ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۰۱ تا ۱٬۱۲۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۱۱۰۱.

«امکان شناخت واقع» از نگاه روان شناسان پدیدارگرا به ویژه انسان گرایان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۹۵
اندیشه های روان شناختی همانند دیگر اندیشه ها بر مبانی استوارند. در این میان مبانی معرفت شناختی اهمیتی مضاعف دارند. هدف این تحقیق، بررسی یکی از مهم ترین مصادیقِ این مبانی، یعنی مبنای امکان شناخت واقع در اندیشه روان شناسان پدیدارگراست. این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر منابع روان شناسی و معرفت شناسی سامان یافته است، پس از تحلیل مبنای امکان شناخت واقع از نگاه ایشان، با رویکردی انتقادی به بررسی لوازم این دیدگاه پرداخته است. یافته های تحقیق نشان می دهند انحصارگرایی در باب منابع معرفت، به عدم امکان دستیابی به تمام واقعیت، آن گونه که هست منجر می شود. علی رغم آنکه پدیدارگرایی در حوزه روان شناسی، به لحاظ منطقی، لوازمی مانند نسبیت گرایی معرفت شناختی و به دنبال آن شکاکیت در معرفت و عدم امکان تعلیم و تعلّم واقعی را در پی دارد، عملکرد رفتاری روان شناسان پدیدارگرا با این مبنای نظری همخوان نیست. در مقابل پدیدارگرایی، بر اساس دیدگاه برگزیده، شناخت نفس الامر به تناسب مورد با روش های عقلی، نقلی، شهودی یا تجربی، به طور مستقیم یا غیرمستقیم برای انسان امکان پذیر است.
۱۱۰۲.

پیش بینی نگرش به ازدواج بر اساس حمایت اجتماعی ادراک شده و تنظیم هیجان در دختران دانشجو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۲۰۱
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی نگرش به ازدواج براساس حمایت اجتماعی ادراک شده و تنظیم هیجان در دختران دانشجو انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دختران دانشجو مقطع کارشناسی دانشگاه شهید بهشتی در سال 1401 بودند که از بین آنها 200 نفر با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس و غیرتصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار سنجش شامل ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ تنظیم شناختی هیجان گراس و جان (2003CERQ, )، نگرش نسبت به ازدواج براتن و روزن (1988 (MAS, و مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت و همکاران (1988 MSPSS,) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد حمایت اجتماعی ادراک شده و تنظیم هیجان قادر به پیش بینی نگرش به ازدواج بوده اند (05/0>p) و درمجموع 1/54 درصد از واریانس نگرش به ازدواج را تبیین می کنند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که حمایت اجتماعی ادراک شده و تنظیم هیجان نقش معنی داری در پیش بینی نگرش به ازدواج دارند و لزوم توجه به این عوامل برای افزایش نگرش مثبت به ازدواج در دختران دانشجو ضروری به نظر می رسد.
۱۱۰۳.

رابطه انعطاف پذیری شناختی و بهزیستی روان شناختی زنان ورزشکار: نقش میانجی شفقت به خود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۱۹۷
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای شفقت به خود در رابطه بین انعطاف پذیری شناختی و بهزیستی روان شناختی در زنان ورزشکار بود. روش شناسی: روش تحقیق توصیفی-همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان ورزشکار ثبت نام شده در باشگاه های شهر بجنورد در نیمه دوم سال 1403 (n=980) بود. نمونه گیری به صورت خوشه ای انجام شد و 269 نفر انتخاب گردیدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندر وال (2010)، بهزیستی روان شناختی تنانت و همکاران (2007) و شفقت به خود رئیس و همکاران (2011) بودند. داده ها با نرم افزار AMOS نسخه 26 تحلیل شد. یافته ها: نتایج تحلیل مسیر نشان داد مدل مفهومی از برازش مطلوب برخوردار است. انعطاف پذیری شناختی تأثیر مستقیم معناداری بر شفقت به خود (β=0.296, p<0.001) و بهزیستی روان شناختی (β=0.298, p<0.001) دارد. همچنین، شفقت به خود بر بهزیستی روان شناختی اثر مستقیم معناداری دارد (β=0.112, p=0.047). نتایج تحلیل بوت استراپ نیز حاکی از آن بود که شفقت به خود نقش میانجی بین انعطاف پذیری شناختی و بهزیستی روان شناختی ایفا می کند (β=0.033, p<0.01). نتیجه گیری: پژوهش حاضر اهمیت شفقت به خود به عنوان سازه ای میانجی در ارتقاء بهزیستی روان شناختی زنان ورزشکار را نشان می دهد. افزایش انعطاف پذیری شناختی می تواند از طریق بهبود شفقت به خود منجر به افزایش سلامت روان در این گروه شود. نتایج بر ضرورت طراحی مداخلات آموزشی مبتنی بر شفقت به خود برای بهبود سلامت روان زنان ورزشکار تأکید دارد.
۱۱۰۴.

The Effectiveness of Intervention Based on Coping with Emotional Failure in Promoting Distress Tolerance of Bipolar Patients(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۵۵
Aim: The experience of failure and rejection of emotional relationships is considered a traumatic and fundamental problem in patients with bipolar disorder. This study aimed to investigate the effectiveness of intervention based on coping with emotional failure in promoting distress tolerance of bipolar patients. Method: The present study was quasi-experimental with a pre-test/post-test design and follow-up with a control group. The study population included all patients with bipolar disorder in Zanjan City in 2022 among them, 30 people were selected by convenience sampling, and they were randomly divided into experimental and control groups after matching based on demographic variables. The Experimental group received 10 1-hour sessions of the protocol of coping with love trauma, and the control group did not receive training. The questionnaires on distress tolerance assessed the participants in three stages: pre-test, post-test, and follow-up (Simons & Gaher, 2005). Data were analyzed by ANOVA with repeated measure test. Result: The results showed the effectiveness of the intervention based on coping with emotional failure in increasing the distress tolerance of the experimental group compared to the control group in the post-test and follow-up stages (P <0.01). Conclusion: The present protocol can facilitate the process of coping with emotional failure and managing its consequences by dealing with transdiagnostic factors such as emotional avoidance, rumination, and other factors. In addition to reducing the likelihood of recurrence or exacerbation of the disorder, it can be used as one of the adjuvant, supportive, and rehabilitation interventions along with drug therapies to rehabilitate and improve their quality of life.
۱۱۰۵.

بررسی رابطه اعتیاد به اینترنت بر افسردگی دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم شهرستان اردبیل سال تحصیلی 1404-1403

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۰
این پژوهش با هدف بررسی نقش اعتیاد به اینترنت بر افسردگی دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم اردبیل انجام یافته بود. این پژوهش از لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی است. از لحاظ روش گردآوری اطلاعات روش تحقیق حاضر توصیفی می باشد. برای تعیین رابطه ی متغیرها از تحقیق توصیفی- همبستگی استفاده شده است. جامعه آماری شامل کلیه دانش اموزان دختر دوره دوم مقطع متوسطه شهرستان اردبیل در سال تحصیلی 1403-1402 بود. با توجه به آمار ارائه شده توسط اداره آموزش وپرورش شهرستان اردبیل 1865 نفر در این شهرستان مشغول به تحصیل بودند. روش نمونه گیری در این پژوهش از نوع نمونه گیری تصادفی طبقه ای می باشد. با توجه به حجم جامعه اماری شناسایی شده و بر اساس فرمول کوکران تعداد حجم نمونه آماری برابر 319 نفر تعیین گردیده بود. ابزار اندازه گیری این پژوهش آزمون اعتیاد به اینترنت کیمبرلی یانگ(1998)، پرسشنامه افسردگی بک- ویرایش دوم (BDI-II (1961) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در امار توصیفی از شاخص های فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار، واریانس و در آمار استنباطی برای بررسی نحوه توزیع داده ها از آزمون کلوموگروف- اسمیرنوف، ضریب همبستگی پیرسون و برای بررسی تأثیر اعتیاد به اینترنت بر متغیرهای وابسته از رگرسیون خطی چندگانه و نرم افزار spss 27 استفاده شد. با توجه به نتایج تحلیل شاخص های برازندگی مدل پژوهش، از آنجا که مقادیر آلفای کرونباخ، rho_a و CR در تمامی متغیرها بیشتر از 7/0 و مقدار AVE بیشتر از 5/0 است، پایایی و روایی در داده ها به تأیید رسیدند. نتایج پژوهش نشان داد که با توجه به ضرایب همبستگی بدست آمده برای رابطه اعتیاد به اینترنت و اضطراب (355/0) ، و افسردگی (555/0) می توان نتیجه گرفت که بین اعتیاد به اینترنت و افسردگی رابطه مستقیم وجود دارد.
۱۱۰۶.

ارائه مدل ساختاری تبیین اضطراب مرگ بر اساس کیفیت زندگی با نقش میانجی گر شفقت به خود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۵۴
زمینه: اضطراب مرگ به عنوان یک بحران وجودی، کیفیت زندگی افراد را تحت تاثیر قرار می دهد. از طرف دیگر، شفقت به خود به عنوان یک عامل محافظتی در برابر انواع حالت های اضطراب از جمله اضطراب مرگ معرفی شده است. علی رغم مطالعات متعدد در مورد روابط متغیرهای مذکور، در مورد تدوین مدل ساختاری تبیین اضطراب مرگ بر اساس کیفیت زندگی با نقش میانجی گر شفقت به خود، خلا پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف از انجام این پژوهش، تدوین مدل ساختاری تبیین اضطراب مرگ بر اساس کیفیت زندگی با نقش میانجی گر شفقت به خود بود. روش: روش این پژوهش، همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی افراد ۵۰ تا ۶۵ ساله مراجعه کننده به مراکز بهداشتی واقع در شرق شهر تهران در سال ۱۴۰۲ بود. حجم نمونه آماری نیز 354 نفر بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها شامل مقیاس اضطراب مرگ (تمپلر، 1970)؛ پرسشنامه کیفیت زندگی (سازمان بهداشت جهانی، 1996)؛ مقیاس شفقت به خود (نف، 2003) بود. برای تحلیل داده های این پژوهش از روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS26 و AMOS23 استفاده شد. یافته ها: بر اساس نتایج شاخص های برازش، مدل ساختاری این پژوهش از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج تحلیل داده های پژوهش نشان داد که کیفیت زندگی و شفقت به خود به صورت منفی و معنادار، اضطراب مرگ را پیش بینی می کنند (01/0 >P). هم چنین نتایج نشان داد، کیفیت زندگی با میانجی گری شفقت به خود، اضطراب مرگ را پیش بینی می کند (01/0 >P). نتیجه گیری: با توجه یافته های این پژوهش مبنی بر این که کیفیت زندگی با میانجی گری شفقت به خود، اضطراب مرگ را در افراد پیش بینی می کند، روانشناسان می توانند با کمک به مراجعان جهت ارتقای کیفیت زندگی و شفقت به خود، اضطراب مرگ را در آن ها کاهش دهند.
۱۱۰۷.

مقایسه اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیک و ذهن آگاهی مبتنی بر استرس بر علائم خودشیفتگی آسیب پذیر در افراد دارای اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۲۱۲
زمینه: اختلال شخصیت مرزی و خودشیفتگی آسیب پذیر، اگرچه به عنوان سازه ای متمایز شناخته می شوند اما با هم در ارتباط هستند. رفتاردرمانی دیالکتیک و ذهن آگاهی مبتنی بر استرس می تواند در بهبود این جنبه نقش مؤثری داشته باشد. با این حال، شکاف پژوهشی موجود به دلیل کمبود مطالعاتی که به صورت مستقیم اثرات رفتاردرمانی دیالکتیک و ذهن آگاهی مبتنی بر استرس را بر علائم خودشیفتگی آسیب پذیر در افراد دارای اختلال شخصیت مرزی، بررسی کرده اند، مشهود است و مطالعه مقایسه ای تا به حال انجام نشده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک و ذهن آگاهی مبتنی بر استرس بر علایم خودشیفتگی آسیب پذیر در افراد دارای اختلال شخصیت مرزی انجام شد. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی زنان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی مراجعه کننده به کلینیک درمانی بهار در سال 1403 در شهر رشت بود. در این پژوهش 45 نفر به صورت هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفری (دو گروه مداخله و یک گروه گواه) قرار گرفتند. گروه آزمایش طی 8 جلسه تحت مداخله ذهن آگاهی مبتنی بر استرس (کابات زین، 2009) و 10 جلسه تحت مداخله ی رفتاردرمانی دیالکتیک (لینهان، 1993) قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه خودشیفتگی مرضی (پینکاس و همکاران، 2009) استفاده شد. تحلیل داد ه ها با بهره گیری از آزمون آماری تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که پیش آزمون خودشیفتگی با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0 >P)، همچنین نتایج دلالت بر آن داشت که بین دو درمان در طول زمان تفاوت معناداری وجود نداشت، اما هر یک از درمان ها نسبت به گروه گواه تغییرات معناداری در خودشیفتگی داشتند (05/0 >P). نتیجه گیری: براساس نتایج رفتاردرمانی دیالکتیک و ذهن آگاهی مبتنی بر استرس دو روش درمانی کارآمد در بهبود خودشیفتگی در افراد دارای اختلال شخصیت مرزی است. این نتایج می توانند به متخصصان حوزه روانشناسی بالینی در طراحی مداخلات دقیق تر و مؤثرتر کمک کرده و موجب ارتقای کیفیت زندگی افراد مبتلا به این اختلال شوند.
۱۱۰۸.

اثربخشی ریتم درمانی بین فردی و اجتماعی در تلفیق با مصاحبه انگیزشی بر افزایش رضایت از زندگی دانشجویان کمبینای مبتلا به افسردگی اساسی: مطالعه تک آزمودنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۶۸
مقدمه: هدف از درمان ها نه تنها باید عدم وجود بیماری باشد، بلکه هم چنین بهبود رضایت از زندگی بیمار نیز باید مورد توجه قرار گیرد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی ریتم درمانی بین فردی و اجتماعی در تلفیق با مصاحبه انگیزشی بر افزایش رضایت از زندگی دانشجویان کم بینای مبتلا به افسردگی اساسی انجام شد. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح تک آزمودنی با خط پایه چندگانه بود. جامعه آماری شامل اعضای گروه واتساپ دانشجویان بهزیستی مشهد در شهریورماه 1401، (110 عضو)، بود؛ از آن میان 2 شرکت کننده ی کم بینای مبتلا به افسردگی اساسی (یک خانم و یک آقا)، به روش نمونه گیری در دسترس مبتنی بر هدف انتخاب شدند. از پرسش نامه افسردگی بک- ویرایش دوم (1996) و فرم کوتاه پرسش نامه کیفیت رضایت و لذت از زندگی اندیکت و همکاران (1993) برای ارزیابی استفاده گردید. شرکت کنندگان 12 جلسه ، 1 ساعت در هفته، مداخله را دریافت کردند؛ و 3 ماه پیگیری شدند. داده ها به کمک شاخص تغییر پایا، اندازه اثر و تحلیل دیداری نمودارها، تحلیل گردید. یافته ها: نتایج نشان داد، ریتم درمانی بین فردی و اجتماعی در تلفیق با مصاحبه انگیزشی رضایت از زندگی شرکت کنندگان را در پس از درمان تا مرحله پیگیری به طور قابل توجهی افزایش داده است. نتیجه گیری: یافته ها از این امر حمایت می کند که تلفیق ریتم درمانی بین فردی و اجتماعی با مصاحبه انگیزشی می تواند روش مناسبی برای افزایش رضایت از زندگی دانشجویان کم بینای مبتلا به افسردگی اساسی باشد؛ لذا پیشنهاد می شود از این مداخله به منظور ارتقای کیفیت زندگی این افراد استفاده شود.
۱۱۰۹.

هنجاریابی مقیاس افراط گرایی خشونت آمیز و بررسی رابطه آن با تأیید خشونت اجتماعی علیه زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۵۶
مقدمه: افراطی گری و خشونت مهمترین چالش بشری در جهان است. هدف پژوهش هنجاریابی مقیاس افراط گرایی خشونت آمیز و بررسی رابطه آن با تأیید خشونت اجتماعی علیه زنان بود. روش: روش پژوهش توصیفی بود. جامعه آماری دانشجویان دانشگاه های شهر تبریز در سال تحصیلی 1402-1403 بود. طبق نظر کلاین (2010)، 417 نفر (250 مرد و 167 زن) به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردید. ابزارهای گرد آوری داده ها شامل مقیاس های محقق ساخته افراط گرایی خشونت آمیز و مقیاس تأیید خشونت اجتماعی علیه زنان بود که در این پژوهش ساخت و هنجاریابی گردید. داده ها با استفاده از روش های آماری همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی اکتشافی و رگرسیون تحلیل گردید. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی با تحلیل مؤلفه های اصلی و روش چرخش واریماکس منجر به استخراج دو عامل تأیید افراط گرایی و تأیید ابزارهای خشونت/ غیرقانونی شد. دو عامل استخراج شده 42/58 درصد واریانس کل متغیرها را تبیین می کنند. روایی همگرا این مقیاس با مقیاس تأیید خشونت اجتماعی علیه زنان تأیید گردید (01/0P<، 77/0R=). پایایی کل مقیاس افراط گرایی خشونت آمیز، خرده مقیاس تأیید افراط گرایی و تأیید ابزارهای خشونت/ غیرقانونی به ترتیب 89/0، 90/0، 81/0 بدست آمد. پایایی کل مقیاس به روش بازآزمایی (78/0=R) بود. نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که مقیاس افراط گرایی خشونت آمیز یک ابزار معتبر و قابل اعتماد برای استفاده در جامعه ایران است. اغلب افراد دارای نگرش های افراطی خشونت آمیز، گرایش به خشونت اجتماعی علیه زنان دارند. اغلب آنها از خشونت اجتماعی علیه زنان حمایت می کنند و استفاده از روش های خشن و غیرقانونی را مجاز می دانند.
۱۱۱۰.

The Role of Authentic Leadership in Job Enrichment and Employee Turnover

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۸۷
The purpose of this study was to investigate the relationship between authentic leadership, job enrichment, and employee turnover among university staff, conducted through a descriptive-correlational research method. The statistical population consisted of all 659 employees of the Islamic Azad University, Zahedan Branch. Using the Krejcie and Morgan (1971) sample size table, a sample of 247 individuals was determined, and simple random sampling was employed. Data were collected using the Authentic Leadership Questionnaire by Walumbwa et al. (2008), the Job Enrichment Questionnaire by Dehghan et al. (2010), and the Employee Turnover Questionnaire by Ghasemkhani (2013). The results indicated a significant relationship between authentic leadership and its dimensions (self-awareness, relational transparency, internalized moral perspective, and balanced processing) with job enrichment and employee turnover. Furthermore, the regression results showed that 78% of the variance in job enrichment and 48% of the variance in employee turnover could be predicted by the authentic leadership variable. 
۱۱۱۱.

مقایسه میزان اعتیاد به گوشی های هوشمند و خودکنترلی در دانشجویان با و بدون نشانه های افسردگی و اضطرابی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۲۰۷
پژوهش حاضر باهدف مقایسه میزان اعتیاد به گوشی های هوشمند و خودکنترلی در دانشجویان با و بدون نشانه های افسردگی و اضطرابی انجام شد. نوع پژوهش توصیفی و روش آن نیز علی – مقایسه ای بود. جامعه پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه های شهر تهران در سال تحصیلی 1402 – 1403 تشکیل دادند که از بین آنها به صورت در دسترس 260 نفر (130 نفر در گروه با نشانه های افسردگی و اضطرابی و 130 نفر بدون این نشانه ها) به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسش نامه های افسردگی بک (1996، BDI) و اضطراب بک (1990، BAI)، پرسش نامه اعتیاد به گوشی های هوشمند کوون و همکاران (2013، SAS) و پرسش نامه خودکنترلی – فرم کوتاه شده تانجی و همکاران (2004، BSCS) بود. روش تحلیل این پژوهش تحلیل واریانس چندمتغیره (مانوا) بود. یافته های پژوهش نشان داد که بین میزان اعتیاد به گوشی های هوشمند و خودکنترلی در دانشجویان مبتلا و غیر مبتلا به نشانه های افسردگی و اضطرابی تفاوت معناداری وجود داشت (05/0P<). میانگین نمرات گروه دانشجویان مبتلا به نشانه های افسردگی و اضطرابی در میزان اعتیاد به گوشی های هوشمند و خرده مقیاس های آن بالاتر از گروه دانشجویان غیر مبتلا به نشانه های افسردگی و اضطرابی بود (05/0P<). همچنین میانگین نمرات گروه دانشجویان مبتلا به نشانه های افسردگی و اضطرابی در میزان خودکنترلی پائین تر از گروه دانشجویان غیر مبتلا به نشانه های افسردگی و اضطرابی بود (05/0P<). این نتایج بر اهمیت توجه به مشکلات روانی در تبیین رفتارهای مرتبط با استفاده از گوشی های هوشمند تأکید دارد.
۱۱۱۲.

پیش بینی گرایش به خودکشی در نوجوانان دختر بر اساس جو روانی اجتماعی کلاس، میزان پایستگی تحصیلی و جهت گیری هدف پیشرفت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۲۱۱
هدف پژوهش حاضر پیش بینی گرایش به خودکشی نوجوانان دختر براساس جو روانی اجتماعی کلاس درس، پایستگی تحصیلی و جهت گیری هدف پیشرفت بود. روش پژوهش توصیفی_همبستگی بود، جامعه آماری در این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول ناحیه 2 شهرستان خرم آباد در اردیبهشت ماه سال تحصیلی 1403-1402 بود. در این پژوهش 380 دانش آموز به عنوان نمونه به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. جهت ارزیابی از مقیاس گرایش به خودکشی بک (BSSI، 1961)، پرسشنامه ادراک جو روانی اجتماعی کلاس فرایزر و همکاران (PCSMCQ، 1995)، پرسشنامه پایستگی تحصیلی مارتین و مارش (ABQ، 2008) و نسخه تجدیدنظر شده پرسشنامه هدف پیشرفت الیوت و موریاما (AGQ-R، 2008) استفاده شد. همچنین جهت تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. نتایج نشان داد گرایش به خودکشی با جو روانی-اجتماعی کلاس درس، پایستگی تحصیلی و جهت گیری هدف-پیشرفت رابطه معناداری دارد (05/0>p). این متغیرها در مجموع 39 درصد گرایش به خودکشی را تبیین کردند. بنا به یافته های حاصل شده جو روانی اجتماعی فضای مدرسه و کیفیت تحصیل دانش آموزان، می تواند با افکار خودکشی در نوجوانان در ارتباط باشد.
۱۱۱۳.

مقایسه تأثیر آموزش تنظیم هیجان و مداخله مبتنی بر شفقت بر نظم جویی هیجانی و خودتوانمندسازی اجتماعی در دانش آموزان پسر دارای رفتارهای پر خطر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۹۱
زمینه: رفتارهای پرخطر در نوجوانان می تواند آسیب های جدی و گاه غیرقابل جبرانی به همراه داشته باشد. بنابراین به کارگیری مداخلات روانشناختی مبتنی بر شواهد برای این نوجوانان یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. هدف: هدف از پژوهش حاضر مقایسه تأثیر آموزش تنظیم هیجان و مداخله مبتنی بر شفقت بر نظم جویی هیجانی و خودتوانمندسازی اجتماعی در دانش آموزان پسر دارای رفتارهای پرخطر بود. روش: روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی و از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم دارای رفتارهای پرخطر شهر بهبهان در سال تحصیلی 1402-1401 بود. نمونه پژوهش 45 نفر از دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهر بهببهان بود که با توجه به ملاک های ورود به پژوهش به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایشی و گواه گمارده شدند. هر سه گروه در مرحله پیش آزمون به پرسشنامه های پژوهش مقیاس سنجش رفتارهای پرخطر (مرکز پیشگیری و کنترل بیماری های آمریکا، 1995)، مقیاس مشکلات در نظم جویی هیجانی (گراتز و روئمر، 2004) و پرسشنامه خودتوانمندسازی اجتماعی (فلنر و همکاران، 1990) پاسخ دادند. سپس آزمودنی های هر کدام از گروه های آزمایش، آموزش تنظیم هیجان و درمان مبتنی بر شفقت را در 8 جلسه 90 دقیقه ای (هر هفته یک جلسه) به صورت گروهی دریافت کردند، درحالی آزمودنی های گروه گواه در لیست انتظار بودند و هیچ گونه مداخله ای در طول اجرای پژوهش دریافت نکردند. پس از اتمام مداخله ها مجدداً همه آزمودنی ها پرسشنامه های پژوهش را به عنوان پس آزمون تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS.24 و با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیری استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس تک متغیری نشان داد که آموزش تنظیم هیجان و درمان مبتنی بر شفقت به طور معنادار بر نظم جویی هیجانی و خودتوانمندسازی اجتماعی دانش آموزان تأثیرمعناداری دارند (05/0 >P). نتایج آزمون های تعقیبی بنفرونی نشان داد که آموزش تنظیم هیجان در مقایسه با درمان مبتنی بر شفقت بر بهبود نظم جویی هیجانی و خودتوانمندسازی اجتماعی دانش آموزان دارای رفتارهای پرخطر تأثیر بیشتر داشته است (05/0 >P). نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت آموزش مهارت های تنظیم هیجانی و شفقت به خود می توان نظم جویی هیجانی و خودتوانمندسازی دانش آموزان را بهبود بخشد. بنابراین به متولیان آموزشی پیشنهاد می شود با اجرای آزمون های غربالگری برای رفتارهای پرخطر و متناسب سازی مداخلات از آموزش تنظیم هیجانی و شفقت به خود به عنوان مداخلات مبتنی بر شواهد در جهت بهبود مهارت های رفتاری، شناختی و هیجانی این افراد استفاده کنند.
۱۱۱۴.

نقش میانجی باورهای مذهبی و معنا در زندگی در رابطه شدت حوادث استرس زا با سلامت روان در زنان خیانت دیده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۲۰۶
زمینه: خیانت زناشویی به عنوان یکی از عوامل استرس زای شدید، می تواند تأثیرات عمیقی بر سلامت روان افراد داشته باشد. باورهای مذهبی و معنا در زندگی به عنوان منابع روانشناختی، نقش مهمی در کاهش اثرات منفی حوادث استرس زا ایفا می کنند. با این حال، پژوهش های محدودی به بررسی نقش میانجی این متغیرها در ارتباط میان شدت حوادث استرس زا و سلامت روان، به ویژه در زنان خیانت دیده، پرداخته اند. این شکاف پژوهشی ضرورت بررسی دقیق تر این روابط را برجسته می کند. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی باورهای مذهبی و معنا در زندگی در رابطه شدت حوادث استرس زا با سلامت روان در زنان خیانت دیده بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان خیانت دیده مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روانشناسی، بهزیستی و اورژانس اجتماعی شهرستان جهرم طی 3 ماهه دوم سال 1402 بودند که از این میان تعداد 360 با روش نمونه گیری در دسترس مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های سلامت روانی (ویتوویر، 1983)، ارزیابی میزان فشار روانی استرس (هولمز و راهه، 1967)، باورهای مذهبی (جورج، 1998)، معنا در زندگی (استگر و اویشی، 2004) بودند. داده ها با نرم افزارهای Spss نسخه 26 و Smart PLS نسخه 3 با سطح معناداری 05/0 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد شدت حوادث استرس زا و سلامت روانی (05/0 <P)، رابطه مستقیم شدت حوادث استرس زا و معنا و هدف زندگی (05/0 <P) و رابطه مستقیم شدت حوادث استرس زا و باورهای مذهبی (05/0 <P) رابطه مستقیم نداشتند، رابطه مستقیم معنا و هدف زندگی و سلامت روانی (05/0 >P)، رابطه مستقیم باورهای مذهبی و سلامت روانی (05/0 >P) و رابطه مستقیم باورهای مذهبی و معنا و هدف زندگی (05/0 >P) از نظر آماری معنی دار بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج، باورهای مذهبی و معنای زندگی در زنان قربانی خیانت نقش واسطه ای در کاهش شدت حوادث استرس زا بر سلامت روان داشتند، از این رو، آگاهی متخصصان حوزه های روانشناسی، مشاوره و سلامت از این مدل می تواند در جهت ارتقای سلامت روان این دسته زنان بسیار مؤثر و کمک کننده باشد.
۱۱۱۵.

طراحی مدل گرایش به خشونت خانگی بر اساس عملکرد عصب شناختی با میانجی گری سرمایه روان شناختی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۶۴
زمینه: خشونت خانگی و خیانت زناشویی از جمله رویدادهایی است که ضمن متأثر کردن روابط زوجین به صورت منفی، می توانند موجب از هم گسیختگی خانواده و جدایی زوجین از یکدیگر شوند. مطالعات پیشین به بررسی روبط بین عملکرد عصب شناختی و سرمایه روانشناختی با خشونت خانگی و خیانت زناشویی پرداخته اند، اما تا کنون پژوهشی که گرایش به خشونت خانگی را بر اساس عملکرد عصب شناختی با میانجی گری سرمایه روانشناختی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی بررسی کند، انجام نشده است. هدف: هدف از انجام این پژوهش، طراحی مدل گرایش به خشونت خانگی بر اساس عملکرد عصب شناختی با میانجی گری سرمایه روانشناختی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی بود. روش: روش مطالعه حاضر توصیفی-همبستگی بود که با روش تحلیل مسیر انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی زنان درگیر با مسئله خیانت زناشویی همسر بود که در سال 1401 به مراکز مشاوره منطقه 5 شهر تهران مراجعه کرده بودند. 323 نفر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد و با روش در دسترس از بین زنان درگیر در خیانت زناشویی مراکز مذکور انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات در پژوهش شامل چهار پرسشنامه خیانت زناشویی (ینیسری و کوکدمیر، 2006)، سرمایه روانشناختی (لوتانز و همکاران، 2007) خشونت خانگی (محسنی تبریزی و همکاران، 1391) و توانایی شناختی (نجاتی، 1392) بود. هم چنین برای تحلیل داده های پژوهش از نسخه 26 نرم افزار SPSS و نسخه 3 نرم افزار Smart PLS استفاده شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که بین عملکرد عصب شناختی با گرایش به خشونت خانگی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی رابطه مستقیم وجود دارد (05/0 P<). بین عملکرد عصب شناختی با گرایش به خشونت خانگی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی با میانجی گری سرمایه روانشناختی رابطه غیرمستقیم وجود دارد (05/0 P<). هم چنین مدل گرایش به خشونت خانگی بر اساس عملکرد عصب شناختی با میانجی گری عامل سرمایه روانشناختی دارای برازش مطلوب است. نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده پیشنهاد می شود زوج درمانگران در جهت پیشگیری از خشونت خانگی و متعاقب آن خیانت زناشویی، از راهکارهای لازم جهت کاهش اثرات عملکرد عصب شناختی و تقویت سرمایه روانشناختی استفاده کنند.
۱۱۱۶.

بررسی نقش پایبندی دینی بر مؤلفه های سلامت عمومی در بین زنان جوان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۷
زمینه: سلامت عمومی، که ابعادی چون سلامت جسمی، روانی و اجتماعی را در بر می گیرد، برای رفاه فردی و اجتماعی حیاتی است و بهبود آن در زنان جوان، با توجه به نقش کلیدی شان در جامعه، اهمیت مضاعفی دارد. در این راستا، پایبندی دینی به عنوان یک متغیر پیش بین، می تواند بر مؤلفه های سلامت عمومی تأثیرگذار باشد، اما مطالعات جامعی که به بررسی دقیق این رابطه و سازوکارهای آن در میان زنان جوان شهر تهران بپردازند، محدود است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پایبندی دینی بر مؤلفه های سلامت عمومی در بین زنان جوان شهر تهران انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با ماهیت توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل زنان جوان (18-35 سال) مناطق 2 و 16 تهران در سال 1403 بودند که از میان آن ها نمونه ای 384 نفری با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و سپس تصادفی ساده انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه ابعاد پنجگانه دینداری (گلاک و استارک، 1974) و پرسشنامه سلامت عمومی (گلدبرگ، 1972) گردآوری و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه) در SPSS نسخه 26 و در سطح معناداری 05/0 تحلیل انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که دینداری همبستگی منفی با مؤلفه های سلامت عمومی شامل شکایت های جسمانی، اضطراب، افسردگی و ناسازگاری اجتماعی دارد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره حاکی از آن بود که ابعاد چهارگانه دینداری (اعتقادی، عاطفی، پیامدی و مناسکی) در مجموع تأثیر معنی داری بر سلامت عمومی زنان جوان داشته اند (002/0 >p). این ابعاد قادر به تبیین 7/11 درصد از واریانس سلامت عمومی زنان جوان تهرانی بودند. نتیجه گیری: دینداری ارتباط مثبتی با ارتقای سلامت عمومی زنان دارد. بر این اساس، با تقویت دینداری می توان از آن به عنوان عاملی آرامش زا و کاهش دهنده اضطراب و افسردگی بهره گرفت. لذا، پیشنهاد می شود سیاست گذاران و متخصصان سلامت روان، برنامه های مداخله ای و دوره های آموزشی مبتنی بر ارزش های دینی را برای ارتقای جامع سلامت روان زنان جوان طراحی و اجرا نمایند.
۱۱۱۷.

نقش قضا و قدر و اختیار انسان در بروز مشکلات روان شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۱۴
مقدمه: مسئله قضا و قدر همواره از مهم ترین مباحث در حوزه فلسفه، عرفان و کلام اسلامی و از بنیادی ترین مفاهیم مؤلفه های شناختی-فرهنگی بوده است . این موضوع نه تنها در فضای نظری و انتزاعی جایگاه ویژه ای دارد، بلکه تأثیر عمیقی بر درک انسان از هستی، سرنوشت و رابطه او با خداوند دارد . هدف: بررسی تأثیر باور به قضا و قدر به عنوان جلوه ای از علم الهی و میزان اختیار ادراک شده بر سلامت روان افراد است. روش: این مطالعه مرور سیستماتیک بر مبنای روش های استاندارد مرور مقالات علمی انجام شد. برای گردآوری داده ها از پایگاه های علمی معتبر مانند Scopus ,PubMed ,Web of Science وPsycINFO استفاده شد. فرآیند انتخاب مطالعات، براساس دستورالعمل های PRISMA انجام شد که نسخه به روز شده آن در سال ۲۰۲۰ منتشر شده است. یافته ها: یافته های حاصل از ادبیات نظری و تجربی نشان می دهد که تفسیرهای جبری گرایانه از قضا و قدر، اغلب با افزایش درماندگی آموخته شده، اضطراب، و افسردگی همراه است. در مقابل، باور به اختیار و مسئولیت فردی موجب افزایش تاب آوری روان شناختی، خودکارآمدی، و کاهش آسیب پذیری روانی می شود. همچنین بررسی آموزه های دینی، به ویژه در سنت اسلامی، نشان می دهد جهان هستی نظامی پویا و سیال دارد و هر موجودی در مسیر تحول و تکامل خویش، با اختیار خود در تعیین سرنوشتش نقش دارد، در حالی که این اختیار نیز در چهارچوب نظام کلی قضا و قدر الهی قرار می گیرد. که قضا و قدر لزوماً نفی کننده اختیار نیست، بلکه می تواند با مسئولیت پذیری تلفیق شود و چارچوبی معناگرا برای مواجهه با رنج فراهم آورد. نتیجه گیری: بر این اساس، نگرش تعادلی میان قضا و قدر و اختیار، رویکردی سازنده در تبیین، پیشگیری و مداخله در حوزه اختلالات روان شناختی به شمار می آید
۱۱۱۸.

پیش بینی رفتار خوردن بر اساس توانمندی ایگو و بی اعتبارسازی هیجانی در زنان چاق مبتلا به دیابت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۸۳
هدف پژوهش حاضر پیش بینی رفتار خوردن بر اساس توانمندی ایگو و بی اعتبارسازی هیجانی در زنان چاق مبتلا به دیابت بود. طرح پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل زنان چاق مبتلا به دیابت مراجعه کننده به مراکز درمانی دیابت وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1403 بود که تعداد آن ها بر اساس آمار مراکز درمانی، 200 هزار نفر گزارش شد که از بین آنها به صورت دردسترس 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس رفتار خوردن داچ ون اشتراین (DEBQ، 1986)، مقیاس توانمندی ایگو مارکستروم و همکاران (SES، 1997)، و مقیاس بی اعتبارسازی هیجانی ادراک شده زلینسکی (PIES، 2016) بود. روش تحلیل این پژوهش، تحلیل رگرسیون از نوع همزمان بود. نتایج نشان داد که توانمندی ایگو و بی اعتبار سازی هیجانی در مجموع 9/17 درصد رفتار خوردن را تبیین می کنند (05/0>P). نتیجه گیری می شود توانمندی ایگو رفتارهای خوردن سالم تر را تسهیل می کرد، در حالی که بی اعتبارسازی هیجانی با افزایش رفتارهای خوردن هیجانی و ناسالم مرتبط بود.
۱۱۱۹.

How did the Mindfulness-based Cognitive Therapy (MBCT) change family employee females through Single case experimental designs (SCED)? Decreased the Work-family conflict and increased the psychological well-being(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۴۴
Objective: Managing occupational burnout facilitates the restoration of psychological well-being and is influenced by factors such as work-family conflict. Methods:  The current research aimed to determine the effectiveness of MBCT on work-family conflict and psychological well-being in women with a Single Case Experimental Design of the AB type. The statistical population comprised all employed women who sought counseling at the Mehrazin Center in 2023. For data collection, Rastegar Khaled's Work-Family Conflict Questionnaire (2006) and Ryff's Psychological Well-Being Scale (1989) were utilized. It was observed that an improvement percentage below 50% indicates the intervention is not clinically significant, except for Participant 3. Additionally, the fact that the Reliable Change Index is greater than 1.96 at P < 0.05 suggests that the intervention holds statistical significance. With 95% confidence, it can be stated that the observed change in post-test scores is statistically significant. The analysis of the data was conducted through chart analysis, the Percentage of Non-overlapping Data (PND), and the Percentage of Overlapping Data (POD). Results: The research revealed that the psychological well-being scores of the three subjects improved by 30.6% overall, and their work changes and overall improvement percentage were 36.9%. These scores indicate a change and increase in psychological well-being, as well as a reduction in work-family conflict. In all three participants, the acceptable change index (RCI) for both variables was RCI≥1.96, at the 95% confidence level, indicating that the intervention was statistically significant. Conclusion: It is recommended that this method be explored and utilized as an effective intervention for enhancing psychological well-being and reducing work-family conflict.
۱۱۲۰.

باور به دنیای خطرناک و تجربۀ هیجانات در دوران همه گیری کرونا: نقش میانجی باورهای توطئه و اعتماد به مرجع قدرت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۴۱
هدف: باور به دنیای خطرناک باوری پایدار مبنی بر تهدیدآمیز بودن جهان است. هدف از پژوهش حاضر آزمودن نقش این باور در تعیین تجربه هیجانات در بافت همه گیری کووید-۱۹ به میانجی گری باور های توطئه و اعتماد به ستاد مقابله با کرونا به عنوان مرجع قدرتِ مرتبط با این بافت بود. روش: شرکت کنندگان در این پژوهش همبستگی ۴۳۱ نفر (۷۱% زن، میانگین سنی ۷/۳۳ سال) بودند که به مقیاس باور به دنیای خطرناک، باور های توطئه پیرامون کرونا، اعتماد به ستاد مقابله با کرونا و مقیاس هیجانات مثبت و منفی پاسخ دادند. برای آزمودن نقش باور به دنیای خطرناک در پیش بینی هیجانات به میانجی گری باور های توطئه و اعتماد به ستاد مقابله با کرونا از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: آلفای کرونباخ مقیاس باور به دنیای خطرناک مطلوب (۸۰/۰) بود و حذف گویه نهم به دلیل بار عاملی ضعیف در تحلیل عاملی تأییدی پیشنهاد شد. باور به دنیای خطرناک تجربه هیجانات مثبت را به طور منفی اما هیجانات منفی را به طور مثبت پیش بینی نمود (۰۵/۰ > ps). باور های توطئه پیرامون کرونا و اعتماد به ستاد مقابله با کرونا رابطه بین باور به دنیای خطرناک و هیجانات منفی (۰۵/۰ > p) اما نه مثبت را میانجی گری کردند. نتیجه گیری: رابطه باور به دنیای خطرناک با ادراکات و هیجانات پیرامون کرونا مطابق انتظار بود، اما سهم بیشتری از تجربه هیجانات منفی نسبت به مثبت پیش بینی شد که بیانگر در کار بودن سازوکار های متفاوتی برای تبیین اثرپذیری هیجانات مثبت از این باور است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان