فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۰۰۱ تا ۱۰٬۰۲۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
منبع:
شناخت اجتماعی سال دهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
139 - 164
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اضطراب یکی از شایع ترین مشکلات در جوامع است. اضطراب باعث اختلال در درک، تفکر و عملکرد بهینه در افراد می شود. مهارت حل مسأله به عنوان یک روش روان درمانی کوتاه مدت برای مدیریت اضطراب و افسردگی حمایت فزاینده ای را دریافت کرده است. پژوهش حاضر با روش فراتحلیل و باهدف ترکیب پژوهش های انجام شده درزمینه رابطه مهارت حل مسأله و اضطراب انجام شده است. روش: جامعه آماری فر اتحلیل حاضر پژوهش های در دسترس در رابطه با مهارت های حل مسأله و اضطراب است که در بین سال های 1386 تا 1400 و 2000 تا 2021 منتشرشده اند. بر اساس ملاک های تعریف شده ورود و خروج برای پژوهش های اولیه و نیز تحلیل حساسیت 69 اندازه اثر از 47 مطالعه اولیه توسط نرم افزار CMA مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که اندازه اثر خلاصه مدل تصادفی برابر با 678/0- بود که ازنظر آماری معنی دار بوده و بیانگر اثر مثبت آموزش مهارت حل مسأله و به کار بستن آن بر کاهش انواع اضطراب ازجمله اضطراب صفت، اضطراب حالت، اضطراب ریاضی، اضطراب امتحان و اضطراب اجتماعی است. همچنین نتایج نشان داد، بین دو جنس در اثربخشی آموزش حل مسأله و به کاربستن آن، تفاوت معنی داری مشاهده نشد. درحالی که بین انواع اضطراب، نوع روش پژوهش و سن آزمودنی ها تفاوت معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: درنتیجه ارائه برنامه هایی در راستای آموزش، رشد و ارتقاء مهارت حل مسأله به افراد جامعه، ضرورتی است که باید بیش ازپیش مورد ملاحظه قرار گیرد.
تعیین نقش تعدیل گری ترتیب تولد در ارتباط بین بلوغ عاطفی و کمال گرایی مادران با اضطراب فرزندان دوره ی اول ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش تعدیل گری ترتیب تولد در ارتباط بین بلوغ عاطفی و کمال گرایی مادران و اضطراب فرزندان دوره ی اول ابتدایی انجام شد. این پژوهش یک مطالعه ی توصیفی از نوع علی- همبستگی بود. جامعه ی آماری این پژوهش را تمام مادرانی که فرزند آن ها در دوره ی اول ابتدایی شهرستان اردکان در سال تحصیلی (1401-1400) مشغول به تحصیل بودند، تشکیل می داد. از این بین 327 نفر به عنوان نمونه به صورت در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های اضطراب کودکان اسپنس فرم والد (1999)، پرسشنامه بلوغ عاطفی (1990) و پرسشنامه ی کمال گرایی اهواز (1378/1999) استفاده شد. در نهایت داده های آماری با استفاده از نرم افزار Spss-26 و Amos-24 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش حاکی از وجود رابطه ی مستقیم و معنادار بین کمال گرایی منفی مادران و اضطراب فرزندان و هم چنین رابطه ی مستقیم و معنادار بین عدم بلوغ عاطفی مادران و اضطراب فرزندان بود. نقش تعدیل کنندگی ترتیب تولد در رابطه بین کمال گرایی و اضطراب فرزندان معنادار نشد. اما نقش تعدیل کنندگی ترتیب تولد در رابطه بین عدم بلوغ عاطفی مادران و اضطراب فرزندان معنادار شد. در نتیجه بر اساس یافته های پژوهش حاضر، ترتیب تولد فرزندان در رابطه ی بلوغ عاطفی مادران و اضطراب فرزندان نقش تعدیل گری دارد و به طور کلی می توان گفت تأثیر عدم بلوغ عاطفی مادران بر میزان اضطراب در فرزندان اول نسبت به فرزندان میانی و آخر، شدیدتر است.
پدیدارشناسی تجارب رفتاری و احساسی گرایش به مصرف الکل در زنان شهر اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مصرف مشروبات الکلی یکی از پدیده های نوظهور اجتماعی است. دراین بین آسیب پذیرترین گروه، زنان جوان هستند که به دلیل بحران های روانی ناشی از مشکلات اجتماعی، بیش از سایرین به مصرف الکل گرایش دارند. هدف از تحقیق حاضر پدیدارشناسی تجارب رفتاری و احساسی گرایش به مصرف الکل در زنان شهر اصفهان بود. مواد و روش ها: روش تحقیق کیفی پدیدارشناسی با رویکرد کلایزی استفاده شده است، جامعه آماری این پژوهش، زنان مصرف کننده مشروبات الکلی در شهر اصفهان هستند که ۳۰ نفر به روش نمونه گیری هدفمند، از نوع گلوله برفی با معیار اشباع نظری به عنوان نمونه انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با مصاحبه های نیمه ساختاریافته به مدت ۴۰-۳۰ دقیقه انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد زنان به پیشنهاد همسر و دوستان و اعضای خانواده شروع به مصرف الکل نموده و به دودسته احساسات منفی (احساس غم، یکنواخت بودن زندگی وعدم هیجان) احساسات مثبت (حس خنده و خوشحالی، جذابیت و در دسترس بودن مشروب) اشاره کرده اند که سبب گرایش آن ها به مصرف الکل شده است. نتیجه گیری: به نظر می رسد که تجارب زنان پس از مصرف مشروب الکل شامل دو مقوله، احساسی (احساس باخت و عقب افتادن از مسیر زندگی، احساس پشیمانی و پوچی) و رفتاری (عربده کشی، عدم تعادل، هرزه گویی، از دست دادن هوشیاری، خشونت) می باشد.
نقش تعدیل کننده اشتغال در رابطه بین کظم غیظ و سلامت روان در زنان شاغل و خانه دار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۷ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
80-91
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: مطالعات منابع انسانی پیشرفته مثبت گویای این مهم است که خشم و خصومت سلامت روان را تحت تأثیر قرار می دهد و آنچنان می تواند برای سلامت روان مضر و مخرب باشد که سیر تأثیرگذاری آن تا مرز اختلالات روانی پیش می رود. از سویی اسلام نیز براى کنترل صحیح خشم، صفت «کظم غیظ» را به کار برده و افراد را به فروخوردن و مدیریت آن دعوت نموده است؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف نقش تعدیل کننده اشتغال بر رابطه بین کظم غیظ و سلامت روان در زنان شاغل و خانه دار انجام شده است. روش کار: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه مورد مطالعه زنان شاغل و خانه دار شهر تهران و کرج در سال تحصیلی 95-1394 بود که به روش نمونه گیری دردسترس 384 خانواده بر اساس جدول کرجسی و مورگان انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه محقق ساخته کظم غیظ و پرسش نامه سلامت روان گلدنبرگ بود و برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی استفاده شد. در این پژوهش همه موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: نتایج نشان داد بین کظم غیظ و سلامت روان رابطه مثبت و معناداری وجود داشت (01/0>P) و شغل نیز اثر تعدیل کننده ای بر رابطه بین کظم غیظ و سلامت روان داشت. نتیجه گیری: یافته های پژوهش بیانگر اهمیت متغیّرهای اشتغال و کظم غیظ بر سلامت روان زنان شاغل و خانه دار است.
نقش استرس ادراک شده، صفات شخصیتی و خودکارآمدی در پیش بینی میزان رعایت پروتکل های بهداشتی درطول پاندمی کووید 19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال دهم بهمن ۱۴۰۰ شماره ۱۱ (پیاپی ۶۸)
۱۲۰-۱۰۹
حوزههای تخصصی:
بیماری همه گیر ویروس کرونا (COVID 19) باعث ایجاد یک وضعیت اورژانسی بهداشت عمومی در سراسر جهان شده است و از آنجا که رعایت پروتکل های بهداشتی هم اکنون بهترین راه کار برای پیشگیری از سرایت بیماری گزارش شده است. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش استرس ادراک شده، صفات شخصیتی و خودکارآمدی در پیش بینی میزان رعایت پروتکل های بهداشتی در طول پاندمی کووید 19 انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه ساکنین در شهر اردبیل در زمستان 1399 تشکیل دادند که 200 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به صورت اینترنتی و از طریق شبکه های مجازی، انتخاب و در این مطالعه شرکت کردند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه های استاندارد خودکارآمدی عمومی شرر و مادوکس(GSE)(1982) ، پرسشنامه استرس ادراک شده کوهن و همکاران(14PSS, )(1983)، صفات شخصیتی پنج عاملی کاستا و مکری( NEO)(1992) و پرسشنامه محقق ساخته رعایت پروتکل های بهداشتی بودند. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار24 Spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد رعایت پرتکل های بهداشتی با خودکارآمدی، برونگرایی، انعطاف پذیری، دلپذیری و مسئولیت پذیری در سطح معنی دار( 0.01> P) رابطه مثبت و با استرس ادراک شده و روان نژندی در سطح معنی دار(0.01> P) رابطه منفی وجود داشت. همچنین 6/73 درصد از کل واریانس رعایت پروتکل های بهداشتی بر اساس متغیرهای خودکارآمدی، استرس ادراک شده و صفات شخصیتی تبیین گردید. این نتایج نشان می دهد خودکارآمدی، استرس ادراک شده و صفات شخصیتی افراد، در نحوه رعایت پروتکل های بهداشتی نقش موثری ایفا می کنند و مراقبت های روانشناختی جهت توجه به اقدامات بهداشتی بیماران برای مقابله با بیماری و کاهش استرس و فشارهای روانی ضروری می باشند.
ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس خالص اهمال کاری در دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی فرم فارسی مقیاس خالص اهمال کاری شامل پایایی، روایی و تغییرناپذیری اندازه گیری در بین متغیرهای جمعیت شناختی و تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی انجام گرفته است. مواد و روش ها: جامعه آماری این مطالعه مقطعی شامل 390 نفر از دانشجویان سه دانشگاه شهر تهران بود و به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. پرسش نامه های خودگزارشی مقیاس خالص اهمال کاری، مقیاس مشکلات تنظیم هیجان، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس و مقیاس رضایت از زندگی را تکمیل کردند. یافته ها: آزمون EFA نشان دهنده وجود سه عامل در این مقیاس بود. یعنی اهمال کاری خالص سه بُعد از اهمال کاری به نام های اهمال در تصمیم گیری، اهمال کاری رفتاری و به موقع بودن را اندازه می گیرد. نتایج تحلیل عامل تأییدی چندگروهی، تغییرناپذیری بین گروهی ساختار عاملی، وزن های اندازه گیری، کوواریانس های ساختاری و باقیمانده های اندازه گیری بین عاملی اهمال کاری خالص را برای متغیرهای جمعیت شناختی نشان داد. داده ها حاکی از همسانی درونی مطلوب و پایایی بازآزمون بالاست. علاوه بر این، همبستگی های معنی داری بین اهمال کاری خالص و زیرمقیاس هایش با رضایت از زندگی، افسردگی، اضطراب و استرس، مشکلات تنظیم هیجان وجود داشت. نتیجه گیری: مقیاس اهمال کاری خالص، سه عاملی است و ساختار عاملی آن در زیرگروه های سنی، جنسیتی و وضعیت تأهل تغییری نمی کند. روایی و پایایی قابل قبولی در جمعیت ایرانی دارد و می توان از آن برای اندازه گیری اهمال کاری در حوزه های پژوهشی و درمانی استفاده کرد.
بررسی تأثیر حمایت اجتماعی ادراک شده بر بهزیستی روان شناختی با نقش میانجی تاب آوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۷
7 - 26
حوزههای تخصصی:
توجه به ظهور رویکرد مثبت نگر سلامت روانی، بهزیستی روان شناختی توجه مجامع علمی را به خود جلب کرده است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی از نوع همبستگی است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه هایی استاندارد است. که روایی آن ها از طریق روایی سازه و پایایی آن ها از طریق آلفای کرونباخ تعیین شد. جامعه آماری پژوهش را کارکنان نظامی جنوب شرق ایران تشکیل دادند و به منظور تحلیل داده های پژوهش از نرم افزار Smart PLS استفاده شده است. یافته ها نشان داد حمایت اجتماعی ادراک شده بر بهزیستی روان شناختی تأثیری مثبت و معنادار به میزان 342/0، حمایت اجتماعی ادراک شده برتاب آوری تأثیری مثبت و معنادار به میزان 820/0 و تاب آوری بر بهزیستی روان شناختی تأثیری مثبت و معنادار به میزان 537/ دارند. همچنین، تأثیر حمایت اجتماعی ادراک شده بر بهزیستی روان شناختی با نقش میانجی تاب آوری به میزان 782/0 برآوردگردید. با توجه به تأثیر مثبت و معنی دار حمایت اجتماعی ادراک شده بر بهزیستی روان شناختی و تاب آوری و تأثیر مثبت تاب آوری بر بهزیستی روان شناختی به یگان های نظامی توصیه می شود با برگزاری کارگاه های مهارت های زندگی و بهره گیری از رسانه های مختلف، در راستای مداخلات رفتاری و اجتماعی در جهت آموزش، برنامه های آموزشی و تشویق خانواده ها اقدامات نماید.
بررسی تجربه زیسته دانشجویان از آموزش مجازی در دوران همه گیری کووید 19(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف بررسی تجربه زیسته دانشجویان دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه گیلان از آموزش مجازی در دوران همه گیری کووید 19 انجام شد. روش تحقیق حاضر کیفی از نوع پدیدارشناسی توصیفی بود. مشارکت کنندگان 21 نفر بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب و مصاحبه نیمه ساختاریافته با آنها تا سر حد اشباع نظری ادامه یافت. مصاحبه ها به شیوه تحلیل مضمون تحلیل شدند. مضامین فرعی به دست آمده حول دو مضمون اصلی حال و هوای فراگیران (بهره وری کم، فقدان انگیزه، تنگنای زمانی،تجربه، فرصت یادگیری، راحت طلبی، امنیت روانی و استرس) و بستر یادگیری (کیفیت تدریس پایین، فقدان تنوع ابزار آموزشی و فقدان تعامل رودر رو با دانشجویان و دسترسی) برساخته شد. با توجه به مضمون های فرعی و اصلی برساختی، پیشنهاد می شود مدیران آموزشی دانشگاه ها این موارد را در دستور کار قرار دهند و با طراحی روش هایی به منظور رفع نواقص این شیوه، زمینه را برای ارتقای یادگیری و آموزش فراگیران فراهم نمایند.
الگوی علّی روابط ادراک محیط اجتماعی با انگیزش تحصیلی با نقش میانجی انتظارات تحصیلی، سبک های اسنادی، و هیجانات تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره هشتم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۲۸)
۱۱۸-۱۰۲
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ادراک محیط اجتماعی که معلم و همکلاسی ها در بهبود آن نقش مؤثری را ایفا می کنند، تأثیرات مهمی در انگیزش تحصیلی دانش آموزان دارد. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی الگوی علّی روابط ادراک محیط اجتماعی با انگیزش تحصیلی با نقش میانجی انتظارات تحصیلی، سبک های اسنادی، و هیجانات تحصیلی انجام شد. روش: روش این پژوهش توصیفی و طرح آن از نوع همبستگی است. جامعه این مطالعه شامل تمام دانش آموزان مقطع متوسطه اول (پایه های هفتم، هشتم، و نهم) شهر تهران در سال 1400-1399 بوده است. نمونه مورد مطالعه شامل 295 دانش آموز بود که به طور نمونه گیری در دسترس از طریق فراخوان اینترنتی در مطالعه شرکت کردند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های حمایت عاطفی معلم (ساکیز، 2007)، حمایت هیجانی دانش آموز (پاتریک، ریان وکاپلان، 2007)، انگیزش تحصیلی (والرند و همکاران، 1992)، سبک های اسنادی (سلیگمن و همکاران، 1982)، فرم کوتاه هیجانات پیشرفت (پکران، گوئتز و پری، 2005) و انتظار-ارزش (حسینی، طالع پسند، بیگدلی، 1389) استفاده شد که به دلیل شیوع کرونا، به طور مجازی اجرا شدند. برای تحلیل داده ها، از مدل تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد الگوی پیشنهادی، برازش خوبی با داده ها داشت. مؤلفه های ادراک محیط اجتماعی بر انگیزش تحصیلی با نقش میانجی هیجانات تحصیلی و انتظارات تحصیلی، تأثیر غیرمستقیم داشت؛ مؤلفه های ادراک محیط اجتماعی بر انگیزش تحصیلی با نقش میانجی سبک های اسنادی، تأثیر غیرمستقیم نداشت؛ سبک های اسنادی بر انگیزش تحصیلی، تأثیر نداشت؛ حمایت عاطفی معلم بر انگیزش تحصیلی تأثیرمستقیم داشت (0/001P<)؛ و هیجانات تحصیلی و انتظارات تحصیلی بر انگیزش تحصیلی تأثیرمستقیم داشت (0/001P<). نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت حمایت عاطفی معلمان و حمایت هیجانی دانش آموزان بر انگیزش تحصیلی آنها تأثیرگذار است. همچنین اگر به هیجانات مثبت و منفی تحصیلی دانش آموزان توجه شود و انتظار و ارزش آنها از یادگیری، افزایش داده شود، انگیزش تحصیلی دانش آموزان بهبود می یاید.
مطالعه کیفی عوامل زمینه ساز خانوادگی و آموزشگاهی رفتار پرخطر مصرف مواد در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال پانزدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۶۲
۲۴۴-۲۲۵
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مطالعه کیفی عوامل زمینه ساز خانوادگی و آموزشگاهی رفتار پرخطر مصرف مواد در دانش آموزان انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از حیث ماهیت داده ها کیفی از نوع روش زمینه ای استراوس و کوربین (1997) بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه اول و دوم شهر بیرجند در سال تحصیلی 99-1398 بود. تعداد 18 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند (نمونه گیری نظری) و با توجه به ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند. همچنین ﺗﺠﺰیﻪ و ﺗﺤﻠیﻞ داده ها با استفاده روش های کدگذاری باز، محوری و انتخایی صورت گرفت. یافته ها: در تجزیه و تحلیل در مرحله کدگذاری باز 101 کد شناسایی شدند، که در کدگذاری محوری و براساس شباهت موضوعی 13 زیر مقوله و در نهایت در مرحله کدگذاری انتخابی 5 مقوله انگیزه پایین دانش آموز و والدین، جو نامطلوب آموزشگاه، آموزش های نامطلوب در آموزشگاه، همسالان و دوستان نامناسب و وجود قوانین معیوب در آموزشگاه شناسایی شد. نتیجه گیری: مجموعه عوامل زمینه ساز خانوادگی و آموزشگاهی سهم چشمگیری در بروز و تداوم رفتار پرخطر مصرف مواد در دانش آموزان دارند. به نظر می رسد درمانگران، پژوهشگران و مشاوران از یافته های پژوهش حاضر می توانند برای کاهش و پیشگیری از رفتارهای پرخطر مصرف مواد در دانش آموزان استفاده کنند.
رابطه ی حمایت اجتماعی و سرسختی روانشناختی با تاب آوری در زنان دارای همسر وابسته به مواد تحت درمان دارویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال پانزدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۶۲
۲۶۰-۲۴۵
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه ی حمایت اجتماعی و سرسختی روانشناختی با تاب آوری همسران افراد وابسته به مواد تحت درمان دارویی در مراکز ترک اعتیاد شهر زاهدان انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل زنان دارای همسر وابسته به مواد بودند ک ه جه ت درم ان همس ران خود به مراکز ترک اعتیاد خود معرّف شهر زاهدان مراجعه کرده بودند. نمونه ی آماری پژوهش شامل 200 نفر از زنان افراد وابسته به مواد بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه ی حمایت اجتماعی واکس و همکاران (۱۹۸۶)، پرسشنامه ی سرسختی روانشاختی اهواز کیامرثی و همکاران (1377) و پرسشنامه ی تاب آوری کونور و دیویدسون (2003) دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین حمایت اجتماعی و سرسختی روانشناختی با تاب آوری همسران افراد وابسته به مواد تحت درمان رابطه ی مثبت معناداری وجود دارد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون آشکار کرد که 58 درصد از واریانس تاب آوری همسران افراد وابسته به مواد تحت درمان براساس حمایت اجتماعی و سرسختی روانشناختی قابل پیش بینی است. نتیجه گیری: با توجه به اینکه حمایت اجتماعی و سرسختی روانشناختی با تاب آوری همسران افراد وابسته به مواد تحت درمان رابطه ی مستقیم دارند و می توانند تاب آوری را پیش بینی کنند، می توان برای افزایش تاب آوری خانواده های مواجه با اعتیاد، برنامه ی حمایت اجتماعی این خانواده ها را در اولویت قرار داده و از کلاس های آموزشی برای افزایش سرسختی روانشناختی آن ها استفاده کرد.
شناسایی چالش های شغلی مدیران مدارس روستایی: یک پژوهش پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال دوم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
1 - 12
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش های شغلی مدیران مدارس روستایی اجرا شد. این پژوهش ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از رویکرد کیفی پدیدارﺷﻨﺎﺳﯽ تفسیری (هرمنوتیک) اﻧﺠﺎم شد. میدان پژوهش شامل کلیه مدیران مدارس روستایی استان کرمان بود. جهت انتخاب مشارکت کنندگان از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. انتخاب مشارکت کنندگان تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشت. اشباع نظری در پژوهش حاضر تا مصاحبه مشارکت کننده شماره 26 حاصل شد. تجزیه و تحلیل داده ﻫﺎی مصاحبه های پژوهش ﺑﺎ رویکرد دیکلمن و ﻫﻤﮑﺎران (1989) اﻧﺠﺎم شد. یافته های پژوهش نشان داد چالش های مدیران مدارس روستایی شامل سه دسته چالش های فردی مدیر (زیست بومی بودن مدیران، شرایط علمی و تجربه مدیریتی، ارتباط بین فردی مدیر و ارزشیابی آموزشی مدیر از وضعیت مدرسه)، چالش های سازمانی (شرایط اقتصادی، تهیه و تخصیص بودجه مدرسه ای، بخشنامه ها، فضای و امکانات رفاهی مدرسه، نیروی انسانی کافی و مناسب، اختیارات مدیر، کلاس های ضمن خدمت، ملاک ها و نحوه اجرا ارزیابی ها در مدرسه)، چالش های فراسازمانی (مشکلات خاص آموزشی دانش آموزان مدارس روستایی، تأمین هزینه های تحصیل، مشکلات اخلاقی و خشونت، ناتوانی و عدم همکاری نهادهای موثر، ارتباط و تاثیر والدین بر مدرسه و دانش آموزان) می باشد. مدارس روستایی و متقابلاً وظایف مدیران این مدارس شرایط خاص را داراست. بنابراین تعیین ماموریت مدیران، اهداف مدرسه، ملاک های ارزیابی مدیران و مدارس بایت با شرایط یک مدرسه روستایی سازگار باشد.
نقش میانجی وجدان کاری در رابطه بین حمایت سازمانی ادراک شده و درگیری شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال دوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
49 - 62
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی وجدان کاری در رابطه بین حمایت سازمانی ادراک شده و درگیری شغلی انجام شده است. روش پژوهش از حیث هدف، کاربردی و از حیث جمع آوری داده ها، توصیفی- همبستگی به روش معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مشاوران مدارس شهر اصفهان در سال تحصیلی 1400-1399 به تعداد 420 نفر بود که براساس جدول مورگان و با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای تعداد 200 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه حمایت سازمانی ادراک شده آیزنبرگر و همکاران (1986)، درگیری شغلی گولت و سینگ (2002) و وجدان کاری کاستا و مک کرای (1992) استفاده شد. روایی محتوایی پرسشنامه ها مورد تایید صاحبنظران و محاسبه آلفای کرونباخ آن ها مقادیر قابل قبولی به دست داده است. برای تحلیل داده ها از نرم افزار spss نسخه 23 و نرم افزار لیزرل استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که حمایت سازمانی بر درگیری شغلی و بر وجدان کاری اثر مثبت و مستقیم دارد، همچنین حمایت سازمانی از طریق وجدان کاری بر درگیری شغلی اثر مثبت و مستقیم دارد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که حمایت سازمانی و وجدان کاری از متغیرهای مهم و مرتبط با درگیری شغلی می باشند.
افسردگی در ورزشکاران: نقش پیش بین حمایت اجتماعی ادراک شده و حس انسجام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The aim of this study was to investigate the role of perceived social support and sense of cohesion in predicting depression in athletes in Maragheh. The research design was descriptive and correlational. The statistical population of the study included all professional athletes aged 15 to 50 years in Maragheh who were engaged in sports in 1399. Of these, 259 people were randomly selected as the sample. Levinda Anxiety, Depression and Stress Questionnaire, Scherborn and Stewart Social Support Scale and Antonowski Cohesion Questionnaire were used to collect data. Pearson correlation and multivariate regression were used to analyze the research data. Data were analyzed using SPSS-21 software. Findings showed that there is a significant negative relationship between perceived social support, sense of cohesion and its components with depression at the level of 0.01. Also, 17% of the variance of athletes' depression was perceived by social support variables and its components and 21% of the variance was predicted by the sense of cohesion and its components.
اثربخشی آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی، آموزش حرکات ایروبیک و آموزش همزمان بر حافظه فعال کلامی دانش آموزان با ناتوانی ویژه یادگیری نوشتن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش اثربخشی آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی، ایروبیک و آموزش همزمان بر حافظه فعال کلامی دانش آموزان دارای اختلال نوشتن را مطالعه کرده است. روش: رویکرد این پژوهش کمی، نیمه-آزمایشی و با استفاده از طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری، کلیه دانش آموزان مقطع ابتدایی پایه دوم و سوم با ناتوانی ویژه یادگیری شهر مشهد در سال تحصیلی 98-1397 بودند. نمونه پژوهش 48 نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در چهار گروه آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی، ایروبیک، آموزش همزمان و کنترل قرارگرفتند. برای جمع آوری داده های پژوهش از مصاحبه ی تشخیصی DSM-V و آزمون هوشی استنفورد بینه کامکاری استفاده شد. یافته ها: در نتایج پس آزمون و پیگیری، گروه آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی با ایروبیک، آموزش همزمان تفاوت معناداری را نسبت به گروه کنترل نشان دادند (05/0>P). میانگین گروه راهبردهای شناختی و فراشناختی از گروه ایروبیک و کنترل بیشتر و از گروه آموزش همزمان کمتر بود. گروه ایروبیک نیز تفاوت معناداری با گروه آموزش همزمان و کنترل داشت (01/0>P). گروه ایروبیک میانگین بیشتری نسبت به گروه کنترل و میانگین کمتری نسبت به گروه آموزش همزمان داشت. تفاوت گروه آموزش همزمان با گروه کنترل نیز در پس آزمون و پیگیری معنادار است (01/0>P). نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش مشخص است که تأثیر استفاده همزمان از آموزش های شناختی و فراشناختی و تمرین ایروبیک نسبت به زمانی که از این روش ها به تنهایی استفاده می شود، بیشتر است.
تحلیل ساختار شبکه های اجتماعی با هدف ارتقا بازاریابی دیجیتال و ارتباط با مشتریان
منبع:
دانشنامه تحول دیجیتال دوره دوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴
28 - 45
حوزههای تخصصی:
تحلیل شبکه های اجتماعی در خصوص کشف و تعیین کیفیت و چگونگی روابط بین اعضا شبکه است که دانستن آن به درک چگونگی انتشار اخبار و اطلاعات و درنتیجه بهره گیری از آن در زمینه های مختلف مانند بازاریابی و پیش بینی روندها کمک می نماید. هدف این پژوهش، بررسی شبکه اجتماعی مربوط به حساب کاربری وبسایت دیجی کالا در بستر توییتر(هر دو شبکه اصلی و هشتگ) به منظور شناخت گره های مؤثر و دارای کنترل و نیز چگالی دو شبکه می باشد تا تأثیر گذاری شرکت و کنترل آن بر شبکه و جریان نشر اطلاعات با هدف ارتقا بازاریابی و ارتباط با مشتریان موردبررسی قرار گیرد. طی یک دوره چهارده روزه اطلاعات شبکه های فوق شامل توییت ها و مشخصات گره های مرتبط به صورت آنلاین و مستقیم توسط نرم افزار نودایکس ال استخراج و پالایش گردیده است. در پایان مشخص گردید حساب کاربری شرکت در شبکه اصلی دارای بالاترین درجه کنترل و تأثیرگذاری است اما در شبکه هشتک جزو گره های مؤثر نبوده و بر آنچه در شبکه می گذرد کنترل و تاثیری ندارد. همینطور مشخص گردید چگالی شبکه اصلی نسبت به شبکه هشتگ بیشتر می باشد که بیانگر سرعت بالاتر جریان اطلاعات در شبکه اصلی می باشد. علیرغم اینکه حساب کاربری رسمی شرکت در شبکه اصلی موثرترین گره است اما از این تاثیر به نحو احسنت و کارآمدی در جهت فعالیتهای بازاریابی استفاده نمیکند. همچنین در شبکه هشتگ هیچ تاثیر و کنترلی بر وقایع درجریان ندارد. بعلاوه حسابهای فرعی شرکت و همچنین فروشندگان مشارکتی در شبکه هشتگ نقش نسبتا تاثیرگذاری دارند که استفاده از پتانسیل آنها اهمیت دارد.
تبیین ذهن آگاهی بر اساس تنظیم هیجان و فعالیت نظام های بازداری- فعالسازی رفتاری در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۹۷)
50 - 66
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تبیین ذهن آگاهی بر اساس تنظیم هیجان و فعالیت نظام های بازداری- فعالسازی رفتاری در دانشجویان بود. طرح پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان درسال تحصیلی 98-97 بود. تعداد 373 دانشجو به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و پرسشنامههای ذهن آگاهی فرایبورگ، نظام های بازداری- فعالسازی رفتاری کارو و وایت و پرسشنامه راهبردهای تنظیم هیجان گروس و جان روی آنان اجرا شد. برای تحلیل دادهها از ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که نظام بازداری رفتاری بر ذهن آگاهی اثر مستقیم و منفی دارد (0/01>p). نظام فعالسازی رفتاری بر ذهنآگاهی اثر مستقیم و مثبت دارد (0/01>p). ارزیابی مجدد هیجان بر ذهن آگاهی اثر مستقیم و مثبت دارد (0/01>p). سرکوبی هیجان بر ذهن آگاهی اثر مستقیم و منفی دارد (0/01>p). بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که نظام بازداری- فعالسازی رفتاری و ارزیابی مجدد و سرکوبی هیجان متغیرهای هستند که تعیینکننده سطوح ذهن آگاهی است. مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی با داده ها برخوردار بود.
مقایسه ظرفیت خودمهارگری و خودنظم بخشی عاطفی دانش آموزان پرخاشگر و غیر پرخاشگر پایه ششم ابتدایی شهرستان بندر انزلی
حوزههای تخصصی:
یکی از دلایل مهم شکل گیری پرخاشگری در دانش آموزان می توان به نقص در خودمهارگری و خودنظم بخشی عاطفی اشاره کرد. هدف پژوهش حاضر مقایسه ظرفیت خودمهارگری و خودنظم بخشی عاطفی دانش آموزان پرخاشگر و غیر پرخاشگر پایه ششم ابتدایی شهرستان بندر انزلی بود. روش پژوهش علی- مقایسه ای (پس رویدادی) بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی تمامی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهرستان بندر انزلی در نیمسال دوم سال تحصیلی 99-1398به تعداد تقریبی 950 نفر بود. نمونه پژوهش نیز شامل 120 نفر (60 نفر دانش آموز پرخاشگر و 60 نفر دانش آموز غیر پرخاشگر) بود که با توجه به پیشینه پژوهش های مرتبط با عنوان پژوهش به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه های خودمهارگری تانجنی و همکاران (2004) و خودنظم بخشی عاطفی مارس (صالحی مورکانی،1385) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از آزمون های t گروه های مستقل و تحلیل واریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد بین میانگین بین میانگین ظرفیت خودمهارگری دو گروه دانش آموزان پرخاشگر و غیر پرخاشگر تفاوت معنی دار وجود دارد (01/0> P ). همچنین، بین میانگین خودنظم بخشی عاطفی و مولفه های شناختی، رفتاری، تمرکز بر موقعیت، تمرکز بر تغییر عاطفه، کاهش عاطفه منفی و افزایش عاطفه مثبت دو گروه دانش آموزان پرخاشگر و غیر پرخاشگر تفاوت معنی دار وجود (01/0> P ). بر این اساس می توان نتیجه گرفت که دانش آموزان پرخاشگر نسبت به دانش آموزان غیر پرخاشگر دارای سطوح پایین تری از ظرفیت خودمهارگری و خودنظم بخشی عاطفی هستند.
بررسی اثربخشی آموزش گروهی زوج درمانی، مبتنی بر آموزه های اسلامی بر بهبود کیفیت زندگی زناشویی زنان شهر رشت(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف تعیین اثربخشی زوج درمانی، مبتنی بر آموزه های اسلامی بر کیفیت زندگی زناشویی زنان شهر رشت انجام شد. طرح تحقیق از نوع نیمه آزمایشی، با گروه کنترل و پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری، زنان (مادران دانش آموزان مقطع ابتدایی) شهر رشت، در 1397 بودند که به شیوه تصادفی انتخاب شدند. مادرانی که پایین ترین نمره را در پرسش نامه انریچ کسب کرده بودند، شناسایی و انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. پس از اخذ پیش آزمون از همه آزمودنی ها، برنامه آموزشی زوج درمانی، مبتنی بر آموزه های اسلامی به مدت 10 هفته دو ساعته، به گروه آزمایش آموزش داده شد. در پایان، پس آزمون اجرا شد. نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری نشان داد که نمره کل کیفیت زندگی زناشویی و رضایت زناشویی، توافق و انسجام به عنوان زیرمقیاس های کیفیت زندگی زناشویی آزمودنی های دو گروه، بعد از اجرای مداخله تفاوت معنا داری داشت و کیفیت زندگی زناشویی، گروه آزمایش افزایش یافته است. بنابراین، می توان از این روش به عنوان الگویی بومی فرهنگی برای افزایش کیفیت زندگی زناشویی استفاده کرد.
بررسی نقش میانجی خودکنترلی در ارتباط بین شیوه های مقابله و خودپنداره دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودکنترلی در ارتباط بین شیوه های مقابله و خودپنداره دانش آموزان دوره ابتدایی شهر اردکان بود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی و به روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری را تمام دانش آموزان پسر دوره اول ابتدایی شهر اردکان تشکیل می دادند. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای 330 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های پرسشنامه پاسخ به استرس کانر اسمیت (RSQ) (1997)، خودپنداره دانش آموزان هارتر (SPPC) (1985) و خودکنترلی ﮔﺮاﺳ ﻤیک و همکاران (SCS) (1993) جمع آوری و با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که سبک مقابله رویارویی عامدانه به طور مستقیم و غیرمستقیم از طریق خودکنترلی با خودپنداره رابطه مثبت و معنادار داشت(01/0>p). سبک مقابله اجتنابی غیرعامدانه به طور مستقیم رابطه منفی با خودپنداره داشت اما به طور غیرمستقیم ار طریق افزایش خودکنترلی رابطه مثبتی با خودپنداره داشت (01/0>p). سبک مقابله رویارویی غیرعامدانه به طور غیرمستقیم از طریق خودکنترلی بر خودپنداره رابطه منفی و معنادار و سبک مقابله اجتنابی عامدانه به طور مستقیم با خودپنداره رابطه منفی و معناداری داشت (01/0>p). در مجموع یافته ها نشان داد که خودکنترلی می تواند نقش میانجی معنی داری در ارتباط بین سبک های مقابله و خودپنداره در دانش آموزان دوره ابتدایی داشته باشد.