ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۲۲۱ تا ۵٬۲۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۵۲۲۱.

پیش بینی امنیت روانی دانش آموزان مقطع دوم متوسطه بر اساس ترومای کودکی و خطاهای شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۴ تعداد دانلود : ۳۹۳
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی امنیت روانی دانش آموزان مقطع دوم متوسطه بر اساس ترومای کودکی و خطاهای شناختی صورت گرفت. روش پژوهش توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان مقطع دوم متوسطه شهر بهشهر در سال تحصیلی 1401-1400 بود. حجم نمونه 421 نفر بود که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه امنیت روانی (PSI) مازلو (1942)، پرسشنامه ترومای دوران کودکی (CTQ) برنستاین و همکاران (2003) و پرسشنامه خطاهای شناختی (CDQ) عبدالله زاده و سالار (1389) بود. نتایج آزمون رگرسیون به روش ورود همزمان نشان داد که از میان متغیرهای پژوهش سوء رفتار هیجانی (001/0=P)، سوء رفتار فیزیکی (001/0=P)، سوء رفتار جنسی (001/0=P)، غفلت جنسی (001/0=P) و خطاهای شناختی (001/0=P) پیش بینی کننده معنادار امنیت روانی هستند، ولی غفلت هیجانی پیش بینی کننده معناداری برای امنیت روانی دانش آموزان نبود (96/0=P). همچنین نتایج نشان داد که متغیرهای پیش بین قادر به پیش بینی 19/0 از واریانس متغیر امنیت روانی دانش آموزان مقطع دوم متوسطه بودند. نتیجه پژوهش حاضر نشان می دهد که توجه به ترومای کودکی و خطاهای شناختی توسط روان شناسان و مشاوران مدارس می تواند به تبیین امنیت روانی دانش آموزان کمک نماید.
۵۲۲۲.

رشد هویت شغلی مشاوران تازه کار خانواده در بافت روابط اجتماعی و بین فردی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۶ تعداد دانلود : ۳۷۶
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی کیفی رشد هویت شغلی مشاوران تازه کار خانواده در بافت روابط اجتماعی و بین فردی انجام شد. روش: به لحاظ روش شناختی، این پژوهش با رویکرد کیفی و روش داده بنیاد به انجام رسید. جمعیت مورد مطالعه شامل 12 نفر از نومشاوران خانواده شهر تهران در 6 ماهه اول سال 1401 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و دارا بودن ملاک های ورود، انتخاب و در پژوهش مشارکت کردند. جهت جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. داده های حاصل از مصاحبه ها، با بهره گیری از روش تحلیل مقایسه مداوم استراوس و کوربین (2014) در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که سیر رشد هویت شغلی نومشاوران خانواده دارای مضامین اصلی اهمیت شغل، تعهد و مرکزیت شغلی، دلبستگی شغلی، ابعاد محض و کاربردی هویت مشاوره ای، و جهت گیری حرفه ای در شغل است. این سیر نشان می دهد که برای یک مشاور خانواده در ابتدای سیر رشدی، مشاوره اهمیتی دوچندان یافته و در ادامه به هسته مرکزی هویت وی تبدیل می شود؛ در نهایت نیز یک مشاور سعی می کند تا مرحله حرفه ای شدن پیش برود. نتیجه گیری: هویت مشاوران، عمدتا دارای ماهیتی بین فردی است. تلاش برای رفاه اجتماعی و مسئولیت در قبال اجتماع نقطه ثقل هویت شغلی نومشاوران خانواده است.
۵۲۲۳.

پیش بینی تاب آوری در پرستاران براساس اضطراب کرونا و انعطاف پذیری شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۶ تعداد دانلود : ۳۶۶
هدف پژوهش حاضر پیش بینی تاب آوری پرستاران بر اساس اضطراب کرونا و انعطاف پذیری شناختی بود. پژوهش حاضر ازلحاظ هدف جزء پژوهش های بنیادین و ازلحاظ روش از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه پژوهش را کلیه پرستاران شاغل در بیمارستان های استان کرمانشاه در سال 1400 تشکیل دادند که از بین آن ها به صورت در دسترس 360 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (CD-RISC، 2003)، مقیاس اضطراب کرونا علی پور و همکاران (CDAS، 1398) و مقیاس انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندوروال (CFI، 2010) بود. تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده به کمک آزمون همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون چندگانه انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد بین متغیرهای اضطراب کرونا با تاب آوری (584/0=r، 01/۰P‹) و انعطاف پذیری شناختی با تاب آوری (221/0-=r، 01/ 0‹ P) همبستگی معنادار وجود دارد و خرده مقیاس های نشانه های جسمی اضطراب کرونا (168/0-=B و 003/0=P)، ادراک کنترل (498/0=B و 001/0=P) و ادراک گزینه های مختلف (194/0=B و 001/0=P) توان پیش بینی 5/40 درصد از تغییرات تاب آوری را داشتند؛ بنابراین با ارتقای انعطاف پذیری شناختی و کاهش اضطراب کرونا، می توان در جهت ارتقای تاب آوری قدم برداشت.
۵۲۲۴.

بررسی رابطه نشاط معنوی، پیشرفت تحصیلی، خلاقیت و نگرش های اجتماعی با موفقیت های جوانان ورزشکار حرفه ای با نقش میانجی سلامت روان (با نگاه تدوین مدل توفیقات ورزشی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۶ تعداد دانلود : ۴۰۲
زمینه: سلامت ورزشکاران با توجه به فشار بالای انتظار کسب نتیجه، تحت تأثیر بوده و با توجه به اهمیت عملکرد تحصیلی و عوامل اجتماعی جوانان، ایجاد تعادل در چنین شرایطی نیاز به مداخلات پژوهش محور می باشد. هدف: بررسی رابطه نشاط معنوی، پیشرفت تحصیلی، خلاقیت، و نگرش های اجتماعی با موفقیت های جوانان ورزشکار حرفه ای با نقش میانجی سلامت روان (با نگاه تدوین مدل توفیقات ورزشی) بود. روش: پژوهش حاضر از نوع همبستگی است که روابط بین متغیرها بوسیله مدل یابی معادله ساختاری بررسی شد. جامعه تمامی ورزشکاران حرفه ای تیم های ملی بودند که 165 نفر (89 پسر و 76 دختر) رده سنی جوانان (15 الی 18 سال)، رشته های انفرادی و گروهی به صورت در دسترس و هدفمند انتخاب شدند. از پرسشنامه سلامت (GHQ)، خلاقیت راودسپ (1999)، نگرش های اجتماعی افروز و جردن (1976)، نشاط معنوی (SVS) چپریان و افروز (1395)، پیشرفت تحصیلی، و موفقیت ورزشی به عنوان ابزار استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر و آزمون سوبل به وسیله نرم افزار لیزرل انجام گرفت. یافته ها: بین نشاط معنوی، خلاقیت، سلامت روان، و پیشرفت تحصیلی با موفقیت رابطه معنادار، اما بین نگرش اجتماعی با موفقیت رابطه معناداری وجود ندارد. بین نشاط معنوی، خلاقیت، نگرش های اجتماعی با سلامت روان رابطه معنادار بود، اما بین پیشرفت تحصیلی با سلامت روان رابطه معناداری وجود ندارد. سلامت روان نقش میانجی معناداری میان نشاط معنوی و خلاقیت با موفقیت دارد، اما رابطه ای در پیشرفت تحصیلی و نگرش اجتماعی یافت نشد. نتیجه گیری: با توجه به برازش مطلوب مدل ساختاری، حفظ سلامت روان ورزشکاران حرفه ای از ابعاد گوناگون می تواند بر موفقیت ورزشی جوانان اثرگذار باشد.
۵۲۲۵.

پیش بینی تعهد زناشویی بر مبنای صفات سه گانه تاریک و پنج عامل بزرگ شخصیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۳ تعداد دانلود : ۳۵۲
زمینه: تعهد زناشویی در روابط بلند مدت تحت تأثیر عوامل زیربنایی از جمله صفات شخصیتی است. پیشینه پژوهش نشان می دهد که ناهمسانی های متعددی در رابطه با اینکه کدام صفات شخصیتی با تعهد زناشویی رابطه دارد، دیده می شود. بعلاوه عمده این پژوهش ها بر پنج عامل بزرگ شخصیت متمرکز بوده اند و به نقش صفات سه گانه تاریک در پیش بینی تعهد زناشویی بسیار کم پرداخته شده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی تعهد زناشویی بر اساس صفات سه گانه تاریک و پنج عامل بزرگ شخصیت در زنان متأهل انجام شد. روش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. در این پژوهش 327 زن متاهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره تحت نظارت بهزیستی شیراز به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. از شرکت کنندگان درخواست شد تا مقیاس صفات سه گانه تاریک، فرم کوتاه (جونز و پائولوس، 2014)، پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت (مک کری و کاستا، 2004)، پرسشنامه تعهد زناشویی (آدامز و جونز، 1997) را تکمیل کنند. برای تحلیل داده های پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون، و رگرسیون چندگانه استاندارد استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که در بین متغیرهای صفات سه گانه تاریک و پنج عامل بزرگ شخصیت، روان رنجورخویی (0/001p<،0/301- β=) و ماکیاولیسم (0/05p<، 0/105- β=) پیش بینی کننده های منفی و معنادار و وظیفه شناسی (0/01 p<، 0/214 β=) پیش بینی کننده مثبت و معنادار تعهد زناشویی است. همچنین ترکیب متغیرهای پژوهش به طور معناداری با تعهد زناشویی رابطه دارد و 25/9 درصد از واریانس آن را تبیین می کند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده می توان بیان کرد که روان رنجورخویی، وظیفه شناسی، و ماکیاولیسم نقش مهمی در پیش بینی تعهد زناشویی دارند. بنابراین جهت افزایش تعهد زوجین در روابط بلند مدت، توجه به نقش این متغیرها ضروری است.
۵۲۲۶.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نظم جویی هیجان و کاهش فشارخون در افراد مبتلا به بیماری کرونری قلب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۸ تعداد دانلود : ۲۶۴
زمینه: پژوهش ها موید تأثیر عوامل روانی بر پیدایش بیماری های قلبی و عروقی همچون فشارخون است. این دسته بیماری ها برکیفیت هیجان ها و سلامت افراد اثرگذارند. تاکنون درمان های مختلفی برای کاهش فشارخون به انجام رسیده ولی به نظر می رسد به نقش درمان های روانشناختی همچون درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در نظم جویی هیجانی و به تبع آن کاهش فشارخون توجه کافی نشده است. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نظم جویی هیجان و کاهش فشارخون در افراد مبتلا به بیماری کرونری قلب بود. روش: روش پژوهش حاضر از نوع طرح های کاربردی و شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری 6 ماهه همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بیماران مبتلا به کرونری قلب مراجعه کننده به بیمارستان شهید بهشتی شهر نوشهر بود. نمونه این پژوهش شامل 30 نفر از افراد مبتلا به کرونری قلب که با استفاده از نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه نظم جویی هیجان گرانفسکی و همکاران (2001) و دستگاه فشارسنج به دست آمد. پروتکل مورد استفاده در این پژوهش، براساس پیشنهاد هربرت و فرمن (2011) بود که در 8 جلسه 60 دقیقه ای طراحی و اجرا شد. داده ها با استفاده از روش مانکوا و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که میانگین نمرات قبل و بعد از مداخله بین دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 p<). به این صورت که در میانگین فشارخون افراد در پیش آزمون گروه آزمایش 16/15 و در مرحله پس آزمون به 83/12 کاهش یافته بود، در حالی که در گروه گواه تغییر معناداری صورت نگرفته بود. در نهایت یافته ها بیانگر آن بود که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نظم جویی هیجان و کاهش فشارخون در افراد مبتلا به بیماری کرونری قلب تأثیر معناداری از نظر آماری دارد. نتیجه گیری: باتوجه به اثربخش بودن درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در کاهش فشارخون و نظم جویی هیجان افراد بنابراین می توان نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می توانند به عنوان روش مداخله ای مؤثری برای بهبود نظم جویی هیجان و کاهش فشارخون در افراد مبتلا به بیماری کرونری قلب به کار روند. پیشنهاد می شود زمینه لازم برای آشنایی عملی و کاربردی چنین رویکردهایی برای روانشناسان، پزشکان و پرستاران فراهم گردد.
۵۲۲۷.

مدل یابی رشد مسیر شغلی کودکان: یک مطالعه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۷ تعداد دانلود : ۳۳۷
زمینه: رشد مسیر شغلی موضوعی است که به طور گسترده در متون علمی روانشناسی مورد مطالعه قرار گرفته و در نظریه های مرتبط با روانشناسی شغلی به آن اشاره شده است. همچنین مطالعات متعددی در مورد رشد مسیر شغلی کودکان انجام شده است، ولی پژوهش خاصی که به ارائه مدل در مورد رشد مسیر شغلی کودکان پرداخته باشد، یافت نشد. هدف: پژوهش حاضر با هدف مدل یابی رشد مسیر شغلی کودکان بر اساس یک مطالعه داده بنیاد انجام شد. روش: پژوهش حاضر به لحاظ رویکرد در زمره مطالعات کیفی است که با راهبرد داده بنیاد از نوع ظهوریابنده انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی متخصصان مرتبط با موضوع مورد پژوهش بود که دارای زمینه علمی و سابقه مرتبط بودند که با استفاده از نمونه گیری نظری 18 نفر از آن ها در این پژوهش شرکت کردند. همچنین به منظور جمع آوری داده ها، از روش مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته استفاده شد. مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع مقوله ها و شکل گیری جوهر حوزه بنیادی ادامه یافت. هم زمان با مصاحبه ها، تحلیل داده ها با روش ظهور یابنده شامل کدگذاری جوهری (مشتمل بر کدگذاری باز و انتخابی) و نظری به وسیله نرم افزار ATLAS.ti8، انجام و مورد اعتباریابی قرار گرفت. یافته ها: در تحلیل داده ها، 306 کد بدون تکرار، 29 کد بنیادی و درنهایت 9 مقوله و 3 کد نظری ظهور یافتند. به زعم شرکت کنندگان در پژوهش، به طور کلی رشد مسیر شغلی کودکان به صورت مسیری از انطباق یابی به سوی انطباق پذیری و شامل عوامل، فرآیند و شایستگی ها شکل می گیرد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده، به نظر می رسد رشد مسیر شغلی کودکان فرآیندی پیچیده و مداوم است که تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله پیشینه خانوادگی، جنسیت، فرهنگ، تجربیات مدرسه و علائق و توانایی های شخصی است. ازاین رو برای هدایت مؤثر و حمایت از رشد مسیر شغلی کودکان، یک رویکرد کل نگر که مؤلفه های مختلف را در بر می گیرد، ضروری است.
۵۲۲۸.

تجارب زیسته درمان جویان از رابطه درمانی: یک مطالعه پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۰ تعداد دانلود : ۴۴۲
زمینه: رابطه درمانی یکی از مهم ترین جنبه های روان درمانی است که روش های کمی رایج ترین شیوه پژوهش در باره آن بوده است. با این حال در دهه اخیر، پژوهش های کیفی در این حوزه ادراکات نوینی را برای بالینگران فراهم کرده است. در این میان، دیدگاه پدیدارشناختی، تجربه درمان جویان از رابطه درمانی را به فرصتی برای غنای فهم پژوهشگران از فرآیند روان درمانی بدل کرده است که در ادبیات پژوهشی فارسی زبان خلاء آن مشهود است. هدف: هدف پژوهش حاضر یافتن پاسخ این پرسش است که درمان جویان رابطه درمانی را چگونه تجربه می کنند. این پژوهش، به دنبال فهمی بی واسطه و پدیدارشناسانه از عناصر رابطه درمانی بر اساس تجارب زیسته درمان جویان است. روش: رویکرد این پژوهش کیفی و روش آن پدیدارشناسانی توصیفی است. جامعه هدف پژوهش، درمان جویان سابق روان درمانی بوده که نمونه ای 6 نفره از دواطلبان به صورت هدفمند و مطابق با ملاک های ورود مطالعه از اعضای این جامعه گزینش شدند. داده های پژوهش از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته فراهم شده و از طریق راهبرد چهار مرحله ای جیورجی (2003) مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: عناصر معنایی در قالب 5 حیطه محوریت رابطه و اتحاد درمانی در برابر مداخله، فهم استعاری از درمان به مثابه تسهیل درمان، کنش گری درمان جو در دیالوگ تجربه-روایت، اصالت، همدلی، توجه مثبت نامشروط؛ شاکله بخش اصلی رابطه درمانی، اهمیت شخص درمانگر و سهم تأثیرات ارتباطی و بین شخصی در میدان تعاملی روان درمانی ترسیم شد. نتیجه گیری: مبنی بر یافته های این پژوهش، تجربه درمانبخشی را می توان در بافت رابطه دوسویه و کنش گرانه درمان جو - درمانگر توصیف کرد. کوشش های شخصی درمان جویان در کنار همکاری، همدلی و نگاه خالی از قضاوت درمانگر که حائز ظرفیت های عاطفی و ارتباطی است معنا پیدا می کند. یافته های این پژوهش به عنوان راهنمای ناظران و کارآموزان بالینی در جهت توسعه کیفیت اتحاد و رابطه درمانی قابل استفاده خواهد بود.
۵۲۲۹.

بررسی اثربخشی درمان برنامه زمانی پارادوکس بر حساسیت اضطرابی و کانون توجه در افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۸ تعداد دانلود : ۳۵۱
زمینه: حساسیت اضطرابی و کانون توجه از مؤلفه های مهم در ایجاد و حفظ اختلال اضطراب اجتماعی محسوب می شوند که نقص در هر یک از آن ها می تواند به عنوان یک عامل خطر بالقوه در این اختلال نقش داشته باشد. برخی مطالعات نشان داده اند که درمان برنامه زمانی پارادوکس می تواند منجر به کاهش نگرانی و علائم اضطراب اجتماعی شود. در ایران در مورد اثربخشی این روش درمانی بر حساسیت اضطرابی و کانون توجه در افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان برنامه زمانی پارادوکس بر حساسیت اضطرابی و کانون توجه در افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی افراد مراجعه کننده به مراکز مشاوره و کلینیک های روان درمانی شهر تهران در پاییز و زمستان سال 1401 بود. نمونه آماری نیز شامل 30 نفر از درمانجویان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی بود که به صورت در دسترس انتخاب و در دو گروه 15 نفری (یک گروه آزمایش و یک گروه گواه) گمارده شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های کانون توجه (وودی و همکاران، 1997)، شاخص حساسیت اضطرابی تجدید نظر شده (تیلور و کاکس، 1998) استفاده شد. همچنین درمان برنامه زمانی پارادوکس (بشارت، 1396) در شش جلسه 45 دقیقه ای بر روی گروه آزمایش اجرا شد. تجزیه و تحلیل داده ها نیز علاوه بر شاخصه های آمار توصیفی با استفاده از آزمون تحلیل چندمتغیری، تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، تعقیبی بونفرونی و نرم افزار SPSS25 انجام شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد، درمان برنامه زمانی پارادوکس بر تمام مؤلفه های حساسیت اضطرابی (ترس از نشانه های تنفسی، ترس از واکنش های اضطرابی، ترس از نشانه های، قلبی – عروقی - معده ای، عدم مهار شناختی و نمره کل) و کانون توجه (توجه متمرکز بر خود و توجه به بیرون) تأثیر معنادار داشته است (0/001P<). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر به نظر می رسد درمان برنامه زمانی پارادوکس می تواند توسط روانشناسان و روان پزشکان به عنوان درمانی کارآمد در جهت کاهش علائم اختلال اضطراب اجتماعی به ویژه حساسیت اضطرابی و کانون توجه به کار برده شود.
۵۲۳۰.

بررسی اثربخشی روانشناسی مثبت گرا بر معناداری زندگی و افسردگی دانشجویان دانشگاه هنر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۵ تعداد دانلود : ۳۹۴
زمینه: مطالعات نشان داده است دانشجویان از جمله آسیب پذیرترین افراد نسبت به پیامدهای اختلال افسردگی هستند. از سوی دیگر، افسردگی با تسهیل افکار بدبینانه و غیرمنطقی نسبت به آینده می تواند رضایت و معنای زندگی دانشجویان را تحت تأثیر قرار دهد. پژوهش های مختلف نشان داده اند که میزان افسردگی و معنای زندگی دانشجویان را می توان با بهره گیری از مداخلات روانشناختی تعدیل کرد. هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی مداخلات روانشناسی مثبت گرا بر معناداری زندگی و افسردگی دانشجویان دانشگاه هنر انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی، از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر تمامی دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه هنر در سال 1399 بود. از این جامعه آماری، تعداد 60 نفر به شیوه در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی ساده در دو گروه 30 نفری آزمایش (گروه مداخله روانشناسی مثبت گرا) و گواه گمارده شدند. در جلسات مداخله آموزشی روانشناسی مثبت گرا از بسته آموزشی کوئیلیام (2003) و برای جمع آوری داده ها از نسخه دوم مقیاس افسردگی بک (1996) و پرسشنامه معناداری زندگی مورگان و فارسیدز (2009) استفاده شد. برای تحلیل داده ها نیز از تحلیل کوواریانس تک متغیری و نرم افزار SPSS22 استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد مداخلات روانشناسی مثبت گرا بر افزایش معناداری زندگی و کاهش افسردگی دانشجوبان دختر و پسر مؤثر بوده است (0/05 P<). نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده، این نتیجه حاصل می گردد که آموزش روانشناسی مثبت گرا می تواند ضمن کاهش میزان افسردگی، به افزایش معناداری زندگی دانشجویان نیز کمک کند. بنابراین توجه به مداخلات روانشناسی مثبت گرا می تواند با تأکید بر توانمندی ها و افزایش شادمانی، نقش مهمی در بهبود ابعاد روانشناختی و حتی معنوی دانشجویان داشته باشد.
۵۲۳۱.

بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه غنی سازی شغلی و تعارض کار - خانواده در مدیران ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۱ تعداد دانلود : ۳۰۶
زمینه: ابعاد روانشناختی غنی سازی شغلی یکی از موضوعات مهم در روانشناسی ورزشی است و به معنای افزایش انگیزه، رضایت، تعهد و عملکرد کارکنان از طریق ارائه فرصت های یادگیری، خلاقیت، مسئولیت و ارتباطات مؤثر در سازمان است و این امکان را می دهد که برنامه های خود را در حین کار سازمان دهی کنند. تعارض کار خانواده یک مسأله مهم است و می تواند منجر به عدم پیشرفت، جابجایی شغلی و تغییر شغل شود. به رغم اهمیت سنجش این سازه ها در مدیران ورزشی تاکنون ابزار معتبری برای اندازه گیری آن ها در ایران رواسازی نشده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی شاخص های روان سنجی غنی سازی شغلی و تعارض کار -خانواده در مدیران ورزشی صورت گرفته است. روش: این پژوهش یک مطالعه توصیفی از نوع هنجاریابی بود به این منظور جامعه شامل مدیران تربیت بدنی دانشگاه های سراسر کشور در سال 1399 بود به این منظور تعداد 333 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند برای گردآوری داده ها از پرسشنامه غنی سازی شغلی و تعارض کار – خانواده استفاده شد. داده ها به روش تحلیل عاملی تأییدی ضریب آلفا کرونباخ و شاخص روایی و پایایی با استفاده نرم افزار Amos تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد پایایی پرسشنامه تعارض کار - خانواده و غنی سازی شغلی در پژوهش حاضر با استفاده از آلفای کرونباخ به ترتیب 0/904 =α و 0/926 =α به دست آمد که نشان از پایایی درونی مناسب گویه ها می داد. نتایج نشان داد که همبستگی تمام گویه ها با مجموع گویه ها در حد مطلوب بود و با حذف هر یک از گویه ها تفاوت چندانی در ضریب آلفای کرونباخ کل آزمون دیده نمی شد تحلیل عاملی تأییدی هم ساختار عاملی پرسشنامه را مورد تأیید قرارداد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش بیانگر قابلیت اعتماد مطلوب یافته های حاصل از دو پرسشنامه تعارض کار - خانواده و غنی سازی شغلی بود، همچنین براساس نتایج، روایی همگرا و واگرای مطلوبی گزارش شد. تحقیق در نمونه های بزرگتر و جامعه های دیگر پیشنهاد می شود
۵۲۳۲.

تأثیر درمان فعال ساز رفتاری با تصویرسازی ذهنی هدایت شده بر میزان وسوسه، استرس ادراک شده و نظم جویی مثبت - منفی شناختی هیجانی نوجوانان وابسته به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۹ تعداد دانلود : ۳۳۰
زمینه: درمان فعال سازی رفتاری یکی از روش هایی درمانی مؤثر برای افرادی است که دچار نوعی اضمحلال روانی هستند و تأثیر درمان فعال ساز رفتاری با تصویرسازی ذهنی هدایت شده بر میزان وسوسه، استرس ادراک شده و نظم جویی مثبت - منفی شناختی هیجانی نوجوانان وابسته به مواد در پیشینه این حوزه مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف: هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر درمان فعال ساز رفتاری با تصویرسازی ذهنی هدایت شده بر میزان وسوسه، استرس ادراک شده و نظم جویی مثبت و منفی شناختی هیجانی نوجوانان وابسته به مواد بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی (طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه برابر) بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه نوجوانان وابسته به مواد مخدر در شهر تهران بود. نمونه تحقیق شامل 30 نفر از نوجوانان وابسته به مواد بود که به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. سپس از میان نمونه پژوهش، به طور تصادفی ساده 15 نوجوان وابسته به مواد در گروه آزمایش و 15 نوجوان وابسته به مواد در گروه گواه گماشته شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه وسوسه (صالحی فردردی و همکاران، 1390) پرسشنامه استرس (کوهن و همکاران، 2012) و پرسشنامه نظم جویی هیجانی (گامفسکی، 2002) بود. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره مانکوا و آنکوا استفاده شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد، درمان فعال سازی رفتاری با تصویرسازی ذهنی هدایت شده باعث نظم جویی مثبت شناختی هیجانی و کاهش میزان وسوسه، استرس ادراک شده و نظم جویی منفی شناختی هیجانی نوجوانان وابسته به مواد گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه در سطح معناداری 0/05 P> شد. نتیجه گیری: باتوجه به اثر درمان فعال ساز رفتاری با تصویرسازی ذهنی هدایت شده بر نظم جویی مثبت شناختی هیجانی و کاهش میزان وسوسه، استرس ادراک شده و نظم جویی منفی شناختی هیجانی نوجوانان وابسته به مواد شایسته است در مراکز ترک اعتیاد نتیجه بهبود درمان فعال سازی رفتاری با تصویرسازی ذهنی هدایت شده بر بهبود وسوسه، استرس ادراک شده و نظم جویی شناختی هیجانی ترسیم شود و نتایج انجام درمان در جهت بهبود این متغیرها ارائه شود تا نوجوانان وابسته به مواد آگاهی لازم را بدست آورند.
۵۲۳۳.

نقش تعدیل گری انعطاف پذیری شناختی در رابطه ی بین استرس فرزندپروری وخودکارآمدی ادراک شده والدینی مادرانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۹۷
مقدمه: این مطالعه با هدف بررسی نقش تعدیل گری انعطاف پذیری شناختی در رابطه بین استرس فرزند پروری و خودکارآمدی ادراک شده والدینی مادرانه انجام شد.روش: پژوهش حاضر همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش کلیه مادران ساکن اصفهان در سال 1402 بودند و به عنوان نمونه 400 مادر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه استرس فرزند پروری (PSI-SF)، پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی CFI)) و پرسشنامه خودکارآمدی مادرانه (PMP S-E) گردآوری و با نرم افزار PLS تجزیه وتحلیل شد.یافته ها: نتایج نشان داد بین استرس فرزند پروری و خودکارآمدی والدینی مادرانه رابطه معکوس معنادار (297/0- = β، 001/0P=)، بین استرس فرزند پروری و انعطاف پذیری شناختی رابطه معکوس معنادار (326/0- =β،001/0P=) و بین خودکارآمدی والدینی مادرانه و انعطاف-پذیری شناختی رابطه مثبت معنا داری مشاهده شد (420/0 = β،001/0P=). همچنین نتایج نشان داد انعطاف پذیری شناختی در رابطه بین استرس فرزند پروری و خودکارآمدی والدینی مادرانه نقش تعدیلگری ایفا می کند (099/0 = β).نتیجه گیری: با توجه به یافته ها، نقش انعطاف پذیری شناختی در کاهش استرس فرزند پروری و ارتقاء خودکارآمدی والدینی مادرانه بسیار مهم است. این امر حاکی از اهمیت آن در برنامه های آموزشی و درمانی با هدف ارتقای سلامتی و توانمندسازی مادران است. علاوه بر این، تمرکز بر بهبود انعطاف پذیری شناختی مادر ممکن است در ارتقاء خودکارآمدی والدینی ، کاهش استرس فرزندپروری و کاهش اثرات آن بر سلامت جسمی، روانی و عملکردی مادر، کمک کننده باشد.
۵۲۳۴.

بررسی رابطه اعتماد بین فردی و مهارت های اجتماعی با بلوغ عاطفی در فرزندان طلاق و عادی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۳
هدف : این پژوهش با هدف بررسی رابطه اعتماد بین فردی و مهارت های اجتماعی با بلوغ عاطفی در فرزندان طلاق و عادی انجام شد. روش: برای دستیابی به اهداف پژوهش از روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی استفاده شد. نمونه آماری این پژوهش شامل کلیه فرزندان طلاق و عادی سراسر کشور در سال 1400 بود و تعداد نمونه شامل 108 نفر که 54 نفر فرزند طلاق و تعداد 54 نفر فرزند عادی بودند و روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شد. ابزارگردآوری داده ها شامل سه پرسشنامه اعتماد بین فردی رمپل و هولمز(1986)، پرسشنامه بلوغ عاطفی سینگ و بهارگاوا (1991) و پرسشنامه مهارت های اجتماعی ماتسون و همکاران (1983) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش آماری همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیره استفاده شد که تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-26 انجام گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد بین اعتماد بین فردی و بلوغ عاطفی رابطه معنی داری در سطح خطای 01/0 وجود دارد و بین مهارتهای اجتماعی و بلوغ عاطفی رابطه معنی داری در سطح خطای 01/0 وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای پرخاشگری، رابطه با همسالان، مهارت مناسب و مهارتهای اجتماعی نقش اصلی در پیش بینی بلوغ عاطفی دارند. نتیجه گیری : داشتن سطح بالایی از اعتماد بین فردی و مهارت های اجتماعی در فرزندان می تواند منجر به بالا رفتن سطح بلوغ عاطفی در آنان شود.
۵۲۳۵.

رابطه بین سبک های دلبستگی، طرحواره های هیجانی و نشخوار فکری با خودآزاری غیر خودکشی در زنان مطلقه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۱۸۸
یکی از موضوعاتی که در چند سال اخیر ذهن اکثر اندیشمندان و حتی عموم را به خود مشغول کرده است مسأله طلاق می باشد. در حال حاضر، این پدیده در ایران به شکل یک مسأله و معضل اجتماعی، مشکلات زیادی را برای افراد و خانواده های در معرض طلاق به وجود آورده است. پژوهش حاضر با توجه به ماهیت موضوع و اهداف مورد نظر، از نوع تحقیقات توصیفی همبستگی است. جامعه پژوهش حاضر شامل کلیه زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1402 می باشد.که از بین آنها به صورت نمونه گیری هدفمند و در دسترس 300 نفر انتخاب شدند. با استفاده از پرسشنامه های پرسشنامه نشخوار فکری نولن هوکسما و مارو، پرسشنامه خود آزاری (مازوخیسم)، پرسشنامه استاندارد طرحواره های هیجانی لیهی و پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسال کولینز و ری و تجزیه و تحلیل داده ها مشخص شد که بین سبک دلبستگی ایمن با خودآزاری غیرخودکشی در زنان مطلقه همبستگی منفی معناداری وجود دارد. بین سبک دلبستگی ناایمن اضطرابی، نشخوار فکری، مکانیسم دفاعی روان آزرده و مکانیسم دفاعی رشدنایافته با با خودآزاری غیرخودکشی در زنان مطلقه همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد و بین سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی با با خودآزاری غیرخودکشی در زنان مطلقه همبستگی معناداری وجود ندارد. در نتیجه با توجه به مشکلات خانوادگی در جامعه و بالارفتن میزان طلاق، شناسایی عوامل تأثیرگذار و مرتبط با آن و برنامه ریزی آموزش های مبتنی بر این یافته ها می تواند در پیشگیری از افکار و اعمال خودآزاری غیرخودکشی مثمر ثمر واقع شد.
۵۲۳۶.

تحلیل چند سطحی رابطه هیجانات پیشرفت منفی، ادراک مهارت های تشخیصی معلم، سطح چالش انگیزی کلاس و کیفیت تدریس معلم با عملکرد ریاضی در دانش آموزان پایه نهم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۶۱
مقدمه: هدف پژوهش حاضر تحلیل چندسطحی رابطه هیجانات پیشرفت منفی، ادراک مهارت های تشخیصی معلم، سطح چالش انگیزی کلاس و کیفیت تدریس معلم با عملکرد ریاضی در دانش آموزان پایه نهم بود. روش: پژوهش از نوع همبستگی و به صورت تحلیل چندسطحی بود. جامعه آماری این پژوهش، کلیه دانش آموزان پایه نهم پسر و دختر دوره متوسطه اول شهرستان کهگیلویه در سال تحصیلی 1402-1401 بود که از میان آنها، نمونه ای 1000 نفری (500 پسر و 500 دختر) به روش تصادفی چندمرحله ای انتخاب شد. برای سنجش متغیرهای پژوهش، از پرسشنامه ارزیابی کلاس گارتنر (2010)، مقیاس ادراک دانش آموزان از فعالیت های کلاسی جنتری و اسپرینگر (2002)، مقیاس کیفیت تدریس کریاکیدز و همکاران (2000)، پرسشنامه هیجانات پیشرفت پکران و همکاران (2005) و نمرات نوبت اول درس ریاضی دانش آموزان استفاده شد. داده ها به کمک مدل سازی خطی سلسله مراتبی (HLM) تحلیل شد. یافته ها: تحلیل چندسطحی نشان داد متغیرهای هیجانات پیشرفت منفی و میانگین هیجانات پیشرفت منفی کلاس، به طور منفی و متغیرهای ادراک مهارت های تشخیصی معلم، سطح چالش انگیزی کلاس و کیفیت تدریس معلم به طور مثبت، پیش بین عملکرد ریاضی بودند. تعامل متغیرهای سطح 2 با شیب رابطه هیجانات پیشرفت منفی و عملکرد ریاضی معنی دار بود. نتیجه گیری: در مجموع نتایج تحلیل چندسطحی در این پژوهش نشان داد عملکرد ریاضی دانش آموزان وابسته به کاهش هیجانات پیشرفت منفی آنها و میانگین هیجانات پیشرفت منفی کلاس و افزایش مهارت های تشخیصی معلم، سطح چالش انگیزی کلاس و کیفیت تدریس معلم می باشد.
۵۲۳۷.

ارتباط میان استانداردهای بالا، باورهای خودکارآمدی کلی، تجربه ی مکرر ناهم خوانی و علایم اختلال اضطراب فراگیر در افراد 18 سال به بالا: آزمون مدل های میانجی گری و میانجی گری تعدیل شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۲۳
اختلال اضطراب فراگیر شیوع قابل توجهی دارد و با ناراحتی روانی و یا اختلال در زندگی روزمره مرتبط است؛ بنابراین شناخت عوامل موثر بر شکل گیری آن اهمیت دارد. هدف اول پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی گر تجربه مکرر ناهم خوانی در رابطه استانداردهای بالا با علایم اختلال اضطراب فراگیر بود. هدف دوم، بررسی یک مدل ترکیبی میانجی گری تعدیل شده برای رابطه استانداردهای بالا با علایم اضطراب فراگیر بود که تجربه مکرر ناهم خوانی نقش میانجی گر و باورهای خودکارآمدی کلی نقش تعدیل گر دارد. طرح پژوهش حاضر از نوع هم بستگی بود. جامعه پژوهش، افراد 18 سال به بالای حاضر در شهر تهران در بازه زمانی 20 آبان تا 5 آذر سال 1402 بود. نمونه ای شامل 382 نفر از افراد حاضر در 11 منطقه از شهر تهران به شیوه خوشه ای سه مرحله انتخاب شد. ابزارهای اندازه گیری پژوهش شامل زیرمقیاس کمال گرایی جامعه مدار، مقیاس کوتاه اختلال اضطراب فراگیر، زیرمقیاس ناهم خوانی و مقیاس خودکارآمدی کلی بود. برای آزمون مدل میانجی گری، اثر غیرمستقیم استانداردهای بالا بر علایم اختلال اضطراب فراگیر بررسی شد که معنادار بود. بنابراین شواهد آماری از نقش میانجی گری نسبی تجربه مکرر ناهم خوانی حمایت کرد. برای آزمون مدل میانجی گری تعدیل شده، موافق با پیشنهاد هیز (2022) معناداری اثر شرطی غیرمستقیم، بر اساس شاخص میانجی گری تعدیل شده بررسی شد که معنادار نبود. بنابراین مدل ترکیبی میانجی گری تعدیل شده تایید نشد. تایید نقش میانجی گری تجربه مکرر ناهم خوانی نشان می دهد هرچه افراد استانداردهای بالاتری داشته باشند، یعنی زنجیره های علّی گسترده تری شامل محتوای چگونگی دست یابی به پیامدها یا خواسته های خود داشته باشند، احتمال تجربه مکرر ناهم خوانی و درنتیجه، احتمال شکل گیری علایم اضطراب فراگیر برایشان بیشتر خواهدبود. رد مدل ترکیبی میانجی گری تعدیل شده می تواند به عوامل مختلفی مانند تعامل های پیچیده بین متغیرهای میانجی گر و تعدیل گر، یا ویژگی های زیرمقیاس ناهم خوانی مورد استفاده نسبت داده شود.
۵۲۳۸.

تاثیر آموزش سرزندگی تحصیلی بر غفلت آموزشی و هیجان های تحصیلی مثبت و منفی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۹۵
زمینه و هدف: عواملی مانند غفلت آموزشی و هیجان های تحصیلی نقش مهمی در وضعیت تحصیلی دانش آموزان دارند. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف تاثیر آموزش سرزندگی تحصیلی بر غفلت آموزشی و هیجان های تحصیلی مثبت و منفی دانش آموزان انجام شد. روش و مواد: مطالعه حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر پایه ششم ناحیه1 سنندج در سال تحصیلی 1401-1402 بودند. نمونه این مطالعه، 50 نفر بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مساوی جایگزین شدند. گروه آزمایش 12 جلسه 50 دقیقه ای تحت آموزش سرزندگی تحصیلی قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار برای آموزش ماند. ابزارهای پژوهش شامل خرده مقیاس غفلت آموزشی در پرسشنامه سوءرفتار و غفلت آموزشی (نوع پرور قره باغ و زینالی، 1398) و پرسشنامه هیجان های تحصیلی (پکران و همکاران، 2002) بودند. داده های این مطالعه با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش سرزندگی تحصیلی باعث کاهش غفلت آموزشی و هیجان های تحصیلی منفی و افزایش هیجان های تحصیلی مثبت دانش آموزان شد (001/0P<). نتیجه گیری: با توجه به تاثیر آموزش سرزندگی تحصیلی بر غفلت آموزشی و هیجان های تحصیلی مثبت و منفی دانش آموزان، مشاوران و روانشناسان جهت بهبود ویژگی های تحصیلی می توانند از روش مذکور استفاده نمایند.
۵۲۳۹.

اثربخشی تحریک الکتریکی فراجمجمه ای با جریان مستقیم (tDCS) بر انعطاف پذیری شناختی، حل مسئله و سرعت پردازش مغز در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۲۰۱
غلبه بر مشکلات و راه حل دادن به آن ها، و حفظ سلامت روانی و جسمی در زندگی، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. با ارتقاء توانایی های شناختی و افزایش سرعت پردازش ذهن، می توان کیفیت و سلامت زندگی را در طول عمر بهبود بخشید. هدف اصلی از این پژوهش، بررسی تأثیر تحریک الکتریکی فراجمجمه ای با جریان مستقیم (tDCS) بر انعطاف پذیری شناختی، حل مسئله و سرعت پردازش مغز در دانشجویان است. این پژوهش به صورت طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و مرحله پیگیری یک ماهه انجام شد. در این پژوهش، ۳۰ نفر به عنوان نمونه با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش tDCS در طی دو هفته و در ۱۰ جلسه، با شدت جریان ۲ میلی آمپر و به مدت ۲۰ دقیقه، تحت تحریک الکتریکی قرار گرفتند. در ابتدا، پس از اتمام برنامه تحریک، و همچنین یک ماه پس از آن، آزمون های انعطاف پذیری شناختی، حل مسئله و سرعت پردازش مغز از هر دو گروه گرفته شد و نتایج با استفاده از آزمون کوواریانس با اندازه گیری های مکرر تحلیل شدند. بر اساس نتایج به دست آمده، مشاهده شد که تفاوت بین گروه ها معنادار بوده و نشان دهنده تأثیر مثبت و معنادار تحریک جریان مستقیم فرا جمجمه ای بر انعطاف پذیری شناختی، حل مسئله و سرعت پردازش مغز است. همچنین، با توجه به مرحله پیگیری یک ماهه، تأثیرات مذکور دارای پایداری می باشند.
۵۲۴۰.

معنا در تاریخ در سه گفتمان: فلسفی، قرآنی و روان شناختی (مطالعه ای تطبیقی با تأکید بر اندیشه لوویت، سنّت های الهی و نظریه رشد اریکسون)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۰۲
مسئله معنا در تاریخ، یکی از چالش های بنیادین انسان معاصر در مواجهه با بحران مدرنیته و فروپاشی روایت های کلان در فلسفه های تاریخ است. هدف پژوهش حاضر بازخوانی مفهوم معنا در تاریخ، با تاکید بر دیدگاه کارل لوویت و در پرتو آموزه های قرآنی بوده، و به بررسی نسبت تاریخ، هدایت الهی، و رشد روانی انسان پرداخته است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی برده و با رویکرد تحلیل گفتمان، مفاهیم کلیدی را در سه گفتمان فلسفه تاریخ، قرآن، و روان شناسی رشد استخراج و تطبیق داده است. در مقام پاسخ به هدف پژوهش می توان گفت، معنا در تاریخ، پرسشی است که از درون بحران مدرنیته برآمده و به یکی از جدی ترین دغدغه های فلسفی و روان شناختی بشر معاصر تبدیل شده است. کارل لوویت با نقد فلسفه های تاریخ مدرن، نشان داد که بسیاری از روایت های تاریخی غربی، علی رغم ظاهر عقلانی و سکولارشان، بازتولید مفاهیم دینی در قالبی ایدئولوژیک اند؛ مفاهیمی چون رستگاری، پیشرفت و پایان تاریخ. از دیدگاه او، معنا تنها زمانی در تاریخ ممکن است که نسبت آن با امر متعالی حفظ شود؛ وگرنه تاریخ به ابزاری برای توهم نجات بشری تبدیل می شود. در این مقاله، با بهره گیری از نگاه نقادانه لوویت، «معنا در تاریخ» در پرتو قرآن کریم بازخوانی و نشان داده شد که قرآن، با معرفی مفاهیمی چون سنت های الهی، ابتلاء، تزکیه و عاقبت، الگویی غیرایدئولوژیک از تاریخ ارائه می دهد که در آن، معنا نه در سیر بیرونی وقایع، بلکه در کنش اخلاقی و درونی انسان در نسبت با هدایت الهی شکل می گیرد. این معنا، نه تنها به فرد مسئولیت می دهد، بلکه امکان رشد روانی در بستر تاریخ را نیز فراهم می سازد. همچنین، با تطبیق مراحل رشد روانی - اجتماعی اریکسون با روایت های قرآنی از زندگی پیامبران و اقوام، مشخص شد که قرآن، ضمن داشتن ساختار خاص خود، با زبان روانشناسی رشد نیز قابل گفت وگو است. به ویژه در مفاهیمی چون هویت یابی، انسجام روانی یا مسئولیت اخلاقی، می توان همپوشانی های عمیقی میان قرآن و نظریه اریکسون یافت. این همپوشانی نشان می دهد که معنا در تاریخ، امری صرفاً نظری یا کلامی نیست؛ بلکه به طور مستقیم با رشد روان انسان، سلامت درونی و انتخاب های اخلاقی او پیوند دارد. این پژوهش با تلفیق سه چشم انداز فلسفی، قرآنی و روان شناختی، امکانی برای بازاندیشی در معنای تاریخ فراهم آورده است؛ امکانی که از سویی، با نقدهای فلسفی مدرنیته هم راستا است و از سوی دیگر، بر ظرفیت های درونی معارف قرآنی برای فهمی انسانی، روانی و اخلاقی از تاریخ تأکید دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان