فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۹۶۱ تا ۷٬۹۸۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر استفاده از راهبردهای سازگارانه و راهبردهای ناسازگارانه در بیماران مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه بیماری کووید-19 بود. به این منظور؛ در یک بررسی تک آزمودنی چند خط پایه سه نفر از مبتلایان به اختلال استرس پس از سانحه ناشی از بیماری کووید- 19 از میان افرادی که حداقل یک ماه قبل به علت بیماری کوود -19 در بیمارستان مسیح دانشور تهران بستری شده بودند، به روش نمونه گیری هدفمند، به پرسشنامه نظم جویی هیجان CERQ (گانفسکی و همکاران،2001) و تأثیر رویداد _ ویرایش IES-R (ویس و مامار، 1997) پاسخ دادند و مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها به روش تحلیل اندازه گیری های مکرّر و به کمک رسم نمودار تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها نشان داد بیماران تحت درمان، اثربخشی معناداری در استفاده از راهبردهای سازگارانه و راهبردهای ناسازگارانه نشان داده و بهبودی معناداری به لحاظ بالینی کسب نمودند. لذا؛ درمان شناختی رفتاری بر استفاده از راهبردهای سازگارانه و راهبردهای ناسازگارانه در بیماران مبتلابه اختلال استرس پس از سانحه بیماری کووید- 19 اثرگذار است.
تاثیر مداخله مبتنی بر نظریه ذهن برکاهش پرخاشگری و تقویت همدلی در کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس اهمیت جنبه @های مختلف تحول در دانش آموزان اعم از جسمی، شناختی، هیجانی و اجتماعی در شکل گیری شخصیت آنها، هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی مداخله مبتنی بر نظریه ذهن برکاهش پرخاشگری و تقویت همدلی در کودکان بود. جامعه آماری در این پژوهش نیمه آزمایشی شامل کلیه دانش آموزان دوره اول ابتدایی 7 تا 9 ساله شهر تهران در سال تحصیلی 98- 1397 بود. حجم نمونه شامل30 دانش آموز بود که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. داده ها به وسیله پرسشنامه سنجش پرخاشگری باس و پری (باس و پری، 1992) و پرسشنامه همدلی-بهر و تحلیل کودکان جمع آوری شد و با روش آماری تحلیل کوواریانس تحلیل شد. یافته ها نشان داد مداخله مبتنی بر نظریه ذهن بر کاهش پرخاشگری و تقویت همدلی دانش آموزان تاثیر معناداری دارد P≤0/05)) و مداخله همدلی را با میزان تاثیر 68 درصد بهبود و پرخاشگری را با میزان تاثیر 4/82 درصد کاهش داد. بنابراین مداخله مبتنی بر نظریه ذهن می تواند با افزایش توانایی کودکان در درک احساس و افکار دیگران، مهارت های اجتماعی آنها را افزایش دهد.
مقایسه ی اثربخشی بخشش درمانی و آموزش ذهن آگاهی بر بهبودی بخشش در دانش آموزان متوسطه ی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۹
65 - 88
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه ی تأثیر بخشش درمانی با آموزش ذهن آگاهی بر بهبودی بخشش در دانش آموزان متوسطه ی دوم است. طرح پژوهش به صورت نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام دانش آموزان پایه های دهم و یازدهم متوسطه ی دوم شهر تهران بود که در سال تحصیلی 1398-1397 در مدارس این شهر مشغول به تحصیل بودند. از این جامعه آماری، به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی دانش آموزان 6 کلاس انتخاب شدند و به طور تصادفی گروهی به گروه های آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش اول (بخشش درمانی) شامل 38 نفر، گروه آزمایش دوم (آموزش ذهن آگاهی) شامل 37 نفر و گروه کنترل شامل 40 نفر بود. ابزار پژوهش شامل مقیاس گرایش به بخشش هارتلند بود. پس از اجرای پیش آزمون، گروه های آزمایشی تحت بخشش درمانی و یا آموزش ذهن آگاهی قرار گرفتند و گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. پس از آن در هر سه گروه پس آزمون و بعد از یک ماه و نیم پیگیری به عمل آمد. در این پژوهش برای تجزیه و تحلیل داده ها، از روش های آماری تحلیل کوواریانس چند متغیری (مانکووا) و تحلیل کوواریانس تک متغیری (آنکووا) استفاده شده است. نتایج نشان داد که بین گروه های آزمایشی و گروه کنترل از لحاظ متغیر بخشش و خرده مقیاس های آن در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معنی داری وجود دارد(001/0>p). همچنین مشاهده شد که روش ذهن آگاهی تأثیر بیشتری بر میزان بهبود بخشش در بلندمدت دارد(001/0>p). با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت آموزش ذهن آگاهی بیشتر از بخشش درمانی به بهبود بخشش دانش آموزان در بلندمدت کمک می کند و اثربخشی ماندگارتری دارد.
نقش واسطه ای کیفیت مراقبت مادرانه در رابطه بین حرمت خود مادر و اختلال های هیجانی و رفتاری کودک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین نقش واسطه ای کیفیت مراقبت مادرانه در رابطه بین حرمت خود مادر با اختلال های هیجانی و رفتاری کودک بود. 388 مادر دارای کودک 14-6 ساله در دبستان های مناطق 2 و 5 شهر تهران در سال 1398، با استفاده از روش نمونه برداری در دسترس وارد پژوهش شدند و به فهرست رفتاری کودک (آشنباخ و رسکولا، 2001)، سیاهه چند بعدی حرمت خود (ابراین و اپستاین، 1988) و مقیاس کیفیت مراقبت مادرانه (قنبری و همکاران، 1390) پاسخ دادند. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که اثر غیرمستقیم حرمت خود مادر بر مشکلات درونی سازی (14/0= ß ) و برونی سازی کودک (23/0= ß ) با واسطه کیفیت مراقبت مادرانه معنادار است. یافته های این پژوهش نقش واسطه ای کیفیت مراقبت مادرانه در رابطه بین حرمت خود مادر و مشکلات هیجانی و رفتاری کودک را تایید می کند. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت حرمت خود مادر و کیفیت مراقبت وی از کودک خویش بر پدیدآیی مشکلات هیجانی و رفتاری کودک تأثیر بسزایی دارد. در نظر گرفتن این متغیرها می تواند در زمینه پیشگیری، تشخیص و درمان مشکلات هیجانی و رفتاری کودک مؤثر باشد.
اثربخشی سایکودرام بر سلامت روان و شادکامی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول شهر شیراز
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی روش نمایش گری بر سلامت روانی و شادکامی دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهر شیراز انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول پایه هشتم ناحیه 4 شهر شیراز در سال تحصیلی 1399-1398 بود. برای تعیین حجم نمونه 30 نفر دانش آموزان مدرسه پسرانه «اوریاد»، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، و به صورت تصادفی در گروه های گواه و آزمایشی گمارده شدند (گروه آزمایش: 15 نفر/ گروه گواه: 15 نفر). ابزار پژوهش پرسشنامه های پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ، 1972) و پرسشنامه شادکامی آکسفورد هیلز و آرجیل (2002، فرم کودک) بود. برای تحلیل داده ها در سطح توصیفی از میانگین و انحراف استاندارد و در سطح استنباطی از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیری و چند متغیری استفاده شد. نتایج تحلیل کورایانس نشان داد که نمایش درمانی (سایکودرام) بر سلامت روان و شادکامی دانش آموزان مقطع متوسطه اول مؤثر بوده است (01/0>p) ؛ به عبارت دیگر نمایش درمانی باعث افزایش میزان سلامت روانی و شادکامی دانش آموزان شده است. میزان تأثیر درمان بر بر سلامت روانی 78/0 و شادکامی 88/0 بود.
رابطه بین آمیختگی شناختی، حس انسجام، نشخوار فکری و پریشانی روان شناختی در بیماران مبتلابه سرطان:نقش میانجی بد تنظیمی هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه بین آمیختگی شناختی، حس انسجام، نشخوار فکری و پریشانی روان شناختی در بیماران مبتلابه سرطان با نقش میانجی بدتنظیمی هیجان انجام شد. در قالب یک پژوهش همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری از بینتمامی بیماران زن و مرد مبتلا به یکی از انواع سرطان های(پستان، خون، رحم، حنجره و روده بزرگ) مراجعه کننده به بیمارستان ها و دیگر مراکز درمانی خصوصی و دولتی شهر تهران در سه ماهه دوم سال 1399 با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس 200 نفر انتخاب شدند. مقیاس DASS-21، مقیاس نشخوارفکری، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان، پرسش نامه حس انسجام و پرسش نامه آمیختگی شناختی جهت گردآوری یافته ها مورد استفاده قرار گرفت. داده ها با استفاده از روش پیشرفته آماری مدل یابی معادلات ساختاری، با کاربرد نرم افزار Smart pls3 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در مرحله نخست نتایج نشان داد که مدل مفروض مبنی بر رابطه بین آمیختگی شناختی، حس انسجام، نشخوار فکری و پریشانی روان شناختی در بیماران مبتلابه سرطان با نقش میانجی بدتنظیمی هیجان از برازش لازم با یافته ها برخوردار است. در ادامه نتایج به دست آمده از ضرایب رگرسیونی استاندارد مدل مفروض پژوهش، رابطه مستقیم بین نشخوار فکری با بدتنظیمی هیجانی (001/0P=؛ 50/11=T؛638/0=β) و رابطه بدتنظیمی هیجانی با پریشانی روان شناختی در بیماران مبتلا به سرطان را مورد تائید قرار داد (001/0P=؛ 48/5=T؛514/0-=β). درحالی که رابطه مستقیم بین آمیختگی شناختی و پریشانی روان شناختی (096/P=؛ 66/1=T؛198/0=β) و بین حس انسجام با پریشانی روان شناختی (472/P=؛ 719/0=T؛041/0-=β) دربیماران مبتلا به سرطان مورد تائید قرار نگرفت. همچنین تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش حاکی از نقش میانجی کامل بدتنظیمی هیجانی در رابطه بین آمیختگی شناختی و حس انسجام با پریشانی روان شناختی بود، درحالی که بدتنظیمی هیجانی بین نشخوار فکری و پریشانی روان شناختی نقش میانجی جزئی داشت. از این رو با توجه به روابط ساختاری بین متغیرهای مورد بررسی و مشخص شدن نقش بدتنظیمی هیجانی به عنوان متغیر میانجی در این رابطه، می تواند گام نخست در جهت شناسایی متغیرهای دخیل در پریشانی روان شناختی در بیماران مبتلا به سرطان و به دنبال آن طراحی و به کارگیری برنامه های آموزشی و توان بخشی مبتنی بر شواهد در جهت کاهش درد و رنج روان شناختی در بیماران مبتلا به سرطان باشد و مورد توجه تیم سلامت روان این بیماران قرار گیرد.
بررسی پیامدها و عوارض روان شناختی و چالش های خانوادگی ناشی از شرایط کرونا در افراد شاغل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۲۰ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۷۸
272-299
حوزههای تخصصی:
هدف: پاندمی کووید-19 اثرات روان شناختی متفاوت مانند استرس و اضطراب و ترس و... و پیامدهای خانوادگی گوناگونی بر افراد شاغل گذاشته است. این مطالعه با هدف شناسایی پیامدهای روان شناختی و چالش های خانوادگی ناشی از شرایط کرونا در افراد شاغل طراحی و انجام شد. روش : این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسانه انجام شد. جامعه آماری افراد شاغل شهر تهران در سال 1399بودند که ملاک هایی از جمله اینکه یکسال در آن شغل فعالیت داشتند و شاغل در سازمان های دولتی، غیردولتی، خدماتی، بهداشتی، مشاغل آزاد و.... بودند. نمونه آماری شامل 16 نفر می باشد که بصورت هدفمند و دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختار استفاده شد. برای تحلیل و تجزیه داده ها از رویکرد پدیدار شناسی توصیفی کلایزی استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل از این پژوهش در قالب مقولات اصلی و مقولات فرعی مشخص گردید. در بررسی نتایج از بین 3 سوال کلی استخراج شده از پژوهش، 16 مقوله اصلی احساسات منفی، مشغولیت، تفریحات، نشاط، نظم، تنش، مراقبت، فرصت، آموزش، ارتباط و مشکلات جسمی، تاثیر منفی، مدارا، تاثیر مثبت، بدون مشکل و دورکاری به دست آمد. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که پاندومی ویروس کرونا در ایران برای کلیه افراد تجربه ای جدید و غیرقابل پیش بینی بوده که اثرات منفی و متفاوت روان شناختی بر جامعه شغلی گذاشته است. از اینرو پیشنهاد می شود مداخلات روان شناختی لازم برای بهبود سلامت روان و کاهش پیامدهای روان شناختی جامعه شغلی انجام شود
اثربخشی درمان هیجان مدار بر طرحواره های ناسازگار اولیه زوجین در دوران عقد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ازدواج یکی از مهمترین رویدادهای زندگی هرفرد است که تحت تاثیر ویژگی ها و خصوصیات فرد پیش از ازدواج مانند طرح واره های ناسازگار اولیه است. یکی از رویکردهای درمانی که برای طرح واره های ناسازگار اولیه ارایه شده است، درمان هیجان مدار است. بنابراین هدف از پژوهش حاضر اثر بخشی درمان هیجان مدار بر طرحواره های ناسازگار اولیه در دوران عقد است. مواد و روش ها: طرح پزوهش حاضر از بعد هدف کاربردی و از بعد روش اجرا شبه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری ۲ ماه است. از جامعه زوجین در دوران عقد شهر تهران نمونه ای ۴۰ نفری از زوجین به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به روش تصادفی در دو گروه جایگزین شدند. آموزش درمان هیجان مدار به مدت ۱۲ جلسه به گروه آزمایش ارایه شد. از پرسشنامه طرح واره های ناسازگار اولیه یانگ (۱۹۹۰) برای گردآوری داده ها استفاده گردید. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد درمان هیجان مدار بر طرح واره های ناسازگار اولیه اثربخش بوده است(p=۰.۰۵). نتایج نشان داد که اثر تعاملی زمان*گروه و منبع بین گروهی در نمرات شرکت کنندگان در خصوص طرحواره های ناسازگار اولیه تفاوت معناداری وجود دارد (p=۰.۰۱). نتیجه گیری: بنابراین درمان هیجان مدار با بهبود آگاهی، شناخت و تنظیم هیجانی، عاملیت زوجین را در تنظیم هیجان ها افزایش می دهد و انحرافات شناختی ناشی از طرح واره های ناسازگار اولیه را کاهش می دهد و پیشنهاد میگردد به عنوان رویکرد درمانی در مسائل زوجین استفاده گردد.
اثربخشی حساسیت زدایی حرکت چشم بازپردازش در کاهش اضطراب بیماران کرونایی بستری شده در آی سی یو
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: حساسیت زدایی حرکت چشم باز پردازش ( EMDR ) یکی از روش های مؤثر در کمک به کسانی است که از مشکلات ناشی از تجربه های آسیب زا، اضطراب، خاطرات ناخوشایند، اختلال استرس پس از ضربه، سوگ و انواع دیگری از مشکلات هیجانی رنج می برند؛ این پژوهش باهدف بررسی اثربخشی حساسیت زدایی حرکت چشم باز پردازش در کاهش اضطراب بیماران کرونایی بستری شده در آی سی یو انجام شد. روش پژوهش : پژوهش حاضر از نوع طرح آزمایشی تک موردی از نوع خط پایه چندگانه بود. جامعه آماری پژوهش شامل بیماران کرونایی بستری شده در آی سی یو بیمارستان امام خمینی تهران بود که 6 نفر به روش داوطلبانه هدفمند انتخاب شدند. این افراد در جلسات حساسیت زدایی حرکت چشم باز پردازش شاپیرو (2014) به صورت فردی، شش جلسه چهل وپنج دقیقه ای تحت درمان قرار گرفتند و در هر مرحله با استفاده از سیاهه اضطراب اشپیل برگر (1983) ارزیابی شدند. یافته ها : داده ها به روش ترسیم دیداری ، شاخص تغییر پایا و فرمول درصد بهبودی تحلیل شدند ؛ نتایج نشان داد که حساسیت زدایی حرکت چشم باز پرداش توانسته است بر کاهش علائم اضطراب در بیماران کرونایی بستری شده تأثیر معناداری داشته باشد. نتیجه گیری : روش درمانی حساسیت زدایی حرکات چشم باز پردازش می تواند یکی از درمان های مؤثر در کاهش علائم اضطرابی در مواجه با بیماری کرونا باشد.
مفهوم شناسی کمینه گرایی در سبک زیسته مدرن و قرآن کریم(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
کمینه گرایی گزینش شیوه ای از س بک زیست در برداشت ساده زیستی دردنیای نوین است که به انواع امکان های موجود در گستره مصرف کالا اشاره دارد. این مفهوم در معنای جامع و کلی، الگویی از کنش آدمیان بر پایه مجموعه ای از برداشت ها، ارزش ها، شیوه های رفتاری، سلیقه ها و باورهای نظام مند افراد در زیست اجتماعی بر پایه مصرف و لذت است. شیوه های زیسته به دلیل وقوع مکانی و زمانی در دنیای کهن و مدرن از جهت مؤلفه های ساختاری، کاربستی، سلسله ارزش ها و قواعد دارای تنوع هستند. بازشناخت تفاوت برداشت ها از این مفهوم در دنیای نوین و دین اسلام در قالب مفاهیم زهد و قناعت که کنشی برای رفع نیاز طبیعی است، حاجت به بازخوانی در دایره گفتمانی همبسته به آن است. شیوه پژوهش به صورت توصیفی و تحلیلی در پی مفهوم شناسی واژگان کاربستی کمینه گرایی در دو نظام گفتمانی، قرآن کریم و دنیای مدرن و بازخوانی برداشت های ناهمسان از آن در سبک زیسته است. براساس یافته این جستار، کمینه گرایی نوعی سبک زیسته در دنیای پساسنت و همبسته به تحولات دانشی در گستره علوم طبیعی و انسانی می باشد که به گونه ساختاری، روشی و هدف در حیات انسانی اثربخش است.
مقایسه اثربخشی درمان کیفیت زندگی مبتنی بر تجارب زیسته دختران نوجوان دارای مشکل بی خوابی با درمان گوش کردن عمیق کامل بر شدت بی خوابی و کیفیت خواب آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ااین پژوهش باهدف مقایسه اثربخشی درمان کیفیت زندگی مبتنی بر تجارب زیسته دختران نوجوان دارای مشکل بی خوابی ودرمان گوش کردن عمیق کامل برشدت بی خوابی و کیفیت خواب نوجوانان دختر با مشکل بی خوابی انجام شد. روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پی گیری دوماهه بود. نمونه آماری پژوهش از بین دختران دارای مشکل بی خوابی دوره متوسطه دوم شهر اصفهان 45 نفر که دارای معیارهای ورود و خروج مطالعه بودند به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند (هر گروه 15 نفر). آزمودنی ها در سه مرحله به پرسشنامه های شدت بی خوابی (مو رین،2006) و کیفیت خواب (پیتزبورگ، 1989) پاسخ دادند. درمان کیفیت زندگی در 10 جلسه ودرمان گوش کردن عمیق کامل در 8 جلسه 90 دقیقه ای برگزار شد. نتایج تحلیل اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد که این دو مداخله در بهبود شدت بی خوابی و کیفیت خواب در دو گروه آزمایش نسبت به گروه گواه تأثیر معنی داری داشته و این تأثیر در مرحله پی گیری باقی مانده است (05/0p<). در مقایسه این دو مداخله درمان مبتنی بر گوش کردن عمیق کامل در بهبود شدت بی خوابی اثربخش تر از درمان کیفیت زندگی مبتنی بر تجارب زیسته بوده است (05/0>p) و در هر دو مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت اثربخشی بر کیفیت خواب در مقایسه ی گروه درمان کیفیت زندگی با درمان مبتنی بر گوش کردن عمیق کامل تفاوت معنادار نبود (05/0<p).
نقش افسردگی و فراشناخت بدشکلی بدن در اختلال خوردن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تحولی: روانشناسان ایرانی سال هفدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۶۹
103 - 114
حوزههای تخصصی:
اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر تحمل پریشانی و احساس گناه مادران دارای کودکان معلول جسمی حرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۲۰ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۷۹
289-269
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت، بر تحمل پریشانی و احساس گناه مادران دارای کودکان معلول جسمی حرکتی بود. روش: این مطالعه از نظر روش شناختی جز طرح های نیمه تجربی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودک معلول جسمی حرکتی بودند که فرزندانشان در مدارس استثنایی شهرستان سقز در سال تحصیلی 98-97 به تحصیل اشتغال داشتند. به این منظور، 24 نفر از مادران دارای کودک معلول جسمی حرکتی با روش نمونه گیری در دسترس از بین مدارس استثنایی انتخاب و با روش تصادفی به گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند (هر گروه 12 نفر). مداخله درمانی به مدت 10 جلسه 75 دقیقه ای بر روی گروه آزمایش انجام گرفت و به گروه کنترل هیچ آموزشی ارائه نشد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، مقیاس تحمل پریشانی ( DTS ) و آزمون عاطفه خودآگاه ( TOSCA-2 ) بود که در مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل شد. داده ها با روش آماری تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان دهنده وجود تفاوت معنادار در گروه آزمایش و گواه در مرحله پیش آزمون و پس آزمون بود (05/ p< ). بر اساس این یافته ها درمان متمرکز بر شفقت بر کاهش احساس گناه و افزایش تحمل پریشانی مادران دارای کودک معلول جسمی-حرکتی اثرگذار است . نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که برنامه شفقت به خود از طریق فراهم کردن تجربیات مثبت، افزایش سازگاری با شرایط تنش زا و ابراز همدلی و هم دردی می تواند تحمل پریشانی را در افراد افزایش داده و سطح احساس گناه مادران دارای فرزند معلول را کاهش دهد.
پیش بینی اضطراب ویروس کرونا بر اساس تاب آوری، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و سایبرکندریا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از تاثیرات همه گیری بیماری کووید-19، افزایش سطح اضطراب ناشی از آن بوده است. در این راستا، شناسایی و هدف قرار دادن عوامل پیش بینی کننده آن می تواند در مدیریت اضطراب ویروس کرونا موثر باشد. بنابراین هدف پژوهش حاضر، پیش بینی اضطراب ویروس کرونا بر اساس تاب آوری، تنظیم شناختی هیجان و سایبرکندریا بود. روش کار: در قالب یک طرح همبستگی از بین افراد 18 تا 60 سال ساکن شهر اصفهان با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و از طریق شبکه های اجتماعی، 409 نفر انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های اضطراب ویروس کرونا Lee، تاب آوری Connorو Davidson، تنظیم شناختی هیجان Garnefski و Kraaijو شدت سایبرکندریای McElroy و همکاران جمع آوری شد. داده ها با استفاده از رگرسیون چندگانه همزمان و نرم افزار SPSS-19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: بر اساس نتایج به دست آمده، متغیرهای تاب آوری، زیرمقیاس های ملامت خویش و پذیرش در متغیر تنظیم شناختی هیجان و سایبرکندریا، در مجموع 5/15 درصد از واریانس اضطراب ویروس کرونا را پیش بینی کردند (05/0>P). نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که تاب آوری، برخی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان همچون ملامت خویش و پذیرش و همچنین سایبرکندریا با اضطراب ویروس کرونا ارتباط معنادار داشته و قادر به پیش بینی آن هستند. بر این اساس، با طراحی پژوهش های مداخله ای همچون تاثیر آموزش تاب آوری، تنظیم هیجان و مدیریت سایبرکندریا بر اضطراب ویروس کرونا می توان به نتایج علی دست یافت و سپس این نتایج را برای مدیریت اضطراب ویروس کرونا در قالب آموزش های همگانی در جامعه مطرح کرد.
رابطه خلاقیت و هوش هیجانی با میانجی گری شوخ طبعی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال دهم اسفند ۱۴۰۰ شماره ۱۲ (پیاپی ۶۹)
۲۸۲-۲۷۳
حوزههای تخصصی:
علی رغم شناخت روز افزون اهمیت خلاقیت در نوجوانان، خلاقیت در نوجوانان هم چنان یک رشته مغفول در مطالعه مانده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه علّی خلاقیت و هوش هیجانی با میانجی گری شوخ طبعی در نوجوانان بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های بنیادی و از لحاظ روش از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه پژوهش را کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه شهر عباس آباد در سال 99-1398 تشکیل دادند که از بین آن ها به صورت در دسترس 314 نفر (45 پسر،269 دختر) به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه خلاقیت عابدی(1372)، پرسش نامه هوش هیجانی برادبری-گریوز (2005) و شوخ طبعی خشوعی(SHQ) (1388) بود. برای تحلیل نتایج از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Lisrel انجام شد. یافته ها نشان داد هوش هیجانی بر خلاقیت 63/0(001/0> P )، شوخ طبعی بر خلاقیت 16/0(002/0> P)، هوش هیجانی بر شوخ طبعی 50/0 تاثیر مستقیم داشت (001/0> P) و میزان تأثیر غیرمستقیم هوش هیجانی بر خلاقیت با میانجی گری شوخ طبعی 10/0 بوده است (05/0>P). بنابراین براساس نتایج حاضر می توان به اهمیت نقش شوخ طبعی در ارتباط خلاقیت با هوش هیجانی نوجوانان پی برد و در این راستا تدبیرهای لازم را بکار گرفت.
تحلیل روان شناختی میهمانی بر اساس منابع اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تحلیل روان شناختی مهمانی بر اساس منابع اسلامی است. با توجه به اجتماعی بودن انسان، ارائه الگوهای کامل در این عرصه برای رسیدن به نقطه مطلوب ضروری است. بهترین الگو معصومین(علیهم السلام) هستند. بدین منظور مطالب مرتبط با مهمانی در منابع روایی جمع آوری و سپس با روش تفسیر محتوای متون دینی، تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد وظایف میزبان شامل نیت الهی داشتن، در اختیار نهادن آنچه مهمان نیاز دارد، استقبال گرم از مهمان، عدم فخرفروشی در پذیرایی، پرهیز از تکلف و سختی، مراقبت از مهمان در خطرات و بدرقه مهمان است و وظایف مهمان شامل قبول دعوت مهمانی، پرهیز از مهمانی ناخوانده، با آراستگی رفتن، اطاعت از میزبان، دعا کردن و استفاده از کلمات زیبا در حق میزبان است. این سنت علاوه بر تجلیات و صورت های نمادین که بیان گر سبک زندگی اسلامی است، دارای آثار و کارکردهایی است که مجموع حیات اجتماعی مسلمین را تحت تأثیر قرار داده و سهم به سزایی در پیشرفت تمدن سازی اسلامی به عهده می گیرد این آثار که درواقع یافته های نوی این پژوهش می باشند عبارت اند از: آثار دینی از جمله ریزش گناهان، صحت و سلامت و فرصت آموزش را در پی خواهد داشت و آثار روان شناختی پیوند جویی، مهارت ابراز وجود، همجواری، ابراز عواطف، همدلی و شایستگی و صمیمیت را به همراه دارد. توصیه می شود بر اساس یافته های این پژوهش، پرسش نامه مهمانی با رویکرد اسلامی تدوین شود.
مدل علّی تحلیل رفتگی ورزشکاران نخبه بر اساس کمال گرایی ورزشکاران در دوران همه گیری کووید19: نقش واسطه ای سبک مربیگری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۰)
595 - 604
حوزههای تخصصی:
تحلیل رفتگی با مجموعه ای از مسائل پزشکی، روان شناختی، هیجانی و مرتبط با عملکرد در ورزشکاران نخبه همراه است که می تواند متأثر از عوامل فردی و مربیگری باشد؛ بنابراین، هدف از این مطالعه بررسی رابطه کمال گرایی و تحلیل رفتگی با واسطه گری سبک مربیگری در شرایط همه گیری کووید-19 بود. در این پژوهش مقطعی، 258 ورزشکار نخبه (میانگین سنی= 05/22؛ انحراف استاندارد=08/3؛ 148 مرد) مقیاس های کمال گرایی چندبعدی، تحلیل رفتگی ورزشی و سبک مربیگری را تکمیل کردند. جهت تجزیه وتحلیل داده ها علاوه بر شاخص های آمار توصیفی از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد مسیرهای مستقیم کمال گرایی به تحلیل رفتگی، کمال گرایی به سبک مربیگری کنترلی، سبک مربیگری کنترلی به تحلیل رفتگی و مسیر غیرمستقیم کمال گرایی و ابعاد آن به تحلیل رفتگی با واسطه گری سبک مربیگری کنترلی معنادار بودند. نتایج حاکی از آن است هرچه ورزشکاران توانایی کمتری در سازمان دهی معیارها و انتظارات عملکردی از خود و دیگران داشته باشند و خود را بیشتر مقید به تحقق خواسته های بیرونی بدانند با خطر تحلیل رفتگی بالاتری مواجه هستند، درعین حال، می توان امیدوار بود با ارائه آموزش های مبتنی بر کاهش سبک کنترلی مربیان، تمایلات کمال گرایانه در ورزشکاران تعدیل شده و به کاهش تحلیل رفتگی آن ها در دوران همه گیری کووید-19 منجر می شود.
نقش تعدیل کننده راهبردهای شناختی تنظیم هیجان در رابطه بین ابعاد کمال گرایی و شاخص های سلامت روانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیل کننده راهبردهای شناختی تنظیم هیجان در رابطه بین ابعاد کمال گرایی با شاخص های سلامت روانی بود. تعداد 510 نفر (381 زن، 126مرد) در این پژوهش شرکت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد مقیاس سلامت روانی (ویت و ویر، 1983)، مقیاس کمال گرایی چندبعدی تهران-15 (بشارت، 1386) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و کرایج، 2006) را تکمیل کنند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون تعدیلی ساسله مراتبی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که تمام ابعاد کما ل گرایی (خودمحور، دیگرمحور، جامعه محور) با بهزیستی روانشناختی رابطه منفی معنادار و با درماندگی روانشناختی رابطه مثبت معنادار داشتند (01/0 p <). همچنین راهبردهای سازش یافته تنظیم هیجان با بهزیستی روانشناختی رابطه ای مثبت و با درماندگی روانشناختی رابطه ای منفی دارد که این نتایج برای راهبردهای سازش نایافته تنظیم هیجان برعکس است (01/0 p <). علاوه بر این، تنها راهبردهای سازش نا یافته تنظیم هیجان توان تعدیل رابطه بین ابعاد کمال گرایی با شاخص های سلامت روانی را داشتند (05/0 p <). بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که رابطه بین ابعاد کمال گرایی و شاخص های سلامت روانی یک رابطه خطی ساده نیست، بلکه متغیرهای دیگر مانند راهبردهای سازش نایافته تنظیم هیجان در این رابطه نقش تعدیل کننده دارند.
طراحی الگوی جامع برنامه درسی مبتنی بر نظریه یادگیری مغزمحوردر آموزشهای سازمانی (آندروگوژی)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : از دهه1990 مطالعات مرتبط با طراحی برنامه درسی براساس توانمندیهای مغزآغازشد. توسعه مطالعات صورت گرفته در سالهای اخیر نشان از اثربخشی طراحی برنامه درسی مبتنی برنظریه های یادگیری مغز محور در آموزش ها به ویژه سازمانی دارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بهبود فرآیندهای آموزش سازمانی با طرا حی الگوی جامع برنامه درسی مبتنی بر نظریه یادگیری مغز محور تدوین شده است. روش ها: روش پژوهش در این تحقیق، توسعه ای مبتنی بر روش نظریه ای(مولفه ها و ساختار) است که یکی ازروش های 17 گانه پژوهش در حوزه برنامه درسی می باشد، نوع پژوهش کاربردی و از نظر جمع آوری و تحلیل اطلاعات ترکیبی(کیفی و کمی) است. جامعه تحقیق، کلیه کارشناسان موضوعی- تخصصی(برنامه ریزان درسی) و مربیان، اساتید دانشگاه امام حسین(ع)، دانشکده های وابسته و دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد سمنان(دانشکده علوم انسانی)می باشند. در بخش کیفی از نظرات 50 نفر از صاحبنظران و کارشناسان برنامه درسی و روان شناسان آشنا به نظریه های یادگیری مغز محور(تااشباع کامل) براساس نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. در بخش کمی، جهت ساخت و تدوین عناصر برنامه درسی پرسشنامه محقق ساخته با ضریب پایایی 96/0طراحی و در نمونه 120 نفری از دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری روان شناسی با گرایش ها ی تربیتی، عمومی و بالینی(60نفر) ومدیریت با گرایش های برنامه ریزی درسی، بازرگانی وکسب و کار(60نفر)با روش نمونه گیری تصادفی ساده توزیع شد. تحقیق در در نیسمال دوم تحصیلی 97-96 انجام شده است. یافته ها : نتایج حاصل از تحلیل عاملی تاییدی(مدل یابی معادلات ساختاری) نشان داده است که الگوی جامع برنامه درسی مغز محور در آموزش های سازمانی دارای 5پایه(ارکان اعم از مبانی، نظریه ها، رویکردها، فرادیدگاهها، الگوی سازنده گرایی) ، ده عنصراساسی(تعیین ویژگی های فراگیران،محتوی، فعالیت های یادگیری ،اهداف آموزشی، راهبردهای تدریس،منابع و ابزار یادگیری، فضا و مکان، گروه بندی،زمان و روش های ارزشیابی آموزشی) و 88 ویژگی است. ویژگی های الگوی برنامه درسی با عناصر مرتبط ؛ تدوین، پیاده سازی و استقرار آن را در نظام آموزش سازمانی امکان پذیر نموده است. همچنین، یافته ها نشان می دهد که همه ضرایب مدل با سطح اطمینان بیش از 99 درصد به معناداری آماری رسیده اند. راهبردهای تدریس با ضریب مسیر0.85بیشترین تبیین را نسبت به برنامه درسی دارد. نتیجه گیری : براساس یافته های حاصل از تحلیل کیفی و کمی ، برنامه درسی مبتنی برنظریه یادگیری مغز محوردرآموزش های سازمانی با ده عنصر قابل طراحی و تدوین است که جهت اثربخش نمودن آن در آموزش های سازمانی لحاظ نمودن 88 ویژگی در طراحی، تولید، اجرا وارزشیابی از ضرورت های اساسی است.
مقایسه ی اثربخشی زوج درمانی شناختی-رفتاری و زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کارکرد خانواده و انعطاف پذیری شناختی زوجین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف : سیر صعودی آمار طلاق و وجود تعارضات و آشفتگی های روابط زوجین انگیزه محققان برای یافتن روش های مداخله ای مقرون به صرفه جهت کاهش مشکلات زوجین را افزایش داده است. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی زوج درمانی شناختی-رفتاری و زوج درمانی پذیرش و تعهد بر کارکرد خانواده و انعطاف پذیری شناختی زوجین انجام شد. روش : این پژوهش، نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دوماهه با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی زوجین مراجعه کننده به مرکز مشاوره مهرسای شهر آشخانه در سال 1398 بودند، که از بین آن ها تعداد 60 نفر با روش در دسترس انتخاب و در سه گروه مساوی گمارش شدند. مداخلات درمانی برای هر یک از رویکرهای زوج درمانی طی 12 جلسه، 1 جلسه در هفته و هر جلسه 90 دقیقه اعمال شد، اما گروه گواه مداخله درمانی دریافت نکرد. برای گردآوری داده ها از چک لیست اطلاعات دموگرافیک، مقیاس عملکرد خانواده (اپشتاین و همکاران، 1983) و مقیاس انعطاف پذیری شناختی (دنیس و وندروال، 2010) استفاده شد. داده ها با روش های آمار توصیفی و تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر با نرم افزار آماری SPSS-26 تحلیل شد. یافته ها : در ترکیب خطی متغیرهای کارکرد خانواده و ابعاد آن (حل مسأله، ارتباطات، نقش ها، همراهی و پاسخ گویی عاطفی و کنترل رفتار) برحسب عضویت گروهی اثر تعاملی گروه و زمان معنادار بود (001/0=P). تفاوت میانگین نمره گروه زوج درمانی پذیرش و تعهد و زوج درمانی شناختی-رفتاری با گروه گواه در انعطاف پذیری شناختی معنادار بود (009/0=P). زوج درمانی شناختی-رفتاری در مقایسه با زوج درمانی پذیرش و تعهد بر کارکرد خانواده زوجین تأثیر بیشتری داشت (001/0=P)، اما بین روش های مداخله بر انعطاف پذیری شناختی تفاوت معناداری وجود نداشت (092/0=P). نتیجه گیری : نتایج نشان دهنده اهمیت هر دو روش بر کارکرد خانواده و انعطاف پذیری شناختی زوجین بود. بنابراین، مشاوران و درمانگران می توانند از روش های مذکور به ویژه زوج درمانی شناختی -رفتاری برای مداخله در بهداشت روانی زوجین استفاده نمایند.