فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۵۲۱ تا ۳٬۵۴۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۲
107 - 132
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش تفکرانتقادی بر توجه، پردازش شناختی و راهبردهای تنظیم هیجان کودکان با اختلال یادگیری خاص صورت گرفت. روش پژوهش از نوع تحقیق نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان 9 تا 12 سال مراجعه کننده به مرکز مشکلات یادگیری خاص ناحیه سه تبریز در نیمه دوم سال 1400 بود. از این بین تعداد 40 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارش تصادفی شدند. ابزارهای مورد استفاده پژوهش پرسشنامه توجه و پردازش شناختی و تنظیم هیجان بود. فرضیه های پژوهش بااستفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد سطح معنی داری در تمامی مقایسه ها کمتر از 05/0 بود که نشان داد مداخله آموزش تفکرانتقادی بر توجه، پردازش شناختی و تنظیم هیجان اثربخشی معناداری داشت (05/0>p). بررسی اندازه اثر نشان داد که بیشترین تفاوت در نمره کل پردازش شناختی باضریب 710/0 مشاهده شد. نتیجه پژوهش حاضر فاقد بررسی پیگیری بلندمدت بود. لذا پیشنهاد می شود در پژوهش های آینده اثربخشی این مداخلات را به صورت پیگیری بلندمدت بررسی کنند و آموزش تفکر انتقادی به عنوان رویکردی نوین در کنار مداخلات آموزشی به مربیان مراکز اختلالات یادگیری خاص آموزش داده شود تا این مربیان در مداخلات خود این راهبردها را به کار گیرند.
اثربخشی واقعیت درمانی مبتنی بر کیفیت زندگی نوجوانان با اعتیاد به اینترنت بر هیجان خواهی و روابط با همسالان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اعتیاد به اینترنت یک اختلال اجتماعی روانی است که در جوامع در حال گسترش روی نسل نوجوان و جوان اثر چشمگیر داشته است و پیامدهای مهمی مانند آشفتگی هیجانی، عاطفی، پرخاشگری، روان پریشی، روابط بین فردی نامطلوب و... به همراه داشته است. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی واقعیت درمانی مبتنی بر کیفیت زندگی نوجوانان با اعتیاد به اینترنت بر هیجان خواهی و روابط با همسالان انجام شد. مواد و روشها: در مرحله کیفی، روش پدیدارشناسانه بود که از بین نوجوانان با اعتیاد به اینترنت تحت مشاوره در مراکز مشاوره شهر اصفهان به صورت هدفمند و تا مرحله اشباع، 15 نوجوان انتخاب و مصاحبه شدند. با روش کلایزی، 9 مفهوم اصلی و 33 مفهوم فرعی استخراج و براساس آنها بسته واقعیت درمانی مبتنی بر کیفیت زندگی تدوین شد. در مرحله کمی، روش نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه گواه و دوره پیگیری بود. 30 نوجوان با اعتیاد به اینترنت با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. گروه آزمایش مداخله واقعیت درمانی مبتنی بر کیفیت زندگی را طی دو ماه در ده جلسه 120 دقیقهای دریافت نمودند. پرسشنامههای مورداستفاده شامل پرسشنامه اعتیاد به اینترنت، هیجان خواهی و روابط با همسالان بود. یافتهها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که واقعیت درمانی مبتنی بر کیفیت زندگی بر هیجان خواهی و روابط با همسالان آنها در مراحل پس آزمون و پیگیری تأثیر معناداری دارد (001/0>P). نتیجهگیری: نتایج نشان دادکه مداخله واقعیت درمانی مبتنی بر کیفیت زندگی نوجوانان با اعتیاد به اینترنت با استفاده از اصول کیفیت زندگی و نظریه تئوری انتخاب میتواند به عنوان یک مداخله مؤثر جهت بهبود هیجان خواهی و روابط با همسالان آنها مورداستفاده گیرد.
الگوی ساختاری کنترل شناختی و انعطاف ناپذیری روانشناختی با افسردگی نوجوانان نقش میانجی گر ذهنیت سازی عاطفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال افسردگی در نوجوانان یکی از شایعترین انواع اختلالات خلقی است که با همبودی بالا بیماریهای روانی، کیفیت زندگی، ریسک بالای خطر خودکشی و هزینههای بالای اجتماعی همراه است. از سوی دیگر ظرفیت ذهنیسازی و کنترل شناختی تعیین کنندههای مهمی در سازماندهی ظرفیت شناختی و هیجانی هستند که در حوزه پژوهشهای مرتبط با افسردگی در دوران نوجوانی مورد غفلت واقع شدهاند. این پژوهش با هدف الگوی ساختاری کنترل شناختی و انعطافناپذیری روانشناختی با افسردگی نوجوانان با نقش میانجی گر ذهنیت سازی عاطفی انجام شد. مواد روشها: این پژوهش ازنظر هدف بنیادی و ازنظر روش یک پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشآموزان مقطع متوسطه شهر تهران که در سال تحصیلی 1403-1402 مشغول به تحصیل میباشند تشکیل دادند. نمونه پژوهش 347 نفر از دانشآموزان شهر تهران بود که به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای از پرسشنامههای نشخوار فکری نولن و همکاران (1991)، انعطافناپذیری روانشناختی (رولفس و همکاران، 2016)، مقیاس اضطراب و افسردگی بیمارستانی زیگموند و اسنیت (1983)، ذهنیت سازی عاطفی (رینالدی و همکاران، 2021) و پرسشنامه کنترل شناختی گیبرس و همکاران (2018) استفاده شد. جهت ارزیابی الگوی پیشنهادی از الگویابی معادلات ساختاری و AMOS.24 و SPSS. 27 استفاده شد. یافتهها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین انعطافناپذیری روانشناختی با افسردگی رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد (05/0P< ). همچنین بین کنترل شناختی و ذهنیت سازی عاطفی با افسردگی رابطه منفی و معنیداری وجود دارد (05/0P). یافتهها حاکی از برازش مناسب الگوی پیشنهادی با دادههاست. نتایج مدلیابی معادله ساختاری نشان داد که در الگوی 45 درصد از واریانس ذهنیت سازی عاطفی توسط انعطافناپذیری روانشناختی، کنترل شناختی تبیین میشود. همچنین 59 درصد از واریانس افسردگی توسط انعطافناپذیری روانشناختی، کنترل شناختی و ذهنیت سازی عاطفی تبیین میشود. نتیجهگیری: با توجه به این یافتهها به درمانگران پیشنهاد میشود آموزش کنترل شناختی و ذهنیت سازی عاطفی را در جهت کاهش علائم افسردگی نوجوانان مورد توجه قرار دهند.
اثربخشی درمان شناختی -رفتاری مبتنی بر رویکرد روتگرینگ (حضوری- آنلاین) بر خستگی، اضطراب مرگ و تصویر بدنی بیماران ام اس(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ام اس یکی از بیماریهای سیستم عصبی مرکزی است که چالشهای زیادی را در خصوص سازگاری روانشناختی افراد مبتلا در تمام دنیا ایجاد کرده است. در این خصوص مداخلات روانشناختی میتوانند مورد استفاده قرار گیرند. هدف از پژوهش حاضر نیز بررسی اثربخشی درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر رویکرد روتگرینگ حضوری- آنلاین بر اضطراب سلامت، اضطراب مرگ و تصویر بدنی در بیماران ام اس شهر تهران بود. مواد و روشها: طرح پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری برای دو گروه مداخله و کنترل بود. با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس، 30 نفر از بیماران ام اس دارای پرونده در خیریه توانمندسازی شهر تهران که در پرسشنامه اضطراب سلامت، اضطراب مرگ و تصوبر بدنی نمره بالاتر از میانگین داشتند، انتخاب شدند. با استفاده از گمارش تصادفی، در هر دو گروه، 15نفر جایگزین شدند. گروه مداخله جلسات درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر رویکرد روتگرینگ و همکاران (2022) را به صورت تلفیقی حضوری-آنلاین دریافت کردند. یافتهها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد اجرای حضوری-آنلاین پروتکل درمان توانست باعث بهبود اضطراب سلامت، تصویر بدنی و کاهش اضطراب مرگ در بیماران ام اس شود (01/0=P). نتیجهگیری: براساس نتایج به نظر میرسد که درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر رویکرد روتگرینگ بر ویژگیهای روانشناختی بیماران ام اس از جمله اضطراب سلامت، تصویر بدنی و اضطراب مرگ اثربخش است که میتوان به عنوان یک درمان مکمل در کنار روشهای درمانی دیگر برای بیماران ام اس استفاده نمود
Effectiveness of Paradoxical Couple Therapy on Self-Differentiation and Marital Intimacy in Couples with Marital Conflict(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The aim of this study was to determine the effectiveness of paradoxical couple therapy on self-differentiation, communication beliefs, and marital intimacy in couples experiencing marital conflict. Method: This study employed a quasi-experimental design with a pre-test, post-test, and follow-up, using a control group. The statistical population consisted of all couples with marital conflict in Tehran in 2023. Fourteen couples experiencing marital conflict were selected using a non-random, purposive sampling method, and then, through random assignment, 7 couples were assigned to the experimental group and 7 couples to the control group. The experimental group participated in 8 sessions of paradoxical couple therapy, and after dropouts, 6 participants successfully completed the therapy. The control group received no intervention. To match the number of participants, couples were randomly excluded from the control group to account for dropouts in the experimental group. The study utilized questionnaires measuring self-differentiation, communication beliefs, and marital intimacy. Data were analyzed using repeated measures analysis of variance (ANOVA) and SPSS 22 software. Findings: The findings indicated that there was a significant difference between the post-test mean scores of the experimental and control groups. Paradoxical couple therapy significantly improved self-differentiation (F = 4.93, p = 0.035) and marital intimacy (F = 41.16, p = 0.001). Conclusion: Based on the results of this study, interventions based on the paradoxical approach can effectively improve self-differentiation, communication beliefs, and marital intimacy.
Consequences of Online Extramarital Relationships from the Men's Perspective: A Qualitative Study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The aim of this study is to qualitatively analyze the consequences of online extramarital relationships from the perspective of men. Method: This research was conducted using a qualitative approach, employing content analysis. Based on the principle of theoretical saturation, twelve men participated in this study. Semi-structured interviews were used for data collection, and MAXQDA software was used for coding and categorizing the data. Findings: The consequences of online extramarital relationships among men can be classified into two main categories and five subcategories. The results indicate that hiding the relationship while maintaining marital life, public disclosure, divorce, and separation are among the consequences of online extramarital relationships from the men's perspective. Conclusion: In conclusion, this study highlights the complex dynamics of online infidelity among men in Mashhad, Iran, revealing key themes such as relationship concealment, marital dissatisfaction, and the impact on trust and family stability. The findings underscore the importance of understanding cultural and individual factors in the context of extramarital relationships and provide a foundation for future research on the psychological and relational consequences of online infidelity.
Structural Family Therapy and Culturally Informed Care with an Incarcerated Family: A Clinical Case Study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: By the end of 2014, an estimated 6,851,000 adult individuals were in the United States criminal justice system. Many of these individuals are racially and ethnically minoritized men. These families have been adversely impacted by the loss of adult family members who have been sent to prison. Family therapy has been recommended for successful reentry from incarceration into the home and community. Methods: Structural family therapy (SFT) aims to restructure the family’s organization to decrease dysfunction and establish flexible boundaries. SFT and the use of culturally sensitive practices are key to the success of family therapy for this population. Findings: This case study showcases SFT’s main components including rules, roles, hierarchies, and boundaries. Clinical implications advise to explore the effectiveness of using culturally informed care practices when using SFT models when a parent is incarcerated. Conclusion: Correctional facilities should take a deep dive into the importance of investing in programs of essential skills that will not only help the individual to return to society but can lead to the reduction of recidivism.
The Effectiveness of Movement-Based Psychotherapy on Couple Intimacy(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The aim of the present study was to examine the effectiveness of movement-based psychotherapy on couple intimacy. Method: The research employed a single-case experimental design with multiple baselines. The statistical population consisted of all couples who visited counseling centers in Bojnord City in 2021. From this population, three couples who met the inclusion criteria were selected through purposive criterion-based sampling. Measurements were conducted using the validated Couple Intimacy Needs Questionnaire by Bagarozzi (2012). Participants were assessed over three baseline sessions, 12 intervention sessions, and three follow-up sessions. Data analysis was performed using visual analysis at both within-case and between-case levels. Findings: Results indicated an increase in intimacy for all participants. The graph lines demonstrated an upward trend in data changes during the intervention phase, with a high percentage of Nonoverlapping Data (PND) and a low percentage of Overlapping Data (POD). Additionally, in the follow-up phase, intimacy continued to increase for four individuals (two couples) and remained within the intervention range for two individuals (one couple), indicating that movement-based psychotherapy was effective in enhancing intimacy between couples. Conclusion: The results showed that movement-based psychotherapy, by utilizing the body as a tool to access the unconscious and applying techniques such as mirroring and fostering an understanding of each individual’s needs and emotions in their partner, increased awareness and recognition of personal and partner needs, thereby enhancing intimacy between couples. It is recommended that this method be implemented in therapeutic and counseling centers to enrich marital relationships.
Marital Satisfaction Based on Father Involvement in Parenting, Problem-Solving Skills, and Cognitive Emotion Regulation through Emotional Empathy in Mothers of Children with Cerebral Palsy(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aimed to investigate marital satisfaction based on father involvement in parenting, problem-solving skills, and cognitive emotion regulation through emotional empathy in mothers of children with cerebral palsy. Methods: The research design was descriptive-survey and used a structural equations approach. The statistical population included 148 mothers of children with cerebral palsy in the city of Rasht in 2022. Using a census and purposive sampling method, all 148 individuals were selected as the sample. Data were collected using the ENRICH Marital Satisfaction Questionnaire, Alabama Parenting Test (Parent Form), Family Problem-Solving Questionnaire, Emotion Regulation Questionnaire, and Emotional Empathy Questionnaire. Data analysis was performed using SPSS (version 28) and Lisrel (version 10). Findings: The findings showed a direct relationship between father involvement in parenting, problem-solving skills, cognitive emotion regulation, and emotional empathy with marital satisfaction (p ≤ .01). An indirect relationship was also found between father involvement in parenting, problem-solving skills, and cognitive emotion regulation through the mediation of emotional empathy with marital satisfaction (p ≤ .01). Conclusion: To alleviate or reduce the burden on mothers of children with cerebral palsy, fathers must actively participate in parenting. This collaboration enables both parents to solve problems and control negative emotions while supporting each other with a high level of emotional empathy, thereby fostering and enhancing marital satisfaction.
الگوی روابط ساختاری پیش بینی نشانه های اضطراب جدایی کودکان بر اساس سبک های فرزندپروری با میانجی گری تنیدگی مادران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۳ بهار (فروردین) ۱۴۰۳ شماره ۱۳۳
۱۴۴-۱۲۹
حوزههای تخصصی:
زمینه: همه کودکان در طول زندگی خود ترس و اضطراب را به عنوان دو هیجان طبیعی تجربه می کنند و این اضطراب بیشتر زمانی است که از مراقبان اصلی خود دور می شوند. پس از بررسی پیشینه پژوهشی مشخص شد هر کدام از مطالعات انجام شده صرفاً یکی از مؤلفه های این پژوهش را مطالعه کرده اند. بنابراین عدم وجود پژوهشی که تمام مؤلفه های ذکر شده را در ارتباط با یکدیگر مورد بررسی قرار دهد، نشان دهنده وجود خلاء پژوهشی در این زمینه بود. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی الگوی روابط ساختاری پیش بینی نشانه های اضطراب جدایی کودکان بر اساس سبک های فرزندپروری با میانجی گری تنیدگی انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 500 نفر از مادران کودکان 6 تا 8 ساله مبتلا به اختلال اضطراب جدایی در 4 منطقه شمال، جنوب، شرق و غرب شهر تهران بود، که 217 نفر از آن ها بر اساس فرمول کوکران و به روش نمونه گیری در دسترس، به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. همچنین ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش، نسخه والدین مقیاس سنجش اضطراب جدایی (هان و همکاران، ۲۰۰۳)، پرسش نامه سبک های فرزندپروری (بامریند، ۱۹۷۱)، و پرسشنامه استاندارد شاخص تنیدگی والدینی (آبیدین، 1983) بود و برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از روش معادلات ساختاری و نرم افزارهای Spss22. و AMOS22 استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که نشانه های اضطراب جدایی کودکان بر اساس سبک های فرزندپروری با میانجی گری تنیدگی قابل پیش بینی است (0/001 P<) و همین طور تنیدگی مادران در پیش بینی نشانه های اضطراب جدایی کودکان بر اساس سبک های فرزندپروری نقش میانجی دارد. همچنین یافته های به دست آمده حاکی از آن است که الگوی روابط ساختاری پیش بینی نشانه های اضطراب جدایی کودکان بر اساس سبک های فرزندپروری با میانجی گری تنیدگی مادران دارای برازش مناسب است (0/05P>. نتیجه گیری: با توجه به برازش مطلوب مدل ساختاری پژوهش، نشانه های اضطراب جدایی کودکان را می توان براساس سبک های فرزندپروری با میانجی گری تنیدگی مادران پیش بینی نمود. طبق نتیجه بدست آمده می توان گفت اضطراب جدایی کودکان ابعاد مختلفی از زندگی شخصی و اجتماعی کودکان را دچار درگونی های عمیق می کند. استفاده از مقوله های شناسایی شده در پژوهش حاضر می تواند راهنمایی برای متخصصان در ارزیابی این مورد باشد که کودکان دچار اضطراب جدایی در کدام یک از مقوله ها دچار مشکلات جدی تری هستند و در نتیجه می تواند متخصصان را در طراحی و اجرای مداخلات متناسب با همان مقوله یاری کند.
مقایسه اثربخشی آموزش بازی محور و آموزش بازی محور تلفیقی با توان بخشی شناختی در اضطراب و عملکرد ریاضی دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۳ بهار (اردیبهشت) ۱۴۰۳ شماره ۱۳۴
413 - 429
حوزههای تخصصی:
زمینه: نارسایی ویژه در یادگیری گروه ناهمگونی از کودکان را در بر می گیرد که مشکلاتی را در حوزه های گوناگونی دارند. این مشکلات اثرات مادام العمری را برای فرد ایجاد می کند که به نظر می رسد خیلی بیشتر از خواندن، نوشتن و حساب کردن باشد و حوزه هایی همچون سلامت، بهداشت روانی، روابط بین شخصی، ادامه تحصیل، امکانات استخدامی و مانند آن را عمیقاً تحت تأثیر قرار می دهد.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه ای اثربخشی آموزش مبتنی بر بازی درمانی و آموزش مبتنی بر بازی درمانی تلفیقی با روش های توان بخشی شناختی در اضطراب ریاضی و عملکرد تحصیلی ریاضی در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ریاضی انجام شد.
روش: در پژوهش شبه آزمایشی از نوع طرح های پیش آزمون-پس آزمون چند گروهی حاضر، از بین جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان مبتلا به ناتوانی ریاضی پایه سوم، چهارم، پنجم و ششم ابتدایی در سال تحصیلی ۹۸-۱۳۹۷ شهرستان اصفهان تعداد ۳۶ دانش آموز که دارای اختلالات یادگیری ریاضی بودند به طور تصادفی در سه گروه ۱۲ نفری آزمایش و کنترل تقسیم شدند سپس گروه های آزمایش تحت درمان قرار گرفت. در این مدت گروه کنترل هیچ گونه مداخله روانشناختی و دارویی را دریافت ننمود، از پرسشنامه های ریاضیات شلو، مقیاس اضطراب ریاضی کازلسکیس برای ارزیابی آزمودنی ها استفاده شد. داده های به دست آمده با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی شامل تحلیل کوواریانس چند متغیره (MANCOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که آموزش مبتنی بر بازی درمانی و آموزش مبتنی بر بازی درمانی ادغام شده با روش های توان بخشی شناختی در اضطراب ریاضی و پیشرفت تحصیلی ریاضی با اثربخشی معناداری همراه بود. همچنین آموزش مبتنی بر بازی درمانی ادغام شده با روش های توان بخشی شناختی در مقایسه با آموزش مبتنی بر بازی درمانی اثربخشی بیشتری در متغیر پیشرفت تحصیلی ریاضی در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ریاضی داشت.
نتیجه گیری: این پژوهش با هدف بررسی مقایسه ای اثربخشی آموزش مبتنی بر بازی درمانی و آموزش مبتنی بر بازی درمانی ادغام شده با روش های توان بخشی شناختی در اضطراب ریاضی و پیشرفت تحصیلی ریاضی در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ریاضی انجام شد، با بررسی ۳۶ دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ریاضی که در سه گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند، گروه های آزمایش تحت آموزش مبتنی بر بازی درمانی و آموزش مبتنی بر بازی درمانی ادغام شده با روش های توان بخشی شناختی گرفتند
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تصویر بدنی و تنظیم هیجان در زنان مبتلا به سرطان سینه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ خرداد ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۹۶)
225 - 234
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تنظیم هیجان و تصویر بدن زنان مبتلا به سرطان سینه بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری 2 ماهه و 4 ماهه بود. جامعه آماری را زنان با جراحی مستکتومی بیمارستان های شهر تهران در سال 1401-1400 تشکیل می داد که از میان آنها 30 نفر به طور دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه گواه (15نفر) چایگذاری شدند. 8 جلسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به صورت هفته ای یک بار برای گروه آزمایش اجرا شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تصویر بدن (BIS، هوپ وود و همکاران، 2001) و پرسشنامه تنظیم هیجان (ERQ، گراس و جان، 2003) بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد تفاوت بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون تصویر بدنی، پیش آزمون و دوره پیگیری 2 ماهه، پیش آزمون و دوره پیگیری 4 ماهه (05/0>P) معنادار بود. تفاوت بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون بعد ارزیابی مجدد شناختی تنظیم هیجان، پیش آزمون و دوره پیگیری 2 ماهه، پیش آزمون و دوره پیگیری 4 ماهه (05/0>P) معنادار بود. همچنین تفاوت بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون بعد سرکوبی تنظیم هیجان، پیش آزمون و دوره پیگیری 2 ماهه، پیش آزمون و دوره پیگیری 4 ماهه (05/0>P) معنادار بود. بر اساس این یافته ها این ACT مداخله ای موثر برای بهبود ادراک تصویر بدن و تنظیم هیجان در بیماران با جراحی مستکتومی است.
اثربخشی آموزش گروهی رفتار درمانی دیالکتیک بر استرس ادراک شده و تنظیم هیجان معلمان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق بررسی اثربخشی آموزش گروهی رفتار درمانی دیالکتیک بر استرس ادراک شده و تنظیم هیجان معلمان شهر ارومیه بود. روش این تحقیق، نیمه آزمایشی، با پیش-آزمون، پس-آزمون و گروه کنترل بود. جامعه پژوهش حاضر را کلیه معلمان شهر ارومیه تشکیل می داد که از این میان 30 نفر به روش هدفمند انتخاب و در دو گروه آزمایشی و کنترل به طور تصادفی جایگزین شد. گروه آزمایشی تحت 8 جلسه آموزش گروهی رفتاردرمانی دیالکتیک قرار گرفت. ابزارهای تحقیق عبارت بودند از پرسشنامه هیجانات (واتسن و همکاران، 1988) و مقیاس استرس ادراک شده (کوهن، 1983). داده ها به کمک نرم افزار SPSS و به روش تحلیل کووواریانس چندمتغیره (مانکووا) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها حاکی از آن بود که رفتاردرمانی دیالکتیک در مقایسه با گروه کنترل بر کاهش استرس ادراک شده و نیز افزایش تنظیم هیجان تاثیر دارد. لذا، این روش مداخله می تواند به منظور کاهش سطح استرس معلمان و بهبود تنظیم هیجان معلمان مورد استفاده قرار گیرد.
تهیه دو فرم کوتاه و موازی از فرم بلند مقیاس توکل به خدا (TiG)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۱)
312 - 322
حوزههای تخصصی:
توکل به خدا یکی از روش های مقابله مذهبی است که در شرایط سخت، می تواند راهگشای افراد باشد. هدف پژوهش حاضر، کوتاه سازی و تهیه دو فرم موازی از فرم بلند مقیاس توکل به خدا و بررسی ویژگی های روان سنجی آن ها در افراد متأهل بود. پژوهش حاضر باتوجه به هدف، از نوع کاربردی و از نظر شیوه جمع آوری داده ها، از نوع پژوهش های توصیفی – همبستگی است. جامعه پژوهش شامل کلیه مردان و زنان متأهل شهر تهران در مناطق شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز بودند که از میان آن ها با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 773 نفر انتخاب شدند. برای بررسی ویژگی های روان سنجی فرم های موازی، از تحلیل عاملی تأییدی و همبستگی با دیگر ابزارها استفاده شد. نتایج نشان داد که هر دو فرم موازی مقیاس توکل به خدا، از شاخص های برازش مطلوبی در مردان و زنان، برخوردار هستند که حاکی از مناسب بودن روایی سازه فرم های مقیاس توکل به خدا بود. جهت بررسی پایایی از ضریب آلفای کرونباخ و سنجش همبستگی بین ابعاد دو فرم موازی استفاده شد که نتایج، حاکی از مناسب بودن مقادیر در هر سه بعد رفتار، شناخت و هیجان بود. همچنین تمامی ابعاد در هر دو فرم، همبستگی های مثبت و معناداری را با دلبستگی ایمن به خدا و بزرگسالان نشان دادند و در مقابل، با دلبستگی اضطرابی و اجتنابی به خدا و اضطرابی بزرگسالان، همبستگی های منفی و معناداری داشتند که نشان دهنده روایی همگرا و واگرای مناسب فرم های موازی است. در نتیجه، می توان گفت که هر دو فرم موازی توکل به خدا از ویژگی های روان سنجی مناسبی برای به کارگیری در پژوهش های روان شناختی برخوردارند.
سنجش درجات استرس بر اساس تست استروپ با استفاده از مقاومت الکتریکی پوست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: استرس طولانی مدت اثرات منفی زیادی دارد. لذا شناسایی وضعیت استرس در زندگی روزمره می تواند راه حلی پیشگیرانه برای کنترل عوامل استرس زا باشد. اندازه گیری مقاومت پوست گالوانیکی (GSR) می تواند برای گرفتن پاسخ های عصبی خودمختار در زمان استرس استفاده شود. هدف این مطالعه استفاده از GSR برای طبقه بندی استرس ناشی از آزمون استروپ رنگ_کلمه در مردان ایرانی بود. روش کار: بخش اول: طراحی و مونتاژ دستگاه: 1) ماژول حسگرهای رسانایی پوست (GSR)، 2) ماژول STMf032k6t6، 3) ماژول .Ac بخش دوم: طراحی پروتکل استرس، ضبط داده ها و ماشین یادگیری برای سطح استرس طبقه بندی شده. 21 مرد جوان داوطلب، آزمون استروپ کلمه و رنگ انجام دادند. داده های GSR به بخش های 10 ثانیه ای تقسیم شدند، ویژگی های استخراج شده شامل میانگین، میانه، انحراف معیار شدت سیگنال، حداکثر، حداقل، متوسط باند فرکانس پایین و بالا و انحراف معیار آنها، شیب خط و تعداد بار عبور از خط صفر سیگنال GSR بود. یافته ها: نتایج نشان داد که شاخص های مورد بررسی GSR بین استراحت و سه حالت استرس کم، متوسط و زیاد تفاوت معنادار وجود دارد. همچنین با استفاده از روش یادگیری ماشین و الگوریتم Lunberg-Marquardt داده ها با دقت 92/63 درصد قابل دسته بندی به چهار حالت استراحت، استرس کم، متوسط و زیاد بودند. بر اساس این نتایج، حساسیت طبقه بندی کننده به حالت استراحت کمتر از سایر حالت ها است. این مقدار برای تنش متوسط بالاتر بود. نتیجه گیری: الگوریتم Lunberg-Marquardt نشان داد که شاخص های GSR حساس به درجه سختی آزمون استروپ به عنوان عامل سنجش شرایط استرس زا هستند.
مطالعه موردی فوبیای پرندگان و روش درمان آن
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش مقاله حاضر، مطالعه موردی فوبیای پرندگان و روش درمان آن می باشد. فوبیا به پرندگان، یک نوع اختلال اضطراب اجتماعی است که باوجود ترس و اضطراب شدید در مواجهه با پرندگان همراه است. افرادی که از این فوبیا رنج می برند، ممکن است در حضور یا حتی فکر به پرندگان علائم اضطراب شدیدی نشان دهند. این اختلال ممکن است به دلیل تجربه های ناخوشایند یا ترسناک درگذشته در مورد پرندگان شکل گیرد. علل دیگر می توانند شامل شاهد بودن یا شنیدن درباره حوادث ترسناک مربوط به پرندگان، ترس از تماس ناگهانی با پرندگان یا خطری که در ذهن فرد ایجاد می کنند، و همچنین تأثیرات محیطی و فرهنگی باشند. افراد مبتلابه فوبیای پرندگان ممکن است علائمی مانند ترس نسبتاً بزرگ از نزدیکی با پرندگان، اضطراب شدید، آرامش نداشتن در حضور پرندگان، تنش عصبی، علائم فیزیکی ناخوشایند مانند تپش قلب، تنگی نفس، عرق زایی، لرزش و احساس مرگ ومیر تجربه کنند. برای درمان این نوع فوبیا روش های متفاوتی وجود دارد که با توجه به اهمیت موضوع به آن پرداخته شد. در انتهای مقاله نیز پیشنهادهایی در رابطه با فوبیای پرندگان و روش درمان آن ارائه شد.
چشم اندازهای شغلی افراد وابسته به مواد بهبودیافته پس از بازگشت به شغل: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۴
۱۵۶-۱۳۱
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی چشم اندازهای شغلی افراد وابسته به مواد بهبودیافته پس از بازگشت به شغل انجام شد. روش: پژوهش حاضر کیفی و مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسی بود. جامعه هدف شامل همه افراد وابسته به مواد یک سال پس از بازتوانی اعتیاد شهرستان شهرکرد در سال 1400 بود که 15 نفر از آن ها به شیوه نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با روش مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای تحلیل داده ها از تحلیل مضمون استفاده شد. یافته ها: از مجموع داده ها،3 مقوله اصلی تحت عنوان دستاوردها، شغل عامل تداوم بهبودی و چشم انداز آینده استخراج گردید. دستاوردهای شغلی افراد وابسته به مواد شامل استقلال، خودپنداره، برنامه ریزی، مشورت، سخت کوشی، معنویت، ارتقاء درآمد و کسب دانش و تخصص بود. شغل عامل تداوم بهبودی دربرگیرنده ی زیر مقوله های شغل مانع از افکار بیمارگونه بود و چشم اندازآینده شامل زیر مقوله های ارتقاء جایگاه شغلی در آینده، حمایت دیگران و تغییر محیط زندگی بود. نتیجه گیری: براساس یافته های این پژوهش، افراد بهبودیافته از اعتیاد در مسیر پیشرفت شغلی توانایی چشم انداز آینده شغلی را کسب کرده اند. افراد بهبودیافته با بهره گیری از حمایت شغلی دیگران، برنامه ریزی های مالی و تغییرات محیطی قادر خواهند بود که موجبات پیشرفت و رشد خود را فراهم آورند.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر رضایت جنسی و تصویر بدنی زنان با سوءمصرف مواد مخدر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳شماره ۱ (پیاپی ۶۹)
9 - 35
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر رضایت جنسی و تصویر بدنی در زنان با سوء مصرف مواد مخدر انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری، تمامی افراد مبتلابه سوء مصرف مواد افیونی مراجعه کننده به مراکز درمانی اعتیاد مخصوص زنان شهر تهران در سال 1394 بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 28 نفر از کمپ بهبود گستران همگام انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه عملکرد جنسی زنان روزن و هیمن (2000) و پرسشنامه نگرانی در مورد تصویر بدنی لیتلتون، اکسوم و پوری (2005) بود. گروه آزمایش به مدت یک ماه و طی 8 جلسه 90 دقیقه ای (دو بار در هفته) تحت آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفت و نتایج پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش ذهن آگاهی بر بهبود رضایت جنسی و تصویر بدنی زنان با سوء مصرف مواد مخدر مؤثر بوده است و این تأثیر در پیگیری نیز پایدار بود (P> 0/05). نتیجه گیری: نتایج حمایت های اولیه ای در استفاده از شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی برای مقابله با نگرانی درباره تصویر بدنی و افزایش رضایت جنسی در زنان باسابقه سوء مصرف مواد مخدر فراهم آورد.
بررسی اثربخشی عکس درمانی بر افسردگی و اضطراب زنان مطلقه (مطالعه موردی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
53 - 67
حوزههای تخصصی:
عکس درمانی استفاده از عکس در محیط درمانی تحت نظارت درمانگری آموزش دیده است و به عنوان یک روش مؤثر در کاهش مشکلات روان شناختی، کاربرد دارد. هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی عکس درمانی بر افسردگی و اضطراب در زنان مطلقه بود. در این پژوهش از طرح آزمایشی تک موردی با خطوط پایه چندگانه استفاده شد. جامعه آماری شامل تمام زنان مطلقه شهر تهران بود که در دوماهه اول سال 1400 در شبکه اجتماعی اینستاگرام فعال و به فراخوان شرکت در پژوهش پاسخ دادند. روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند و چهار نفر با توجه به ملاک های ورود به پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس افسردگی، اضطراب و ترس لاویباوند و لاویباوند و پنج تکنیک اصلی عکس درمانی جودی ویزر بود. شرکت کنندگان در چند مرحله خط پایه، پنج جلسه مداخله و سه نوبت پیگیری شرکت کردند. داده های حاصل از پژوهش با استفاده از روش ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا، فرمول درصد بهبودی، تعیین اندازه اثر و تحلیل رگرسیون آمیخته بررسی شد. نتایج نشان داد که عکس درمانی بر افسردگی و اضطراب زنان مطلقه اثر معناداری دارد؛ بنابراین عکس درمانی می تواند به عنوان روشی نوین و مداخله ای مؤثر بر افسردگی و اضطراب زنان مطلقه توسط درمانگران و مشاوران مورد استفاده قرار گیرد.
الگوی مدیریت پیشگیری اجتماعی از اعتیاد بانوان به مواد مخدر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۲
۳۲-۷
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی مدیریت پیشگیری اجتماعی از اعتیاد بانوان به مواد مخدر بود. روش: روش این پژوهش کیفی و از نوع تحلیل مضمون بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل خبرگان و متخصصان حوزه مدیریت انتظامی، مدیران مبارزه با مواد مخدر و اساتید دانشگاهی بودند که از بین آن ها 16 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با روش مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام گرفت. یافته ها: پس از فرآیند کدگذاری داده ها، 63 مضمون پایه در مرحله کدگذاری باز؛ 3 مضمون سازمان دهنده در مولفه های پیشگیری رشدمدار، جامعه مدار و محیطی؛ و 3 مضمون فراگیر حاصل شد. یافته های پژوهش در خصوص مضامین اصلی در سطح کلان نشان داد که با اتخاذ برنامه های راهبردی و جامع پیشگیری اجتماعی پیرامون رفع مشکلات اقتصادی، آگاهی بخشی، فرهنگ سازی و هم گرایی نهادهای مدنی با بخش های دولتی می توان گام های موثری در پیشگیری از اعتیاد بانوان برداشت. همچنین، در سطح میانی با اقداماتی مانند تمرکز روی نقاط آسیب پذیر، توسعه حمایت های اجتماعی و غربالگری و درمان و در سطح خرد، از طریق آموزش مهارت های فردی، توانمند سازی و تقویت باورهای دینی می توان در پیشگیری اجتماعی از اعتیاد بانوان امیدوار بود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که برای تدوین الگوی مناسب پیشگیری از اعتیاد زنان لازم است سه سطح کلان، میانی و خرد در نظر گرفته شود. توصیه ها شامل بازنگری سیاست ها و برنامه ها در کنار اقدامات فرهنگی، آموزشی، اقتصادی و تاکید بر نهاد خانواده و توانمندسازی زنان آسیب پذیر و توجه به اصل تقدم پیشگیری بر درمان می تواند راه گشای پیشگیری اجتماعی از اعتیاد زنان باشد.