ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۰۱ تا ۲٬۱۲۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
۲۱۰۱.

ادراک زنان از نقش کارکرد تنظیم رابطه جنسی در خانواده بر کیفیت زندگی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کیفیت زندگی زناشویی تنظیم رابطه جنسی در خانواده داده بنیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۲۴
پژوهش حاضر با هدف شناسایی درک زنان از ماهیت تنظیم روابط جنسی و نقش آن بر کیفیت زندگی زناشویی صورت گرفت. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام شد. نمونه مورد پژوهش شامل 16 زن متاهل 20 تا 45 ساله مناطق 9 و 10 شهر تهران در سال 1400 بود. نمونه گیری به صورت هدف مند و به شیوه در دسترس انجام شد. ملاک ورود به تحقیق رضایت از زندگی زناشویی(استفاده از پرسشنامه انریچ) و نداشتن سابقه طلاق و پیمان شکنی بود و داده ها با استفاده از مصاحبه اکتشافی نیمه ساختار یافته گرداوری شد.. یافته های تحقیق شامل 86 کد باز، 11 کد محوری و کد انتخابی «کارکرد حمایتی رابطه جنسی» به دست آمد. عوامل بسترساز شامل سرمایه های روانشناختی شخصی مانند مدیریت فضای ذهنی؛ چشم اندازهای معنادهنده مانند معنای تعهد و پویایی های بین فردی مانند تصمیم گیری مشترک و مکملیت بود. عوامل مداخله گر شامل عوامل فرهنگی و اجتماعی مانند سبک زندگی حمایت گرانه و موانع شامل موانع افقی از جمله کمبود امکانات رفاهی و موانع پیرامونی مانند مشکلات خانواده مبدا بودند. راهبردها شامل پیوستگی رضایت بخش، سهم گذاری در رابطه جنسی تنظیم شده و مهارت های ارتباطی بود که موجب پیامدهای فردی (سلامت جسمی و روحی) و پیامدهای بین فردی (احساس امنیت در رابطه و افزایش تاب آوری) شد. به این ترتیب، کارکرد تنظیم روابط جنسی در خانواده دارای پیامدهایی است، پیامد اولیه آن افزایش انعطاف پذیری و سازگاری در خانواده و پیامد ثانویه آن شامل افزایش کیفیت زندگی و کاهش عوامل گسست در خانواده است که سلامت روان افراد و شکل گیری زندگی مطلوب خانوادگی و اجتماعی را به دنبال دارد.
۲۱۰۲.

مطالعه کیفی فرایند سازگاری فرزندان با طلاق والدین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سازگاری سازگاری فرزندان طلاق والدین فرزندان طلاق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۶۰
سازگاری با طلاق والدین یکی از چالش هایی است که فرزندان طلاق با آن مواجه هستند که عدم وجود آن می تواند پیامدهای نامطلوبی بر فرزندان طلاق و جامعه ایجاد کند. پژوهش حاضر با هدف مطالعه کیفی فرایند سازگاری فرزندان با طلاق والدین، در سال 1401 با استفاده از روش گراندد تئوری انجام گرفته است. مشارکت کنندگان پژوهش، فرزندان طلاق دختر ساکن تهران که بین 20 تا 30 سال بودند و حداقل 5 سال از طلاق والدینشان گذشته است. یافته های حاصل از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 12 مشارکت کننده بر اساس اصل اشباع نظری ادامه یافت و تجزیه وتحلیل یافته ها با استفاده از روش استراوس و کوربین صورت گرفت. تحلیل داده های حاصل از مصاحبه در زمینه مطالعه کیفی فرایند سازگاری فرزندان با طلاق والدین، منجر به شناسایی 11 کد محوری «تاب آوری»، «شبکه های حمایتی»، «موقعیت اقتصادی مطلوب»، «کیفیت والد گری»، «پذیرش طلاق توسط والدین»، «دور شدن از شرایط تنش زا»، «عوامل محیطی و پیرامونی»، «مقابله کارآمد»، «حفظ پویایی»، «چارچوب بندی مجدد شناختی»، «رشد پس از ضربه» و کد انتخابی «مراقبت فعالانه از خود» گردید. نتایج حاصل از این پژوهش ضمن افزایش بینش نسبت به فرایند سازگاری با طلاق والدین، زمینه کافی برای تدوین برنامه های آموزشی و کاربردی را با هدف افزایش سازگاری با طلاق والدین فراهم می آورد و می تواند آسیب های ناشی از طلاق والدین را تا حد زیادی کاهش دهد.
۲۱۰۳.

مقایسه اثربخشی درمان حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد (EMDR) و تحریک فراجمجمه ای مغز با جریان مستقیم (tDCS) بر استرس ادراک شده و اضطراب زنان مبتلا به اختلال پرخوری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اختلال پرخوری استرس ادراک شده اضطراب تحریک فراجمجمه ای مغز با جریان مستقیم حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۱۶۵
هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی درمان حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد و تحریک فراجمجمه ای مغز با جریان مستقیم بر استرس ادراک شده و اضطراب زنان مبتلا به اختلال پرخوری بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری کلیه زنان مبتلا به اختلال پرخوری مراجعه کننده به مراکز تغذیه در بهار 1402 شهر کرج بودند. در مرحله اول با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تعداد 45 نفر انتخاب و سپس در 2 گروه آزمایش(هر گروه 15 نفر) و یک گروه کنترل(15 نفر) جایگزین شدند. سپس گروه های آزمایش تحت 8 جلسه 60 دقیقه ای درمان حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد و 8 جلسه 60 دقیقه ای تحریک فراجمجمه ای مغز با جریان مستقیم قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از مقیاس شدت پرخوری(BES) گورمالی و همکاران (1982)، مقیاس استرس ادراک شده(PSC) کوهن و همکاران(1983) و سیاهه اضطراب بِک(BDI-II) بک و همکاران(1988) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 28 در دو بخش توصیفی و استنباطی(تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی) انجام پذیرفت. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور در مرحله پسآزمون و پیگیری نسبت به گروه کنترل اثربخشی معناداری بر کاهش استرس ادراک شده و اضطراب داشته است(05/0>P).
۲۱۰۴.

نقش میانجی باورهای فراشناختی ناسازگار در رابطه ی بین ویژگی های شخصیتی روان-رنجورخویی و وجدان مندی با علائم اختلال بی خوابی و کابوس در دانشجویان دانشگاه اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: باورهای فراشناختی ناسازگار بی خوابی روان رنجور خویی کابوس وجدان مندی شخصیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۰۶
پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش میانجی باورهای فراشناختی ناسازگار در رابطه بین ویژگی های شخصیتی روان رنجور خویی و وجدان مندی با علائم اختلال بی خوابی و کابوس انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی و از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه اصفهان، در سال 1402 تشکیل داد که از بین آن ها به صورت در دسترس 377 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در جمع آوری داده ها از پرسشنامه های پنج عامل بزرگ شخصیت (FFPQ، گلدبرگ، 1999)، علائم اختلال بی خوابی (ISI، مورین، 1993)، شدت رویای آزاردهنده و کابوس (DDNSI، کراکوف، 2002) و باورهای فراشناختی ناسازگار (MCQ، ولز، 1997) استفاده شد. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی پژوهش از برازش مطلوب برخوردار بود. هم چنین یافته ها نشان داد که مسیر مستقیم متغیرهای روان رنجور خویی به باورهای فراشناختی ناسازگار، روان رنجور خویی به بی خوابی و باورهای فراشناختی ناسازگار به کابوس معنی دار بود (05/0>p). نتایج دیگر نشان داد که مسیر غیرمستقیم متغیر روان رنجور خویی به کابوس از طریق باورهای فراشناختی ناسازگار معنی دار بود (05/0>P) و مسیر غیرمستقیم متغیر روان رنجور خویی و وجدان مندی به بی خوابی از طریق باورهای فراشناختی ناسازگار و متغیر روان رنجور خویی و وجدان مندی به کابوس از طریق باورهای فراشناختی ناسازگار معنی دار نبود (05/0<p). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که تنها ویژگی شخصیتی روان رنجور خویی می تواند از طریق باورهای فراشناختی ناسازگار بر علائم اختلال کابوس در دانشجویان دانشگاه اصفهان اثر بگذارد.
۲۱۰۵.

اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR) بر امید و تحمل پریشانی در مادران کودکان کم توان جسمی – حرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی امید به زندگی تحمل پریشانی مادران کودکان کم توان جسمی-حرکتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۴
هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR) بر امید به زندگی و تحمل پریشانی در مادران کودکان کم توان جسمی-حرکتی انجام گرفت. مواد و روش: این پژوهش به روش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل مادران کودکان کم توان جسمی-حرکتی بود که به مدارس مخصوص کودکان کم توان جسمی-حرکتی در تهران مراجعه کرده بودند. تعداد 24 مادر به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (n=12) و کنترل (n=12) قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه تحت برنامه MBSR قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های امید به زندگی و تحمل پریشانی جمع آوری و با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس نشان داد که تفاوت معناداری بین گروه های آزمایش و کنترل در متغیرهای امید به زندگی (F(1, 22) = 45.67, p < 0.001) و تحمل پریشانی (F(1, 22) = 37.89, p < 0.001) وجود دارد. آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد که میانگین نمرات امید به زندگی در گروه آزمایش از پیش آزمون به پس آزمون 13.33 واحد (p < 0.001) و از پیش آزمون به پیگیری 12.66 واحد (p < 0.001) افزایش یافت. همچنین، میانگین نمرات تحمل پریشانی در گروه آزمایش از پیش آزمون به پس آزمون 15.44 واحد (p < 0.001) و از پیش آزمون به پیگیری 14.11 واحد (p < 0.001) افزایش یافت. در حالی که در گروه کنترل تغییر معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی به طور معناداری باعث افزایش امید به زندگی و تحمل پریشانی در مادران کودکان کم توان جسمی-حرکتی می شود. این برنامه می تواند به عنوان یک روش موثر برای بهبود وضعیت روانی و کیفیت زندگی این مادران مورد استفاده قرار گیرد.
۲۱۰۶.

مقایسه اثربخشی تصویرسازی ارتباطی (ایماگوتراپی) و روایت درمانی بر پشیمانی از انتخاب همسر، دلزدگی زناشویی و تاب آوری در زنان قربانی خشونت خانگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ایماگوتراپی روایت درمانی پشیمانی از انتخاب همسر دلزدگی زناشویی تاب آوری خشونت خانگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۷
هدف: هدف این پژوهش بررسی و مقایسه اثربخشی ایماگوتراپی و روایت درمانی بر پشیمانی از انتخاب همسر، دلزدگی زناشویی و تاب آوری در زنان قربانی خشونت خانگی بود. روش شناسی: این مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه انجام شد. جامعه آماری شامل زنان قربانی خشونت خانگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اصفهان در پاییز 1401 بود. نمونه ای به حجم 54 نفر به روش در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه (ایماگوتراپی، روایت درمانی و کنترل) گمارده شدند. مداخلات طی 10 جلسه 90 دقیقه ای برای گروه های آزمایش اجرا شد. ابزارهای گردآوری داده ها شامل مقیاس پشیمانی از انتخاب همسر شوارتز، مقیاس دلزدگی زناشویی پاینز و پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون بود. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که اثرات اصلی زمان و گروه برای هر سه متغیر معنادار بود (p < 0.01). همچنین، اثر تعامل زمان و گروه برای پشیمانی از انتخاب همسر (F = 9.59, p < 0.01)، دلزدگی زناشویی (F = 5.61, p = 0.01) و تاب آوری (F = 10.11, p < 0.01) معنادار بود. نتایج آزمون بونفرونی نشان داد که ایماگوتراپی اثربخشی بیشتری نسبت به روایت درمانی در کاهش پشیمانی از انتخاب همسر (MD = -1.10, p = 0.04) و دلزدگی زناشویی (MD = -3.80, p = 0.02) و همچنین افزایش تاب آوری (MD = 2.90, p = 0.03) دارد. نتیجه گیری: ایماگوتراپی و روایت درمانی به عنوان مداخلات مؤثر در بهبود کیفیت روابط زناشویی و افزایش تاب آوری زنان قربانی خشونت خانگی توصیه می شوند. با این حال، اثربخشی ایماگوتراپی در مقایسه با روایت درمانی بیشتر است. طراحی برنامه های آموزشی مبتنی بر این رویکردها می تواند به بهبود شرایط روان شناختی این گروه کمک کند.
۲۱۰۷.

Structural Equation Modeling of the Relationship Between Parents' Religious Orientation and Adolescents' Tendency Towards Critical Thinking and Happiness with the Mediating Role of Cognitive Flexibility(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Parents' religious orientation Tendency towards critical thinking happiness cognitive flexibility

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۷۷
Objective: The present study aimed to determine the model fit based on the relationship between parents' religious orientation and the tendency towards critical thinking and happiness with the mediating role of cognitive flexibility in female high school students. Method: This descriptive correlational study was conducted with a population of teenage girls from public high schools in the city of Chalus. A sample of 319 participants was selected using cluster random sampling. Data collection tools included the Ricketts Critical Thinking Questionnaire (2003), the Dennis and Vander Wal Cognitive Flexibility Inventory (2010), the Allport and Ross Religious Orientation Questionnaire (1967), and the Oxford Happiness Inventory (Argyle et al., 1989). Findings: Results showed a significant positive relationship between religious orientation and critical thinking tendency (r = 0.45, p < 0.05), happiness (r = 0.41, p < 0.05), and cognitive flexibility (r = 0.68, p < 0.05). There was also a significant positive relationship between cognitive flexibility and the tendency towards critical thinking (r = 0.73, p < 0.01) and happiness (r = 0.69, p < 0.01). Conclusions: Based on the results of structural equation modeling, the model based on the relationship between parents' religious orientation and the tendency towards critical thinking and happiness with the mediating role of cognitive flexibility among students is adequately fitted. The application of promoting religious duties and training in cognitive flexibility to enhance happiness and critical thinking tendency in students could be considered in experimental studies by researchers, educational planners, and counselors.
۲۱۰۸.

Comparing the Effectiveness of Schema Therapy and Mindfulness-Based Stress Reduction Program on Sexual Satisfaction in Married Individuals(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Sexual Satisfaction Married Mindfulness Schema therapy

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۷۸
Objective: The present research aimed to compare the effectiveness of schema therapy and a mindfulness-based stress reduction program on sexual satisfaction among married individuals. Method: This quasi-experimental study employed a pretest-posttest design with a one-month follow-up and included a control group. The study population consisted of all married individuals with marital issues who visited the Khodbidari Psychological Center in the first half of 2019, totaling approximately 180 individuals. From this group, 45 individuals were selected through purposive sampling and randomly assigned to three groups of 15. The experimental groups underwent 8 sessions of 90-minute schema therapy by Young et al. (2003) and the mindfulness-based stress reduction program by Kabat-Zinn (2003), while no intervention was performed for the control group. The data collection tool was the Sexual Satisfaction Scale (Larson et al., 1998). The data were analyzed using SPSS software version 21 and repeated measures ANOVA. Findings: The results indicated that there was a significant difference in sexual satisfaction scores among the groups (p = 0.001, F = 21.58), and both schema therapy and the mindfulness-based stress reduction program increased sexual satisfaction among married individuals. Furthermore, there was no significant difference between the two groups in this regard (p < 0.05). Conclusion: According to the results, both schema therapy and the mindfulness-based stress reduction program can be used to improve sexual satisfaction in married individuals.
۲۱۰۹.

Comparing the Effectiveness of Schema Therapy and Emotion-Focused Therapy on Attitudes Towards Infidelity Among Individuals Experiencing Marital Conflict(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Marital conflict attitude towards marital infidelity Schema therapy emotion focused therapy

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۷۷
Objective: Marital conflict is one of the serious problems in couples' interactions, which is considered as the cause of marital infidelity or divorce in many cases. This research was conducted with the aim of comparing the effectiveness of schema therapy and emotion focused therapy on the attitude towards marital infidelity of people with marital conflict. Methods: The research method was quasi-experimental with a pre-test-post-test design with two experimental groups and a control group along with a follow-up test period. From the statistical population of women referring to the clinics of the 1st district of Tehran, 45 people were selected using the available method and replaced in three groups using a random method. Whatley's marital infidelity questionnaire (2006) was used. First, the pre-test of the attitude towards extrapolation was implemented for all three groups, then schema therapy (Yang, 2003) and emotion focused therapy (Greenberg, 2004) were implemented for the experimental groups, but no intervention was applied for the control group; Finally, the post-test and the follow-up test were performed for all three groups. Findings: The results of the repeated measurement test showed that both schema therapy and emotion focused groups are effective in reducing attitudes towards marital infidelity (f=8.447 and p=0.001). Bonferroni's post hoc test showed that there is no significant difference in the effectiveness of the two schema therapy and emotion focused approaches. Conclusion: To improve the attitude towards marital infidelity of people with marital conflict, it is suggested to use both schema therapy and emotion focused interventions.
۲۱۱۰.

Effectiveness of Positive Cognitive Behavioral Therapy on Psychological Flexibility and Meaning in Life Among Single Women(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Positive cognitive behavioral therapy psychological flexibility meaning in life single women

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۲۹
Objective: The current research aimed to examine the effectiveness of positive cognitive behavioral therapy on psychological flexibility and the meaning of life among single women aged 25 to 35 in Tehran. Methods: The method of the study was quasi-experimental with a pre-test-post-test design, including a control group and a follow-up phase. The population of this study consisted of single women aged 25 to 35 from Tehran, who had visited the community centers of District One during the second half of 2021. The sampling was purposive, and the study sample included a control group and an experimental group, each consisting of 20 randomly placed participants. The experimental group received 8 bi-weekly two-hour sessions in a group setting, following the protocol of Bannink (2014). Instruments used in this study included the Bond Psychological Flexibility Questionnaire (2011) and Steger's Meaning in Life Questionnaire (2010). Data analysis was conducted in two phases: descriptive statistics and inferential statistics. For inferential statistics, given the design of the study, parametric tests and the normality of data distribution were assessed using the Shapiro-Wilk test and univariate analysis of covariance, and data analysis was performed using SPSS version 24. Findings: The findings indicated that positive cognitive behavioral therapy significantly increased psychological flexibility (F = 75.22, p = .001) and enhanced the meaning of life (F = 57.13, p = .001) among the participants, and these effects were maintained during the follow-up phase. Conclusion: Positive cognitive behavioral therapy can be an effective method for improving psychological flexibility and meaning in life among single women and can be utilized by therapists and clients.
۲۱۱۱.

The Effectiveness of Systemic Family Therapy on Alexithymia, Psychological Capital, and Mental Vitality in Mothers Infected with COVID-19 with Autistic Children(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: systemic family therapy Alexithymia Psychological Capital mental vitality COVID-19 Autism

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۰
Objective: The objective of the present study was to compare the effectiveness of systemic family therapy in reducing alexithymia, increasing psychological capital, and enhancing mental vitality in mothers infected with COVID-19 who have autistic children. Methods: The research method was a quasi-experimental design utilizing a pretest-posttest and follow-up with a control group. The statistical population included mothers infected with COVID-19 who have autistic children in the city of Mashhad, referring to the Avaye Salamat Center (total number: 70 individuals). Data were collected using a cluster random sampling method, ultimately selecting 30 individuals and assigning them into two groups of 15 each, experimental and control. For data collection and assessment of desired features and conditions, demographic forms and marital intimacy, forgiveness, and marital burnout questionnaires were used. Participants in the experimental group underwent systemic family therapy according to Bowen's (2009) protocol in 8 sessions of 90 minutes each, twice a week. Data analysis was conducted using repeated measures analysis of variance and SPSS-16 statistical software. Findings: The results indicated that systemic family therapy significantly reduced alexithymia (F=6.25, P=0.004), increased psychological capital (F=9.65, P=0.001), and enhanced mental vitality (F=7.29, P=0.001) in mothers infected with COVID-19 who have autistic children (P<0.05). Conclusion: Systemic family therapy can be utilized to improve alexithymia, psychological capital, and mental vitality in mothers infected with COVID-19 who have autistic children.
۲۱۱۲.

Effectiveness of Imago Therapy on Cognitive Flexibility and Post-Traumatic Growth in Women Affected by Extramarital Affairs(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Imago therapy cognitive flexibility post-traumatic growth women affected by extramarital affairs

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۰۶
Objective: The present study aimed to determine the effectiveness of Imago therapy on cognitive flexibility and post-traumatic growth in women affected by extramarital affairs. Methods: The research community included all women affected by extramarital affairs in the city of Isfahan (including the Nik Ovin Psychological Clinic and the Hazrat Abolfazl Charity Institute) in the spring of 2024. Accordingly, a group of women affected by extramarital affairs was randomly divided into two groups: an experimental group (15 individuals) and a control group (15 individuals). The experimental group received Imago therapy sessions, while the control group received no treatment. The data were analyzed using repeated measures tests with SPSS software version 23. Findings: The findings indicated that Imago therapy was effective in enhancing psychological flexibility and its subscales, as well as post-traumatic growth and its subscales, in women affected by extramarital affairs (P < 0.05). Conclusion: The obtained results showed that Imago therapy could be utilized as an effective approach for improving women affected by extramarital affairs, playing a significant role in enhancing their quality of life.
۲۱۱۳.

سنجش گروهی میزان و انگیزه های عدم صداقت و مقایسه آن در مردان و زنان: یک مطالعه آزمایشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عدم صداقت جنسیت انسان اقتصادی تصویر من صادق دروغ زیان بخش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۳
مقدمه: عدم صداقت، رفتار فراگیری است که همراه با منفعت شخصی و زیان رساندن به فرد، گروه دیگر یا جامعه است. بنابراین هدف این پژوهش سنجش گروهی میزان و انگیزه های عدم صداقت و مقایسه آن در مردان و زنان است. روش: پژوهش حاضر به صورت طرح پس آزمون با دو گروه مردان و زنان (مطالعه تک ضربه ای) انجام می شود. جامعه آماری متشکل از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه گیلان است. نمونه پژوهش حاضر شامل 189 دانشجو است که به روش نمونه گیری هدفمند و براساس ملاک های ورود و خروج انتخاب شده و در دو گروه مردان (92 نفر) و زنان ( 97نفر) قرار گرفتند و از روش پرتاپ تاس (فیشباخر، 2013) برای سنجش میزان و انگیزه های عدم صداقت استفاده شد و داده های حاصل با کمک آزمون دوجمله ای تحلیل شد. به منظور مقایسه ی میزان و انگیزه های عدم صداقت در دو جنس به ترتیب از آزمون t مستقل و آزمون خی دو استقلال استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان می دهد که بخش قابل توجهی از مردان (z=4.78, df=91, p<0.001)، زنان (z=1.71, df=96, p<0.05) و کل شرکت کنندگان (z=4.66, df=188, p<0.001) با انگیزه «انسان اقتصادی» دست به رفتار عدم صداقت زده اند. انگیزه «تصویر منِ صادق» در مردان (z=1.15, df=91, p<0.045)و رفتار محافظه کارانه در زنان (z=1.71, df=96, p<0.05) در مواجهه با رفتار عدم صداقت مشاهده شد. همچنین مردان و زنان در میزان رفتار عدم صداقت (t=1.15, df=187, p<0.175) و انگیزه انسان اقتصادی (χ²=2.805, df = ... ,p<0.093) تفاوت معناداری نداشتند. نتیجه گیری: باتوجه به یافته ها، دستیابی به سود حداکثر، در افراد برانگیزاننده ی رفتار عدم صداقت است و هچنین در مردان و زنان به ترتیب ارائه تصویر صادقانه از خویشتن و رفتار محافظه کارانه نمود بیشتری دارد.
۲۱۱۴.

طراحی و آزمون الگوی ساختاری خود خاموشی در زنان متأهل بر اساس سبک دلبستگی، ابرازگری هیجانی، احساس تنهایی با میانجی گری شفقت به خود(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودخاموشی سبک دلبستگی ابرازگری هیجانی احساس تنهایی شفقت به خود زنان متأهل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۷۶
زمینه: به نظر می رسد که ترس از دست دادن روابط معنی داری به خصوص در روابط رومانتیک ریشه در سبک های دلبستگی دارد و این منجر به خود خاموشی در زنان می شود. بنابراین بررسی پیشایندهای تأثیرگذار بر خودخاموشی زنان می تواند راه گشای برخی از مشکلات روانشناختی در آن ها می شود. هدف: هدف پژوهش، طراحی و آزمون الگوی ساختاری خود خاموشی در زنان متأهل بر اساس سبک دلبستگی، ابرازگری هیجانی، احساس تنهایی با میانجی گری شفقت به خود. روش: پژوهش از نوع بنیادی و در زمره پژوهش های توصیفی و همبستگی (تحلیل مدل یابی معادلات ساختاری) بود. جامع ه آماری زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز خدمات روانشناختی و مشاوره شهر تهران در سال 1402 بود. نمونه پژوهش 400 نفر از زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز خدمات روانشناختی و مشاوره شهر تهران در سال 1402 بود که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مقیاس خودخاموشی (جک و دیل، 1992)، سیاهه سبک دلبستگی بزرگسالان (هازن و شیور، 1987)، پرسشنامه ابرازگری هیجانی (کینگ و امونز، 1990)، مقیاس احساس تنهایی اجتماعی عاطفی برای بزرگسالان (دی توماسو و همکاران، 2004) و پرسشنامه شفقت به خود (نف، 2003) به دست آمد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که ابرازگری هیجانی بر شفقت به خود اثر مثبت و معنی داری دارد و بر خودخاموشی اثر منفی و معنی داری دارد (0/05 >P). اثر مستقیم احساس تنهایی به شفقت به خود منفی و معنی دار و بر خودخاموشی مثبت و معنی دار بود (0/05 >P). اثر مثبت مستقیم سبک های دلبستگی ایمن به شفقت به خود مثبت و معنی دار و به خودخاموشی منفی و معنی دار بود (0/05 >P). همچنین اثر مستقیم سبک های دلبستگی ناایمن اجتنابی و دوسوگرا به شفقت به خود منفی و به خودخاموشی مثبت و معنی دار بود. همچنین ابرازگری هیجانی، احساس تنهایی و سبک های دلبستگی از طریق شفقت به خود اثر غیرمستقیمی بر خودخاموشی داشتند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان با آموزش مهارت های شفقت به خود بخشی مهمی از احساس تنهایی و خودابرازگری هیجانی را در زنان متأهل تعدیل کرد. بنابراین می توان از آموزش مهارت های شفقت به خود در جهت خاموشی زناندر کلینیک های مشاوره و روان درمانی سود برد.
۲۱۱۵.

اثربخشی بازی درمانی دلبستگی محور بر ادراک شایستگی اجتماعی و اشتیاق تحصیلی در کودکان دارای علائم نقص توجه/بیش فعالی

کلیدواژه‌ها: بازی درمانی دلبستگی محور شایستگی اجتماعی اشتیاق تحصیلی نقص توجه/بیش فعالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۰۱
مقدمه و هدف: اختلال نقص توجه/بیش فعالی از جمله اختلالاتی است که منجر به بروز مشکلات متعددی برای کودکان و نوجوانان می شود. این پژوهش با هدف اثربخشی بازی درمانی دلبستگی محور بر ادراک شایستگی اجتماعی و اشتیاق تحصیلی در کودکان دارای علائم نقص توجه/بیش فعالی انجام شد.روش شناسی پژوهش: پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با دو گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان پسر 6 تا 10 سال مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی جوان شهر شیراز در سال 1403 بود، که با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر انتخاب و در دو گروه مساوی 15 نفری جایگزین شدند. برنامه بازی درمانی دلبستگی محور طی 8 جلسه به صورت گروهی و هر هفته یک جلسه برای گروه آزمایش اعمال شد. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه شایستگی اجتماعی (فلنر و همکاران، 1990) و اشتیاق تحصیلی (فردریکز و همکاران، 2004) استفاده شد. داده ها با روش های آمار توصیفی، پیش فرض های آماری و تحلیل کوواریانس چندمتغیره با نرم افزار آماری SPSS-26 تحلیل شد.یافته ها: نتایج نشان داد که برنامه بازی درمانی دلبستگی محور بر افزایش نمره کل شایستگی اجتماعی(602/119=F، 000/0=P و 533/0=η) و نمره کل اشتیاق تحصیلی(382/110=F، 000/0=P و 512/0=η) تأثیر معناداری داشته است (05/0>P).نتیجه گیری: با توجه به نتایج ضرورت دارد در کلینیک ها و مراکز خدمات روان شناسی از بازی درمانی به عنوان یک روش مداخله ای مؤثر جهت کاهش مشکلات روانی، رفتاری و تحصیلی کودکان و نوجوانان استفاده گردد.
۲۱۱۶.

تجربه زیسته نوجوانان پسر دارای سابقه مصرف مواد: یک مطالعه پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پدیدارشناسی مصرف مواد پیامدهای مصرف مواد گرایش به مصرف مواد عوامل تداوم مصرف مواد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۲۱۷
هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد تجربه زیسته نوجوانان پسر دارای سابقه مصرف مواد بود. در این مطالعه از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی استفاده شد. جامعه موردمطالعه شامل نوجوانان پسر با سابقه مصرف مواد بود که در سال 1400 در کانون اصلاح و تربیت استان تهران تحت نگهداری بودند. نمونه پژوهش شامل 17 نفر بود که به روش نمونهگیری هدفمند ملاکی انتخاب شدند. جهت جمعآوری دادهها از مصاحبههای نیمهساختاریافته استفاده گردید. برای تحلیل دادهها از روش هفتمرحلهای کلایزی استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل دادهها منجر به شکلگیری سه مضمون هستهای شد: «عوامل گرایش به مصرف» (شامل دو مضمون اصلی «عوامل فرافردی گرایش به مصرف» و «عوامل فردی گرایش به مصرف»)، «عوامل موثر بر میزان مصرف» (شامل دو مضمون اصلی «عوامل تداوم و افزایش مصرف» و «عوامل کاهش مصرف») و «پیامدهای مصرف مواد» (شامل دو مضمون اصلی «پیامدهای مثبت مصرف مواد» و «پیامدهای منفی مصرف مواد»). به عبارت دیگر، مشارکتکنندگان پژوهش در مورد تجربه مصرف مواد خود به عواملی اشاره داشتند که آنان را بهسوی مصرف مواد سوق داده بود؛ آنها همچنین به عواملی اشاره کردند که موجب تداوم، افزایش و کاهش مصرف مواد در آنها شده بود. بعلاوه، مصرف مواد نوجوانان را با پیامدهای آسیبزا و متعددی روبهرو میسازد که ضرورت برنامهریزی و اقدامات پیشگیرانه و درمانی را بیش از پیش نمایان میسازد.
۲۱۱۷.

بررسی اثربخشی درمان های ترکیبی شناختی-رفتاری و نوروفیدبک برکاهش عود در سوءمصرف کنندگان مواد محرک دارای نشانه های افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درمان ترکیبی درمان شناختی-رفتاری نوروفیدبک عود مصرف مواد محرک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۳۷
هدف: هدف مطالعه حاضر تعیین اثربخشی درمان ترکیبی شناختی-رفتاری و نوروفیدبک برکاهش عود در سوءمصرف کنندگان مواد محرک دارای نشانه های افسردگی است. روش: پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و دوره پیگیری دو ماهه انجام شد. تمامی مردان سوءمصرف کننده مواد مراجعه کننده به مرکز درمان سوءمصرف مواد سپاهان منطقه 1 شهر تهران در سال 1402 جمعیت آماری پژوهش را تشکیل دادند. با روش نمونه گیری در دسترس و مبتنی بر هدف از بین سوءمصرف کنندگان مواد دارای معیارهای ورود به پژوهش تعداد 36 نفر انتخاب و به شیوه تصادفی سازی در 2 گروه 18 نفری (گروه درمان ترکیبی در سوءمصرف کنندگان مواد محرک، گروه کنترل در سوءمصرف کنندگان مواد محرک) جایگزین شدند. گردآوری داده ها با چک لیست اطلاعات دموگرافیک-فرم محقق ساخته، پرسشنامه تجدیدنظر شده افسردگی و پرسشنامه خطر عود مصرف مواد انجام شد. تحلیل داده ها با روش های آماری، آزمون پیش فرض های آمار پارامتریک و آنالیز واریانس با اندازه گیری مکرر با نرم افزار آماری Spss-v26 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد درمان ترکیبی در آزمودنی های گروه آزمایش دو گروه سوءمصرف کننده مواد محرک بر کاهش میزان عود مصرف و ابعاد آن (قصد مصرف، مشکلات هیجانی، اجبار در مصرف، فقدان کنترل و انتظار مثبت از مصرف مواد) اثربخش است (05/0>P). نتیجه گیری: این مطالعه بیش از پیش نقش سازه های روانی-رفتاری را در مبتلایان به سوءمصرف مواد روشن ساخته و لزوم استفاده از رویکردهای درمانی ترکیبی (شناختی-رفتاری و نوروفیدبک) را به منظور تعدیل علائم در مبتلایان به سوءمصرف مواد آشکار می سازد.
۲۱۱۸.

بررسی و انطباق ویژگی های روان سنجی پرسشنامه کوتاه راهبردهای مقابله موقعیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سنجه های روان شناختی ویژگی های روان سنجی هنجارسازی راهبردهای مقابله ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۵۶
با توجه به اهمیت راهبردهای مقابله ای و تمایل پاسخ دهندگان و پژوهشگران به فرم های کوتاه و جامع، در پژوهش حاضر به بررسی و انطباق ویژگی های روان سنجی پرسشنامه کوتاه راهبردهای مقابله ی موقعیتی پرداخته شد. باتوجه به اهداف و موضوع، روش این پژوهش توصیفی و از نوع مطالعات تحلیل عاملی است. جامعه آماری، تمامی دانشجویان دانشگاه های شهرستان مشهد بودند که از این جامعه و به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای 660 نفر انتخاب شدند. شرکت کنندگان به ابزارها شامل پرسشنامه کوتاه راهبردهای مقابله موقعیتی (SCSBQ-28)، مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف (RPWS-18) و مقیاس رضایت از زندگی تک سوالی (SLSS-1) پاسخ دادند. در ادامه، تعداد 47 شرکت کننده به عنوان داده ناقص و پرت شناسایی شدند. بنابراین نمونه نهایی مطالعه 613 شرکت کننده بود. نتایج، 14 عاملی بودن پرسشنامه کوتاه راهبردهای مقابله موقعیتی را مورد تایید قرار داد. هم چنین روایی همگرا و واگرا در مورد ابعاد و کل پرسشنامه با بهزیستی روان شناختی و رضایت از زندگی مطلوب گزارش شد. آلفای کرونباخ ابعاد بین 63/0 تا 86/0 و کل پرسشنامه نیز 76/0 محاسبه شد که مطلوب می باشد. بنابراین پژوهشگران و بالینگران با توجه به ابعاد چهارده گانه، جامع بودن، و کوتاه بودن این ابزار نسبت به ابزارهای مشابه در عین جامع بودن، می توانند از این پرسشنامه در مطالعات علمی و بررسی های بالینی، استفاده نمایند.
۲۱۱۹.

رابطه برنامه درسی پنهان و خشونت جنسی دانشجویان زن متأهل با توجه به نقش تعدیل گری هوش هیجانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: برنامه درسی پنهان خشونت جنسی هوش هیجانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۱۰
مقدمه: برنامه درسی، اصلی ترین عنصر نظام آموزش عالی و بنیادی ترین ابزار برای فراهم آوری دانش، تجربه و مهارت دانشجویان برای عرضه خدمات به جامعه است. به عنوان قلب این نظام، نقش مهمی در تحقق اهداف داشته و ترسیم کننده نقشه ها و اهداف دارند. از طرفی خشونت جنسی یکی از خشونتهایی است که می تواند سلامت زنان را دچار آسیب کند. نظام آموزشی به واسطه برنامه درسی با عناوین نوع دوستی و گرایشهای انسان دوستانه می تواند زمینه های بروز خشونت را کاهش دهد. هدف از انجام این تحقیق، بررسی رابطه برنامه درسی پنهان و خشونت جنسی دانشجویان زن متأهل شهرستان گرگان با توجه به نقش میانجی هوش هیجانی بود. روش: این پژوهش از طریق روش همبستگی انجام شد و جامعه آماری این پژوهش شامل همه دانشجویان متأهل مشغول به تحصیل در دانشگاههای سطح شهرستان گرگان در سال تحصیلی 2020-2019 بود. حجم نمونه این پژوهش برابر با 150 نفر بود که با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گرداوری داده ها شامل: پرسشنامه برنامه درسی پنهان (HCQ) ایمانی (2012)، همسرآزاری (WAQ) قهاری و همکاران (2005) و مقیاس هوش هیجانی (MSEIS) شاته و همکاران (1998) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها، از ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته: مدل رابطه بین برنامه درسی پنهان و خشونت جنسی با نقش میانجی هوش هیجانی دارای برازش مطلوب است؛ بنابراین مدل پژوهش وضعیت برازش مناسبی دارد و بین برنامه درسی پنهان و خشونت جنسی با نقش میانجی هوش هیجانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بحث: هرچقدر افراد از هوش هیجانی بیشتری برخوردار باشند بیشتر تحت تأثیر برنامه درسی پنهان قرار می گیرند؛ چراکه برنامه درسی پنهان بخشی مهم و تأثیرگذار از فرآیند آموزشی است که به سادگی قابل درک نیست، ولی بر جنبه های گوناگون آموزشی و تربیتی دانشجویان تأثیرگذار است.
۲۱۲۰.

شناسایی مؤلفه های مدل تلفیقی فناور محورشایستگی شناختی و انگیزشی یکپارچه ی مربیان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شایستگی شناختگی انگیزشی فناورمحور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۱۰
هدف پژوهش شناسایی مدل تلفیقی فناور محور شایستگی شناختی و انگیزشی یکپارچه ی مربیان بود.. جامعه آماری این پژوهش اعضا ی هیات علمی دانشگاهها و مراکز فنی و حرفه ای سراسر کشور و همچنین 37 متن پژوهشی مرتبط به روش نمونه گیری به روش گلوله برفی تامرحله دست یابی به آستانه سودمندی انجام شد.ابزار پژوهش مصاحبه های عمیق نیمه ساختار مند بوده است که با شمار 18 تن از جامعه آماری(بر اساس اشباع داده ها) می باشند نتایج نشان داد، نیاز به توسعه نوآوری و مهارت در سازمان، یادگیری و توانمندی فناوری اطلاعات و ارتباطات، بکارگیری فناوری های نوین آموزشی در حوزه تدریس و یادگیری فراگیران به عنوان شرایط علی به وجود آمدن مقوله ی محوری بودند. شایستگی های فردی فراگیران و مربیان، توانایی برنامه ریزی برای فعالیت های خود و فرگیران با تکیه بر دانش قبلی و عوامل بیرونی به عنوان شرایط مداخله گر،علاوه براین ،شرایط مناسب سازمانی و زیرساخت های مناسب به عنوان شرایط زمینه ای یا بستر، نیازسنجی آموزشی در زمینه فناوری اطلاعات ، ارزشیابی فناوری ،بهبود روش ها و امکانات آموزشی، مدیریت نوآور به عنوان شرایط راهبردی و در نهایت افزایش اثربخشی و کارایی آموزشی سازمان ، تسهیل یادگیری فراگیران و بهبود و چابکی سازمانی جزء پیامدهای مدل تلفیقی فناور محورشایستگی شناختی و انگیزشی یکپارچه ی بودند. همچنین 7 مؤلفه شایستگی شناختی و 5 مؤلفه برای شایستگی انگیزشی شناسایی شدند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان