساختاری تبیین رفتار جامعه پسند بر اساس انگیزه تعلق و حساسیت طردشدگی با میانجی گری اعتماد اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رفتار جامعه پسند، از سازه هایی است که در روانشناسی اجتماعی به طور جدی مورد توجه قرار گرفته است و می تواند تحت تاثیر عوامل مختلفی باشد. از این رو، هدف این پژوهش تدوین مدل ساختاری تبیین رفتار جامعه پسند بر اساس انگیزه تعلق، حساسیت به طرد با میانجیگری اعتماد اجتماعی در دانشجویان بود. روش پژوهش همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش همه دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا در سال تحصیلی 1400-1399 بودند که نمونه ای به حجم 400 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی از میان آنان انتخاب شد. ابزار استفاده شده در این پژوهش شامل مقیاس رفتار جامعه پسند کاپررا و همکاران (2005)، مقیاس اعتماد اجتماعی صفاری نیا و شریف (1389)، مقیاس انگیزه تعلق، کوادرادو و همکاران (2016) و مقیاس حساسیت طردشدگی، داونی و فولدمن (1996) بود. نتایج نشان داد مدل مفهومی تدوین شده با داده ها برازش مناسبی داشت. نتایج روابط ساختاری مدل نشان داد که انگیزه تعلق و حساسیت طرد شدگی بر اعتماد اجتماعی (01/0 p<) و رفتار جامعه پسند (01/0 p<) اثر مستقیم و معناداری دارند. همچنین، اعتماد اجتماعی نیز بر رفتار جامعه پسند اثر مستقیم و معناداری داشت (01/0 p<). نتایج روابط غیرمستقیم نشان داد که انگیزه تعلق و حساسیت طردشدگی با میانجی گری اعتماد اجتماعی بر رفتار جامعه پسند اثر معناداری دارد (01/0 p<). بر اساس نتایج انگیزه تعلق و حساسیت به طرد بر اعتماد و رفتارهای جامعه پسند موثر هستند. از این رو، با تدوین برنامه هایی جهت آموزش و افزایش انگیزه تعلق و کاهش حساسیت به طرد در افراد، می توان انتظار بهبود رفتارهای جامعه پسند را در آنان داشت.
شناسایی عوامل تاثیرگذار بر کاهش تحریف شناختی ناشی از پاندمی کووید 19 (سلامت معنوی، صبر، همزیستی مسالمت آمیز و اعتماد به کادر درمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت اجتماعی سال دهم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۱۹)
165 - 177
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل تأثیرگذار بر کاهش تحریفات شناختی ناشی از پاندمی کووید 19 به انجام رسید. پژوهش حاضر از جهت هدف، پژوهش کاربردی و از حیث ماهیت، توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری شامل افراد ساکن در شهر کرج بود که حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 384 نفر محاسبه شد. نمونه گیری بصورت هدفمند و با روش داوطلبانه صورت گرفت. به منظور گردآوری داده ها از مقیاس تحریف شناختی اوزتورک و حمامچی (2004)، سلامت معنوی پالوتزین و الیسون (1983) و پرسشنامه های پژوهشگرساخته صبر، همزیستی مسالمت آمیز و اعتماد استفاده شد. یافته های پژوهش بر اساس تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد که سلامت معنوی، اعتماد به کادر درمان و همزیستی مسالمت آمیز تأثیری مثبت بر کاهش تحریف شناختی داشتند، ولی تأثیر صبر معنادار نبود. در نتیجه، در بعد اجتماعی، افزایش اعتماد و گسترش همزیستی همدلانه در جامعه و در بعد فردی، افزایش سلامت معنوی می تواند زمینه ساز کاهش تحریف شناختی گردد.
نسخه کوتاه فهرست مقابله با موقعیت های تنیدگی زا: بررسی روان سنجی در بین پرستاران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال دهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۳۹)
105 - 120
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پرستاری یک حرفه پرتنش است که می تواند مسائلی را در قلمرو سلامت روان شناختی و جسمانی و همچنین مشکلات رفتاری موجب شود. در بخش انکولوژی، اضافه بار کاری پرستاران و روند صعودی افزایش مبتلایان به سرطان، ضرورت مطالعه کیفیت فشار کاری پرستاران این بخش را سبب می شود. مطالعه حاضر با هدف آزمون ساختار عاملی نسخه کوتاه فهرست مقابله با موقعیت های تنیدگی زا در بین گروهی از پرستاران ایرانی انجام شد. روش: در پژوهش همبستگی حاضر، 151 نفر از پرستاران شاغل در بخش های اونکولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران، به نسخه کوتاه فهرست مقابله با موقعیت های تنیدگی زا پاسخ دادند. به منظور آزمون ساختار عاملی نسخه کوتاه فهرست مقابله با موقعیت های تنیدگی زا در بین پرستاران از روش های آماری تحلیل مؤلفه های اصلی و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. یافته ها: نتایج روش آماری تحلیل مؤلفه های اصلی با استفاده از چرخش وریمکس نشان داد که ساختار عاملی نسخه کوتاه فهرست مقابله با موقعیت های تنیدگی زا در بین پرستاران از چهار عامل هیجان مداری، مسئله مداری، تمرکززدایی و حواس پرتی تشکیل شده است. نتایج در این بخش نشان داد که چهار عامل استخراج شده حدود 18/55 درصد از واریانس نمرات عامل مکنون زیربنایی مقاله را تبیین کردند. علاوه بر این، شاخص های برازش تحلیل عاملی تأییدی بر پایه نرم افزار AMOS نیز وجود عوامل چهار گانه را تأیید کرد. ضرایب آلفای کرانباخ برای چهار عامل هیجان مداری، مسئله مداری، تمرکززدایی و حواس پرتی در بین پرستاران به ترتیب برابر با 83/0، 78/0، 77/0 و 77/0 به دست آمد. نتیجه گیری: درمجموع، نتایج پژوهش حاضر، بر ثبات ساختار عاملی نسخه کوتاه فهرست مقابله با موقعیت های تنیدگی زا و همچنین اعتبار این فهرست برای سنجش سبک ترجیحی پرستاران ایرانی در مواجهه با تجارب تنیدگی زا، تأکید کرد.
مقایسه اثربخشی ماتریکس درمان پذیرش و تعهد با درمان پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت بر اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلال اضطراب اجتماعی بسیار ناتوان کننده است که به مختل شدن بسیاری از جنبه های زندگی، و در موارد شدید به کاهش کیفیت زندگی فرد منجر می شود. بنابراین بکارگیری درمان تجربی فراتشخیصی یکپارچه نگر ضروری می باشد. این پژوهش با هدف ارزیابی و مقایسه اثربخشی ماتریکس درمان پذیرش و تعهد و درمان پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت بر اضطراب اجتماعی، انعطاف پذیری پذیرش و عمل، زندگی ارزشمند و شفقت به خود انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع کارآزمایی بالینی با طرح آزمایشی تک آزمودنی با خط پایه چندگانه ناهمزمان بود که به روش نمونه گیری هدفمند در طی 12 جلسه 60 دقیقه ای، با پیگیری2 ماهه بر روی 6 دانشجوی مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی اجرا شد. برای مقایسه نتایج این دو الگوی درمانی یکپارچه نگر، از مقیاس اضطراب اجتماعی لیبویتز، هیمبرگ و همکاران، (1999)، پرسشنامه انعطاف پذیری پذیرش و عمل- نسخه دوم بوند، و همکاران (2011)، پرسشنامه زندگی ارزشمند ویلسون و همکاران (2010) و مقیاس خود شفقت ورزی- فرم کوتاه ریس و همکاران (2011)، استفاده شد. داده ها با روش ترسیم دیداری، درصد بهبودی، شاخص تغییر پایا و شاخص های شش گانه کارایی بالینی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو روش ماتریکس درمان پذیرش و تعهد و درمان پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت در کاهش اضطراب اجتماعی (1.96->Z) و افزایش انعطاف پذیری پذیرش و عمل، خود شفقت ورزی و زندگی ارشمند در مرحله آخر درمان و مرحله پیگیری موثر و معنادار است (1.96Z>). همچنین نتایج این پژوهش در مرحله پیگیری نیز نشان دهنده تداوم اثربخشی و کارایی این دو مداخله یکپارچه نگر بر اختلال اضطراب اجتماعی بود. بحث و نتیجه گیری : این پژوهش از اثربخشی و کارایی بالینی ماتریکس درمان پذیرش و تعهد و درمان پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت در دانشجویان با اختلال اضطراب اجتماعی حمایت می کند.
واکاوی ارتباط حریم خصوصی اشخاص با امر به معروف و نهی از منکر
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی پدیده منحصر به فرد قرن بیستم بوده و موجب تحوّل در تمام زمینه ها و عرصه های فکری و دینی شده است. امر به معروف و نهی از منکر و رابطه آن با حریم خصوصی افراد از مباحث مهم است. حریم خصوصی، محدوده ی زندگی شخصی هر فرد است که مایل نیست دیگران بدون اجازه ی وی به آن دسترسی داشته باشند. مهم ترین قلمرو و محدوده ی حریم خصوصی عبارت است از: منازل و اماکن خصوصی، جسم افراد، اطلاعات، ارتباطات و مانند آن.«حریم اشخاص» یا « حریم خصوصی» و یا « حق خلوت» ازمباحث مهم و جدید حقوق محسوب می شود و تقریبا در ادبیات حقوقی و یا در قوانین بسیاری از کشورها مورد توجه قرار گرفته است.در تعارض بین رعایت «حریم خصوصی »با «منافع عمومی »، رعایت حریم خصوصی بااستثنا مواجه است .محدودیت ها و استثنا های این اصل، توسط شارع و قانون گذار معین می شود. بین اصل رعایت حریم خصوصی افراد و امر به معروف ونهی ازمنکر تعارضی وجود ندارد.
طراحی بسته آموزشی ذکر به منظور کاهش نشانه های افسردگی بر اساس منابع اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
افسردگی، یکی از شایع ترین و مهم ترین اختلالات روانی است، همچنین یکی از مهم ترین مقابله های دینی با این پدیده، استفاده از «ذکر» با مضامین خاص خود می باشد. ازاین رو، هدف این پژوهش، «تدوین بسته آموزشی ذکر به منظور کاهش نشانه های افسردگی بر اساس منابع اسلامی» است. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های کاربردی بوده و در آن از روش کیفی از نوع تحلیل محتوا و کمّی از نوع دلفی استفاده شده است. ابتدا کارکردهای ذکر در منابع اسلامی موردبررسی قرار گرفت؛ سپس اذکار مرتبط با افسردگی بر اساس ملاک های مشخص گزینش گردید؛ در ادامه معرفت های موجود در اذکار منتخب، مورد تحلیل قرار گرفت. این معرفت ها به اختصار عبارت اند از: خدااسنادی، خدامالکی، خداپناهی، اطمینان به روزی، امید به خدا، خدامحوری، تنزه الهی، جبران و امید، ممکن الخطا بودن، خدامُنعمی و خیر باوری. در نتیجه، بسته آموزشی بر اساس کارکردهای معرفتی، معنوی، عاطفی و رفتاری ذکر و در چارچوب منطق مراتب توحید در اندیشه اسلامی تدوین گردید. و در آخر، روایی محتوایی معارف و بسته آموزشی توسط کارشناسان با استفاده از شاخص های CVR و CVI مورد ارزیابی و تأیید قرار گرفت. نتیجه آن که بسته آموزشی ذکر برای کاهش نشانه های افسردگی از لحاظ نظری قابلیت تدوین دارد.
اثربخشی آموزش مثبت نگری با رویکرد اسلامی بر خودمهارگری و دیدگاه فهمی همسر در زنان متأهل دانشجو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مثبت نگری با رویکرد اسلامی بر خودمهارگری و دیدگاه فهمی همسر بر زنان متأهل دانشجو انجام شد. این پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری تعداد 3996 نفر (زنان متأهل دانشجوی دانشگاه آزاد اراک) در سال 1399 در نظر گرفته شد. نمونه آماری پژوهش شامل 30 نفر از دانشجویان متأهل روان شناسی دانشگاه آزاد اراک بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایشی و کنترل تقسیم شدند. برنامه آموزش مثبت نگری با رویکرد اسلامی در هشت جلسه 60 دقیقه ای، به صورت مجازی در واتساپ بر روی اعضای گروه آزمایش انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه تانجنی و همکاران (2004) برای خودمهارگری و پرسشنامه لانگ (1990) برای دیدگاه فهمی همسر سنجیده شد؛ همچنین داده ها با به کار بردن آزمون تحلیل کوواریانس مختلط با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج بیانگر آموزش مثبت نگری با رویکرد اسلامی بر خودمهارگری (038/>p و 659/12 = f) و دیدگاه فهمی همسر (038/>p و 58/14=f) و پایداری این تأثیر در مرحله پیگیری بود. یافته ها نشان داد که آموزش مثبت نگری با رویکرد اسلامی بر خودمهارگری و دیدگاه فهمی همسر در زنان متأهل تأثیر داشته است.
شیوع اختلال یادگیری غیرکلامی در دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش واسطه ای اسنادهای علّی در رابطه بین کمال گرایی با بهزیستی تحصیلی در نوجوانان تیزهوش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه علّی هوش فرهنگی و سرزندگی تحصیلی با یادگیری خودراهبر از طریق میانجیگری اهمال کاری تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، آزمون الگوی رابطه علّی هوش فرهنگی و سرزندگی تحصیلی با یادگیری خود راهبر از طریق میانجیگری اهمال کاری تحصیلی دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول بودند که از بین آنها به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نمونه ای 354 نفری انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه های یادگیری خودراهبر فیشر و همکاران (2001 )، سرزندگی تحصیلی دهقانی زاده و حسین چاری (1391)، اهمال کاری تحصیلی سولومون و راتبلوم (1984) و هوش فرهنگی آنگ و همکاران (۲۰۰۴) استفاده شد. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از تحلیل مسیر انجام گرفت. نتایج نشان داد که در کل نمونه، تمامی ضرایب مسیر بین متغیرها از لحاظ آماری معنی دار بودند. به علاوه مسیرهای مستقیم هوش فرهنگی، سرزندگی تحصیلی و اهمال کاری تحصیلی به یادگیری خود راهبر از لحاظ آماری معنی دار بودند. هم چنین مسیرهای مستقیم هوش فرهنگی و سرزندگی تحصیلی به اهمال کاری تحصیلی نیز معنی دار بودند. از سوی دیگر، نتایج نشان داد رابطه غیرمستقیم هوش فرهنگی و سرزندگی تحصیلی با یادگیری خودراهبر از طریق اهمال کاری تحصیلی معنی دار بودند. در مجموع، نتایج پژوهش نشان داد که به نظر می رسد یادگیری خودراهبر پدیده ای است که از عوامل بسیاری از جمله هوش فرهنگی، سرزندگی تحصیلی و اهمال کاری تحصیلی تاثیر می پذیرد.
بررسی اثر بخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر رضایت زناشویی در مادران کودکان مبتلا به اختلال اتیسم
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثر بخشی درمان پذیرش و تعهد بر افزایش میزان رضایت زناشویی بود. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال اتیسم عضو انجمن اتیسم در شهر تهران بودند. روش نمونه گیری در دسترس که شامل ۲۰ مادر بود که به طور تصادفی در گروه ازمایشی و گواه گمارده شدند. گروه ازمایش، درمان پذیرش و تعهد را در ۸ جلسه یک ساعته دریافت نمودند. برای جمع اوری داده ها از پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ (۱۹۹۸)، استفاده گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده گردید. نتایج تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد که درمان پذیرش و تعهد میزان رضایت زناشویی در مادران کودکان مبتلا به اختلال اتیسم را افزایش می دهد و میانگین نمره کل رضایت زناشویی در دو گروه آزمایشی و کنترل تفاوت معناداری دارد و میانگین نمره کل رضایت زناشویی در گروه آزمایش از میانگین نمره کل رضایت زناشویی در گروه کنترل به گونه ای معنادار بالاتر است. بنابراین میتوان نتیجه گرفت درمان پذیرش و تعهد توانسته است بر افزایش میزان رضایت زناشویی درمادران کودکان مبتلا به اختلال اتیسم تاثیر بگذارد.
طرحواره های ناسازگار اولیه و تنش شغلی؛ نقش واسطه ای سه گانه های تاریک شخصیت
منبع:
پژوهش های کاربردی در مشاوره سال چهارم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱۲
125 - 146
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه وتنش شغلی با نقش واسطه ای سه گانه سیاه انجام شد. طرح پژوهش، همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری کلیه پرستاران بخش های ICU و روانپزشکی دانشگاه های علوم پزشکی شهر تبریز بود (850=N)، که با استفاده از نمونه گیری خوشه ای تک مرحله ای از بین 12 بیمارستان دولتی در شهر تبریز بر اساس جدول کرجسی و مورگان تعداد 280 نفر انتخاب شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های طرحواره یانگ (فرم کوتاه) (1990)، مقیاس شخصیت تاریک جانسون و همکاران (2012)، و استرس شغلی فرنچ و کاپلان (2003) جمع آوری شد. مقدار ضریب مسیر بدست آمده برای ارتباط بین متغیر سه گانه سیاه با تنش شغلی برابر با (89/0) و برای متغیر طرحواره ناسازگار اولیه با تنش شغلی برابر با (37/0) است ومقدار سطح معناداری بدست آمده برای این ضرایب کمتر از مقداری خطای مورد نظر (05/0) است پس بین سه گانه سیاه و طرحواره ناسازگار اولیه با تنش شغلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین با توجه به اینکه میزان بدست آمده بالاتر از 96/1 می باشد، نقش واسطه ای سه گانه سیاه در رابطه بین طرحواره ناسازگاری اولیه و تنش شغلی تایید می شود.
تاثیر آموزش ذهن آگاهی بر بلوغ عاطفی دختران در دوره بلوغ
منبع:
پژوهش های کاربردی در مشاوره سال چهارم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱۲
147 - 165
حوزههای تخصصی:
با توجه به این که از بین دوره های مختلف زندگی انسان، دوران کودکی و نوجوانی از مهم ترین و حساس ترین مراحل زندگی هر فرد به شمار می رود از این رو هدف پژوهش حاضر " تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر بلوغ عاطفی دختران دردوره بلوغ" بود. روش پژوهش نیمه تجربی و طرح انتخابی برای اجرا نیز طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دختران پایه متوسطه اول شهر تهران در سال تحصیلی 98-1399 تشکیل می دادند. 30 نفر از این افراد با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند (15 نفر برای هر گروه). گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه ای آموزش ذهن آگاهی به شیوه گروهی شرکت کردند، در حالی که گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس های بلوغ عاطفی سینگ و بهارگاوا (1974) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و با آزمون تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین میانگین نمرات گروه آزمایش و کنترل در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد و نتیجه گیری می کنیم که آموزش ذهن آگاهی به طور معناداری در افزایش بلوغ عاطفی دختران نوجوان مفید بوده است.
رابطه بین ویژگی های شخصیتی و باورهای ارتباطی غیرمنطقی با وضعیت جنسی در زنان با سابقه خیانت زناشویی
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی و باورهای ارتباطی غیرمنطقی با وضعیت جنسی در زنان با سابقه خیانت زناشویی بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه زنان با سابقه خیانت زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی شهر تهران در سال 1398-1397 بودند. حجم نمونه 130 نفر از این افراد بر اساس فرمول پلنت از تاپاکینگ، فیدل و اولمن (2007) و به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به پرسشنامه های وضعیت جنسی راست و گلومبرک (1986)، شخصیت پنج عاملی کاستا و مک کری (1992) و باورهای ارتباطی آیدلسون و اپستاین (1982) پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بین ویژگی های شخصیتی و باورهای ارتباطی غیرمنطقی با وضعیت جنسی در زنان با سابقه خیانت زناشویی رابطه معنی داری وجود دارد (0/01>P). نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نیز آشکار کرد که 40/7% درصد واریانس وضعیت جنسی به وسیله ویژگی های شخصیتی و 48/4% درصد به وسیله باورهای ارتباطی غیرمنطقی تبیین می شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که ویژگی های شخصیتی و باورهای ارتباطی غیرمنطقی سهم معنادار در پیش بینی وضعیت جنسی در زنان با سابقه خیانت زناشویی دارند.
بررسی اصول چهارده گانه شادمانی فوردایس در متون و تربیت اسلامی
حوزههای تخصصی:
موضوع «شادی و شادمانی» در وجود آدمی، تاریخی به اندازه قدمت خود انسان دارد و مباحث مربوط به آن جزء کهن ترین مسائل بشری محسوب می شوند. روانشناسی جدید در سال های اخیر به دستاوردهای خوبی در زمینه «روانشناسی شادی» نائل گردیده است. «اصول چهارده گانه فوردایس» که محور بسیاری از تحقیقات و پژوهش های دانشگاهی با موضوع «شادمانی» قرارگرفته، یکی از اصلی ترین یافته ها در این زمینه است. کارگاه ها و دوره های آموزش شادی و نشاط نیز در میان برخی از آحاد جامعه در حال انجام است. نتایج پژوهش ها در این زمینه نشان داده که این دوره ها توانسته، از طریق آموزش شادمانی به افراد، اثرات مثبتی در کاهش آسیب های روانی، اجتماعی و حتی جسمی فراگیران داشته باشد. این مقاله، ضمن بررسی محتوای این اصول شادی بخش درصدد آن است تا مشخص کند چه ردپایی از آن را می توان در منابع و متون اسلامی یافت و در تربیت و اخلاق اسلامی تا چه حد بر محتوای این اصول، تأکید شده است.
اثربخشی شفقت درمانی والدین بر همدلی و اعتماد به نفس نوجوانان شهر تهران
حوزههای تخصصی:
پیش زمینه و هدف: آنچه نگران کننده است این است که علی رغم دانش موجود در خصوص اهمیت نحوه تعامل و تربیت نوجوانان، بسیاری از نوجوانان در سراسر جهان همچنان در محیط هایی بزرگ می شوند که با تنبیه، آزار عاطفی، جسمی و بی توجهی مشخصی می شوند؛ در همین راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی شفقت درمانی والدین بر همدلی و اعتماد به نفس نوجوانان انجام شد. مواد و روش کار: روش تحقیق شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر منطقه 4 شهر تهران و نیز والدین (پدر و مادر) آن ها بود که از این میان 30 دانش آموز به شیوه هدفمند انتخاب و بر اساس تخصیص بلوک تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند (هر گروه شامل 15 نفر). والدین گروه آزمایش 7 جلسه شفقت درمانی گروهی دریافت کرد. در طی این مدت گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه همدلی و مقیاس اعتماد به نفس صورت گرفت؛ و داده ها بر اساس تجزیه و تحلیل کواریانس مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد در دختران نوجوان گروه آزمایش تغییر معناداری در بهبود متغیرهای اعتماد به نفس و ابعاد همدلی (نگرانی همدلانه، اندوه شخصی، دیدگاه پذیری) در پس آزمون نسبت به گروه کنترل تحت تأثیر مداخله شفقت درمانی والدین به وجود آمده است (05/0>p). بحث و نتیجه گیری: در مجموع می توان بیان داشت که شفقت درمانی والدین این پتانسیل را دارد که بهبود اعتماد به نفس و همدلی در فرزندان را در پی داشته باشد.
پایایی، روایی و هنجاریابی مقیاس نااُمیدی بین فردی (IHS) در دانش آموزان دوره متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش هنجاریابی و اعتبارسنجی مقیاس نااُمیدی بین فردی در جامعه ایرانی بود که میزان نااُمیدی بین فردی را در زندگی نوجوانان بررسی می کند. این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه این پژوهش کلیه دانش آموزان دوره متوسطه دوره دوم شهر کرج در سال تحصیلی 99-1398 بودند که از بین آنها 504 دانش آموز به عنوان گروه نمونه موردمطالعه به شیوه نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها پس از ترجمه و آماده سازی مقیاس نااُمیدی بین فردی، این ابزار به همراه پرسشنامه های رفتار خودکشی (SBQ) و نااُمیدی بک (HBQ) برای روایی همگرا و سرسختی روان شناختی (AHI) و پرسشنامه نیازهای بین فردی (INQ) برای روایی واگرا در اختیار نمونه پژوهشی قرار گرفت. برای تجزیه وتحلیل داده ها از دو رویکرد کلاسیک و نظریه پرسش پاسخ و از نرم افزارهای آماری Spss نسخه 26 و نرم افزار R نسخه 4.0.2 استفاده شد. نتایج بررسی روایی سازه ابزار با روش تحلیل عاملی تأییدی )نظریه کلاسیک( و مدل های تک بعدی )نظریه پرسش پاسخ(، مدل تک عاملی مقیاس نااُمیدی بین فردی را تأیید کرد. همچنین، روایی همگرا و واگرای ابزار نیز تأیید شد. اعتبار مقیاس نیز با روش آلفای کرونباخ (مقادیر آلفای بالای 70/0 برای هر سه عامل و نمره کل) و روش بازآزمایی (همبستگی درون طبقه ای بالا بین دو مرحله اندازه گیری) در رویکرد کلاسیک آزمون تأیید شد. براساس نظریه پرسش پاسخ نیز اعتبار داده ها با استفاده از تابع آگاهی و خطای اندازه گیری بررسی شد و تابع آگاهی مقیاس نشان داد هر سه عامل در محدوده سطح صفت بین 2- تا 3، بیشترین آگاهی دهندگی و کمترین خطای اندازه گیری را داشتند. مقیاس نااُمیدی بین فردی از پایایی و روایی مطلوبی در جامعه ایرانی برخوردار است و می توان از آن به عنوان یک ابزار علمی معتبر برای ارزیابی نااُمیدی بین فردی نوجوانان استفاده کرد. همچنین، این ابزار می تواند در جامعه نوجوانان ایرانی به عنوان ابزاری مفید و معتبر در حوزه خدمات مشاوره ای و روان شناختی استفاده شود.
مدل یابی روابط ساختاری شناخت اجتماعی و سبک های هویت با رفتارهای خودآسیب رسان با میانجی گری شفقت به خود در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت اجتماعی سال دهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
115 - 138
حوزههای تخصصی:
مقدمه: خودآسیب رسانی مکانیسمی که نوجوانان برای محافظت از خود شکننده شان در مقابل فشارهای این دوره از آن استفاده می کنند و اغلب موجب آسیب جدی جسمی و روانی به خود می شوند. برای جلوگیری یا کاهش این رفتارها در نوجوانان، لازم است ابتدا اطلاعات مناسب در مورد این ساختار بدست آورده و عوامل مؤثر بر آنها را شناسایی نمود . روش: براین اساس پژوهش حاضر با هدف مدل یابی روابط ساختاری شناخت اجتماعی و سبک های هویت با رفتارهای خودآسیب رسان با میانجی گری شفقت به خود در نوجوانان انجام شد. روش پژوهش همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی نوجوانان 16-14 سال که در سال تحصیلی 1400-99 در مدارس دولتی شهر کرج مشغول به تحصیل بودند، که 247 نفر به صورت اینترنتی و از طریق شبکه های مجازی به صورت در دسترس با استفاده از پرسشنامه های سبک های هویت (برزونسکی، 1989) شناخت اجتماعی (نجاتی، و همکاران، 1397) رفتار خودآسیب رسان (کلونسکی و گلن، 2009) شفقت به خود (نف، 2003)، مورد ارزیابی قرار گرفتند . یافته ها و نتیجه گیری: یافته های بدست آمده از ارزیابی مدل پیشنهادی به روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SPSS23 و Smart PLS3 نشان داد اثر مستقیم و منفی سبک های هویت (01/0>P)، و شفقت به خود (05/0>P) بر رفتارهای خود آسیب رسان معنادار است. اثرمستقیم و منفی شناخت اجتماعی بر رفتارهای خود آسیب رسان معنادار است (05/0> P )، اما اثرغیرمستقیم شناخت اجتماعی بر رفتارهای خودآسیب رسان معنادار نیست