فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۸۴۱ تا ۲٬۸۶۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
منبع:
عصب روانشناسی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۶)
15 - 32
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی درمان حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد و تحریک فراجمجمه ای مغز با جریان مستقیم بر استرس ادراک شده و اضطراب زنان مبتلا به اختلال پرخوری بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری کلیه زنان مبتلا به اختلال پرخوری مراجعه کننده به مراکز تغذیه در بهار 1402 شهر کرج بودند. در مرحله اول با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تعداد 45 نفر انتخاب و سپس در 2 گروه آزمایش(هر گروه 15 نفر) و یک گروه کنترل(15 نفر) جایگزین شدند. سپس گروه های آزمایش تحت 8 جلسه 60 دقیقه ای درمان حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد و 8 جلسه 60 دقیقه ای تحریک فراجمجمه ای مغز با جریان مستقیم قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از مقیاس شدت پرخوری(BES) گورمالی و همکاران (1982)، مقیاس استرس ادراک شده(PSC) کوهن و همکاران(1983) و سیاهه اضطراب بِک(BDI-II) بک و همکاران(1988) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 28 در دو بخش توصیفی و استنباطی(تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی) انجام پذیرفت. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور در مرحله پسآزمون و پیگیری نسبت به گروه کنترل اثربخشی معناداری بر کاهش استرس ادراک شده و اضطراب داشته است(05/0>P).
رواسازی و اعتباریابی مقیاس اعتیاد به خرید آنلاین در نمونه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دست آوردهای روان شناختی سال ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
367 - 394
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رواسازی و اعتباریابی مقیاس اعتیاد به خرید آنلاین در نمونه ایرانی انجام شد. این پژوهش یک مطالعه توصیفی - تحلیلی از نوع ارزشیابی بود. نمونه شامل 500 نفر، از زنان (404) و مردان (96) شهر تهران در سال 1400 بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و مقیاس اعتیاد به خرید آنلاین (Zhao et al.)، پرسشنامه رفتار ذخیره سازی (Frost, et al.) و پرسشنامه بهزیستی روان شناختی (Ryff) را تکمیل کردند. ویژگی های روان سنجی مقیاس اعتیاد به خرید آنلاین از طریق آزمون تحلیل عامل تأییدی، روایی واگرا، روایی همزمان، همبستگی پیرسون و ضریب آلفای کرونباخ در نرم افزار R نسخه 1/4 در سطح معناداری 05/0 تحلیل شد. ساختار شش عاملی (برجستگی، رواداری، تعدیل خلق، روی گردانی، برگشت و تعارض) مقیاس اعتیاد به خرید آنلاین با استفاده از تحلیل عامل تأییدی بررسی و تأیید شد (93/0=CFI، 07/0=RMSEA). در بررسی روایی ملاکی همزمان و واگرا، همبستگی مقیاس اعتیاد به خرید آنلاین با مقیاس رفتار ذخیره ای مثبت و معنادار بود. همچنین رابطه اعتیاد به خرید آنلاین با بهزیستی روان شناختی نیز منفی و معنادار بود. ضریب آلفای کرونباخ برای نمره کل مقیاس اعتیاد به خرید آنلاین 93/0 و برای ابعاد آن 72/0 تا 91/0 به دست آمد. یافته ها بیانگر روایی سازه ای و پایایی قابل قبول مقیاس اعتیاد به خرید آنلاین است و ساختار چندبعدی این مقیاس می تواند به منظور تشخیص اعتیاد به خرید آنلاین کمک کند.
اثربخشی بسته آموزشی راهبردهای خودتنظیمی شناختی-هیجانی بر خودتعیین گری، خودکارآمدی و اهمالکاری دانش آموزان دختر پرخاشگر خانواده های نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
159 - 178
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی بسته آموزشی راهبردهای خودتنظیمی شناختی-هیجانی بر خودتعیین گری، خودکارآمدی و اهمالکاری دانش آموزان دختر پرخاشگر خانواده های نظامی بود. در بخش کیفی از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه استفاده شد. جامعه آماری بخش کیفی شامل کلیه اساتید روانشناسی دانشگاه، متخصصین و درمانگران حوزه روانشناسی(بخصوص درمانهای هیجانی)، و در بخش کمی کلیه دانش آموزان دختر پرخاشگر دوره متوسطه دوم شهرستان تنکابن بود. به روش نمونه گیری هدفمند حجم نمونه ای برابر با 30 نفر انتخاب و بصورت تصادفی در گروه آزمایش(15 نفر) و گروه گواه (15 نفر) تقسیم شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه خودتعیین گری دسی و ریان (۱۹۸۵)، پرسشنامه خودکارآمدی شرر (1982) و پرسشنامه اهمالکاری تاکمن (2001) بود. نتایج نشان داد، راهبردهای خودتنظیمی شناختی-هیجانی در 9 جلسه تدوین شد. براساس نتایج بخش کمی، در سطح تفاوت معناداری بین میانگین نمرات پس آزمون مولفه های خودمختاری، شایستگی و ارتباط در دانش آموزان دختر گروه آزمایش و گواه نشان داد.
تعیین اثر بخشی آموزش ذهن آگاهی بر کنترل خشم و کیفیت ارتباط زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۹
33 - 56
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثر بخشی آموزش ذهن آگاهی بر کنترل خشم و کیفیت ارتباط زوجین بود. پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی است و با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل انجام گرفت و جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره و طلاق بهزیستی شهرستان کرمان در سال 1402 و حجم نمونه شامل 30 نفر از افراد جامعه آماری بود (15 نفرگروه آزمایش و 15 نفر کنترل). به منظور ارزیابی متغیر های پژوهش از پروتکل آموزشی ذهن آگاهی و دو پرسشنامه خشم نواکو (AI) (1988) و پرسشنامه 33 سوالی کیفیت ارتباط زوجین (بر اساس چاچوب نظری مبلر- نانالی و اکمن) خوشکام (1385) استفاده گردید. داده های پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس مورد بررسی قرار گرفت. یافته های حاصل از تحلیل آماری نشان داد بین دو گروه آزمایش و گواه در کیفیت ارتباط و کنترل خشم در مرحله پس آزمون تفاوت معنی دار وجود دارد. آموزش ذهن آگاهی ابزارهای بسیاری را برای کنترل و مدیریت خشم ارائه می دهد، از جمله تمرکز بر نفس و توجه به حالت جسمانی و عواطف خود. با تمرین ذهن آگاهی که مهارتی روانشناختی جهت کنترل خشم است زوجین می توانند بهتر درک کنند که چگونه می توانند با هم ارتباط برقرار کنند و رابطه بهتری داشته باشند. آگاهی از نیازهای همدیگر، توانایی ارتباط صحیح و بهبود درک متقابل می تواند به زندگی زناشویی کمک کند.
اثربخشی فرزند پروری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اجتناب تجربه ای و احساس کفایت والدگری مادران کودکان دارای اختلال نارسایی توجه بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ اسفند ۱۴۰۳ شماره ۱۲ (پیاپی ۱۰۵)
۲۴۴-۲۳۵
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی فرزند پروری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اجتناب تجربه ای و احساس کفایت والدگری مادران کودکان دارای اختلال نارسایی توجه بیش فعالی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمام مادران دارای فرزند دختر 8 تا 10 سال دارای اختلال نارسایی توجه بیش فعالی بود که در سال تحصیلی 1402-1401 در مدارس ابتدایی شهر اصفهان مشغول به تحصیل بودند. 30 کودک به روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفر آزمایش و کنترل قرار گرفتند و مادارن گروه آزمایش به مدت دو ماه و نیم و طی 10 جلسه 90 دقیقه ای مداخله فرزند پروری مبتنی بر پذیرش و تعهد را دریافت کردند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه پذیرش و عمل-نسخه دوم (AAQ-II؛ باند و همکاران، 2011) و مقیاس احساس والدین از شایستگی (PSOCS؛ گیبود-والستون و اندرسمن، 1978) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره (مانکوا) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون در متغیرهای اجتناب تجربه ای و احساس کفایت والدگری در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P). در نتیجه، فرزند پروری مبتنی بر پذیرش و تعهد یک مداخله موثر بر کاهش اجتناب تجربه ای و بهبود احساس کفایت والدگری مادران کودکان دارای اختلال نارسایی توجه بیش-فعالی است.
بررسی رابطه ساختاری هوش هیجانی و بهزیستی ذهنی با میانجی گری سرمایه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش ها و مدل های روان شناختی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
48 - 64
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین هوش هیجانی و بهزیستی ذهنی با نقش واسطه ای سرمایه اجتماعی در بین دانشجویان انجام شده است. روش : این پژوهش از نوع مدل یابی معادلات ساختاری و جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه شیراز در دوره کارشناسی در سال تحصیلی 1403- 1402 بود. تعداد 412 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و پرسش نامه هوش هیجانی برادبری و گریوز، پرسش نامه بهزیستی ذهنی کییز و ماگیار-موئه و پرسش نامه سرمایه اجتماعی اونیکس و بولن را تکمیل کردند. تحلیل آماری داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS نسخه 26 انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پژوهش برازش مطلوبی با داده ها دارد و متغیرهای هوش هیجانی و سرمایه اجتماعی در مجموع 64 درصد از واریانس بهزیستی ذهنی را تبیین می کنند. هوش هیجانی به طور مستقیم و غیرمستقیم بر بهزیستی ذهنی تاثیر می گذارد و سرمایه اجتماعی این رابطه را میانجی گری می کند. نتیجه گیری: هوش هیجانی هم به طور مستقیم بر بهزیستی ذهنی افراد تاثیر می گذارد و هم به طور غیرمستقیم از راه تقویت سرمایه اجتماعی آن را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین، با ارتقای هوش هیجانی و سرمایه اجتماعی در بین دانشجویان، می توان به طورقابل توجهی بهزیستی ذهنی آن ها را ارتقا داد.
مدل ساختاری بهزیستی روانشناختی بر اساس نیازهای روانشناختی و ذهن آگاهی با نقش واسطه ای استفاده آسیب زا از اینترنت در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ فروردین ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۹۴)
19 - 28
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر ارائه مدل ساختاری بهزیستی روانشناختی بر اساس نیازهای بنیادین روانشناختی و ذهن آگاهی با نقش واسطه ای استفاده آسیب زا از اینترنت در نوجوانان بود. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی به روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان کاشان در سال تحصیلی 1402-1401 به تعداد 6470 نفر بود که از میان آنها بر اساس جدول مورگان نمونه ای به تعداد 325 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و پرسشنامه های بهزیستی روانشناختی (RSPWB) ریف (1989)، نیازهای روانشناختی (BSNQ) گاردیا و همکاران (2000)، ذهن آگاهی (MAAS) براون و ریان (2003)، اعتیاد به اینترنت (IAT) یانگ (1998) را تکمیل کردند. تحلیل داده ها به روش تحلیل مسیر انجام شد و برای بررسی نقش واسطه ای استفاده آسیب زا از اینترنت از آزمون بوت استراپ استفاده شد. نتایج نشان داد مسیر مستقیم نیازهای روانشناختی و ذهن آگاهی به استفاده آسیب زا از اینترنت و بهزیستی روانشناختی اثر معنادار داشت (05/0p<). همچنین نیازهای روانشناختی و ذهن آگاهی با میانجی گری استفاده آسیب زا از اینترنت بر بهزیستی روانشناختی اثر معنادار غیر مستقیم داشت (05/0p<). شاخص های برازش نشان داد مدل پیش فرض از برازش مناسب برخوردار است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که استفاده آسیب زا از اینترنت، نقش واسطه ای در ارتباط بین نیازهای روانشناختی و ذهن آگاهی با بهزیستی روانشناختی نوجوانان دارد.
اثربخشی آموزش راهبرد های مبتنی بر هوش چندگانه بر کارکرد های اجرایی دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ فروردین ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۹۴)
123 - 132
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش راهبردهای مبتنی بر هوش چندگانه بر کارکردهای اجرایی دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی شهر شهرکرد بود. پژوهش به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه انجام شد. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه ی دانش آموزان پسر پایه ششم شهر شهرکرد در سال تحصیلی 1402-1401 به تعداد 2439 نفر بود که به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 40 نفر از آنها انتخاب و به صورت تصادفی در یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه کارکردهای اجرایی (BRIEF، جرارد و همکاران ، 2000) بود. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر (طرح آمیخته) تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد در دو مرحله پس آزمون و پیگیری آموزش راهبردهای مبتنی بر هوش چندگانه نسبت به گروه کنترل اثربخشی معناداری بر کارکردهای اجرایی داشت (05/0P>)؛ همچنین اندازه اثر نشان از تاثیر 6/51 درصدی آموزش راهبردهای مبتنی بر هوش چندگانه بر کارکردهای اجرایی بود. نتیجه گیری می شود که استفاده از آموزش راهبردهای مبتنی بر هوش چندگانه برای بهبود کارکردهای اجرایی کابردی به نظر می رسد.
اثربخشی درمان هیجان مدار بر ترس از صمیمیت، اسنادهای خصمانه و فراهیجان در زنان آسیب دیده از پیمان شکنی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ فروردین ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۹۴)
233 - 242
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف اثربخشی درمان هیجان مدار بر ترس از صمیمیت، اسنادهای خصمانه و فراهیجان در زنان آسیب دیده از پیمان شکنی زناشویی بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان متأهل آسیب دیده از پیمان شکنی زناشویی مراکز مشاوره وابسته به بهزیستی شهر تهران در سال 1402 بود. تعداد ۳۰ نفر از جامعه آماری با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و با روش تخصیص تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش 12 جلسه 90 دقیقه ای مداخله مبتنی بر هیجان دریافت کردند. ابزار پژوهش شامل مقیاس ترس از صمیمیت (FIS) دسکانتر و ثلن (1999)، مقیاس اسناد خصمانه (HPQ) آرنتز و همکاران (2003) و پرسشنامه فراهیجان (MES) می تمانگروبر و همکاران (2009) بود. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین ترس از صمیمیت و اسنادهای خصمانه و فراهیجان در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 01/0 وجود داشت. نتایج نشان داد درمان هیجان مدار یک روش کارا جهت افزایش فراهیجان و کاهش ترس از صمیمیت و اسناد خصمانه است.
مدل نقش میانجیگر بهزیستی روانشناختی در رابطه علّی سابقه ورزشی با اختلال خفیف شناختی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: افت شناختی یکی از مشکلات اساسی بزرگسالان است که هزینه تشخیص و درمان آن بالاست و علی رغم اهمیت بالای سلامت جسمانی و روانی در مواجهه با این بیماری، پژوهش جامعی در زمینه نقش بهزیستی روان شناختی و سابقه ورزشی بر این اختلال انجام نشده است.
هدف: هدف پژوهش طراحی مدل نقش میانجیگر بهزیستی روانشناختی در رابطه علّی سابقه ورزشی با اختلال خفیف افت شناختی بود.
روش: این پژوهش از نوع کاربردی و همبستگی بود. جامعه آماری مردان سالمند 55 تا 84 ساله تهران با سابقه فعالیت بدنی بودند که از بین آن ها 396 نفر به صورت هدفمند ملاک مدار انتخاب شدند. ابزار پژوهش نرم افزار آزمون حافظه کاری وکسلر (1945)، پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف (1989) و پرسشنامه خود اظهاری سابقه ورزشی بود. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی در نرم افزار spss23 و آزمون مدل سازی معادلات ساختاری و سوبل در نرم افزار smartPLS3.1.1 در سطح معنی داری 05/0 استفاده شد.
یافته ها: بهزیستی روانشناختی با سابقه ورزشی (001/0=p؛ 280/23=t) و حافظه کاری (001/0=p؛ 227/18=t) ارتباط مثبت و معنی داری دارد. همچنین سابقه ورزشی با حافظه کاری ارتباط مثبت و معنی داری دارد (001/0=p؛ 429/31=t) و مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است و بهزیستی روان شناختی نقش میانجی را در رابطه بین سابقه ورزشی و حافظه کاری ایفا می کند (001/0=p؛ 55/10=t).
نتیجه گیری: پرداختن به فعالیت بدنی مناسب و داشتن بهزیستی روان شناختی می تواند میزان اختلال خفیف شناختی در سالمندان را کاهش دهد، بنابراین این افراد باید همواره به فکر سلامت جسمانی و روانی خود باشند.
پیش بینی گرایش به اعتیاد بر اساس شکوفایی با واسطه گری امیدواری در سربازان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵۷)
27 - 48
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش پیش بینی گرایش به اعتیاد براساس شکوفایی با واسطه گری امیدواری در سربازان بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی با استفاده از مدل یابی روابط ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش متشکل از کلیه سربازان وظیفه در حال خدمت در یکی پادگان های نظامی بود که از این بین 237 نفر با تحصیلات دیپلم به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و در پژوهش شرکت کردند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه گرایش به اعتیاد زرگر (1385)، پرسشنامه شکوفایی (2015) و پرسشنامه امیدواری اشنایدر (1991) بود و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 26 و نرم افزار ایموس نسخه 20 استفاده شد و آزمون فرضیه ها به روش معادلات ساختاری انجام گرفت. یافته ها: با توجه به آماره های آزمون و معنی داری بدست آمده (0.05>P)، نتایج پژوهش حاضر نشان داد که ضریب تاثیر کل شکوفایی بر گرایش به اعتیاد برابر 122/ 0- است که به صورت تاثیر غیرمستقیم با نقش میانجی امیدواری می باشد و ضریب تاثیر شکوفایی بر امیدواری برابر 382/ 0 است و همچنین ضریب تاثیر امیدواری بر گرایش به اعتیاد برابر 320/ 0- میباشد. نتیجه گیری: نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که شکوفایی بر امیدواری تاثیر مثبت معنی-دار دارد و نیز امیدواری بر گرایش به اعتیاد تاثیر منفی معنی دار دارد. بنابراین شکوفایی بر گرایش به اعتیاد تاثیر مستقیم ندارد اما با نقش میانجی امیدواری به طور غیر مستقیم بر متغیر گرایش به اعتیاد تاثیر منفی معنی دار دارد.
واکاوی رویکرد جامعه شناختی لوسین گلدمن و روانشناسی شخصیت آلفرد آدلر در رمان سووشون سیمین دانشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۳ بهار (اردیبهشت) ۱۴۰۳ شماره ۱۳۴
485 - 502
حوزههای تخصصی:
زمینه: رمان سووشون نوشته سیمین دانشور نخستین رمان فارسی به قلم یک نویسنده برجسته زن ایرانی است که در تیر ماه ۱۳۴۸ منتشر شده است. در این مقاله به بررسی رمان «سووشون» از منظر جامعه شناختی پرداخته شده و در راستای تبیین طبقه اجتماعی شحصیت ها و خصایل روانی آن ها، شخصیت های این رمان بر اساس نظریه آلفرد آدلر نیز تحلیل شده است.
هدف: هدف مطالعه حاضر واکاوی رویکرد جامعه شناختی لوسین گلدمن و روانشاسی شخصیت آلفرد آدلر در رمان سووشون سیمین دانشور بود.
روش: این مطالعه از یک رویکرد تحقیق کیفی بهره می برد که بر تجزیه و تحلیل گنجاندن عناصر متنی و تصویرسازی دقیق شخصیت ها درون رمان تأکید دارد. روش های کیفی انعطاف پذیری را که برای گرفتن از غنای پیچیدگی در اعمال ادبی لازم است، فراهم می کند و امکان یک بررسی دقیق از ابعاد اجتماعی و روانشناختی را ممکن می سازد.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که نویسنده با مهم ترین دغدغه های جامعه سر و کار دارد و در دیدگاهی کلان به بیان نقطه نظراتی منبعث از طبقه اجتماعی خود پرداخته است. در رمان سووشون دو محور به چشم می خورد: یکی محور ساختار رمان و عناصر سازنده آن و دیگری ساختار اجتماعی فرهنگی و سیاسی جامعه ایران در زمان نویسنده است دانشور گذشته از پرداختن به مسائل هنری آثار ادبی را به مسائل تاریخی سیاسی و اجتماعی فرهنگی و اشاراتی داشته و آن را دستمایه بیان هنری خود قرار داده است.
نتیجه گیری: در این مقاله رمان سووشون طبق دیدگاه لوسین گلدمن که اعتقاد داشت میان جهان رمان نویسنده و یک گروه اجتماعی پیوند برقرار است نقد و بررسی شد و نتایج پژوهش نشان می دهد که نویسنده با مهم ترین دغدغه های جامعه سر و کار دارد و در دیدگاهی کلان به بیان نقطه نظراتی منبعث از طبقه اجتماعی خود پرداخته است. در رمان سووشون دو محور به چشم می خورد: یکی محور ساختار رمان و عناصر سازنده آن و دیگری ساختار اجتماعی فرهنگی و سیاسی جامعه ایران در زمان نویسنده است دانشور گذشته از پرداختن به مسائل هنری آثار ادبی را به مسائل تاریخی سیاسی و اجتماعی فرهنگی و اشاراتی داشته و آن را دستمایه بیان هنری خود قرار داده است. برخی شخصیت های این رمان نیز از منظر روانشناسی اجتماعی آدلر به خودآگاهی و خودشکوفایی رسیده اند.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر ناگویی هیجانی، شدت درد، و تنظیم هیجان کودکان با نشانگان روده تحریک پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره ۱۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۹)
100 - 120
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نشانگان روده تحریک پذیر در کودکان با درد مزمن شکمی و تغییر عادت های روده بزرگ از جمله فراوانی مدفوع و یبوست شناخته می شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر ناگویی هیجانی، شدت درد، و تنظیم هیجان کودکان دارای نشانگان روده تحریک پذیر انجام شد. روش : روش پژوهش حاضر شبه تجربی و طرح آن به صورت پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کودکان مبتلا به نشانگان روده تحریک پذیر شهر رشت در سال 1402 بود. نمونه مورد پژوهش شامل 30 بیمار بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جایدهی شدند. ابزار گردآوری شامل پرسشنامه های ناگویی هیجانی (بگبی و همکاران، 2003)، شدت درد (ون کورف و همکاران، 2016) و تنظیم هیجان (گ راس و ج ان، 2003) بود. گروه آزمایش هشت جلسه 90 دقیقه ای شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی سگال و همکاران (2018) را دریافت کردند، ولی گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. در پایان داده های به دست آمده با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره توسط SPSS24 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به صورت معناداری موجب کاهش دشواری در شناسایی احساسات (01/26F=)، دشواری در توصیف احساسات (76/22F=)، تفکر بیرون مدار (36/30F=)، شدت درد (85/19F=)، ناتوانی (38/32F=)، سرکوبی (89/32F=)، و افزایش ارزیاب ی مج دد (39/23F=) کودکان دارای نشانگان روده تحریک پذیر می شود (01/0>P). نتیجه گیری: شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند به عنوان مداخله ی موثر در مدیریت این نشانگان مورد استفاده قرار گیرند. با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهاد می شود که این نوع درمان به عنوان بخشی از برنامه های درمانی برای کودکان مبتلا به نشانگان روده تحریک پذیر مورد توجه قرار گیرد تا بتوان به کاهش مشکلات عاطفی و جسمانی این کودکان کمک کرد.
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تاب آوری و شادکامی معتادان در طول درمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تاب آوری و شادکامی مردان معتاد انجام گرفت. روش پژوهش آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه مردان تحت درمان داروی متادون بودند که در سال 1399 جهت درمان به مراکز ترک اعتیاد استان قم مراجعه کرده بودند که از میان آن ها بر حسب ملاک های ورود به پژوهش و به روش نمونه گیری هدفمند 30 نفر از معتادان انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه ی 90 دقیقه ای برنامه ی آموزش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را دریافت کردند و و گروه کنترل که در لیست انتظار قرار داشت هیچ آموزشی دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه تاب آوری کانر- دیویدسون(2003) و مقیاس شادکامی آرگایل و همکاران (1989) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بعد از کنترل اثرات پیش آزمون، تفاوت معناداری بین میانگین پس آزمون دو گروه در تاب آوری و شادکامی وجود داشت. می توان نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بهبود تاب آوری و شادکامی معتادان مرد در حال بهبودی اثربخش است و بنابراین با توجه به یافته های پژوهش، می توان درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به منظور افزایش تاب آوری و شادکامی معتادان مرد در حال بهبودی استفاده کرد.
اثربخشی توجه آگاهی معنوی اسلامی گروهی بر خستگی از شفقت، همدلی و خوش بینی پرستاران
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پرستاران در طول فرآیند کاری خود درگیر تنش های گسترده ای می شوند که زمینه ساز افزایش خستگی از شفقت و کاهش همدلی و خوش بینی در آن ها می شود که این وضع بر کیفیت ارائه خدمات بالینی آنها تأثیر منفی دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی توجه آگاهی معنوی اسلامی گروهی بر خستگی از شفقت، همدلی و خوش بینی پرستاران انجام شد. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه آزمایشی و جامعه آماری شامل پرستاران شاغل در بیمارستان عارفیان شهر ارومیه بود که تعداد 60 نفر در سال 1401 با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 30 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش طی 8 جلسه 90 دقیقه ای مداخله را دریافت نمود و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای سنجش پرسش نامه خستگی از شفقت فیگلی (1995)، همدلی بارون - کوهن (2003) و خوش بینی بدبینی سلیگمن (1982) بود. شرکت کنندگان پرسش نامه ها را در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرّر و نرم افزار SPSS22 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: بین نمرات پیش آزمون و پس آزمون در گروه های آزمایشی و کنترل در هر سه متغیر پژوهش تفاوت معنی دار وجود داشت. مداخله توجه آگاهی معنوی اسلامی گروهی بر خستگی از شفقت (01/0 > P ؛980/10=F)، همدلی (01/0 > P ؛ 071/53 =F) و خوش بینی (01/0 > P ؛ 406/25 =F) پرستاران اثربخشی معنی داری داشت. نتیجه گیری: توجه آگاهی معنوی اسلامی گروهی بر خستگی از شفقت، همدلی و خوش بینی پرستاران مؤثر بود؛ بنابراین می توان از این مداخله برای بهبود عملکرد و کیفیت مراقبت های بالینی پرستاران استفاده نمود.
شناسایی تجارب زیسته مثبت زنان از مادر شدن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۲۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۹۰
۵۵-۳۴
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی تغییرات مثبت و رویش های مادران در ابعاد مختلف بعد از اتخاذ نقش والدگری است. روش: این پژوهش کیفی و با استفاده از رویکرد تحلیل مضمونی (تماتیک) انجام شد. جمعیت مورد مطالعه ، برابر است با مشارکت کنندگان پژوهش، زوج هایی که حداقل 7 سال از زندگی شان گذشته و دست کم صاحب یک فرزند 2 ساله باشند، از زندگی خود رضایت نسبی داشته، ساکن تهران باشند و با رضایت در پژوهش مشارکت کرده ا ند را شامل می شد. مشارکت کنندگان از طریق نمونه گیری هدفمند و به روش در دسترس از بین مراجعان واجد شرایط انتخاب شدند. فرایند نمونه گیری تا حصول اشباع نظری ادامه یافت و در نهایت 18 مشارکت کننده از طریق مصاحبه مورد مطالعه قرار گرفتند. یافته ها: باتوجه به نتایج تحقیق، مادران معتقدند از زمان به دنیا آمدن فرزند، دچار رویش هایی در ابعاد شخصی، زناشویی و روابط اجتماعی می شوند؛ به طوری که ابعاد شخصی شامل: گسترش مسئولیت پذیری، گسترش خودپنداره و صبر می شود؛ همچنین رویش هایی که در رابطه زناشویی شاهد آن هستیم عبارتند از صمیمت، پربارسازی انسجام زوجی، تحکیم مرزبندی و ایجاد هویت والدینی و در آخر، رویش های روابط اجتماعی عبارتند از بازنگری در نقش اجتماعی و گسترش پیوند با خانواده مبدأ. نتیجه گیری: ورود فرزند تغییرات مثبت در ابعاد شخصی، زناشویی، فرهنگی _ اجتماعی در مادران ایجاد می کند که همین امر سبب افزایش رضایت مندی از رابطه زوجی می شود.
نقش واسطه ای صمیمیت زناشویی در رابطه بین بحران میانسالی با تمایل به خیانت در مردان میانسال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۲۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۹۰
۱۴۱-۱۱۶
حوزههای تخصصی:
هدف: خیانت زناشویی که بعنوان یکی از معضلات اجتماعی شناخته می شود، می تواند موجب فروپاشی خانواده و یا حتی باعث وقوع جنایت گردد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه ی صمیمیت زناشویی در ارتباط بین بحران میانسالی با تمایل به خیانت در مردان میانسال می باشد. روش: این پژوهش از نوع همبستگی با روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مردان 40 تا 60 ساله استان خراسان رضوی تشکیل می دادند. نمونه پژوهش از جامعه حاضر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند، ابزارها شامل؛ پرسشنامه صمیمیت زناشویی(والکر و تامپسون، 1983)، بحران هویت میانسالی(رجایی و همکاران، 1387) و گرایش به خیانت(بشیرپور و همکاران، 1397) بود. حجم نمونه این پژوهش شامل 200 نفر مرد بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری و نرم افزار SPSS و AMOS انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل حاکی از رابطه مستقیم و معنی دار بین بحران میانسالی با تمایل به خیانت زناشویی بود. همچنین رابطه غیرمستقیم بین بحران میانسالی با تمایل به خیانت زناشویی، به واسطه صمیمیت زناشویی وجود داشت. صمیمیت زناشویی نیز با متغیر مستقل بحران میانسالی رابطه معکوس و معنادار داشت. و در نهایت نیز بین تمایل به خیانت زناشویی و صمیمیت زناشویی رابطه معکوس و معنی دار وجود داشت. بنابراین مدل مفروض از برازش خوبی برخوردار بوده است. نتیجه گیری: با توجه به نقش پیش بینی کننده بحران میانسالی و نقش صمیمیت زناشویی در تمایل افراد به خیانت زناشویی، متخصصان باید بر لزوم ارائه آموزش مناسب به زوج هایی که در معرض این آسیب ها قرار دارند، تاکید کنند.
بررسی ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی پرسش نامه مقابله سازگارانه با بیماری در بیماری های پزشکی مزمن(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی پرسش نامه مقابله سازگارانه با بیماری در بیماران ایرانی مبتلابه بیماری های پزشکی مزمن انجام شد. مواد و روش ها این پژوهش یک طرح توصیفی ارزشیابی بود. جامعه آماری بیماران پزشکی مزمن مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر تهران بودند که از میان آن ها، 477 بیمار 16 تا 79 ساله به روش نمونه گیری در دسترس در سال 1401 انتخاب و نسخه فارسی پرسش نامه مقابله سازگارانه با بیماری (AKU)، پرسش نامه سبک های مقابله لازاروس و کیفیت زندگی Sf-36 اجرا شد. به منظور بررسی روایی سازه از تحلیل عاملی تأییدی، روایی همگرا از همبستگی پیرسون و اعتبار مقیاس از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 27و پکیج Laavan در نرم افزار R.4.3.2 تحلیل شدند. یافته ها ساختار 6 عاملی ایمان به کمک الهی، ایمان به کمک پزشکی، جست وجوی اطلاعات و کمک متناوب، روش های آگاهانه زندگی کردن، نگرش مثبت و ارزیابی مجدد پس از حذف دو گویه 6 و 19 تأیید شد. شاخص های برازش (2/32=χ2/df)، (0/053=RMSEA) و (0/049=CFI) رضایت بخش بودند. اعتبار مقیاس توسط آلفای کرونباخ برای نمره کل، 0/82 و برای عوامل از 0/59 تا 0/81 بود که نشان گر همسانی درونی قابل قبولی بود. میانگین واریانس استخراج شده (AVE) و اعتبار مرکب (CR) به ترتیب 0/53 و 0/94، نشان گر همگرایی ساختاری درون آزمون بود. همبستگی های معنی دار بین مقابله سازگارانه با بیماری و پرسش نامه های سبک های مقابله ای لازاروس و کیفیت زندگی SF-36 نیز نشان دهنده اعتبار همگرای مناسب بود. نتیجه گیری به طورکلی نسخه فارسی پرسش نامه مقابله سازگارانه با بیماری از روایی و اعتبار لازم برای کاربرد در پژوهش های روان شناختی در جمعیت ایرانی برخوردار است. ۱۵۲,۲
نظریه ای میانی برای هدایت برنامه جامع تربیت مشاور در ایران: مطالعه نظریه برپایه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۲۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹۱
۲۲۷-۱۹۶
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، ارائه نظریه ای برای هدایت برنامه جامع و با کیفیت تربیت مشاور در ایران است. روش: با اتخاذ رویکرد کیفی و روش نظریه برپایه، داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته، در زمینه برنامه های تربیت مشاور در ایران با نمونه گیری هدفمند، جمع آوری و برای تحلیل آن ها از کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. یافته ها: یافته ها مقوله اصلی «رشد شخصی و توسعه مستمر حرفه ای مشاور و ارتقاء کیفیت مشاوره» را مشخص ساختند. مقوله های مهم دیگر و زیرمقوله ها عبارت بودند از «تعالی شناختی» (تقویت تفکر انتقادی، تقویت خلاقیت)، «ارتقاء عملکرد حرفه ای» (تقویت ارزیابی و تأثیرگذاری مناسب، رشد و توسعه مستمر مهارت های ارتباطی و مشاوره ای) و «یادگیری فعال کارورز محور» (تعاملات آموزشی و حرفه ای، تکالیف رشددهنده، خودسازی پیوسته). نتیجه گیری: در نتیجه این پژوهش نظریه ای میانی برای تسهیل هدایت برنامه جامع تربیت مشاور فرمول بندی شد که به ذی نفعان کمک می کند تا از کیفیت و کفایت این برنامه اطمینان حاصل کنند. همچنین نرخ فارغ التحصیلان آماده ورود به حرفه مشاوره بهبود پیدا کند و اتلاف منابع کاهش یابد. سیاست گذاران و اداره کنندگان برنامه های مختلف تربیت مشاور می توانند از این نظریه بعنوان مرجعی جهت فراهم آوردن محیط آموزشی و تربیتی غنی و حمایت گر برای کمک به رشد شخصی و توسعه مستمر حرفه ای مشاوران آینده استفاده کنند؛ چنین امری در نهایت به ارتقاء کیفیت آموزش و خدمات مشاوره خواهد انجامید شماره ی مقاله: ۷
مقایسه اثربخشی آموزش فرزندپروری ذهن آگاهانه و فرزندپروری شفقت محور بر کنترل عواطف مادران دارای فرزندان مبتلا به اختلال های یادگیری
حوزههای تخصصی:
مقدمه: آموزش پذیری سخت کودکان مبتلا به اختلال های یادگیری باعث شده است که تجارب عاطفی ناخوشایند یکی از مشکلات مادران این کودکان در تعامل با آنها باشد. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش فرزندپروری ذهن آگاهانه و فرزندپروری شفقت محور بر کنترل عواطف مادران دارای فرزندان مبتلا به اختلال یادگیری بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح ﭘیﺶآزﻣﻮن_ﭘﺲآزﻣﻮن و ﮔ ﺮوه ﻛﻨﺘﺮل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل مادران کودکان با اختلال های یادگیری شهر گرگان در سال 1401-1402 بود که به دو مرکز اختلالات یادگیری دولتی (شکوفا و دانا شهر گرگان) مراجعه کرده بودند. تعداد 75 مادر به صورت دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه (هر گروه 25 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل مقیاس کنترل عواطف ویلیامز و همکاران (1997) بود. گروه های آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت هفته ای یکبار مداخله را دریافت کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس آمیخته استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که گروه فرزندپروری ذهن آگاهانه و فرزندپروری شفقت محور بر کنترل عواطف اثربخشی معنادار داشته اند (001/0>P) و اثربخشی فرزندپروری شفقت محور بیشتر بوده است (05/0>P). نتایج مراحل آزمون نیز نشان داد که پس آزمون و پیگیری در مقایسه با پیش آزمون کاهش معنادار و پایداری را نشان داده است (001/0>P)، اما مرحله پیگیری در مقایسه با پس آزمون افزایش معناداری داشته است (01/0=P). نتیجه گیری: نتایج بیانگر اثربخشی بیشتر فرزندپروری شفقت محور برای بهبود کنترل عواطف مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال یادگیری بود.