ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
۲۶۱.

بررسی برنامه درسی بازی محور در دوره پیش دبستانی بر مبنای نظریه مونته سوری

کلیدواژه‌ها: برنامه درسی بازی محور مونته سوری پیش دبستانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۰
هدف از پژوهش حاضر، بررسی برنامه درسی بازی محور در دوره پیش دبستانی با تأکید بر رویکرد و نظریه مونته سوری است. اهمیت توجه به بازی، به عنوان بستر اصلی و طبیعی یادگیری کودکان در سنین پیش از دبستان، در سال های اخیر مورد توجه بسیاری از نظریه پردازان حوزه آموزش قرار گرفته است. نظریه مونته سوری با تأکید بر یادگیری فعال، آزادی انتخاب، احترام به تفاوت های فردی و محیط یادگیری آماده، چارچوبی غنی برای تدوین و پیاده سازی برنامه درسی بازی محور فراهم می آورد. در این پژوهش، با استفاده از رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای اسناد و متون معتبر، مهم ترین ابعاد و مؤلفه های مورد نیاز در طراحی چنین برنامه درسی شناسایی شده است. یافته ها نشان داد که مؤلفه هایی از جمله فراهم سازی محیط یادگیری متناسب، ابزار آموزشی عملی، آزادی در انتخاب فعالیت ها، نقش هدایت کننده مربی، تعامل اجتماعی مثبت، و ارزیابی تکوینی، از الزامات تحقق برنامه درسی بازی محور بر اساس نظریه مونته سوری هستند. بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که بهره گیری از مؤلفه های مذکور می تواند زمینه ساز رشد همه جانبه، ارتقای مهارت های شناختی، اجتماعی و عاطفی، و تسهیل فرآیند یادگیری کودکان پیش دبستانی شود.
۲۶۲.

اثربخشی آموزش درمان مبتنی بر شفقت بر اجتناب شناختی و نشخوار فکری در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درمان مبتنی بر شفقت اجتناب شناختی نشخوار فکری دیابت نوع دو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۷۳
زمینه: بیماران مبتلا به دیابت نوع دو اغلب با چالش های روانشناختی مانند اجتناب شناختی و نشخوار فکری مواجه هستند که می توانند مدیریت بیماری را دشوارتر کنند. آموزش درمان مبتنی بر شفقت (CFT) به عنوان یک رویکرد روانشناختی نوظهور، پتانسیل کاهش این مشکلات را دارد. با این حال، مطالعات محدودی به بررسی اثربخشی این روش در بیماران دیابتی پرداخته اند، که نشان دهنده شکاف پژوهشی در این حوزه است. هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش درمان مبتنی بر شفقت بر اجتناب شناختی و نشخوار فکری در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شهر اراک انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 (غیر وابسته به انسولین) شهر اراک در مهر ماه سال 1401 بود که تعداد 40 نفر از بیماران، به شیوه نمونه گیری هدفمند، انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 N=) و گواه (20 N=) گمارش شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه نشخوار فکری (نولن- هوکسیما و مارو، 1991) و اجتناب شناختی (سکستون و داگاس، 2008) بود. برای گروه آزمایش، درمان مبتنی بر شفقت به صورت هشت جلسه گروهی هفته ای دوبار به مدت 80 دقیقه برگزار شد و گروه گواه، مداخله ای دریافت نکرد. در این پژوهش، جهت تحلیل داده ها، از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 25 استفاده شد. یافته ها: یافته های مطالعه حاضر نشان داد که آموزش درمان مبتنی بر شفقت به طور معناداری باعث کاهش اجتناب شناختی (05/0 P<) و نشخوار فکری (05/0 P<) در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شد. همچنین، این بهبودی در دوره پیگیری نیز پایدار و معنادار بود (05/0 P<). نتیجه گیری: یافته های این مطالعه حاکی از آن است که آموزش درمان مبتنی بر شفقت می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر در کاهش مشکلات روانشناختی بیماران دیابتی مورد استفاده قرار گیرد. این رویکرد می تواند در برنامه های مراقبت جامع دیابت ادغام شود تا به بهبود کیفیت زندگی و مدیریت بهتر بیماری کمک کند.
۲۶۳.

مقایسه اثربخشی درمان عقلانی-هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری شناختی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال بدتنظیمی خلق مخرب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انعطاف پذیری شناختی اختلال بدتنظیمی خلق مخرب درمان عقلانی - هیجانی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۷
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان عقلانی-هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری شناختی نوجوانان مبتلا به اختلال بدتنظیمی خلق مخرب بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری (2 ماهه) بود جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانش آموزان دختر دارای خلق مخرب مقطع متوسطه اول شهر قدس در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل داد که تعداد 48 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. ابزار این پژوهش پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی دنیس و واندروال (2010، CFI) بود. مداخله درمان عقلانی-هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک بار به صورت گروهی برای گروه آزمایش اول و دوم اجرا شد. داده ها با بهره گیری از تحلیل واریانس آمیخته تجزیه وتحلیل شدند. نتایج تحلیل واریانس نشان داد بین گروه ها در پس آزمون و پیگیری انعطاف پذیری شناختی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P)، و نتایج نشان داد درمان پذیرش و تعهد نسبت به درمان عقلانی هیجانی به طور معناداری بر انعطاف پذیری شناختی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال بدتنظیمی خلق مخرب اثربخش تر بود و بین دو درمان تفاوت معنادار مشاهده شد (05/0<P). می توان این گونه نتیجه گرفت که بین دو درمان عقلانی-هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد تفاوت معنادار وجود دارد.
۲۶۴.

بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر همدلی عاطفی، انطباق پذیری، نارسایی هیجانی و کارکرد زوجی در زوج های جوان ناسازگار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) همدلی عاطفی انطباق پذیری نارسایی هیجانی کارکرد زوجی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۰۲
اهداف ناسازگاری در زوج های جوان و عدم حل آن، از علل اصلی جدایی عاطفی و طلاق است که طبعات شخصی و اجتماعی زیادی دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر همدلی عاطفی، انطباق پذیری، نارسایی هیجانی و کارکرد زوجی در زوج های جوان ناسازگار بود. مواد و روش ها در این پژوهش کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده، از طرح تحقیق دو گروهی همراه با پیش آزمون و پس آزمون همراه با یک پیگیری 6 ماهه استفاده شد. نمونه پژوهش از میان زوج های جوان ناسازگار شهرستان یزد بود که در سال 1402 به مراکز مشاوره و طلاق این شهر مراجعه کرده بودند. باتوجه به معیارهای ورود براساس روش نمونه گیری تصادفی ساده 52 زوج (104 نفر) انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (ACT) و کنترل قرار گرفتند. شرکت کنندگان پیش از اجرای مداخله و پس از آن به وسیله ابزارهای «پرسش نامه همدلی مهرابیان و اپستین (EES)، پرسش نامه انطباق پذیری و همبستگی اولسون (FACES-III)، پرسش نامه نارسایی هیجانی تورنتو (TAS-20) و پرسش نامه کارکرد زوجی اینریچ (ECS)» مورد سنجش قرار گرفتند. گروه آزمایش پروتکل مشخص درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به صورت 8 جلسه 60 تا 90 دقیقه ای در هر هفته دریافت کردند. گروه کنترل نیز توسط مجری طرح، در هر هفته پیگیری شد اما پروتکل درمانی خاصی برای آن ها اجرا نشد و بعد از مرحله پیگیری، پروتکل درمان برای آن ها نیز اجرا شد. درنهایت داده ها به وسیله نرم افزار SPSS نسخه 29 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نتایج تحلیل کواریانس نشان داد بین میانگین نمرات گروه آزمایش و کنترل در متغیرهای همدلی عاطفی، انطباق پذیری، نارسایی هیجانی و کارکرد زوجی در مراحل پیش آزمون و پس آزمون تفاوت معناداری وجود داشت (01/P<0). به طور مشخص، زوج هایی که در گروه آزمایش و تحت مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) قرار گرفتند، پس از پایان مداخله افزایش معناداری در میزان همدلی عاطفی و بهبود در انطباق پذیری و کارکرد زوجی نشان دادند، درحالی که میزان نارسایی هیجانی آن ها به طور معناداری کاهش یافت. نتیجه گیری براساس نتایج به دست آمده، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) می تواند به عنوان یک رویکرد مؤثر برای افزایش همدلی عاطفی، کاهش نارسایی هیجانی و بهبود انطباق پذیری و کارکرد زوجی در زوج های جوان ناسازگار مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین، پیشنهاد می شود مراکز مشاوره و مراکز پیشگیری از طلاق از این رویکرد درمانی برای ارتقای کیفیت روابط زوجین و کاهش تعارضات زناشویی بهره مند شوند.
۲۶۵.

Examining the role of Emotional Security, Cognitive fusion and repetitive negative thinking in predicting stress caused by Covid-19(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: stress Emotional Security Repetitive negative thinking COVID-19 Cognitive fusion

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۴
Aim:There is no doubt that the Covid-19 pandemic is one of the most destructive mental health crises of our time. This study investigated the role of emotional security, cognitive fusion, and repetitive negative thinking in predicting stress caused by Covid-19. Methods:The descriptive research method used in this study was correlation, and the target population was the first-semester undergraduate students at Payame Noor University in Kermanshah during the academic year 2021-2022. In this regard, 174 students were selected as a statistical sample using the available sampling method and evaluated by Annie E Casey Belonging and Emotional Security Tool of family services, Gillanders et al Cognitive Fusion Questionnaire (CFQ), Ehring et al Repetitive negative thinking questionnaire and Corona Stress Scale (CSS-18) Questionnaire by Salimi's et al were analyzed online. The data were analyzed by SPSS22 software using Pearson's correlation test and multiple regression. Results: Based on the results, Covid-19 stress has a negative correlation with emotional security and a positive correlation with cognitive fusion and repetitive negative thinking. As a result of multiple regression analysis, cognitive fusion and repetitive negative thinking are significantly related to stress from Covid-19, and cognitive fusion with a Beta of 0.22 is more powerful in predicting stress from Covid-19. Conclusion:According to the findings of this study, cognitive fusion and repetitive negative thinking play a significant role in causing stress from Covid-19. Psychological interventions can be designed based on these results in order to reduce the stress associated with Covid-19.
۲۶۶.

تدوین مدل ساختاری گرایش به عهدشکنی زناشویی بر اساس ناگویی هیجانی و ترومای کودکی با توجه به نقش میانجی عملکرد جنسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عهدشکنی زناشویی ترومای کودکی ناگویی هیجانی عملکرد جنسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۲
زمینه: عهدشکنی زناشویی به عنوان یکی از چالش های عمده در روابط زناشویی، می تواند تحت تأثیر عوامل روانشناختی و تجربیات گذشته قرار گیرد. ناگویی هیجانی، به عنوان ناتوانی در شناسایی و بیان هیجانات، و ترومای کودکی، به عنوان تجربیات آسیب زای دوران کودکی، می توانند به طور مستقیم یا غیرمستقیم از طریق تأثیر بر عملکرد جنسی، گرایش به عهدشکنی زناشویی را افزایش دهند. با این حال، پژوهش های پیشین کمتر به بررسی رابطه میان این متغیرها و نقش میانجی عملکرد جنسی پرداخته اند. هدف: هدف از انجام این پژوهش تدوین مدل ساختاری برای پیش بینی گرایش به عهدشکنی زناشویی بر اساس ترومای کودکی و ناگویی هیجانی با نقش میانجی عملکرد جنسی زنان بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع مطالعات همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی و درمانی شهر شهرکرد در سال 1402 بود که از میان آن ها 220 نفر با استفاده از روش در دسترس انتخاب و به پرسشنامه های نگرش به عهدشکنی زناشویی (مارک واتلی، 2006)، آزار کودکی (برنشتاین و همکاران، 2003)، ناگویی هیجانی (تیلور و همکاران، 1994) و شاخص عملکرد جنسی زنان (روزن و همکاران، 2000) پاسخ دادند. داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS نسخه 25 و AMOS نسخه 22 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که الگوی ارائه شده از شاخص های برازش مناسب برای تبیین ارتباط بین متغیرهای پژوهش برخوردار است و مدل ساختاری نقش واسطه ای عملکرد جنسی زنان در پیش بینی گرایش به عهدشکنی زناشویی بر اساس ترومای کودکی و ناگویی هیجانی تأیید شد (05/0 >P). همچنین نقش واسطه عملکرد جنسی زنان در پیش بینی گرایش به عهدشکنی زناشویی بر اساس ترومای کودکی و ناگویی هیجانی تأیید شد (05/0 >P). نتیجه گیری: یافته های این مطالعه می تواند به متخصصان حوزه خانواده و زوج درمانی کمک کند تا با شناسایی عوامل روانشناختی و تجربیات کودکی مؤثر بر عهدشکنی زناشویی، مداخلات هدف مندتری را طراحی کنند. بهبود عملکرد جنسی و افزایش توانایی افراد در مدیریت هیجانات می تواند به کاهش گرایش به عهدشکنی و تقویت پایه های روابط زناشویی منجر شود.
۲۶۷.

مقایسه اثربخشی زندگی درمانی و آموزش گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری بر تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاب آوری دیابت زندگی درمانی آموزش مدیریت استرس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۵
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی زندگی درمانی و آموزش گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری بر تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 شهر ساری در سال 1403 بود. 45 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس از مجتمع تخصصی باغبان (طوبی) انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس تاب آوری (CD-RS؛ کانر و دیویدسون، 2003) استفاده شد. گروه های آزمایش هر یک برای 8 جلسه 90 دقیقه ای مداخله را به صورت گروهی دریافت کردند. تحلیل داده ها به روش آماری تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج مقایسه زوجی نشان داد که فقط در گروه های مداخله بین نمرات پیش آزمون با پس آزمون و پیگیری تفاوت وجود داشت (05/0>P)؛ علاوه بر این نتایج مقایسه زوجی نشان داد که زندگی درمانی نسبت به آموزش گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری به طور معنادار تا مرحله پیگیری دارای اثربخشی بیشتری بر تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 بوده است (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که زندگی درمانی نسبت به آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری تاثیر بیشتری بر افزایش تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 داشته است.
۲۶۸.

تبیین تأثیر جهت گیری مذهبی بر نگرش به پایداری خانواده (مورد مطالعه: شهروندان شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جهت گیری مذهبی نگرش به پایداری خانواده اصفهان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۷
مقدمه و اهداف: خانواده به عنوان بنیادی ترین و ضروری ترین نهاد جامعه در طول تاریخ به اشکال مختلف نقش بنیادین و تأثیرگذاری در شکل گیری جوامع و انسجام آنها داشته است؛ بنابراین حفظ و پایداری آن یکی از اولویت های اصلی هر نظام اجتماعی می باشد. جامعه ایران به عنوان جامعه ای شناخته می شود که در طول چند دهه گذشته در حال تجربه وضعیت گذار بین سنت و مدرنیته است. نوعی تجربه ناقص و ناتمام که سالیان متمادی به طول انجامیده و با وجود گستردگی تغییرات ارزشی در عرصه های مختلف زندگی اجتماعی هنوز در یک وضعیت بینابین سنت و مدرنیته زیست می کند؛ درواقع با  اینکه هنوز بیشتر ارزش های سنتی در بین بخش هایی از جامعه اعتبار خاصی دارند، ولی این ارزش ها در بین بخش زیادی از شهروندان (به ویژه نسل جوان) تضعیف و تمایل به ارزش های دنیای مدرن در بین آن تقویت شده است. ارزش های مدرنی که در حوزه خانواده اشکال و فرم های جدیدی از روابط بین مرد و زن و نیز گونه های جدیدی از ازدواج را ترویج می کند که همسو و متناسب با شکل های ازدواج سنتی نیستند. پیامد این وضعیت ایجاد چالش های اساسی در تداوم و پایداری خانواده به شکل سنتی و رایج آن و تمایل به نوعی ناپایداری و دگردیسی در آن است. جامعه مورد مطالعه پژوهش حاضر نیز در حال تجربه همین وضعیت می باشد و نوعی گسست و ناپایداری در عرصه خانواده را پیش رو دارد. با توجه به اهمیت باورهای مذهبی بر استحکام و پایداری خانواده، مطالعه حاضر در چارچوب رویکرد کمّی پژوهش در پی پاسخ به این پرسش بوده است که در بین شهروندان شهر اصفهان که هم سنتی و مذهبی هستند و هم تجربه ارزش های دنیای مدرن را به اشکال مختلف در سالیان اخیر را داشته اند، جهت گیری مذهبی چه تأثیری بر نگرش به پایداری خانواده داشته است؟ بر این اساس هدف اصلی پژوهش تبیین تأثیر جهت گیری مذهبی بر نگرش به پایداری خانواده است. روش: پژوهش حاضر در چارچوب پارادایم اثبات گرایی، رویکرد کمّی پژوهش و با استفاده از روش پیمایش به انجام رسیده است. جامعه آماری پژوهش پیش رو کلیه زنان و مردان ازدواج کرده شهر اصفهان در زمان مطالعه هستند که تعداد 459 نفر از آنها به عنوان حجم نمونه بررسی شدند. شیوه نمونه گیری به کاررفته در پژوهش حاضر نمونه گیری احتمالی و خوشه ای چندمرحله ای و ابزار گردآوری داده های پژوهش پرسشنامه بوده است. تجزیه وتحلیل داده های پژوهش در دو سطح توصیفی و استنباطی به انجام رسیده و به منظور تجزیه وتحلیل داده های پژوهش از دو نرم افزار آماری Spss و Amos Graphic استفاده شده است.   نتایج: یافته های پژوهش بیانگر این است که نگرش به پایداری خانواده در بین شهروندان شهر اصفهان بالاتر از حد متوسط و در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار دارد. نتایج پژوهش نشان می دهند که جهت گیری مذهبی درونی و بیرونی در حد بالایی توان تبیین واریانس متغیر نگرش به پایداری خانواده را دارند. اثر این متغیرها بر نگرش به پایداری خانواده مستقیم و معنادار است؛ درواقع متغیرهای جهت گیری مذهبی درونی و بیرونی در بین بخش بزرگی از جامعه آماری پژوهش می توانند نگرش به پایداری خانواده را تقویت کند. بحث و نتیجه گیری: پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین جهت گیری مذهبی و نگرش به پایداری خانواده پرداخت. پایداری خانواده یکی از نمودهای همبستگی اجتماعی، به ویژه در جوامعی است که هنوز ساختارهای سنتی نقشی تعیین کننده در حفظ عناصر ارزشی و هنجاری آن دارند. در مقابل نگرش های مذهبی و دینی یکی از عوامل بنیادی است که می تواند به تقویت همبستگی اجتماعی به طور کلی و پایداری خانواده به طور خاص کمک کند. این مسئله در نتایج پژوهش پیش رو نیز تأیید شد. بر مبنای نتایج پژوهش، جهت گیری مذهبی در حد بالایی توان تبیین واریانس نگرش به پایداری خانواده را دارد؛ بر این اساس می توان گفت تقویت جهت گیری مذهبی به تقویت نگرش به پایداری خانواده خواهد انجامید. این مسئله را می توان در چارچوب رویکرد نظری ساختارگرایی کارکردی تبیین کرد. تأکید این رویکرد بر عواملی می باشد که انسجام و نظم اجتماعی را حفظ کرده و به پایداری جامعه می انجامد. دینداری و نگرش های مذهبی یکی از این عوامل بنیادی هستند؛ درواقع، دینداری و جهت گیری مذهبی سبب می شود که پیوندهای فرد با جامعه و نهادهایی مانند خانواده تقویت شود و همین امر درنهایت فرمی از پایداری را به دنبال خواهد داشت. به طورکلی می توان گفت که جهت گیری مذهبی و دینداری به عنوان حفاظی درونی و بیرونی برای محافظت نظام ارزشی هنجاری موجود و به طورکلی انسجام و نظم اجتماعی عمل می کند. افرادی که نگرش های مذهبی بالایی دارند، نگاه تقدس گرایانه به خانواده دارند. از دیدگاه آنان خانواده بنیاد زندگی اجتماعی به شمار می رود و تضعیف در عناصر مقوّمِ پایداری آن سبب تضعیف نظام اجتماعی می شود. از دید آنان تضعیف خانواده به نوعی تضعیف مذهب و دین نیز قلمداد می شود. از نگاه آنان، خانواده بر بنیاد نگرش های مذهبی و دینداری در جامعه ایرانی شکل گرفته است و حفظ پایداری آن به نوعی حفظ عناصر دینی و مذهبی جامعه به شمار می رود؛ بنابراین افرادی که جهت گیری مذهبی قوی تری دارند، نگرش مثبت تری نیز به پایداری خانواده دارند و در رفتارهای عینی روزمره خودشان احتمالاً همین مسئله را دنبال می کنند.
۲۶۹.

تدوین مدل علی حس انسجام بر اساس سرمایه های روانشناختی با میانجی گری کمال طلبی و خودشناسی انسجامی در بیماران سرطانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حس انسجام کمال طلبی خودشناسی انسجامی سرمایه های روانشناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۵
مقدمه: با افزایش جهانی عوامل خطر وشیوع روز افزون پراسترس ترین بیماری بشر یعنی سرطان، لزوم توجه به مشکلات روانشناختی و کیفیت زندگی این بیماران بیش از گذشته احساس می شود. بنابراین هدف از این پژوهش تدوین مدل علی حس انسجام بر اساس سرمایه های روانشناختی با میانجی گری کمال طلبی و خودشناسی انسجامی در بیماران سرطانی بود. روش: این پژوهش از لحاظ هدف بنیادی و ازنظرگردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری آن کلیه بیماران سرطانی مراجعه کننده به مراکز درمانی استان مرکزی بود که ۲۰۰ نفر از آنها به صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای سنجش پرسشنامه حس انسجام آنتونووسکی (۱۹۹۳)، پرسشنامه کمال گرایی هویت و فلت (۱۹۹۹)، پرسشنامه خودشناسی انسجامی قربانی (۲۰۰۸) و پرسشنامه سرمایه های روانشناختی (لوتانز، 2008) بود. روش تحلیل داده ها مدل یابی معادله های ساختاری با نرم افزارهایSmart-PLS 4 , SPSSv 26   بود. برای سنجش اثر غیر مستقیم نیز از روش بوت استراپ استفاده شد. یافته ها: در این پژوهش اثرعلی و مستقیم سرمایه های روانشناختی بر خودشناسی انسجامی به صورت مثبت (155/0= β ) و برکمال طلبی به صورت منفی.( 225/0-= β) در سطح P<0.01 ) ) معنادار شد. اثر مستقیم کمال طلبی بر حس انسجام  به صورت منفی (360/0-= β) و اثر خودشناسی انسجامی برحس انسجام نیز به صورت مثبت (428/0 = β) در سطح P < 0.01 ) ) معنادار شدند . اثرغیر مستقیم سرمایه های روانشناختی از طریق خودشناسی انسجامی(066/0) و کمال طلبی بر حس انسجام نیز معنادار بود (08/0). نتیجه گیری: مدل بدست آمده از این پژوهش، توجه پژوهشگران حوزه سلامت را به این نکته که سرمایه های روانشناختی به صورت مستقیم قادر به پیش بینی حس انسجام نیست ولی می توان با کاهش کمال گرایی و یا افزایش خودشناسی انسجامی حس انسجام را در بیماران سرطانی بهبود بخشید، معطوف می دارد.
۲۷۰.

بررسی نقش میانجی گرایش به انتقام در رابطه بین مهارگری تلاشگر و رفتارهای ضداجتماعی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مهارگری تلاشگر گرایش به انتقام رفتارهای ضداجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۷
مقدمه: رفتارهای ضداجتماعی به اعمالی اطلاق می شود که مغایر با هنجارها و قوانین اجتماعی هستند و شامل خشونت، پرخاشگری و تخریب اموال می شوند. این رفتارها در نوجوانان می تواند منجر به مشکلات تحصیلی، اجتماعی و قانونی شود و بر روابط بین فردی آن ها با خانواده و همسالان تأثیر منفی بگذارد؛ بنابراین، هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای گرایش به انتقام در رابطه بین مهارگری تلاشگر با رفتارهای ضداجتماعی در نوجوانان شهر شیراز بود. روش: جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر شیراز در سال تحصیلی 1402-1401 بود. نمونه پژوهش شامل 567 دانش آموز مقطع متوسطه دوم شهر شیراز بود که به روش تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسشنامه های مهارگری تلاشگر (الیس و رتبارت، 2001)، گرایش به انتقام (فلورس-کاماچو و همکاران، 2022) و رفتارهای ضداجتماعی (بارت و دونلان، 2009) بود که در میان افراد نمونه توزیع گردید. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از تحلیل مسیر و با کمک نرم افزارهای SPSS-24 و AMOS-24 انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد، الگوی پیشنهادی از برازش خوبی با داده ها برخوردار است. نتایج نشان داد اثر مستقیم مهارگری تلاشگر به گرایش به انتقام (000/0=p، 51/0-=β)، مهارگری تلاشگر به رفتارهای ضداجتماعی (000/0=p، 11/0=β) و گرایش به انتقام به رفتارهای ضداجتماعی (000/0=p، 13/0=β) معنی دار است. دیگر یافته های پژوهش نشان داد گرایش به انتقام در رابطه بین مهارگری تلاشگر و رفتارهای ضداجتماعی (000/0=p ، 40/0-=β) در سطح 01/0 نقش واسطه ای دارد. نتیجه گیری: بنابراین تقویت مهارگری تلاشگر منجر به کاهش گرایش به انتقام و رفتارهای ضداجتماعی می شود.
۲۷۱.

مقایسه اثر بخشی مشاوره پذیرش و تعهد و رویکرد شفقت به شیوه گروهی بر نظم جویی هیجان و کیفیت رابطه زناشویی زنان نابارور(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کیفیت رابطه زناشویی تنظیم هیجان شفقت پذیرش و تعهد ناباروری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۹۳
زمینه: ناباروری به عنوان یک مسئله استرس زا می تواند تنظیم هیجان و کیفیت روابط زناشویی را تحت تأثیر قرار دهد. در این میان، درمان های مبتنی بر پذیرش و تعهد و شفقت به عنوان رویکردهای نوین روان درمانی مطرح شده اند که هر دو بر بهبود تنظیم هیجان و ارتقای روابط زناشویی تأکید دارند. بااین حال، پژوهش های اندکی به مقایسه اثربخشی این دو رویکرد در جامعه زنان نابارور پرداخته اند. هدف: پژوهش حاضر به منظور مقایسه تأثیر مشاوره گروهی مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد و رویکرد مبتنی بر شفقت بر تنظیم هیجان و کیفیت رابطه زناشویی زنان نابارور انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یکماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان نابارور شهر بجنورد در سال 1402 بودند، که از بین آنان 45 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در 3 گروه 15 نفری (دو گروه آزمایش و یک گروه گواه ) جایگزین شدند. مداخلات آزمایشی با رویکرد پذیرش و تعهد و رویکرد شفقت در 8 جلسه 120 دقیقه ای برای گروه های آزمایش به اجرا در آمد. ابزار پژوهش پرسشنامه تنظیم هیجانات (گراس و جان، 2003) و پرسشنامه وضعیت زناشویی (گلوم بوگ راست، 1988) بود. به منظور تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و تحلیل واریانس به شیوه اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار spss20 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد اثرات زمان، گروه و اثر متقابل زمان و گروه همگی معنادار بودند (001/0> p). در مقایسه های زوجی تفاوت دو رویکرد پذیرش و تعهد و شفقت با یکدیگر در پس آزمون بازارزیابی هیجانی و تفاوت آن ها در بازداری هیجانی معنادار و گروه پذیرش و تعهد تأثیر بیشتری داشت و در کیفیت روابط زناشویی تفاوت معناداری نداشتند (001/0< p). همچنین هر دو گروه آزمایشی نسبت به گروه گواه در ابعاد بازارزیابی و بازداری هیجانی و کیفیت روابط زناشویی تفاوت معنادار و تأثیر بیشتری داشتند (001/0> p). نتیجه گیری: نتایج نشان داد به منظور بهبود تنظیم هیجان و کیفیت روابط زناشویی در زنان نابارور، می توان از مشاوره گروهی با رویکرد پذیرش و تعهد و شفقت استفاده نمود تا از عوارض خانوادگی و روانشناختی فقدان توانمندی تنظیم هیجان و همچنین کیفیت پایین روابط زناشویی و احتمال افزایش تعارضات و طلاق جلوگیری شود.
۲۷۲.

مدل یابی بخشش بر اساس هوش اخلاقی، هوش معنوی و رشد اجتماعی با میانجی گری احساس گناه در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش اخلاقی هوش معنوی رشد اجتماعی احساس گناه بخشش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۹۷
هدف: هدف پژوهش حاضر، مدل یابی بخشش بر اساس هوش اخلاقی، هوش معنوی و رشد اجتماعی با میانجی گری احساس گناه بوده است. روش شناسی: جامعه آماری پژوهش توصیفی-تحلیلی حاضر، شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی به تعداد 10000 دانشجو که در سال تحصیلی 1401-1402 در دانشگاه مشغول تحصیل بوده اند. تعداد نمونه آماری این پژوهش (24*20)، 480 نفر از دانشجویان در نظر گرفته شده است. برای جمع آوری داده های موردنیاز از مطالعات کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است.ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه هوش معنوی عبدالله زاده (1387)، هوش اخلاقی لنیک و کیل (2005)، رشد اجتماعی وایلند (1953)، بخشش هارتلند (2005)، احساس گناه گوکلر و جونز (1988) بوده است. آزمون های مورد استفاده شامل تحلیل عاملی تأییدی، نیکویی برازش، ضرایب مسیر و معنی داری، شاخص های نیکویی برازش، آزمون کولموگروف اسمیرنوف، ضریب همبستگی پیرسون و شاخص های نیکویی برازش بود. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داده است: بین هوش اخلاقی، هوش معنوی و رشد اجتماعی با احساس گناه رابطه منفی وجود دارد. بین هوش اخلاقی، هوش معنوی و رشد اجتماعی با بخشش رابطه مثبت وجود دارد. بین احساس گناه با بخشش رابطه مثبت وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که هوش اخلاقی، هوش معنوی و رشد اجتماعی به طور مثبت بر بخشش تأثیر دارند، در حالی که احساس گناه نقش میانجی در این رابطه ایفا می کند.
۲۷۳.

The Effectiveness Based on Mindfulness Cognitive Therapy on Internalized Shame, Marital Disaffection and Tendency to Divorce in Unfaithful Couples(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Mindfulness-based cognitive therapy internalized shame Marital Disaffection Inclination Toward Divorce Infidelity

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۹۴
Objective: The present study aimed to investigate the effectiveness of mindfulness-based cognitive therapy on internalized shame, marital disaffection, and inclination toward divorce in couples who had experienced infidelity. Methods: This research was conducted using a quasi-experimental design with pre-test and post-test and a control group. The statistical population of this study consisted of all couples who, due to experiencing infidelity by their spouses, referred to licensed counseling and psychotherapy centers of the Iranian Psychological and Counseling Organization, the State Welfare Organization, or psychiatrists licensed by the Iranian Medical Council (Anis Andisheh Clinic) in District 3 of Tehran, during the first quarter of 2024. In this study, the sample size for each of the experimental groups and the control group was 16 people (8 women and 8 men), and a total of 32 individuals were selected. According to the quasi-experimental design, they were chosen through convenience sampling from among volunteers and then randomly assigned to the experimental and control groups by lottery. Data collection instruments included the Internalized Shame Scale by Cook (1993), the Marital Disaffection Scale by Kaiser (1993), and the Inclination Toward Divorce Scale by Rusbult et al. (1986). In this study, mindfulness-based cognitive therapy consisted of eight weeks of two-hour sessions based on the mindfulness-based cognitive therapy protocol by Crane. Findings: The results of data analysis indicated that mindfulness-based cognitive therapy had an effect on internalized shame, marital disaffection, and inclination toward divorce in couples who had experienced infidelity. Conclusion: Considering the results, it can be stated that mindfulness-based cognitive therapy influences the research variables. It is suggested that further studies be conducted in this area to enhance external validity.
۲۷۴.

اثربخشی طرح واره درمانی گروهی بر تمایزیافتگی و بخشودگی بین فردی زنان دارای تعارضات زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تعارضات زناشویی تمایزیافتگی بخشودگی طرح واره درمانی گروهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۴
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثربخشی طرح واره درمانی گروهی بر تمایزیافتگی و بخشودگی زنان دارای تعارضات زناشویی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری در این پژوهش کلیه زنان دانشجوی متأهل دارای تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران غرب در سال 1402 بود که از بین آنان تعداد 40 نفر، 20 نفر در گروه گواه و 20 نفر در گروه آزمایش از طریق روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه جایگذاری شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های پرسشنامه تعارض زناشویی ثنایی (1379 MCQ,)، تمایزیافتگی خود اسکوورون و فریدلندر (1998 DSI,)، بخشودگی بین فردی احتشام زاده و همکاران (2011 IFI,) استفاده شد و مداخله ی مبتنی بر طرح واره درمانی گروهی یانگ و همکاران در 8 جلسه دوساعته، هفته ای دو بار به صورت گروهی برای گروه آزمایش اجرا شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس چندمتغیره (مانکوا) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون خود تمایزیافتگی و بخشودگی بین فردی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. درنتیجه، طرح واره درمانی گروهی می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر برای زنان دانشجوی دارای تعارضات زناشویی مورد توجه قرار داده شود.
۲۷۵.

Analyzing Mental Constructs of Communication in Iranian Couples(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: mental construct marriage Empathy Satisfaction

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۰۶
Objective: The aim of this study is to examine the sources that shape mental constructs in the minds of the participants and their strategies for bringing their own lives closer to that of a successful marriage. Methods: This study employs a qualitative method. Research data were collected through 30 in-depth interviews with 15 Tehranian couples. The data were coded using MAXQDA software, version 2020. The number of participants was determined upon reaching saturation. In the first stage of coding, a total of 860 codes or initial concepts were extracted from the interview transcripts. Findings: The findings of the study indicate that mental constructs of marriage are acquired, modifiable, and constructed entities that are the result of family upbringing and parental relationships, the dominant society and culture, and personal experiences after marriage. The strategies provided by participants for maintaining or achieving a successful marriage amounted to 51 suggestions and strategies, with the highest levels of agreement and recurrence around concepts such as patience, mutual respect, learning problem-solving skills, self-restraint, and communication. Conclusion: This study highlights that mental constructs of successful marriage are shaped by family, lived experiences, and societal influences, emphasizing the importance of empathy, mutual respect, and communication for marital satisfaction and stability.
۲۷۶.

اثربخشی برنامه توالی واجی لیندامود بر کنش های اجرایی و خودپنداشت تحصیلی کودکان با اختلال نارسایی توجه – فزون کنشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه توالی واجی لیندامود کنش های اجرایی خودپنداشت تحصیلی کودکان با اختلال نارسایی توجه – فزون کنشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۷
زمینه و هدف: اختلال نارسایی توجه _ فزون کنشی یکی از اختلالات شایع دوران کودکی است که کودکان با این اختلال در هماهنگی با آموزش ها و محیط اجتماعی دچار کام نایافتگی می شوند. بنابراین این پژوهش با هدف اثربخشی برنامه توالی واجی لیندامود بر کنش های اجرایی و خودپنداشت تحصیلی کودکان با اختلال نارسایی توجه _ فزون کنشی انجام شد. روش: این پژوهش شبه تجربی با طرح پیش آزمون _ پس آزمون با یک گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه سوم تا پنجم ابتدایی با اختلال نارسایی توجه _ فزون کنشی شهرستان خمام در سال تحصیلی 1403 _ 1404 بود. نمونه پژوهش 24 نفر از دانش آموزان جامعه آماری مذکور بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و با روش تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. گروه آزمایش به مدت 16 جلسه هفتگی در دوره آموزشی برنامه توالی واجی لیندامود به صورت گروهی شرکت کردند، در حالی که گروه گواه آموزش های معمول مرکز آموزشی خود را دریافت می کردند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس نارسایی در کنش های اجرایی (بارکلی، 2012) و خودپنداشت تحصیلی (چن، 2004) بود. داده ها با روش تحلیل کوواریانس و نرم افزار SPSS-25 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد برنامه توالی واجی لیندامود اثربخشی قابل توجهی بر گروه آزمایش داشت؛ بدین معنا که نمرات کنش های اجرایی (05/0>P، 76/55 =F) و خودپنداشت تحصیلی (05/0>P، 23/45 =F) گروه آزمایش افزایش یافت. نتیجه گیری: نتایج نشان داد برنامه توالی واجی لیندامود با تقویت دیداری و شنیداری و توسعه تفکر انتقادی و حل مسئله به بهبود کنش های اجرایی و خودپنداشت تحصیلی در کودکان با اختلال نارسایی توجه _ فزون کنشی منجر شده است؛ بنابراین می تواند به عنوان یکی از محورهای آموزشی و درمانی توسط متخصصان و درمانگران اجرا شود.
۲۷۷.

مدل یابی بی موبایل هراسی دانش آموزان بر اساس کیفیت رابطه والد- فرزند و سبک های دلبستگی: نقش میانجی احساس تنهایی

کلیدواژه‌ها: احساس تنهایی استفاده از تلفن همراه رابطه والد - فرزندی کیفیت رابطه والد- فرزندی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۲
مقدمه: بی موبایل هراسی به ترس شدید یا اضطراب ناشی از دوری از تلفن همراه یا عدم دسترسی به آن اشاره دارد که می تواند بر سلامت روان و رفتار فرد تأثیر بگذارد. هدف: هدف پژوهش حاضر مدل یابی بی موبایل هراسی دانش آموزان بر اساس کیفیت رابطه والد – فرزند و سبک های دلبستگی با میانجی گری احساس تنهایی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه بود. روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و به شیوه معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان دختر و پسر متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۱ تشکیل دادند. از میان آن ها، تعداد ۲۹۹ نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و به پرسش نامه های بی موبایل هراسی یلدریم و کوریا (۲۰۱۵)، کیفیت رابطه والد- فرزندی فاین و همکاران (۱۹۸۳)، سبک های دلبستگی کولینز و رید (۱۹۹۰) و احساس تنهایی راسل (۱۹۹۶) پاسخ دادند. تحلیل داده های جمع آوری شده با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری در برنامه اسمارت پی ال اس نسخه ۳ انجام گرفت یافته ها: نتایج نشان دادند که کیفیت رابطه والد-فرزند با میانجی گری احساس تنهایی، اثری غیرمستقیم بر بی موبایل هراسی دانش آموزان داشت (β=0/481، p<0/01). همچنین، سبک های دلبستگی نیز از طریق احساس تنهایی، به طور غیرمستقیم بر بی موبایل هراسی دانش آموزان تأثیر معناداری داشت (β=0/481، p<0/01). کیفیت رابطه والد-فرزند (β=0/163، p<0/01) و سبک های دلبستگی (β=0/328، p<0/01) نیز به طور مستقیم بر بی موبایل هراسی دانش آموزان تأثیر معناداری داشتند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج، برگزاری کلاس های آموزشی برای والدین و دانش آموزان با هدف ارتقاء کیفیت رابطه والد–فرزند، آموزش سبک های دلبستگی و کاهش احساس تنهایی و در نتیجه کاهش بی موبایل هراسی در دانش آموزان پیشنهاد شد.
۲۷۸.

نقش میانجی حساسیت بین فردی در رابطه ذهنیت های طرحواره ای با حل ناسازگارانه تعارض زنان تک والد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حساسیت بین فردی ذهنیت های طرحواره ای حل ناسازگارانه تعارض زنان تک والد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۱۶۳
زمینه: ذهنیت های طرحواره ای به عنوان الگوهای پایداری از افکار، احساسات و رفتارها که در دوران کودکی شکل می گیرند، می توانند در شیوه های مقابله با تعارضات نقش اساسی ایفا کنند. حل ناسازگارانه تعارض، به ویژه در زنان تک والد، می تواند با این ذهنیت ها در تعامل باشد و تحت تأثیر حساسیت بین فردی قرار گیرد. حساسیت بین فردی، به عنوان توانایی درک و پاسخ دهی به احساسات دیگران، ممکن است نقش میانجی در این رابطه ایفا کند. با این حال، تحقیقات موجود کمتر به بررسی نقش حساسیت بین فردی در این زمینه پرداخته اند، و شکاف پژوهشی در تبیین این روابط وجود دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی حساسیت بین فردی در رابطه ذهنیت های طرحواره ای و حل ناسازگارانه تعارض در زنان تک والد بود. روش: روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان 20 تا 30 ساله شهر تهران در نیمه ی دوم (شش ماه دوم) سال 1402 بودند. تعداد 359 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه حساسیت بین فردی (پارکر و بایس، 1989)، ذهنیت های طرحواره ای (یانگ و همکاران، 2003) و حل ناسازگارانه تعارض (توماس و کیلمن، 1974) بود. به منظور تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS-24 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد مدل براساس داده های تجربی برازش مطلوب دارد و همچنین ذهنیت های طرحواره ای اثرمستقیم بر سیک حل ناسازگارانه تعارض و نیز ذهنیت های طرحواره ای اثرغیرمستقیم به واسطه حساسیت بین فردی بر سبک حل ناسازگارانه تعارض در زنان تک والد دارد (05/0 >P). همچنین حساسیت بین فردی اثرمستقیم بر سبک حل ناسازگانه تعارض زنان دارد (05/0 >P). نتیجه گیری: یافته های این پژوهش می تواند کاربردهای مهمی در حوزه مشاوره و مداخله های روانشناختی برای زنان تک والد داشته باشد. تقویت حساسیت بین فردی از طریق آموزش های مهارتی یا درمان های روانشناختی می تواند به بهبود شیوه های حل تعارض کمک کند و از تأثیرات منفی ذهنیت های طرحواره ای ناسازگار جلوگیری کند. این نتایج می توانند به طراحی برنامه های حمایتی برای این گروه آسیب پذیر کمک کنند و کیفیت زندگی آن ها را بهبود بخشند.
۲۷۹.

بررسی رابطه تنظیم هیجان و پردازش هیجانی با ناگویی هیجانی در مردان با سوء مصرف مواد در شهر اصفهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: تنظیم هیجان پردازش هیجانی ناگویی هیجانی سوء مصرف مواد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۷۶
هدف پژوهش حاضر، بررسی ارتباط بین تنظیم هیجانی، پردازش هیجانی و ناگویی هیجانی در افراد مبتلا به سوء مصرف مواد است. روش این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این مطالعه را کلیه معتادانی که از سال ۱۴۰۲-۱۴۰۳ به کلینیک های ترک اعتیاد اصفهان مراجعه کرده اند تشکیل می دهند. تعداد ۵۰ نفر از مردان دارای سوء مصرف مواد به روش در دسترس از میان افراد در حال سم زدایی در کلینیک در شهر اصفهان، انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه راهبردهای تنظیم هیجان گراس، پرسشنامه پردازش هیجانی باکر و پرسشنامه الکسی تایمیا تورنتو استفاده شد. داده های پژوهش با نرم افزار SPSS ویرایش ۲۴ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که اثر پردازش هیجانی و تنظیم هیجانی بر روی ناگویی هیجانی معنادار ولی معکوس بوده است. هم چنین بین متغیرهای پردازش هیجان کل و ناگویی هیجانی همبستگی معنادار و معکوس وجود دارد و بین تنظیم هیجانی کلی با ناگویی هیجانی همبستگی وجود دارد و نهایتا بین پردازش هیجان کلی و تنظیم هیجان کلی نیز همبستگی وجود دارد.
۲۸۰.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و شفقت درمانی بر تعارض زناشویی و تمایزیافتگی زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طرحواره درمانی شفقت درمانی تعارض زناشویی تمایزیافتگی خود خیانت زناشویی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۷
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و شفقت درمانی بر تعارض زناشویی و تمایزیافتگی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی انجام شد. این مطالعه از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و دو گروه درمانی بود که در آن ۴۰ زن آسیب دیده به طور تصادفی در دو گروه طرحواره درمانی و شفقت درمانی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های معتبر تعارض زناشویی و تمایزیافتگی خود جمع آوری و با تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که هر دو روش درمانی در کاهش تعارض زناشویی و افزایش تمایزیافتگی مؤثر بوده و تفاوت معناداری بین دو گروه وجود داشت. طرحواره درمانی در بهبود ابعاد خاصی از تعارض زناشویی تأثیر بیشتری داشت، در حالی که شفقت درمانی تأثیر قوی تری بر ابعاد تمایزیافتگی نشان داد. این یافته ها بیانگر نقش مهم مداخلات تخصصی روان درمانی در بازسازی سلامت روانی و ارتقای کیفیت روابط زوجی در زنان آسیب دیده از خیانت است و تأکید می کند که انتخاب رویکرد درمانی باید مبتنی بر نیازها و ویژگی های فردی بیماران باشد. همچنین، نتایج این پژوهش زمینه ای علمی برای استفاده تلفیقی و هدفمند از این دو رویکرد درمانی در مراکز مشاوره و روان درمانی فراهم می آورد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان