فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۶۱ تا ۹۸۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (بهمن) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۵
35 - 54
حوزههای تخصصی:
زمینه: طی دو دهه گذشته، پژوهش های متعددی در مورد رابطه تاب آوری و خوش بینی تحصیلی دانش آموزان انجام شده است اما هنوز دانش آموزانی در مدرسه حضور دارند که با استرس های تحصیلی در کشمکش هستند. این وضعیت نشان می دهد فرایندی که آنها را به تاب آوری و خوش بینی تحصیلی هدایت می کند، همچنان یک موضوع چالش برانگیز است. هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین برنامه آموزشی تاب آوری تحصیلی مبتنی بر رویکرد آموزش مثبت و اثربخشی آن بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان دختر انجام شد. روش: در این پژوهش از طرح آمیخته اکتشافی مدل تدوین ابزار استفاده شد. ابتدا بسته آموزشی تاب آوری تحصیلی تدوین شد و روایی محتوایی آن تعیین گردید. سپس اثربخشی آن بر خوش بینی دانش آموزان به روش نیمه آزمایشی با ساختار تک آزمودنی ABA همراه با خط پایه چندگانه و پیگیری بررسی شد. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه یازدهم متوسطه منطقه چهار تهران در سال تحصیلی 1402 – 1403 بودند. روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. نمونه آماری شامل 5 دانش آموز پایه یازدهم یک دبیرستان دخترانه منطقه چهار تهران بود. اندازه گیری خوش بینی تحصیلی با استفاده از پرسشنامه خوش بینی تحصیلی اسچنن – موران و همکاران (2013)، سه مرتبه پیش از اجرای آموزش (خط پایه)، چهار مرتبه در جلسات آموزش (سوم، ششم، نهم و دوازدهم) و یک مرتبه چهار هفته بعد از پایان آموزش (پیگیری) انجام گرفت. از نرم افزار Excel برای انجام تجزیه و تحلیل بصری نمودارها، تحلیل روند، ارزیابی ثبات، درصد داده های غیرهمپوش (PND)، درصد داده های همپوش (POD) و میانگین درصد بهبودی (MPI) استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان دادند که نمره کلی خوش بینی و تمام خرده مقیاس ه ای آن در هر پنج آزمودنی از شروع خط پایه تا مرحله مداخله و پیگیری رو به افزایش بوده است. درصد بهبودی به ترتیب در آزمودنی اول 24%، در آزمودنی دوم 31%، در آزمودنی سوم 26%، در آزمودنی چهارم 34%، و در آزمودنی پنجم 31% بود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان از برنامه آموزشی تاب آوری تحصیلی به عنوان مداخله مؤثر برای بهبود خوش بینی تحصیلی دانش آموزان استفاده کرد.
پیش بینی ناگویی هیجانی نوجوانان بر اساس انعطاف پذیری شناختی و دشواری های تنظیم هیجان مادران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در سلامت روانشناختی دوره ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
16 - 30
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی ناگویی هیجانی نوجوانان بر اساس انعطاف پذیری شناختی و دشواری های تنظیم هیجان مادران آنها انجام شد. این پژوهش یک مطالعه توصیفی-تحلیلی بوده و در قالب طرح همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل نوجوانان 13 تا 18 سال مدارس شهر اراک به همراه مادرانشان بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، 459 نفر از آنها انتخاب شد. دانش آموزان ﻣﻘیﺎس ﻧﺎﮔﻮییﻫیﺠﺎنی تورنتو 20 ماده ای، و مادران آنها پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی و مقیاس دشواری های تنظیم هیجان را پاسخ دادند و داده های حاصل با استفاده از رگرسیون گام به گام تحلیل شد. نتایج نشان داد خرده مقیاس های دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان (ضریب بتای 240/0) و فقدان شفافیت هیجانی (ضریب بتای 194/0) مادران نقش معناداری در پیش بینی ناگویی هیجانی نوجوانان داشته و حدود 14 درصد واریانس آن را تبیین نمودند. دیگر خرده مقیاس های دشواری های تنظیم هیجان و نیز انعطاف پذیری شناختی مادران نقشی در تبیین آن نداشتند. در نتیجه، دشواری های تنظیم هیجان در مادران می تواند نقش مهمی در ناگویی هیجانی نوجوانان داشته باشد. بر این اساس، تقویت مهارت های تنظیم هیجان مادران به عنوان یک اولویت مهم برای بهبود سلامت هیجانی قرزندان به متخصصان پیشنهاد می گردد.
اثربخشی آموزش مبتنی بر رویکرد راه حل محور بر اعتیاد به گوشی هوشمند و تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلا به آسیب «فابینگ»
حوزههای تخصصی:
مقدمه: «فابینگ» پدیده ای آسیب زا است که در آن فرد در تعاملات اجتماعی به جای توجه به مخاطب، به گوشی هوشمند خود مشغول است. هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر رویکرد راه حل محور بر اعتیاد به گوشی هوشمند و تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلا به آسیب فابینگ است. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان مبتلا به فابینگ در مدارس متوسطه اول غیرانتفاعی دخترانه منطقه ۲ شهر اصفهان در سال ۱۴۰۳ بود. از میان آن ها، ۳۶ نفر به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. هر دو گروه به پرسش نامه های اعتیاد به گوشی هوشمند و تنظیم شناختی هیجان پاسخ دادند. گروه آزمایش ۸ جلسه ۷۵ دقیقه ای، آموزش مبتنی بر رویکرد راه حل محور دریافت کرد. پس از اتمام آموزش، دو گروه مجدداً پرسش نامه ها را تکمیل کردند و پیگیری دوماهه انجام شد. داده ها با «تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر» و آزمون های تعقیبی در نرم افزار spss-26 تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که میانگین نمرات اعتیاد به گوشی هوشمند و تنظیم شناختی هیجان در گروه آزمایش، در مقایسه با گروه کنترل، در مراحل پس آزمون و پیگیری دوماهه تفاوت معناداری داشت (05/0>p). نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، آموزش مبتنی بر رویکرد راه حل محور سبب کاهش اعتیاد به گوشی هوشمند و بهبود تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلا به فابینگ شد؛ بنابراین، می توان از این رویکرد در مداخلات آموزشی و روان شناختی مرتبط استفاده کرد.
تأثیر مداخلات آموزشی بر یادگیری مفاهیم ریاضی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی: مطالعه مروری نظام مند
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دانش آموزانی که به اختلال یادگیری ریاضی مبتلا هستند، در یادگیری مفاهیم چهار عمل اصلی ریاضی (جمع، تفریق، ضرب و تقسیم) و همچنین در طبقه بندی مسائل دچار مشکل می شوند. با این حال، مداخلات آموزشی می تواند به طور قابل توجهی باعث بهبود عملکرد تحصیلی آن ها، به ویژه در یادگیری این مفاهیم ریاضی شود. هدف: پژوهش حاضر با هدف مرور نظام مند تاثیر مداخلات آموزشی بر بهبود یادگیری مفاهیم ریاضی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی انجام شد. روش: مطالعه حاضر از نوع مروری نظام مند بود. یافته ها به طور جامع از سال های 1380 تا 1403 در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و از سال های 2000 تا 2024 در پایگاه های اطلاعاتی خارجی با توجه به کلیدواژه های تخصصی مورد بررسی قرار گرفتند. پایگاه های اطلاعاتی داخلی شامل مگ ایران، علم نت و نورمگز بود و پایگاه های اطلاعاتی خارجی شامل گوگل اسکالر، ساینس دایرکت، اسپرینگر، پاب مد، اسکوپوس، و سیج بود. در پایان براساس فهرست وارسی پریزما 21 مقاله با توجه به ملاک های ورود و خروج انتخاب و بررسی شد. یافته ها: نتایج پژوهش های انجام شده حاکی از تاثیر توانبخشی شناختی (7 مطالعه)، بازی های آموزشی (6 مطالعه)، برنامه آموزشی مبتنی بر رویکرد پاسخ به مداخله (3 مطالعه)، برنامه آموزش فراشناخت (3 مطالعه)، آموزش مهارت های حرکتی (3 مطالعه) و برنامه آموزش مستقیم (2 مطالعه) بر بهبود یادگیری مفاهیم ریاضی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی است. نتیجه گیری: مداخلات آموزشی به طور قابل توجهی بر بهبود یادگیری مفاهیم ریاضی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی موثر بوده اند و بر این اساس پیشنهاد می شود درمانگران با اختلال یادگیری ریاضی به منظور ارتقای یادگیری مفاهیم ریاضی در این دانش آزموزان از این مداخلات بهره گیرند.
پیش بینی اعتیاد به اینترنت براساس انعطاف پذیری شناختی و وسواس فکری عملی در دانش آموزان دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
99 - 108
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی اعتیاد به اینترنت بر اساس انعطاف پذیری شناختی و وسواس فکری عملی در دانش آموزان دوره متوسطه بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان دوره متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل دادند. تعداد افراد نمونه 200 نفر بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورداستفاده پرسشنامه اعتیاد به اینترنت (IAT، یانگ، 1998)، انعطاف پذیری شناختی (CFI، دنیس و همکاران، 2010) و وسواس جبری مادزلی (MOCI، هاجسون و همکاران، 1977) بود. تجزیه وتحلیل داده ها به روش تحلیل رگرسیون چندگانه به روش همزمان انجام گرفت. یافته ها نشان داد که ایجاد جایگزین، کنترل، ادراک جایگزین، وارسی، شستشو، کندی/ تکرار و شک و تردید توان پیش بینی اعتیاد به اینترنت را دارند (05/0>p) و این متغیرها در مجموع 8/26 درصد واریانس اعتیاد به اینترنت را تبیین می کنند. بنابراین، با توجه به رابطه معنی دار انعطاف پذیری شناختی و وسواس فکری عملی با اعتیاد به اینترنت درمانگران و مشاوران می توانند در مسیر بهبود انعطاف پذیری روانشناختی و وسواس فکری عملی در راستای کاهش اعتیاد به اینترنت دانش آموزان حرکت کنند.
رابطه بین توانایی های شناختی و غفلت هیجانی با رفتارهای پر خطر زندانیان: نقش میانجی راهبردهای نظم جویی هیجان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۹)
133 - 151
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: غفلت هیجانی با مشکلات سلامت روانی مانند اختلال افسردگی، اقدام به خودکشی، مصرف مواد مخدر و رفتارهای پرخطر جنسی مرتبط است. از سوی دیگر تجارب اولیه آسیب زا بر توانمندی شناختی و هیجانی تأثیر می گذارند. بنابراین بررسی رفتارهای پرخطر در زندانیان با توجه به تجربه رویدادهای ناخوشایند اولیه و رابطه آن با نظم جویی هیجانی یک ضرورت پژوهشی است. این مطالعه با هدف بررسی رایطه بین توانایی های شناختی و غفلت هیجانی با رفتارهای پرخطر زندانیان با توجه به نقش میانجی راهبردهای نظم جویی هیجان انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نظر هدف بنیادی و از نظر روش پژوهش توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه زندانیان شهر شیراز تشکیل در سال 1403 تشکیل می دهند. نمونه پژوهش 409 نفر از زندانیان شهر شیراز بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه آسیب دوران کودکی (برنستاین و همکاران، 2003)، توانایی های شناختی (نجاتی، 1392)، راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی (گارنفسکی و همکاران، 2001)، مقیاس رفتارهای پرخطر جوانان (اسنو و همکاران، 2019) استفاده شد. جهت ارزیابی الگوی پیشنهادی از مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از AMOS.24 و SPSS.27 استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی نشان داد که بین غفلت هیجانی و راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجان با رفتارهای مخاطره آمیز رابطه منفی وجود دارد (05/0≥P). بین توانایی های شناختی و راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجانی با رفتارهای مخاطره آمیز رابطه منفی وجود دارد (05/0≥P). همچنین بین راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجانی با رفتارهای پر خطر رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (05/0≥P). یافته ها حاکی از برازش مناسب الگوی پیشنهادی از جمله شاخص های 91/0=CFI، 91/0=IFI، 90/0=NFI و 06/0=RMSEA با داده هاست. نتایج حاصل از الگوی ساختاری نشان داد که 29 درصد از واریانس راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجانی و 31 درصد از واریانس راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجانی توسط توانایی های شناختی و غفلت هیجانی و 60 درصد از واریانس رفتارهای پرخطر توسط توانایی های شناختی، غفلت هیجانی و راهبردهای سازگارانه و ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجانی تبیین می شود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش مداخله زودهنگام و اقدامات پیشگیرانه در کاهش رفتارهای پرخطر به عنوان بعد قابل مشاهده رفتار و به طور خاص با تمرکز بر روی مداخلات مبتنی بر بازسازی شناختی و نظم جویی هیجانی می توان بخش مهمی از مشکلات هیجانی، شناختی و ارتباطی ناشی از تجربیات نامطلوب اولیه زندگی را بهبود ببخشد.
مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و آموزش مهارت های زندگی اسلامی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان دارای اعتیاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
101 - 110
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و آموزش مهارت های زندگی اسلامی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان دارای اعتیاد به اینترنت انجام شد. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه این پژ وهش شامل دانش آموزان دارای اعتیاد به اینترنت شهر رشت در سال 1403 بود که از بین آن ها، 48 دانش آموز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (16 نفره) تخصیص یافتند. ابزار این پژوهش شامل پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و همکاران، 2001، CERQ) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد. نتایج نشان داد که نمرات پیش آزمون راهبردهای سازگار و ناسازگار تنظیم شناختی هیجان با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0>P). همچنین نتایج دلالت بر این داشت که بین دو درمان در طول زمان تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P)؛ که نشان دهنده اثربخشی بیشتر شفقت درمانی نسبت به آموزش مهارت های زندگی اسلامی بود. بنابراین، می توان نتیجه گرفت هر دو درمان به عنوان یک مداخله پایدار بر راهبردهای سازگار و ناسازگار تنظیم شناختی هیجان نوجوانان دارای اعتیاد به اینترنت مؤثر می باشد؛ اما شفقت درمانی مؤثرتر است.
تدوین مدل ارتباطی کیفیت زندگی، ذهن آگاهی و شفقت به خود با میانجی-گری رفتارهای خودمراقبتی در بیماران دیالیزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۴)
45 - 62
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی تدوین مدل ارتباطی کیفیت زندگی، ذهن آگاهی و شفقت به خود با میانجی گری رفتارهای خودمراقبتی در بیماران بیماران دیالیزی بود.
روش: روش این مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش بیماران دیالیزی شهر کاشان از فروردین تا مرداد سال 1403 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین (2023) و با روش نمونه گیری در دسترس 300 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (2004)، سیاهه ذهن آگاهی فرایبورگ والش و همکاران (2006)، فرم کوتاه مقیاس شفقت به خود رائس و همکاران (2011) و مقیاس تجربه توان خودمراقبتی کئرنی و فلیسچر (1979) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. نرم افزار تحلیل داده ها برنامه SPSS و AMOS نسخه 28 بود.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم ذهن آگاهی (51/0=β و 001/0=sig) و شفقت به خود (54/0=β و 001/0=sig) بر کیفیت زندگی معنادار بود. همچنین نتایج نشان داد که رفتارهای خودمراقبتی در رابطه بین ذهن آگاهی (61/0=β و 001/0=sig) و شفقت به خود (52/0=β و 001/0=sig) با کیفیت زندگی نقش میانجی و معنادار دارد. مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (03/0=RMSEA و 05/0>p).
نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش و اهمیت نقش ذهن آگاهی و شفقت به خود در کیفیت زندگی بیماران دیالیزی استفاده از آموزش ذهن آگاهی و درمان مبتنی بر شفقت به خود برای بهبود کیفیت زندگی در این بیماران پیشنهاد می شود.
رابطه راهبردهای مقابله با درد با ابعاد تصویر بدنی با نقش تعدیل کننده شاخص توده بدنی در بیماران مبتلا به درد مزمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۴)
81 - 96
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ابتلا به بیماری های مزمن از مشکلات عمده مراقبت های بهداشتی در سراسر جهان است. مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه راهبردهای مقابله با درد با ابعاد تصویر بدنی و با نقش تعدیل کننده شاخص توده بدنی انجام شد.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری کلیه بیماران مبتلا به بیماری های مزمن مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر اصفهان (بیمارستان خورشید، سیدالشهدا، الزهرا و کلینیک تخصصی آریانا) در بازه سنی 45-20 سال بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 125 نفر از آن ها به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در پژوهش شامل پرسشنامه مدیریت درد وندربیلت، پرسشنامه پذیرش درد مزمن، پرسشنامه روابط چند بعدی بدن-خود، پرسشنامه شکل بدنی، مقیاس قدردانی عملکرد و مقیاس قدردانی بدنی بود. به منظور تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری مبتنی بر واریانس حداقل مجذورات جزیی و آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که شاخص توده بدنی در رابطه راهبردهای مقابله با درد و تصویر بدنی نقش تعدیل کننده دارد. ابعاد تصویر بدنی (رضایت بدنی، ارزیابی ظاهر، قدردانی بدنی و ادراک عملکرد بدنی) با راهبرد مقابله ای فعالانه و پذیرش درد (مشارکت در فعالیت)، رابطه مثبت و معنی دار (P <0.01**) و با راهبرد منفعلانه و پذیرش درد (تمایل به درد) رابطه منفی و معنی دار (P <0.01** و P<0.05*) دارند.
نتیجه گیری: از پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت در رابطه با تصویر بدنی، با افزایش شاخص توده بدنی، آسیب پذیری افراد نسبت به راهبردهای مقابله ای منفعلانه افزایش می یابد و کارآیی راهبردهای فعالانه و پذیرش درد کمتر می شود.
نقش میانجی گری احساس تنهایی و نارضایتی از تصویر بدن در ارتباط با اعتیاد به رسانه های اجتماعی و رفتارهای خود آسیب رسان در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیوع رفتارهای خود آسیب رسان، یک نگرانی جدی در حوزه ی سلامت روان نوجوانان محسوب می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی گری احساس تنهایی و نارضایتی از تصویر بدن در ارتباط با اعتیاد به رسانه های اجتماعی و رفتارهای خودآسیب رسان در نوجوانان دختر 12-19 ساله بود. روش پژوهش مقطعی و توصیفی/ همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان دختر شهر اصفهان در سال تحصیلی 1402-1401 بود که از این جامعه، 358نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه اعتیاد به رسانه های اجتماعی (برگن، 2016)، پرسشنامه آسیب عمدی به خود (گزاتز، 2001 )، پرسشنامه احساس تنهایی (راسل، 1998) و پرسشنامه نگرانی درباره تصویر بدنی (لیتلتون و همکاران ،2005) پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری و با کمک نرم افزار AMOS نسخه 22 انجام شد. یافته های پژوهش نشان دادند که الگوی طراحی شده از بزارش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد رابطه بین اعتیاد به رسانه های اجتماعی و رفتار خودآسیب رسان معنی دار نبود. رابطه بین اعتیاد به رسانه های اجتماعی و رفتارهای خود آسیب رسان با میانجی گری احساس تنهایی و نارضایتی از تصویر بدن معنی دار بود. با تکیه بر نتایج این پژوهش می توان بیان داشت که احساس تنهایی و نارضایتی از تصویر بدن دو متغیر میانجی هستند که می توانند رابطه بین اعتیاد به رسانه های اجتماعی و رفتارهای خودآسیب رسان را تبیین کنند. این یافته ها می تواند به روانشناسان و متخصصان بهداشت روانی کمک کند تا برنامه ها و مداخلات مناسب تری جهت پیشگیری و درمان نوجوانان با تاکید بر احساس تنهایی و نارضایتی از تصویر بدن ارائه دهند.
اثربخشی پروتکل روان درمانی شناخت تن انگاره بر سبک های هویتی و عزت نفس زنان و دختران متقاضی جراحی زیبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۹
26 - 38
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی پروتکل روان درمانی شناخت تن انگاره بر سبک های هویتی و عزت نفس زنان متقاضی جراحی زیبایی انجام گرفت. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل و مرحله پیگری 2 ماهه بود. جامعه آماری شامل زنان 20 تا 40 ساله مراجعه کننده به کلینیک های زیبایی بدن در تهران در سال 1402 بود. در این پژوهش تعداد 30 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جای دهی شدند. گروه آزمایش طی 10 جلسه 60 دقیقه ای پروتکل روان درمانی شناخت تن انگاره را دریافت کردند، درحالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه های سبک های هویت (برزونسکی، 1992) و مقیاس عزت نفس (روزنبرگ، 1965) بود. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار (SPSS-26) استفاده شد. نتایج نشان داد که پروتکل روان درمانی شناخت تن انگاره بر سبک های هویتی (برای سبک اطلاعاتی (p < 0.01, F 1.25 = 8/936)، سبک هنجاری (p < 0.01, F 1.25 = 11.723) و سبک اجتنابی (p < 0.01, F 1.25 = 11.602) و عزت نفس (p < 0.01, F 1.27 = 13.289) زنان متقاضی جراحی زیبایی تأثیر معنادار دارد. براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که آموزش پروتکل روان درمانی شناخت تن انگاره با بهره گیری از فنونی همانند تقویت تصویر بدن، پرورش تجسم مثبت، تمرین مثبت بدن و پرورش مدیریت خود به عنوان یک روش کارآمد می تواند جهت بهبود سبک های هویتی و ارتقای عزت نفس زنان مورد استفاده قرار گیرد.
Effectiveness of Sahmgozari Parenting on Mother’s lifestyle and Developmental Expectations Children with ASD: Synthesizing Mothers' Experiences and Integrated Development Plan(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The objective of this study was to assess the efficacy of an educational model of parenting based on the sahmgozari Approach. The model integrated the experiences of mothers with children diagnosed with symptoms ASD, along with a comprehensive program of integrated transformation. The study aimed to examine the impact of this model on the lifestyle based on sahmgozari approach of mothers and the developmental expectations of the children. Methodology: The statistical population consisted of all mothers residing in Isfahan, who had toddlers and infants with symptoms ASD and sought assistance from child counseling centers during the summer quarter of 2023. A purposive sampling method was employed, resulting in a sample size of three mothers in Isfahan City who met the inclusion criteria. Data collection involved the use of early screening questionnaires pertaining to autism characteristics, developmental expectations, and contributory lifestyle. Data analysis was conducted using visual analysis methods, stable change index, and recovery percentage. Findings: The findings indicated that the educational model of parenting based on the sahmgozari approach, which integrates the experiences of mothers with children with symptoms ASD and a comprehensive program of integrated transformation, effectively influenced the lifestyle based on sahmgozari approach of the mothers and the developmental expectations of the children. Conclusion: Therapists and parents can utilize the results of this research to mitigate the challenges associated with raising children with symptoms ASD.
مقایسه اثربخشی درمان پذیرش و تعهد با نسخه اینترنتی آن بر انعطاف پذیری روان شناختی و آشفتگی روان شناختی زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۵)
57 - 77
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف تحقیق مقایسه اثربخشی درمان پذیرش و تعهد با نسخه اینترنتی آن بر انعطاف پذیری روان شناختی و آشفتگی روان شناختی زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی بود. روش: تحقیق حاضر به صورت نیمه آزمایشی با سه گروه و در سه مرحله پیش آزمون- پس آزمون-پیگیری انجام گرفت. جامعه آماری شامل زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی بودند که به مراکز مشاوره روانشناسی تحت نظر بهزیستی در شهر شیراز در سال 1401 مراجعه کرده بودند. 45 نفر به عنوان نمونه آماری با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. گروه کنترل مداخله ای را دریافت نکردند. گروه حضوری تحت 8 جلسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفتند. برای گروه اینترنتی یک سایت طراحی گردید که مطالب براساس درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در 8 جلسه در اختیار آن ها قرار گرفت. از پرسشنامه های انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010) و پریشانی روان شناختی کسلر (2003) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از تحلیل کوواریانس و بونفرونی استفاده شد. یافته ها: هر دو روش حضوری و اینترنتی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر روی انعطاف پذیری روان شناختی و آشفتگی روان شناختی زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی اثربخش بودند. میان اثربخشی دو روش حضوری و اینترنتی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر روی انعطاف پذیری روان شناختی و آشفتگی روان شناختی تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می توانند کمک به سزایی در زمینه کمک به زوجین آسیب دیده از خیانت زناشویی داشته باشد.
تبیین قلدری نوجوانان بر اساس بدرفتاری والدین و پیوند با والدین: نقش میانجی گر حمایت اجتماعی ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
77 - 94
حوزههای تخصصی:
زمینه: شواهد پژوهشی حاکی از آن است که قلدری در بین نوجوانان به امری شایع و فراگیر تبدیل شده است و عوامل متعددی را به عنوان پیش بینی کننده های این امر عنوان می کنند. به نظر می رسد پیوند با والدین، بدرفتاری والدین و حمایت هایی که نوجوانان می توانند اخذ کنند، نقش مهمی در این پدیده دارد. ازاین رو پرداختن به این متغیرها در قالب یک مدل بر روی نوجوانان نیاز به بررسی بیشتر دارد. هدف از پژوهش حاضر تبیین قُلدری در نوجوانان بر اساس پیوند با والدین و بدرفتاری والدین با نقش میانجی گر حمایت اجتماعی ادراک شده بود. روش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی به روش تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه نوجوانان 14 تا 17 ساله شهر گناباد در سال 1403-1404 بود که از بین آن ها تعداد 287 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های قلدری ایلی نویز اسپلاگه و هولت (2001)، حمایت اجتماعی زیمت و همکاران (1988)، پیوند با والدین پارکر و همکاران (1979) و بدرفتاری والدین فیدل (1989) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر به کمک نرم افزارهای SPSS V24 و AMOS V24 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد متغیرهای بدرفتاری والدین (0/240 =b)، پیوند با والدین (0/240- =b) و حمایت اجتماعی ادراک شده (0/428- =b) اثر مستقیم و معنی داری بر قلدری در نوجوانان دارند (0/01 >P). همچنین نتایج نشان داد بدرفتاری والدین (0/216=b) و پیوند با والدین (0/159- =b) با میانجی گری حمایت اجتماعی اثر غیرمستقیم، منفی و معنی داری (0/01>P) بر قلدری در نوجوانان دارند. نتیجه گیری: در نهایت می توان گفت مدل ساختاری تبیین قُلدری در نوجوانان بر اساس پیوند با والدین و بدرفتاری والدین با نقش میانجی گر حمایت اجتماعی ادراک شده از شاخص های برازش مطلوبی برخوردار بود و ازاین رو استفاده از این مدل می تواند به معلمان، مدیران، روانشناسان، مشاوران خانواده و متخصصان تعلیم و تربیت در ارتقای پیوند با والدین و حمایت اجتماعی و کاهش بدرفتاری والدین و قلدری در نوجوانان کمک نماید.
انطباق فرهنگی در روان درمانی و مشاوره: مروری بر مدل ها و روش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: درمانگران متوجه شده اند که درمان باید با شخصیت بیمار و زمینه منحصر به فرد او متناسب باشد. رویکردهای روان درمانی و مشاوره ای که زمینه های فرهنگی را در نظر نگیرند، ممکن است حتی مراجعان را در معرض آسیب قرار دهند. لذا انطباق فرهنگی که یک روند سیستماتیک است، برای متناسب کردن درمان با زمینه فرهنگی مراجعان ضرورتی است که باید طبق مدل های علمی انجام شود. هدف: مطالعه حاضر با هدف مروری روایتی بر مدل ها و الگوهای انطابق فرهنگی در روش های روان درمانی و مشاوره انجام شد. روش: این پژوهش به روش مرور روایتی انجام شد. جامعه پژوهش شامل کتاب ها و مقالات منتشر شده انگلیسی در پایگاه های اطلاعاتی شامل APAPsycNet, Google Scholar, PubMed با کلیدواژه های انطباق فرهنگی، مداخلات روان درمانی، مدل ها و روش ها در بازه زمانی (1990-2023) بود که براساس معیارهای ورود و خروج مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: این مقاله ادبیات مربوط به مسائل فرهنگی مداخلات روان درمانی و همچنین تعریف و انواع تطابق فرهنگی، مؤلفه های اساسی آن و در پایان 8 مدل انطباق فرهنگی را مرور می کند شامل: 1) مدل اعتبار اکولوژیکی، 2) مدل چند بعدی برای درک روان درمانی های پاسخگوی فرهنگی، 3) مدل تأثیر فرهنگ بر درمان، 4) مدل فرآیندی انطباق فرهنگی، 5) مدل برنامه پیشگیری ترکیبی، 6) مدل اقامت فرهنگی لئونگ، 7) چارچوب انطباقی درمان انتخابی و هدایت شده و 8) چارچوب اکتشافی. نتیجه گیری: انطباق فرهنگی یک فرآیند سیستماتیک است که باید طبق اصول و پروتکل های تدوین شده در متون علمی انجام شود و اکثر صاحب نظران خواستار یک فرآیند سیستماتیک و دقیق هستند. مدل های انطباق فرهنگی به اصلاح فرآیند و محتوای درمان ها برای افزایش تعامل، قابلیت پذیرش و همخوانی درمان با فرهنگ درمانجو می پردازند. در این مقاله تلاش شد ضرورت پرداختن به انطباق فرهنگی برجسته گردد و مروری بر تلاش ها و مدل های ارائه شده فعلی صورت گیرد تا زمینه ساز آگاهی اولیه در این حوزه باشد و متخصصان و پژوهشگران ایرانی با استفاده از مدل های ارائه شده، در جهت انطباق مداخلات روان درمانی و مشاوره جهت افزایش اثربخشی این خدمات در حد امکان گام بردارند.
اثربخشی آموزش با نقشه های مفهومی در توسعه مهارت های تفکر خلاق و حفظ اطلاعات در جغرافیای فیزیکی دانش آموزان پایه پنجم ادبیات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ بهار (خرداد) ۱۴۰۴ شماره ۱۴۷
۲۲۹-۲۱۵
حوزههای تخصصی:
زمینه: نقشه مفهومی می تواند به عنوان ابزاری گرفته شود که مشخص کننده درک فراگیرنده از موضوع است. لذا توجه به اهمیت و کاربرد نقشه های مفهومی برای رشد تفکر خلاق و حفظ اطلاعات در نظام آموزشی یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. هدف: هدف از پژوهش حاضر اثربخشی آموزش با نقشه های مفهومی در توسعه مهارت های تفکر خلاق و حفظ اطلاعات در جغرافیای فیزیکی دانش آموزان پایه پنجم ادبیات بوده است. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان پایه پنجم ادبیات شهر ارومیه به تعداد 801 نفر بود. از این تعداد 60 نفر از دانش آموزان به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه 30 نفره (گروه کنترل 30 نفر و گروه آزمایش 30 نفر) گمارده شدند. جمع آوری داده ها بر اساس پرسشنامه تفکر خلاق ولش و مک داوال (2002) و حفظ اطلاعات محمدی بهمنی(1393) انجام گرفت. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تایید استاتید و متخصصان مدیریت و علوم تربیتی رسید و از طریق تحلیل عاملی تایید مورد تایید قرار گرفت، پایایی پرسشنامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ برای تفکر خلاق 89/0 و حفظ اطلاعات 84/0 به دست آمد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای آزمون ها از طریق نرم افزار SPSS در دو بخش توصیفی شامل (میانگین وانحراف استاندارد) و استنباطی (تحلیل کوواریانس) انجام پذیرفت. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که تاثیر آموزش با نقشه مفهومی بر رشد مهارت های تفکر خلاق (بسط، ابتکار، سیالی و انعطاف پذیری) و حفظ اطلاعات مثبت و معنی دار می باشد (001/0>P)، همچنین مشخص شد که تاثیر آموزش نقشه ذهنی بر تفکر خلاق بیشتر از حفظ اطلاعات بوده است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد استفاده از آموزش نقشه مفهومی در توسعه مهارت های تفکر خلاق و حفظ اطلاعات در جغرافیای فیزیکی دانش آموزان مؤثر است.
پیش بینی بی ثباتی ازدواج براساس بلوغ هیجانی و نیازهای دلبستگی در دانشجویان متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ خرداد ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۸)
۱۲۲-۱۱۳
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش پیش بینی بی ثباتی ازدواج براساس بلوغ هیجانی و نیازهای دلبستگی بود. روش پژوهش، توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان متاهل دانشگاه آزاداسلامی واحد شیراز در سال تحصیلی1403-1402 بود که از میان آن ها تعداد 200 نفر (75 مرد و 125 زن) به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه بی ثباتی ازدوج ادواردز و همکاران (1987، MII)، پرسشنامه نیازهای دلبستگی سامانی و سهرابی (2022، MANS) و پرسشنامه بلوغ هیجانی سینگ و بهارگاوا (1990، EMS) بود. داده ها با استفاده از آزمون رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. یافته ها نشان داد که متغیرهای بلوغ هیجانی و نیازهای دلبستگی به صورت معناداری (001/0>P) قادر به پیش بینی بی ثباتی ازدواج هستند، بدین گونه که میزان تبین واریانس برای بی ثباتی ازدواج توسط نیازهای دلبستگی و بلوغ هیجانی در مجموع برابر با 66 درصد بود. با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهاد می شود در مشاوره های پیش از ازدواج به برسی سطح بلوغ هیجانی و نیازهای دلبستگی زوجین و برگزاری کارگاه هایی جهت ارتقا سطح آگاهی آنها نسبت به این عوامل پرداخته شود.
مطالعۀ کیفی شرایط مؤثر در فرآیند شکل گیری تمایزیافتگی خود در خانواده ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمایزیافتگی خود، فرآیندی پویاست که تحت تأثیر شرایط مختلفی شکلگرفته و تجربه می شود و همچنین وابسته به بافت فرهنگی و اجتماعی در نظر گرفته می شود. با توجه به همین موضوع، این پرسش مطرح شد که شرایط مرتبط با شکل گیری تمایزیافتگی خود خود در خانواده ها چیست؟ برای یافتن پاسخ، از روش نظریه برخاسته از داده ها در سطح نظم دهی مفهومی بهره گرفته شد. از طریق نمونه گیری ملاکی و با توجه به اشباع داده ها با 17 نفر مصاحبه شد. تحلیل داده ها با استفاده از مرحله اول شیوه کدگذاری استراوس و کوربین انجام شد. پس از تحلیل داده ها، 183 کد اولیه شناسایی شد، سپس در فرآیند ادغام و مقایسه 48 زیرمقوله و 9 مقوله تشکیل شده و در بخش های شرایط علّی، زمینه ای و واسطه ای طبقه بندی شدند. یافته ها نشان می دهند که شرایط چالش برانگیز به همراه انگیزه به پیشرفت و تغییر افراد را به متمایز شدن سوق می دهد. علاوه بر آن شرایط علّی، چنانچه افراد در شرایط واسطه ای نظیر کسب تجربه های متفاوت در زندگی، ویژگی های خودتعیین گر و تمایل به موفقیت و همچنین شرایط زمینه ای مانند ارتباط با الگوهای موفق، ساختارهای اجتماعی و فرهنگی، بسترها و رویدادها در خانواده و همچنین جو مشارکتی و حمایتی خانواده قرار بگیرند، شکل یافتن تمایزیافتگی شان تسهیل و تسریع می شود. یافته های مطالعه حاضر علاوه بر غنی سازی دانش بومی و راهنمایی برای پژوهش های آتی، شناخت عمیق تر شرایط مرتبط با شکل گیری این ویژگی روان شناختی را در بستر فرهنگی فراهم نمود که همچنین می تواند پیامدهای عملی ویژه ای نیز در مشاوره و خانواده درمانی با توجه به مبحث چندفرهنگی داشته باشد.
The Effectiveness of Mindfulness-Based Cognitive Therapy on Reducing Symptoms and Psychological Acceptance of Individuals with Emotional Breakdown(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The current study aimed to investigate the effectiveness of mindfulness-based cognitive therapy on psychological acceptance and symptom reduction in individuals experiencing emotional breakdown. Methods: The population of this study included all individuals aged between 18 and 38 residing in Tehran during the years 2022-2023 who had experienced emotional breakdown in their relationship between six months to 24 months prior. A single-subject experimental design of a single baseline type was employed. Five participants were selected through convenience sampling from eligible individuals responding to advertisements. Participants were assessed at three baseline stages, during the third, fifth, and eighth therapy sessions, and at a one-month follow-up using the Ras Emotional Breakup Scale and the Acceptance and Action Questionnaire – Second Version (AAQ-II). Data was analyzed using graphical analysis, percentage of improvement, and effect size. Results: The results showed that mindfulness-based cognitive therapy has a significant effect on individuals with emotional breakdown (PND=100% for three participants and PND=66% for two participants). However, the therapy was not significantly effective on the acceptance variable. Conclusion: The results indicate that mindfulness-based cognitive therapy is a promising and effective method for helping individuals suffering from emotional breakdown. This therapy is recommended for reducing the adverse effects of emotional breakdown.
A comparative Study of Differentiation of Self, Communication Patterns, and Conflict Resolution Tactics between Divorce Seeking and Normal Couples(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Aim: The main objective of this study was to examine the differentiation, communication patterns, and conflict resolution strategies of regular couples and couples who are seeking divorce in Tehran. Method: This research utilized a descriptive correlational approach using structural equation modeling. The first group consisted of 39,282 individuals seeking divorce in Tehran who had sought assistance from family courts in 2019 and had cohabitated for a minimum of two years. The second group included regular couples in Tehran who had cohabitated for at least two years and had similar demographic characteristics as the first group. The data collection tools used in this study included the the Self-Differentiation Questionnaire (Skoron & Friedlander, 1998), the Communication Patterns Questionnaire (CPQ) (Christensen & Salari, 1984), Conflict Resolution Styles Questionnaire (Rahim, 1983). The data was analyzed using the SPSS26 software with regression method and path analysis approach. Results: Based on the findings, there is a notable distinction in all aspects of differentiation between the two groups (P=0.01). Moreover, findings revealed significant variance in mutual constructive communication, male expectation/female withdrawal communication, female expectation/male withdrawal communication, and mutual avoidance communication between the two groups (P=0.01). The average scores for these components were higher among normal couples compared to divorce applicants, thus confirming the third hypothesis of the study regarding conflict resolution differences (P=0.01). Conclusion: The results revealed variations in differentiation between couples seeking divorce and regular couples. Additionally, conflict resolution styles and communication patterns also showed differences between couples seeking divorce and regular couples.