ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۸۲۱.

اثربخشی درمان شناختی رفتاری توحیدی بر افزایش شادکامی دانش آموزان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۱
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری توحیدی بر افزایش شادکامی دانش آموزان در بخش سنگر شهر رشت انجام شد. این پژوهش زیر مجموعه تحقیقات کمّی است که از بین ۷۵ دانش آموز مدرسه متوسطه اول شهدای منطقه سنگر رشت، تعداد ۳۰ دانش آموز که در پرسش نامه شادکامی آکسفورد نمره کمتر کسب نموده، انتخاب و با روش تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند؛ پس از آن ۸ جلسه درمان شناختی رفتاری توحیدی به گروه آزمایش ارائه و به گروه گواه درمانی ارائه نگردید؛ در نهایت در مرحله پس آزمون میزان شادکامی در هر دو گروه آزمایش و گواه مورد اندازه گیری قرار گرفت. تحلیل نتایج با استفاده از نرم افزار Spss22 نشان داد درمان شناختی رفتاری توحیدی منجر به افزایش شادکامی دانش آموزان گروه آزمایش شرکت کننده در پژوهش در مقابل گروه گواه بدون درمان شده است. استفاده از درمان شناختی رفتاری توحیدی در مدارس و کلینیک های مشاوره توصیه می شود.
۸۲۲.

نقش میانجی گر معنا در زندگی در تبیین روابط علّی بین خودمراقبتی بهوشیار و ذهن آگاهی با بهزیستی ذهنی متخصصین روانشناسی و مشاوره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۵۵
هدف پژوهش حاضر تبیین روابط علّی بین خودمراقبتی بهوشیار و ذهن آگاهی با بهزیستی ذهنی در روانشناسان و مشاوران بر اساس نقش میانجی گر معنا در زندگی بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی روانشناسان و مشاوران مشغول به کار در مراکز و کلینیک های روانشناسی و مشاوره استان تهران در سال 1402 بود که از بین آنها 253 نفر به صورت در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار مورداستفاده در پژوهش شامل مقیاس های ذهن آگاهی (FFMQ، بائر و همکاران، 2006)، خودمراقبتی بهوشیار (MSCS، کوک-کوتون و گایکر، 2018) ، معنا در زندگی (MLQ، استگر و شین، 2010) و بهزیستی ذهنی (SWQ، مولوی و همکاران، 1389) بود. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و برآورد بیشینه احتمال مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان دهنده برازش مطلوب داده ها با مدل پیشنهادی پژوهش بود. خودمراقبتی بهوشیار، ذهن آگاهی و معنا در زندگی با بهزیستی ذهنی رابطه مستقیم معنادار داشتند (01/0< P). معنا در زندگی در رابطه بین خودمراقبتی بهوشیار و ذهن آگاهی با بهزیستی ذهنی نقش میانجی داشت؛ درنتیجه خودمراقبتی بهوشیار و ذهن آگاهی با میانجی گری معنا در زندگی با بهزیستی ذهنی رابطه غیرمستقیم معنادار داشتند (01/0< P). نتایج نشان داد که معنا در زندگی با توجه به نقش خودمراقبتی بهوشیار و ذهن آگاهی می تواند تبیین کننده بهزیستی ذهنی باشد. بنابراین توجه به متغیرهای پژوهش در برنامه های آموزشی و رشدی برای متخصصان مراقبت از سلامت روان جهت افزایش بهزیستی ذهنی آن ها توصیه می شود.
۸۲۳.

چالش های فرزندآوری در جوانان با تأکید بر مؤلفه های روان شناختی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۳۴
هدف از انجام این پژوهش بررسی چالش های فرزندآوری در جوانان با تأکید بر مؤلفه های روان شناختی بود. پژوهش حاضر یک مطالعه کیفی بود که به روش پدیدار شناختی تفسیری انجام شد. نمونه پژوهش متشکل از 18 نفر از جوانان متأهل بازه سنی 18 تا 35 سال ساکن شهر تهران در سال 1402 بود که به روش هدفمند انتخاب و پس از طی مراحل اخلاقی پژوهش، از آن ها مصاحبه به عمل آمد. برای گردآوری داده ها از مصاحبه های عمیق، فردی و نیمه ساختاریافته استفاده شد و تا زمان اشباع داده ها مصاحبه ها تداوم پیدا کرد. درنهایت نتایج استخراج شده از مصاحبه ها بر اساس رویکرد هرمنوتیک و به روش دیکلمن و همکاران (1989) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های به دست آمده 5 مضمون اصلی و 16 مضمون فرعی را آشکار کرد. مضامین اصلی شامل «عوامل انگیزشی»، «عوامل شناختی»، «عوامل عاطفی/ هیجانی»، «عوامل رفتاری» و «تعیین کننده های فراروانی مؤلفه های روان شناختی مرتبط با فرزندآوری» بود. بر اساس یافته های پژوهش چنین استنباط می شود که عوامل انگیزشی، شناختی، عاطفی/ هیجانی و رفتاری در تعامل با کلان سیستم های خارج از خانواده بر تمایلات فرزندآوری و فرزندپروری زوجین تأثیر می گذارند؛ به همین جهت ضروری است این عوامل در مشاوره های پیش از ازدواج و مداخلات فردی و خانوادگی مورد توجه مشاوران، مددکاران اجتماعی و روان شناسان قرار گیرد.
۸۲۴.

عوامل موثر بر موفقیت استراتژی های ارتقاء مسیر شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۲۷
هدف: پژوهش حاضر با شناسایی عوامل موثر بر موفقیت استراتژی های ارتقاء مسیرشغلی انجام پذیرفته است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث نحوه گردآوری داده ها پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش خبرگان هستند که از میان آن ها 20 نفر به عنوان اعضای نمونه با روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده در بخش کیفی پژوهش، مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه است. روایی و پایایی مصاحبه پژوهش با استفاده از روش روایی محتوایی و روایی نظری و پایایی درون کدگذار میان کدگذار تایید شد. همچنین روایی و پایایی پرسشنامه پژوهش با روایی محتوایی و بازآزمون سنجیده شد. برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از رویکرد تحلیل محتوا و روش کدگذاری با بهره گیری از نرم افزار مکس کیو دی ای و در بخش کمی از روش نقشه شناخت فازی استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش مشتمل بر شناسایی عوامل موثر بر موفقیت استراتژی های ارتقاء مسیرشغلی می باشد. نتیجه گیری: نشان می دهد که مهمترین عوامل موثر بر موفقیت استراتژی های ارتقاء مسیرشغلی، برنامه ریزی و هدایت حرفه ای فرد برای دستیابی به اهداف شغلی، توانایی سازگاری با تغییرات و چالش های جدید، داشتن تجربه و مهارت های تخصصی، هماهنگی ارزش های شخصی با ارزش های سازمانی و استفاده از مشاوره و منتورینگ، می باشند.
۸۲۵.

اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر بر پریشانی روان شناختی و ناگویی هیجانی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۳۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر بر پریشانی روان شناختی و ناگویی هیجانی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی انجام شد. پژوهش حاضر کاربردی، از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش را نوجوانان دختر مبتلا به اختلال وسواس فکری و عملی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شرق تهران در فصل تابستان 1402 تشکیل دادند. در این پژوهش تعداد 36 نوجوان دختر مبتلا به اختلال وسواس فکری و عملی با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با شیوه تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جایدهی شدند (18 نوجوان در گروه آزمایش و 18 نوجوان در گروه گواه). نوجوانان دختر حاضر در گروه آزمایش درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر را طی ده هفته در ده جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. در این پژوهش از پرسشنامه وسواسی- جبری مادزلی (MOCQ)، پرسشنامه پریشانی روان شناختی (PDQ) و پرسشنامه ناگویی هیجانی (AQ) استفاده شد. داده های با تحلیل واریانس آمیخته و آزمون تعقیبی بونفرونی با استفاده از نرم افزار آماری SPSS 23 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر بر پریشانی روان شناختی (0/0001>P؛ 0/61=Eta؛ 54/47=F) و ناگویی هیجانی (0/0001>P؛ 0/67=Eta؛ 68/09=F) نوجوانان دختر مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی تأثیر معنادار دارد. در نتیجه درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر با بهره گیری از فنونی همانند بازشناسی هیجان های اولیه و ثانویه، ردیابی تجارب هیجانی و پرهیز از اجتناب هیجانی و شناختی می تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت کاهش پریشانی روان شناختی و ناگویی هیجانی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی مورد استفاده قرار گیرد.
۸۲۶.

بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس خودکارآمدی کاربر هوش مصنوعی در جامعۀ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۱۶۰
هدف: این پژوهش با هدف ارزیابی ویژگی های روانسنجی مقیاس خودکارآمدی کاربر هوش مصنوعی در جامعه ایرانی انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد بالای 20 سال در ایران در سال 1403 بود که دانش مقدماتی در زمینه کامپیوتر و هوش مصنوعی داشتند. از میان آنها، 340 نفر (137 مرد و 203 زن) به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده شامل مقیاس خودکارآمدی کاربر هوش مصنوعی، پرسشنامه انگیزه های استفاده از هوش مصنوعی و فرم کوتاه مقیاس نگرش نسبت به هوش مصنوعی بود. یافته ها: تحلیل عاملی تأییدی چهار عامل کلیدی شامل کمک، تعامل انسان وار، راحتی با هوش مصنوعی و مهارت های تکنولوژیکی را برای مقیاس خودکارآمدی تأیید کرد. نتایج ضرایب همبستگی پیرسون برای بررسی روایی همزمان (همگرا و واگرا) این مقیاس نشان داد که بین خرده مقیاس های آن و خرده مقیاس های پرسشنامه انگیزه های استفاده از هوش مصنوعی و خرده مقیاس پذیرش هوش مصنوعی در مقیاس نگرش نسبت به هوش مصنوعی همبستگی مثبت معنادار و با خرده مقیاس ترس از هوش مصنوعی در مقیاس نگرش نسبت به هوش مصنوعی همبستگی منفی معنادار وجود دارد. همسانی درونی خرده مقیاس های این پرسشنامه نیز با استفاده از آلفای کرونباخ و ضرایب همبستگی بین 83/0 تا 96/0 تأیید شد. نتیجه گیری: این مقیاس از ویژگی های روانسنجی مناسبی در جامعه ایرانی برخوردار است و می تواند در تحقیقات مرتبط برای طراحی برنامه های آموزشی مؤثر و تسهیل پذیرش هوش مصنوعی در سازمان ها به کار گرفته شود.
۸۲۷.

مقایسه مهارت های مقابله با استرس، کیفیت زندگی و تاب آوری در افراد 15 – 25 ساله اقدام به خودکشی و افراد عادی در شهرستان قم

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۴۰
زمینه و هدف: بازنگری بررسی های انجام شده دو دهه اخیر در زمینه همه گیرشناسی خودکشی در ایران نشان می دهد که میزان شیوع خودکشی و اقدام به آن، در بیشتر استان های کشور به ویژه در میان نوجوانان و جوانان رو به افزایش است. این مطالعه با هدف مقایسه مهارت های مقابله با استرس، کیفیت زندگی و تاب آوری در افراد 15 – 25 ساله اقدام به خودکشی و افراد عادی در شهرستان قم انجام شد. روش: طرح پژوهش از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری تحقیق حاضر، کلیه افراد 15 – 25 ساله در سال 1400 که اقدام به خودکشی کرده ساکن در شهرستان قم و مراجعه کننده به کلینیک ها و مراکز مشاوره و بیمارستان ها  به تعداد 2640 نفر بود که از بین آن ها 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس 60  نفر  از افراد عادی به صورت همتاسازی از لحاظ سن، تحصیلات و وضعیت تأهل و به شیوه در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه مقابله با استرس اندلر و پارکر (1990)، پرسش نامه کیفیت زندگی (1986)، پرسش نامه اقدام برای خودکشی می و کلونسکی (2013) و پرسش نامه تاب آوری روان شناختی کانر و دیودیسون (2003) استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل واریانس چند متغیری به وسیله نرم افزار آماری SPSS 25 استفاده شد. یافته ها: تحلیل واریانس چند راهه نشان داد که میانگین سبک های مقابله مسئله مدار، کیفیت زندگی و تاب آوری در بین اقدام کنندگان به خودکشی به طور معناداری در سطح 0/05 کمتر از افراد بدون اقدام به خودکشی بود. نمرات سبک های هیجان مدار در افراد اقدام به خودکشی به طور معناداری بالاتر از نمره افراد عادی است (0/01>p).  همچنین بین افراد اقدام کننده به خودکشی و عادی در متغیرهای کیفیت زندگی و تاب آوری روان شناختی تفاوت معنادار وجود دارد. به این معنا که نمرات کیفیت زندگی و تاب آوری روان شناختی در افراد اقدام به خودکشی به طور معناداری پایین تر از نمره افراد عادی است (0/01>p).  نتیجه گیری: این مطالعه عواملی را شناسایی کرد که ممکن است افراد دارای افکار خودکشی را از پیشرفت به سمت خودکشی محافظت کند. برنامه های پیشگیری از خودکشی را می توان با تغییر از رویکرد مبتنی بر نقص به رویکرد مبتنی بر نقاط قوت از طریق ارتقای تاب آوری، کیفیت زندگی و کاهش مقابله ناسازگار، بهینه کرد.
۸۲۸.

تأثیر یادگیری خودراهبر بر شادکامی ذهنی و سازگاری تحصیلی با میانجی گری خودکارآمدی دانشجویان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۸
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر یادگیری خودراهبر بر شادکامی ذهنی و سازگاری تحصیلی با میانجی گری خودکارآمدی دانشجویان شهر تبریز انجام شد. این تحقیق از نوع کاربردی، کمّی و توصیفی_پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر، دانشجویان دانشگاه های پیام نور و سراسری شهر تبریز بودند که 380 نفر از آنان با روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند و پرسشنامه های یادگیری خودراهبری فیشر و همکاران (2001)، سازگاری تحصیلی بیکر و سریاک (۱۹۸۴)، شادکامی آکسفورد (OHI) آرجیل و همکاران (1989) و خودکارآمدی تحصیلی جینکز و مورگان (1999) را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون مدل سازی معادلات ساختاری و آزمون سوبل در نرم افزار smartpls3.1.1 و در سطح معنا داری 05/0 انجام شد. نتایج نشان داد که یادگیری خودراهبر بر شادکامی (037/4=t؛ 001/0=p)، سازگاری تحصیلی (916/4=t؛ 001/0=p) و خودکارآمدی تحصیلی (028/29=t؛ 001/0=p) دانشجویان تأثیر معنا داری دارد. همچنین خودکارآمدی تحصیلی بر شادکامی (447/7=t؛ 001/0=p) و سازگاری تحصیلی (340/129=t؛ 001/0=p) دانشجویان تأثیر معنا داری دارد و خودکارآمدی تحصیلی در تأثیر یادگیری خودراهبر بر شادکامی (594/9=z؛ 001/0=p) و سازگاری تحصیلی (252/12=z؛ 001/0=p) دانشجویان نقش میانجی ایفا می کند. بنابراین، می توان با ترویج خودمدیریتی، خودکنترلی و انگیزش و همچنین شناسایی استعداد دانشجویان و فراهم کردن زمینه های تلاش آنها، موجبات شادکامی و سازگاری تحصیلی دانشجویان را فراهم کرد.
۸۲۹.

نقش میانجی خودتنظیمی هیجانی در رابطه بین سخت کوشی روان شناختی و ثبات قدم با خودناتوان سازی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۱
هدف این مطالعه بررسی نقش واسطه ای خودتنظیمی هیجانی در ارتباط بین سخت کوشی روان شناختی، تاب آوری و خودناتوان سازی تحصیلی در دانشجویان دانشگاه تبریز بود. پژوهش با روش توصیفی_همبستگی و مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. نمونه ای شامل ۳۷۸ نفر به روش تصادفی انتخاب شد و داده ها با استفاده از پرسش نامه های استاندارد جمع آوری گردید. نتایج نشان داد که خودتنظیمی هیجانی در رابطه بین تاب آوری و خودناتوان سازی تحصیلی نقش میانجی دارد، اما این نقش در ارتباط سخت کوشی با خودناتوان سازی تأیید نشد. همچنین، همبستگی منفی معناداری بین تاب آوری و خودناتوان سازی مشاهده شد. یافته ها حاکی از آن است که تقویت سخت کوشی روان شناختی و تاب آوری می تواند به کاهش رفتارهای خودناتوان ساز منجر شود. برنامه های آموزشی و مشاوره ای باید بر بهبود این مهارت ها تمرکز کنند تا عملکرد تحصیلی دانشجویان ارتقا یابد. با این حال، محدودیت هایی مانند عدم تعمیم پذیری نتایج به دیگر گروه ها و احتمال سوگیری در خودگزارش دهی وجود دارد. این پژوهش بر اهمیت توسعه مداخلات آموزشی برای تقویت خودتنظیمی هیجانی و سخت کوشی تأکید می کند تا از رفتارهای خودناتوان ساز پیشگیری شود.
۸۳۰.

اثربخشی آموزش مبتنی بر طرحواره استدلال بر ارتقای تفکر انتقادی از بعد آزاد اندیشی و انتقادپذیری در دانش آموزان دختر متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۹
زمینه: در دنیای امروز، توانایی تفکر انتقادی به عنوان یکی از مهارت های اساسی در فرآیند یادگیری و زندگی اجتماعی شناخته می شود. این مهارت شامل دو بعد مهم، یعنی آزاداندیشی و انتقادپذیری است که به افراد کمک می کند تا اطلاعات را به طور مؤثر تجزیه و تحلیل کنند و تصمیمات آگاهانه تری بگیرند. با این حال، در نظام های آموزشی، به ویژه در مورد دانش آموزان دختر، توجه کافی به آموزش این مهارت ها نشده است و خلا پژوهشی قابل توجهی در این زمینه وجود دارد. بنابراین، پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر طرحواره استدلال بر ارتقای تفکر انتقادی از بعد آزاداندیشی و انتقادپذیری در دانش آموزان دختر می پردازد. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر طرحواره استدلال بر ارتقای تفکر انتقادی از بعد آزاداندیشی و انتقادپذیری در دانش آموزان دختر پایه هفتم متوسطه اول شهرستان سنقر بود. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این مطالعه شامل تمامی دانش آموزان پایه هفتم دوره اول متوسطه در سال تحصیلی 1402-1403 شهرستان سنقر بود. نمونه گیری در این پژوهش به روش نمونه گیری در دسترس انجام شد و در نهایت، تعداد 120 دانش آموز انتخاب شدند که به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه تقسیم شدند (60 نفر در گروه آزمایش و 60 نفر در گروه گواه). جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه تفکر انتقادی کالیفرنیا (فاکون، 1997) استفاده شد. گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ایی آموزش مبتنی بر طرحوار استدلال (کاباتز- میمز و کاکان-آکاس، 2020) را فراگرفتند. در نهایت داده ها با آزمون کواریانس با استفاده از نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مبتنی بر طرحواره استدلال بر ارتقای آزاداندیشی و انتقادپذیری در سطح معناداری (001/0) تأثیر معناداری داشته است. نتیجه گیری: آموزش مبتنی بر طرحواره استدلال به دانش آموزان این امکان را می دهد که به طور فعال در فرآیند یادگیری شرکت کنند و مهارت های تحلیلی و استدلالی خود را تقویت نمایند. این نوع آموزش، با تشویق به پرسشگری و تحلیل انتقادی اطلاعات، به ارتقای توانایی دانش آموزان در ارزیابی و نقد نظرات و ایده های مختلف کمک می کند.
۸۳۱.

پیش بینی اضطراب کودکان ابتدایی بر اساس انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۳
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی اضطراب کودکان ابتدایی بر اساس انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل رگرسیون بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه مادران دانش آموزان دختر پایه پنجم و ششم مقطع ابتدایی در مدارس شهر آباده در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 219 نفر انتخاب و پرسشنامه را تکمیل کردند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس اضطراب کودکان (SCAS، اسپنس، 1997)، سیاهه انعطاف پذیری شناختی (CFI، دنیس و واندروال، 2010) و سیاهه تمایزیافتگی خود (DSI، اسکورن و فریندلندر، 2009) بودند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران با اضطراب کودکان رابطه منفی و معناداری وجود دارد (01/۰p‹). همچنین انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران در مجموع 39 درصد از تغییرات اضطراب کودکان را تبیین کردند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران می توانند تبیین کننده اضطراب کودکان ابتدایی باشند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های کاهش اضطراب کودکان ابتدایی ضروری است.
۸۳۲.

A Causal Model of Marital Quality of Life Based on Resilience with the Mediating Role of Sexual Satisfaction in Married Teachers(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۷۲
Objective: This study aimed to investigate a causal model of marital quality of life based on psychological resilience with the mediating role of sexual satisfaction in married teachers. Methods and Materials: The research employed a descriptive-correlational design using structural equation modeling (SEM). The sample consisted of 375 married teachers selected through purposive sampling. Data were collected using the Connor-Davidson Resilience Scale (CD-RISC), the Sexual Satisfaction Questionnaire by Hudson et al., and the Revised Dyadic Adjustment Scale (RDAS) by Busby et al. Descriptive statistics and inferential analyses were conducted using SPSS and AMOS software. Assumptions of normality, linearity, and multicollinearity were checked and confirmed prior to model testing. Findings: The results revealed a significant direct effect of resilience on marital quality of life (β = 0.42, p < 0.001), indicating that higher resilience is associated with greater marital quality among married teachers. However, the indirect effect of resilience on marital quality of life through sexual satisfaction was not statistically significant (β = 0.10, p = 0.113), suggesting that sexual satisfaction does not mediate the relationship between resilience and marital well-being in this population. Model fit indices confirmed the adequacy of the proposed model (χ²/df = 2.54, RMSEA = 0.05, CFI = 0.94, NFI = 0.91, GFI = 0.95, AGFI = 0.93). Conclusion: Resilience plays a crucial and independent role in enhancing marital quality of life among married teachers, while sexual satisfaction, despite its overall importance, does not serve as a mediating factor in this relationship. The findings underscore the importance of psychological strengths in marital dynamics and suggest the need for interventions that enhance resilience to promote relational well-being, especially in high-stress professional contexts.
۸۳۳.

The Structural Model of Democratic Parenting Based on Parental Stress Index and Couples' Communication Patterns with the Mediating Role of Wisdom(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۲۸
Objective: The present study aimed to examine the structural model of the relationship between parental stress and couples' communication patterns with democratic parenting, with the mediating role of wisdom. Methods: The research method was applied in nature, considering the potential use of the data, and the design was descriptive-correlational. The statistical population consisted of parents of elementary school students in Tehran during the 2022-2023 academic year, from which 639 participants were selected through cluster sampling. Data collection tools included the Parental Stress Index by Abidin (1990), the Couples' Communication Patterns Scale by Christensen and Salovey (1984), the Sense of Coherence Scale by Antonovsky (1993), and the Authoritative Parenting Questionnaire by Robinson et al. (2001). The data were analyzed using structural equation modeling (SEM). Findings: The results showed that the stress index, demand/withdrawal, and criticism/defense patterns had a significant negative relationship with authoritative parenting (P < 0.01). Wisdom and constructive interactions demonstrated a positive relationship with authoritative parenting (P < 0.01). Additionally, the results of the modeling indicated that the model had a good fit, and wisdom could mediate the relationship between parental stress, constructive interactions, and demand/withdrawal with authoritative parenting. Conclusion: The findings showed that the variables of parental stress, couples' communication patterns, and wisdom influence parenting.
۸۳۴.

The Mediating Role of Body Checking Behavior and Body Image in the Relationship Between Emotional Regulation and Coping Styles with Binge Eating Disorder in Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۵۱
Objective: The aim of this study was to investigate the mediating role of body checking behavior and body image in the relationship between emotional regulation and coping styles with binge eating disorder. Methods: The research design was a cross-sectional descriptive study of a correlational nature. The target population consisted of all women visiting clinics in Shiraz, and a sample of 200 women was selected using the convenience sampling method. The measurement tools used in this study included the Body Checking and Body Image Questionnaire, the Emotion Regulation Questionnaire, the Coping Styles Questionnaire, and the Binge Eating Disorder Scale. The obtained data were analyzed at both descriptive and inferential levels. In the descriptive section, indices such as mean, standard deviation, minimum, and maximum scores were calculated. At the inferential level, Pearson correlation coefficient and path analysis with structural equation modeling were conducted. Findings: The results indicated that body checking behavior and body image, as mediating variables, create a significant relationship between emotional regulation and coping styles with binge eating disorder. Both emotional regulation and body checking behavior directly and indirectly predicted binge eating disorder. Additionally, coping styles, particularly problem-focused coping, helped reduce binge eating behaviors, whereas emotion-focused and avoidant coping styles had more negative effects on this disorder. Conclusion: These results emphasize that body image and checking behaviors can increase body dissatisfaction and contribute to the persistence of binge eating disorder.
۸۳۵.

اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش استرس والدینی و بهبود تعامل مادر و کودک در مادران دارای فرزند کم توان ذهنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۸
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش استرس والدینی و بهبود تعامل مادر و کودک در مادران دارای فرزند کم توان ذهنی بود. این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود و جامعه آماری آن را مادران دارای فرزند کم توان ذهنی مرکز آموزشی و توانبخشی شهر بجنورد تشکیل دادند. تعداد 30  نفر از این افراد به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گردآوری داده ها با شاخص استرس والدینی (PSI) و مقیاس رابطه والد-کودک (CPRS) انجام شد. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند تحلیل کواریانس نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش استرس والدینی و بهبود تعامل مادر و کودک در مادران دارای فرزند کم توان ذهنی تأثیر معناداری دارد (0.05>P). این پژوهش نشان دهنده آن بود که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند به رشد مهارت های روان شناختی و بهبود مشکلات مادران دارای فرزند کم توان ذهنی کمک کند.
۸۳۶.

ویژگی های روان سنجی پرسشنامه راه حل محور در دانشجویان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۶۸
هدف: برای ارزیابی ذهنیت راه‌حل محور ، وجود ابزاری معتبر ضروری به نظر می‌رسد. پژوهش حاضر با هدف ترجمه و اعتباریابی نسخه فارسی پرسش‌نامه 12 سؤالی راه‌حل محور (SFI) گرنت و همکاران (2012) انجام گرفت. روش پژوهش: مطالعه حاضر یک پژوهش روش‌شناسی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی 1403 - 1402 بود که تعداد 263 نفر از دانشجویان با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شده و در پژوهش شرکت کردند. پس از ترجمه و اخذ نظرات اساتید متخصص، اعتبار صوری و محتوایی پرسش‌نامه به صورت کیفی تعیین گردید و پس از آن اعتبار سازه (با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی)، اعتبار ملاک (سنجش همبستگی میان نسخه فارسی پرسش‌نامه راه‌حل محور و پرسش‌نامه بهزیستی روان‌شناختی ریف و رضایت از زندگی داینر) و همسانی درونی ابزار مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج تحلیل اعتبار همگرا، بیانگر همبستگی مثبت بین نسخه فارسی پرسش‌نامه راه‌حل محور، پرسش‌نامه بهزیستی روان‌شناختی و رضایت از زندگی بود. ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسش‌نامه 77/0 و برای سه خرده مقیاس عدم درگیری با مشکل، جهت‌گیری هدف و فعال‌سازی منابع بین 46/0 تا 79/0 بود. همچنین نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان‌دهنده اعتبار سازه پرسش‌نامه بود. نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش، نشان‌دهنده اعتبار صوری، اعتبار سازه، اعتبار ملاک و همسانی درونی و ثبات قابل قبول ابزار است. از این جهت می‌توان از این ابزار جهت سنجش ذهنیت راه‌حل محور در بخش‌های پژوهشی استفاده لازم را به عمل آورد.
۸۳۷.

The mediating role of sadness caused by separation and perceived stress in the relationship between the quality of parental involvement and release from the previous relationship in divorced women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۱۰۰
Aim: Parenting after divorce is one of the most important tasks for divorced parents. This research was conducted to investigate the mediating role of grief and sadness caused by separation and perceived stress in the quality of parental participation and release from the previous relationship in divorced women with children in Yasuj city. Method: Research method This correlation study and was based on structural equation modeling. the population of included all the women in divorcees with children who were referred to the counseling centers of Yasouj city, 314 people who in 2023 voluntarily declared their readiness to participate in this research. From among the volunteers, 202 people who were eligible to participate in the research responded to the indicators of release from the previous relationship (DFPR, Fisher and Bierhaus, 2007), perceived stress (PSS, Cohen et all, 1983), Quality of parental Coparental Communication (QCCS, Constance and Aarons, 1981) and sadness caused by separation (SCS, Fisher and Bierhaus, 2007). The data were analyzed using the path analysis of structural equations method. Finding: The results showed that the proposed model is a good fit. The results showed that the two variables of perceived stress and sadness caused by separation had an indirect and significant effect on the relationship between the quality of parental involvement and separation from the previous relationship (p = 0.001) and also found shows a direct effect on the quality of the shared relationship on separation of the previous relationship (p = 0.001). According to the obtained findings,
۸۳۸.

The validation of the Multidimensional Orientation Toward Dying and Death Inventory in an Iranian People(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۶۲
Introduction and Objective: The Multidimensional Orientation Toward Dying and Death Inventory (MODDI-F) is a 47-item self-report scale. This study aimed to assess the psychometric properties of the MODDI-F in a sample of Muslims. Research Methodology: In this study, which was a cross-sectional design, 465 individuals (220 men and 245 women) were selected by random sampling and completed the Death Anxiety Scale (DAS), the Death Obsession Scale (DOS), the Death Depression Scale (DDS), and the MODDI-F. Data were analyzed using principal component analysis and multiple analyses of variance (MANOVA). Findings: The factor analysis results using principal component analysis (PCA) showed that the MODDI-F was a multidimensional scale and four factors including fear of oneself death, fear of other’s death, death loneliness, and death acceptance explained the most variances respectively. Females had higher scores on the MODDI-F than males. In order to examine concurrent validity of the MODDI-F, the relations of the MODDI-F to the DAS, the DOS, and the DDS were investigated. The results showed that the MODDI-F had an appropriate concurrent validity. In addition, three types of reliability (test-retest, split-half, and internal consistency) were reported. Conclusion: Considering desirable psychometric properties of the MODDI-F in the present study, this scale can be used in research on death among Iranian people.
۸۳۹.

مقایسه اثربخشی طرح واره درمانی و رفتاردرمانی شناختی بر اضطراب افسردگی و استرس بیماران منییر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۷
مقدمه: بیماران منییر مشکلات روان شناختی عدیده ای را گزارش می کنند درحالی که در جهت درمان و بهبود ابعاد روانشناسی این بیماران تلاش چندانی نشده است. لذا هدف مطالعه حاضر مقایسه میزان اثربخشی طرح واره درمانی و رفتاردرمانی شناختی بر افسردگی، اضطراب و استرس بیماران منییر بود. روش: این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر بیماران منییر مبتلا به افسردگی و اضطراب همبود بود که از بین آن ها، 45 بیمار با توجه به معیار های ورود و خروج با روش نمونه گیری در دسترس مبتنی بر هدف انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه رفتاردرمانی شناختی، طرح واره درمانی و کنترل اختصاص داده شدند. هر سه گروه قبل، بعد از مداخله و یک ماه بعد از مداخله با مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس مورد ارزیابی قرار گرفتند. در نهایت داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندزه گیری مکرر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج کاهش معنادار در افسردگی، اضطراب و استرس بیماران منییر گروه های آزمایش نسبت به کنترل در پس آزمون و پیگیری نشان داد (05/0P < ). همچنین بین گروه طرح واره درمانی و رفتاردرمانی شناختی در کاهش افسردگی به نفع طرح واره درمانی تفاوت معنادار نشان داده شد (05/0P < ) اما در دیگر متغیرها تفاوت معناداری بین دو گرو آزمایش یافت نشد (05/0P > ). نتیجه گیری: مداخلات طرح واره درمانی و رفتاردرمانی شناختی در بهبود علائم روان شناختی بیماران منییر مؤثر است. نتیجه این پژوهش و پژوهش های مشابه می تواند در حوزه های تشخیصی و درمانی بیماران منییر مورد استفاده قرار گیرد.
۸۴۰.

تأثیر آموزش مهارت های مثبت اندیشی بر تعلق به مدرسه و مهارت های اجتماعی دانش آموزان ابتدایی شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۶۴
زمینه: در سال های اخیر، توجه به تعلق به مدرسه و مهارت های اجتماعی دانش آموزان به عنوان عواملی اساسی در توسعه ی شخصیت و عملکرد تحصیلی آنان مورد تأکید پژوهش ها بوده است. تعلق به مدرسه، حس پیوند و ارتباط با محیط آموزشی را تقویت می کند و مهارت های اجتماعی، به دانش آموزان کمک می کند که روابط مثبت تری با همسالان و معلمان برقرار کنند. آموزش مهارت های مثبت اندیشی می تواند در بهبود این جنبه ها نقش مؤثری داشته باشد. با این حال، شکاف پژوهشی موجود به دلیل کمبود مطالعاتی که به صورت مستقیم اثرات مثبت اندیشی را بر تعلق به مدرسه و مهارت های اجتماعی در سطح دانش آموزان ابتدایی، بررسی کرده اند، مشهود است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش مهارت های مثبت اندیشی بر تعلق به مدرسه و مهارت های اجتماعی دانش آموزان ابتدایی شهر اردبیل انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری 3 ماهه بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره دوم ابتدایی (4945 نفر) شهر اردبیل در سال تحصیلی 1402-1403 بودند که از میان آنها با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 60 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و در دو گروه 30 نفره (30 نفر گروه آزمایش و 30 نفر گروه گواه) به صورت تصادفی جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های مهارت های اجتماعی (ماتسون، 1983) و احساس تعلق به مدرسه (بری و همکاران، 2005) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS.24 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش مهارت های مثبت اندیشی منجر به افزایش تعلق به مدرسه در دانش آموزان ابتدایی شود (01/0 >p)؛ همچنین آموزش مثبت اندیشی در ارتقای مهارت های اجتماعی دانش آموزان ابتدایی مؤثر بود (01/0 >p) و نتایج این تأثیر در بازه زمانی 3 ماهه نیز پایدار بود (01/0 >p). نتیجه گیری: باتوجه به نتایج مطالعه حاضر، آموزش مهارت مثبت اندیشی می تواند به عنوان یک برنامه پیشگیرانه برای دانش آموزانی که در زمینه تحصیلی و هیجانی دچار مشکل و نقص هستند یا در قالب یک برنامه مداخله ای برای کاهش آسیب در کودکان و نوجوانان، به ویژه توسط درمانگران و مشاوران مدنظر قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان