ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۶۱ تا ۹۸۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۹۶۱.

اثربخشی درمان مبتنی بر سبک زندگی آدلری بر خوددلسوزی و احساس حقارت در زنان مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۹
مقدمه: مالتیپل اسکلروزیس بیماری خودایمنی شایعی است که بر اثر آسیب میلین سیستم عصبی مرکزی، فرد با مشکلات جسمانی و مسائل روانشناختی مواجه می شود. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر سبک زندگی آدلری بر خوددلسوزی و احساس حقارت در زنان مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس انجام شد. روش: پژوهش حاضر به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری شامل تمامی زنان مبتلا به ام اس در مرکز انجمن ام اس مازندران در سال 1403 بود، 30 نفر از زنان به صورت غیرتصادفی دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند، گروه آزمایش 8 جلسه درمان مبتنی بر سبک زندگی آدلری دریافت اما گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد، جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی خوددلسوزی فرم بلند نف (2003) و پرسشنامه ی استاندارد احساس حقارت یائو و همکاران (1997) استفاده شد، جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره در نرم افزار آماری SPSS-25 استفاده شد. یافته ها: بین گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود داشت، درمان مبتنی بر سبک زندگی آدلری به صورت معناداری موجب افزایش خوددلسوزی و کاهش احساس حقارت در گروه آزمایش شد (001/0>P). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که این درمان موجب بهبود خوددلسوزی و احساس حقارت در زنان مبتلا به ام اس می شود، لذا به مشاوران و روان درمانگران پیشنهاد می شود از این درمان جهت بهبود خوددلسوزی و احساس حقارت مبتلایان به مالتیپل اسکلروزیس بهره ببرند
۹۶۲.

مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی و درمان هیجان مدار بر باورهای غیرمنطقی و تمامیت خواهی زوجی در زنان دچار طلاق هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۴۱
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی و درمان هیجان مدار بر باورهای غیرمنطقی و تمامیت خواهی زوجی در زنان دچار طلاق هیجانی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیر 2 ماهه بود. جامعه آماری زنان دچار طلاق هیجانی مراجعه کننده به مراکز مشاوره خانواده شهر گرگان در سال 1402 بودند. تعداد 45  نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های باورهای غیرمنطقی جونز (1968)، تمامیت خواهی زوجی شیا و اسلنی (1999) و طلاق هیجانی گاتمن (2008) بود. گروه آزمایش 1 واقعیت درمانی، گروه آزمایش 2 درمان هیجان مدار را در 8 جلسه 60 دقیقه ای دریافت نمودند اما گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. داده های پژوهش با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی توسط نرم افزار SPSS-26 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد واقعیت درمانی و درمان هیجان مدار بر کاهش باورهای غیرمنطقی و تمامیت خواهی زوجی در زنان دچار طلاق هیجانی اثربخش بود (0/05>p).  نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی نشان داد که واقعیت درمانی تاثیر بیشتری دارد (0/05>p). بر این اساس می توان نتیجه گرفت که واقعیت درمانی با حذف کنترل گری بیرونی، توجه به رفتار کلی و انتخاب شده برای حل تعارضات در زندگی روشی مؤثرتر و کارآمدتر در کاهش باورهای غیرمنطقی و تمامیت خواهی زوجی است و می تواند توسط درمانگران در مداخلات خانواده استفاده گردد و در نتیجه به بهبود روابط زناشویی کمک نماید.
۹۶۳.

بررسی نقش تعدیل کننده درونی سازی ایده آل های ظاهری و نارضایتی از تصویر بدن در رابطه بین استفاده از رسانه های اجتماعی و اضطراب بدنی- اجتماعی در دختران دانشجو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۲
پژوهش حاضر به منظور بررسی نقش تعدیل کننده درونی سازی ایده آل های ظاهری و نارضایتی از تصویر بدن در رابطه بین استفاده از رسانه های اجتماعی و اضطراب بدنی-اجتماعی در دختران دانشجو شهر تهران انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه دختران دانشجوی دانشگاه های آزاد اسلامی واقع در شهر تهران در سال ۱۴۰۳ تشکیل دادند. برای انتخاب نمونه از جامعه هدف پژوهش، براساس فرمول کوکران تعداد ۳۸۴ نفر از دختران دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جهت سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه بازخوردهای اجتماعی-فرهنگی نسبت به ظاهر (تامپسون و همکاران، ۲۰۰۰)، پرسشنامه نگرانی از تصویر بدن (لیتلتون و همکاران، ۲۰۰۵)، پرسشنامه شبکه ها و رسانه های اجتماعی (جهانبانی، ۱۳۹۷) و مقیاس اضطراب بدنی-اجتماعی (هارت و همکاران، ۲۰۰۸) استفاده شد. داده های به دست آمده، به روش همبستگی پیرسون و رگرسیون تعدیلی سلسله مراتبی و به کمک نرم افزار آماری SPSS نسخه ۲۷ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد بین استفاده از رسانه های اجتماعی و اضطراب بدنی-اجتماعی و همچنین بین استفاده از رسانه های اجتماعی با درونی سازی ایده آل های ظاهری و نارضایتی از تصویر بدن دختران دانشجو رابطه معناداری وجود دارد (01/0p<). همچنین یافته ها بیانگر آن بود که درونی سازی ایده آل های ظاهری و نارضایتی از تصویر بدن در رابطه بین استفاده از رسانه های اجتماعی و اضطراب بدنی-اجتماعی در دختران دانشجو نقش تعدیل کننده دارند (01/0p<). براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت رابطه بین استفاده از رسانه های اجتماعی و اضطراب بدنی-اجتماعی یک رابطه خطی ساده نیست و درونی سازی ایده آل های ظاهری و نارضایتی از تصویر بدن می توانند این رابطه را تحت تأثیر قرار دهند.
۹۶۴.

تأثیر خودگویی ارگانیک بر فراشناخت و عملکرد در تکلیف وامانده ساز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۶۰
مقدمه: خودگویی هدفمند به عنوان شکلی از خودگویی ارگانیک یک مکانیسم حمایتی برای انواع مهارت های روان شناختی، مهارت های رهبری، مهارت های آرام سازی، یا مهارت های تمرکز استفاده می شود و از راهبردهای خودتنظیمی برای پیشگیری یا حل چالش های روانی استفاده کند. هدف تحقیق حاضر مطالعه اثر خودگویی ارگانیک بر فراشناخت و عملکرد در تکلیف وامانده ساز بود. روش: روش تحقیق حاضر از نوع نیمه تجربی بود که از بین دانشجویان رشته تربیت بدنی تعداد 48 نفر به صورت نمونه داوطلبانه انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه خودگویی و کنترل تقسیم شدند. ابتدا، در پیش آزمون با استفاده از آزمون بروس عملکرد آن ها در تکلیف وامانده ساز و فراشناخت آن ها با پرسشنامه فراشناخت و فراهیجان در ورزشکاران سنجیده شد؛ سپس، پروتکل خودگویی هدفمند بر اساس چالش های روان شناختی در تکالیف استقامتی طراحی و به گروه خودگویی در سه جلسه آموزش داد شد؛ دوباره در پس آزمون متغیرهای همانند پیش آزمون اندازه گیری شدند. در نهایت، از تحلیل کواریانس در سطح 05/0 در نرم افزار SPSS برای تحلیل داده ها استفاده شد یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که خودگویی هدفمند منجر به بهبود معنی داری عملکرد در تکلیف وامانده ساز شد (001/0>p، 5/61=(45، 1)F) و همچنین؛ میزان تفکر فراشناخت آزمودنی های در نتیجه مداخله خودگویی هدفمند افزایش یافت (001/0>p، 2/27=(45، 1)F). نتیجه گیری: به طور کلی خودگویی هدفمند به دلیل بالا بردن آگاهی ورزشکاران منجر به تطبیق و سازگاری بهتر آن ها با چالش های روان شناختی در طول تکلیف وامانده ساز شد؛ بنابراین، می تواند به عنوان یک مداخله سودمند برای بهبود عملکرد استقامتی بکار برده شود
۹۶۵.

اثربخشی کلاس معکوس بازی وارسازی شده بر یادگیری، انگیزش تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان در درس ریاضی (مطالعه موردی: دانش آموزان مقطع چهارم ابتدایی ناحیه 2 شهر بندرعباس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۵
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر کلاس معکوس بازی وارسازی شده بر یادگیری، انگیزش تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی در درس ریاضی انجام شد. این مطالعه از نوع پیش آزمون–پس آزمون با گروه کنترل بود. از میان ۷۰۰۰ دانش آموز (۳۴۰۰ دختر و ۳۶۰۰ پسر) پایه چهارم ابتدایی در سال تحصیلی 1403-1404 در ناحیه ۲ شهر بندرعباس، ۴۰ دانش آموز دختر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه کنترل و آزمایش (هر گروه ۲۰ نفر) تقسیم شدند. به منظور گردآوری داده ها از آزمون یادگیری محقق ساخته، مقیاس انگیزش تحصیلی هارتر (۱۹۸۱) و پرسشنامه درگیری تحصیلی ریو و تسنگ (۲۰۱۳) استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با آزمون کوواریانس تک متغیره (برای متغیرهای یادگیری و درگیری تحصیلی) و کوواریانس چندمتغیره (برای انگیزش تحصیلی درونی و بیرونی) با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ انجام پذیرفت. نتایج حاصل از تحلیل داده ها، نشان داد کلاس معکوس بازی وارسازی شده نسبت به کلاس معکوس معمولی تأثیر مثبت و معناداری بر ارتقاء یادگیری، انگیزش تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان دارد.
۹۶۶.

رابطۀ اعتیاد به شبکه های اجتماعی و نگرانی از تصویر بدن با نقش میانجی گر شفقت به خود و اجتناب تجربه ای در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۳۸
زمینه: با افزایش استفاده از شبکه های اجتماعی و مقایسه های اجتماعی، نگرانی از تصویر بدن به دغدغه ای رایج در میان دانشجویان تبدیل شده است. عوامل روانشناختی مانند شفقت به خود و اجتناب تجربه ای می توانند در شدت و پیامدهای این نگرانی مؤثر باشند. اگرچه پژوهش ها به طور جداگانه به این متغیرها پرداخته اند، بررسی همزمان آن ها می تواند دیدگاه جامع تری از فرآیندهای روانشناختی مرتبط ارائه دهد. هدف: این پژوهش با هدف بررسی رابطه اعتیاد به شبکه های اجتماعی و نگرانی از تصویر بدن با نقش میانجی شفقت به خود و اجتناب تجربه ای در دانشجویان انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر، توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1403-1404 بود که از بین آن ها با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی، تعداد 353 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه های نگرانی از تصویر بدن (لیتلتون، 2003)، اعتیاد به شبکه های اجتماعی مبتنی بر موبایل (خواجه احمدی و همکاران، 1395)، شفقت به خود (نف، 2003) و اجتناب تجربه ای (گامز و همکاران، 2011) بود. از روش مدل یابی معادلات ساختاری جهت تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای Spss-27 و Amos-26 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که اعتیاد به شبکه های اجتماعی (36/0 =β) و اجتناب تجربه ای (29/0 =β) به طور مثبت و شفقت به خود (32/0- =β) به طور منفی بر نگرانی از تصویر بدن اثر مستقیم و معنادار داشتند؛ همچنین اعتیاد به شبکه های اجتماعی به طور منفی بر شفقت به خود (25/0- =β) و به طور مثبت بر اجتناب تجربه ای (54/0- =β) اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0 >P). نتیجه گیری: نقص در شفقت به خود و اجتناب تجربه ای نقش کلیدی در رابطه بین اعتیاد به شبکه های اجتماعی و نگرانی از تصویر بدن دارند، لذا توجه به این متغیرها هم در حیطه پیش گیری و هم در حیطه درمان حائز اهمیت است.
۹۶۷.

The Effectiveness Based on Mindfulness Cognitive Therapy on Internalized Shame, Marital Disaffection and Tendency to Divorce in Unfaithful Couples(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱ تعداد دانلود : ۱۵۰
Objective: The present study aimed to investigate the effectiveness of mindfulness-based cognitive therapy on internalized shame, marital disaffection, and inclination toward divorce in couples who had experienced infidelity. Methods: This research was conducted using a quasi-experimental design with pre-test and post-test and a control group. The statistical population of this study consisted of all couples who, due to experiencing infidelity by their spouses, referred to licensed counseling and psychotherapy centers of the Iranian Psychological and Counseling Organization, the State Welfare Organization, or psychiatrists licensed by the Iranian Medical Council (Anis Andisheh Clinic) in District 3 of Tehran, during the first quarter of 2024. In this study, the sample size for each of the experimental groups and the control group was 16 people (8 women and 8 men), and a total of 32 individuals were selected. According to the quasi-experimental design, they were chosen through convenience sampling from among volunteers and then randomly assigned to the experimental and control groups by lottery. Data collection instruments included the Internalized Shame Scale by Cook (1993), the Marital Disaffection Scale by Kaiser (1993), and the Inclination Toward Divorce Scale by Rusbult et al. (1986). In this study, mindfulness-based cognitive therapy consisted of eight weeks of two-hour sessions based on the mindfulness-based cognitive therapy protocol by Crane. Findings: The results of data analysis indicated that mindfulness-based cognitive therapy had an effect on internalized shame, marital disaffection, and inclination toward divorce in couples who had experienced infidelity. Conclusion: Considering the results, it can be stated that mindfulness-based cognitive therapy influences the research variables. It is suggested that further studies be conducted in this area to enhance external validity.
۹۶۸.

Loneliness as a Public Health Issue: Implications, Challenges, and Future Directions(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۰۱
Introduction and Objective: Loneliness, a subjective feeling of social isolation and disconnection, has emerged as a significant public health concern with wide-ranging implications. This review aims to comprehensively examine loneliness as a public health issue, exploring its associated health risks, underlying mechanisms, and potential interventions. Research Methodology: A systematic literature review was conducted using various databases, including PubMed, PsycINFO, and Scopus. Studies investigating the health implications of loneliness, its underlying mechanisms, and potential interventions were included. Findings: The review highlights a strong association between loneliness and increased mortality risk, comparable to that of smoking and obesity. Loneliness is also linked to a heightened risk of various physical and mental health problems, including cardiovascular disease, dementia, depression, and anxiety. The underlying mechanisms linking loneliness to poor health outcomes involve dysregulation of the stress response system, impaired immune function, and unhealthy lifestyle behaviors. Interventions targeting social connection and support have shown promise in reducing loneliness and improving health outcomes. Discussion and Conclusion: Loneliness represents a significant public health challenge with serious consequences for individuals and society. Addressing loneliness requires a multi-faceted approach encompassing public awareness campaigns, community-based interventions, and healthcare provider training. Future research should focus on identifying effective interventions and tailoring them to diverse populations. It is imperative to recognize loneliness as a public health priority and implement comprehensive strategies to promote social connection and well-being.
۹۶۹.

بررسی روانشناختی مفهوم عدم خشونت در اندیشه و شعر سبک خراسانی و عراقی با تکیه بر رودکی و مثنوی معنوی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۵
زمینه: بررسی مفهوم عدم خشونت در ادبیات فارسی، به ویژه در شعر خراسانی و عراقی، حاکی از ارتباطات عمیق بین اصول انسانی و فرهنگی است. بسیاری از مطالعات به تحلیل ادبیات به طور کلی پرداخته اند و غالباً ارتباط بین اصول روانشناسی و مضامین ادبی در این زمینه نادیده گرفته شده است. این خلاءهای پژوهشی نشان دهنده نیاز به تحقیقات عمیق تر در این حوزه است تا بتوان از طریق ادبیات به درک بهتری از مسائل اجتماعی و روانشناختی دست یافت. هدف: هدف این مطالعه بررسی و تحلیل مفهوم عدم خشونت در شعر خراسانی و عراقی به ویژه در آثار رودکی و مولوی و تأثیر آن بر درک اجتماعی و روانشناختی مخاطبان بود. روش: روش پژوهش حاضر کیفی از نوع تحلیل مضمون است. جامعه این مطالعه شامل اشعار منتخب از دو شاعر برجسته فارسی، رودکی و مولوی، و همچنین نظریات روانشناسان معتبر در زمینه خشم و خشونت بود؛ نمونه گیری به شیوه نمونه گیری هدفمند بود و اشعار منتخب با تأکید بر مضامین مرتبط با عدم خشونت و تحلیل های انسانی و اجتماعی انتخاب شد. معیارهای انتخاب نمونه شامل غنای محتوایی، تنوع مضامین و تأثیرگذاری اشعار بر تفکر اجتماعی بود. داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند. یافته ها: یافته های این مطالعه نشان می دهند که مضامین محبت، همدلی و عدم خشونت در اشعار رودکی و مولوی تأثیرات عمیقی بر نگرش ها و رفتارهای اجتماعی دارند. تحلیل داده ها بیانگر این است که این اشعار می توانند به عنوان الگوهای مثبت رفتاری عمل کنند و به کاهش خشونت و تنش های اجتماعی کمک نمایند. همچنین، ارتباط میان محبت و کاهش رفتارهای خشن به طور خاص در اشعار مولوی مشهود است، که نشان دهنده تأثیر مثبت ادبیات بر رفتارهای انسانی است. نتیجه گیری: براساس نتایج این مطالعه اینطور استنباط می شود که ادبیات می تواند نقش کلیدی در شکل دهی به فرهنگ صلح و همزیستی ایفا کند. با ترویج ارزش های انسانی از طریق ادبیات، می توان به بهبود روابط اجتماعی و کاهش رفتارهای خشن در جوامع کمک کرد. این نتایج به عنوان مبنایی برای تحقیقات آینده در حوزه ادبیات و روانشناسی اجتماعی قابل استفاده هستند.
۹۷۰.

تجارب زیسته روانشناختی افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه در روایت زندگی خود در دوران دفاع مقدس براساس نظریه ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۸۸
زمینه: تجارب زیسته روانشناختی افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه ناشی از دوران دفاع مقدس، منابع ارزشمندی برای درک عمیق تأثیرات روانشناختی و اجتماعی جنگ هستند. تحلیل ساختار روایی این تجارب با استفاده از ابزارهای نظریه روایت شناسی ژرار ژنت، به ویژه مفاهیم کلیدی چون کانون شدگی، صدا و زمان روایی، امکان رمزگشایی از نحوه بازنمایی تروما و فرآیندهای معناسازی را فراهم می آورد.. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر تحلیل روایت شناختی تجارب زیسته افراد مبتلا به PTSD از دوران دفاع مقدس براساس چارچوب نظری ژنت به منظور درک ساختار و کارکردهای روایت آن ها بود. روش: پژوهش حاضر از منظر پارادایم، تحقیقی کیفی با طرح توصیفی-تحلیلی است که با هدف درک عمیق تجارب زیسته افراد مبتلا به PTSD از دوران دفاع مقدس انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با استفاده از نمونه گیری هدفمند ملاک محور گردآوری شد. فرآیند نمونه گیری تا اشباع نظری داده ها ادامه یافت. مصاحبه ها ضبط، واژه به واژه پیاده سازی، و با استفاده از چارچوب نظری ژرار ژنت تحلیل شدند. این تحلیل بر مؤلفه های کانون شدگی، صدا، و زمان روایی تمرکز داشت و با هدف درک چگونگی بازنمایی تجارب تروماتیک و معناسازی از جنگ در ساختار روایت انجام گرفت. علاوه بر مصاحبه ها، مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسنادی برای تدوین مبانی نظری و تفسیر داده ها به کار رفت. یافته ها: یافته های حاصل از تحلیل روایت های مصاحبه های عمیق با افراد مبتلا به PTSD با استفاده از چارچوب ژنت نشان داد که ساختار روایت تجارب تروماتیک دفاع مقدس الگوهای معناداری را در سه حوزه صدا، زمان و وجه بازتاب می دهد. در تمامی روایت ها، راوی هم داستان و سطح درون داستانی غالب بود که بر اصالت تجربه شخصی تاکید داشت. زمان روایی با درهم تنیدگی گذشته و حال از طریق زمان پریشی و بازگشت های زمانی مشخص شد، نشان دهنده حضور مداوم خاطرات تروماتیک. وجه یا کانون شدگی عمدتاً درونی و متغیر بین منظر گذشته و حال بود، که فرایند بازاندیشی و معناسازی را منعکس می کرد. علاوه بر این، علائم PTSD مانند خاطرات مزاحم، اجتناب، تغییرات منفی در شناخت و خلق، و برانگیختگی شدید در ساختار روایت بازتاب یافته بودند. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که نظریه ژنت چارچوبی کارآمد برای تحلیل ساختاری روایت های تروماتیک فراهم می کند. شیوه به کارگیری عناصر روایی، به ویژه کانون شدگی و مدیریت زمان، در تجارب زیسته افراد مبتلا به PTSD، نشان دهنده تلاش آن ها برای فهم، بازگو کردن و معنا بخشیدن به تجارب سهمگین جنگ و پیامدهای آن است. ساختار این روایت ها، علاوه بر انتقال محتوای تجربی و دیدگاه های فردی، به درک عمیق تری از سازوکارهای روانی مقابله با تروما و نقش روایت در فرآیند التیام کمک می کند.
۹۷۱.

نقش سبک های دلبستگی در اختلال انباشت با میانجی گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان در بین دانشجویان دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۲۰۱
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه سبک های دلبستگی با اختلال انباشت با میانجی گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان در بین دانشجویان دانشگاه تبریز بود. این پژوهش یک پژوهش بنیادی و از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش حاضر، شامل کلیه دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1401-1400 با حجم 24000 نفر بود که از میان آنها 270 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس انباشت فراست، سبک های دلبستگی کولینز و رید، پرسشنامه چندمحوری بالینی میلون و پرسشنامه تنظیم هیجان گروس و جان استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار AMOS نشان داد که مسیر تاثیر سبک دلبستگی اضطرابی به شاخص اختلال انباشت با واسطه گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان معنی دار است. بنابراین، سبک دلبستگی اضطرابی با واسطه گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان درمجموع 0/18 از واریانس شاخص اختلال انباشت را تبیین می کند. از سوی دیگر، مسیر تاثیر سبک دلبستگی اجتنابی به شاخص اختلال انباشت با واسطه گری شخصیت اجتنابی نیز معنی دار است درحالی که مسیر تاثیر سبک دلبستگی اجتنابی به شاخص اختلال انباشت با واسطه گری تنظیم هیجان معنی دار نیست. بنابراین، سبک دلبستگی اجتنابی با واسطه گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان درمجموع 0/24 از واریانس شاخص اختلال انباشت را تبیین می کند. این یافته ها نقش روابط عاطفی اولیه دوران تحول را در شکل گیری اختلال انباشت برجسته می کنند و در این فرآیند، رفتارهای اجتنابی و بدتنظیمی هیجان می توانند نقش تسهیل کننده داشته باشند.
۹۷۲.

پایش برنامه عملیاتی درس کارورزی دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۶
پایش برنامه عملیاتی درس کارورزی صرفاً یک فعالیت نظارتی نیست، بلکه یک فرآیند فعال و پویا است که به ارتقاء کیفیت آموزش، افزایش اثربخشی سازمانی، و تقویت ارتباط با جامعه و صنعت منجر می شود. هدف از این پژوهش ارزشیابی اجرای برنامه درسی کارورزی دانشگاه فرهنگیان می باشد.این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش داده بنیاد صورت گرفته و ابزار گرد آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختار یافته بوده است. مشارکت کنندگان در این پژوهش دانشجویان، نومعلمان و اساتید دانشگاه فرهنگیان بودند که با روش نمونه گیری هدفمند و نظری انتخاب شدند. داده های حاصل از مصاحبه ها به وسیله نرم افزار maxqda مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که ارزشیابی اجرای برنامه درسی کارورزی فرهنگیان شامل مفاهیم بود و به دو بخش نقاط قوت و ضعف دسته بندی گردید. نقاط قوت شامل: سنجه های فردی (دیدگاه شخصی نسبت به کارورزی)، صلاحیت های حرفه ای (ترجبه عملی و تدریس عملی)، پلتفرم سازمانی (وجود یک چارچوب پیوسته کارورزی، تقویت شیوه نوین کارورزی). نقاط ضعف شامل: سنجه های فردی (عدم آزادی عمل، ضعف نگارشی، عدم انگیزه کارورز، عدم کسب تجربه های لازم معلمی، )، پلتفرم سازمانی(تئوری زدگی اجرا، نحوه ارزیابی کیفیت کارورزی، قرار دادن تعداد زیاد دانشجویان زیر نظر یک استاد راهنما، ثابت بودن روزهای کارورزی، بروکراسی، نبود جلسات هم اندیشی مدرسان کارورزی، به کار نگرفتن استاد علوم تربیتی در کنار استاد تخصصی هر رشته، عدم تخصص استاد راهنمای کارورز)، صلاحیت های حرفه ای(نداشتن قابلیت اجرایی کامل برنامه درسی کارورزی، عدم همکاری معلمان، عدم تطابق ماهیت کلاس های درس، کمبود امکانات برای کارورز،مناسب نبودن برنامه کلاسی مدارس، جمعیت بالای دانش اموزان در کلاس های کوچک مدارس، ناآگاهی مدیران با برنامه درسی کارورزی، تاثیر نگرش منفی معلمان بر کارورز، به روز نبودن معلمان). بنابراین پایش مستمر و مؤثر برنامه عملیاتی درس کارورزی می تواند نتایج مثبت و قابل توجهی برای دانشجویان، دانشگاه، و سازمان های میزبان به همراه داشته باشد. این نتایج به بهبود کیفیت کلی تجربه کارورزی و دستیابی به اهداف آموزشی کمک شایانی می کنند.
۹۷۳.

پیش بینی ریاکاری روانشناختی در سازمان بر اساس سواد اخلاقی و سبک های رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۲۴
زمینه: منافع و نگرانی های عمومی اغلب برای مدیران مدارس دوراهی ایجاد می کند. به این ترتیب معضلات اخلاقی برای مدارس به عنوان مکان هایی که با تنوع اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی مشخص شده اند، وجود دارد. لذا بررسی ارتباط سبک های مدیریت و سواد اخلاقی با ریاکاری روانشناختی در سازمان در جهت درک این تنوع ها چندگانه ضروری است. هدف: هدف پژوهش حاضر پیش بینی ریاکاری روانشناختی در سازمان بر اساس سواد اخلاقی و سبک های رهبری بود. روش: روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مدیران مدارس شهرستان سلماس در سال تحصیلی 1401 تشکیل می دهند. نمونه پژوهش 35 نفر از مدیران مقاطع مختلف تحصیلی شهرستان سلماس بود که به توجه به حجم جامعه محدود به روش سرشماری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه های سبک های رهبری (سالزمن اندرکولک، 1982)، مقیاس ریاکاری روانشناختی در سازمان (قلیچ اوغلو و یالماز قلیچ اوغلو، 2019) و پرسشنامه سواد اخلاقی (استوکوویچ و بگلی، 2017) استفاده شد. به منظور تحلیل داده های پژوهش از نرم افزار SPSS.26 و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری به روش هم زمان استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین سبک های رهبری و سواد اخلاقی با ریاکاری روانشناختی در سازمان رابطه منفی و معنی داری وجود دارد (05/0 >P). نتایج حاصل از رگرسیون چندمتغیری نشان داد که به ترتیب سبک های رهبری آزادمنشانه 13 درصد، حساسیت اخلاقی 3 درصد و استدلال ورزی اخلاقی 7 درصد از واریانس ریاکاری روانشناختی در سازمان را در مدیران تبیین می کنند. نتیجه گیری: این مطالعه با تأکید بر اینکه کدام متغیرها با ریاکاری روانشناختی در سازمان مرتبط هستند و چه نوع رفتارهایی می تواند در مدارس ایجاد کند، به مدیریت آموزشی، رفتار سازمانی و ادبیات رهبری کمک می کند.
۹۷۴.

The Relationship Between Sexist Parenting Style and Cognitive Emotion Regulation Styles in Men With Perpetration of Domestic Violence Against Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۱۹۳
Objective: This study aimed to investigate the relationship between sexist parenting style, cognitive emotion regulation strategies, and the perpetration of domestic violence against women by married men. Methods and Materials: A correlational design was used involving 300 married men selected through convenience sampling from medical centers in Qazvin. Participants completed the Mohseni Tabrizi Domestic Violence Questionnaire and the Garnefski Cognitive Emotion Regulation Questionnaire. Descriptive statistics, Pearson correlations, and structural equation modeling using LISREL 8.80 were conducted to analyze the data. Model fit was assessed using indices including Chi-square, RMSEA, CFI, and TLI. Findings: Results indicated that sexist parenting style was positively associated with domestic violence perpetration (β = .51, p < .001). Maladaptive cognitive emotion regulation strategies were also significantly associated with increased violent behavior (β = -.39, p < .001). Model fit indices demonstrated a good fit (χ²/df = 1.41, RMSEA = .037, CFI = .97, TLI = .96). Additionally, sexist parenting and emotion regulation interacted positively in predicting violence, suggesting that both factors jointly contribute to abusive behavior. Conclusion: The findings underscore the critical role of sexist parenting and maladaptive cognitive emotion regulation strategies in perpetuating domestic violence against women. These results highlight the need for preventive interventions focusing on gender-sensitive parenting practices and training in adaptive cognitive emotion regulation strategies among men to reduce the prevalence of domestic violence.
۹۷۵.

نقش مولفه های سازمان یافتگی شخصیت و روابط موضوعی در پیش بینی سوگیری تفسیری دانشجویان افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۶۶
هدف از این پژوهش بررسی نقش مولفه های سازمان یافتگی شخصیت و روابط موضوعی در پیش یینی سوگیری تفسیری دانشجویان افسرده بود. روش پژوهش توصیفی – تحلیلی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه در سال تحصیلی 1399-1398 بودند. حجم نمونه 200 نفر از سه دانشکده فنی، علوم پایه و علوم انسانی (76 پسر و 124 دختر) براساس معیارهای ورود به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به سیاهه تجدیدنظر شده افسردگی بک و همکاران (1996)، سازمان یافتگی شخصیت لنزنوگر و همکاران (2001)، روابط موضوعی بل و همکاران (1986)، آزمون سناریوهای مبهم برای افسردگی برنا و همکاران (2011) پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره گام به گام تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین مولفه های سازمان یافتگی شخصیت و روابط موضوعی با سوگیری تفسیری رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (0/01>P). نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره به روش گام به گام در گام نهایی نیز آشکار کرد که 55/5 درصد واریانس سوگیری تفسیری به وسیله مولفه های آزمون گری، بی کفایتی، بیگانگی، دلبستگی ناایمن تبیین می شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که سازمان یافتگی شخصیت (مولفه آزمون گری) و روابط موضوعی (بی کفایتی، بیگانگی و دلبستگی ناایمن) نقش مهمی در پیش بینی سوگیری تفسیری دانشجویان افسرده دارند.
۹۷۶.

رابطه شفقت با خود و انعطاف پذیری روانشناختی با فرسودگی تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸ تعداد دانلود : ۱۴۴
هدف پژوهش حاضر رابطه شفقت با خود و انعطاف پذیری روانشناختی با فرسودگی تحصیلی دانشجویان بود .این پژوهش از لحاظ هدف بنیادی و از نظر روش پژوهش توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد موسسه آموزش عالی سراج در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که از این جامعه با توجه به جدول مورگان و به روش نمونه گیری در دسترس به تعداد 321 نفر انتخاب شدند و مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه فرسودگی تحصیلی برسو و همکاران، پرسشنامه انعطاف پذیری روانشناختی بوند و همکاران و مقیاس شفقت به خود نف استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه (گام به گام) انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که بین شفقت به خود و مؤلفه های مهربانی با خود، اشتراک انسانی و ذهن آگاهی و انعطاف پذیری روانشناختی با فرسودگی تحصیلی دانشجویان رابطه منفی و معناداری وجود دارد. همچنین بین قضاوت در مورد خود، انزوا و بزرگ نمایی با فرسودگی تحصیلی در دانشجویان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای خودمهربانی، انزوا، بزرگ نمایی و ذهن آگاهی و انعطاف پذیری روانشناختی قادرند تغییرات فرسودگی تحصیلی را در دانشجویان پیش بینی کنند (05/0>P). بنابراین توجه به شفقت به خود و انعطاف پذیری روانشناختی نقش مهمی در کاهش فرسودگی تحصیلی دانشجویان دارند.
۹۷۷.

ارزیابی اثرات درمانی قرص سافروتین بر سطح ESR در بیماران مبتلا به فیبرومیالژیا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۷
مقدمه: فیبرومیالژیا یکی از اختلالات مزمن درد عضلانی–اسکلتی است که با خستگی، اختلال خواب و مشکلات خلقی همراه بوده و در زنان شیوع بیشتری دارد. شواهد نشان می دهد که التهاب خفیف سیستمیک می تواند در تداوم علائم این بیماران نقش داشته باشد. از سوی دیگر، ترکیبات طبیعی مانند زعفران و فرآورده های مشتق از آن، نظیر قرص سافروتین، دارای اثرات ضدالتهابی، آنتی اکسیدانی و تعدیل کننده سیستم عصبی هستند و ممکن است با کاهش شاخص های التهابی به بهبود وضعیت بیماران فیبرومیالژیا کمک کنند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثرات درمانی قرص سافروتین بر سطح سرمی ESR در بیماران مبتلا به فیبرومیالژیا انجام شد. روش پژوهش: این مطالعه به صورت نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون در سال ۱۳۹۸ بر روی ۱۶ زن مبتلا به فیبرومیالژیا در بیمارستان امام خمینی (ره) ساری انجام شد. آزمودنی ها به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه سافروتین و دارونما تقسیم شدند. گروه مداخله روزانه دو بار قرص سافروتین (هر بار ۳۰ میلی گرم) به مدت مشخص مصرف کرد. نمونه گیری خونی از کلیه شرکت کنندگان در مراحل پیش و پس از مداخله انجام شد و سطح سرمی ESR با روش الایزای ساندویچی اندازه گیری گردید. داده ها با استفاده از آزمونt وابسته وt مستقل در نرم افزارSPSS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد مصرف سافروتین موجب کاهش معنی دار سطحESR در مقایسه با گروه کنترل شد، در حالی که در گروه دارونما تغییری مشاهده نگردید. این کاهش بیانگر اثر ضدالتهابی قابل توجه سافروتین و بهبود احتمالی وضعیت التهابی بیماران بود. نتیجه گیری: به طور کلی می توان بیان نمود که سافروتین به عنوان مکملی طبیعی و ایمن، پتانسیل استفاده در درمان کمکی بیماران مبتلا به فیبرومیالژیا را دارد و می تواند با تعدیل فرآیندهای التهابی و استرس اکسیداتیو به کاهش علائم و بهبود کیفیت زندگی بیماران کمک نماید. با این حال، انجام مطالعات با حجم نمونه بیشتر، مدت زمان طولانی تر و بررسی سایر شاخص های التهابی برای تأیید پایداری و مکانیزم دقیق اثرات آن ضروری است.
۹۷۸.

اثرسنجی روان نمایشگری مبتنی بر نقش مضاعف ویژه والدین در درمان اضطراب های تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۰
هدف پژوهش حاضر، طراحی و اثرسنجی یک برنامه آموزشی-درمانی روان نمایشگرانه مبتنی بر نقش مضاعف با تمرکز بر توانش اثرگذاری والدین بر اضطراب های تحصیلی دانش آموزان بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام دانش آموزان پایه چهارم تا ششم دبستان دچار اضطراب های تحصیلی در تهران بودند که از بین آنها 30 دانش آموز به صورت هدفمند و بر اساس ملاک های پژوهش، انتخاب شدند. دانش آموزان از طریق گمارش تصادفی و به صورت مساوی در دو گروه آزمایش و گواه، جای گرفتند. برنامه آموزشی-درمانی مبتنی بر نقش مضاعف در چهار جلسه اصلی همراه با جلسات راهنمایی افزوده، برای والدین دانش آموزان گروه آزمایشی اجرا شد. دانش آموزان گروه گواه نیز روان نمایشگری معمول ویژه کودکان را دریافت کردند و والدین آنها صرفاً در جلسه مصاحبه نخست حاضر بودند. برای سنجش میزان اضطراب های تحصیلی دانش آموزان و ادراک آنها نسبت به واکنش های والدین شان، روش جامعه سنجی طیف نگار به کار رفت. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که دانش آموزان هر دو گروه، تغییرات کاهشی معناداری را در اضطراب های تحصیلی تجربه کرده اند اما ادراک این دانش آموزان نسبت به واکنش های والدین، صرفاً در گروه آزمایشی به طور معناداری کاهش یافته است. در واقع، یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین پس آزمون اضطراب های تحصیلی گروه آزمایش و گواه، تفاوت معناداری وجود ندارد اما در مورد ادراک دانش آموزان نسبت به واکنش های والدین، این تفاوت در سطح 001/0P‹ معنادار است. با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که اگر در پی تغییرات ماندگار و اساسی در اضطراب های تحصیلی دانش آموزان هستیم می بایست والدین را نیز در جلسات درمان سهیم سازیم. البته تعمیم نتایج حاصل از پژوهش حاضر، نیازمند اجرای پژوهش های مشابه متعدد در آینده است.
۹۷۹.

مقایسه سبک زندگی و نشاط معنوی در بین سالمندان بالای 80 مبتلا به اختلال آلزایمر و بدون ابتلا به اختلال آلزایمر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۰ تعداد دانلود : ۳۳۰
زمینه: بزرگسالی بخصوص دوران سالمندی یکی از دوره های مهم و حساس هر شخص می باشد، سبک زندگی و نشاط معنوی به عنوان مولفه هایی تاثیرگذار بر بهزیستی جسمی و روانشناختی در این دوره سنی می تواند نقش آفرینی کند. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه سبک زندگی و نشاط معنوی در سالمندان بالای 80 سال با و بدون آلزایمر بود. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر زمانی گذشته نگر و به لحاظ شیوه ی گردآوری داده ها به طرح علی_مقایسه ای تعلق دارد که به شیوه ی میدانی جمع آوری گردید. جامعه آماری را کلیه سالمندان (با اختلال آلزایمر و بدون اختلال آلزایمر) تشکیل می دادند که از بین آن ها نمونه ای شامل 80 نفر سالمند در نظر گرفته شد. ابزارهای اندازه گیری پژوهش نیز پرسشنامه سنجش و اندازه گیری سبک زندگی، پرسشنامه نشاط معنوی که بین افراد توزیع گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس تک متغیره استفاده شده است. یافته ها: بین گروه با اختلال آلزایمر و افراد بدون اختلال آلزایمر در متغیرهای وابسته ترکیبی سبک زندگی از نظر آماری تفاوت معنی داری وجود داشت (54/61F= ؛ 013/0P= ؛ 99/0= لامبدای ویلکز؛ و 02/0 = مجذور اتای تفکیکی). بین گروه با اختلال آلزایمر و افراد بدون اختلال آلزایمر در متغیرهای وابسته ترکیبی در متغیر نشاط معنوی از نظر آماری تفاوت معنی داری وجود داشت (72/41F= ؛ 019/0P= ؛ 99/0= لامبدای ویلکز؛ و 03/0 = مجذور اتای تفکیکی). نتیجه گیری : مطابق یافته های پژوهش، سبک زندگی و مولفه های آن و نشاط معنوی تاثیر مثبتی بر پیشگیری از اختلال آلزایمر در سالمندان دارد و می تواند باعث کاهش آلزایمر در سالمندی گردد. گسترش مهارت آموزی و اصلاح سبک زندگی و ارتقای نشاط معنوی بخصوص در سالهای جوانی و کودکی و ارتقای روزبه روز آن از آن در کشور می تواند برنامه مقابله ای خوبی جهت پیشگری از آلزایمر در جمعیت سالمندی باشد.
۹۸۰.

تدوین و اعتباریابی الگوی مدیریت استرس مرتبط با تحصیل فرزندان، مبتنی بر تجارب والدین دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۲۱۴
والدین در طول زندگی خود با استرس ها و تنش های بسیاری مواجه می شوند که یکی از آن ها استرس های مربوط به تحصیل فرزندان است. تغییر جوامع و شدت گرفتن فشار برای موفقیت در تحصیل، اهمیت توانمندسازی والدین برای مدیریت استرس های مربوط به تحصیل فرزندان خود را دوچندان می کند. لذا پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتباریابی الگوی مدیریت استرس مرتبط با تحصیل فرزندان، مبتنی بر تجارب والدین انجام شده است. این پژوهش با رویکرد کیفی، از نوع نظریه مبنایی انجام شده است. بدین منظور والدین (پدر یا مادر) دانش آموزان در حال تحصیل در مقطع متوسطه دوم، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از میان مناطق 22 گانه شهر تهران در سال ۱۴۰۲ انتخاب شدند. سه منطقه ۱، ۹ و۲۲ تهران انتخاب، و سپس با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته، و بر مبنای اصل اشباع نظری، با ۱۸ والد مصاحبه شد. پس از انجام کدگذاری ها، الگوی پارادایمی مستخرج از یافته ها ترسیم شد. یافته های حاصل از این پژوهش توانست عوامل علی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدهای حاصل از راهبردها را در قالب الگوی پارادایمی ارائه کند. سپس با استفاده از شاخص روایی محتوایی، الگوی حاصله، اعتباریابی شد. یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد که مؤلفه های استرس زای مرتبط با تحصیل فرزندان در قالب سه دسته مؤلفه های متمرکز بر فرزند، والدین، و عوامل بیرونی مقوله بندی شدند. راهبردهای مؤثر در مدیریت استرس نیز در قالب پنج مقوله راهبردهای شناختی، راهبردهای درون خانوادگی، راهبردهای رفتاری، راهبردهای مدیریت نقش والدی، راهبردهای مرتبط با منابع بیرونی مفهوم بندی شدند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان