ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۶۱ تا ۹۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۹۶۱.

شخصیت پویا عامل بروز رفتار کاری پویا با تاکید بر رضایت شغلی و خودکارآمدی وسعت نقش در کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۹
هدف: تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر شخصیت پویا بر رفتار کاری پویا با تاکید بر نقش واسطه گری رضایت شغلی و خودکارآمدی وسعت نقش کارکنان انجام گرفت. روش: تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا توصیفی- همبستگی است. جامعه ی آماری پژوهش کلیه کارکنان یکی از شرکت های قطعه ساز گروه صنعتی ایرانخودرو به تعداد 360 نفر بوده اند که از این تعداد 186نفر بعنوان نمونه ی آماری به روش غیراحتمالی در دسترس بدست آمده است. ابزار مورد استفاده پرسشنامه بود که به منظور تعیین روایی از روایی صوری استفاده شد و پایایی پرسشنامه ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ تایید گردید. برای تحلیل داده های این پژوهش از نرم افزار spss و نرم افزار پی ال اس استفاده شده است. یافته ها: نتایج تحقیق شخصیت پویا را عامل بروز رفتار کاری پویا با تاکید بر رضایت شغلی و خودکارآمدی وسعت نقش در کارکنان تایید نمود. نتیجه گیری: یافته ها بیانگر نقش مهم شخصیت پویا در بروز رفتار کاری پویا با تاکید بر رضایت شغلی و خودکارآمدی وسعت نقش است. بعبارتی شخصیت پویا هم به طور مستقیم و هم از طریق رضایت شغلی و خودکارآمدی وسعت نقش منجر به بروز رفتار کاری پویا می شود.
۹۶۲.

بررسی ویژگی های روانسنجی پرسش نامه ادراک زمان و رابطه آن با کارکردهای اجرایی (حافظه فعال و سازماندهی) در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۳
پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی پرسش نامه ادراک زمان و رابطه آن با کارکردهای اجرایی (حافظه فعال و سازماندهی) در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 انجام شد. این پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر روش توصیفی-همبستگی بود. نمونه ای به تعداد 264 نفر از کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی با روش نمونه گیری در درسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه ادراک زمان کودکان Quartier (2008) و سیاهه درجه بندی رفتاری کارکردهای اجرایی Gioia و همکاران (2000) جمع آوری شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل عاملی تأییدی، آزمون آلفای کرونباخ، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون در نرم افزار AOMOS-24 انجام گرفت. نتایج تحلیل عاملی تأییدی، مدل پنج عاملی (پیش بینی، مدت زمان رسیدن به هدف، توالی در طول زمان، جهت گیری در زمان و مدت زمان در تخمین ذهنی) این پرسشنامه را تأیید کرد (52/1=df/2، 912/0= CFI، 905/0= GFI، 856/0= AGFI و 045/0= RMSEA ). همچنین مشخص شد بین مؤلفه های ادراک زمان همبستگی درونی مثبت و معنادار وجود دارد و ضرایب همبستگی بین مؤلفه های پنج گانه پرسشنامه ادراک زمان و نمره کل آن با دو مؤلفه کارکردهای اجرایی (حافظه فعال و سازمان دهی) رابطه مثبت و معنادار را نشان می دهد و از این رو پرسشنامه ادراک زمان از روایی همگرا برخوردار می باشد. با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان گفت پرسشنامه ادراک زمان ابزار مناسبی جهت بررسی ادراک زمان در کودکان مبتلا به نقص توجه/بیش فعالی است.
۹۶۳.

نقش فعالیت های ورزشی در تعدیل ساختارهای روانی، عصبی و هورمونی مرتبط با خشونت: رویکردی مبتنی بر حقوق کیفری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۵
هدف این مطالعه بررسی تأثیر مداخلات ورزشی بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه و شناخت سازوکارهای زیستی، عصبی و روانی-اجتماعی مرتبط با این فرآیند بود. پژوهش به صورت مرور سیستماتیک و تحلیل مطالعات منتخب انجام شد که عمدتاً به بررسی ورزش های هوازی با شدت متوسط تا بالا و تأثیرات آن ها بر شاخص های هورمونی، تغییرات نوروساختاری و پیامدهای روانی-اجتماعی می پرداخت. یافته ها نشان داد که ورزش منظم موجب کاهش سطح کورتیزول و تعدیل نسبت تستوسترون می شود و در عین حال افزایش ترشح اندورفین و بهبود عملکرد سیستم سروتونرژیک به کاهش تحریک پذیری و تکانشگری کمک می کند. همچنین ورزش منظم موجب افزایش نوروپلاستیسیتی، بالا رفتن سطح فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) و افزایش حجم هیپوکامپ است که بهبود قابل توجهی در عملکرد قشر پیش پیشانی به دنبال دارد و این فرآیندها به تنظیم رفتارهای تکانشی و کنترل بازداری پاسخ کمک می کنند. در بعد روانی-اجتماعی، ورزش های گروهی علاوه بر اثرات زیستی، با تقویت حمایت اجتماعی، افزایش خودکارآمدی و ارتقای مهارت های حل تعارض، زمینه ساز کاهش پایدار رفتارهای پرخاشگرانه می شوند. این یافته ها نشان می دهند که مداخلات ورزشی چندبعدی می توانند نقش مؤثری در کاهش پرخاشگری و ارتقای سلامت روان ایفا کنند و بستر مناسبی برای طراحی برنامه های درمانی و اصلاحی فراهم آورند.
۹۶۴.

بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بر توجه متمرکز بر خود و نشانه های بالینی اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۶
زمینه: تحول اخیر در زمینه درمان اختلالات اضطرابی، اصلاح سوگیری توجه را مورد هدف قرار داده است و یافتن درمان مؤثری برای کاهش شدت و عمق نشانه های اختلال اضطراب اجتماعی که یکی از شایعترین اختلالات اضطرابی است، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بر توجه متمرکز بر خود و نشانه های بالینی اختلال اضطراب اجتماعی بود. روش: روش پژوهش، طرح نیمه آزمایشی به شیوه پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه با پیگیری 45 روزه بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان متاهل دارای اختلال اضطراب اجتماعی مراجعه کننده به مراکز مشاوره روان شناختی منطقه 18 شهر تهران در سال 1402 بود که از بین آن ها 34 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس و با توجه به معیارهای ورود به پژوهش انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. همه ی شرکت کنندگان توسط پرسشنامه کانون توجه (وودی، چامبلس و گلس، 1997) و سیاهه اضطراب اجتماعی (کانور و همکاران، 2000) مورد ارزیابی قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت طرحواره درمانی (یانگ، 1990) به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای قرار گرفت. داده ها از طریق نرم افزار SPSS-24 و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاکی از اثربخشی طرحواره درمانی بر کاهش توجه متمرکز بر خود (01/0 p<) و نشانه های بالینی اختلال اضطراب اجتماعی (01/0 p<) و ماندگاری تأثیر آن در دوره پیگیری بود (01/0 p<). نتیجه گیری: با توجه به اینکه توجه متمرکز بر خود نقش بارزی را در اختلال اضطراب فراگیر ایفا می کند، می توان در درمان این اختلال بر این متغیر تمرکز بیشتری داشت. یافته های حاضر برای متخصصان بالینی دست اندرکار در حوزه سلامت روان، تلویحات کاربردی به دنبال دارد.
۹۶۵.

اثربخشی بسته ی آموزشی یکپارچگی حسی مبتنی بر عصب روانشناختی بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۷۶
زمینه و هدف: اختلال یادگیری ریاضی از دلایل عمده ی عملکرد تحصیلی ضعیف دانش آموزان در سایر دروس و یا حتی سال های تحصیلی آتی است. لذا ضرورت ارائه ی مداخله ای که بتواند عملکرد تحصیلی این کودکان را بهبود بخشد، احساس می شود. برهمین اساس هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی بسته ی آموزشی یکپارچگی حسی مبتنی بر عصب روانشناختی بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ریاضی بود. مواد و روش ها: پژوهش کاربردی حاضر به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون با دوره ی پیگیری 3 ماهه انجام شد. جامعه ی پژوهش را دانش آموزان دوره ی ابتدایی دارای اختلال یادگیری ریاضی در شهر شهرکرد در سال تحصیلی 1402-1403 تشکیل دادند. به منظور اجرای پژوهش 40 دانش آموز به صورت هدفمند انتخاب و تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جایگزین شدند و پیش آزمون با ثبت معدل تحصیلی دانش آموزان اجرا شد. گروه آزمایش تحت 16 جلسه 60 دقیقه ای هفتگی آموزشی یکپارچگی حسی مبتنی بر عصب روانشناختی قرار گرفتند. پس از اتمام جلسات و سه ماه بعد از آن، دو گروه مجدداً بررسی شدند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS26 و با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: اثر درون گروهی عامل زمان بر عملکرد تحصیلی (179/0= Eta) معنادار است (05/0p≤). اثر بین گروهی مداخله نیز در افزایش عملکرد تحصیلی (144/0= Eta) معنادار است (05/0p≤). به علاوه، نتایج در مرحله ی پیگیری نیز تداوم داشت (05/0p≤). نتیجه گیری: بسته ی آموزشی یکپارچگی حسی مبتنی برعصب روانشناختی می تواند به عنوان یک مداخله مناسب در افزایش عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ریاضی مورد استفاده قرار گیرد.
۹۶۶.

مقایسه نیمرخ روانی افراد وابسته به مواد، زندانی و عادی با استفاده از پرسش نامه چندوجهی شخصیتی مینه سوتا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۷۳
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه نیمرخ روانی بر اساس پرسش نامه شخصیت چندوجهی مینه سوتا در افراد وابسته به مواد، زندانی و عادی شهر زاهدان انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع علّی-مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل افراد وابسته به مواد، افراد زندانی و افراد عادی بود. نمونه آماری پژوهش حاضر 994 نفر بود که از این افراد تعداد 241 نفر افراد وابسته به مواد، 193 نفر افراد زندانی و 560 نفر افراد عادی بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه شخصیت چندوجهی مینه سوتا فرم ۷۱ سؤالی بود. داده های پژوهش با استفاده از روش های آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی (تحلیل واریانس چند متغیره) با استفاده از نرم افزار SPSS-16 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: تفاوت معناداری بین گروه وابسته به مواد، گروه زندانی و گروه عادی در ارتباط با همه ابعاد بالینی پرسش نامه شخصیت چندوجهی مینه سوتا وجود داشت. به طور خاص، گروه وابسته به مواد و زندانی نسبت به گروه عادی در همه مقیاس های این پرسش نامه نمرات بالاتری را کسب کردند. خرده مقیاس های هیستری، اسکیزوفرنیا، شخصیت ضداجتماعی و افسردگی در گروه وابسته به مواد و زندانیان نسبت به گروه عادی بالاترین میزان را در نیمرخ روانی به خود اختصاص دادند. بین دو گروه وابسته به مواد و زندانی تفاوت معناداری وجود نداشت، به غیر از میانگین نمرات مربوط به بعد افسردگی که در گروه زندانی بالاتر بود. نتیجه گیری: به طور کلی می توان بیان نمود زندانیان و افراد وابسته به مواد نسبت به افراد عادی دارای بدکارکردیهای شخصیتی بیشتری هستند که این پیشنهاد می دهد که عوامل شخصیتی ممکن است در مصرف مواد و جرم نقش داشته باشند. نتایج به دست آمده می تواند به پژوهشگران و علاقه مندان به تحقیق در ارتباط با ویژگی های شخصیتی و مشکلات احتمالی روان شناختی افراد وابسته به مواد و زندانی با استفاده از پرسش نامه شخصیت چندوجهی مینه سوتا کمک نماید.
۹۶۷.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان فراتشخیصی یکپارچه- نگر بر نگرانی از تصویر بدن نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۸
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر بر نگرانی از تصویر بدن نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح ﭘیﺶآزﻣﻮن_ﭘﺲآزﻣﻮن و ﮔ ﺮوه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل نوجوانان پسر مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی مراجعه کننده به مراکز مشاوره در منطقه 3 شهر تهران در سال 1402-1401 بود. حجم نمونه شامل 45 نفر (هر گروه 15 نفر) بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه جای گذاری شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه نگرانی از تصویر بدنی (BICI) لیتلتون و همکاران (2005) بود. گروه درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی 8 جلسه 2 ساعته و گروه درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر نیز 12 جلسه یک ساعته مداخله دریافت کردند. نتایج تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر نشان داد که تفاوت میانگین پیش آزمون هر دو مولفه نگرانی از تصویر بدن با پس آزمون و پیگیری معنادار است (05/0>P) ولی بین پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0<P). همچنین نتایج نشان داد برای هر دو مولفه تفاوت گروه های آزمایش با گروه گواه معنادار است (05/0>P) ولی بین دو گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0<P). نتایج بیانگر این بود که هر دو مداخله پژوهش حاضر احتمالا درمان کارآمدی برای بهبود نگرانی از تصویر بدن نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی است.
۹۶۸.

مقایسه اثربخشی درمان پذیرش و تعهد و معنا درمانی مبتنی بر اندیشه های مولانا بر سرسختی روانشناختی در بیماران تحت همودیالیز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۹
مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان پذیرش و تعهد و معنا درمانی مبتنی بر اندیشه های مولانا بر سرسختی روانشناختی در بیماران تحت همودیالیز انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری 45 روز بود. جامعه آماری این پژوهش شامل بیمارن کلیوی نیازمند دریافت خدمات همودیالیز شهر ساری در سال 1403 بودند. 45 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه سرسختی روانشناختی اهواز (AHI؛ کیامرثی و همکاران، 1377) استفاده شد. درمان پذیرش و تعهد بر اساس مدل هیز و استروسال و معنادرمانی مبتنی بر اندیشه های مولانا بر اساس مدل نوروزی و همکاران طی 8 جلسه برای گروه های مداخله به صورت گروهی اجرا شد. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها نشان داد که در مقایسه با گروه کنترل دو مداخله درمان پذیرش و تعهد و معنا درمانی مبتنی بر اندیشه های مولانا تا مرحله پیگیری بر افزایش سرسختی روانشناختی موثر بوده است (05/0>P). همچنین یافته ها نشان داد که بین دو مداخله درمانی تفاوت معناداری وجود داشت؛ در واقع اثر معنا درمانی مبتنی بر اندیشه های مولانا بر سرسختی روانشناختی بیشتر بود (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که معنادرمانی مبتی بر اندیشه های مولانا نسبت به درمان پذیرش و تعهد اثر بیشتر بر سرسختی روانشناختی بیماران تحت همودیالیز داشته است.
۹۶۹.

پیش بینی مهارت اجتماعی بر اساس شیوه مقابله با استرس و تمایز یافتگی خود در دانشجویان تک فرزند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۶
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی مهارت اجتماعی بر اساس شیوه مقابله با استرس باورها و تمایزیافتگی خود در دانشجویان تک فرزند انجام شد. پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان تک فرزند شهر اصفهان در سال 1403 بود. با روش نمونه گیری در دسترس 370 نفر در پژوهش شرکت کردند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه مقابله با شرایط پراسترس (CISS-21، اندلر و همکاران، 1990)، تمایزیافتگی خود (DSI-R، اسکورون و همکاران، 1998) و مهارت های اجتماعی (TISS، ایﻨﺪربیتزن و همکاران، 1992) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها به روش رگرسیون چندگانه به روش همزمان انجام شد. نتایج حاصل از انجام تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که میان مهارت اجتماعی و مقابله با استرس و تمایزیافتگی رابطه معنادار وجود دارد (05/0>p) و حدود 1/18 درصد از واریانس مهارت اجتماعی توسط شیوه مقابله با استرس و تمایز یافتگی پیش بینی می شود. نتیجه گیری می شود که که شیوه مقابله با استرس و میزان تمایزیافتگی خود می توانند سهم معناداری در پیش بینی مهارت های اجتماعی دانشجویان تک فرزند ایفا کند و بخش قابل توجهی از واریانس این مهارت ها را تبیین نماید.
۹۷۰.

پیش بینی گرایش به خودکشی بر اساس سبک های دلبستگی و صفات تاریک شخصیت با نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده در دانشجویان دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۵۸
  مقدمه: جوانان به ویژه دانشجویان دانشگاه با مشکلات متعددی مواجه هستند که ناتوانی در مقابله با این مشکلات منجر به ظهور افکار خودکشی می شود. پژوهش ها حاکی از آن بود که افکار خودکشی به عنوان پیش بینی کننده قوی برای خودکشی نوجوانان است؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر پیش بینی گرایش به خودکشی بر اساس سبک های دلبستگی و صفات تاریک شخصیت با نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده در دانشجویان دانشگاه فرهنگیان بود. روش: این پژوهش کاربردی از نوع توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه فرهنگیان استان کردستان در سال تحصیلی 1403-1402 که برابر با 2000 دانشجو بود. حجم نمونه به وسیله جدول مورگان و کرجسی 545 نفر تعیین گردید که با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه افکار خودکشی بک (1961)، حمایت اجتماعی ادراک شده ی زیمنت و همکاران (1988)، مقیاس تجدیدنظرشده دلبستگی بزرگسالان کولینز و رید (1990) و پرسشنامه شخصیت تاریک جانسون و وبستر (2010) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از در بخش آمار توصیفی از گزارش فراوانی، میانگین و انحراف معیار و در بخش آمار استنباطی از محاسبه ی ضریب همبستگی اسپیرمن با نرم افزار SPSS و مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار  PLS استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که سبک دلبستگی ایمن، اجتنابی و اضطرابی و نیز صفات تاریک شخصیت بر گرایش به خودکشی تأثیر معناداری ندارند. اما حمایت اجتماعی ادراک شده بر گرایش به خودکشی تأثیر منفی و معناداری دارد. نتایج حاصل از بررسی متغیر میانجی هم نشان داد که حمایت اجتماعی در رابطه بین سبک دلبستگی ایمن و صفات تاریک شخصیتی با گرایش به خودکشی تأثیری نداشته؛ اما در رابطه بین سبک دلبستگی ناایمن و اجتنابی با گرایش به خودکشی مؤثر بوده و باعث کاهش گرایش به خودکشی می شود. نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت، شناخت عوامل پیش بینی کننده و میانجی گرایش به خودکشی می تواند در کاهش بروز خودکشی و تغییر گرایش ها و افکار دانشجویان کمک کند. به واقع سازمان ها و نهادهای مرتبط می توانند با آموزش صحیح والدین برای حمایت بهتر از فرزندان و نیز تقویت سبک های دلبستگی ایمن به صورت طولی و زمانی به کاهش آمار و ارقام تمایل به خودکشی و به تبع آن خودکشی و نیز به بهبود عملکرد و انگیزه دانشجویان کمک نماید و بر کارایی سیستم آموزشی نیز بیفزاید.
۹۷۱.

بررسی کیفی نگرش شغلی نسل X و Z: مقایسه ای از انتظارات و اولویت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۶ تعداد دانلود : ۱۷۷
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه نگرش ها، انتظارات و اولویت های شغلی در نسل های X و Z انجام شده است. این مطالعه تلاش می کند، دیدگاه این دو نسل نسبت به محیط های کاری و الزامات شغلی را تبیین کند. روش: این پژوهش با رویکرد پایه کیفی و تحلیل تماتیک براون و کلارک (2006) طراحی شد. نمونه گیری به روش هدفمند از میان دو گروه جمعیتی شامل نسل X (۱۳۴۴-۱۳۵۹) و نسل Z (۱۳۷۵-۱۳۹۰) در شهر تهران انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 22 مشارکت کننده (12 نفر از نسل X و 10 نفر از نسل Z) گردآوری و تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که نسل Z محیط های کاری منعطف، یادگیری محور و مبتنی بر فرصت های رشد سریع و تنوع را ترجیح می دهد. در مقابل، نسل X به محیط های کاری باثبات، امنیت شغلی و مزایای مالی اهمیت بیشتری می دهد. این تفاوت ها منعکس کننده شرایط زیستی و فرهنگی متفاوت نسل ها هستند و نیاز به استراتژی های مدیریتی متناسب با هر نسل را برجسته می کنند. نتیجه گیری: توجه به تفاوت های نسلی در طراحی سیاست های منابع انسانی می تواند به افزایش بهره وری، رضایت شغلی و کاهش جابه جایی کارکنان منجر شود. پیشنهاد می شود، پژوهش های آتی از روش های کمی و ترکیبی استفاده کرده و تأثیرات فرهنگی گسترده تری را بررسی کنند تا نتایج پژوهش تعمیم پذیری بیشتری داشته باشد.
۹۷۲.

The role of cognitive flexibility and cognitive emotion regulation in predicting social anxiety in university students(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۴۶
Aim: Social anxiety disorder is a common problem in the field of mental health, one of its characteristic features is the fear of negative and positive evaluation by others. The purpose of this study was to investigate the role of cognitive flexibility and cognitive emotion regulation in predicting social anxiety of university students. Method: The research population included all female students from bachelor's degree to doctorate studying in Shahid Beheshti University, and 250 of these students responded to the online questionnaire related to the research. The method of the current research was correlation and multiple regression analysis, and in order to collect data from three cognitive flexibility questionnaires by Dennis et al. (2010), the questionnaire of cognitive emotion regulation strategies of Garnefsky and Kraaij (2006) and the Leibowitz LSAS social anxiety scale (1987) used. Results: The obtained results showed that the correlation of cognitive flexibility and cognitive emotion regulation with students' social anxiety was significant (0.05). The current study emphasizes that students who have poor emotional flexibility in social and functional situations and use only one method to solve a problem, and on the other hand, due to the high tension of that situation, have limited access to cognitive regulation of emotions. Conclusions: Finally, these factors can predict social anxiety in them. The results of this finding can be used by psychologists, counselors and other people who are in contact with students to help improve the symptoms of social anxiety in them by using treatments focused on these concepts.
۹۷۳.

The mediating role of positive and negative religious coping strategies in the relationship between psychological capital and the ability of forgiveness on family strengths(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۱۰
Aim: The family is the most basic and durable social-emotional unit that plays an important role in the entire development of a person and establishes her personality. The purpose of the present study was to investigate the mediating role of religious coping strategies in the relationship between psychological capital and the ability to forgive with family strength. Method: The research method is descriptive and correlation type, which was done using structural equation modeling. The statistical population of the research was all married employees with children in the executive bodies of Rasht; 400 people (200 men and 200 women) were randomly selected. To collect data, Pargament et al.'s religious coping strategies, Luthans' psychological capital, Ray's forgiveness, colleagues' questionnaires, and Sham et al.'s family strength scale were used. SPSS26 and AMOS24 software were used for data analysis and model fitting, and the bootstrap method in the MACRO program was used by Preacher and Hayes to investigate the role of mediating variables. Results: The research results showed that the proposed research model has a favorable fit. Psychological capital(P=0.001, β=0.155)  and the ability to forgive(P=0.003, β=0.139) have a direct effect on family strength, and Psychological capital(P=0.001, β=0.0745) and the ability to forgive(P=0.006, β=0.0655)  have an indirect effect on family empowerment through positive religious coping strategy. Also, a negative religious coping strategy does not mediate the relationship between psychological capital(P=0.210, β=0.0169) and the ability to forgive(P=0.0144, β=0.396) with family empowerment. Conclusion: Therefore, this conceptual model can be used in the process of family counseling interventions and couple therapy to improve the quality of life as well as the strength of the family
۹۷۴.

اثربخشی آموزش فرزندپروری با رویکرد آدلر - درایکورس بر همدلی و جرأت ورزی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۲۸
پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی آموزش فرزندپروری با رویکرد آدلر - درایکورس بر همدلی و جرأت ورزی دانش آموزان دبستان دخترانه زهرا مردانی2 با طرح پژوهشی نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه مادرانِ دانش آموزان مقطع دبستان زهرا مردانی2 شهر تهران در سال تحصیلی 1398-1399 بود و از روش نمونه گیری در دسترس استفاده گردید. گروه نمونه شامل ۳۰ نفر از مادران، به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند و به پرسشنامه علاقه اجتماعی علیزاده و همکاران (1394) پاسخ دادند. گروه آزمایش، در یک دوره ی 10 جلسه ای 60 دقیقه ای فرزندپروری با رویکرد آدلر - درایکورس شرکت داده شدند و در پایان دوره ی آموزشی، گروه کنترل و آزمایش 15 نفره مورد پس آزمون قرار گرفتند. کلیه آموزش ها و آزمون ها به صورت مجازی صورت گرفت. داده ها به کمک SPSS تحلیل شد. نتایج تحلیل کوواریانس برای مقایسه همدلی و جرأت ورزی در گروه های آزمایش و کنترل درمرحله پس آزمون نشان داد به ترتیب سطح معناداری با مقدار 001/ 0و 011/0 در دو گروه دارای تفاوت معنادار هستند. باتوجه به بالاتر بودن میانگین نمرات گروه آزمایش در پس آزمون، می توان نتیجه گرفت که آموزش فرزندپروری با رویکرد آدلر درایکورس بر همدلی و جرأت ورزی کودکان تأثیر معناداری داشته و باعث افزایش همدلی و جرات ورزی در کودکان شده است.
۹۷۵.

اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تنظیم شناختی هیجان، عدم تحمل بلاتکلیفی و انعطاف پذیری شناختی در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۴۰
هدف: بررسی اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تنظیم شناختی هیجان، عدم تحمل بلاتکلیفی و انعطاف پذیری روان شناختی در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بود. روش: پژوهش حاضر نیمه تجربی بود. جامعه آماری مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به مراکز روانپزشکی ارومیه در سال 1401 بودند. بدین منظور 30 ​​نفر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 15 نفره (آزمایش و کنترل) قرار گرفتند. گروه آزمایش از طریق 8 کلاس هفتگی 90 دقیقه ای جلسات روان درمانی شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی (سگال، ویلیامز و تیزدل، 2002) را دریافت نمود. سپس داده ها با پرسشنامه های پس آزمون تنظیم هیجانی شناختی (گارنفسکی، کریج و اسینهوون، 2001)، عدم تحمل ابهام (باهر و داگاس، 2002) و انعطاف پذیری شناختی (دنیس و ووندروال، 2010) جمع آوری و با نرم افزار (SPSS V. 28) و آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که کاربرد درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی باعث اثربخشی مثبت و معنادار بر تنظیم شناختی هیجان، عدم تحمل بلاتکلیفی و انعطاف پذیری روان شناختی شده و توسعه و تقویت این سه متغیر در در مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر شد. این اثربخشی در سطح آماری 1 درصد و با اطمینان 99 درصد قابل قبول و معنادار بود (P<0.01). بحث و نتیجه گیری: به نظر می رسد که با کمک درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی می توان باعث کنترل ذهن در مبتلایان دچار اضطراب فراگیر شد و آن ها را به زندگی معمول و نرمال در کنار خانواده و جامعه برگرداند.
۹۷۶.

نقش میانجی پریشانی روانی در رابطه بین بدرفتاری دوران کودکی و تعارض در رابطه والد- فرزند با اقدام به خودکشی زنان مناطق کمتر برخوردار در بستر فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۵۴
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی پریشانی روانی در رابطه بین بدرفتاری دوران کودکی و تعارض در رابطه والد-فرزند با اقدام به خودکشی در زنان مناطق کمتر برخوردار در بستر فرهنگی بود. جامعه آماری مادران دانش آموزان مناطق کمتر برخوردار شهرستان خاش در سال ۱۴۰۳بود. نمونه پژوهش 220 نفر بود که به صورت نمونه گیری خوشه ای تصادفی از پنج مدرسه در مناطق کم برخوردار انتخاب شدند. روش پژوهش همبستگی با استفاده ازتحلیل مسیر بود. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه های اقدام به خودکشی عثمان و همکاران (۲۰۰۱)، بدرفتاری دوران کودکی حسین خانی و همکاران (1392)، تعارض والد-فرزند پیانتا (1994) و پریشانی روانی کسلر و همکاران (۲۰۰۲) بود. داده ها با نرم افزارهای SPSS26 و AMOS24 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که تمامی مسیرهای مستقیم متغیرهای بدرفتاری دوران کودکی و تعارض در رابطه والد- فرزند با اقدام به خودکشی و پریشانی روانی معنادار شد و مسیر پریشانی روانی به اقدام به خودکشی نیز معنا دارشد (۰۱/۰>P) . هم چنین تمامی مسیرهای غیرمستقیم از طریق میانجی پریشانی روانی معنادار شد. علاوه بر این مدل از نیکویی برازش مطلوبی برخوردار بود. طبق نتایج، شناخت عوامل مؤثر در اقدام به خودکشی زنان و اهمیت مداخلات فرهنگی برای کاهش پریشانی روانی و بهبود روابط خانوادگی در پیشگیری از خودکشی گام مهم و مفیدی محسوب می شود.
۹۷۷.

Comparison of the Effectiveness of Cognitive-Behavioral Therapy and Metaphor Therapy on Marital Burnout in Women with Marital Conflicts(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۹۹
Objective: The purpose of this study was to compare the effectiveness of cognitive-behavioral therapy (CBT) and metaphor therapy on marital burnout in women with marital conflicts. Methods: The research method was quasi-experimental with a pretest-posttest design, a control group, and a three-month follow-up period. The statistical population included women with marital conflicts who visited counseling centers in Shiraz in 2023. A total of 60 participants were selected voluntarily and randomly assigned to two experimental groups and one control group. The research instrument was the Marital Burnout Questionnaire (Pines, 1996, CBM). The educational interventions, based on the cognitive-behavioral approach (Gehart, 2012) and the metaphor-based approach (Coup, 2013), were conducted in eight 60-minute sessions for the two experimental groups. Data were analyzed using repeated-measures ANOVA. Findings: The results indicated a significant difference in the posttest and follow-up stages between the control group and the CBT group (p < .001) and the metaphor therapy group (p < .001). The effectiveness of CBT and metaphor therapy in improving marital burnout was 59.6% and 29.7% in the posttest, and 69.2% and 34.8% in the follow-up stage, respectively. Additionally, the findings showed a significant difference between the two experimental groups in both the posttest and follow-up stages, with differences of 26.3% and 37.1%, respectively. Conclusion: Based on the findings, it can be concluded that both CBT and metaphor therapy lead to improvements in marital burnout among women. Family therapists can utilize these educational approaches to enhance marital relationships in couples experiencing conflicts.
۹۷۸.

پیش بینی نشانه های وسواسی-اجباری بر اساس سوگیری شناختی و میانجی باورهای فراشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۱۷۱
هدف: هدف از این پژوهش بررسی نقش پیش بین سوگیری شناختی در نشانه های وسواسی-اجباری با میانجی گری باورهای فراشناختی در نوجوانان شهر تهران بود. روش شناسی: مطالعه حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بود و بر روی ۳۹۵ دانش آموز دبیرستانی در شهر تهران انجام گرفت. نمونه گیری به صورت خوشه ای چندمرحله ای و بر اساس جدول مورگان انجام شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد نشانه های وسواسی-اجباری (OCI-R)، سوگیری شناختی (CBQ)، و باورهای فراشناختی (MCQ-30) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون در نرم افزار SPSS-27 و مدل یابی معادلات ساختاری با AMOS-21 صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان دادند که بین سوگیری شناختی و نشانه های وسواسی-اجباری رابطه معنادار وجود دارد (β = 0.31، p < 0.001) و همچنین سوگیری شناختی به طور مثبت باورهای فراشناختی را پیش بینی می کند (β = 0.45، p < 0.001). باورهای فراشناختی نیز پیش بینی کننده معنادار نشانه های وسواسی-اجباری بودند (β = 0.48، p < 0.001). مسیر غیرمستقیم از سوگیری شناختی به نشانه های وسواسی-اجباری از طریق باورهای فراشناختی معنادار بود (β = 0.22). مدل پژوهش برازش مناسبی داشت (χ²/df = 2.16، RMSEA = 0.054، CFI = 0.96). نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نقش همزمان سوگیری شناختی و باورهای فراشناختی را در شدت علائم وسواسی-اجباری تأیید می کند و نشان می دهد که مداخلات بالینی مؤثر باید بر اصلاح ساختارهای فراشناختی در کنار شناخت های تحریف شده تمرکز داشته باشند.
۹۷۹.

نقش تمیزی تمایزیافتگی خود و بی اعتبارسازی هیجانی ادراک شده در اختلال علائم جسمی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۲۵۳
شکایت های جسمی در بین نوجوانان شایع است و عوامل هیجانی نقش مهمی در بروز و تشدید آن دارند. پس هدف پژوهش تعیین نقش تمییزی تمایزیافتگی خود، بی اعتبارسازی هیجانی ادراک شده در نشانه های اختلال علائم جسمی است. پژوهش حاضر از نوع طرح های همبستگی هست. جامعه آماری را کلیه دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر خوی تشکیل می دهند که 265 نفر به شکل خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از پرسشنامه تجربه علائم جسمی (SSEQ)؛ مقیاس بی اعتبارسازی هیجانی ادراک شده (PIES) و نسخه کوتاه سیاهه تمایزیافتگی خود (DSI-Sf) جمع آوری شده و بعد از واردکردن در SPSS-22 با استفاده از آزمون ضریب همبستگی و رگرسیون گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بین نشانه های اختلال علائم جسمی با بی اعتبارسازی هیجانی درک شده (46/0)، واکنش پذیری هیجانی (51/0)، هم آمیختگی با دیگران (42/0)، برش هیجانی (32/0) و جایگاه من (28/0) ارتباط معناداری در سطح 05/0 وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که بی اعتبارسازی هیجانی ادراک شده، واکنش پذیری هیجانی و هم آمیختگی با دیگران 52 درصد از تغییرات اختلال علائم جسمانی را پیش بینی می کنند که در سطح 05/0 معنادار است. نتایج نشان دهنده نقش نبود درک هیجانی و نبود تمایزیافتگی در نشانه های اختلال علائم جسمانی بود، پیشنهاد می شود برای نوجوانان آموزش های لازم در زمینه ابراز هیجانی و تمایزیافتگی خود داده شود تا تجارب هیجانی خود سرکوب و به شکل جسمانی ابراز ننمایند.
۹۸۰.

Increased Age Linked to Delayed Face Detection in Ambiguous Stimuli(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۱۵۳
Previous research has identified correlations between individual differences, such as age, and perceptual processes. However, the specific roles of these factors in face and house detection and the categorization of ambiguous stimuli remain inadequately understood. To address this issue, we employed a face/house categorization task to investigate how participants of different ages perceive human agents versus non-natural objects amidst varying levels of visual noise (40%, 50%, 60%, and 70%). Our results revealed that older participants exhibit longer reaction times (RT) in face detection under low-noise, ambiguous conditions (40% noise)—pointing toward a selective effect of age on face processing rather than on other object categories, such as houses.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان