ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۲۱ تا ۱٬۴۴۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۱۴۲۱.

بررسی اثر غیر مستقیم حساسیت اضطرابی و تفکر منفی تکراری بر ارتباط بین خودشفقتی و آمیختگی شناختی با سایبرکندریا(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۹
اهداف پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی حساسیت اضطرابی و تفکر منفی تکراری در ارتباط بین خودشفقتی و آمیختگی شناختی با سایبرکندریا انجام شد. مواد و روش ها روش پژوهش حاضر توصیفی با طرح همبستگی و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های تهران و مازندران در سال ۱۴۰3 بود که از میان آن ها 630 نفر به روش داوطلبانه انتخاب شدند و به مقیاس شدت سایبرکندریا (CSS)، پرسش نامه آمیختگی شناختی (CFQ)، مقیاس خودشفقتی، پرسش نامه حساسیت اضطرابی (ASI) و تفکر منفی تکرارشونده (RTQ) پاسخ دادند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار Amos نسخه 29 انجام شد. یافته ها نتایج تحلیل همبستگی نشان داد آمیختی شناختی، خودشفقتی، حساسیت اضطرابی و تفکر منفی تکرارشونده با سایبرکندریا رابطه معناداری دارند. همچنین نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد حساسیت اضطرابی نقش میانجی معناداری در رابطه آمیختگی شناختی (0/157=P<0/001, β) و خودشفقتی (0/197-=β, P<0/001) با سایبرکندریا دارد، اما اثر میانجی معناداری برای متغیر تفکر منفی تکرارشونده مشاهده نشد. نتیجه گیری براساس یافته های پژوهش، به نظر می رسد افرادی با سطوح خودشفقتی پایین و آمیختگی شناختی بالا در مواجهه با تجربیات بدنی ناشناخته و غیرمنتظره، حساسیت اضطرابی بیشتری نشان دادند؛ به همین دلیل بیشتر احتمال دارد دست به جست وجوی آنلاین افراطی درمورد تجربیات بدنی خود بزنند. بنابراین پیشنهاد می شود در طراحی مداخلات مربوط به سایبرکندریا عامل خودشفقتی و آمیختگی شناختی موردتوجه قرار گیرد.
۱۴۲۲.

The mediating role of ambiguity intolerance and worry in the relationship between resilience and fatigue compassion in the nurses

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۴۶
This study aimed to determine the mediating role of ambiguity intolerance and worry in the relationship between resilience and fatigue compassion in nurses. The research method employed a descriptive-correlational design, and the statistical population of this study consisted of all nurses working in hospitals in Tehran Province in 2024. A convenience sampling method was used to select 220 nurses from this population. The study tools were included Connor-Davidson Resilience Scale (2003), the Compassion Fatigue Inventory by Saberi et al. (2017), Penn State Worry Questionnaire by Meyer et al. (1990), and the Ambiguity Tolerance Scale-II by McLain (2009). Structural equation modeling was used to analyze the data. The results showed that worry mediates the relationship between resilience and fatigue compassion negatively and significantly (β=-0.096, P=0.001). Ambiguity intolerance mediates the relationship between resilience and fatigue compassion negatively and significantly (β=-0.050, P=0.029). Based on the results of the present study, it seems that the lack of resilience among nurses in ambiguous and worrying situations causes burnout and fatigue compassion.
۱۴۲۳.

پدیدارشناسی تجربه زیسته زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد در یک مرکز بازتوانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۰
هدف: این پژوهش با هدف پدیدارشناسی تجربه زیسته زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد در یک مرکز اقامتی بازتوانی انجام شد. روش: پژوهش حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. جامعه این پژوهش شامل زنان وابسته به مواد شهر گچساران در سال 1403 بود. نمونه گیری به روش هدفمند و تا مرز اشباع انجام شد که در نهایت 12 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل مصاحبه های نیمه ساختاریافته و عمیق بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون کلایزی استفاده شد. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها منجر به شناسایی 3 مضمون گزینشی، 11 مضمون محوری و 42 مضمون باز گردید. مضمون مشکلات عاطفی و آسیب پذیری شامل خشم و شکل گیری روابط مخرب، استرس و ترس، احساس بی معنایی، احساس تنهایی و طرد اجتماعی، شکل گیری بدبینی و ناکامی بود. بد عملکردی خانواده شامل آسیب های خانواده، تعارض و قطع ارتباط با خانواده بود و تجارب ناخوشایند گذشته شامل تجربه شکست، ترک و لغزش های پیاپی و بدرفتاری های تجربه شده قبلی بود. نتیجه گیری: نتایج یافته های پژوهش علاوه بر افزایش بینش و آگاهی نسبت به بسترهای ایجاد اختلال مصرف مواد در زنان، می تواند محتوای لازم را جهت طراحی برنامه های پیشگیرانه فراهم سازد و تلویحات کاربردی مهمی جهت مداخلات روان شناختی برای زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد دارد.
۱۴۲۴.

واکاوی وضعیت جاری ارزشیابی فرآیند طراحی و تدوین برنامه های درسی در نظام آموزش عالی: رویکرد تحلیل زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۲۸
هدف: برنامه های درسی مهم ترین رکن آموزش در نظام آموزش عالی است. در این میان فرآیند طراحی و تدوین برنامه های درسی با آنکه به عنوان مهم ترین بخش در فرآیند مشخص کردن برنامه های درسی است، کم تر مورد توجه قرار گرفته است. ارزشیابی از برنامه های درسی طراحی و تدوین شده منجر به بهبود فرآیندهای طراحی و اجرای برنامه های درسی در دانشگاه می شود. هدف از پژوهش حاضر شناسایی وضعیت جاری ارزشیابی فرآیند طراحی و تدوین برنامه های درسی در نظام آموزش عالی است.  روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. جامعه ی آماری شامل کلیه کارگزاران دخیل در برنامه درسی آموزش عالی هستند که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه ی نیمه ساختار یافته با هفده نفر از اساتید دانشگاه و شش نفر از مدیران گروه های آموزشی جمع آوری شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و کوبا استفاده شد. یافته ها: گُسست در ارزشیابی فرآیند طراحی و تدوین برنامه های درسی به عنوان مقوله محوری و شرایط علی (مشتمل بر محورهایی چون؛ ارزشیابی نامتوازن طرح برنامه های درسی، تدوین ناسازگار برنامه های درسی، ضعف استانداردهای ارزشیابی کیفیت برنامه های درسی در آموزش عالی و کمی گرایی در فرآیند طراحی برنامه درسی)، عوامل زمینه ای (مشتمل بر محورهایی چون؛ زمینه های سیاست گذاری کلان، عوامل زمینه ای مرتبط با وزارت عتف و زمینه های دانشگاهی)، عوامل راهبردی (مشتمل بر محورهایی چون تدوین استانداردهای جامع ارزشیابی، شبکه سازی، ایجاد مکانیزم تغییر و اصلاح، رویکرد طراحی و تدوین مشارکتی، واقع گرایی و مکانیزم لایه ای) شرایط مداخله ای (مشتمل بر محورهایی چون مجریان برنامه های درسی، ساختار آموزشی دانشگاه و سطح حمایت و پشتیبانی) و راهبردها و پیامد (ضعف در فرآیند طراحی و تدوین برنامه های درسی) سازمان یافت. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت وضعیت جاری ارزشیابی برنامه های درسی طراحی و تدوین شده در آموزش عالی مناسب نیست و در این زمینه نیازمند تدوین معیارهای استاندارد برای ارزشیابی برنامه های درسی طراحی و تدوین شده و ایجاد ساختار لازم برای ارزشیابی برنامه های درسی طراحی شده است.        
۱۴۲۵.

ارتباط اختلال اضطراب اجتماعی با سبک های دلبستگی در دانشجویان: نقش میانجی مهارت های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۱۸
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی مهارت های اجتماعی در رابطه با اضطراب اجتماعی و سبک های دلبستگی دانشجویان انجام شد. روش این پژوهش هممبستگی و از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش 302 نفر از دانشجویان دانشگاه های تهران در سال 1400 بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های اضطراب اجتماعی کانور و همکاران، دلبستگی بزرگسالان هازن و شیور و پرسشنامه مهارت های اجتماعی ماتسون و همکاران بهره گرفته شد. برای تحلیل داده های پژوهش از همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که سبک های دلبستگی دوسوگرا و اجتنابی بر اضطراب اجتماعی اثر مثبت و معنادار دارند. اثر مستقیم مهارت های اجتماعی بر اضطراب اجتماعی منفی و معنادار بود. نتایج اثرات میانجی نشان داد که سبک های دلبستگی دوسوگرا، اجتنابی و ایمن با نقش میانجی مهارت های ارتباطی بر اضطراب اجتماعی اثر غیرمستقیم معنادار دارند. اثر کل سبک های دلبستگی دوسوگرا، اجتنابی و ایمن بر اضطراب اجتماعی معنادار بود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تقویت مهارت های اجتماعی می تواند تأثیر منفی سبک های دلبستگی ناایمن بر اضطراب اجتماعی را کاهش دهد. این نتایج بر اهمیت مداخلات آموزشی و روان شناختی برای بهبود مهارت های ارتباطی تأکید دارد
۱۴۲۶.

اثربخشی روش های یاددهی- یادگیری مبتنی بر مغز بر بازده های شناختی - عاطفی یادگیری زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۷۳
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش مبتنی بر مغز بر بازده های شناختی و عاطفی یادگیری زبان انگلیسی بود. در راستای این هدف و در قالب طرح آزمایشی بین گروهی با پیش آزمون و پس آزمون از دانش آموزان پایه نهم شهرستان بستان آباد است. آزمودنی ها 30 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل (دو کلاس 15 نفره) جایگزین شدند. سپس برای گروه های آزمایشی راهبردهای آموزشی مبتنی بر مغز طی 10 جلسه به مرحله اجرا گذارده شده و برای گروه کنترل، مداخله ای به عمل نیامده جهت اندازه گیری بازده های شناختی - عاطفی یادگیری در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون از آزمون پیشرفت تحصیلی زبان انگلیسی و پرسشنامه انگیزش و نگرش یادگیری زبان خارجی گاردنر استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد بهبود بازده های شناختی- عاطفی یادگیری زبان انگلیسی اثربخش است. این یافته ها تلویحات کاربردی در عرصه های آموزش زبان انگلیسی داشته که به طور مبسوط مورد بحث واقع می شود.
۱۴۲۷.

نقش میانجیگر حافظه هیجانی در تبیین روابط علی بین تجربه ترومای پیچیده و حساسیت اضطرابی با بهزیستی روان شناختی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۶۰
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی حافظه هیجانی در رابطه علی بین تجربه ترومای پیچیده و حساسیت اضطرابی با بهزیستی روان شناختی در دانشجویان بود. روش شناسی: این پژوهش به روش توصیفی-همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. 350 دانشجوی دانشگاه های تهران در سال تحصیلی 1403–1402 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه ترومای دوران کودکی، مقیاس حساسیت اضطرابی، مقیاس حافظه هیجانی، و پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف بود. داده ها با استفاده از نرم افزار AMOS 24 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که تجربه ترومای پیچیده و حساسیت اضطرابی هر دو به صورت مستقیم تأثیر منفی معناداری بر بهزیستی روان شناختی دارند. حافظه هیجانی به طور معناداری این روابط را میانجی گری می کند. مسیرهای غیرمستقیم نیز معنادار بودند، به طوری که حافظه هیجانی رابطه بین ترومای پیچیده و حساسیت اضطرابی با بهزیستی روان شناختی را تعدیل می کرد. مدل اصلاح شده از برازش قابل قبولی برخوردار بود و 53 درصد از واریانس بهزیستی روان شناختی را تبیین کرد. نتیجه گیری: حافظه هیجانی می تواند به عنوان یک سازوکار کلیدی در توضیح اثرات روان شناختی ترومای پیچیده و حساسیت اضطرابی بر بهزیستی روانی در نظر گرفته شود. نتایج پژوهش بر لزوم استفاده از مداخلات مبتنی بر اصلاح و پردازش حافظه هیجانی در جهت ارتقای سلامت روان دانشجویان تأکید دارد.
۱۴۲۸.

مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و زندگی درمانی بر پایبندی به درمان در بیماران عروق کرونری قلب با نشانگان اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۱۱
مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و زندگی درمانی بر پایبندی به درمان در بیماران عروق کرونری قلب با نشانگان اضطراب انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل بیماران زن مبتلا به بیماری عروق کرونری قلب با نشانگان اضطراب شهر بابل در سال 1403 بودند. 45 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس از بخش قلب بیمارستان مهرگان شهرستان بابل انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه اضطراب بک (BAI؛ بک و همکاران، 1993) و مقیاس پایبندی به درمان موریسکی (MMAS؛ موریسکی و همکاران، 2008) استفاده شد. درمان هیجان مدار بر اساس پروتکل گرینبرگ و زندگی درمانی بر اساس پروتکل حسن زاده در طول 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت گروهی ارائه شدند. داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج مقایسه زوجی نشان داد که زندگی درمانی در مقایسه با درمان هیجان مدار به طور معنادار تاثیر بیشتر بر افزایش پایبندی به درمان در بیماران عروق کرونری قلب در مرحله پیگیری داشته است (05/0>P)؛ اما هر دو درمان نسبت به گروه کنترل تا مرحله پیگیری بر پایبندی به درمان به طور معنادار موثر بوده اند (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که درمان هیجان مدار و زندگی درمانی دو درمان موثر بر افزایش پایبندی به درمان است؛ اما زندگی درمانی در طول زمان اثر بیشتری داشته است.
۱۴۲۹.

هم سنجی تأثیر درمان توانبخشی شناختی و تلفیق آن با تنظیم هیجان دیالکتیکی بر مشکلات هیجانی بیماران اچ آی وی با اختلالات عصب شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۹
مقدمه: بیماری اچ آی وی یکی از نگرانی های اصلی نظام های بهداشتی و سلامت روان است که مشکلات هیجانی ناشی از اختلال در تنظیم هیجان، چالش های جدی برای بیماران ایجاد می کند. هدف: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمان توانبخشی شناختی به تنهایی و تلفیق آن با تنظیم هیجان مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی بر مشکلات هیجانی بیماران مبتلا به اچ آی وی دارای اختلالات عصب شناختی انجام شد. روش: این مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به اچ آی وی مراجعه کننده به مرکز بیماری های رفتاری دانشگاه علوم پزشکی شیراز در سال 1400 بود. نمونه شامل 69 بیمار بود که به صورت تصادفی در سه گروه 23 نفره (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) گمارده شدند. گروه اول درمان توانبخشی شناختی (10 جلسه یک ساعته، دو بار در هفته) و گروه دوم درمان ترکیبی (10 جلسه توانبخشی شناختی و 8 جلسه دو ساعته تنظیم هیجان) دریافت کردند. گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفت. ابزار پژوهش شامل آزمون نشانه های اختلالات روانی (SCL-90-R) بود. داده ها با تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: هر دو درمان در مقایسه با گروه کنترل، مشکلات هیجانی (افسردگی، اضطراب، خصومت و حساسیت بین فردی) را کاهش دادند. درمان ترکیبی در کاهش افسردگی و اضطراب مؤثرتر بود (05/0P<). نتیجه گیری: این یافته ها نشان دهنده برتری درمان ترکیبی در بهبود مشکلات هیجانی است. پیشنهاد می شود مراکز درمانی از این رویکرد ترکیبی به عنوان مکمل درمان های دارویی استفاده کنند و تحقیقات آتی اثر بلندمدت این مداخلات را بررسی کنند.
۱۴۳۰.

مقایسه اثربخشی درمان حساسیت زدایی پردازش حرکات چشم و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر تحول مثبت نوجوانی در دانش آموزان با نشانگان افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۹۲
مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان حساسیت زدایی پردازش حرکات چشم و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر تحول مثبت نوجوانی در دانش آموزان با نشانگان افسردگی انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهرستان صومعه سرا در سال ۱۴۰۳ بود؛ 45 دانش آموز به روش هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در سه گروه 15 نفری گمارده شدند. هر یک از گروه های آزمایش طی 8 جلسه 90 دقیقه ای مداخله را به صورت گروهی دریافت کردند. شرکت کنندگان به پرسشنانه افسردگی بک (BDI-II؛ بک و همکاران، 1996) و مقیاس تحول مثبت نوجوانی (PYD؛ گلدوف و همکاران، 2014) پاسخ دادند. داده ها به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که در دو گروه مداخله درمان حساسیت زدایی پردازش حرکات چشم و درمان مبتنی بر ذهنی سازی در مقایسه با گروه کنترل به طور معنادار نمرات پیش آزمون تا پس آزمون و پیگیری تحول مثبت نوجوانی افزایش یافته است (05/0>P)؛ همچنین یافته ها نشان داد که بین دو گروه مداخله در مرحله پیگیری تفاوت معنادار وجود داشت (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر ذهنی سازی نسبت به درمان حساسیت زدایی پردازش حرکات چشم تاثیر بیشتر بر افزایش تحول مثبت نوجوانانی در دانش آموزان با نشانگان افسردگی داشته است.
۱۴۳۱.

اثربخشی رفتار درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر حساسیت اضطرابی و الکسی تایمیا در زنان مبتلا به اختلال پوست کنی و مو کنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۶۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر حساسیت اضطرابی و آلکسی تایمیا در زنان دارای اختلالات کندن پوست و مو در شهر تهران انجام شد. این مطالعه از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. از میان دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم پزشکی تهران، 30 نفر که بر اساس ملاک های پژوهش به اختلال کندن پوست و مو مبتلا بودند، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش در طی 8 جلسه تحت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه های مشخصات دموگرافیک، حساسیت اضطرابی و آلکسی تایمیا بود که در سه مرحله خط پایه، پس از مداخله و پیگیری سه ماهه تکمیل شد. نتایج تحلیل آماری نشان داد که میانگین نمرات حساسیت اضطرابی و آلکسی تایمیا در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مراحل پس آزمون و پیگیری به طور معناداری کاهش یافته است (p<0.05). این یافته ها حاکی از اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در کاهش مؤلفه های هیجانی و شناختی در زنان مبتلا به اختلالات کندن پوست و مو است و بر کارآمدی این رویکرد در بهبود مشکلات همراه با این اختلالات تأکید دارد.
۱۴۳۲.

Assessing the Impact of Cognitive Behavioral Therapy on Irrational Beliefs, Anxiety Sensitivity, and Resilience in Patients with Obsessive-Compulsive Disorder: A Quasi-Experimental Study(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۱۸
Aim: Obsessive-Compulsive Disorder (OCD) is a chronic mental health condition marked by persistent, intrusive thoughts and repetitive behaviors or mental acts that individuals feel compelled to perform. This study examines the efficacy of Cognitive Behavioral Therapy (CBT) in addressing irrational beliefs, anxiety sensitivity, and resilience in patients with OCD. Method: The research employed a semi-experimental, pre-test-post-test design with a control group. The statistical population included patients diagnosed with OCD at Ardabil City in 2024. A total of 34 students with patients were selected using purposive sampling and were divided into experimental (n=17) and control (n=17) groups. The experimental group attended eight 90-minute CBT sessions, while the control group received no intervention. Data collection involved administering the Obsessive-Compulsive Disorder Questionnaire, Irrational Beliefs Questionnaire, Anxiety Sensitivity Index, and Resilience Questionnaire. The data were analyzed using multivariate analysis of covariance in SPSS-27. Finding: The results indicated that CBT significantly decreases helplessness for change (F=38.59), demand for approval (F=27.35), problem avoidance (F=36.69), emotional irresponsibility (F=33.58), physical (F=34.28), cognitive (F=28.97), social (F=32.62), and increases resilience (F=38.29) in patients with OCD (P<0.001). Conclusion: These findings demonstrate that CBT effectively reduces irrational beliefs and anxiety sensitivity while enhancing resilience in OCD patients. This supports the broader use of CBT in clinical settings to address these psychological factors in OCD management specifically.
۱۴۳۳.

شناسایی و طبقه بندی عوامل موثر بر اثربخشی آموزش تربیت بدنی در دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی دردوران شیوع کرونا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف این مطالعه شناسایی و طبقه بندی عوامل موثر بر اثربخشی آموزش تربیت بدنی در دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی دردوران شیوع کرونا می باشد. روش شناسی پژوهش: رویکرد تحقیق کیفی و استراتژی آن پدیدارشناسی است. جامعه آماری شامل کلیه معلمان ورزش مدارس دخترانه مقطع ابتدایی شهرستان اردبیل می باشند که از بین آنها مشارکت کنندگان با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. حجم نمونه بستگی به اشباع نظری داشت و محقق در تعداد پانزده مشارکت کننده به اشباع نظری رسید و از ادامه مصاحبه دست کشید. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختارمند بود. ضمن رعایت اخلاق پژوهش و با حفظ محرمانه بودن، مصاحبه ها ضبط شدند و پس از آن با حفظ امانت داری در نرم افزار آفیس پیاده سازی و تایپ گردیدند و در پایان فایل های مصاحبه به نرم افزارMAXQDA20 منتقل و سپس کدگذاری باز و محوری بعمل آمد. در این مطالعه برای بررسی روایی تحقیق از روش داور بیرونی و برای بررسی پایایی تحقیق پس از آنکه سه نفر از متخصصین کدگذاری داده ها را انجام دادند، از پایایی بین کدگذاران استفاده شد و ضریب پایایی کاپای کوهن بین ارزیاب ها و پژوهشگر در تمامی مصاحبه ها بالای 0.90 بود که نشان دهنده پایایی تحلیل می باشد. یافته ها: در مرحله کدگذاری باز، تعداد 79 مفهوم اولیه استخراج شد. در گام بعدی، کدهای ش ناسایی ش ده براساس میزان تشابه م فهومی، دس ته بندی و ترکیب شده و در قالب چهار بخش سیستم آموزش تربیت بدنی در مدارس در دوران کرونا استخراج گردید. نتیجه گیری: برای ارتقاء اثر بخشی آموزش تربیت بدنی مدارس توجه به کدهای اشاره شده این مطالعه در چهار بخش فرآیند، خروجی ، ورودی و بازخورد سیستم آموزش مجازی اهمیت دارد.
۱۴۳۴.

مدل یابی ساختاری رهبری اخلاقی معلمان تربیت بدنی با هویت ورزشی و انگیزش درونی دانش آموزان: نقش میانجی اشتیاق ورزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۳
مقدمه: رهبری اخلاقی به عنوان یک سبک حمایتی و ارتقاء دهنده سلامت روانی-اجتماعی در نظر گرفته شده که می تواند به مشارکت پایدار دانش آموزان در فعالیت های بدنی کمک کند. هدف: هدف اصلی این مطالعه، بررسی نقش میانجی گرانه اشتیاق ورزشی در رابطه بین رهبری اخلاقی معلمان و پیامدهای مثبت روان شناختی دانش آموزان بود. روش: این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری شامل دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر اصفهان در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود که ۴۰۳ پرسشنامه از طریق نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای جمع آوری و تحلیل شد. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه های استاندارد رهبری اخلاقی، هویت ورزشی، ادراک منبع علیت در تربیت بدنی (PLOC-PE) و اشتیاق ورزشی بود. روایی و پایایی ابزارها نیز با تحلیل عاملی تأییدی و آلفای کرونباخ تأیید گردید. تحلیل داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS نسخه 4 انجام شد. یافته ها: نتایج کلیدی این پژوهش نشان داد که رهبری اخلاقی معلمان با انگیزش درونی، اشتیاق ورزشی و هویت ورزشی رابطه مثبت و معناداری دارد(05/0 ≥ P). اشتیاق ورزشی نیز با انگیزش درونی و هویت ورزشی رابطه مثبت و معناداری دارد(05/0 ≥ P). تحلیل بوت استرپ نشان داد که اشتیاق ورزشی به عنوان یک متغیر میانجی گر، به طور معناداری در رابطه بین رهبری اخلاقی با انگیزش درونی و هویت ورزشی نقش ایفا می کند. نتیجه گیری: این یافته ها تأیید می کنند که رهبری اخلاقی معلمان، از طریق افزایش اشتیاق دانش آموزان به ورزش، می تواند به تقویت انگیزش درونی و شکل گیری هویت ورزشی پایدار در آن ها منجر شود. بنابراین، پیشنهاد می شود برنامه های آموزشی برای معلمان تربیت بدنی بر توسعه مهارت های رهبری اخلاقی و حمایت هیجانی-اجتماعی متمرکز شود تا سلامت روانی- اجتماعی و مشارکت پایدار نسل جوان در فعالیت های بدنی ارتقاء یابد.
۱۴۳۵.

نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی در رابطه بین یادگیری خود-راهبر و توانایی حل مسئله سازنده در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۶۰
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی در رابطه بین یادگیری خود_راهبر و توانایی حل مسئله سازنده در دانشجویان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه گیلان در سال 1402 تشکیل دادند که از بین آن ها به صورت در دسترس 220 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه یادگیری خود- راهبر (SDLRS؛ فیشر و همکاران، 2001)، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی کالج (CASES؛ اون و فرامن، 1988)، و پرسشنامه راهبرد های حل مسئله (PSSQ؛ کسیدی و لانگ، 1996) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهاد شده از برازش مطلوبی برخوردار است و 63% واریانس حل مسئله سازنده را تبیین می کند. همچنین نتایج نشان داد یادگیری خود-راهبر بر حل مسئله سازنده (65/0=β) و خودکارآمدی تحصیلی (61/0=β) اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P )؛ همچنین خودکارآمدی تحصیلی بر حل مسئله سازنده (21/0=β) اثر مستقیم معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که خودکارآمدی تحصیلی رابطه بین یادگیری خود- راهبر و حل مسئله سازنده (13/0=β) را میانجی گری می کند (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که یادگیری خود-راهبر به صورت مستقیم و با میانجی گری خودکارآمدی تحصیلی بر حل مسئله سازنده در دانشجویان اثرگذار است.
۱۴۳۶.

بررسی نقش میانجی گر فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی در رابطه بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر و مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۴۹
زمینه: با توجه به این که اضطراب و تروماهای دوران کودکی مادر بر رفتار او با کودک و به ویژه سبک فرزندپروری تأثیرگذار است، بررسی تأثیر این متغیرها بر مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودک مهم تلقی می شود. علی رغم اهمیت موضوع، رابطه بین تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودکان با میانجی گری فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی در ایران مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف: هدف از انجام این پژوهش، بررسی نقش میانجی گر فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی در رابطه بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودک بود. روش: روش این پژوهش، همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودک دبستانی در شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بود که 370 نفر از آن ها به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها در این پژوهش شامل پرسش نامه های افسردگی، اضطراب و استرس (آنتونی و همکاران، 1998)، فرزندپروری ذهن آگاهانه (مک کافری و همکاران، 2015)، ترومای کودکی (برنشتاین و همکاران، 2003) بود. هم چنین داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزارهای SPSS-27 و R.4.3.1 تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی برازش بسیار خوبی دارد. هم چنین نتایج این پژوهش نشان داد که بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با مشکلات درونی سازی و برونی سازی رابطه مثبت و معنادار (01/0 P<)، بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی رابطه منفی و معنادار (01/0 P<) و بین فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی و مشکلات درونی سازی برونی سازی نیز رابطه منفی و معناداری (01/0 P<) وجود دارد. هم چنین نتایج معادلات ساختاری نقش میانجی گر بودن در زمان حال با کودک را بین تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر و اضطراب افسردگی کودک (041/0 P=) و بین تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر و شکایات جسمانی کودک (066/0 P=) تأیید کرد نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر، با افزایش ذهن آگاهی والدین در بافت فرزندپروری به ویژه مقوله بودن در زمان حال با کودک می توان تا حدی اثرات منفی تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر بر مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودکان را کاهش داد.
۱۴۳۷.

بررسی نقش خودکنترلی و شفقت به خود در پیش بینی تاب آوری براساس استرس ادراک شده و ناگویی هیجانی در پرستاران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۶۳
مقدمه : یکی از اثرات غیرمستقیم پاندمی کرونا بر روی سلامت روان، استرس ادراک شده است. ناگویی هیجانی می تواند رابطه بین استرس ادراک شده و سلامت روان را تعدیل کند. این مطالعه با هدف تعیین نقش میانجیگری خودکنترلی و شفقت خود در پیش بینی تاب آوری براساس استرس ادراک شده و ناگویی هیجانی در پرستاران انجام شد. روش کار : مطالعه به صورت مقطعی و از نوع همبستگی، بر روی 246 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان های پاستور و بوعلی استان قزوین در سال 1400، اجرا شد. افراد به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه های استرس ادراک شده، ناگویی هیجانی، خودکنترلی- فرم کوتاه، شفقت به خود و مقیاس تاب آوری انجام شد. یافته ها: ضریب مسیر کل بین استرس ادراک شده و تاب آوری (01/0> P ، 456/0- =β)، ناگویی هیجانی و تاب آوری (01/0> P ، 302/0- =β)، منفی و معنادار و بین شفقت به خود و تاب آوری (01/0> P ، 268/0=β)، خودکنترلی و تاب آوری (01/0> P ، 447/0=β)، مثبت و معنادار بود. همچنین ضریب مسیر غیرمستقیم بین استرس ادراک شده و تاب آوری از طریق شفقت به خود (01/0> P، 100/0- =β)، استرس ادراک شده و تاب آوری از طریق خودکنترلی (01/0> P، 144/0- =β) و بین ناگویی هیجانی و تاب آوری از طریق خودکنترلی (01/0> P، 167/-0=β) منفی و معنادار بود. نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد میزان شفقت به خود و خودکنترلی می تواند به طور مثبت و معناداری تاب آوری را در پرستاران پیش بینی کند. یعنی پرستاران با نمره بالاتر شفقت به خود و خودکنترلی میزان تاب آوری بیشتری داشتند. عوامل روانشناختی از جمله خودکنترلی و شفقت به خود می توانند در عملکرد کادر بهداشتی درمانی، دقت و مهارت آن ها در ارائه خدمات مراقبتی مؤثر و همچنین حفاظت از خودشان در مقابل بیماری را تحت تاثیر قرار دهد.
۱۴۳۸.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و طرحواره درمانی بر تاب آوری زنان مطلقه مراجعه کننده به بهزیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۶۰
طلاق یکی از تجارب تنش زای خانواده است که می تواند منجر به تاب آوری پایین در بین زوجین شود. هدف این پژوهش، مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و طرحواره درمانی بر تاب آوری زنان مطلقه مراجعه کننده به بهزیستی بود. روش این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری را کلیه زنان مراجعه کننده به بهزیستی شهر تبریز در شش ماهه دوم سال 1402-1401 تشکیل می دهد که از این بین تعداد 60 نفر به روش نمونه گیری تصادفی و در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (در هر گروه 20 نفر) گمارش تصادفی شد. پیش آزمون و پس آزمون بعد از مداخلات درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و طرحواره درمانی اجرا گردید. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) و برای تحلیل فرضیه ها نیز از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که هر دو مداخله بر روی متغیر تاب آوری اثربخشی داشتند (0/05>p). با توجه به نتایج پژوهش حاضر بین میزان اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و طرحواره درمانی در متغیر وابسته تفاوت وجود داشت که میزان اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بیشتر از طرحواره درمانی بود. نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افزایش تاب آوری و بهبود وضعیت زنان مطلقه تاثیر دارد.
۱۴۳۹.

رابطه بین تجربه های آسیب زای دوران کودکی با سلامت روان با نقش میانجی راهبردهای مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۳۹
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین تجربه های آسیب زای دوران کودکی و سلامت عمومی با نقش میانجی راهبرد های مقابله ای بود.  روش : روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل دانشجویان مقطع کارشناسی موسسات غیرانتفاعی شهر رشت در سال تحصیلی 1402-1401 بود. نمونه ای به حجم 173 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه های سلامت عمومی گلدبرگ (GHQ)، ترومای کودکی برنستاین و همکاران (CTQ) و راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن (CSQ) را تکمیل نمودند. برای تحلیل داده های آماری از ضریب همبستگی پیرسون و مدل تحلیل مسیر و نرم افزارهای SPSS و AMOS، استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد آسیب عاطفی و غفلت عاطفی مستقیماً بر راهبردهای مقابله ای و سلامت عمومی تأثیر داشت، درحالی که آسیب جسمی و جنسی فقط بر سلامت عمومی و غفلت جسمی، تنها بر راهبردهای مقابله ای تأثیر داشت. همچنین، مقابله هیجان مدار، رابطه بین آسیب عاطفی و سلامت عمومی را میانجی گری می کرد، اما مقابله مسئله مدار نقش میانجی نداشت. راهبردهای مقابله ای هیجان مدار و مساله مدار نقش میانجی معناداری بین غفلت عاطفی و غفلت جسمی با سلامت عمومی داشتند، و به طور مستقیم بر سلامت عمومی تأثیر داشتند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج می توان گفت، تجربه های آسیب زای دوران کودکی با میانجی گری راهبردهای مقابله ای، توانسته است سلامت عمومی دانشجویان را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین، مداخلات روان شناختی که به تقویت راهبردهای مقابله ای پرداخته و به کاهش اثرات منفی آسیب های کودکی کمک کنند، می توانند نقش مؤثری در بهبود سلامت عمومی دانشجویان ایفا کنند.
۱۴۴۰.

اثربخشی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر سرسختی روان شناختی و کیفیت دوستی در بین دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۷۲
پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر سرسختی روان شناختی و کیفت دوستی دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه آزمایشی و گروه گواه با دوره پیگیری بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر خوی در سال تحصیلی 1403- 1402 بود. نمونه آماری شامل تعداد ۴۰ نفر از آنان بر اساس نقطه برش نمرات پایین از75 برای مقیاس های سرسختی روان شناختی کوباسا و همکاران و نمرات پایین از28 برای کیفیت دوستی حجازی و ظهره وند به صورت در دسترس و داوطلبانه  انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و گواه (۲۰ نفر در هر گروه) قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها مقیاس سرسختی روان شناختی کوباسا و همکاران (1979) و پرسشنامه کیفیت دوستی حجازی و ظهره وند (1380) بود. برنامه مداخله ای راهبردهای تنظیم شناختی هیجان گروس و تامسون (2007) به گروه آزمایش مدت ۱۰ جلسه 90 دقیقه ای آموزش داده شده و در نهایت پس آزمون و پیگیری از دو گروه آزمایش و گواه گرفته شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه های مکرر با نرم افزار 23 spss-تحلیل شدند. نتایج نشان داد که راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر متغیر سرسختی روان شناختی و مؤلفه های آن، کنترل، تعهد و چالش طلبی و متغیر کیفیت دوستی و مؤلفه های آن، مجاورت، صمیمیت و افشای خود و وفاداری و اعتماد مؤثر بود (01/0>P). همچنین، اثربخشی در مرحله پیگیری 4 ماهه تداوم داشت. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد که این راهبردها می توانند به عنوان یک روش مداخله ای مؤثر برای تقویت سرسختی روان شناختی و بهبود کیفیت روابط دوستی در نوجوانان مورد استفاده قرار گیرند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان