ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۶۱ تا ۱٬۳۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۱۳۶۱.

اثربخشی درمان پذیرش و تعهد متمرکز بر ضربه بر نشانگان ضربه ی عشق و علائم افسردگی در دانشجویان با تجربه ضربه ی عشق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۳۱
زمینه: ضربه ی عشق، می تواند ماشه چکان پریشانی روانشناختی قابل توجهی مانند افسردگی، نشانگان ضربه ی عشق و اختلال در عملکرد روزمره شود. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثربخشی درمان پذیرش و تعهد (اکت) متمرکز بر ضربه بر نشانگان ضربه ی عشق و علائم افسردگی در دانشجویان با تجربه ضربه ی عشق انجام شد. روش: روش پژوهش، شبه آزمایشی، از نوع پیش آزمون-پس آزمون–پیگیری 3 ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری، شامل دانشجویان دارای تجربه ضربه ی عشق دانشگاه های شهر کرمانشاه در سال 1403 بود. به روش نمونه گیری در دسترس، 28 نفر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارش شدند. از پرسشنامه نشانگان ضربه ی عشق و پرسشنامه افسردگی بک (ویرایش دوم) در سه بازه زمانی (پیش آزمون، پس از مداخله و پیگیری) استفاده شد. گروه آزمایش 10 جلسه درمانی 75 دقیقه ای بر اساس پروتکل اکت متمرکز بر ضربه (هریس، 2021) دریافت کردند. داده ها با تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد اثر زمان و اثر تعامل زمان * گروه روی متغیرهای وابسته در سطح 0/001 و برای گروه در سطح 0/05 معنادار است. آزمون تعقیبی بنفرونی برای مقایسه میانگین ها، نشان داد تفاوت میانگین ها در گروه آزمایش در مرحله پیش آزمون-پس آزمون و پیش آزمون-پیگیری به لحاظ آماری معنادار است(0/05 >p) اما در مرحله پس آزمون-پیگیری معنادار نیست (p>0/05). نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که اکت متمرکز بر تروما می تواند به عنوان رویکردی مؤثر برای کاهش نشانگان ضربه ی عشق و علائم افسردگی در افراد دارای تجربه ی ضربه عشق، مورد استفاده روان درمانگران قرار گیرد.
۱۳۶۲.

اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی بر امیدواری و ادراک بیماری در زنان مبتلا به سرطان سینه: یک کارآزمایی بالینی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۳
زمینه و هدف: سرطان به عنوان یکی از بیماری های ناتوان کننده در جهان شناخته می شود که آثار روانشناختی آن برای بیمار و خانواده از اهمیت بالایی برخوردار است. در این پژوهش به بررسی اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی بر امیدواری و ادراک بیماری زنان مبتلا به سرطان سینه پرداخته شده است. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با گروه کنترل و مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه زنان دچار سرطان سینه شهر اصفهان تشکیل دادند. تعداد ۳۶ نفر به روش نمونه گیری در دسترس از بیمارستان سیدالشهدا انتخاب شدند. از پرسش نامه امیدواری اسنایدر و پرسش نامه کوتاه ادراک بیماری جهت بررسی نتایج درمان استفاده شد. جلسات طرح واره درمانی هیجانی بر اساس طرح واره درمانی هیجانی لیهی با ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای انجام شد. ابزار پژوهش پرسش نامه امیدواری اسنایدر و فرم کوتاه پرسش نامه ادراک بیماری بود. جهت تحلیل داده ها از تحلیل واریانس اندازه_گیری_های مکرر با استفاده از نرم افزار SPSS-۲۳ استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که طرحواره درمانی هیجانی در مرحله پس آزمون و پیگیری بر ادراک بیماری تأثیر معنی داری داشت (۰۵/۰p<). همچنین طرحواره درمانی هیجانی بر امیدواری در مرحله پس آزمون و پیگیری مؤثر بود (۰۵/۰p<). نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که طرحواره درمانی هیجانی در مرحله پس آزمون و پیگیری بر ادراک بیماری تأثیر معنی داری داشت (۰۵/۰p<). همچنین طرحواره درمانی هیجانی بر امیدواری در مرحله پس آزمون و پیگیری مؤثر بود (۰۵/۰p<).
۱۳۶۳.

واکاوی خلاءهای موجود در مشاوره پیش از ازدواج از نگاه صاحب نظران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۴۰
هدف: ازدواج به عنوان نهادی اجتماعی کلیدی، با چالش های زندگی مدرن مواجه است که ضرورت مشاوره پیش از ازدواج را برجسته می کند. این پژوهش با هدف واکاوی خلاءهای مشاوره پیش از ازدواج از نگاه صاحب نظران، به شناسایی نقاط ضعف و ارائه راهکارهایی برای بهبود کیفیت و اثربخشی این خدمات می پردازد. روش: پژوهش حاضر، کیفی با رویکردی اکتشافی و با کارگیری روش کیفی تحلیل مضمون بود. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 15 شرکت کننده (10 زن و 5 مرد) جمع آوری و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافته ها: پس از تحلیل داده ها، گزاره های معنادار در قالب 120 مضمون پایه، 5 مضمون سازمان دهنده و 16 مضمون فراگیر دسته بندی شدند. پنج مضمون سازمان دهنده شامل الزامات مشاوره پیش از ازدواج، زمینه های مناسب در ارتقای مشاوره، چالش ها و خلاءهای موجود، استراتژی ها و راهبردهای لازم، و پیامدهای مشاوره پیش از ازدواج شناسایی بود. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که ارتقای اثربخشی مشاوره پیش از ازدواج در ایران نیازمند تطبیق مدل های معتبر بین المللی با شرایط فرهنگی، استانداردسازی خدمات مشاوره، مشارکت نهادهای سیستمی، استفاده از فناوری هدفمند، و رفع چالش های فرهنگی-ساختاری است تا بتواند نرخ طلاق را کاهش داده و روابط زناشویی پایدار و سالمی را در جامعه تقویت کند.
۱۳۶۴.

نقش میانجی ترس از دست دادن در رابطه بین نیازهای روانشناختی و رفتار فابینگ در دانشجویان متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۷
مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش میانجی ترس از دست دادن در رابطه بین نیازهای روانشناختی و رفتار فابینگ در دانشجویان متاهل انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت در سال 1403 بودند که از بین آن ها به روش نمونه گیری در دسترس 220 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس ترس از دست دادن (FoMoS؛ وگمانن و همکاران، 2017)، مقیاس عمومی فابینگ (GSP؛ چوتپیتایاسونوند و داگلاس، 2018) و پرسشنامه ارضاء نیازهای روانشناختی پایه (PNSS؛ دسی و رایان، ۲۰۰۰) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخودار بود. همچنین نتایج نشان داد اثرات مستقیم نیازهای روانشناختی و ترس از دست دادن بر رفتار فابینگ معنادار بود؛ اثر مستقیم نیازهای روانشناختی بر ترس از دست دادن معنادار بود (05/0>P)؛ نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که ترس از دست دادن در رابطه بین نیازهای روانشناختی و رفتار فابینگ نقش میانجی داشت (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که نیازهای روانشناختی به طور مستقیم و با نقش میانجی ترس از دست دادن بر رفتار فابینگ در دانشجویان متاهل اثر داشت.
۱۳۶۵.

بررسی اثربخشی بسته آموزشی تربیت عاطفی مبتنی بر کلام بر متغیرتوانایی کلام کودک، افزایش رابطه والد-کودک و تربیت اسلامی در مادران دارای کودک زیر 7 سال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۵۷
خانواده یکی از مهمترین بسترهایی است که می توان تربیت مبتنی بر اسلام را در آن محقق کرد. در زمینه فرزند پروری، راه های عملی و ابزارهای مختلفی وجود دارد. با توجه به آموزه های غنی دین مبین اسلام، یکی از اصلی ترین راهبردها، بکارگیری ابزار کلام است. هدف این پژوهش مشخص کردن اثرگذاری بسته آموزشی تربیت عاطفی مبتنی بر کلام، بر توانایی کلام کودکان، رابطه والد-کودک و تربیت اسلامی است. پژوهش در سال 1399 با روش نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل اجرا شده است. 60 تن از مادران تهرانی دارای کودک 5/3 تا 5/6 سال که به فضای مجازی دسترسی داشتند، جامعه آماری پژوهش را تشکیل دادند. ابزارهای پژوهش مقیاس های رابطه والد - کودک پیانتا (1994)، تربیت اسلامی اسحاقی (1397) و توانایی کلام نیک اخوت (1398) می باشند. داده های پژوهش با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تحلیل قرار گرفت، که با درنظر گرفتن تفاوت میانگین ها در هر سه مقیاس مذکور مشخص شد که آموزش های ارائه شده بعد از یک ماه همچنان اثرگذار بوده است. در مجموع نتایج حاکی از آن بود که تربیت عاطفی مبتنی بر کلام در بالا بردن توانایی کلام کودکان، رابطه والد - کودک و تربیت اسلامی به طور معناداری در کودکان زیر 7 سال اثرگذار است.
۱۳۶۶.

ویژگی های روان سنجی مقیاس سواد هوش مصنوعی(AILS-CCS) در دانشجویان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۱۶۱
هم گام با پیشرفت فناوری و محصولات هوش مصنوعی، آمادگی، شناخت و مهارت در این زمینه به یک مسئله ی مهم برای کاربران این نوع از فناوری در شاخه های مختلف علمی، تجاری، صنعتی و حتی نظامی تبدیل شده است. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روانسنجی نسخه ی فارسی مقیاس سواد هوش مصنوعی ما و چن (2024) بر روی دانشجویان انجام شد. در این پژوهش 250 دانشجوی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری از سه دانشگاه قم، لرستان و صنعتی تفرش با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس دانشجویان به مقیاس سواد هوش مصنوعی پاسخ دادند. در بخش نخست نتایج تحلیل مؤلفه های اصلی، بر ساختار تک عاملی مقیاس تأکید کرد. در مرحله ی بعد نتایج تحلیل عامل تأییدی، ساختار تک عاملی مقیاس را مورد تأیید قرار داد. یافته ی مربوط به ضریب آلفای کرونباخ نیز نشان داد که این مقیاس از همسانی درونی لازم برخوردار است. در مجموع، مطالعه ی حاضر شواهدی در حمایت از روایی و پایایی نسخه ی فارسی مقیاس سواد هوش مصنوعی در بین نمونه ی دانشجویان ایرانی فراهم آورد. بر اساس نتایج به دست آمده می توان چنین عنوان کرد که این مقیاس به عنوان ابزاری معتبر برای سنجش میزان سواد هوش مصنوعی در بین دانشجویان قابل استفاده است.
۱۳۶۷.

اثربخشی آموزش فنون شناختی- رفتاری بر سبک های دلبستگی ناایمن و سلامت عمومی دانشجویان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۴
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش فنون شناختی رفتاری بر سبک های دلبستگی ناایمن و سلامت عمومی دانشجویان دختر انجام گردید. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان رشته روان شناسی دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب در سال 1402 بودند. 30 نفر، به عنوان نمونه با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به 2 گروه 15 نفری (گروه آزمایش و گواه) تقسیم شدند. از پرسشنامه سبک های دلبستگی (AAI، هازن و شاور، 1987)، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ، گلدبرگ و هیلر، 1972) و همچنین پروتکل 10 جلسه ای (هر هفته یک جلسه و هر جلسه 90 دقیقه) برنامه آموزشی فنون شناختی رفتاری برای جمع آوری داده ها و مداخله استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون دلبستگی ناایمن و سلامت عمومی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود دارد (001/0p<) و آموزشی فنون شناختی رفتاری باعث کاهش نمرات افراد در دلبستگی ناایمن و بهبود نمرات در سلامت عمومی بود. از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که آموزشی فنون شناختی رفتاری نقش مهمی در سبک دلبستگی و سلامت عمومی دانشجویان دارد و می توان از این آموزش برای بهبود بهزیستی روانی دانشجویان استفاده نمود.
۱۳۶۸.

اثربخشی درمان روان نمایشگری بر ترس از صمیمیت، نشخوار فکری و علائم آسیب شناختی روانی زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۳۰
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان روان نمایشگری بر ترس از صمیمیت، نشخوار فکری و علائم آسیب شناختی روانی زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری دوماهه بود. در این پژوهش جامعه آماری کلیه زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره منطقه 1 شهر تهران در سال 1401 بودند. در مرحله اول با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر انتخاب و سپس به شیوه تصادفی ساده در یک گروه آزمایش (15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. سپس گروه آزمایش تحت 10 جلسه 90 دقیقه ای درمان روان نمایشگری قرار گرفت. از مقیاس ترس از صمیمیت (FIS) دسکاتنر و ثلن (1991)، مقیاس پاسخ نشخوار فکری (RRS) نولن-هوکسما و مارو (1991) و چک لیست اختلالات روانی (SCL-25) نجاریان و داوودی (1380) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده های به دست آمده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج نشان داد مداخله مذکور در مرحله پس آزمون و پیگیری اثربخشی معناداری بر ترس از صمیمیت، نشخوار فکری و علائم آسیب شناختی روانی داشته است (0/05>P). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که درمان روان نمایشگری می تواند به عنوان شیوه درمانی مناسب برای کاهش ترس از صمیمیت، نشخوار فکری و علائم آسیب شناختی روانی زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی در مراکز مشاوره به کار برده شوند.
۱۳۶۹.

تبیین ادراک و نگرش نسبت به اهمالکاری و عوامل آن در دانشجویان: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۳۰
پژوهش کیفی حاضر با هدف تبیین ادراک و نگرش نسبت به اهمالکاری و عوامل آن (زمینه ای، تداوم بخش و آشکارساز) در دانشجویان انجام گرفت. این مطالعه با بهره گیری از روش نظریه زمینه ای انجام شد. ابتدا از جامعه دانشجویان دانشگاه خلیج فارس در سال تحصیلی 1403-1402 در زمینه اهمالکاری شیوع شناسی شد و دانشجویانی که نمرات آنها دو انحراف معیار بالاتر از میانگین بود، به عنوان اهمالکار شناسایی شدند. سپس با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته اطلاعات لازم از 22 نفر دانشجوی اهمالکار، جمع آوری گردید. یافته ها در ادراک و نگرش اهمالکاری، دو مقوله اصلی (منفی و مثبت) و هفت مفهوم اولیه (تاخیر در انجام وظایف، ویژگی های شخصیتی، فرسودگی، عاطفه منفی، خودسرزنشی، نگرش مثبت موقتی، دارا بودن افکار مقابله ای) را نشان دادند. عوامل اهمالکاری از سه مقوله اصلی (عوامل زمینه ای، تداوم بخش و آشکار ساز) و دوازده مفهوم اولیه (ویژگی های شخصیتی، خانواده، شیوه فرزندپروری، اعتماد بنفس پایین، فضای مجازی، فرسودگی، سبگ زندگی، دوران کرونا، زمینه تحصیلی، ارتباط با دیگران، دوران نوجوانی و زمینه شغلی) تشکیل شدند. الگوهای پایدار شخصیتی، خانوادگی و انگیزشی طبقه مرکزی یافته های حاضر را شکل دادند. این یافته ها تلویحات کاربردی مهمی در فهم نیمرخ شخصیتی، خانوادگی و انگیزشی افراد اهمالکار دارند.
۱۳۷۰.

Impact of a Peer-Family Connection Program on Social Belonging and Risk Behavior Reduction in Adolescents(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۹۰
Objective: This study aimed to evaluate the effectiveness of a peer-family connection program in enhancing social belonging and reducing risk behaviors among adolescents. Methods: A randomized controlled trial was conducted with 30 adolescents aged 13–16 from Hungary, who were randomly assigned to either an intervention group (n = 15) or a control group (n = 15). The intervention group participated in a seven-session, school-based Peer-Family Connection Program designed to improve interpersonal communication, emotional regulation, and relational bonding with peers and caregivers. Sessions were conducted weekly, lasting 45–60 minutes each. Social belonging and risk behavior were measured using validated standardized tools at pre-test, post-test, and five-month follow-up. Data were analyzed using repeated measures analysis of variance (ANOVA) and Bonferroni post-hoc tests in SPSS-27. Findings: Repeated measures ANOVA revealed a significant interaction effect between time and group for both social belonging (F(2, 56) = 17.08, p < .001, η² = .39) and risk behavior (F(2, 56) = 14.57, p < .001, η² = .34), indicating that the intervention group improved significantly over time compared to the control group. Bonferroni post-hoc analysis showed significant improvements in social belonging from pre-test to post-test (p < .001) and from pre-test to follow-up (p < .001), with no significant decline between post-test and follow-up. Similarly, risk behavior significantly decreased from pre-test to post-test (p < .001) and remained reduced at follow-up (p < .001), with no significant difference between post-test and follow-up. Conclusion: The Peer-Family Connection Program demonstrated sustained effectiveness in increasing adolescents’ social belonging and reducing their engagement in risk behaviors. These findings support the integration of relational interventions involving both peers and caregivers as a means to promote healthy adolescent development.
۱۳۷۱.

پیش بینی احساس انسجام روانی بر اساس تنظیم هیجان، تمایزیافتگی خود و دلسوزی به خود در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۳
مقدمه: اختلال اضطراب فراگیر، به دلیل شیوع بالا و تأثیرات منفی آن بر سلامت عمومی و روانی، اهمیت زیادی دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر، پیش بینی احساس انسجام روانی بر اساس تنظیم هیجان، تمایزیافتگی خود و دلسوزی به خود در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بود. روش : این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه آماری شامل ۹۵ نفر از بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به مراکز مشاوره آرامش و شمیم در ارومیه طی سه ماهه چهارم سال ۱۴۰۱ بود. نمونه شامل ۷۶ نفر بود که به روش در دسترس و با استفاده از جدول کرجسی–مورگان انتخاب شد. ابزارهای گردآوری داده ها عبارت بودند از: پرسشنامه حس انسجام آنتونوسکی، تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و کرایج، تمایزیافتگی خود اسکورون و فریدلندر، و دلسوزی به خود نف. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه ۲۳ و به کمک آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که احساس انسجام روانی با تنظیم هیجان مثبت، تمایزیافتگی خود و دلسوزی به خود رابطه مثبت معنادار، و با تنظیم هیجان منفی رابطه منفی دارد (05/0>p). همچنین، تنظیم هیجان مثبت، تمایزیافتگی خود و دلسوزی به خود توان پیش بینی معنادار احساس انسجام روانی را در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر دارند (05/0>p). نتیجه گیری: نتایج پژوهش بر اهمیت نقش پیش بینی کنندگی تنظیم هیجان، تمایزیافتگی خود و دلسوزی به خود در ارتقاء احساس انسجام روانی تأکید دارد. بر این اساس، توصیه می شود این مؤلفه ها در طراحی مداخلات روان شناختی برای بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر مدنظر قرار گیرند.
۱۳۷۲.

Identifying Factors Shaping Parental Responses to Children’s Negative Emotions(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۲۴
Objective: This study aimed to explore the individual, relational, and contextual factors that shape how parents respond to their children’s negative emotions. Methods and Materials: A qualitative design was employed to capture the lived experiences of parents in managing children’s emotional challenges. Twenty-two parents from Chile participated in semi-structured interviews, focusing on their perceptions, attitudes, and practices when responding to children’s negative emotions such as sadness, anger, and frustration. Participants were recruited through community centers and parenting networks, ensuring diversity in socio-demographic backgrounds. Interviews were audio-recorded, transcribed verbatim, and analyzed using thematic analysis with the support of NVivo 14 software. Data collection continued until theoretical saturation was reached. Trustworthiness was ensured through peer debriefing, reflexive memos, and constant comparison during coding. Findings: Analysis revealed four overarching themes. (1) Emotional awareness and regulation in parents highlighted recognition of children’s emotions, self-regulation strategies, empathy, cultural norms in emotional expression, and awareness of emotional contagion. (2) Parenting beliefs and attitudes encompassed views on discipline, developmental understanding, attitudes toward emotional expression, emotion-coaching roles, intergenerational patterns, and moral or religious values. (3) Contextual and social influences included family environment, societal expectations, work–life balance, socioeconomic challenges, peer and social networks, and media exposure. (4) Coping strategies in responding to children’s negative emotions featured immediate reactions, long-term approaches, distraction and redirection, seeking external support, and communication techniques. Illustrative quotations underscored the variability and complexity of parental practices. Conclusion: The findings suggest that parents’ responses to children’s negative emotions are multifaceted, shaped not only by individual self-regulation and beliefs but also by cultural expectations, social contexts, and available coping resources. These insights underscore the need for interventions that support parental emotional awareness, resilience, and communication skills, while addressing contextual stressors to promote more adaptive emotion socialization.
۱۳۷۳.

ویژگی های روان سنجی نسخه کوتاه پرسش نامه مشارکت پدران در والدگری نمونه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۹
زمینه و هدف: با توجه به تحولات اجتماعی اخیر در ایران که به تدریج نقش پدران را از تأمین کنندگان مالی صرف به والدین فعال در تربیت فرزندان تغییر داده است، نیاز به ابزارهای روان سنجی دقیق برای ارزیابی میزان مشارکت پدران در خانواده های ایرانی احساس می شود. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی پرسش نامه مشارکت پدران انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، توسعه ای-کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها، توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری شامل تمامی پدران ایرانی که دارای حداقل یک فرزند زیر ۱۲ سال بودند و در بازه زمانی آذر تا تا دی۱۴۰۳ به پلتفرم های آنلاین دسترسی داشتند. نمونه مورد مطالعه شامل ۲۸۰ پدر از جامعه آماری ذکرشده بود که با روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس شیوه داوطلبانه و با رعایت شرایط ورود و خروج انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل نسخه کوتاه فارسی پرسش نامه مشارکت پدران در والدگری (هاوکینز و همکاران، 2002) و پرسش نامه ابعاد و رفتارهای والدگری (رید و همکاران، 2015) بود. برای بررسی روایی سازه از تحلیل عاملی تأییدی و برای اعتبار از ضرایب آلفای کرونباخ، امگای مک دونالد، و اعتبار ترکیبی استفاده شد. روایی همگرا و واگرا از طریق همبستگی و شاخص روایی یگانه-دوگانه بررسی شد. تحلیل ها با نرم افزارهایSPSS-26 و AMOS-24 انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که مدل نه عاملی پرسش نامه برازش مطلوبی دارد (مقدار خی دو=234.08، درجه های آزادی=263، ریشه میانگین مربعات خطای برآورد=062/0، شاخص برازندگی تطبیقی=91/0، شاخص تاکر-لویس=90/0). ضرایب اعتبار برای همه خرده مقیاس ها در دامنه ۰.۷۱۶ تا ۰.۸۹۰ قرار گرفت. همچنین همبستگی معنادار بین نمره کل دو پرسش نامه (60/0=r،001/0>p) و همبستگی بین خرده مقیاس های مرتبط (دامنه 45/0 تا 50/0، 05/0>p) روایی همگرای ابزار را تأیید کرد. روایی واگرا نیز با مقادیر شاخص روایی یگانه-دوگانه در محدوده 276/0 تا 841/0 (کمتر از حد آستانه 85/0) برای همه ابعاد مورد تأیید قرار گرفت. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد نسخه فارسی پرسش نامه مشارکت پدران در والدگری از ویژگی های روان سنجی مطلوب برخوردار است. تأیید ساختار نه عاملی در نمونه ایرانی، همسویی با تحولات اجتماعی اخیر در تغییر نقش پدران از تأمین کننده مالی به والد مشارکت کننده را نشان می دهد. این ابزار می تواند در مطالعات آینده برای تعیین اثربخشی مشارکت پدری بر سلامت روان و تحول شناختی-اجتماعی کودکان، و در مراکز مشاوره خانواده برای ارزیابی و طراحی مداخلات والدگری مبتنی بر شواهد به کار رود.
۱۳۷۴.

اثربخشی آموزش مهارت های هوش اخلاقی بر اشتیاق، فرسودگی و خودتنظیمی تحصیلی در دانش آموزان اهمال کار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۴
هدف از پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش مهارت های هوش اخلاقی بر اشتیاق، فرسودگی و خودتنظیمی تحصیلی دانش آموزان اهمال کار است. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری کلیه دانش آموزان پسر پایه سوم متوسطه در سال تحصیلی 1399- 1398 شهرستان شبستر بودند. تعداد 30 نفر دانش آموز اهمال کار با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایشی 8 جلسه، مهارت های هوش اخلاقی را دریافت کردند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های اشتیاق تحصیلی (فردریگز، بلومنفیلد و پاریس، 2004)، فرسودگی تحصیلی (برسو، 1997) و خودتنظیمی تحصیلی (بوفارد، وزیو و لاروشه، 1995) بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس با نرم افزار SPSS-22 استفاده شد. ضریب اعتبار بدست آمده برای پرسشنامه اشتیاق تحصیلی 0/73 و برای پرسشنامه فرسودگی تحصیلی 0/78 و برای پرسشنامه خود تنظیمی تحصیلی 0/75 محاسبه شد. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های هوش اخلاقی بر کاهش فرسودگی تحصیلی  با اندازه اثر 0/24 (0/05>p) ، بر افزایش اشتیاق تحصیلی با اندازه اثر 0/17 (0/05>p) و برخودتنظیمی تحصیلی دانش آموزان با اندازه اثر 0/19 (0/05>p) اثر بخش بود. فرسودگی، اشتیاق و خودتنظیمی تحصیلی دانش آموزان با بکارگیری مداخلات آموزشی به ویژه توانمندسازی مهارت های اخلاقی قابل تغییر بوده و این مداخلات در عرصه های تحصیلی می تواند زمینه ساز بهزیستی روانشناختی دانش آموزان باشد.
۱۳۷۵.

شناسایی ابعاد و مؤلفه های روانشناختی- محیطی رهبری توجهی جهت ارائه الگو در آیین نام اجرایی مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۱۸۹
زمینه: از آنجا که مدرسه محور آموزش وپرورش بوده، می توان از الگوی رهبری توجهی، به سبب ظرفیت روانشناختی، کل گرایانه و تحول گرای آن در مدیریت این سازمان دانش محور نهایت استفاده را برد. بنابراین انجام مطالعه در این زمینه برای مدیران و متولیان سازمان آموزش و پرورش در جهت شناسایی ابعاد و مؤلفه ضروری بود. هدف: این مطالعه با هدف شناسایی ابعاد و مولفه های روانشناختی- محیطی رهبری توجهی در سیاستگذاری آموزش وپرورش ایران انجام شد. روش: پژوهش از نوع کیفی و تحلیل مضمون بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه اسناد در زمینه علوم تربیتی و آموزش کشور تشکیل می دهد و نمونه آماری آیین نامه اجرایی مدارس (1400) بوده است که پرسش این پژوهش بر آن اعمال شده است، سند آیین نامه اجرایی مدارس بوده است. داده های حاصل از کدگذاری به کمک روش تحلیل مضمون (کلارک و براون، 2018) تحلیل شد. یافته ها: یافته های حاصل از انجام تحلیل مضمون به موارد بسیار زیادی درباره ابعاد و مولفه های روانشناختی- محیطی رهبری توجهی اشاره کرده اند که پس از تحلیل به سه مضمون فراگیر و 14 مضامین سامان دهنده اصلی که شامل تمرکز درون شخصی (فلسفی، فیزکی، معنوی، روانی و عاطفی)، تمرکز بیرونی (فردی، تیمی، اجتماعی و سازمانی) و تمرکز زمانی (حال، آینده، گذشته، آینده میان مدت و آینده کوتاه مدت) طبقه بندی شدند. نتیجه گیری: از آنجا که این سند مدیر را مهمترین رکن مدرسه می داند چارچوب روانشناختی و محیطی را برای او در مقام مدیر- رهبر در مدرسه فراهم می آورد که بتواند به دیدی روشن به هدایت آموزش و پرورش در مدرسه بپردازد. همچنین باوجود آنکه از منظر رهبری توجهی، سند مورد نظر قابلیت ها و ظرفیت های چشمگیری برای خروج آموزش وپرورش از وضعیت موجود دارد، منتهی نیازمند تمهیداتی است که بتواند هرچه بهتر در عمل واقعیت پیدا کند.
۱۳۷۶.

Comparison of the Effectiveness of Parent-Child Relationship-Based Play Therapy and Attachment-Based Play Therapy on Internalizing and Externalizing Behavioral Disorders in Children with Learning Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۴۸
Objective: The study aimed to compare the effectiveness of attachment-based play therapy and parent-child relationship-based play therapy on internalizing and externalizing behavioral disorders in children with learning disabilities. Methods: This quasi-experimental study employed a pre-test, post-test, and follow-up design with a control group. A total of 45 children with learning disabilities were selected through purposive sampling and randomly assigned to three groups: attachment-based play therapy, parent-child relationship-based play therapy, and a control group. The study used the Achenbach and Rescorla (2001) Behavioral Disorders Questionnaire to measure internalizing and externalizing behaviors at each stage. Both experimental groups received nine 60-minute therapy sessions. Data were analyzed using repeated measures ANOVA and ANCOVA to compare the effectiveness of the interventions. Findings: The findings indicated that both attachment-based play therapy and parent-child relationship-based play therapy significantly reduced internalizing and externalizing behavioral disorders in children with learning disabilities, with large effect sizes (η² = 0.864 and η² = 0.773, respectively). Repeated measures ANOVA and ANCOVA confirmed the interventions' effectiveness (p < 0.001), and Bonferroni post-hoc tests revealed significant differences between the experimental groups and the control group, but no significant differences between the two experimental groups. The positive effects were sustained over time, demonstrating the long-term efficacy of both therapeutic approaches. Conclusion: Both attachment-based play therapy and parent-child relationship-based play therapy effectively reduce internalizing and externalizing disorders in children with learning disabilities, with lasting effects over time.
۱۳۷۷.

Family Economic Hardship and Adolescent Risk-Taking: The Mediating Role of Family Cohesion(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۰۶
Objective: This study aimed to examine the mediating role of family cohesion in the relationship between family economic hardship and adolescent risk-taking. Methods and Materials: A descriptive correlational research design was employed with a sample of 520 adolescents recruited from secondary schools in India, determined through Morgan and Krejcie’s sample size table. Data were collected using standardized self-report instruments: the Adolescent Risk-Taking Questionnaire (ARQ), the Economic Hardship Questionnaire (EHQ), and the Family Adaptability and Cohesion Evaluation Scales (FACES IV). Statistical analyses were conducted using SPSS-27 and AMOS-21. Pearson correlation coefficients were calculated to determine associations among variables, and Structural Equation Modeling (SEM) was performed to test the hypothesized mediation model. Model fit was evaluated using Chi-square, χ²/df, GFI, AGFI, CFI, TLI, and RMSEA indices. Findings: Results indicated that family economic hardship was positively correlated with adolescent risk-taking (r = .42, p = .001) and negatively correlated with family cohesion (r = −.40, p = .001). Family cohesion was inversely related to adolescent risk-taking (r = −.36, p = .002). The SEM analysis demonstrated adequate model fit (χ²/df = 2.17, GFI = .93, AGFI = .90, CFI = .95, TLI = .94, RMSEA = .048). Direct paths showed that family economic hardship significantly predicted adolescent risk-taking (β = .38, p = .001) and negatively predicted family cohesion (β = −.41, p = .001). Family cohesion negatively predicted adolescent risk-taking (β = −.29, p = .002). The indirect effect of economic hardship on risk-taking via cohesion was significant (β = .12, p = .006), supporting the mediation hypothesis. Conclusion: Findings highlight that family cohesion partially mediates the link between economic hardship and adolescent risk-taking. Strengthening family cohesion may buffer adolescents from the adverse effects of financial strain and serve as a practical target for interventions aimed at reducing risk behaviors.
۱۳۷۸.

Influence of Corrupt Practices on Students’ Moral and Spiritual Development in Taraba State Institutions of Higher Learning

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۰۵
  Objective: Corruption in higher education institutions poses a significant threat to students' ethical standards and spiritual well-being. In Taraba State, Nigeria, concerns have been raised about increasing incidences of unethical behaviors among academic staff and students. The study aimed to examine the influence of corrupt practices on the moral and spiritual development of students in tertiary institutions in Taraba State. Methods: A descriptive survey research design was employed. The study population consisted of approximately 17,000 students. Using purposeful sampling, 200 students were selected based on their accessibility, willingness to participate, and relevance to the study’s focus. Data were collected using a structured instrument titled Corrupt Practices, Students’ Moral and Spiritual Development Questionnaire (CPSMDQ) , which demonstrated a reliability coefficient of 0.69 based on the Cronbach alpha method. Descriptive statistics (mean and standard deviation) were used to address the research questions, and the Chi-square test was applied to test the hypothesis at the 0.05 level of significance. Results: Findings indicated a high prevalence of corrupt practices such as examination malpractice and sexual harassment. These behaviors significantly compromised students’ moral and spiritual development, contributing to the erosion of traditional values, reduced appreciation for diligence and creativity, and increased involvement in prostitution and sexual exploitation. Conclusion: Corruption has a detrimental impact on the moral and spiritual growth of students in higher institutions. The study recommends that SERVICOM and institutional anti-corruption units be empowered and supported to investigate, monitor, and sanction corrupt practices within academic environments
۱۳۷۹.

تعیین اثربخشی برنامه آموزش گروهی شایستگی اجتماعی بر دلبستگی ناایمن و مهارت های اجتماعی کودکان بی سرپرست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۲۶
مقدمه: شایستگی اجتماعی به عنوان یکی از پیش بینی کننده های موفقیت تحصیلی و اجتماعی فرد به شمار می رود که می تواند، عملکرد مطلوب کنونی و آینده او را تحت تأثیر قرار دهد؛ بر همین اساس هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه مداخله ای شایستگی اجتماعی بر دلبستگی ناایمن و مهارت های اجتماعی کودکان بی سرپرست بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان بی سرپرست شهر سنندج در سال تحصیلی 1403-1402 بود. 30 دانش آموز که نمره آن ها در پرسشنامه دلبستگی ناایمن یک انحراف معیار بالاتر و در مهارت های اجتماعی یک انحراف معیار پائین تر از میانگین بود با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به صورت گمارش تصادفی در گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. که گروه آزمایش 16 جلسه 45 دقیقه ای تحت برنامه آموزش شایستگی اجتماعی قرار گرفت و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزار های مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه اختلال دلبستگی راندولف (2000) و پرسشنامه نظام درجه بندی مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت (1990) بودند. تحلیل داده های آماری با استفاده از روش تحلیل کوواریانس و نرم افزار آماری spss نسخه 23 صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که برنامه آموزش گروهی شایستگی اجتماعی بر کاهش دلبستگی ناایمن و افزایش مهارت های اجتماعی و مؤلفه های آن (همکاری، جرأت ورزی و خودمهارگری) مؤثر است (001/0>p) و نتایج در دوره پیگیری حفظ شد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان گفت که برنامه آموزش گروهی شایستگی اجتماعی روش مداخله ای مناسبی جهت کاهش دلبستگی ناایمن و افزایش مهارت های اجتماعی کودکان بی سرپرست است.
۱۳۸۰.

مدل ساختاری رابطه توجه به هیجانات (ارادی و غیر ارادی) با نگرانی و استرس با نقش میانجی عواطف منفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۵
پژوهش حاضر با هدف بررسی الگوی ساختاری توجه به هیجانات (ارادی و غیر ارادی) با نگرانی و استرس با نقش میانجی عواطف منفی انجام شد. روش پژوهش حاضر مدل سازی معادلات ساختاری بود و جامعه پژوهش حاضر تمام دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز بودند. نمونه به روش تصادفی ساده انتخاب شد و در نهایت داده های به دست آمده از 312 نفر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ابزارهای پژوهش حاضر از نوع خودگزارشی و شامل پرسشنامه های توجه به هیجانات پالمیری و همکاران (2009) ، نگرانی پنسیلوانیا مایر و همکاران (1995)، پرسشنامه خلاقیت هیجانی آوریل و توماس-نولز (1991)، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس لاویبند و لاویبند (1995) و همچنین مقیاس عواطف مثبت و منفی واتسون و همکاران (1988) بودند. در نهایت، داده های حاصل با استفاده از معادلات ساختاری و روش بوت استرپ نرم افزار های SPSS و AMOS نسخه 24 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. پس از تحلیل مشاهده شد که مدل از برازش مناسب برخوردار است و یافته های نشان داد که توجه غیر ارادی به هیجانات به صورت مستقیم با عواطف منفی، نگرانی و استرس در ارتباط است اما توجه ارادی به هیجانات تنها با عواطف منفی رابطه مستقیم دارد و رابطه آن با نگرانی و استرس به صورت غیر مستقیم و از طریق عواطف منفی است. عواطف منفی برای رابطه هردو نوع توجه به هیجانات با نگرانی و استرس نقش میانجی را ایفا می کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان