ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۰۱ تا ۱٬۴۲۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۱۴۰۱.

مدل مفهومی خطورات ذهنی در منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۶
مقدمه و اهداف: این مطالعه با هدف تدوین مدل مفهومی خطورات ذهنی بر پایه متون اسلامی انجام گرفت. خطورات ذهنی به افکاری گفته می شود که ناگهان وارد ذهن شده و فضای پردازش شناختی را تحت تأثیر قرار می دهد. در منابع اسلامی خطورات با دیدگاه های فلسفی، عرفانی، و اخلاقی مورد توجه قرار گرفته و به دو دسته خطورات اصلی مثبت (ملکی) و منفی (شیطانی) تقسیم شده است. یکی از چالش های مهم روان شناختی تأثیرات افکار مزاحم و ناخواسته بر عملکرد شناختی و روانی فرد و ارتباط آنها با سلامت روان است. روش پژوهش: در این پژوهش از روش تحلیل کیفی محتوای متون دینی (قرآن و احادیث) و معناشناسی واژگان مرتبط استفاده شد. نخست تمام واژگان و مفاهیم مرتبط با خطورات ذهنی از متون گردآوری و سپس مدل مفهومی خطورات با تعیین مؤلفه های ساختاری و فرایندی استخراج شد. برای اعتباربخشی به مدل، شاخص روایی محتوا (CVI) و نسبت روایی محتوا (CVR) با نظر متخصصان محاسبه شد. یافته ها: مدل مفهومی خطورات ذهنی شامل پنج مؤلفه اصلی است: عوامل زمینه ای: شامل عوامل مثبت (مانند ایمان، هدایت الهی، یاد خدا) و عوامل منفی (مانند ضلالت، غفلت، فکر گناه، رذائل اخلاقی و دنیاطلبی). فراخوان ها: شامل فراخوان های مثبت (ملکی: دعوت به خیر و نیکی) و فراخوان های منفی (شیطانی: دعوت به شر و گناه). محتوای خطورات: شامل افکار، هیجانات و رفتارهای مثبت یا منفی؛ محتوای مثبت مثل تقوا، ایمان و اعمال پسندیده و محتوای منفی مثل کذب، حسد و افکار ضلالت. حوزه پردازش: شامل سه حوزه اصلی پردازش ذهنی و شناختی: عقل (تشخیص گر)، قلب (تصدیق گر) و صدر (تعدیل گر). پیامدها: پیامدهای مثبت شامل تقوا و طاعت؛ پیامدهای منفی شامل انحراف فکری، گناه و انحطاط اخلاقی. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش ارائه دهنده یک چارچوب مفهومی مبتنی بر منابع اسلامی برای شناخت و مداخله درمانی در حوزه خطورات ذهنی است. این مدل می تواند ابزار مفیدی برای طراحی پرسشنامه های روان شناختی، درمان فردی و ارائه بسته های آموزشی باشد؛ افزون بر این، داده های ارائه شده راهگشای تحقیقات تجربی در حوزه روان شناسی اسلامی است. تقدیر و تشکر: این پژوهش با حمایت و همکاری اساتید، کارشناسان، مراکز علمی و پژوهشی انجام شد که در اعتباربخشی مدل مفهومی و نقد محتوای اسلامی یاری کردند؛ همچنین از خانواده، همکاران و دوستان که با حمایت های علمی، معنوی و عملی شرایط تحقق اهداف تحقیق را فراهم کردند، صمیمانه قدردانی می شود. تعارض منافع: نویسندگان این مقاله اعلام می دارند که هیچ گونه تعارض منافع مالی، علمی یا شخصی در اجرای پژوهش، تحلیل داده ها و تدوین مدل مفهومی خطورات ذهنی براساس منابع اسلامی وجود ندارد. مقاله حاضر به طور مستقل و بدون دریافت حمایت مالی از مؤسسه یا سازمان خاصی انجام شده است. همچنین تمامی مراحل پژوهش ازجمله گردآوری داده ها، تحلیل محتوای متون اسلامی و روایی سنجی یافته ها براساس اصول علمی و اخلاقی صورت گرفته و هیچ گونه سوگیری، جهت گیری شخصی یا وابستگی سازمانی در نتایج پژوهش تأثیرگذار نبوده است. هدف اصلی این مطالعه، تبیین مدل خطورات ذهنی بر پایه منابع اسلامی و ارائه دستاوردی علمی جهت استفاده در روان شناسی اسلامی و کاربردهای درمانی و آموزشی بوده است. نویسندگان تأکید می کنند که مقاله حاضر با رعایت اصول شفافیت علمی، اخلاق پژوهش و بی طرفی کامل تهیه و منتشر شده است.
۱۴۰۲.

اثربخشی مدیریت دفاع های تاکتیکی مبتنی بر روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت (ISTDP) در کاهش افسردگی و اضطراب دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۸
هدف: پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی مدیریت دفاع های تاکتیکی مبتنی بر روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت (ISTDP) در کاهش اضطراب و افسردگی دانشجویان انجام شد. روش: طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان در حال تحصیل دانشگاه شهید رجایی تهران در سال تحصیلی 1402-1403 بودند. نمونه مورد مطالعه در پژوهش حاضر ۱۴ نفر بودند که به روش نمونه گیری در دسترس و از طریق فراخوان انتخاب و پس از تکمیل پرسشنامه های افسردگی بک (1996)، اضطراب بک (1988) و مصاحبه بالینی اولیه به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۷n=) و کنترل (۷n=) گمارش شدند. شرکت کنندگان پرسش نامه های اضطراب و افسردگی بک را قبل و بعد از مداخله آزمایشی تکمیل نمودند. گروه آزمایش در ۶ جلسه دوره مدیریت دفاع های تاکتیکی مبتنی بر روان درمانی گروهی پویشی فشرده و کوتاه مدت (ISTDP) شرکت نمودند ولی گروه کنترل مداخله خاصی دریافت نکرد. داده ها به وسیله تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که مدیریت دفاع های تاکتیکی مبتنی بر روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت (ISTDP) موجب کاهش اضطراب و افسردگی دانشجویان شده است (۰۵/۰p<). نتایج: نتایج حاکی از آن است که استفاده از مدیریت دفاع های تاکتیکی مبتنی بر روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت (ISTDP) در کاهش اضطراب و افسردگی دانشجویان مؤثر می باشد
۱۴۰۳.

مقایسه امکان سنجی آموزش حافظه آینده نگر با برنامه مداخله ای حافظه آینده نگر والدم بر فعالیت های روزمره زندگی کودکان پسر مبتلا به اختلال طیف اوتیسم با عملکرد بالا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۲
هدف پژوهش حاضر مقایسه امکان سنجی آموزش حافظه آینده نگر با برنامه مداخله ای حافظه آینده نگر والدم بر فعالیت های روزمره زندگی کودکان پسر مبتلا به اختلال طیف اوتیسم با عملکرد بالا بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل کودکان 6 تا 12 سال مبتلا به اختلال طیف اوتیسم پسر با عملکرد بالا شهر رشت در سال 1402 بود. تعداد 45 کودک به روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در 3 گروه 15 نفری جایگذاری شدند. گروه اول تحت آموزش حافظه آینده نگر محقق ساخته در 15 جلسه، گروه دوم تحت برنامه مداخله ای حافظه آینده نگر والدم در 8 جلسه قرار گرفتند. جهت گردآوری اطلاعات از مقیاس فعالیت روزمره وایزمن (منیر و همکاران، 2013؛ W-ADL) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد که تفاوت میانگین پیش آزمون با پس آزمون و پیگیری معنادار بود (05/0>P) ولی بین پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0<P). همچنین نتایج نشان داد تفاوت گروه های آزمایش با گروه کنترل معنادار بود (05/0>P) اما بین دو گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<P). بر این اساس با توجه به آنکه برنامه حافظه آینده نگر والدم با تعداد جلسات کمتر نتایج مشابه بسته آموزشی محقق ساخته را به همراه داشت، می توان این برنامه را به عنوان گزینه ای کارآمدتر و مقرون به صرفه تر برای بهبود فعالیت های روزمره زندگی کودکان پسر مبتلا به اختلال اوتیسم با عملکرد بالا توصیه کرد.
۱۴۰۴.

Self-Esteem in Marital Relationships(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۱۷۱
Objective: The objective of this study is to explore the role of self-esteem in marital relationships, examining how self-esteem influences marital satisfaction, communication, and overall relationship dynamics. Methods: This research utilizes a descriptive analytical narrative review approach. Data were collected from valid scientific databases, including both Persian and English sources such as Google Scholar, PubMed, SID, Magiran, and IranDoc. The inclusion criteria focused on peer-reviewed studies that examined the link between self-esteem and marital relationships. A qualitative content analysis was conducted to identify key themes, patterns, and differences across the literature. Findings: The analysis reveals that self-esteem is a critical factor in marital satisfaction, with individuals possessing higher self-esteem experiencing more fulfilling and stable relationships. Self-esteem also plays a significant role in improving communication between couples, reducing marital conflicts, and enhancing emotional intimacy. Furthermore, the review highlights a reciprocal relationship between self-esteem and sexual satisfaction, where individuals with higher sexual self-esteem demonstrate better marital functioning. Cross-cultural comparisons between Persian and English literature suggest similar themes but also reveal cultural nuances in the perception and role of self-esteem within marriages. Conclusion: The findings emphasize the importance of self-esteem in marital relationships, suggesting that higher self-esteem leads to better marital satisfaction, improved communication, and reduced conflicts. Interventions aimed at boosting self-esteem, particularly among women, could have a positive impact on marital dynamics and overall family well-being. The study calls for greater attention from family counselors and institutions to promote self-esteem through workshops and educational programs, ultimately contributing to happier and more stable marriages.
۱۴۰۵.

بررسی صلاحیت های معلم کثرت گرا در نظام آموزش ایران: یک مطالعۀ کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۲
زمینه: تعلیم و تربیت کثرت گرا، معلمان کثرت گرا را می طلبد و هر معلمی نمی تواند این نقش مهم را به عهده گیرد. بنابراین نیاز جامعه علمی است که صلاحیت ها و ویژگی های این گونه معلمان را شناسایی نموده و نسبت به تربیت آن ها اقدام نماید. اگر چه در ایران، مطالعاتی در زمینه صلاحیت های معلمان در حوزه های مختلف انجام شده است، اما در مورد شناسایی صلاحیت های معلمان کثرت گرا در قالب مطالعات کیفی، شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف از انجام این پژوهش، شناسایی صلاحیت های معلم کثرت گرا در نظام آموزش ایران بود. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش اکتشافی متوالی انجام شد. جامعه مورد مطالعه پژوهش شامل تمامی معلمان و اساتید استان فارس بود. نمونه مورد مطالعه نیز با روش هدفمند انتخاب شد. اطلاعات جمع آوری شده پژوهش، از نفر بیست و هشتم به اشباع نظری رسید. ابزار جمع آوری داده ها در پژوهش حاضر، مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود. هم چنین داده های جمع آوری شده پژوهش از طریق روش تحلیل مضمون آتراید استرلینگ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج این پژوهش، صلاحیت های معلم کثرت گرا را در 4 مضمون فراگیر (دانش، نگرش، مهارت و رفتار)، 16 مضمون سازمان دهنده و 81 مضمون پایه شتاسایی کرد. هم چنین بر اساس اطلاعات جمع آوری شده و طبقه بندی آن ها در قالب مضامین سه گانه، یک الگوی مرتبط با صلاحیت معلمان کثرت گرا در نظام آموزشی ایران، پیشنهاد شد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش، پیشنهاد می شود آموزش و پرورش در آزمون های استخدامی معلمان، صلاحیت های شناسایی شده معلمان کثرت گرا را از مؤلفه های اصلی خود قرار دهد. هم چنین لازم است، آموزش و پرورش با بیان و معرفی شاخص ها و صلاحیت های معلم کثرت گرا، نگرش معلمان در ارتباط با نحوه تعامل با دانش آموزان را اصلاح نماید.
۱۴۰۶.

پیش بینی تحمل پریشانی مادران دارای فرزند معلول جسمی حرکتی براساس احساس گناه، شفقت به خود و ذهن آگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۶
هدف از پژوهش حاضر پیش بینی تحمل پریشانی مادران دارای فرزند معلول جسمی حرکتی براساس احساس گناه، شفقت به خود و ذهن آگاهی بود. روش پژوهش توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش مادران دارای فرزند معلول جسمی حرکتی مراجعه کننده به مراکز بهزیستی شهر اهواز در سال 1403 با تعداد 950 نفر بود که جهت گزینش نمونه پژوهش به روش نمونه گیری در دسترس 265 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. داده های پژوهش به وسیله پرسشنامه ی تحمل پریشانی (DTS؛ سیمون و گاهر، 2005)، عاطفه خودآگاه (TOSCA_2؛ تانگنی و تریسی ، 1989)، مقیاس شفقت به خود (SCS؛ نف، 2003) و پرسشنامه ذهن آگاهی (MAAS؛ براون و ریان، 2003) گردآوری شدند. داده ها با استفاده از روش آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به روش همزمان تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین احساس گناه با تحمل پریشانی رابطه منفی و معنادار و بین شفقت به خود و ذهن آگاهی با تحمل پریشانی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (۰۱/0>p). نتایج حاکی از آن بود که احساس گناه، شفقت به خود و ذهن آگاهی 56/0 می توانند تحمل پریشانی را پیش بینی کنند. با توجه به این یافته ها می توان نتیجه گرفت از آنجا معلولیت جسمی و حرکتی فرزندان می تواند تحمل پریشانی را در مادران تحت تأثیر قرار دهد می توان با تمرکز بر متغیرهای روانشناختی احساس گناه، شفقت به خود و ذهن آگاهی در مادران موجب بهبود تحمل پریشانی در این گروه آسیب پذیر و افزایش کیفیت رابطه مادر فرزند شد.
۱۴۰۷.

Impact of Pilates Training on the Levels of Depression and Self-Esteem in School Teachers

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۴۴
  Objective : It is crucial to prioritize the enhancement of teachers’ mental health within the education system. As a result, this study aims to examine the impact of a Pilates training course on the psychological and mental well-being of school teachers, encompassing aspects such as depression and self-esteem. Methods : The research was carried out using a quasi-experimental approach. The study involved 60 elementary school teachers who were chosen through convenience sampling and then randomly and equally divided into two groups - experimental and control. Data was collected using standard questionnaires. T tests and ANCOVA were used to analyze data.  Results : The results showed that there is no significant difference in both depression and self-esteem in the pretest (both P>0.05). However, it was observed that experimental group had significantly lower depression and higher self-esteem compared to control group in the posttest (both P=0.001). Finally, the results of ANCOVA showed significant differences between experimental and control groups in both depression and self-esteem (both P=0.001). Conclusions : These findings indicate that it is possible to recommend Pilates exercise and movement activities as a way to improve mental health, self-esteem, satisfaction with life, efficiency, positive mood and reduce mental and emotional tensions in school teachers.
۱۴۰۸.

اثربخشی پروتکل روان درمانی شناخت تن انگاره بر سبک های هویتی و عزت نفس زنان و دختران متقاضی جراحی زیبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۸۵
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی پروتکل روان درمانی شناخت تن انگاره بر سبک های هویتی و عزت نفس زنان متقاضی جراحی زیبایی انجام گرفت. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل و مرحله پیگری 2 ماهه بود. جامعه آماری شامل زنان 20 تا 40 ساله مراجعه کننده به کلینیک های زیبایی بدن در تهران در سال 1402 بود. در این پژوهش تعداد 30 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جای دهی شدند. گروه آزمایش طی 10 جلسه 60 دقیقه ای پروتکل روان درمانی شناخت تن انگاره را دریافت کردند، درحالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه های سبک های هویت (برزونسکی، 1992) و مقیاس عزت نفس (روزنبرگ، 1965) بود. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار (SPSS-26) استفاده شد. نتایج نشان داد که پروتکل روان درمانی شناخت تن انگاره بر سبک های هویتی (برای سبک اطلاعاتی (p < 0.01, F 1.25 = 8/936)، سبک هنجاری (p < 0.01, F 1.25 = 11.723) و سبک اجتنابی (p < 0.01, F 1.25 = 11.602) و عزت نفس (p < 0.01, F 1.27 = 13.289) زنان متقاضی جراحی زیبایی تأثیر معنادار دارد. براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که آموزش پروتکل روان درمانی شناخت تن انگاره با بهره گیری از فنونی همانند تقویت تصویر بدن، پرورش تجسم مثبت، تمرین مثبت بدن و پرورش مدیریت خود به عنوان یک روش کارآمد می تواند جهت بهبود سبک های هویتی و ارتقای عزت نفس زنان مورد استفاده قرار گیرد.
۱۴۰۹.

Investigating the Relationship Between Executive Functions and Social Skills in Children with Externalizing Behavior Problems(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۱۰
Externalizing behavior problems refer to a set of symptoms that can lead to significant psychological problems over time. These disorders affect a person's behavior as well as their physical, cognitive, and social abilities, disrupting their functioning in social, occupational, and academic areas. The present study investigated the relationship between executive functions and social skills in children's play with externalizing behavior problems. This research was conducted in a descriptive manner, and its statistical population included all children in Tehran in the academic year 2024-2025. In this study, using a multi-stage random sampling method, several schools were selected from district 6 of Tehran, and 130 children whose parents or teachers were willing to participate in the research and were identified as children with externalizing behavior problems according to the results of the Achenbach Child Behavior Checklist questionnaire (CBCL) were selected as the sample. Data were collected using the BRIEF Executive Function Questionnaire and a researcher-made Social Skills Questionnaire, and data analysis was performed using single-variable regression. The results showed a positive and significant relationship between the components of executive functions (including set shifting, working memory, inhibitory control, and inhibition) and the social skills of children with externalizing behavior problems (P=0/001). Therefore, it is emphasized that by using strategies to promote executive functions and social skills in the play process, it is possible to prevent the formation and continuation of externalizing behavior problems in preschool children  
۱۴۱۰.

رابطه تجارب آسیب زای دوران کودکی و رفتار فابینگ با نقش میانجی تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی در افراد متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۱۲
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه تجارب آسیب زای دوران کودکی و رفتار فابینگ با نقش میانجی تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی در افراد متأهل انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش متشکل از مردان و زنان متاهل شهر اردبیل در سال 1404 بود که به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی مراجعه کرده بودند. 250 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند، اما تحلیل نهایی در 238 نمونه انجام شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه ترومای کودکی (CTQ؛ برنستاین و همکاران، ۲۰۰۳)، مقیاس عمومی فابینگ (GSP؛ چوتپیتایاسونوند و داگلاس، 2018)، سیاهه ذهن آگاهی فرایبورگ (FMI-SF؛ والش و همکاران (2006) و مقیاس تجارب تجزیه ای (BES-II؛ برنستاین و پاتنم، 1986) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. تجارب آسیب زای دوران کودکی، ذهن آگاهی و تجارب تجزیه ای بر رفتار فابینگ به طور معنادار اثر مستقیم داشتند (05/0>P). تجارب آسیب زای دوران کودکی بر تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P). همچنین نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و فابینگ نقش میانجی داشتند (05/0>P). یافته ها دلالت بر این دارند که تجارب آسیب زای دوران کودکی به طور مستقیم و غیرمستقیم با نقش میانجی تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی بر رفتار فابینگ در افراد متاهل اثر داشت.
۱۴۱۱.

نقش میانجی قربانی شدن سایبری بین تجارب نامطلوب کودکی و بی خوابی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۴
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی گری قربانی شدن سایبری در ارتباط بین تجارب نامطلوب کودکی و بی خوابی در دانش آموزان پسر دوره دوم ابتدایی بود. روش ها: پژوهش حاضر توصیفی از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه ی این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر دوره دوم ابتدایی شهر مشهد سال تحصیلی 1۴۰۳_1404 بود که با روش نمونه گیری در دسترس 302 نفر انتخاب شدند و با پرسش نامه های تجربه قربانی سایبری آنتیادو و همکاران (2016)، ترومای دوران کودکی برنستاین و همکاران (2003)، کیفیت و عادات خواب کودکان اوونز و همکاران (۲۰۰۰) مورد ارزیابی قرار گرفتند. تحلیل داده ها با روش معادلات ساختاری توسط نرم افزارهای SPSS نسخه 25 و LISREL نسخه 12 انجام شد. یافته ها: بر اساس نتایج به دست آمده ضرایب مربوط به تاثیر غیرمستقیم تجارب نامطلوب کودکی بر بی خوابی از طریق متغیر میانجی قربانی شدن سایبری، معنی دار است (۰۵/0>p). از این رو فرضیه پژوهش مبنی بر نقش میانجی گری قربانی شدن سایبری در ارتباط بین تجارب نامطلوب کودکی و بی خوابی مورد تایید قرار می گیرد. نتیجه گیری: یافته های مطالعه حاضر می تواند در ارائه پیشنهادهایی برای طراحی مداخلات مناسب برای کاهش بی خوابی از طریق کاهش تجربه قربانی شدن سایبری در دانش آموزان آسیب دیده از تجارب نامطلوب دوران کودکی مفید باشد.
۱۴۱۲.

تحلیل کیفی نیازهای زیربنایی چرخه های تعاملی هیجانی زوجین ساکن شهر یزد: یک مطالعه تحلیل محتوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۶۱
زمینه: حالات خلقی یک شریک، توانایی انتقال هیجانی به شریک دیگر را دارند که می تواند در یک چرخه تعاملی رخ دهد، و این تعاملات می توانند تحت تأثیر نیازهای مختلف قرار بگیرند. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نیازهای زیربنایی چرخه های تعاملی هیجانی زوجین ساکن شهر یزد به صورت تحلیل محتوای کیفی بود. روش: روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوای عرفی بود. جامعه آماری شامل زوجین با سن بین ۲۰ تا ۴۵ سال و ساکن شهر یزد بود. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد و تا رسیدن به حد اشباع، ۲۷ زوج در یک مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته شرکت کردند. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش ۵ مرحله ای گرانهایم و لاندمن (۲۰۰۴) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل محتوای داده ها در پاسخ به سؤال پژوهش به شناسایی ۶ مقوله اصلی منجر شد که عبارت بود از: صمیمت شناختی-هیجانی، صمیمیت جنسی، صمیمیت زمانی، نیاز به مراقبت و حمایت، نیاز به تعهد و نیاز به آزادی. نتیجه گیری: به طور کلی می توان نتیجه گرفت که راهکارهای بهبود چرخه های تعاملی هیجانی در روابط زوجین شامل درک عمیق تر از نیازهای زیربنایی هر زن و مرد، ارتقاء ارتباط و ارائه حمایت متقابل برای تأمین این نیازها، و استفاده از تکنیک های مؤثر مانند مشاوره زناشویی یا آموزش مهارت های ارتباطی می باشد. این راهکارها می توانند بهبود رضایت و تطابق در روابط زناشویی را تسهیل و تقویت نمایند.
۱۴۱۳.

تدوین مدل معادلات ساختاری تأثیر یادگیری خودتنظیمی و انگیزش، با میانجی گری هدف گزینی، در پیش بینی عملکرد تحصیلی دانش آموزان در درس زیست شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۱۰۰
هدف این پژوهش، تعیین نقش یادگیری خودتنظیمی و انگیزش پیشرفت تحصیلی، با میانجی گری هدف گزینی، در پیش بینی عملکرد تحصیلی دانش آموزان در درس زیست شناسی بود. روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پایه های دهم، یازدهم و دوازدهم رشته علوم تجربی دبیرستان های پسرانه سمپاد و نمونه دولتی شهرستان ساوه (به تعداد 190 نفر) بود که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، حجم نمونه، 123 نفر برآورد گردیده و به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. گرد آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد راهبردهای یادگیری خودتنظیمی (MSLQ) پینتریچ و دی گروت، انگیزش پیشرفت تحصیلی (ISM) مک اینرنی، جهت گیری هدف پیشرفت الیوت و نیز آزمون های محقق ساخته پایانی ترم اول دروس زیست شناسی 1، 2 و 3 انجام شد. ضرایب آلفای کرونباخ بدست آمده برای ابزار گردآوری داده ها، به ترتیب برابر 949/0، 943/0، 883/0، 753/0، 713/0 و 701/0، بوده که نشان دهنده پایایی مطلوب ابزارهاست. همچنین سنجش روایی ابزار (روایی محتوایی با تحلیل عاملی تأییدی، روایی همگرا با معیار متوسط واریانس و روایی صوری با تأیید متخصصان)، نشان از مطلوبیت ابزار دارد. داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از مدل یابی معادلات ساختاری، اثر یادگیری خودتنظیمی بر عملکرد تحصیلی از طریق هدف گزینی و همچنین اثر انگیزش پیشرفت تحصیلی بر عملکرد تحصیلی، از طریق هدف گزینی را مثبت و معنادار نشان داد.
۱۴۱۴.

مقایسه اثربخشی غنی سازی ازدواج بر اساس زوج درمانی شناختی-رفتاری تقویت شده و زوج درمانی هیجان مدار بر رضایت زناشویی زوجین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۵۴
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی غنی سازی ازدواج بر اساس زوج درمانی شناختی-رفتاری تقویت شده و زوج درمانی هیجان مدار بر رضایت زناشویی زوجین بود. این پژوهش بر اساس هدف، کاربردی و بر مبنای طرح پژوهش نیمه آزمایشی، از نوع پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با یک گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه زوجین دارای مشکلات زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره در اصفهان در سال 1402 تشکیل دادند که تعداد 45 زوج به عنوان نمونه به صورت هدفمند بر اساس ملاک های ورود به مطالعه انتخاب و در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل جایگزین شدند. شرکت کنندگان یکبار پیش از مداخله، یکبار بعد از مداخله و یکبار در دوره پیگیری به پرسشنامه رضایت زناشویی فانک و راگ (2007)پاسخ دادند. هر کدام از گروه های آزمایش جداگانه یکی از رویکردهای غنی سازی(شناختی-رفتاری تقویت شده و هیجان مدار) برای آنها 9 جلسه 90 دقیقه ای، هفته ای یکبار اجرا شد، در حالی که گروه کنترل هیچ آموزشی را دریافت نکردند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-26 با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند.یافته های پژوهش نشان داد هر دو رویکرد بر روی رضایت زناشویی تأثیر معنادار داشته است (p<0/05). و تفاوت معناداری بین دو رویکرد در افزایش رضایت زناشویی مشاهده نشد (p>0/05). بنابراین می توان نتیجه گرفت از دو رویکرد فوق می توان برای افزایش رضایت زناشویی زوجین استفاده نمود.
۱۴۱۵.

تدوین شیوه نامه آموزشی روانی شکوفایی مبتنی بر نظریه سلیگمن بر اساس بافت فرهنگی ایران برای زنان دارای همسر وابسته به مواد مخدر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۲۲
هدف: در این پژوهش به دلیل نقش محوری زنان در خانواده به تدوین شیوه نامه آموزشی روانی شکوفایی مبتنی بر نظریه سلیگمن بر اساس بافت فرهنگی ایران پرداخته شد. روش: پژوهش حاضر کیفی با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی و استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. جامعه آماری شامل زنان دارای همسر وابسته به مواد مخدر مراجعه کننده به انجمن نارانان شهرستان خمین در سال 1402 بود. نمونه گیری بر اساس قائده اشباع نظری ادامه یافت تا با 32 شرکت کننده به اشباع رسید. تحلیل مصاحبه ها بر اساس روش هفت مرحله ای کلایزی انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که شکوفایی زنان دارای همسر وابسته به مواد مخدر را می توان در 9 مضمون اصلی شامل خودآگاهی، رضایت مندی از زندگی، معنویت، ارتباط موثر، موفقیت، امیدواری، مدیریت زندگی، همدلی و صمیمیت تقسیم بندی کرد. نتیجه گیری: روان شناسان و روان درمانگران حوزه اعتیاد می توانند از شیوه نامه آموزشی روانی شکوفایی مبتنی بر نظریه سلیگمن بر اساس بافت فرهنگی ایران به منظور توانمندی زنان دارای همسر وابسته به مواد مخدر استفاده کنند تا آسیب های ناشی از مصرف مواد مخدر در خانواده افراد وابسته به مواد کمتر شود.
۱۴۱۶.

Comparison of the Effectiveness of Cognitive-Behavioral Couple Therapy and Schema Therapy on Improving Communication Patterns in Couples Affected by Domestic Violence(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۲۳۵
Objective: This study aimed to compare the effectiveness of Schema Therapy and Cognitive-Behavioral Couple Therapy (CBCT) in improving communication patterns among couples affected by domestic violence. Methods and Materials: The study employed a quasi-experimental pretest-posttest design with a control group. The statistical population consisted of couples affected by domestic violence who referred to counseling centers in Tehran. A total of 45 participants were selected using simple random sampling and assigned to two experimental groups (Schema Therapy and CBCT) and one control group, each containing 15 participants. Data were collected using the Communication Patterns Questionnaire (Christensen & Salavy, 1984) and analyzed using multivariate analysis of covariance (MANCOVA) and Tukey’s post hoc test with SPSS version 26. Each intervention included 10 weekly sessions tailored to the specific therapeutic model. Findings: The MANCOVA results indicated statistically significant differences between groups in all three communication pattern dimensions: mutual constructive communication (F = 8.043, p < .01), mutual avoidant communication (F = 2.222, p < .05), and demand/withdraw communication (F = 1.068, p < .05). Tukey’s post hoc test revealed that Schema Therapy was significantly more effective than CBCT in improving mutual constructive communication (mean difference = 2.40, p = .006), reducing mutual avoidance (mean difference = 0.13, p = .000), and decreasing demand/withdraw patterns (mean difference = -1.00, p = .000). Conclusion: These findings suggest that Schema Therapy may offer deeper and more sustainable improvements in relational functioning by targeting underlying maladaptive schemas contributing to dysfunctional communication.
۱۴۱۷.

Confirmatory Factor Analysis of the Components of Psychological Well-Being in the Persian Version of the Ryff Scale Across Different Ethnic Groups of Afghan Families(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۸ تعداد دانلود : ۲۴۸
Objective: This study aimed to evaluate the validity and reliability of the short form of the Ryff Psychological Well-Being Scale (1989), consisting of 18 items, within the population of Afghan families across four provinces in Afghanistan. Methods: The present research was descriptive and correlational in nature. A total of 320 families, including fathers, mothers, and one child from each family (960 participants in total), participated in this study using convenience sampling. Data were analyzed through confirmatory factor analysis (CFA) using the Partial Least Squares Structural Equation Modeling (PLS-SEM) approach with the statistical packages SmartPLS 4 and SPSS 27. Findings: After obtaining feedback from Afghan university professors and participants, the face validity of the scale was confirmed. The reliability of the scale was assessed using Cronbach's alpha and composite reliability (CR). The reliability coefficients were calculated as 0.79 for fathers, 0.78 for mothers, and 0.78 for children, with CR values at satisfactory levels. Convergent validity was evaluated using the average variance extracted (AVE), and discriminant validity was assessed and confirmed using the Heterotrait-Monotrait (HTMT) ratio. To improve the model and enhance discriminant validity, two items related to the dimensions of Environmental Mastery and Personal Growth were removed. The findings demonstrated that the reliability and validity evaluations of the scales used in this study were statistically sound and reliable. Conclusion: The study concluded that the 18-item version of the Ryff Psychological Well-Being Scale is a valid and reliable instrument for use within the Afghan family population. Therapists in Iran working with Afghan migrants, as well as Afghan therapists residing in Afghanistan, can utilize this tool in their clinical and research settings.
۱۴۱۸.

پیش بینی نشخوار ذهنی بر اساس باورهای فرا هیجانی و تحریفات شناختی در بیماران دیالیزی با نشانگان افسردگی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۲۹
پژوهش حاضر با هدف مطالعه نقش باورهای فراهیجانی و تحریفات شناختی در پیش بینینشخوار ذهنی بیماران دیالیزی دارای نشانگان افسردگی انجام شد. این پژوهش از نظر روش جزء مطالعات توصیفی- پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق بیماران دیالیزی مراجعه کننده به مرکز دیالیز بیمارستان شهید مدنی شهرستان خوی با نشانگان افسردگی در شش ماه دوم سال 1402 به تعداد آنها150 نفر بود. نمونه آماری به روش هدفمند و براساس فرمول به تعداد 91 نفر انتخاب شد. ابزار جمع آوری داده های مورد نیاز تحقیق شامل سه پرسشنامه استاندارد نشخوار ذهنی هوکسما و مارو (1991)، باورهای فراهیجانی میتمانسگروبر و همکاران(2009) و تحریفات شناختی عبداله زاده و سالار(1389)بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که باورهای فراهیجانی مثبت با نشخوار ذهنی رابطه معکوس و معنی دار دارد (132/0-=β)، همچنین باورهای فراهیجانی منفی (140/0=β) و تحریفات شناختی فردی نیز (162/0=β) با نشخوار ذهنی رابطه مثبت و معنی دار دارند. ولی رابطه تحریفات شناختی اجتماعی با نشخوار ذهنی مورد تأیید قرار نگرفت. بنابراین باورهای فراهیجانی مثبت موجب کاهش نشخوار ذهنی و باورهای فراهیجانی منفی به همراه تحریفات شناختی فردی موجب افزایش نشخوار ذهنی بیماران دیالیزی با نشانگان افسردگی می شود.
۱۴۱۹.

اثربخشی درمان نوروفیدبک بر تنظیم هیجانی و خشم پسران نوجوان 11 و 12 سال دارای اختلال اضطرابی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۵۳
مقدمه: نوجوانان دارای اختلال های اضطرابی، سطوح بالایی از خشم و بدتنظیمی هیجانی را از خود نشان می دهند. به نظر می رسد یکی از مداخله های مؤثر در این زمینه، نوروفیدبک باشد. هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان نوروفیدبک بر تنظیم هیجانی و خشم کودکان پسران نوجوان 11 و 12 سال دارای اختلال اضطرابی بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام پسران نوجوان 11 و 12 سال دارای اختلال اضطرابی مراجعه کننده به کلینیک ها و مراکز رواندرمانی در سال 1401 بودند که از میان آنها 34 نوجوان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی و با همگن سازی سن و نوع اختلال اضطرابی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزار پژوهش جهت پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان و پرسشنامه حالت– صفت، بیان خشم بود. روش درمانی نوروفیدبک با استفاده از دستگاه های مجهز به سیستم رایانه ای در ۲۰ جلسه ۴۵ دقیقه ای برای هر نفر در گروه آزمایش اجرا شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد درمان نوروفیدبک بر دشواری تنظیم هیجان (001/0=P) اثر کاهنده داشت. درمان نوروفیدبک بر خشم (001/0=P) اثر کاهنده داشت. نتایج همچنین نشان داد اثربخشی نوروفیدبک بر دشواری تنظیم هیجان و خشم در طول زمان ماندگار بود (001/0=P). نتیجه گیری: نتایج نشان داد درمان نوروفیدبک بر تنظیم هیجانی و خشم پسران نوجوان 11 و 12 سال دارای اختلال اضطرابی اثربخش است. به کارگیری رویکردهای مفید درمانی نظیر نوروفیدبک برای کودکان و نوجوانان دارای اختلال اضطرابی در مراکز درمانی پیشنهاد می شود.
۱۴۲۰.

تأثیر مداخله آموزشی تلفیقی (انگیزشی - فراشناختی) بر خود تنظیمی تحصیلی دانش آموزان متوسطه دوم: آزمایشی بر اساس مدل پینتریچ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۹۸
زمینه: یادگیری خودتنظیمی، فرآیند فعالانه مدیریت شناخت، هیجان و رفتار برای بهبود یادگیری است. اگرچه این مهارت برای موفقیت تحصیلی حیاتی است، اما نظام آموزشی ایران به دلیل تأکید بر محفوظات و نبود برنامه های مدون، در پرورش آن ضعف دارد. این پژوهش با طراحی یک مداخله ترکیبی (فراشناختی-انگیزشی) بر اساس مدل پینتریچ، درصدد پر کردن این شکاف و ارتقای کیفیت یادگیری است. هدف: هدف پژوهش حاضر طراحی و اعتباریابی برنامه آموزشی تلفیقی (انگیزشی-فراشناختی) مبتنی بر مدل خود تنظیمی پینتریچ و اثربخشی آن بر خودتنظیمی دانش آموزان متوسطه دوم بود. روش: روش پژوهش به صورت شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر پایه دهم رشته علوم تجربی شهر سمنان بودند که در سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند. دو مدرسه داوطلب همکاری انتخاب شد. برای جلوگیری از اثر انتشار، به صورت تصادفی یکی از مدارس به عنوان گروه آزمایش و دیگری به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. از بین 60 دانش آموز، تعداد 10 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش (5 =n) و کنترل (5 =n) قرار گرفتند. مداخله آموزشی 7 جلسه 60 دقیقه ای به گروه آزمایش ارائه شد. آموزش های گروه کنترل به صورت رقیق شده بود. همه دانش آموزان پرسشنامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (پینتریچ و همکاران، 1991) را در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره (آنکووا) در نرم افزار Spss22 تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد برنامه آموزشی تلفیقی (انگیزشی - فراشناختی) استفاده از راهبردهای انگیزشی برای یادگیری را در گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل به طور معنادار افزایش داد (001/0 p<، 83/0 =ƞ2). نتیجه گیری: یرنامه آموزشی تلفیقی (انگیزشی-فراشناختی) می تواند به عنوان یک ابزار مؤثر در سیستم های آموزشی برای تقویت راهبردهای انگیزشی برای یادگیری دانش آموزان به کار گرفته شود. این نتیجه بر استفاده عملی از یافته ها در محیط های آموزشی واقعی (مدارس، دانشگاه ها) و تأثیر آن بر ارتقای یادگیری تأکید دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان