فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۰۶۱ تا ۱۰٬۰۸۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
استفاده بیش ازحد و نادرست از اینترنت و فناوری های مرتبط با آن توسط دانش آموزان، یکی از مشکلات رایج و مهم جامعه ما است. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش تشخیصی سبک های والدگری در پیش بینی اعتیاد به اینترنت دانش آموزان بود. طرح پژوهش، تابع تشخیص دوگروهی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرستان لنده به تعداد 480 نفر در سال تحصیلی در سال 1399-1398 بودند. به این منظور تعداد 18 نفر دارای اعتیاد به اینترنت و 18 نفر بدون اعتیاد به اینترنت انتخاب شدند و به آزمون اعتیاد به اینترنت یانگ (1998) و سیاهه سبک های والدگری بامریند (1991) پاسخ دادند. داده های گردآوری شده با آزمون تحلیل تابع تشخیصی تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان داد که با کمک سبک های والدگری می توان اعتیاد به اینترنت را پیش بینی کرد و تحلیل تابع تشخیصی توانست با 86/1 درصد پیش بینی صحیح دانش آموزان را به دو گروه با و بدون اعتیاد به اینترنت طبقه بندی نماید. می توان نتیجه گیری کرد عواملی همچون سبک های والدگری بر بروز اعتیاد به اینترنت دانش آموزان تأثیرگذار است. پیشنهاد می شود درمانگران در ارائه راهکارهای کاهش دهنده اعتیاد به اینترنت به این سبک های والدگری والدین توجه بیش تری نمایند.
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر آسیب پذیری روان شناختی نوجوانان تحت پوشش سازمان بهزیستی شهرستان نوشهر
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر آسیب پذیری روان شناختی نوجوانان تحت پوشش سازمان بهزیستی شهرستان نوشهر بود. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی نوجوانان تحت پوشش سازمان بهزیستی شهرستان نوشهر در سال 1397 بودند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی تعداد 40 نفر از آنان در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفتند؛ در این مدت گروه کنترل در لیست انتظار گروه درمانی قرار داشتند. از پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) گلدبرگ و هیلر (1979) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از تحلیل کواریانس چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به طور معنی داری باعث کاهش آسیب پذیری روان شناختی نوجوانان شد؛ بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به کاررفته در این پژوهش می تواند آسیب پذیری روان شناختی نوجوانان تحت پوشش سازمان بهزیستی شهرستان نوشهر را بهبود بخشد. بر اساس نتایج، استفاده از درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در کنار سایر روش های درمانی برای کاهش آسیب پذیری روان شناختی نوجوانان پیشنهاد می گردد.
اثربخشی درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس و تعادل در مردان سالمند(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سالمندی با تغییراتی در حوزه های جسمانی، حرکتی و کارکردهای ذهنی همراه است و می تواند بر شیوه های زندگی افراد اثرگذار باشد؛ بنابراین هدف از این پژوهش اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس و تعادل در مردان سالمند می باشد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون است. جامعه آماری شامل مردان سالمند 60 تا 70 سال می باشند که به مراکز توانبخشی و روانشناسی شهر شاهرود در سال 1399 مراجعه نمودند. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و براساس معیارهای ورود و خروج پژوهش، تعداد 24 نفر واجد شرایط به طور هدفمند شناسایی شده به صورت تصادفی به 2 گروه 12 نفری گمارده شدند. در نهایت و براساس معیارهای ورود و خروج پژوهش تعداد آزمودنی ها به 21 نفر شامل گروه درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی 11 نفر و گروه کنترل ۱۰ نفر تقلیل یافت. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس تعادل برگ (BBS) و استرس ادراک شده ک وه ن و همکاران (1983) بود. در این پژوهش از نرم افزار آماری SPSS نسخه 25 نیز برای تجزیه و تحلیل داده ها و همچنین روش تحلیل کوواریانس یک راهه استفاده شد . یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر تعادل و استرس در مردان سالمند اثر معنی داری وجود داشت (001/0≥ P ) . نتیجه گیری: به نظر می رسد که مداخله شناختی-رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر متغیرهای پژوهش اثرگذارند با ابن وجود جهت بالا بردن اعتبار بیرونی پژوهش پیشنهاد می گردد که پژوهش های بیشتری صورت گیرد.
مقایسه اختلاف بین اطلاعات متقابل الکترودهای الکتروانسفالوگرام در اسکیزوفرنی: یک مسئله طبقه بندی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ارزیابی الکتروانسفالوگرام بیماران اسکیزوفرنی موضوع بسیاری از تحقیقات اخیر بوده است. با این حال، تشخیص دقیق اسکیزوفرنی با استفاده از الکتروانسفالوگرام همواره یک بحث چالش برانگیز است. هدف: این مقاله با هدف بررسی اختلاف اطلاعات بین یک کانال مغزی و سایر الکترودها در دو گروه از بیماران اسکیزوفرنی و افراد سالم انجام شد. همچنین، قابلیت ویژگی های استخراجی در مسئله تفکیک دو گروه بررسی شد. روش : در مطالعه تحلیلی مشاهده ای حاضر، از ۱۹ کانال الکتروانسفالوگرام ۱۴ بیمار اسکیزوفرنی (۷ مرد با میانگین سنی ۳/۳ ± ۲۷/۹ سال و ۷ زن با میانگین سنی ۴/۱ ± ۲۸/۳ سال) که در انستیتوی روانپزشکی و مغز و اعصاب در ورشو لهستان بستری بودند، استفاده شد. به علاوه، داده های ۱۴ فرد سالم (۷ مرد و ۷ زن با میانگین سنی به ترتیب ۲/۹ ± ۲۶/۸ و ۳/۴ ± ۲۸/۷ سال) به عنوان گروه کنترلی تحلیل شد. پتانسیل اطلاعات متقابل و اطلاعات متقابل کوشی- شوارتز بین هر الکترود الکتروانسفالوگرام و تمام الکترودهای دیگر محاسبه شد. با استفاده از دو استراتژی، عملکرد ماشین بردار پشتیبان مورد بررسی قرار گرفت: (۱) اطلاعات متقابل یک کانال الکتروانسفالوگرام با کانال های دیگر و (۲) ترکیب اطلاعات متقابل تمام کانال های مغزی. یافته ها: نتایج نشان داد که با استفاده از اطلاعات متقابل بین کانال های الکتروانسفالوگرام، صحت تشخیص تا ۱۰۰ ٪ افزایش می یابد. برای هر دو شاخص، اطلاعات متقابل میان کانال O۲ با سایر کانال ها بالاترین عملکرد طبقه بندی را ارائه داد. نتیجه گیری: این نتایج سیستم پیشنهادی را به عنوان یک سیستم برتر در مقایسه با پیشرفته ترین ابزارهای تشخیص اسکیزوفرنی الکتروانسفالوگرام معرفی می کند.
رابطه خوش بینی سازمانی با کیفیت زندگی کاری با توجه به نقش میانجی مسئولیت اجتماعی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارتباط بین خوش بینی سازمانی با کیفیت زندگی کاری با توجه به نقش میانجی مسئولیت اجتماعی انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نحوه گرداوری داده ها توصیفی- پیمایشی می باشد و به لحاظ بررسی رابطه بین متغییرها از نوع همبستگی است. معلمان تمامی مقاطع تحصیلی مدارس دخترانه و پسرانه شهرستان بهبهان به عنوان جامعه آماری و روش نمونه گیری تصادفی ساده در نظر گرفته شد. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه آماری محاسبه و تعداد 336 نفر انتخاب گردید. در این پژوهش جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های خوش بینی سازمانی کامرون و همکاران (2004)، پرسشنامه کیفیت زندگی کاری والتون (1973) و پرسشنامه مسئولیت اجتماعی کارول(1999) استفاده شده است. ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه ها، به ترتیب 89/0، 85/0 و 86/0 بدست آمد. مجموعه داده ها به کمک نرم افزار اس پی اس اس نسخه 24 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و جهت آزمون فرضیه ها از آزمون پیرسون و آزمون رگرسیون چندگانه ساده و تعدیل شده استفاده گردید و نتایج زیر حاصل شد: خوش بینی سازمانی با کیفیت زندگی کاری معلمان ارتباط مثبت و معنا داری دارد و همچنین نقش میانجی مسئولیت اجتماعی در رابطه بین خوش بینی سازمانی و کیفیت زندگی کاری تایید گردیده است.
مدل ساختاری پیش بینی تعهد زناشویی بر اساس تمایزیافتگی خود با نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی در رابطه بین تعهد زناشویی و تمایزیافتگی خود انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی و به شکل خاص مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل کلیه ی زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان چالوس بودند که تعداد 500 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های تعهد زناشویی (آدامز و جونز، 1997)، تمایزیافتگی خود (اسکورن و فریدلندر، 1998) و انعطاف پذیری شناختی (دنیس و واندروال، 2010) بودند. داده های به دست آمده با روش معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که شاخص های برازش مدل پژوهش در دامنه قابل قبول قرار دارند و انعطاف پذیری شناختی در رابطه ی بین تعهد زناشویی و تمایزیافتگی خود نقش میانجی ایفا کرده است. بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان تمایزیافتگی خود و انعطاف پذیری شناختی را به عنوان عوامل موثر در تعهد زناشویی زوجین در برنامه های پیشگیری و مشاوره ای در نظر گرفت.
ارزیابی مدل معادلات ساختاری تبیین شادکامی بر اساس وضعیت سلامت، بحران مالی و حمایت اجتماعی با نقش واسطه ای عزت نفس و تفکر مثبت در زنان میانسال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم پاییز (آبان) ۱۴۰۰ شماره ۱۰۴
1454-1437
حوزههای تخصصی:
زمینه: مرور نظام مند پژوهش ها حاکی از این است که در تبیین شادکامی زنان میانسال متغیرهای مختلفی تأثیر می گذارد، اما نقش وضعیت سلامت، بحران مالی، حمایت اجتماعی، عزت نفس و تفکر مثبت به عنوان یک مدل یکپارچه مغفول مانده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی و تدوین بررسی مدل ساختاری پیش بینی شادکامی بر اساس وضعیت سلامت، بحران مالی و حمایت اجتماعی با نقش واسطه ای عزت نفس و تفکر مثبت در زنان میانسال شهر اراک پرداخته است. روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان 36 تا 55 ساله شهر اراک در سال 1398 بود. تعداد 408 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. همه آن ها پرسشنامه های سلامت عمومی (گلدبرگ و هیلر، 1979)، بحران مالی (پراویتز و همکاران، 2006)، حمایت اجتماعی (زیمت و همکاران، 1988)، عزت نفس (روزنبرگ، 1963)، تفکر مثبت (اینگرام و ویسنیکی، 1988) و شادکامی آکسفورد (هیلز و آرگیل، 2002) را تکمیل کرده اند. برای تحلیل داده ها از روش های همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد متغیر سلامت (0/12، 0/15 و 0/18)، بحران مالی (0/18-، 0/36- و 0/22-) و حمایت اجتماعی (0/46، 0/55 و 0/43) اثرات مستقیم و معنی داری به ترتیب بر عزت نفس، تفکر مثبت و شادکامی داشته اند. افزون بر آن، متغیرهای عزت نفس و تفکر مثبت، اثرات مستقیم و معنی داری بر شادکامی داشته اند. همچنین نتایج نشان داد که سه متغیر سلامت (0/13)، بحران مالی (0/10-) و حمایت اجتماعی (0/12) بر شادکامی زنان میانسال اثر غیر مستقیم و معنی داری دارند. نتیجه گیری: از این مدل می توان برای تقویت شادکامی زنان میانسال استفاده کرد و در رسانه های آموزشی، اجتماعی و ارتباطی به اصول شادکامی، انواع حمایت های اجتماعی، وضعیت سلامت، بحران مالی، عزت نفس و تفکر مثبت و پیشایندهای مؤثر بر آن پرداخته شود
اثربخشی آموزش خودکارآمدی بر ارتقاء سلامت روانی و کاهش نشخوار فکری زنان مطلقه دارای همسر وابسته به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال پانزدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۶۰
183-204
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش خودکارآمدی بر ارتقا سلامت روانی و کاهش نشخوار فکری زنان مطلقه دارای همسر وابسته به مواد تحت پوشش بهزیستی استان کهگیلویه و بویراحمد انجام شد. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی زنان مطلقه 20 تا 45 ساله دارای همسر وابسته به مواد تحت پوشش سازمان بهزیستی استان کهگیلویه و بویر احمد در سال 1398 بود. از این بین، 40 زن به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) قرار گرفتند. شرکت کنندگان هر دو گروه مقیاس پاسخ های نشخوار فکری و مقیاس سلامت عمومی را در پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. گروه آزمایش برنامه آموزش خودکارآمدی (هشت جلسه هفتگی) را دریافت کرد، در حالی که اعضای گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند و صرفا به پرسش نامه ها پاسخ دادند. داده ها با روش تحلیل واریانس تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که پس از کنترل اثر پیش آزمون، تاثیر آموزش خودکارآمدی در گروه آزمایش بر سلامت روانی و نشخوار فکری معنی دار بود و این برنامه آموزشی به طور معناداری باعث بهبود سلامت روان و کاهش نشخوار فکری در زنان مطلقه دارای همسر وابسته به مواد شد. نتیجه گیری: بر اساس این نتایج، آموزش خودکارآمدی می تواند در کاهش آثار زیان بار اعتیاد بر سلامت روان زنان مطلقه دارای همسران وابسته به مواد سودمند واقع شود.
مقایسه اثر بخشی درمان معنا محور گروهی با شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی گروهی بر انعطاف پذیری شناختی بیماران مبتلا به سرطان سینه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان معنا محور گروهیبا شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی گروهی بر انعطا پذیری شناختی بیماران مبتلا به سرطان سینه بود. طرح پژوهش از نوع مختلط بوده و جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلا به سرطان سینه تحت درمان در مرکز تحقیقات هماتولوژی و آنکولوژی دانشگاه علوم پزشکی تبریز بودند. از این بین 24 بیمار به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و در دو گروه معنادرمانی گروهی (12 نفر) و شناختدرمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (12 نفر) جایگزین شدند. هر دو گروه به مدت 8 هفته و هر هفته یک جلسه دو ساعته، تحت معنادرمانی گروهی و یا شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی گروهی قرار گرفتند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه جمعیت شناختی و انعطافپذیری شناختی (CFI) استفاده شد. برای تحلیل دادهها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 استفاده شد. هر دو درمان بر متغیر انعطاف پذیری شناختی اثربخشی معناداری در بیماران مبتلا به سرطان سینه داشتند. همچنین بررسی مرحله پیگیری بعد از دو ماه نشان داد در درمان معنا محور گروهی بین پس آزمون و مرحله پیگیری تفاوت معناداری وجود نداشت. اما این تفاوت در گروه ذهن آگاهی معنادار بود. همچنین گروه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی اثربخشی بیشتری نسبت به معنادرمانی گروهی داشت.
الگوی ساختاری تعهد زناشویی براساس الگوهای ارتباطی در زنان: نقش واسطه ای هوش هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش تعیین الگوی ساختاری تعهد زناشویی بر اساس الگوهای ارتباطی در زنان با نقش واسطه ای هوش هیجانی بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری کلیه زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره تهران در سال 1397 بود. به این صورت که در انتخاب مراکز مشاوره از نمونه گیری تصادفی ساده به قید قرعه استفاده شد. بدین منظور ابتدا شهر تهران به پنج منطقه شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز تقسیم شد؛ سپس از هر منطقه سه مرکز مشاوره به شکل تصادفی و به قید قرعه انتخاب و بر اساس نرم افزار سمپل پاور 300 زن انتخاب شدند. سپس پرسشنامه تعهد زناشویی آدامز و جونز (1997)، پرسشنامه الگوهای ارتباطی زوجین کریستنسن و سولاوای (1984)، و پرسشنامه هوش هیجانی بار-آن (2002) تکمیل و داده ها با استفاده از معادلات ساختاری اسمارت پلاس تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که الگوی ساختاری می تواند تعهد زناشویی را بر اساس الگوهای ارتباطی (41/0= β ، 01/0=P) با میانجی گری هوش هیجانی پیش بینی کند و از برازش مطلوبی برخوردار است. مسیر مستقیم الگوهای ارتباطی (57/0= β ، 01/0=P) و هوش هیجانی (28/0= β ، 05/0=P) بر تعهد زناشویی معنادار و مسیر غیرمستقیم نشان داد که الگوهای ارتباطی(51/0= β ، 01/0=P) با میانجیگری هوش هیجانی بر تعهد زناشویی شدت اثر مطلوبی داشته است. نتیجه گیری: برای انسجام و خَلق رابطه زناشویی مطلوب، می توان با تقویت هوش هیجانی هریک از زوج ها، نوع سبک الگوهای ارتباطی و تقابل عناصر درون روانی آن ها، روابط زوج ها را بهبود بخشید.
اثربخشی مشاوره مبتنی بر نظریه انتخاب بر صمیمیت زنان متاهل
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف، اثربخشی مشاوره مبتنی بر نظریه انتخاب بر صمیمیت زنان متاهل انجام شد. روش: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل همراه با گمارش تصادفی گروه های آزمودنی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارمندان زن متاهل دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران در سال 1397 می باشد که با شیوه نمونه گیری دردسترس30 نفر انتخاب و در دو گروه به صورت تصادفی جایگزین شدند. برای اندازه گیری صمیمیت زناشویی از پرسشنامه صمیمیت زناشویی باگاروزی (2001) استفاده شد که دارای 43 گویه است که نیازهای صمیمیت و ابعاد آن (عاطفی، روان شناختی، عقلانی، جنسی، جسمانی، معنوی، زیباشناختی و اجتماعی- تفریحی) را مورد سنجش قرار می دهد. اعتمادی (1384) پایایی کل پرسشنامه را از طریق روش آلفای کرونباخ 93/0 محاسبه کرده است. در پژوهش خمسه و حسینیان (1386) پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ 82/0 گزارش شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که مشاوره مبتنی بر نظریه بر صمیمیت زنان متاهل اثربخش بوده است. نتیجه گیری: بنابراین براساس یافته ها مشاوره مبتنی بر نظریه انتخاب منجر به افزایش صمیمت در زنان گروه آزمایش گردید.
پیش بینی رابطه با همسر بر اساس خردمندی و راهبردهای کنترل فکر و نقش تعدیلگری ابعاد روابط خانوادگی و مثلث سازی در زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره دوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۵)
126 - 142
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر پیش بینی رابطه با همسر براساس خردمندی و راهبردهای کنترل فکر با نقش تعدیل گری ابعاد روابط خانوادگی (رابطه با خانواده خود، رابطه با خانواده همسر) و مثلث سازی در بین زنان متاهل شهر کاشان بود. روش: روش پژوهش از نوع توصیفی و همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان متاهل شهر کاشان بود. نمونه ای مشتمل بر 210 زن متاهل به روش دردسترس از بین نواحی مختلف شهرداری شهر کاشان انتخاب شدند. ابزار پژوهش مقیاس های خردمندی آردلت (2013)، راهبردهای کنترل فکر ولز و دیویس (1994)، روابط خانوادگی بارنز و اولسون (2004) و مثلث سازی دهقان و یوسفی (1398) بود. داده ها از طریق روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شد. یافته ها: نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که کلیه متغیرهای پیش بین و تعدیل گر با رابطه با همسر رابطه معنادار دارند. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد متغیرهای تعدیل گر ارتباطی نقش خردمندی را در مدل پیش بینی خنثی می کنند و نقش کنترل فکر را در پیش بینی رابطه با همسر از مثبت به منفی تغییر می دهند و قدرت پیش-بینی آن را افزایش می دهند. نتیجه گیری: با توجه به این نتایج میتوان گفت متغیرهای ارتباطی در روابط زوجی می وانند در ماهیت متغیرهای روانشناختی تغییر ایجاد کنند.
تحلیل کتاب های هدیه های آسمان دورۀ ابتدایی نسبت به مؤلفه های شکوفایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاکنون نظریه های مختلفی در زمینه شکوفایی مطرح شده است که در این بین مدل چندبعدی شکوفایی پرما از دیدگاه سلیگمن از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد. در این راستا افرادی که سطح بالایی از شکوفایی دارند، از نظر هیجانی و عملکرد در زندگی شخصی و اجتماعی خوب عمل می کنند و از هرگونه بیماری روانی به دور هستند؛ ازاین رو پژوهش حاضر با هدف تحلیل کتاب های هدیه های آسمان دوره ابتدایی نسبت به مؤلفه های شکوفایی با تأکید بر دیدگاه سلیگمن انجام شده است. روش پژوهش حاضر تحلیل محتوا می باشد، به این صورت که پس از مشخص کردن مؤلفه های مورد نظر به عنوان ملاک های تحلیل و تعیین هر پاراگراف به عنوان واحد تحلیل، با استفاده از روش ویلیام رومی به تحلیل داده ها پرداخته شد؛ همچنین از آزمون خی دو جهت مشخص کردن نیکویی برازش مؤلفه ها در محتوای مذکور استفاده گردید. اسناد مورد تحلیل این پژوهش کتاب های هدیه های آسمان دوره ابتدایی، حجم جامعه و نمونه پژوهش یکی بود. با توجه به ضریب درگیری (ISE= 0/74) به دست آمده از محتوای مورد بررسی می توان اظهار داشت که میزان توجه کتاب های هدیه های آسمان دوره ابتدایی به مؤلفه های شکوفایی در حد مطلوب و به صورت فعال بوده است؛ همچنین نتیجه حاصل از آزمون خی دو (Sig: 0/000، Chi-Square: 67.984 a ) نشان داد که بین مؤلفه های شکوفایی پرما تفاوت معناداری وجود دارد. به گونه ای که مؤلفه دستیابی با 11/10 درصد فراوانی دارای بیشترین فراوانی و مؤلفه روابط مثبت با 23/7 درصد فراوانی، کمترین فراوانی را به خود اختصاص داده اند.
بهروزی پایدار: ارتباط مستقیم و غیرمستقیم منابع برای مقابله با سازش یابی ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم پاییز (آبان) ۱۴۰۰ شماره ۱۰۴
1311-1295
حوزههای تخصصی:
زمینه: با وجودی که تحقیقات نشان داده است به طور سنتی تنوع منابع بهترین راهبرد برای افزایش بهزیستی یا بهروزی قلمداد می شود اما هنوز مکانیسم سازش یابی ذهنی و پایدارسازی بهزیستی یا بهروزی در سطحی بالا چالش جدی در میان محققان است و هنوز روش های رسیدن به آن به خوبی شناسایی نشده است. هدف: هدف کلی از این پژوهش شناسایی روش های پایدار سازی بهزیستی شغلی از طریق شناسایی منابعی که بطور مستقیم و یا غیرمستقیم بهزیستی یا بهروزی شغلی را افزایش می دهند و به طور مؤثری مانع از عادت کردن به محرک های سازمانی می شوند. روش: جامعه آماری کارکنان و مدیران شرکت ملی گاز ایران در تهران است. پرسشنامه محقق ساخته ای که اعتبار و پایایی آن با بررسی ادبیات (هامفری و همکاران، 2007؛ لوتانز و همکاران، 2007؛ کاظمی 2017؛ هاکمن و اولدهام 1980) به تأیید رسید از طریق شبکه داخلی سازمان ارسال گردید و 396 نفر آن را تکمیل نمودند. تجزیه وتحلیل مدل های چندگانه برای شناسایی روابط بین متغیرها / منابع و بهزیستی یا بهروزی شغلی مورد استفاده قرار گرفت. داده ها با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی آزمون گردید. مدل بهینه در بین مدل های چندگانه با استفاده از معیارهای روش معادلات ساختاری انتخاب گردید. یافته ها: بررسی مدل های مختلف نشان داد که عوامل فردی/سرمایه روانشناختی (ضریب مسیر = 358/ و تی = 3/606) و فعالیت های ارادی / فضیلت های حرفه ای (ضریب مسیر = 458/ و تی = 5/452) به طور مستقیم با بهزیستی یا بهروزی ارتباط دارند ولی عوامل محیطی از طریق میانجی فضیلت های حرفه ای (فعالیت های ارادی) به طور غیرمستقیم با آن ارتباط دارند. می توان گفت که برخلاف عوامل فردی و فعالیت های ارادی، تنوع در منابع محیطی کار (فضیلت های اجتماعی کار) تأثیر مستقیم برای بهبود بهزیستی سازمانی ندارد. نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهند که کارکنان به عوامل محیطی کار (فضیلت های اجتماعی کار) عادت می کنند بنابراین تنوع منابع از طریق فضیلت های حرفه ای استراتژی بهتری برای پایدارسازی بهزیستی شغلی کارکنان است.
مدل ساختاری درماندگی خانواده در بیماران مبتلا به سرطان بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه و راهبردهای مقابله ای با نقش میانجی هم وابستگی خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره دوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۷)
511 - 534
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر، تدوین مدل ساختاری درماندگی خانواده در بیماران مبتلا به سرطان بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه و راهبردهای مقابله ای با نقش میانجی هم وابستگی خانواده بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع تحقیقات توصیفی و طرح پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش را تمامی مراقبین بیماران سرطانی مراجعه کننده به مراکز طب تسکینی بیمارستان فیروزگر تهران، مرکز تحقیقات سرطان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و مرکز تحقیقات سرطان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در سال 1399 تشکیل دادند که از این میان 300 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه درماندگی خانواده (مک کوبین، تامپسون و مک کوبین، 1996)، طرح واره های ناسازگار اولیه (یانگ، 1998)، راهبردهای مقابله ای اندلر و پارکر (1980) و پرسشنامه هم وابستگی استونبرینگ (1998) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون و معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSSو SmartPLS استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین طرحواره های ناسازگار اولیه و درماندگی خانواده رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (≤0/01α) ولی بین راهبردهای مقابله ای و درماندگی خانواده رابطه معنی داری وجود ندارد. علاوه بر این بین طرحواره های ناسازگار اولیه و هم وابستگی خانواده رابطه معنی دار دیده شد(≤0/01α) و از طرفی نشان داده شد که هم وابستگی خانواده با درماندگی خانواده رابطه معناداری دارد. بین راهبردهای مقابله ای و هم وابستگی خانواده رابطه معنی داری وجود دارد. از سوی دیگر بین هم وابستگی خانواده و درماندگی خانواده نیز رابطه معنی داری وجود دارد (≤0/01α). نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که با افزایش طرحواره های ناسازگار اولیه، درماندگی خانواده نیز افزایش می یابد و با یک واحد تغییر در طرحواره های ناسازگار اولیه با توجه به متغیر هم وابستگی خانواده، درماندگی خانواده مراقبین بیماران سرطانی0.171 تغییر می کند. همچنین با یک واحد تغییر در راهبردهای مقابله ای با توجه به متغیر هم وابستگی خانواده، درماندگی خانواده مراقبین بیماران سرطانی 0.187 تغییر می کند
اثر طردشدگی در محیط کار بر رفتارهای کمک کننده و انحرافی: نقش میانجی عزت نفس سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ویژگی های روانسنجی مقیاس افسردگی رادز در دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس افسردگی نوجوانان رینولدز با بکارگیری تحلیل عاملی بود. مواد و روش ها: حجم نمونه ی مورد نظر شامل 400 دانش آموز مقطع راهنمایی و دبیرستان که 200 نفر از آن ها دختر و 200 نفر پسر بودند و با روش نمونه گیری در دسترس از میان مدارس شهر تهران انتخاب شده بودند. برای محاسبه ی روایی همگرا و واگرا همزمان با اجرای مقیاس، از مقیاس های افسردگی کودکان و نوجوانان کوتچر،مقیاس خودکارآمدی، مقیاس نا امیدی، مقیاس افسردگی نوجوانان کواکس و پرسشنامه ی مشکلات رفتاری ایشنباخ استفاده شد. جهت بررسی ساختار عاملی تأییدی مرتبه اول مقیاس افسردگی کودکان و نوجوانان رینولدز از روش برآورد کم ترین مقدار مجذورات وزن دار (WLS) و برای ارزیابی کفایت برازش مدل با داده ها از شاخص های RMR ، RMSEA ، CFI ، AGFI ، GFI ، 2 c ، /df 2 c و 2 D c استفاده گردید. یافته ها: ساختار عاملی مقیاس افسردگی نوجوانان رینولدز با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی مورد تأیید قرار گرفت. بررسی ضرایب همبستگی نشان داد که مقیاس افسردگی نوجوانان رینولدز با مقیاس های افسردگی کوتچر، افسردگی کودکان و ناامیدی کودکان و نوجوانان رابطه مثبت معنی دار و با مقیاس خودکارآمدی نوجوانان رابطه منفی معنادار دارد که این رابطه بیانگر روایی همگرا و روایی واگرای این ابزار می باشد. نتیجه گیری: ساختار عاملی مرتبه اول مقیاس افسردگی نوجوانان رادز برازش بهتری با داده های مشاهده شده نشان داد. ساختار عاملی تأییدی، اعتبار و روایی مقیاس افسردگی نوجوانان رادز برای کاربردهای پژوهشی و بالینی در حد قابل قبول می باشد.
رابطه بین هوش هیجانی و میزان عشق در دوران کرونا
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین هوش هیجانی و میزان عشق در دوران کرونا بود که با روش کمی از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش، زنان و مردان متأهل و مجرد 20 تا 45 ساله با مدرک تحصیلی دیپلم تا دکتری در تهران، کرج، اصفهان، شیراز، مشهد و تبریز بود که تعداد 100 نفر زن و مرد به صورت در دسترس انتخاب شدند. روش جمع آوری اطلاعات غیر تصادفی از نوع در دسترس بود که به دلیل بیماری کرونا پرسشنامه ها از طریق سایت پرسال به صورت لینک طراحی و از طریق یکی از فضاهای مجازی توزیع گردید. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه رگه هوش هیجانی شوت و مقیاس عشق مثلثی استرنبرگ بود که در اختیار آزمودنی ها قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین هوش هیجانی و عشق رابطه معنادار وجود دارد.
اثر یک دوره تمرینات پیلاتس و مربع گام برداری بر کارکردهای شناختی و جسمانی مرتبط با افتادن و ترس از افتادن زنان سالمند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: افتادن یکی از دلایل عمده صدمات ناخواسته و مرگ و میر در افراد سالمند می باشد. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر یک دوره تمرینات پیلاتس و مربع گام برداری بر کارکردهای شناختی و جسمانی مرتبط با افتادن و ترس از افتادن در زنان سالمند بود. روش کار: پژوهش نیمه تجربی حاضر بر روی 20 زن سالمند با دامنه سنی 60 تا 70 سال انجام شد. شرکت کنندگان به صورت در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه تمرینات پیلاتس (10 نفر) و مربع گام برداری (10 نفر) تقسیم شدند. هر دو گروه به مدت 12 هفته تمرین و در پیش آزمون و پس آزمون شرکت کردند. از نرم افزار دسته بندی کارت های ویسکانسین، آزمون حافظه وکسلر، استورک، تعادل برگ و مقیاس بین المللی کارآمدی افتادن به ترتیب جهت اندازه گیری کارکردهای اجرایی، حافظه، تعادل ایستا، تعادل پویا و ترس از افتادن استفاده شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه های تکراری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد اثر اصلی زمان اندازه گیری بر متغیرهای تعداد طبقات، خطای درجاماندگی، حافظه، تعادل ایستا، تعادل پویا و ترس از افتادن معنادار مشاهده شد. میانگین امتیازات خطای درجاماندگی و ترس از افتادن در پس آزمون نسبت به پیش آزمون به طور معناداری کاهش و میانگین امتیازات تعداد طبقات، حافظه، تعادل ایستا، تعادل پویا در پس آزمون نسبت به پیش آزمون افزایش داشته است. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که هر دو نوع تمرین می توانند به عنوان یک شیوه مداخله ای مناسب جهت بهبود کارکردهای شناختی و جسمانی مرتبط با افتادن و کاهش ترس از افتادن در زنان سالمند استفاده شوند.
اثربخشی مشاوره سیستمی بوئن بر رفتارهای کنترل گرایانه و احساس انسجام در زنان آسیب دیده از خیانت همسر
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مشاوره سیستمی بوئن بر رفتارهای کنترل گرایانه و احساس انسجام در زنان آسیب دیده از خیانت همسر شهر تهران در سال 1400 انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی است و برای جمع آوری داده ها از طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه زنان مواجه شده با خیانت همسر که به مراکز مشاوره منطقه 5 شهر تهران مراجعه نمودند تشکیل دادند که از بین آن ها، 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در گروه آزمایش (هر گروه 15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش مشاوره سیستمی بوئن 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار ماندند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش حاضر شامل پرسشنامه رفتارهای کنترل گرایانه (گراهام کوان و آرچر، 2005) و پرسشنامه احساس انسجام (کیمیایی و همکاران، 1392) بودند که در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون مورد استفاده قرار گرفتند. تجزیه وتحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه از طریق نرم افزار spss24 در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس) انجام گرفت. یافته ها نشان داد که مشاوره سیستمی بوئن باعث کاهش رفتارهای کنترل گرایانه در زنان آسیب دیده از خیانت همسر شده است. همچنین نتایج نشان داد که درمان هیجان مدار باعث افزایش احساس انسجام در زنان آسیب دیده از خیانت همسر شده است. بر اساس نتایج این پژوهش، مشاوره سیستمی بوئن، مداخله موثری در کاهش رفتارهای کنترل گرایانه و افزایش احساس انسجام در زنان آسیب دیده از خیانت همسر است.