فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۰۰۱ تا ۱۷٬۰۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۲۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
جامعه روستایی ایران پس از ورود معنادار نفت به اقتصاد ملی و تجربه ناموفق اصلاحات ارضی، مرحله جدیدی از مهاجرت جمعیت خود به شهرها را آغاز و تجربه نمود که بعد از انقلاب اسلامی دهه پنجاه و متعاقب آن وقوع جنگ تحمیلی، همچنان ادامه دارد. از منظر جهانی نیز انقلاب صنعتی و رویکرد غالب توسعه صنعتی برآمده از آن و سپس انقلاب اطلاعات و ارتباطات در عصر حاضر، به نابرابری های بین جوامع پیشروتر شهری و جوامع کم توسعه روستایی در کشورهای جهان سوم شدت بخشید. رویکرد غالب جامعه روستایی در مواجهه با چنین شرایط نامطلوب ملی و بین المللی و تعامل گسترده و پیچیده بین آنها، افزودن بر دامنه مهاجرت های روستاشهری به شکل گریز از روستا به شهر بوده و در این گریز، ناگزیر هر دو جامعه مبدأ و مقصد را با نارسایی هایی مواجه ساخته است. هدف مطالعه حاضر، واکاوی علل و انگیزه های مهاجرت و گریز جمعیت از منطقه روستایی پادنای سفلی از توابع شهرستان سمیرم به شهرها، از منظری جامعه شناختی است. جامعه آماری پژوهش را دو بخش ساکنان روستاهایِ بیشتر در معرض مهاجرت منطقه و همچنین مهاجران این روستاها به شهرهای مختلف کشور (شهرضا، عسلویه، اصفهان، شیراز و مشهد) تشکیل می دهد. تحلیل داده های به دست آمده از عملیات گسترده میدانی در روستاهای مبدأ و شهرهای مقصد نشان داد که به ترتیب متغیرهای اجتماعی و اقتصادیِ احساس محرومیت نسبی، فقدان زیرساخت های اشتغال و درآمد غیر زراعی و ضعف و کمبود امکانات و تسهیلات، دارای تأثیر معنی دار مثبت و نقش برانگیزاننده در تمایل و اقدام افراد به ترک روستا بوده و متغیرهای سن و سرمایه های اجتماعی نیز تأثیر معنی دار منفی و نقش بازدارنده در روستاگریزی افراد داشته اند. متغیر جمعیت شناختی تحصیلات، متغیر اقتصادی ضعف بنیان های بخش کشاورزی و متغیر محیطیِ دورافتادگی و موقعیت جغرافیایی نیز فاقد تأثیر معنی دار در این رابطه بوده اند.
الگوهای تأمین منابع مالی و استخراج آموزه هایی برای نظام آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال هفتم بهار ۱۳۹۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۶)
۱۵۲-۱۱۳
حوزههای تخصصی:
از دو دهه پبش، مالیه آموزش و به ویژه تامین منابع مالی بعنوان یکی از موضوعات مهم برای کشورهای مختلف از جمله ایران مطرح بوده است. پرسش اصلی مطالعه حاضر، شناسایی مهم ترین الگوهای تامین مالی آموزش عالی در مقیاس جهانی است. هدف این پژوهش که با توصیفی و کتابخانه ایی انجام شده است، استخراج آموزه هایی جهت بهبود اوضاع مالی نظام آموزش عالی کشور می باشد. یافته ها نشان داد الگوی پارنیونس و پریت (2010)، بار و کراوفورد (2005) و زایدرمن و آلبرخت (1995) از جمله مهمترین الگوها هستند. با تآمل در الگوهای مطالعه شده و به مدد دانش نظری و تجربه عملی نویسندگان پیشنهاد شده است؛ در رشته هایی که دارای تقاضای اجتماعی و نرخ اشتغال بالایی هستند از الگوی تامین مالی بازاری و شبه بازاری استفاده شود و در سایر رشته ها که بخش غیر دولتی تمایل به سرمایه گذاری در آنها را ندارد، بهره گیری از الگوی دیوان سالارانه (دولتی) در اولویت قرار گیرد.
تحلیل وضعیت رفاه ذهنی در نظامهای رفاهی با تأکید بر ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۵ پاییز ۱۳۹۴ شماره ۵۸
36-7
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مقاله حاضر با استفاده از طبقه بندی آندرسن برای نظامهای رفاهی در کشورهای توسعه یافته و طبقه بندی وود و گاف برای کشورهای درحال توسعه، درصدد پاسخگویی به این پرسش است که آیا نظامهای رفاهی مختلف به رفاه ذهنی متفاوت در بین افراد می انجامد یا نه؟ روش: این تحقیق با روش تحلیل ثانویه روی داده های موج پنجم پروژه بررسی ارزشهای جهانی (WVS) انجام شده است. هم چنین با اتخاذ روش تطبیقی، علاوه بر مقایسه رفاه ذهنی در نظامهای رفاهی دنیا، به بررسی رفاه ذهنی ایران در سطح خرد و مقایسه آن با سایر کشورها در سطح کلان پرداخته شده است. یافته ها: وضعیت رفاه ذهنی در نظامهای رفاهی سوسیال دموکرات بهتر از سایر نظامهای رفاهی است و در نظامهای رفاهی، ناامنی در پائین ترین سطح قرار دارند. میزان شادکامی ایرانیان بیشتر از سلامت ذهنی آنها و میزان سلامت ذهنی نیز بیشتر از رضایت از زندگی در بین آنهاست. هم چنین ایران از نظر رفاه ذهنی با کشورهایی که دارای دولت رفاهی بالقوه هستند (کشورهای آسیای جنوب شرقی) تقریبا برابر است که به نظر می رسد به علت حمایت و نقش خانواده در تأمین رفاه افراد در این کشورها باشد. سایر نظامهای رفاهی بررسی شده از نظر رفاه ذهنی، به جز نظام رفاهی ناامنی، در جایگاه بالاتری نسبت به ایران قرار دارند. بحث: نظامهای رفاهی متفاوت به رفاه ذهنی متفاوت می انجامد. البته این نتیجه لزوماً به این معنی نیست که کشوری که دارای نظام رفاهی حداکثری است از رفاه ذهنی بالاتری نیز برخوردار باشد. چرا که در این تحقیق میزان رفاه ذهنی در بریتانیا با نظام رفاهی لیبرال و ترکیه، به نمایندگی از کشورهای مسلمان، از کشور آلمان با نظام رفاهی مشارکتی بیشتر است.
تشخص محله و احساس طرد اجتماعی (مطالعه موردی شهر پاکدشت)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۵ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۵۹
۸۹-۱۱۸
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سکونتگاه های خودروی اقماری در حومه کلان شهرها با مجموعه ای از مسائل مواجه اند که فقط به موضوعات کالبدی آن ختم نشده بلکه به معضلات اجتماعی و فرهنگی نیز مربوط می شود. پیامد این وضعیت کناره گیری افراد ساکن از جریان اصلی جامعه است که در همین ر استا، مقاله حاضر به بررسی رابطه میان ویژگیهای فیزیکی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی این سکونتگاه ها و "احساس طرد اجتماعی" می پردازد. روش: در پژوهش حاضر از روش پیمایش و تکنیک پرسشنامه استفاده شده و اطلاعات لازم برای این تحقیق از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و مصاحبه با 300 نفر از جوانان 15 تا 29 ساله مساعدترین محلات تا محلات کمتر مساعد شهر پاکدشت جمع آوری شده است. یافته ها: ارزیابی جوانان ساکن در پاکدشت از تشخص محل سکونتشان «نسبتاً نامناسب» است. همچنین در ارزیابی «تشخص محله ای»، نقش مؤلفه های اجتماعی و فرهنگی نسبت به ارزشهای فیزیکی و اقتصادی بیشتر بوده به گونه ای که بیش از نیمی از پاسخگویان، دارای احساس داغ خوردگی محله ای بوده و از طرد اجتماعی و روانی رنج می برده اند. بحث: نتایج حاکی است، مؤلفه ای که به طور مستقیم منجر به احساس طرد اجتماعی می شود، ارزیابی جوانان از تشخص محله ای نیست؛ بلکه این ارزیابی، زمانی که با احساس داغ ننگی که افراد نسبت به محلاتشان دارند همراه شود تأثیرگذار می شود. بنابراین، مهم آن داغ ننگی است که افراد از جانب دیگران احساس می کنند؛ داغ ننگی که عمیقاٌ تحقیرکننده است
تأثیر سرمایه ی فرهنگی و اجتماعی بر مشارکت شهروندان در تفکیک و جمع-آوری زباله های خانگی(نمونه مورد مطالعه شهروندان شهر ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ازدیاد جمعیت و پیشرفت تکنولوژی و تغییر الگوی مصرف، تولید زباله ی حاصل از فعالیتهای بشر را افزایش داده است. تولید این مواد اثرات نامطلوبی بر محیط زیست دارد. مسلماً تفکیک زباله ها می تواند از ضررهای زیست محیطی و بهداشتی آن بکاهد، به همین دلیل پژوهش حاضر ضمن سنجش میزان مشارکت خانوارهای شهر ارومیه در تفکیک و جمع آوری زباله های خانگی، به تأثیر سرمایه فرهنگی و اجتماعی بر آن پرداخته است. روش این پژوهش، پیمایشی و اطلاعات آن از طریق پرسشنامه محقق ساخته گرداوری شده است. جامعه ی آماری، شامل خانوارهای ساکن شهر ارومیه است که از بین آنها، 612 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. پس از جمع آوری پرسشنامه ها، اطلاعات لازم توسط نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان می دهد بین سرمایه ی اجتماعی در مجموع و ابعاد آن (احساس تعلق اجتماعی، انسجام اجتماعی، اعتماد نهادی) با میزان مشارکت در تفکیک و جمع آوری زباله های خانگی در سطح اطمینان 99 % (r=0/401) و سرمایه ی فرهنگی در مجموع و ابعاد آن (بعد ذهنی و عینی) با میزان مشارکت در تفکیک و جمع آوری زباله های خانگی در سطح اطمینان 99% (r=0/334) رابطه معنادار وجود دارد. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان می دهد در مجموع، ابعاد احساس تعلق اجتماعی و اعتماد نهادی و انسجام اجتماعی سرمایه ی اجتماعی و ابعاد ذهنی و عینی سرمایه ی فرهنگی توان پیش بینی میزان مشارکت در تفکیک و جمع آوری زباله های خانگی را داشتند. این متغیرها 9/23 درصد از واریانس متغیر میزان مشارکت در تفکیک و جمع آوری زباله های خانگی را تبیین نمودند.
بررسی تأثیر عوامل اجتماعی مؤثر بر ایجاد فاصله ی اجتماعی و ترس از جرم و ناهنجاری بین دو قوم کرد و لک در شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله تأثیر عوامل اجتماعی بر ایجاد فاصله ی اجتماعی و تأثیر آن ها با واسطه ی فاصله ی اجتماعی و بدون واسطه بر ایجاد ترس از جرم و نابهنجاری اجتماعی را بین دو قوم کرد (اکثریت) و لک (اقلیت) در شهر کرمانشاه بررسی می کند. چارچوب نظری مقاله بر نظریه های کنترل اجتماعی هیرشی، روابط جماعتی فردیناند تونیس، فاصله ی اجتماعی پارک و بی سازمانی اجتماعی استوار است. روش این مقاله توصیفی از نوع پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است. به این منظور تعداد 367نفر از شهروندان کرد و لک 20 سال به بالای ساکن شهر کرمانشاه مورد مصاحبه و پرسش قرار گرفتند. برای استخراج داده های به دست آمده از نرم افزار SPSS و از آمارهای توصیفی و استنباطی برای توصیف و تحلیل نتایج استفاده شد.
نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان می دهد متغیرهای میزان تعلق به محله (25/0- =r)، ترس از جرم (34/0=r)، احساس ناامنی (24/0=r) و باورهای دینی (37/0-=r) با فاصله ی اجتماعی رابطه ی معنادار و مستقیمی دارند. بین احساس تعلق به محله(33/0- =r)، احساس ترس از ناامنی (27/0=r) و باورهای دینی(44/0-=r) با ترس از جرم در جامعه رابطه ی معنادار غیرمستقیم وجود دارد.
نتایج تحلیل مسی ر نشان می ده د باورهای دینی با ضریب مسیر ()، احساس ناامنی () و احساس تعلق به محله () به صورت مستقیم بر روی متغیر فاصله ی اجتماعی و باورهای دینی ()، احساس ناامنی () و احساس تعلق به محله () هرکدام به صورت مستقیم و غیرمستقیم با واسطه ی فاصله اجتماعی بر روی ترس از جرم تأثیر دارند. نتایج کلی عبارت است از اینکه هرچه فاصله ی اجتماعی ساکنان یک محله بیش تر باشد، ناهنجاری های بیشتری را تجربه می کنند و فاصله ی کلی اجتماعی در یک محله رابطه ای معنا داری با ترس از جرم و ناهنجاری دارد.
مطالعه رابطه میان تعارضات خانوادگی و رفتارهای تهاجمی نوجوانان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
رفتارهای نوجوانان و علل و نتایجی که برای فرد و محیط پیرامون ببار می آورند، از مسائل بسیار حساس در جامعه شناسی به شمار می آیند و بطور دقیق مورد توجه قرار می گیرند. تحقیق حاضر به بررسی تعارضات خانوادگی و اثر آن بر رفتارهای تهاجمی نوجوانان پرداخته است. در این تحقیق جهت تنظیم چارچوب نظری از نظریه های ناکامی و یادگیری اجتماعی استفاده شده است. داده های تحقیق با استفاده از روش پیمایشی و با تهیه پرسشنامه خود گزارشی در شهر شیراز و داراب جمع آوری و اطلاعات مربوط به 1250 دانش آموز دختر و پسر مشغول به تحصیل است. جهت انتخاب نمونه از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای استفاده شده است. تحلیل آماری این بررسی نشان می دهد که هم در کل جمعیت و هم به تفکیک شهر های داراب و شیراز رابطه معنی دار مثبتی بین متغیر های تعارضات والدین، تعارضات والدین با فرزندان در خانه و خارج از خانه با رفتارهای تهاجمی نوجوانان وجود دارد. در نهایت نتایج با استفاده از نرم افزار لیزرل مدل تحقیق مورد آزمون قرار گرفت و نتایج نشان داد که متغیرهای محل سکونت (شیراز)، جنسیت (مرد)، درآمد خانواده (به عنوان متغیرهای زمنیه ای) و تعارضات خانوادگی می توانند 53 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبین کنند. در مجموع مطالعه حاضر وجود رابطه بین روابط خانوادگی و رفتارهای تهاجمی نوجوانان را تأیید می کند و بر اهمیت نقش و رفتار خانواده در ارتقای بهداشت روانی نوجوانان دختر و پسر تأکید می کند.
ایران در مسیر تولید ثروت دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مخاطرات ادراک شده گردشگران از مقصد شهر مشهد: گردشگران مذهبی و جایگاه پلیس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال هفتم پاییز ۱۳۹۴ شماره ۳
31 - 60
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر، تحلیل ادراک گردشگران داخلی مذهبی شهر مشهد از ابعاد مختلف مخاطرات این مقصد است. همچنین به عنوان هدف فرعی، روابط میان متغیرهای اطمینان به پلیس مقصد، تجربه قربانی جرم شدن، کیفیت بازدیدهای قبلی، ادراک از مخاطرات مقصد و وفاداری به مقصد مورد بررسی قرار می گیرد.
روش شناسی: روش های اصلی تحلیل داده ها، آنووا و الگوسازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی است. نمونه آماری گردشگران به دو دسته کل گردشگران و گردشگران دارای تجربه بازدید قبلی از شهر مشهد تقسیم بندی شد تا تأثیر احتمالی تجربه قبلی بازدید به عنوان متغیر تبدیل گر، بر روابط میان متغیرهای الگوی تحقیق بررسی شود.
نتیجه گیری: نتایج حاصل نشان داد که از میان ابعاد مختلف مخاطرات تحت بررسی، خطرهای اقتصادی، کیفیت و سلامت، بیشترین نگرانی دو گروه گردشگران در مورد مقصد را معطوف خود کرده است. یکی از موارد اصلی دانش افزایی پژوهش حاضر، آن است که نشان می دهد؛ متغیر تجربه قبلی بازدید، شدت روابط بین متغیرهای الگوی تحقیق را تعدیل نمی کند. این یافته بیانگر این موضوع است که نباید وفاداری گردشگران را نقطه انتهای فعالیت های مدیریت مقصد تصور کرد، بلکه شرایط امنیت ضعیف مقصد در ابعاد پنج گانه، می تواند باعث شود تا گردشگران وفادار تبدیل به گردشگران غیر وفادار شوند. همچنین بر اساس نتایج حاصل از بررسی متغیرهای جمعیت شناختی، می توان اظهار کرد که زنان بیشتر از مردان، و افراد بالای 45 سال، بیشتر از افراد جوان تر نگران امنیت خود در ابعاد پنج گانه تحت بررسی هستند.
فراسوی دوگانه زائر گردشگر گونه شناسی تجربه سفر زائران مرقد منور امام رضا (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با مرور بر تکثر موجود در صورت بندی های دینداری و سفرهای زیارتی و با فرض اینکه زیارت و آداب آن بخشی از دینداری افراد است، از طریق تنقیح و تشریح تیپ های مختلف زائران امام رضا (ع) به این پرسش پاسخ می دهد: کدام صورت بندی (تلفیقی)، بیشترین انطباق و تناسب را با زائران مرقد امام رضا (ع) داراست. جهت پاسخگویی از تیپولوژی بهره برده شده است. اکتشاف مؤلفه ها و فاکتورها، منجر به ساخت ابزارهای تحلیلی یا همان تیپ ها شده است. روش تحقیق، پدیدارشناسی و تکنیک جمع آوری اطلاعات، مبتنی بر مصاحبه های عمیق بوده است. مشارکت کنندگان را می توان در چهار سنخ کلی خوش گذران، در حال گذار، مناسک گرا و وجودی جای داد. هر کدام از رویکردهای مدیریتی فعلی، حاکی از ذهنیتی و دارای بدنه اجتماعی در میان زائران است. فارغ از فراوانی هرکدام و اینکه کدام به لحاظ فرهنگی غلبه دارد، در نظر داشتن گونه های مختلف زائر در سیاست گذاری و برنامه ریزی، غیر قابل انکار به نظر می رسد.
بررسی نقش میزان تحصیلات و جنسیت بر عدم تمایل زوج های شهر اصفهان به تعدد فرزند(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی کیفی و کمی عوامل عدم گرایش زوجین شهر اصفهان به تعدد فرزند است. جمعیت آماری در بخش کیفی شامل متخصصان و صاحبنظران و زوجین ساکن در شهر اصفهان است. در بخش کمی زوجین ساکن در شهر اصفهان که دارای یک تا دوفرزند بوده و تمایل به تعدد فرزند ندارند مورد تحقیق قرار گرفته اند. تعداد حجم دربخش کیفی 42 نفر و در بخش کمی200 نفر است. جمع آوری اطلاعات پژوهشی در بخش کیفی از طریق مصاحبه و در پژوهش کمی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. نتیجه بخش کیفی منجر به شناسایی 13 عامل عدم گرایش زوجین به تعدد فرزند شد. این نتایج نشان داد عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی وعدم مسئولیت پذیری، بیشترین تاثیر را درعدم گرایش زوجین به تعدد فرزند دارند. در پژوهش کمی نتایج بدست آمده از زوجین اصفهانی نشان داد عوامل اشتغال زنان درخارج ازمنزل، تحصیلات زوجین، عدم آگاهی از مضرات تک فرزندی وتشویق یاعدم تشویق دولت بیشترین تاثیر را در عدم گرایش زوجین به تعدد فرزند داشته اند. همچنین درخصوص مقایسه نظرات پاسخ گویان به سوالات از نظر جنسیت، در مورد دو عامل تحصیلات وعدم مسئولیت پذیری تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین از نظرمقایسه نظرات پاسخ گویان به سوالات از حیث سطح تحصیلات درمورد سه عامل اشتغال زنان خارج از منزل، عدم مسئولیت پذیری و ترس از بارداری تفاوت در سطح معنی داری بوده و در مورد بقیه عوامل تفاوتی نشان داده نشده است.
بررسی پتانسیل عفو و بخشش در جامعه و تأثیر سرمایه اجتماعی بر آن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر تلاشی اکتشافی درجهت بررسی جامعه شناختی مفهوم عفو و بخشش و تبیین پتانسیل عفو و بخشش در جامعه،براساس سرمایه اجتماعی شناختی است. در این مقاله به بعد ارتباطی عفو و بخشش توجه شده و براساس نسبت فرد بخشنده با قربانی، پتانسیل بخشش در دو بعد پتانسیل بخشش معطوف به خود و پتانسیل بخشش معطوف به دیگران مفهوم سازی شده است. براساس پیمایش انجام شده دربین نمونه ای با حجم 378 نفر از شهروندان ارومیه ای، به روش نمونه گیری خوشه ای، وضعیت پتانسیل عفو و بخشش دربین نمونه آماری با میانگین 1/38 در مقیاس صفر تا صد، در سطح پایینی بوده است. همچنین افراد، زمانی که خود قربانی باشند، پتانسیل بخشش بیشتری داشته اند(بخشش معطوف به خود) تا زمانی که یکی از اعضای خانواده شان، قربانی رفتار انحرافی دیگران بوده است(بخشش معطوف به دیگران). نتایج تبیینی رابطه بین سرمایه اجتماعی شناختی و پتانسیل عفو و بخشش نشان داده است که سرمایه اجتماعی شناختی به صورت کلی، به میزان 18 درصد، در افزایش پتانسیل عفو و بخشش نقش داشته است. اما یافتههای آماری نشان داده است که رابطه بین سرمایه اجتماعی و پتانسیل بخشش معطوف به دیگران، به صورت منحنی سهمی درجه دو بوده است. به عبارت دیگر افزایش سرمایه اجتماعی تا سطح متوسطی، باعث افزایش پتانسیل عفو و بخشش معطوف به خانواده شده درحالی که افزایش و تقویت بیشتر سرمایه اجتماعی، باعث کاهش پتانسیل بخشش معطوف به اعضای خانواده فرد شده است.
تبیین جامعه شناختی گرایش به دستفروشی: پژوهشی کیفی (مطالعة موردی دربارة مردان دستفروش بازار و مترو در شهر تهران)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
دستفروشی از جمله مشاغل کاذبی است که با گسترش شهرنشینی، و افزایش جاذبه های شهرنشینی بوجود آمده است. این پژوهش کیفی در سال 1393، با استفاده از نتایج حاصل از مشاهده و مصاحبة عمیق با60 دستفروش مرد (30 دستفروش بازار و 30 دستفروش مترو)، در صدد آشکار کردن تجربة زیستة دستفروشان و بازگویی درون مایه های کلی دستفروشی از دید جامعة هدف بوده است. تجزیه و تحلیل یافته ها چهار درون مایة کلی، یعنی عرصة تعاملات، تیپولوژی دستفروشان، جذابیت های دستفروشی و مقصران در دستفروشی را نشان داد. بررسی درون مایة تیپولوژی دستفروشان نشان داد که دسته های شناسایی شده در نوع کار مشترک بودند، اما انگیزه آنان بر اساس سه مفهوم اجبار، آرمان و عادت متفاوت بود. بررسی درون مایة جذابیت های دستفروشی نشان داد که نیاز مالی، دستیابی به درآمد مناسب، عدم لزوم پرداخت اجاره، استقلال کاری و روزمزد بودن، از علل مشابه میان این دو شیوه دستفروشی اند. همچنین بررسی درون مایة مقصران وضع موجود با توجه به تلقی دستفروشان از این امر، بیانگر بالا بودن خطر میل به تخریب اموال عمومی در مواقع بحرانی از سوی آنان است.
نقش فانتزی در وقوع طلاق (مطالعه هفت زوج جوان طلاق گرفته در شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه های آسیب شناسانه به پیروی از فلسفه آگاهی برآنند که کجروی افراد؛ یعنی سوژه های انسانی را متأثر از تعیّنات اجتماعی بیرونی و انگیزه های درونی تبیین و تفسیر کنند. این نظریه ها عموماً سوژه آگاه را به عنوان پیش انگاشت در تحلیل خود قرار می دهند. هدف مقاله حاضر آن است که با پیش فرض قرار دادن بُعد ناآگاهِ هستی وجودی سوژه ها و یکی از مصادیق آن؛ یعنی امرخیالی، وقوع طلاق را تفسیر کند. بدین منظور، مفهوم فانتزی در نظریات ژاک لکان به عنوان ابزار مفهومی استفاده شده است تا وجه ناخودآگاه وقوع طلاق را در بین هفت زوج طلاق گرفته تحلیل کند. داده ها از طریق مصاحبه عمیق گردآوری شده است و پژوهش تفسیری راهبر این مقاله خواهد بود. نتایج نشان می دهد که سه نوع آسیب در وقوع طلاق قابل دسته بندی هستند: 1- آسیب های ناشی از فانتزی تحقق نیافته که در بردارنده این موضوع هستند که سوژه ها فانتزی ای برای خود برساخته اند که در آن فرد مقابل قرار نداشته است؛ یعنی فرد مقابل در چارچوب فانتزی دیگری جایی از پیش موجود نداشته است؛ 2- آسیب های مرتبط با تخریب فانتزی توسط فرد مقابل که مشخص می کند یکی از زوجین عناصری از فانتزی طرف مقابل را نادیده گرفته و آن را ویران کرده است؛ به معنای دیگر، فرد مقابل با نگاه خیره غیرممکن فانتزی همسو نشده است؛ 3- آسیب های متأثر از فانتزی هیستریک که طی آن یکی از زوجین با گرفتن میل دیگری بزرگ یا دیگری کوچکی بیرون از رابطه به صورت ناخودآگاه به تخریب رابطه پرداخته است.
بررسی رابطه ی بین سرمایه ی فرهنگی و بحران هویت در میان دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی رابطه بین سرمایه ی فرهنگی و ابعاد مختلف هویت در میان دانشجویان شاغل به تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز در ساال تحصیلی 93-92 می پردازد. روش پژوهش کمی و تکنیک مورد استفاده پیمایش می باشد. بدین منظور یک نمونه ی 345 نفری از دانشجویان شاغل به تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد به شیوه ی تصادفی سهمیه ای انتخاب شده، داده ها توسط پرسشنامه گردآوری شد. یافته ها نشان می دهد که بین سرمایه ی فرهنگی و ابعاد سه گانه ی بحران هویت (فردی، قومی، ملی) رابطه ی مثبت و معناداری وجود دارد. هم چنین میانگین ابعاد فردی، قومی و ملی بحران هویت بر اساس متغیرهای جنسیت و شاخه ی تحصیلی متفاوت می باشد. در آزمون رگرسیون سلسله مراتبی چندمتغیره، متغیرهای سرمایه ی فرهنگی، جنسیت و شاخه ی تحصیلی به ترتیب وارد معادله شدند و توانستند در مجموع حدود 20 الی 22 درصد از واریانس متغیرهای وابسته یعنی بحران هویت (فردی، قومی، ملی) را تبیین کنند. در نتیجه بین سرمایه ی فرهنگی و ابعاد سه گانه ی هویت رابطه ی مثبت و معناداری وجود دارد.
تحلیل عوامل اجتماعی اقتصادی مؤثر بر شادی (یک تحلیل اقتصادسنجی با در نظر گرفتن محدودیت های مذهبی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی زمستان ۱۳۹۴ شماره ۲۵
125 - 163
از نظر بسیاری از اقتصاددانان، افزایش شادی در جامعه سبب افزایش سطح بهره وری و درنتیجه رشد اقتصادی و رفاه بالاتر خواهد شد. لذا، آنها به دنبال یافتن عواملی هستند که باعث افزایش سطح شادی جامعه شود . بر این اساس در مقاله حاضر بر آن شدیم تا عوامل اجتماعی اقتصادی مؤثر بر شادی را شناسایی کنیم. به این منظور از متغیرهای درآمد سرانه، نرخ بیکاری، امید به زندگی، متوسط سال های تحصیل و محدودیت های مذهبی و تخمین زن GLS و اطلاعات مقطعی 61 کشور در سال 2010 استفاده شده است. نتایج حاکی از وجود یک رابطه خطی بین درآمد سرانه و شادی است؛ به گونه ای که با افزایش درآمد، شادی نیز افزایش می یابد. نرخ بیکاری اثر کاهنده و متوسط سال های تحصیل نیز در سطح معناداری پایین تری نسبت به سایر متغیرهای مدل، اثر مثبت بر شادی دارد. افزایش محدودیت های دولت و خصومت های اجتماعی نیز به عنوان شاخص های اندازه گیری محدودیت های مذهبی با شادی کم تری در جوامع همراه شده است. در یک نتیجه گیری کلی حاصل از بررسی عوامل اجتماعی اقتصادی مؤثر بر شادی می توان گفت کشورهای ثروتمندتر، با نرخ بیکاری و محدودیت های مذهبی کم تر و با متوسط عمر و سطح تحصیلات بالاتر، شادتر هستند.
مقایسه نحوه گذراندن اوقات فراغت دانش آموزان مدارس عادی و استعداد درخشان شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۴ شماره ۲
139 - 174
حوزههای تخصصی:
دوره نوجوانی و دانش آموزی دوره اوج نیازهای اوقات فراغت است. نوجوانان در مقایسه با سایر افراد فرصت های بیشتر و مسئولیت های کمتری دارند و اوقات فراغت برای آنان زمینه ای برای اجتماعی شدن و شکل گیری هویت تلقی می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه نحوه گذراندن اوقات فراغت دانش آموزان مدارس عادی و استعداد درخشان شهر یزد است. بدین منظور ، از روش پژوهش توصیفی زمینه یاب استفاده شده و جامعه پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر پایه سوم دوره متوسطه ناحیه دو شهر یزد به تعداد 340 نفر بوده است. بر اساس جدول مورگان ، حجم نمونه 180 نفر تعیین شد که در دو گروه 90 نفری دانش آموزان مدارس عادی و استعداد درخشان به شکل تصادفی طبقه ای گزینش شدند. داده ها از طریق پرسشنامه جمع آوری و برای تحلیل آنها از آمار توصیفی و استنباطی در قالب آزمون t مستقل استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که دانش آموزان مدارس عادی اوقات بیشتری را به فعالیت های ورزشی ، ارتباط با دوستان و همسالان و انجام فعالیت های مذهبی اختصاص می دهند. از سوی دیگر ، دانش آموزان استعداد درخشان اوقات بیشتری را برای بودن با خانواده و استفاده از محصولات فرهنگی سپری می کنند. اما میزان سرگرمی با کامپیوتر در هر دو گروه یکسان است. یافته های پژوهش حاضر بر ضرورت توجه مسئولان ، برنامه ریزان و والدین را به مسئله برنا مه ریزی اوقات فراغت برای دوره حساس نوجوانی تأکید می کند. در این باره ، برنا مه ریزی های اثربخش تر به منظور استفاده بهینه از اوقات فراغت در زمینه غنی سازی فعالیت های ورزشی ، ارتباط با دوستان و همسالان و فعالیت های مذهبی برای دانش آموزان مدارس استعداد درخشان توصیه می شود. همچنین اختصاص اوقات بیشتر برای بودن در کنار خانواده و استفاده اثربخش از محصولات فرهنگی برای گروه دانش آموزان مدارس عادی پیشنهاد می شود.
فصل دوم: پایش همایش ها و منابع
حوزههای تخصصی:
بخش اول: همایش ها
همایش های داخلی
همایش های خارجی
بخش دوم: منابع فارسی
الف.کتاب
ب.مقاله
ج.پایان نامه
بخش سوم: منابع انگلیسی
الف.کتاب
ب.مقاله