فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۸۸۱ تا ۹٬۹۰۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت تشخیص زودهنگام اختلال نقص توجه/بیش فعالی (ADHD) و از طرفی ناهمگنی این اختلال در میان کودکان پیش دبستان، این مطالعه به بررسی ابزارهای مورد استفاده برای تشخیص نقص توجه/بیش فعالی در مطالعات مربوط به کودکان پیش دبستان پرداخته است. از این رو در یک مرور نظامند بر اساس دستورالعمل پریزما (PRISMA) مقالات فهرست بندی شده در پایگاه های اطلاعاتی Scopus، ProQuest ، ScienceDirect و Sage در بازه زمانی 2015 تا 2021، با استفاده از ترکیب کلیدواژه های ((“ADHD” or “ADD” or “Attention Deficit Disorder”) and (“preschooer” or “3-6-year-olds”) and (“assessment” or “ measurement”)) مورد بررسی قرار گرفتند و بعد از کنار گذاشتن موارد نامناسب، تعداد 18 مقاله استخراج شد. ارزیابی کیفیت مطالعات در دو مرحله انجام شد. در مرحله اول میزان توافق بین دو مرورگر بر اساس ضریب کاپای کوهن محاسبه شد. از انجایی که ضریب توافق 87/0 بود هیچ مقاله ای در این مرحله حذف نشد. در مرحله بعدی از ابزار ارزیابی کیفیت برای مطالعات مقطعی و گروهی استفاده شد و تمامی 19 مطالعه از منظر (1)سوگیری، (2) تناقض، (3) توان آماری و (4)قدرت ارتباط بین مداخله و نتایج ارزیابی شدند.. یافته ها نشان داد که می توان ابزارهای این حیطه را به دو دسته کلی پرسشنامه های گزارشگری اطرافیان و و تکالیفی که به مشاهده ی کنش و رفتار کودکان می پردازند، تقسیم کرد. این تکالیف مشاهده کنش و رفتار کودک را نیز می توان به دو دسته آزمون های بازداری شناختی و بازداری رفتاری تقسیم کرد. به طور کلی، یافته ها نشان داد برای سنجش نقص توجه/بیش فعالی کودکان پیش دبستان نیاز به رویکردی چند روشی با اطلاعات چندگانه و مبتنی بر هر دو روش گزارشگری اطرافیان و عصب شناختی است.
مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری یکپارچه با درمان فراتشخیصی بر علائم بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر همبود با افسردگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف پژوهش: حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری یکپارچه با درمان فراتشخیصی بر علائم بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر همبود با افسردگی انجام شد. مواد و روش ها: برای اعتبارآزمایی رقابتی از طرح نیمه تجربی دو گروهی به روش مورد منفرد استفاده شد. جامعه آماری شامل افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر همبود با افسردگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اصفهان در سال 1398 بود که از میان آنان 10 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه درمان شناختی رفتاری یکپارچه و درمان فراتشخیصی گمارش شده و مورد مداخله قرار گرفتند. آزمودنی های دو گروه در مراحل خط پایه، جلسات سوم، پنجم، هشتم، دهم و پیگیری یک ماهه با مقیاس های اضطراب فراگیر، مقیاس افسردگی بک و پرسش نامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا مورد ارزیابی قرار گرفتند. گزارش نتایج از تحلیل دیداری نمودارها با شاخص تغییر پایا، درصد بهبودی و معناداری آماری و بالینی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد هر دو درمان تغییرات معناداری از نظر بالینی و آماری در آماج های درمانی ایجاد کرده و تأثیرات درمانی در دوره پیگیری نیز ادامه داشته است، اما درصد بهبودی در آزمودنی های گروه درمان شناختی رفتاری یکپارچه نسبت به آزمودنی های گروه درمان فراتشخیصی بیشتر بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج و بر اساس مبانی نظری اثربخشی درمانی، درمان شناختی رفتاری یکپارچه از نظر اندازه تغییر و ثبات بر درمان فراتشخیصی ارجحیت دارد، اما از نظر میزان پذیرش هر دو یکسان هستند.
رابطه جهت گیری مذهبی و بهباشی روان شناختی با توجه به عوامل شخصیتی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
روانشناسی و دین سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۵۶)
115-132
حوزههای تخصصی:
امروزه رویکرد مثبت به بهداشت روان گسترش یافته و بر مفهوم بهباشی روان شناختی، با مؤلفه های مثبتی مانند عزّت نفس، روابط اجتماعی مناسب و رضایتمندی تأکید شده است. بهباشی روان شناختی، تحت تأثیر متغیرهای بسیاری قرار می گیرد که این متغیرها، با توجه به محیطی که فرد در آن قرار دارد و ویژگی های فردی، متنوع می باشند. هدف این پژوهش، بررسی نقش تعدیل کننده عوامل شخصیتی در رابطه جهت گیری مذهبی و بهباشی روان شناختی است. جامعه آماری پژوهش را دانشجویان و طلاب شهر قم تشکیل دادند که با نمونه گیری در دسترس، 384 دانشجو و طلبه به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و به پرسش نامه های عوامل شخصیتی گلدبرگ و مقیاس تجدیدنظرشده جهت گیری مذهبی هیل و مقیاس بهباشی روان شناختی ریف پاسخ دادند. یافته های پژوهش نشان داد که بین جهت گیری مذهبی و بهباشی روان شناختی، رابطه معناداری وجود دارد. همچنین، تنها عامل شخصیتی وظیفه شناسی، نقش تعدیل کننده در این همبستگی دارد. بنابراین، تقویت باورهای مذهبی در افرادی که وظیفه شناسی بالایی دارند، می تواند بهباشی روان شناختی را به میزان زیادی افزایش دهد، همچنین، توصیه می شود افراد با جهت گیری مذهبی بالا، و دارای وظیفه شناسی پایین، وظیفه شناسی آنان تقویت شود تا با اثربخشی تعاملی با جهت گیری مذهبی، موجب افزایش بهباشی روان شناختی آنان شود.
اثربخشی آموزش خوردن آگاهانه مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش وزن ، خودکارآمدی ، تنظیم هیجان و تغذیه سالم در زنان مبتلا به چاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال سیزدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۴۹)
101 - 113
حوزههای تخصصی:
اهداف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش خوردن آگاهانه مبتنی بر ذهن آگاهی بر; کاهش وزن، خودکارآمدی، تنظیم هیجانی و تغذیه سالم زنان مبتلا به چاقی است. مواد و روش ها: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس-آزمون- پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری، زنان چاق باشاخص توده بدنی( BMI) بالاتر یا برابر ۲۵ شهر کرج در سال ۱۳۹۸ بود. ۴۰ نفر با توجه به معیارهای ورود و نمونه گیری هدفمند به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. وزن با ترازو ، خود کارآمدی با پرسشنامه سبک زندگی مبتنی بر خودکارآمدی وزن و خوردن هیجانی بامقیاس دشواری در تنظیم هیجان و تغذیه با چک لیست سنجش شد. آموزش طی ۱۲ جلسه هر جلسه ۱۵۰ دقیقه و داده ها با طرح تحلیل آمیخته، نرم افزار 22SPSS و سطح معناداری ۰۵/۰ و۰۱/۰ در نهایت برای۳۳ نفر تحلیل شد. یافته ها: نشان داداین آموزش برکاهش وزن (۰۰۱/ ۰=P)، خودکارآمدی (۰۰۱/ ۰=P)، تنظیم هیجانی (۰۰۱/ ۰=P) و تغذیه سالم زنان (۰۰۱/ ۰=P) اثربخش بوده است. نتیجه گیری: آموزش خوردن آگاهانه بر برکاهش وزن، خودکارآمدی ، تنظیم هیجانی و تغذیه سالم زنان مبتلا به چاقی اثربخش بود. این آموزش به متخصصان فعال در این حوزه پیشنهاد می شود.
پیش بینی اضطراب کرونا براساس کیفیت خواب: تحلیل نقش تعدیل کنندگی جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بیماری COVID-19 علاوه بر سلامت جسمی، تهدیدی برای سلامت روان نیز محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش کیفیت خواب در پیش بینی اضطراب کرونا با توجه به نقش تعدیل گر جنسیت انجام شد. روش: روش شناسی این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه افراد 18 تا 50 ساله بود که به صورت اینترنتی در پژوهش شرکت کردند. جهت نمونه گیری افرادی که پرسشنامه را به صورت آنلاین تکمیل کردند، انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت خواب پتزبورگ و اضطراب کرونا بود. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که با شروع اپیدمی کرونا کیفیت خواب در هر دو جنس کاهش محسوسی یافته است و کیفیت خواب و مولفه های آن توان پیش بینی اضطراب کرونا را دارند. همچنین تحلیل اثرات تعدیل کنندگی جنسیت نیز نشان داد که مولفه های کیفیت خواب و شاخص کیفیت خواب توان پیش بینی اضطراب کرونا در زنان و مردان دارند، اما مقدار ضریب پیش بینی در گروه مردان بیشتر بود. نتیجه گیری: از آنجا که شیوع اضطراب ناشی از بیماری COVID-19 می تواند بر کیفیت خواب اثرگذار باشد، از این رو به نظر لازم است که آموزش هایی در اختیار افراد جامعه به خصوص افرادی که بیشتر در معرض تجربه اضطراب شدید کرونا هستند، قرار داده شود تا بتوانند اضطراب خود را کنترل کنند.
روابط ساختاری ابعاد سرشت با اختلال وسواسی اجباری: با واسطه گری حساسیت انزجاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه پیش رو، بررسی روابط ساختاری ابعاد سرشت، حساسیت انزجاری و اختلال وسواسی اجباری با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری است. فرض بر این است که ابعاد سرشت و حساسیت انزجاری در تعامل با یکدیگر به اختلال وسواسی اجباری منجر می شوند. با وجود اهمیت این مدل، پژوهش های کافی برای ارزیابی تجربی آن انجام نشده است. طرح پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی است. برای این منظور، 377 نفر از دانشجویان دانشگاه ارومیه با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های سرشت و منش کلونینجر، مقیاس حساسیت انزجاری و پرسشنامه بازنگری شده وسواسی اجباری که در اختیار آنها گذاشته شده بود، پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. همچنین، برای طبقه بندی، پردازش و تحلیل داده ها و بررسی فرضیه های پژوهش از نرم افزارهای SPSS و AMOS استفاده شد. ارزیابی مدل فرضی پژوهش با استفاده از شاخص های برازندگی نشان داد مدل فرضی، با مدل اندازه گیری برازش دارد (0/96=CFI، 91/0= , NFI 7 0/0=RMSEA). نتایج پژوهش نشان داد ابعاد سرشت با واسطه گری حساسیت انزجاری با اختلال وسواسی اجباری در سطح 05/0P< رابطه معناداری دارد. یافته های این پژوهش در کنار حمایت از مدل فرضی برای اختلال وسواسی اجباری، الگوی مناسبی برای سبب شناسی این اختلال ارائه می دهد. بر این اساس، ابعاد سرشت و به ویژه آسیب پرهیزی با واسطه گری حساسیت انزجاری، به افزایش نشانه های اختلال وسواسی اجباری منجر می شود.
تأثیر مداخله چندوجهی در سطوح مختلف کودک، والدین، و همسالان بر بهبود حافظه فعال کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره هفدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
99 - 119
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر مداخله چندوجهی درسطوح مختلف کودک، والدین، وهمسالان بر بهبود حافظه فعال کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی بود. روش پژوهش نیمه تجربی، با مراحل پیش و پس آزمون بود. جامعه آماری پژوهش کلیه پسران با علائم اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی 6 تا 9 سال شهر کرمانشاه درسال تحصیلی 98-97 بود که از بین آن ها به روش نمونه گیری خوشه ای، تعداد 30 دانش آموز با تشخیص اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی مبتنی برمصاحبه بالینی ساختاریافته ازملاک های موجود درچهارمین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی سادوک و سادوک و تایید روانپزشک انتخاب شده، و به روش تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش وکنترل قرار گرفتند. انتخاب تصادفی همسالان وهمچنین والدین کودکان گروه ازمایش درسطوح دیگر برنامه آموزشی قرارداشتند. درگروه ازمایش کودکان دارای اختلال برنامه آموزش کنش های اجرایی، و برای کودکان عادی همسال آموزش مهارت های ارتباطی و برای والدین آموزش تغییر رفتار فرزندپروری و ارتباطی انجام شد دراین پژوهش نرم افزار سنجش حافظه فعال دانیمن و کارپنتر در دومرحله اجرا شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس انجام شد. یافته ها نشان داد که آموزش تلفیقی چندوجهی باعث بهبود حافظه فعال و اندوزش گروه ازمایش شد، ولی بر پردازش آن ها تاثیر معنی داری نداشت. فراهم کردن بستر مناسب از طریق آموزش خانواده و همسالان و آموزش همزمان کنش های اجرایی به موثر بودن این تلفیق کمک کرد. پیشنهاد می شود در درمان کودکان با اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی از روش های چندوجهی استفاده شود.
طراحی و تدوین مدل پیامدهای ارتباطی و شغلی اضطراب ناشی از پاندمی کووید 19 با نقش میانجی گری خودشفقت ورزی در پرستاران بیمارستان های پذیرش کننده بیماران کرونایی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف " طراحی و تدوین مدل پیامدهای ارتباطی و شغلی اضطراب ناشی از پاندمی کووید 19 و شناسایی نقش میانجی گری خودشفقت ورزی در پرستاران بیمارستان های پذیرش کننده بیماران کرونایی در شهر تهران" به انجام رسید. این پژوهش از نظر هدف، از نوع کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش گردآوری داده ها، پژوهشی توصیفی - همبستگی مبتنی بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش مشتمل بر پرستاران شاغل در بیمارستان های پذیرش کننده بیماران کرونایی دولتی شهر تهران بود. نمونه آماری برابر با 384 نفر بود که بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها از شاخص های توصیفی و تحلیل معادلات ساختاری در بخش استنباطی در نرم افزار SPSS23 و AMOS بهره گرفته شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه خودشفقت ورزی ریس و همکاران، اضطراب چندبعدی بیماری های اپیدمیک درتاج و همکاران، دلبستگی شغلی شوفلی و همکاران و روابط بین فردی پیرس و همکاران بود. پایایی ابزار پژوهش بر اساس ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب برابر با 89/0، 94/0، 96/0 و 89/0 مورد تأیید قرار گرفت. یافته ها نشان داد که خودشفقت ورزی به صورت معنادار دارای نقش میانجی گری در رابطه علّی اضطراب پاندمی کروناویروس و متغیرهای ارتباط بین فردی و دلبستگی شغلی بود. بر اساس این یافته ها می توان نتیجه گرفت که خودشفقت ورزی متغیری است که می توان با تکیه بر آن به طراحی مداخلات کارآمد در جهت کاهش اثرات نامطلوب بحران هایی مانند اضطراب ناشی از گسترش پاندمی کروناویروس در فضای درمان و دیگر محیط های شغلی اقدام کرد.
اثربخشی آموزش گروهی ایماگوتراپی بر کیفیت زناشویی، دلزدگی زناشویی و تاب آوری در زنان با همسر وابسته به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال پانزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۶۱
۲۴۰-۲۲۱
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش ایماگوتراپی در کیفیت زناشویی، دلزدگی زناشویی و تاب آوری انجام شد. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون–پس آزمون با گروه کنترل بود. از بین جامعه ی آماری زنان با همسر وابسته به مواد مراجعه کننده به مراکز درمان سوءمصرف مواد شهر تبریز، نمونه ای شامل30 نفر از همسران مراجعین مرکز درمان سوءمصرف مواد بشارت به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش مداخله ی آموزش گروهی را به مدت 7 جلسه دریافت کردند و گروه کنترل هیچ مداخله ای را دریافت نکرد. شرکت کنندگان در دو مرحله ی قبل و بعد از اجرای مداخله، مقیاس کیفیت زناشویی، مقیاس دلزدگی زناشویی و مقیاس تاب آوری را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین گروه آزمایش و کنترل در کیفیت زناشویی، دلزدگی زناشویی و تاب آوری تفاوت معناداری وجود داشت. بنابراین، آموزش گروهی ایماگوتراپی به طور معناداری باعث افزایش کیفیت زناشویی و تاب آوری و کاهش دلزدگی زناشویی در زنان با همسر وابسته به مواد در گروه آزمایش شد. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق اهمیت بکارگیری ایماگوتراپی برای بهبود مشکلات زوجین و روابط زناشویی در زنان با همسر وابسته به مواد را برجسته کرد.
اثربخشی بازی های ویدئویی فعال بر کارکردهای شناختی اجرایی مغز در کودکان مبتلا به اوتیسم چاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: وجود رفتارهای نامناسب و داشتن مشکلاتی در خوردن غذا سبب می شود که برخی کودکان اوتیسم به چاقی مبتلا شوند. هدف این تحقیق بررسی اثربخشی بازی های ویدئویی فعال بر کارکردهای شناختی اجرایی مغز در کودکان مبتلا به اوتیسم چاق بود. روش شناسی : روش اجرای این تحقیق از نوع نیمه آزمایشی و کاربردی می باشد. تعداد 20 کودک اوتیسم با عملکرد بالا که دارای BMI بالای 30 بودند در این تحقیق شرکت کردند. پیش آزمون شامل آزمون های فراخنای اعداد و آزمون ردیابی و توجه بود که قبل از شروع جلسه های مداخله انجام شد.گروه آزمایشی به مدت شش هفته و دو جلسه در هفته و هر جلسه 30 دقیقه به تمرین بازی های ویدئویی فعال پرداخت. شرکت کنندگان گروه کنترل هیچ گونه بازی های رایانه-ای یا دیجیتال انجام نداد. تحلیل کوواریانس جهت مقایسه پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. از آزمون تحلیل کوواریانس جهت مقایسه پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. نتایج: نتایج نشان داد که تأثیر مداخله (بازی های ویدئویی فعال) بر متغیر فراخنای اعداد است (003/0=p ،45/12=f) و ردیابی و توجه در قسمت اول (034/0=p ،29/5=f) و قسمت دوم آزمون (001/0=p ،21/32=f) معنادار است. نتیجه گیری: در یک نتیجه گیری کلی می توان گفت که یک دوره مداخله 6 هفته ای (12 جلسه) بازی های ویدئویی فعال بر کارکردهای شناختی اجرایی (فراخنای اعداد و ردیابی توجه) کودکان مبتلا به اتیسم چاق تأثیرگذار است.
الگوی ساختاری پیش بینی طلاق عاطفی زوجین بر اساس باورهای فراشناختی و راهبردهای نظم جویی هیجانی با میانجی گری فرسودگی زناشویی در زنان متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش ارائه مدلی برای پیش بینی طلاق عاطفی زوجین براساس سبک های دلبستگی، باورهای فراشناختی و راهبردهای نظم جویی هیجانی با میانجی گری فرسودگی زناشویی در زنان متاهل بود. روش: این پژوهش توصیفی -همبستگی از نوع اکتشافی - متوالی و هدایت شده بود و جامعه آماری 1854 زنزنان متأهل مراجعه کننده به خانه های سلامت شهر تهران در سال 1398 بود که با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای 375 زن براساس نرم افزارsample power انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های طلاق عاطفی گاتمن (2008)، باورهای فراشناختی ولز و همکاران(2004)،، راهبردهای نظم-جویی هیجانی گارنفسکی و همکاران (2001) و فرسودگی زناشویی پاینز (1966) بود که بر روی نمونه مورد نظر اجرا شد. به منظور تحلیل داده ها، علاوه بر شاخص های آمار توصیفی، از روش آماری معادلات ساختاری smartpls استفاده شد. یافته ها: یافته های نتایج ضرایب استاندارد تحلیل مسیر مستقیم نشان داده است که بین باورهای فراشناختی (650/0=β) و راهبردهای نظم جویی هیجانی (694/0-=β) با طلاق عاطفی رابطه معناداری وجود دارد و همچنین نتایج ضرایب استاندارد مسیر غیر مستقیم نشان داده است که بین باورهای فراشناختی (618/0=β) و راهبردهای نظم جویی هیجانی (694/0=β) با میانجی گری فرسودگی زناشویی با طلاق عاطفی زنان متأهل رابطه و شدت اثر مطلوبی وجود دارد. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش به مشاوران حوزه خانواده پیشنهاد می شود بمنظور ایجاد انسجام و خلق رابطه آگاهانه به تقابل عناصر درون روانی در جهت بهبود روابط زوج ها در طول ملاحظات درمانی بپردازند.
مقایسه اثربخشی طرح واره درمانی و تحلیل رفتار متقابل بر کاهش تعارض زناشویی زوجین متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره دوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۷)
88 - 108
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش تعیین اثربخشی طرح واره درمانی در مقایسه با تحلیل رفتار متقابل بر تعارض زناشویی زوجین متقاضی طلاق صورت گرفت. روش پژوهش: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه با پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری همه افراد متاهل دارای اختلاف زناشویی شهر رشت در نیمه دوم سال 1397 بود که به مراکز مشاوره، شوراهای حل اختلاف و دادگاه خانواده مراجعه کرده بودند که تعداد 40 نفر به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش طرح واره درمانی ( 15 نفر)، گروه آزمایش درمان تحلیل رفتار متقابل ( 15 نفر) و گروه گواه ( 15 نفر) کاربندی شدند. گروه ازمایش طرح واره درمانی تحت مداخله بسته آموزشی یانگ و همکاران (2003) و گروه آزمایش تحلیل رفتار متقابل تحت مداخله بسته درمانی استوارت (1395) به مدت دوازده جلسه یک ساعتی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه های مکرر تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مداخله طرحواره درمانی و تحلیل رفتار متقابل بر تعارض زناشویی (23/125=F، 001/0=P) موثر است و این تاثیر در مرحله پیگیری پایدار است. نتایج آزمون تعقیبی شفه نشان داد بین دو گروه تحلیل رفتار متقابل و طرح واره درمانی تفاوت معناداری در اثربخشی کاهش تعارضات زناشویی وجود دارد (05/0=P)؛ بنابراین تحلیل رفتار متقابل تأثیر بیشتری بر کاهش تعارضات زناشویی شرکت کنندگان داشته است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پیشنهاد می شود برنامه های درمانی روان شناختی مانند درمان اثربخشی زوج درمانی طرح واره محور و تحلیل رفتار متقابل توسط درمانگران آموزش دیده به صورت برنامه های هفتگی آموزش داده شوند تا زمینه ارتقاء سطح رضایت زناشویی زوجین مهیا شود.
مقایسه اثربخشی بازی درمانی کودک محور و بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد- کودک بر سبک های عاطفی در کودکان دارای اختلال اضطراب جدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۲۰ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۷۹
227-195
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی بازی درمانی کودک محور و بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد-کودک بر سبک های عاطفی در کودکان دارای اختلال اضطراب جدایی بود. روش : این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش دانش آموزان دختر مبتلا به اضطراب جدایی در پایه های پنجم و ششم در شهر بابل بودند، نمونه 45 نفراز آنان بودندکه ابتدا بصورت هدفمند و سپس به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش1 گروه آزمایش2 و گروه کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایشی اول، بازی درمانی کودک محور با رویکرد اکسلاین را در 16 جلسه 45دقیقه ای و گروه آزمایشی دوم، آموزش بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد-کودک را در 10 جلسه 2 ساعته دریافت کردند. ابزار پژوهش فرم (د) پرسشنامه علائم مرضی کودکان (اسپرافکین لانی و گادو، 1994) و پرسشنامه سبک های عاطفی (هافمن و کاشدان، 2010) بود. داده ها با تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد هر دو مداخله در ارتقای سبک های عاطفی درکودکان دچار اضطراب جدایی مؤثر هستند. همچنین بین اثربخشی دو گروه آزمایشی تفاوت معناداری وجود داشت و آموزش بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد-کودک در بهبود سبک های عاطفی مؤثرتر بوده است ) 05/0 p < ) . نتیجه گیری: می توان برنامه آموزش بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد-کودک را جایگزین مناسب تری در بهبود سبک های عاطفی و همچنین بهبود علائم روان شناختی کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی درنظر گرفت .
بررسی نقش میانجی خودآگاهی بدنی در پیش بینی خطای دست مصنوعی بر اساس خودآگاهی روانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسان ها همواره علاقه داشتند تا درباره ماهیت خود اندیشیده و ابعاد آن را بشناسند. درواقع اطلاعات مختلف در طی فرایندهای شناختی، پردازش شده و بازنمایی های بدنی و روانی را شکل می دهند. نتیجه این بازنمایی ها تشکیل دو نوع حس ذهنی درباره خود است: خودآگاهی بدنی ، و خودآگاهی روانی. علاوه بر این بازنمایی های واقعی، گاهی نیز مرتکب خطا شده و تحت شرایطی خاص، یک دست مصنوعی به عنوان دست خود تجربه می شود. این پژوهش با هدف پیش بینی خطای دست مصنوعی بر اساس خودآگاهی روانی و خودآگاهی بدنی طراحی و انجام شد. جامعه آماری را کلیه دانشجویان زن و مرد ساکن شهر تهران تشکیل می داد که نمونه ای به حجم 167 نفر (96 زن و 71 مرد) با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه خودآگاهی بدنی (فنیگستاین و همکاران، 1975)، و پرسشنامه خوداگاهی بدنی شده (آسایی و همکاران، 2016) و همچنین اجرای آزمایش خطای دست مصنوعی بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که ابعاد خودآگاهی روانی و بدنی با خطای دست مصنوعی رابطه منفی و معنادار مستقیم دارند. همچنین خودآگاهی خصوصی، با میانجی گری آگاهی از مالکیت و عاملیت بدنی؛ و خودآگاهی عمومی با میانجی گری آگاهی از مالکیت بدنی با خطای دست مصنوعی رابطه منفی و غیر مستقیم دارند. این نتایج نشان دهنده نقش ابعاد مختلف آگاهی در بازنمایی های بدنی بوده و بینش تازه ای را در مرزهای دانش مربوط به این مفاهیم ایجاد نموده است.
ارتباط استحکام روانی، جو انگیزشی ادراک شده و هدف مداری در ورزشکاران حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علاوه بر آمادگی بدنی، عوامل روان شناختی می توانند تأثیر فراوانی بر عملکرد ورزشی بگذارد. بررسی و درک این عوامل نیز می تواند احتمال موفقیت ورزشکاران را افزایش دهد. بدین جهت، هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین استحکام روانی، جو انگیزشی ادراک شده و هدف مداری در میان ورزشکاران حرفه ای بود. روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی و جامعه آماری آن شامل کلیه ورزشکاران حرفه ای شرکت کننده در تیم های مختلف ورزشی دانشگاه شهید چمران اهواز بود. 120 ورزشکار از رشته های تیمی به روش در دسترس انتخاب شدند. تمام شرکت کنندگان پرسش نامه استحکام روانی ( شیرد، گلبی و ورسچ، 2009) ، پرسش نامه جو انگیزشی ادراک شده ( سایفرز، دودا و چی، 1992) و مقیاس هدف مداری در فعالیت بدنی ( پتریک و مارکلند، 2008) را تکمیل نمودند. تحلیل داده ها توسط مدل یابی معادلات ساختاری و در سطح معناداری 05/0 ≥ P انجام شدند. نتایج نشان داد که جو انگیزشی مهارتی تأثیر معنادار و مثبتی بر استحکام روانی (006/0 P= ) و انتخاب اهداف تکلیف مدار (0001/0 P= ) و خودمدار (0001/0 P= ) داشت. علاوه بر این، بین جو انگیزشی عملکردی و تکلیف مداری (043/0 P= ) رابطه مثبت و معناداری وجود داشت. همچنین رابطه مثبت و معنا داری بین اهداف تکلیف مدار (012/0 P= ) و خودمدار (014/0 P= ) و استحکام روانی وجود داشت. با توجه به یافته های حاضر، پیشنهاد می شود مربیان و روانشناسان ورزشی در تمرینات و مسابقات، جوی مهارتی برای ورزشکاران ایجاد کرده و بر هدف مداری ورزشکاران نیز تأکید کنند.
نقش تعدیل کننده تنظیم هیجان والدین در ارتباط میان تعارضات زناشویی و اجتماعی کردن هیجان کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال دهم آبان ۱۴۰۰ شماره ۸ (پیاپی ۶۵)
134-125
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیل کننده تنظیم هیجان والدین در رابطه میان تعارضات زناشویی و اجتماعی کردن هیجان کودکان بود. پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل مادران و پدران دارای فرزند 6 تا 10 ساله شهر تهران بود که فرزندان آنها در سال 1398 در مدارس ابتدایی مشغول به تحصیل بودند. از جامعه تعریف شده، 120زوج با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد و به سه پرسشنامه سازگاری با هیجان های منفی کودکان ( فابز، آیزنبرگ و برنزوانیگ، 1990 )، تعارضات زناشویی( ثنایی و ترابی، 1379 ) و دشواری در تنظیم هیجان ( گراتز و رومر، 2004 ) پاسخ دادند. داده ها جمع آوری شده با استفاده از روش رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که در مدل زوجی نقش تعدیل کننده دشواری در تنظیم هیجان در رابطه تعارضات زناشویی و اجتماعی کردن هیجان کودکان در پدر و مادر تاثیرات متفاوتی در رابطه والدگری آنها دارد. نقش تعدیل کنندگی تنظیم هیجان پدران در واکنش های آنها به هیجانات کودکان از نظر آماری معنادار بود، به این معنا که دشواری در تنظیم هیجان پدران در میزان پاسخ های حمایتگر و غیر حمایتگر آنها موثر بود و در ارتباط میان تعارضات والدین و اجتماعی کردن هیجان توسط آنها نقش تعدیل کنندگی ایفا کرد (05/0< P ) . در مقابل، دشواری تنظیم هیجان مادران در ارتباط میان تعارضات زناشویی و اجتماعی کردن هیجان نقش تعدیل کنندگی ایفا نکرد، اما تنظیم هیجان مادر در میزان پاسخ های حمایتگر او موثر بود (05/0< P ) . بطور کلی نتایج پژوهش نشان داد مهارت تنظیم هیجان والدین هنگام تجربه تعارضات زناشویی اثر متفاوتی داشته و با توجه به عوامل اثرگذار دیگر در رابطه با تعامل والد-کودک عمل می کند، به عبارتی عدم دسترسی پدر به راهبردهای تنظیم هیجانی باعث بروز پاسخ های غیر حمایتگر می شود ودشواری در تنظیم هیجان مادر تاثیر کمتری بر رابطه والد-فرزندی و نقش مادری در آنها دارد.
هویت نوجوانان پسر ایرانی در بستر کلان روایت زندگی آن ها: یک مطالعه کیفی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در خصوص کلان روایت هویت نسل فعلی نوجوانان ایرانی و ماهیت آن دانش ژرفی وجود ندارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اعتباریابی الگوی کلان روایت هویت نوجوانان ایرانی انجام شد. روش: پژوهش حاضر یک پژوهش بنیادی با رویکرد آمیخته بود. در بخش کیفی، جامعه آماری پژوهش نوجوانان پسر ۱۵ تا ۲۰ ساله بعلاوه روانشناسان و جامعه شناسان شهر تهران در سال ۱۳۹۹ بود. ۱۹ نفر از نوجوانان با نمونه گیری در دسترس و ۶ نفر از متخصصان با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمی، جامعه آماری پژوهش نوجوانان پسر ۱۵ تا ۲۰ ساله شهر تهران در سال ۱۳۹۹ بود که از بین آن ها ۲۱۸ نفر با نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گردآوری داده ها در بخش کیفی از طریق مصاحبه داستان زندگی مک آدامز (۱۹۹۵) و در بخش کمی به وسیله پرسشنامه محقق ساخته صورت پذیرفت. جهت تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا و در بخش کمی از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل محتوا بعلاوه تحلیل عاملی مرتبه اول نشان داد که مدل کلان روایت نوجوانان شامل مؤلفه هایی چون تعلق به خانواده، پایبندی به ارزش های دینی و اطاعت از والدین است. نتایج تحلیل عاملی مرتبه دوم نیز نشان داد که اطاعت از والدین (۱/۳۲=Z) بیشترین سهم را در مدل دارد. نتیجه گیری: علیرغم رشد ارزش های مدرن در جامعه ایران، ارزش های سنتی کماکان نقش پررنگی در ساختار کلان روایت هویت نوجوانان پسر ایرانی ایفا می کند.
پیش بینی تمایزی اعتیاد به پورنوگرافی: بر اساس کیفیت ارتباطی خانواده اصلی و مشکلات در برقراری صمیمیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گسترش فناوری در عصر حاضر موجب مسائل و مشکلات جدیدی شده است که یکی از آن ها دسترسی هر چه بیشتر و راحت تر افراد جامعه به محتواهای جنسی از جمله پورنوگرافی است، که اثرات مخرب بسیاری را به دنبال دارد. هدف پژوهش حاضر، پیش بینی تمایزی اعتیاد به پورنوگرافی بر اساس متغیرهای کیفیت ارتباطی خانواده اصلی و مشکلات در برقراری صمیمیت مردان شهر تهران بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود و جامعه پژوهش شامل مردان 18 سال به بالای شهر تهران در سال 1400-1399 بود. تعداد 200 نفر به روش نمونه گیری داوطلبانه (اینترنتی) به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از مقیاس های مصرف مشکل ساز پورنوگرافی (بوث و همکاران، 2018؛ PPCS)، خرده مقیاس کیفیت خانواده اصلی مقیاس ارتباط (بازبی، هولمن و تانیگوچی، 2001؛ FOO) و ترس از صمیمیت (دسکاتنر و ثلن، 1991؛ FIS) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل تمیز استفاده شد. نتایج تحلیل تمیز نشان داد که کیفیت ارتباطی خانواده اصلی و مشکلات در برقراری صمیمیت قادر به پیش بینی عضویت گروهی پسران و مردان دارای اعتیاد به پورنوگرافی و بدون اعتیاد به پورنوگرافی هستند (01/0>p). بنابراین می توان نتیجه گرفت که با کاهش کیفیت ارتباطی خانواده اصلی و افزایش مشکلات در برقراری صمیمیت فرد میزان استفاده وی از پورنوگرافی افزایش پیدا خواهد کرد.
الگوی ساختاری مهارت اجتماعی کودکان با ناتوانی های یادگیری بر اساس سبک های دلبستگی با نقش واسطه ای خودکارآمدی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ناتوانی های یادگیری عاملی مؤثر بر بسیاری از جنبه های زندگی فرد از جمله مهارت اجتماعی است، به گونه ای که عمده کودکانی که مهارت اجتماعی ضعیف دارند، افسرده و منزوی می شوند. بنابرین هدف پژوهش تدوین الگوی ساختاری مهارت اجتماعی کودکان با ناتوانی های یادگیری بر اساس سبک های دلبستگی با نقش واسطه ای خودکارآمدی تحصیلی بود. روش: مطالعه حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها، همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. تعداد 200 نفر از دانش آموزان با ناتوانی یادگیری مراجعه کننده به مرکز درمان ناتوانی های یادگیری بوجیکای شهر تهران در سال 98-1397 با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و فرم والدین پرسشنامه مهارت اجتماعی (گرشام و الیوت، 1990)، فرم والدین پرسشنامه سبک دلبستگی (هالپرن و کاپنبرگ، 2006)، و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی (جینکینز و مورگان، 1999) برای جمع آوری داده ها استفاده شد. تحلیل داده های پژوهش با استفاده از روش الگویابی معادلات ساختاری و آزمون اثرهای واسطه ای در مدل پیشنهادی با روش بوت استراپ انجام شد. یافته ها: برآیندها نشان دادند که الگوی پیشنهادی از برازش خوبی با داده ها برخوردار است. بر اساس نتایج، سبک های دلبستگی اجتنابی و اضطرابی و خودکارآمدی تحصیلی به ترتیب پیش بین منفی و مثبتی برای مهارت اجتماعی بودند (05/0>P). یافته ها همچنین نقش میانجی گر خودکارآمدی تحصیلی را در رابطه بین سبک های دلبستگی اجتنابی و اضطرابی با مهارت اجتماعی مورد تأیید قرار دادند. نتیجه گیری: نتایج نشان دادند که سبک های دلبستگی اجتنابی و اضطرابی موجب کاهش مهارت های اجتماعی در کودکان با ناتوانی های یادگیری شده و سبک های دلبستگی از طریق خودکارآمدی تحصیلی به طور غیرمستقیم به ارتقاء مهارت اجتماعی در این کودکان کمک می کند.
تدوین برنامه درمانی شناختی- اجتماعی اختلال های اضطرابی و ارزیابی اثربخشی آن بر نشانه های اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال اضطراب اجتماعی، ترس از موقعیت های اجتماعی و عملکردی است. این نگرانی به احساسات اضطرابی، افکار و احساسات منفی، هم در موقعیت های واقعی و هم در پیش بینی موقعیت های اجتماعی منجر می شود. هدف از انجام این پژوهش تدوین برنامه درمانی شناختی- اجتماعی اختلال های اضطرابی و ارزیابی اثربخشی آن بر نشانه های اضطراب اجتماعی است. روش: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و جلسه پیگیری بود. جامعه آماری این پژوهش را نوجوانان 13 تا 15 سال با اختلال اضطراب اجتماعی و مادران آنها در منطقه 5 شهر تهران در سال 1397 تشکیل می دادند. با استفاده از نمونه گیری در دسترس تعداد 32 نوجوان از جامعه آماری مذکور، انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه اضطراب اجتماعی برای نوجوانان (لاجرکا و لوپز، 1998) استفاده شد. گروه مداخله برنامه درمانی شناختی- اجتماعی اختلال های اضطرابی را در 12 جلسه 60 دقیقه ای دریافت کرد، ولی به گروه گواه آموزشی داده نشد. در پایان هر دو گروه در مراحل پس آزمون و پیگیری مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چند متغیری و آزمون تی استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که تفاوت معناداری بین گروه های درمان و گواه در اختلال اضطراب اجتماعی و مؤلفه ها ی آن وجود دارد (0/001>P). همچنین نتایج آزمون تی همبسته نشان داد تأثیر برنامه درمانی شناختی- اجتماعی در مرحله پیگیری نیز در اختلال اضطراب اجتماعی و مؤلفه های آن اثربخش و پایدار بوده است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش می توان نتیجه گرفت که برنامه مداخله ای تدوین شده با تأکید بر توانمندی های فرد، افزایش آگاهی، بینش و تغییر سبک زندگی نوجوانان باعث بهبود نشانه های اختلال اضطراب اجتماعی در نوجوانان شده است.