ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
۱۲۱.

اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه بر نشانگان افسردگی و ناگویی هیجانی نوجوانان دارای اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اختلال اضطراب اجتماعی درمان فراتشخیصی یکپارچه ناگویی هیجانی نشانگان افسردگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۲۰
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه بر نشانگان افسردگی و ناگویی هیجانی در نوجوانان دارای اختلال اضطراب اجتماعی انجام شد. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی است که در زمستان 1402 در مدارس دولتی دخترانه ی دوره ی دوم متوسطه شهرستان اسلامشهر مشغول به تحصیل بودند؛ 30 نفر به شیوه ی نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای بعنوان نمونه انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هرگروه 15 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل سیاهه هراس اجتماعی (SPIN)، مقیاس های افسردگی نوجوانان کوتچر (KADS-II) و ناگویی هیجانی تورنتو (TAS-20) بود. تنها گروه آزمایش طی 12جلسه تحت مداخله قرار گرفتند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس (ANCOVA) انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد پس از کنترل نمرات پیش آزمون، میزان کاهش افسردگی و ناگویی هیجانی در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه معنادار بود (P<0/01)، که بیانگر اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه در کاهش این نشانه هاست. نتیجه گیری: درمان فراتشخیصی یکپارچه موجب کاهش نشانه های افسردگی و ناگویی هیجانی شد. این اثر احتمالاً به دلیل تمرکز درمان بر تنظیم هیجان و فرایندهای زیربنایی مشترک در اختلالات هیجانی است که توانست به بهبود کلی وضعیت روان شناختی نوجوانان کمک کند.
۱۲۲.

امکان سنجی طراحی شبکه ارتباطی توسعه حرفه ای مدیریت مسائل و چالش های شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ارتباطات حرفه ای توسعه حرفه ای شبکه شبکه سازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۸۵
هدف: هدف از پژوهش حاضر امکان سنجی طراحی یک شبکه ارتباطی آنلاین جهت بهبود کیفیت مدیریت مدارس بود. روش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع پژوهش های کاربردی و توسعه ای بود و روش جمع آوری داده ها به صورت روش ترکیبی بود. در این راستا مشارکت کنندگان بخش کیفی شامل اساتید هیئت علمی علوم تربیتی دانشگاه های دولتی و مدیران مدارس متوسطه 10 نفر که به روش هدفمند انتخاب شدند مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شد و در بخش کمی تحقیق بر اساس مضامین استخراج شده از مصاحبه ها و اهداف پژوهشی پرسشنامه 28 گویه ای طراحی شد و بین 116 نفر از مدیران که به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شده بودند توزیع شد. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که مدیران مدارس متوسطه اهمیت و ضرورت وجود شبکه های توسعه حرفه ای را با میانگین 3.83 درک می کنند و منابع انسانی با میانگین 4.33، فنی 4.33، مالی 4.11 و قانونی 4.27 مطرح شده را با میانگین بالاتر از متوسط جامعه (3) لازم می دانند؛ ولی درعین حال چالش ها و موانع به خصوص موانع سازمانی و بروکراتیک را تأثیرگذار می دانند
۱۲۳.

آزمون مدل ساختاری بی صداقتی تحصیلی بر اساس باورهای ضمنی هوش با نقش میانجی هویت اخلاقی در دانش آموزان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: باورهای ضمنی هوش بی صداقتی تحصیلی هویت اخلاقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۰
هدف از انجام این پژوهش بررسی مدل یابی معادلات ساختاری بی صداقتی تحصیلی بر اساس باورهای ضمنی هوش با نقش میانجی هویت اخلاقی در دانش آموزان شهر تهران انجام شده است. طرح پژوهش توصیفی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. این پژوهش با حضور 500 نفر به روش نمونه گیری در دسترس از بین دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 به روش آنلاین انجام شد. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش از مقیاس بی صداقتی تحصیلی (ویترسپون و همکاران، 2010)، مقیاس نظریه تلویحی هوش (عبدالفتاح و یاتس، 2006) و پرسشنامه هویت اخلاقی (بلک و رینودلدز، 2016) استفاده شد. داده ها با ضریب همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS نسخه 24 تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین باورهای ضمنی هوش و هویت اخلاقی با بی صداقتی تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد (01/0>P). همچنین نتایج یافته ها نشان داد مسیرهای مستقیم این پژوهش معنادار شدند و مسیرهای غیرمستقیم باورهای ضمنی هوش از طریق نقش میانجی هویت اخلاقی بر بی صداقتی تحصیلی دانش آموزان معنادار بود. بر اساس یافته های این پژوهش، مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (073/0=RMSEA و 05/0>P-value) و مدل نهایی ارزیابی شده از برازندگی مطلوبی برخوردار است و گام مهمی در جهت شناخت عوامل مؤثر بر بی صداقتی تحصیلی در بین دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر تهران است.
۱۲۴.

مقایسه اثربخشی توانبخشی شناختی و یکپارچگی حسی-حرکتی بر عملکرد خواندن و کارکردهای اجرایی دانش آموزان دو زبانه با اختلال خواندن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دوزبانگی توانبخشی شناختی اختلال خواندن عملکرد خواندن کارکردهای اجرایی یکپارچگی حسی-حرکتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۶
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی توانبخشی شناختی و یکپارچگی حسی-حرکتی بر عملکرد خواندن و کارکردهای اجرایی دانش آموزان دوزبانه با اختلال خواندن انجام شد. پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پایه سوم دو زبانه دارای اختلال خواندن بود که در سال تحصیلی 1403-1402 در شهر اهواز مشغول به تحصیل بودند. به روش هدفمند نمونه ای 45 نفره انتخاب و در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه به طور تصادفی گمارده شدند. با استفاده از چک لیست نشانگان نارساخوانی (RLDL) سلیمی تیموری (1386)، آزمون خواندن و نارساخوانی «نما» (RDT-NEMA) کرمی نوری و مرادی (1384)، آزمون گام به گام جمع بندی توالی شنیداری (PASAT) دیری و همکاران (1991) و آزمون رنگ-واژه استروپ (Stroop Test) ریدلی استروپ (1935) اقدام به جمع آوری داده ها شد. در تحلیل داده ها از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر استفاده شد. نتایج نشان داد که هر دو مداخله بر عملکرد خواندن و کارکردهای اجرایی تاثیر معنادار دارند و این تاثیر در طول زمان پابرجا است (01/0>p). بین اثربخشی مداخله توانبخشی شناختی و مداخله یکپارچگی حسی-حرکتی در عملکرد خواندن و کارکردهای اجرایی دانش آموزان تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<p). بنابراین، تقویت عوامل اساسی شناختی و حسی با استفاده از توانبخشی شناختی و یکپارچگی حسی- حرکتی در سال های اولیه تحصیل می تواند رویکردی موثر در بهبود کارکردهای اجرایی و اختلال خواندن دانش آموزان باشد.
۱۲۵.

اثربخشی بازی درمانی با رویکرد شناختی رفتاری بر خلاقیت و خودکارآمدی کودکان دختر 7 تا 10 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خلاقیت خودکارآمدی بازی درمانی رویکرد شناختی رفتاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۷
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی بازی درمانی با رویکرد شناختی رفتاری بر خلاقیت و خودکارآمدی کودکان دختر 7 تا 10 ساله بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کودکان دختر 7 تا 10 ساله شهر شیراز در سال 1403 بود. از بین جامعه ی آماری پژوهش تعداد 60 کودک به روش دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 30 نفر آزمایش و کنترل جایگذاری شدند. برای جمع آوری داده ها از آزمون خلاقیت تورنس (1998، TTCT) و پرسشنامه ی خودکارآمدی موریس (2001، SEQ-C) استفاده شد. بازی درمانی با رویکرد شناختی – رفتاری طی 6 جلسه 45 دقیقه ای و با توالی هر هفته یک جلسه برای گروه آزمایش اجرا شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری، مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون خلاقیت و خودکار آمدی در دو گروه تفاوت معناداری در سطح 01/0>P وجود داشت. بنابراین می توان نتیجه گرفت که بازی درمانی با رویکرد شناختی رفتاری تأثیر قابل قبولی در خلاقیت و خودکارآمدی کودکان دختر داشته است.
۱۲۶.

تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی توانمندسازی والدگری مبتنی بر تجربه زیسته مادران با سابقه بد رفتاری در کودکی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بدرفتاری در کودکی توانمندسازی والدگری خودکارآمدی والدگری بسته آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۷
هدف این پژوهش تدوین و امکان سنجی بسته آموزشی توانمندسازی والدگری بر خودکارآمدی والدگری مادران با سابقه بدرفتاری در کودکی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری مادران با سابقه بدرفتاری در کودکی، دارای فرزند مشغول به تحصیل دوره ابتدایی در سال تحصیلی 1403-1402 شهر اصفهان بود. تعداد 30 مادر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های خودکارآمدی والدگری (PSAM، دومکا و همکاران، 1996) و ترومای دوران کودکی (CTQ، برنستاین و همکاران، 2003) بود. گروه آزمایش بسته آموزشی توانمندسازی والدگری را در 10 جلسه 60 دقیقه ای دریافت نمودند، اما گروه گواه تا پایان پژوهش مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها نشان داد بسته آموزشی توانمندسازی والدگری در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل، باعث افزایش معنادار خودکارآمدی والدگری مادران با سابقه بدرفتاری در کودکی در پس آزمون و پیگیری شد (001/0>p). همچنین تعامل معنادار گروه×زمان نشان دهنده اثربخشی پایدار مداخله بود. بنابراین می توان از این بسته آموزشی به عنوان مداخله روان شناختی مؤثر در قالب برنامه های ارتقاء سلامت خانواده استفاده کرد.
۱۲۷.

اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر پریشانی روان شناختی کودکان و نوجوانان دارای افکار آسیب به خود و خودکشی: مطالعه مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رفتاردرمانی دیالکتیکی پریشانی روان شناختی افکار خودکشی آسیب به خود نوجوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۵
زمینه و هدف: رفتارهای پرخطر مانند افکار خودکشی و خودآسیب رسانی در کودکان و نوجوانان، تهدیدی جدی و پایدار برای سلامت روان این گروه سنی محسوب می شود. شناسایی و به کارگیری درمان های مؤثر در کاهش این رفتارها، از اهمیت زیادی برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف مرور نظام مند اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی در کاهش پریشانی روان شناختی کودکان و نوجوانان دارای افکار آسیب به خود و خودکشی انجام شده است. روش: در پژوهش مروری حاضر، با استفاده از جستجوی کلیدواژه های تخصصی شامل افکار خودکشی، آسیب به خود، افسردگی، اضطراب، تنیدگی، رفتاردرمانی دیالکتیکی، کودکان، و پریشانی، پایگاه های اطلاعاتی انگلیسی گوگل اسکالر، پاب مد، پروکوئست، امبیس، سایک اینفو، و اسکوپوس در بازه زمانی مارس ۲۰۰۸ تا دسامبر ۲۰۲۴ مورد بررسی قرار گرفتند. در مجموع، ۸۰۴ مقاله اولیه شناسایی شدند که پس از اعمال معیارهای ورود و ارزیابی کیفیت با استفاده از الگوی پریزما، ۲۳ مطالعه نهایی برای پاسخگویی به سوالات پژوهش به طور دقیق تحلیل شدند. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد رفتاردرمانی دیالکتیکی به طور مؤثری به کاهش افسردگی، اضطراب، تنیدگی، و رفتارهای خودآسیب رسانی در نوجوانان منجر شده است و سلامت روان و توانایی تنظیم هیجان را بهبود می بخشد. در بیشتر مطالعات، بیش از نیمی از شرکت کنندگان پس از درمان، بهبود قابل توجهی در علائم خود گزارش کردند. مداخلات بلندمدت با پیگیری تا سه سال، اثربخشی پایدار درمان را تأیید کرده اند. با وجود این برخی عوامل مانند تکانشگری و مصرف مواد مخدر، ریسک ترک درمان را افزایش می دهند. نتیجه گیری: رفتاردرمانی دیالکتیکی اثربخشی قابل توجهی در کاهش رفتارهای پرخطر و بهبود سلامت روان نوجوانان دارد. با وجود موانعی مانند تکانشگری و مصرف مواد، این درمان پایداری و تاثیر بلندمدت خود را حفظ می کند و نقش مهمی در ارتقای کیفیت زندگی کودکان و نوجوانان ایفا می کند.
۱۲۸.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی و رفتار درمانی دیالکتیک بر خودانتقادی نوجوانان بدسرپرست(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودانتقادی نوجوانان بدسرپرست رفتار درمانی دیالکتیک طرحواره درمانی هیجانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۱
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی و رفتار درمانی دیالکتیک بر خودانتقادی نوجوانان بدسرپرست انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهر همدان در سال تحصیلی 1404-1403 بودند. 45 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس از سه مدرسه انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس سطوح خودانتقادی (LOSC؛ تامپسون و زوروف، 2004) استفاده شد. طرحواره درمانی هیجانی اساس پروتکل لیهی و همکاران و رفتار درمانی دیالکتیک بر پروتکل الگوی لینهان هر یک به مدت هشت هفته 90 دقیقه ای به صورت گروهی اجرا شدند. داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که در پس آزمون بین گروه های مداخله و کنترل تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P)؛ اما در مرحله پیگیری فقط بین رفتاردمانی دیالکتیک و گروه کنترل تفاوت معناداری مشاهده شد (05/0>P)؛ همچنین یافته ها نشان داد که مرحله پیگیری بین دو گروه درمانی تفاوت معنادار وجود داشت (05/0>P)؛ در واقع فقط مداخله رفتار درمانی دیالکتیک تاثیر معنادار بیشتری بر کاهش خودانتقادی در طول زمان داشته است. در مجموع می توان نتیجه گرفت که رفتاردرمانی دیالکتیک نسبت به طرحواره درمانی هیجانی اثربخشی بیشتر بر کاهش خودانتقادی نوجوانان بدسرپرست داشته است.
۱۲۹.

اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر همجوشی شناختی و حساسیت انزجاری مبتلایان به پسوریازیس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حساسیت انزجاری همجوشی شناختی درمان مبتنی بر شفقت پسوریازیس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۷
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر همجوشی شناختی و حساسیت انزجاری مبتلایان به پسوریازیس انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه بیماران مبتلا به پسوریازیس مراجعه کننده به بیمارستان فوق تخصصی پوست رازی تهران در سال 1403 بودند. نمونه ای به حجم 30 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایشی به مدت 8 جلسه، هفته ای دو جلسه 60 دقیقه ای، درمان مبتنی بر شفقت را دریافت کردند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های همجوشی شناختی (CFQ؛ گیلاندرز و همکاران، 2014) و حساسیت انزجاری (D-Scale؛ هیدت و همکاران، 1994) بود. داده های پژوهش با آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون همجوشی شناختی و حساسیت انزجاری مبتلایان به پسوریازیس در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح ۰۵/۰ وجود داشت. بر اساس یافته های این مطالعه، درمان مبتنی بر شفقت سبب کاهش همجوشی شناختی و حساسیت انزجاری مبتلایان به پسوریازیس می شود.
۱۳۰.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر مسئولیت پذیری اجتماعی، بهزیستی روان شناختی و شادکامی سالمندان دارای اختلال مصرف مواد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهزیستی روان شناختی شادکامی مسئولیت پذیری اجتماعی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۳
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر مسئولیت پذیری اجتماعی، بهزیستی روان شناختی و شادکامی سالمندان دارای اختلال مصرف مواد انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی سالمندان دارای اختلال وابسته به مواد محرک در شهر رشت در سال 1403 تشکیل داد. از این جامعه آماری تعداد 30 نفر سالمند دارای اختلال وابسته به مواد محرک با استفاده نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی ساده گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارده شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه مسئولیت پذیری اجتماعی (SRS، سالکووسکیس، 2000)، بهزیستی روان شناختی (PWS، ریف، 1989) و شادکامی (OHI، آسفورد، 1990) بود. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه هر هفته یک جلسه و هر جلسه 60 دقیقه براساس محتوای جلسات درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد هیز شرکت کردند. داده های با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری شدند. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون مسئولیت پذیری اجتماعی، بهزیستی روان شناختی و شادکامی در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح (001/0>P) وجود داشت. با توجه به یافته های پژوهش می توان اظهار داشت که مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند رویکرد مناسبی برای بهبود مسئولیت پذیری اجتماعی، بهزیستی روان شناختی و شادکامی سالمندان دارای اختلال مصرف مواد باشد.
۱۳۱.

نقش میانجی اعتیاد به اینستاگرام در رابطه بین ترس از دست دادن و فرسودگی تحصیلی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرسودگی تحصیلی ترس از دست دادن اعتیاد به اینستاگرام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۲۹۶
پژوهش حاضر به منظور تعیین نقش میانجی اعتیاد به اینستاگرام در رابطه بین ترس از دست دادن و فرسودگی تحصیلی در دانشجویان انجام شد. روش این پژوهش، توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود که در جامعه آماری دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان در سال 1402 انجام شد. 260 نفر از این جامعه به شیوه نمونه گیری دردسترس در این مطالعه به عنوان نمونه انتخاب شدند و به مقیاس اعتیاد به اینستاگرام (IAS، کرکابرون و گریفیث، 2018)، مقیاس ترس از دست دادن (FoMoS؛ وگمانن و همکاران، 2017) و پرسشنامه ی فرسودگی تحصیلی مسلش- فرم دانشجویان (MBI-SS؛ شوفلی و همکاران، 2002) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. همچنین ترس از دست دادن بر فرسودگی تحصیلی و اعتیاد به اینستاگرام اثر مستقیم داشت و اعتیاد به اینستاگرام بر فرسودگی تحصیلی اثر مستقیم داشت (05/0>P). علاوه براین، نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که اعتیاد به اینستاگرام در رابطه بین ترس از دست دادن و فرسودگی تحصیلی نقش میانجی داشت (05/0>P). از نتایج این مطالعه این گونه استنباط می شود که ترس از دست دادن یک عامل ناسازگار است که می تواند به صورت مستقیم و با ایجاد اعتیاد به اینستاگرام، موجب افزایش فرسودگی تحصیلی در دانشجویان شود.
۱۳۲.

بررسی اثربخشی طراحی اسباب بازی های سازه با «الگوی جرو» بر هوش هیجانی کودکان پیش دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: الگوی جرو هوش هیجانی کودکان پیش دبستانی رشد هیجانی اسباب بازی های سازه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۳۵
هدف: هدف این پژوهش بررسی اثربخشی طراحی اسباب بازی های سازه ای مبتنی بر الگوی جرو بر هوش هیجانی کودکان پیش دبستانی بود. روش شناسی: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود که در سال 2024 میلادی انجام شد. نمونه پژوهش شامل 30 کودک 4 ساله بود که به صورت خوشه ای از پیش دبستانی های شهر انتخاب شده و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش در 8 جلسه ی 2 ساعته در فعالیت های بازی های سازه ای مبتنی بر الگوی جرو شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل آموزش های عادی را ادامه داد. برای سنجش هوش هیجانی از پرسشنامه سیبریاشرینگ-فرم مربیان استفاده شد و داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) تحلیل گردید. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که طراحی اسباب بازی های سازه ای مبتنی بر الگوی جرو به افزایش معنادار هوش هیجانی کل (0.97)، خودانگیزی (0.94)، خودآگاهی (0.84)، خودکنترلی (0.87)، هوشیاری اجتماعی (0.78) و مهارت اجتماعی (0.91) در گروه آزمایش منجر شد (p<0.01). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که طراحی هدفمند اسباب بازی های سازه ای می تواند ابزاری مؤثر برای ارتقاء مؤلفه های مختلف هوش هیجانی کودکان پیش دبستانی باشد و استفاده از این رویکرد در محیط های آموزشی کودکان توصیه می شود.
۱۳۳.

تدوین بسته یکپارچه پیشگیری از طلاق مبتنی بر شفقت، بخشش و تحلیل رفتار متقابل در زوجین متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پیشگیری از طلاق شفقت بخشش تحلیل رفتار متقابل زوجین متقاضی طلاق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۳۵
زمینه و هدف: امروزه، مشکل ها و چالش های زناشویی افزایش چشمگیری یافته و آمار طلاق در مقایسه با گذشته رشد زیادی داشته است. بنابراین، هدف این مطالعه تدوین بسته یکپارچه پیشگیری از طلاق مبتنی بر شفقت، بخشش و تحلیل رفتار متقابل در زوجین متقاضی طلاق بود. روش و مواد: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، کیفی بود. جامعه پژوهش خبرگان روان شناسی و مشاوره شهرستان سبزوار در سال 1403 بودند که 12 نفر از آنان طبق اصل اشباع نظری با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار این مطالعه مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان درباره بسته یکپارچه پیشگیری از طلاق مبتنی بر شفقت، بخشش و تحلیل رفتار متقابل در زوجین متقاضی طلاق بود؛ به طوری که پس از طراحی سازه مذکور برای آن به تفکیک هر جلسه هدف، محتوا و تکلیف خانگی طراحی شد. داده های حاصل از مصاحبه با روش های تحلیل مضمون و ضرایب نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی در نرم افزار MAXQDA-2020 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان که بسته یکپارچه پیشگیری از طلاق مبتنی بر شفقت، بخشش و تحلیل رفتار متقابل در زوجین متقاضی طلاق برای 10 جلسه 90 دقیقه ای طراحی شد و هر جلسه دارای هدف، محتوا و تکلیف خانگی ویژه خود بود. علاوه بر آن، نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی برای بسته یکپارچه پیشگیری از طلاق مبتنی بر شفقت، بخشش و تحلیل رفتار متقابل در زوجین متقاضی طلاق به ترتیب 76/0 و 83/0 محاسبه شد. نتیجه گیری: طبق نتایج این مطالعه، بسته یکپارچه پیشگیری از طلاق مبتنی بر شفقت، بخشش و تحلیل رفتار متقابل در زوجین متقاضی طلاق می تواند در کنار سایر بسته های درمانی توسط روان شناسان، مشاوران و درمانگران به عنوان روشی موثر جهت بهبود ویژگی های روان شناختی در زوجین متقاضی طلاق مورد استفاده قرار گیرد.
۱۳۴.

Effectiveness of Bowen Intergenerational Family Therapy on Marital Conflicts and Interpersonal Forgiveness(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Bowen intergenerational therapy marital conflicts interpersonal forgiveness Family Therapy emotional regulation Psychological health

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۲۹۷
Objective: The objective of this study was to evaluate the effectiveness of Bowen intergenerational family therapy on reducing marital conflicts and enhancing interpersonal forgiveness. Methodology: This research employed a quasi-experimental design with pre-test, post-test, and follow-up phases, incorporating a control group. The statistical population consisted of families who visited the counseling and psychology center in District 1 of Karaj in 2023. Eight families were selected through convenience and voluntary sampling and were randomly assigned to experimental and control groups, each comprising four families. Data were collected using the Differentiation of Self Inventory, the Forgiveness Questionnaire, and the Marital Conflict Questionnaire. The intervention, based on Bowen intergenerational therapy, was conducted over eight weekly group sessions, each lasting 90 minutes. Data analysis involved univariate and multivariate covariance analyses using SPSS software. Findings: The findings revealed that Bowen intergenerational therapy significantly impacted both marital conflicts and interpersonal forgiveness. Specifically, the experimental group showed a marked decrease in marital conflict scores from 154.1 (SD = 11.3) in the pre-test to 139.4 (SD = 10.9) in the post-test, which remained stable at 139.2 (SD = 10.3) in the follow-up phase. Similarly, interpersonal forgiveness scores increased from 78.4 (SD = 5.7) in the pre-test to 114.2 (SD = 9.9) in the post-test and remained at 111.1 (SD = 8.9) during the follow-up phase. These changes were statistically significant compared to the control group, which showed no significant changes. Conclusion: The study concludes that Bowen intergenerational family therapy is effective in reducing marital conflicts and enhancing interpersonal forgiveness. The findings align with previous research, underscoring the therapy's potential to address relational issues and improve emotional regulation within families.
۱۳۵.

Parental Overcontrol and Adolescent Social Withdrawal: The Mediating Role of Fear of Evaluation(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Parental overcontrol adolescent social withdrawal Fear of Negative Evaluation fear of positive evaluation

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۲۹
Objective: This study aimed to investigate the relationship between parental overcontrol and adolescent social withdrawal, with fear of negative and positive evaluation as potential mediating variables. Methods: The research employed a descriptive correlational design and included a sample of 551 Nigerian adolescents selected based on the Morgan and Krejcie table. Data were collected using standardized self-report instruments: the Psychological Control Scale–Youth Self-Report (PCS-YSR) for parental overcontrol, the Brief Fear of Negative Evaluation Scale (BFNE), the Fear of Positive Evaluation Scale (FPES), and the Withdrawn/Depressed subscale of the Youth Self-Report (YSR). Descriptive statistics and Pearson correlation coefficients were calculated using SPSS-27, and Structural Equation Modeling (SEM) was conducted via AMOS-21 to examine direct and indirect pathways among the variables. Findings: Pearson correlation analysis showed that parental overcontrol was significantly associated with fear of negative evaluation (r = .51, p < .001), fear of positive evaluation (r = .47, p < .001), and social withdrawal (r = .42, p < .001). SEM results confirmed that the structural model had good fit indices (χ² = 146.23, df = 84, χ²/df = 1.74, CFI = 0.97, RMSEA = 0.041). Parental overcontrol had significant direct effects on fear of negative evaluation (β = .51, p < .001), fear of positive evaluation (β = .48, p < .001), and social withdrawal (β = .27, p < .001). Both fears significantly predicted social withdrawal (FNE: β = .45, p < .001; FPE: β = .38, p < .001). Indirect effects of parental overcontrol on social withdrawal via FNE (B = 0.19, p < .001) and FPE (B = 0.14, p < .001) were also significant. Conclusion: These findings highlight that fear of evaluation—both negative and positive—serves as a psychological mechanism linking parental overcontrol to social withdrawal in adolescents, emphasizing the importance of addressing cognitive-affective vulnerabilities in preventive and therapeutic interventions.
۱۳۶.

Co-Parenting Quality and Parenting Stress as Predictors of Child Behavioral Adjustment(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Co-Parenting Quality parenting stress child behavioral adjustment Family Functioning

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۰۷
Objective: This study aimed to investigate the predictive roles of co-parenting quality and parenting stress in relation to child behavioral adjustment among parents in Morocco. Methods: A correlational descriptive design was employed involving a sample of 396 parents selected based on Krejcie and Morgan’s sampling table. Participants completed three standardized instruments: the Child Behavior Checklist (CBCL) to assess child behavioral problems, the Parenting Stress Index–Short Form (PSI-SF) to measure perceived parenting stress, and the Co-parenting Relationship Scale (CRS) to evaluate co-parenting quality. Data were analyzed using SPSS version 27. Pearson correlation coefficients were computed to examine the bivariate associations between the dependent variable and each independent variable. Multiple linear regression was then conducted to evaluate the joint predictive power of parenting stress and co-parenting quality on child behavioral adjustment, with all assumptions for regression analysis thoroughly checked and confirmed. Findings: Results showed a significant positive correlation between parenting stress and child behavioral problems (r = .56, p < .01), and a significant negative correlation between co-parenting quality and child behavioral problems (r = –.42, p < .01). Multiple regression analysis revealed that parenting stress (β = .48, t = 8.60, p < .01) and co-parenting quality (β = –.31, t = –6.75, p < .01) were both significant predictors of child behavioral adjustment. The overall model was significant (F(2, 393) = 129.72, p < .01), explaining 40% of the variance in child behavioral outcomes (R² = .40, Adjusted R² = .39). Conclusion: The findings highlight the critical roles of both relational and psychological parenting factors in child development. Interventions aiming to reduce parenting stress and enhance co-parenting quality may be effective in improving behavioral outcomes in children, especially in non-Western cultural contexts like Morocco.
۱۳۷.

Qualitative Study of the Factors Influencing Remarriage Attitudes in Widowed Women in Isfahan(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: tendency to remarry widows marriage

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۱۷
Objective: This study aimed to qualitatively investigate the factors influencing remarriage attitudes in widowed women in Isfahan. Methods: The research employed a qualitative approach using thematic analysis. The research population consisted of widowed women from Isfahan who had experienced the death of their spouse at least three years prior to 2024. The sample size for this qualitative study was 17 participants, determined based on theoretical saturation, and a snowball sampling method was employed. To analyze the data obtained from the interviews, coding was performed using MAXQDA software. After organizing the initial codes, 13 organizing themes and 4 overarching themes were identified. Findings: Based on the findings, the factors influencing remarriage attitudes were classified into four main themes: cultural and social issues, perceptions of the future, emotional and sexual issues, and economic issues. The subthemes under these categories were as follows: the economic issues theme included two subthemes: living below the poverty line and job limitations. The emotional and sexual issues theme included four subthemes: the need for companionship with the opposite sex, the need for sexual relationships, availability of sexual partners, and the duality of fear and need. The perceptions of the future theme included three subthemes: uncertain outcomes, marital stability, and hopelessness about future marriages. The cultural and social issues theme included four subthemes: social deprivation, cultural stereotypes, rebuilding after the loss of a spouse, and gender stereotypes. Conclusion: This study highlights the complex factors influencing widowed women’s inclination towards remarriage, including economic, emotional, social, and cultural challenges, underscoring the need for tailored support and societal change.
۱۳۸.

The Mediation Role of Emotional Quotient in the Relationship of Work Gratification And Career Quality of Life

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: work gratification career quality of life Emotional quotient Employees

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۳ تعداد دانلود : ۳۱۶
The present research aimed to examine how emotional quotient mediates the link between work gratification and career life quality for employees at Sistan and Baluchestan University in Zahedan, Iran. The statistical population for this study comprised all staff at Sistan and Baluchestan University, and a sample of 155 employees was selected using convenience sampling. Participants completed the Work Gratification Questionnaire created by Brayfield & Rothe (1951), the Emotional Quotient Questionnaire by Chadha (2001), and the Career Quality of Life Scale established by Van Laar, Edwards, & Easton (2007). The results showed that work gratification significantly and positively influenced all dimensions of quality of work life. Emotional quotient did not notably affect the components of career quality of life. Work gratification did not exert an indirect influence through emotional intelligence on the career quality of life. Emotional quotient did not significantly influence the relationship between work gratification and career quality of life for staff in the University of Sistan and Baluchestan.
۱۳۹.

مقایسه اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر تحلیل تبادلی و مدل انگیزش محافظت بر بهزیستی روران شناختی زنان میانسال(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهزیستی روان شناختی تحلیل تبادلی مدل انگیزش محافظت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۱
زمینه: بهزیستی روانشناختی زنان به ویژه در دوران میانسالی از اهمیت زیادی برخوردار است؛ به همین جهت می توان به درمان های گوناگونی نظیر درمان مبتنی بر تحلیل تبادلی و مدل انگیزش محافظت شده اشاره کرد که تاکنون مقایسه اثربخشی آن ها به منظور شناسایی درمان مؤثرتر بر بهزیستی روانشناختی زنان میانسال انجام نشده است. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر تحلیل تبادلی و مدل انگیزش محافظت بر بهزیستی روانشناختی در زنان میانسال بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و طرح آن به صورت پیش آزمون–پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی زنان میانسال ساکن شهر تهران در بازه زمانی 1401-1402 بود. حجم نمونه پژوهش حاضر شامل 47 زن میانسال بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف (PWB) بود. داده های پژوهش حاضر با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر تحلیل تبادلی و گروه درمانی مبتنی بر مدل انگیزش محافظت بر مؤلفه ها و نمره کل بهزیستی روانشناختی بعد از گذشت سه ماهه از مداخله پایدار است. همچنین، نتایج آزمون بن فرونی نشان داد که گروه درمانی مبتنی بر تحلیل تبادلی در مقایسه با گروه درمانی مبتنی بر مدل انگیزش محافظت مؤلفه های روابط مثبت با دیگران (016/0 =p) و خودمختاری (029/0 ≥p) را بیشتر افزایش داده است. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش حاضر می توان گفت که گروه درمانی مبتنی بر تحلیل تبادلی بر افزایش بهزیستی روانشناختی در زنان میانسال مؤثر بوده است. ازاین رو پیشنهاد می شود، به مشاوران و روان درمانگران از دستاوردهای پژوهش حاضر استفاده نمایند.
۱۴۰.

کمال گرایی و اضطراب امتحان در جامعه ایرانی: مرور نظام مند و فراتحلیل(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: اضطراب امتحان کمال گرایی فراتحلیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۶
اهداف پژوهش های متعددی کمال گرایی را به عنوان متغیری مؤثر بر اضطراب امتحان مورد بررسی قرار داده اند و بعضاً نتایج متفاوت و ناهمسانی را گزارش نموده اند. بنابراین، پژوهش حاضر باهدف تلفیق و بررسی نتایج مطالعات رابطه بین کمال گرایی و اضطراب امتحان انجام شده است. مواد و روش ها برای اطمینان از یک بررسی جامع، همه مطالعات مرتبط با دقت از طیف وسیعی از پایگاه های اطلاعاتی بین المللی و ملی از قبیل پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاه (SID)، بانک اطلاعات نشریات کشور (مگیران)، پایگاه مجلات تخصصی نور (نورمگز) در بین سال های 1390 تا 1403 و همچنین پایگاه های علمی خارجی پابمد، گوگل اسکالر، ساینس دایرکت و وب آوساینس بین سال های 2011 تا 2024 انتخاب شدند. ناهمگنی بین مطالعات با آزمون کای و آماره I2 بررسی و مدل اثر تصادفی برای ارائه نتایج انتخاب شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار CMAنسخه 2 استفاده شد. یافته ها پس از بررسی ملاک های ورود و خروج تعداد 25 اندازه اثر از 17 مطالعه انتخاب و تحلیل شدند. میزان اندازه اثر ترکیبی کمال گرایی با اضطراب امتحان 0/18=r حاصل شد که براساس ملاک کوهن، این اندازه اثر کوچک ارزیابی شد. همچنین نتایج نشان داد در بین طبقات مختلف متغیر پیشایند، کمال گرایی سازگار دارای بیشترین رابطه با اضطراب امتحان بود. همچنین تحلیل متغیر تعدیل کننده جنسیت نیز نشان داد در رابطه مذکور، اندازه اثر مربوط به دختران از پسران بیشتر بود. نتیجه گیری برحسب نتایج، متخصصان می توانند با بهبود کمال گرایی از طریق ارائه مداخلات مؤثر، اضطراب امتحان دانش آموزان و دانشجویان را کاهش دهند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان