فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۸۰۱ تا ۱۲٬۸۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
از آنجا که داشتن تفکر استراتژیک پیامدی موثر و مستقیم در سیاستگذاری و برنامه ریزی آموزشی دانشگاه دارد و از طرفی از ارکان مهم و موثر دانشگاه است، مقاله حاضر در صدد بررسی میزان تفکر استراتژیک اعضای هیات علمی و ارتباط آن با یادگیری سازمانی است. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی؛ از نظر روش گردآوری اطلاعات از نوع تحقیقات کمی و غیر آزمایشی و از نظر نحوه اجرا، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه اعضای هیات علمی تمام وقت و مدعو دانشگاه آزاد اسلامی واحد سمنان در سال تحصیلی 96-95 شامل 260 نفر است. حجم نمونه با روش تصادفی ساده و بر اساس جدول مورگان برابر با 155 نفر انتخاب شدند. اولین ابزار پژوهش پرسشنامه، تفکر استراتژیک گلدمن ( 2005 ) با چهار مولفه تفکر سیستمی، تفکر مفهومی، آینده نگری و فرصت طلبی هوشمندانه است. دومین ابزار مورد استفاده، پرسشنامه یادگیری سازمانی نیفه (2001) شامل هفت مولفه چشم انداز مشترک، فرهنگ سازمانی، کار تیمی و یادگیری تیمی، تسهیم دانش، تفکر سیستمی، رهبری مشارکتی و مهارت ها و شایستگی های کارکنان است. روایی محتوایی پرسش نامه ها مورد تأیید متخصصان و استاد راهنما قرار گرفته است. پایایی پرسش نامه ها بر اساس ضریب آلفای کرونباخ، برای تفکر استراتژیک، 83/0 و برای یادگیری سازمانی، 91/0 برآورد شد. برای تجزیه و تحلیل از روش های آماری توصیفی و آمار استنباطی(همبستگی پیرسون، t تک نمونه ای و رگرسیون) استفاده شد. نتایج نشان داد: وضعیت تفکر استراتژیک و یادگیری سازمانی اعضای هیات علمی بالاتر از حد متوسط است، اما وضعیت یادگیری سازمانی بهتر از تفکر استراتژیک آنهاست. بین دو متغیر تفکر استراتژیک با یادگیری سازمانی اعضای هیات علمی رابطه مثبت و معناداری (512/0 = r) وجود دارد که این رابطه در سطح آلفای 01/0 معنی دار است. به عبارت دیگر، هرچه اعضای هیات علمی از ابعاد تفکر استراتژیک بیشتری برخوردار باشند، یادگیری سازمانی آنها نیز بیشتر خواهد شد.
بررسی شاخص های ارتباط کلامی با نامحرم با رویکرد سبک زندگی اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه سبک زندگی سال چهارم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۷
111 - 125
حوزههای تخصصی:
ارتباط کلامی زن و مرد نامحرم بخش مهمی از سبک زندگی اجتماعی است. ضرورت زندگی شهری ایجاب می کند تا زنان و مردان نامحرم در سطحی وسیع تر از گذشته با یکدیگر ارتباط داشته باشند. دین اسلام برای جهت دهی صحیح به این سطح از ارتباط، شاخص هایی را که برگرفته از آموزه های دینی است بر مبنای مفهوم سبک زندگی اسلامی ارائه می دهد. نوشتار حاضر، با هدف پاسخ به این سؤال که «شاخص های کلامی ارتباط با نامحرم از منظر آیات و روایات کدام است؟» ضمن تبیین مفهوم سبک زندگی، شاخص های مربوط به این ارتباط را در بعد اجتماعی موردبررسی قرار داده است. این تحقیق در مقام گردآوری به روش کتابخانه ای و در مقام داوری به روش توصیفی-تحلیلی به این شاخص ها درباره لحن و محتوای کلام با نامحرم دست یافت: پرهیز از لحن عاطفی و محتوای کلامی تحریک آمیز، پرهیز از شوخی های کلامی و صحبت های خودمانی، مدیریت ارتباط کلامی به اندازه نیاز و ضرورت و ایجاد ارتباط کلامی در قالبی معروف و شایسته. در این صورت است که ارتباط کلامی دارای ارزش اخلاقی و موردپسند دین اسلام به وجود خواهد آمد.
مروری انتقادی بر تحقیقات جامعه شناسی بازار در ایران: در جست وجوی حک شدگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازار در ایران، نهادی با کارکردهای چندگانه است که نقش مهمی در حیات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه ایفا می کند؛ به همین دلیل تعاریف ارائه شده از آن نیز متنوع است. نوشتار حاضر ضمن مرور انتقادی انواع مفهوم سازی بازار، عوامل مؤثر بر کنش های اقتصادی بازار در ایران را از منظر جامعه شناسی اقتصادی جدید و به طور خاص مفهوم حک شدگی بازار (وابسته بودن کنش های اقتصادی بازار در متن، اهداف یا فرایندها به کنش یا نهادهای غیراقتصادی) نقد و بررسی می کند. نتایج مرور نظام مند مطالعات جامعه شناختی بازار، به ویژه در حوزه مطالعات حک شدگی در ابتدا شش تلقی مختلف از بازار را نشان می دهد که شامل بازار به مثابه فضا، فرهنگ، طبقه، نهاد غیررسمی، شبکه و میدان است. دوم اینکه در میان عوامل تأثیرگذار بر حک شدگی بازار بر عوامل ساختاری و نهادی از جمله شبکه های اجتماعی/ تجاری، قوانین و مقررات، طرح های توسعه شهری و ارزش ها و هنجارهای غیررسمی بازار تأکید بیشتری شده است و درنهایت هریک از انواع شش گانه بازار از نوع معینی حک شدگی فضایی، فرهنگی، سیاسی، ساختاری و نهادی متأثر است.
مطالعه میزان سرمایه اجتماعی کاربران ایرانی اینستاگرام(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
اینستاگرام، شبکه اجتماعی مجازی اشتراک گذاری عکس و فیلم بر روی تلفن همراه است. با وجود حدود 5/23 میلیون کاربر ایرانی در اینستاگرام، معلوم نیست که فعالیت در اینستاگرام، موجب ایجاد منافع حاصل از روابط کاربران می شود یا خیر؟. براین اساس، فرضیه پژوهش این است: به نظر می رسد، سرمایه اجتماعی تولید شده کاربرانِ اینستاگرام، نسبت به سرمایه اجتماعی غیرکاربرانِ اینستاگرام بیشتر است. برای آزمون فرضیه، دو گروه کاربران ایرانی اینستاگرام و ایرانیان غیرکاربر اینستاگرام، دارای تلفن هوشمند متصل به اینترنت را به عنوان جامعه آماری برای مقایسه سرمایه اجتماعی در نظر گرفتیم. بر مبنای تعریف پوتنام، سرمایه اجتماعی را دارای ابعاد، سرمایه اجتماعی پیوندبخش، سرمایه اجتماعی پیوندمدار و اعتماد در نظر گرفتیم. روش گردآوری داده ها، روش پیمایش آنلاین وارونه است. حجم نمونه با روش تعیین حجم نمونه برای جوامع کلان، 1033 تعیین شد. لینک پرسش نامه برای 15000 ایمیل ارسال شد. مقایسه میانگین ها، گویای این است که میانگین های سرمایه اجتماعی دو گروه عضو در اینستاگرام و غیرعضو در اینستاگرام، تفاوت معناداری با یگدیگر نداشته است، این بدین معناست که سرمایه اجتماعی مجازی افراد عضو در اینستاگرام، بیشتر از سرمایه اجتماعی افراد غیر عضو نیست، همچنین سرمایه اجتماعی مجازی پیوندبخش و پیوندمدار با این دو بعد سرمایه اجتماعی افراد غیرکاربر اینستاگرام تفاوتی ندارد، ولی میزان اعتماد در محیط واقعی، بیشتر از محیط اینستاگرام است. این کاهش اعتماد در اینستاگرام، به نظر ناشی از عدم مجاورت فیزیکی در این محیط مجازی است.
بررسی موانع ازدواج از دیدگاه دانشجویان دانشگاه ایلام در سال تحصیلی 1395(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ ایلام دوره ۱۹ پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۶۰ و ۶۱
181 - 206
حوزههای تخصصی:
تأخیر در سن ازدواج پدیده ای است که در جهان معاصر در تمام کشورهای مختلف اعم از توسعه یافته و توسعه نیافته عمومیت یافته است؛ اگرچه در جای جای جهان، اشتراکات فراوانی در علل این پدیده وجود دارد؛ ولی می توان در هر منطقه جغرافیایی و فرهنگ حاکم بر آن علت های خاصی را جویا شد؛ چنانکه در ایران با توجه به شرایط فرهنگی ویژه آن علت ها متفاوت است. این پژوهش با هدف توصیف موانع ازدواج در بین 374 نفر از دانشجویان دانشگاه ایلام در سال تحصیلی 1395 صورت گرفته است. روش نمونه گیری، طبقه ای بوده و برای آزمون فرضیه ها و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده شده است. مهمترین یافته های این پژوهش بدین قرار است: در مقایسه میانگین نمرات عوامل تأثیرگذار بر موانع ازدواج (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بی توجهی مسئولان)، عامل فرهنگی با 16/3 درصد، عامل اقتصادی با 12/3 درصد، عامل بی توجهی مسئولان با 74/2 درصد و عامل اجتماعی با 31/2 درصد، به ترتیب، بیشترین تا کمترین میانگین نمره را در بین نمونه مورد بررسی داشته اند و در مقایسه بین میانگین نمرات گویه های مورد استفاده برای 1. متغیر عامل فرهنگی موانع ازدواج، عیب شمردن جلسات آشنایی قبل از ازدواج با 88/3 درصد بیشترین نمره و عیب شمردن طرح مسئله ازدواج توسط خانواده دختر با 39/2 درصد کمترین نمره؛ 2. متغیر عوامل اقتصادی، بالا بودن هزینه زندگی با 42/4 درصد بیشترین نمره و فاصله طبقاتی دو خانواده با 44/2 درصد کمترین نمره؛ 3. متغیر عدم اعطای وام مورد نیاز به زوج های جوان با 61/3 درصد بیشترین نمره و عدم حمایت از ازدواج های ساده با 08/2 درصد کمترین نمره و 4. متغیر عامل اجتماعی موانع ازدواج، وضع مهریه سنگین با 96/2 درصد بیشترین نمره و ازدواج پس از اتمام تحصیلات با 16/2 درصد کمترین نمره را از بین گویه ها به دست آورده اند.
آینده مصرف رسانه ای مخاطبان: مطالعه موردی با روش دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال نوزدهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۴۳
83 - 106
حوزههای تخصصی:
امروزه مصرف رسانه ها در سراسر جهان بسیار بالاست و با پیشرفت فناوری، فرصت های بیشتری برای انتخاب مخاطبان در موقعیت ها، مکان ها و با رفتارهای مختلف در سراسر جهان ایجاد شده است. این فرصت، سپهر رسانه ای را گسترده ترکرده و شیوه ای را که مخاطبان در آن تعامل و استفاده می کنند، تغییر داده است. در دهه های اخیر، با توجه به تغییرات چشمگیر فنّاوری، اقتصاد، سیاست و جامعه، نگرش و نقش مخاطبان رسانه در سراسر جهان به طور چشمگیری تغییر کرده و این امر به نوبه خود بر استراتژی های رسانه ای، تولید محتوا و همچنین تغییر مدل های تجاری تأثیر گذاشته است. در پژوهش پیش رو، با استفاده از روش تحقیق آینده پژوهی دلفی و با بررسی دیدگاه های 15 متخصص حوزه رسانه، عوامل مؤثر بر چگونگی مصرف مخاطبان آینده رسانه بررسی شده است. یافته ها حاکی از آنند که در آینده مخاطبان هیچ گونه محدودیتی در نحوه مصرف، ابزار ارتباطی، زمان و مکان استفاده از رسانه ندارند و تحت هر شرایطی می توانند رسانه را مصرف کنند و از سوی دیگر نقش آنها می تواند بین فرستنده و گیرنده مدام در حال جابه جایی باشد(مدل ارتباطی تعاملی). این مخاطبان قدرت انتخاب در میان طیف گسترده ای از محتوا و خدمات از پلتفرم های مختلف دارند و در نهایت آنها خود می توانند محتوا را تولید کنند و به مصرف کنندگانی هوشمند، تولید مصرف کننده و تولیدکننده طراح خدمت تبدیل می شوند که همه اینها بر اثر تقسیم بندی مخاطبان در محیط همگرایی رسانه ای است.
امر مسلط و سیاست مقاومت: برساخت گفتمانی هویت اجتماعی در کشاکش متون نهادی و تجربه زیسته (مطالعه ای درباب جوانان شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، نحوه مواجهه جوانان با گفتمان هویتی حاکم و شیوه های مقاومت، مذاکره یا موافقت آنان با این گفتمان، درعین دسترسی به گفتمان های دیگر، مطالعه می شود. به این منظور، از حوزه های نظری مرتبط با مطالعات فرهنگی و برساخت گرایی در چارچوب نظریه تحلیل گفتمان استفاده شده است. چارچوب نظری پژوهش از ترکیب نظری رویکرد لکلائو و موفه درباب سلطه و گفتمان و الگوی رمزگذاری و رمزگشایی استوارت هال به دست آمده است. در این پژوهش، از روش شناسی تحلیل گفتمان استفاده شده است. در ابتدا، با ۳۸ نفر از جوانان شهر سنندج مصاحبه عمیق و نیمه ساخت یافته به عمل آمد. سپس، متون فراهم آمده از مصاحبه درمقایسه با متون گفتمان هویت رسمی، که درقالب «منشور تربیتی نسل جوان» بازنمایی شده است، قرار گرفت و پیوندها و منازعه های گفتمانی آنها تحلیل شد. مطابق یافته های تحقیق، عرصه نظم هویتی جوانان کانون منازعه و رقابت فرادستیِ گفتمان های متنوعی است که هرکدام برطبق موقعیت گفتمانی خود برای فراخوانی جوانان و برساخت هویت آنها می کوشند. دراین میان، گفتمان های مخالف و معارض گفتمان هویتی مسلط (اصول گرایی در چارچوب انقلاب اسلامی)، بیشترین حضور و تأثیر را در تکوین هویت اجتماعی جوانان شهر سنندج در ابعاد سه گانه ملی، قومی و مذهبی داشته اند. سرانجام اینکه، ناسازگاری الگوی هویتی رسمی با خواسته ها و موقعیت جوانان بحران هویت و ناکارآمدی را به دنبال داشته است.
مطالعه رابطه بین سرمایه اجتماعی و گرایش به استفاده از مواد نیروزا (مورد مطالعه: جوانان ورزشکار شهر شیراز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
چکیده هدف مطالعه حاضر بررسی ارتباط بین سرمایه اجتماعی و گرایش به مصرف مواد نیروزا در جوانان است. این مطالعه با رویکرد کمی و روش پیمایش انجام شده و دادهها با استفاده از پرسشنامه جمعآوری شده است. جامعهی آماری تحقیق شامل جوانان ورزشکار 15-29 سال ساکن در شهر شیراز میباشد. حجم نمونه 400 نفر است. یافتهها نشان میدهند که رابطه معنیداری بین ابعاد سرمایه اجتماعی (اعتماد نهادی، اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی و فرهنگی، روابط اجتماعی، حمایت دوستان و خانواده، هنجار اجتماعی) وگرایش یه استفاده از مصرف مواد نیروزا وجود دارد. از بین متغیرهای زمینهای نیز تفاوت معناداری بین گروههای سنی، رشته ورزشی، وضعیت تحصیلات، وضعیت اشتغال بر حسب گرایش به استفاده از مواد نیروزا تفاوت وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد به ترتیب یازده متغیر (بدن سازی، درآمدزیر 500 هزار تومان، 2 تا 5/2 و 3 تا 5/3 میلیون تومان خانواده ، روابط اجتماعی، تحصیلات زیر دیپلم، تحصیلات پدر با فوق دیپلم، حمایت جامعه ورزشی، مشارکت ورزشی، درآمد 3 تا 5/3 و 5/3 تا 4 میلیون پاسخگو) 27 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین نمودهاند. واژههای کلیدی: سرمایه اجتماعی، گرایش به استفاده از مواد نیرزوا، ورزشکاران، جوانان، شیراز.
تاثیر عدالت سازمانی بر سلامت نظام اداری کارکنان (مورد مطالعه: کلانتری و پاسگاه های فرماندهی انتظامی ویژه غرب استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش انتظامی سال بیستم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲ (پیاپی ۷۹)
67 تا 83
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: عدالت و اجرای آن یکی از نیازهای اساسی و فطری انسان است و فرد تا زمانی در سازمان به عملکرد مطلوب خود ادامه می دهد که بین ورودی های سازمانی و نتایج آن در مقایسه با دیگران، احساس تعادل و برابری کند. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر عدالت سازمانی بر سلامت نظام اداری کارکنان کلانتری و پاسگاه های فرماندهی انتظامی ویژه غرب استان تهران است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، کارکنان کوپ فرماندهی انتظامی ویژه غرب استان تهران به استعداد 1200 نفر بوده و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران، 372 نفر تعیین شده است. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه استاندارد عدالت سازمانی گرینبرگ (آلفای کرونباخ 0/91) و سلامت اداری هوی(آلفای کرونباخ 0/96) بوده و داده ها با کمک مدل معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شده است. یافته ها و نتایج: پژوهش نشان داد که عدالت سازمانی با ضریب 71%، تأثیر مستقیم بر سلامت اداری دارد و ابعاد آن به این ترتیب بر سلامت ادارای اثرگذارند: عدالت مراوده ای با ضریب 50%، عدالت توزیعی با ضریب46% و عدالت رویه ای با ضریب 42%. قابل قبول بودن توضیحات مدیر در کار، در حوزه عدالت مراوده ای، منصفانه بودن میزان کار در حوزه عدالت توزیعی و مشارکتی بودن تصمیم گیری در حوزه عدالت رویه ای، می تواند ادراک از عدالت را متاثر سازد.
آگاهی از حقوق و تکالیف شهری و عوامل مرتبط با آن مورد مطالعه: شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر موضوع حقوق و تکالیف شهروندی به یکی از پیچیده ترین مسائل سیاسی و اجتماعی تبدیل شده و توجه زیادی را به خود جلب کرده است. به دلیل اهمیت موضوع، پژوهش حاضر میزان آگاهی شهروندان مشهدی از حقوق و تکالیف شهری خود و عوامل مؤثر بر آن را بررسی کرده است. برای شناسایی مهم ترین متغیرهای مؤثر، نظریه های مرتبط همچون نظریه های مارشال، جانوسکی، پارسونز، هابرماس، ترنر و پژوهش های پیشین مطالعه شد. پژوهش به روش کمی و با استفاده از ابزار پرسش نامه انجام شد. جامعه آماری شهروندان بالای 15 سال شهر مشهد بود که از بین آنها 1200 نفر برای نمونه انتخاب شدند. روش نمونه گیری نیز خوشه ای چندمرحله ای بود. نتایج نشان می دهند میانگین آگاهی از حقوق و تکالیف شهری به ترتیب با 48/24 و 4/23 در حد بالا قرار دارد. متغیرهای مستقل به ترتیب حدود 58 و 14 درصد از واریانس متغیرهای آگاهی از حقوق و تکالیف شهری را پیش بینی کردند. قوی ترین پیش بینی کننده های متغیر آگاهی از حقوق شهری به ترتیب دین داری (بتا=744/0)، جامعه پذیری در خانواده (بتا=121/0)، مشارکت عمومی (بتا=060/0)، استفاده از رسانه خارجی (بتا=058/0) و استفاده از رسانه داخلی (بتا=053/0) هستند. این در حالی است که جامعه پذیری در خانواده (بتا=182/0)، دین داری (بتا=154/0)، استفاده از رسانه داخلی (بتا=093/0) و استفاده از رسانه خارجی (بتا=089/0) بیشترین تأثیر را بر متغیر آگاهی از تکالیف شهری داشته اند.
تأثیر جهت گیری های ارزشی - نگرشی بر ایده آل های فرزندآوری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعداد ایده آل فرزندان شاخص مهمی در بررسی تحولات آینده باروری است. مقاله حاضر به بررسی اثرگذاری متغیرهای ارزشی- نگرشی بر ایده آل های فرزندآوری 14906پاسخگوی بالای 15 سال ساکن در نقاط شهری و روستایی کشور می پردازد. این پژوهش از تحلیل ثانویه داده های پیمایش ملی ارزش ها و نگرشهای ایرانیان در سال 1394 استفاده کرده است. نتایج نشان می دهد که با وجود ایده آل دو فرزندی1/48 درصد، حدود 43 درصد نیز سه فرزندی و بیشتر را ایده آل فرزندآوری گزارش کرده اند. یافته ها نشان می دهد از میان متغیرهای ارزشی- نگرشی، برابری جنسیتی و دینداری بیشترین تاثیر را بر ایده آل فرزندآوری دارند، به گونه ای که با کنترل متغیرهای اقتصادی، اجتماعی و جمعیّتی، نگرش به برابری جنسیتی و دینداری تاثیر معناداری بر ترجیحات فرزندآوری افراد داشته اند. افراد با نگرش جنسیتی سنتی 13 درصد ایده آل های فرزندآوری بالاتری نسبت به افراد مدرن دارند، و افراد با دینداری متوسط 10 درصد ایده آل های فرزندآوری کمتری نسبت به افراد با دینداری بالا دارند. نتایج نشان می دهد، با اینکه تمایل به رتبه های بالاتر از سه فرزند بیشتر است، اما تحقق تمایلات باروری خانوارها مستلزم اجرای سیاست ها و برنامه های حمایتی است تا فرزندآوری را تسهیل کند.
مطالعه نسبت پوشش و امر جنسی با استفاده از رویکرد کیفی (نظریه مبنایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال نوزدهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳
54 - 77
حوزههای تخصصی:
از دلالت های اصلی وجوب حجاب اسلامی در آرای فقهی استحکام بنیان خانواده و جلوگیری از بی بندوباری و هیجان های جنسی و ارزش و احترام و جلوگیری از ابژگی زن ذکر می شود، با توجه به اهمیت ابعاد جنسی مساله پوشش، در این پژوهش با اتکا به رویکردی استقرایی در بستر پیچیده و متلاطم و متناقض موجود در زمینه پوشش که هنجارهای نانوشته و مقررات رسمی آن را تنظیم می کنند، دریافت زنان و مردان از نسبت حجاب و امر جنسی مطالعه شده است. پژوهش با استفاده از نظریه مبنایی انجام شد. داده ها به وسیله مصاحبه عمیق و مشاهده مستقیم جمع آوری شدند. جمعیت هدف مطالعه را مردان و زنان ۲۵ تا ۴۰ ساله ساکن تهران تشکیل می دهند و نمونه ها شامل ۱۶ زن و ۸ مرد هستند که بر مبنای نمونه گیری نظری انتخاب شدند. بر اساس نتایج پژوهش، مضمون اصلی که توضیح دهنده رابطه حجاب و سکسوالیته باشد"انواع مواجهه با امر جنسی" نام گذاری شد. نحوه تجربه امر جنسی، نگرش به امر جنسی و جذابیت های جنسی، تفسیرهای افراد را حول رابطه حجاب و سکسوالیته شکل می دهد که همین امر خود تحت تاثیر عوامل علی و زمینه ای قرار دارد. به عبارتی عوامل علی از قبیل تغیبرات اجتماعی، ویژگی های حجاب اسلامی و تبعیت از همسالان و عوامل زمینه ای اعم از میزان تعلق مذهبی، تربیت خانوادگی، موقعیت جغرافیایی، آنومی نشانه شناختی و جامعه مردسالار بر مواجهه افراد با امر جنسی تاثیرگذار است. از پیامدهای تنوع در مواجهه با امر جنسی، تفاوت در معیار های انتخاب پوشش، طبقه بندی تیپ های پوششی بر اساس درک و دریافت از سکسوالیته، دیگری سازی و قضاوت های اخلاقی است. استراتژی هایی که افراد برای اداره پوشش خود و مسائل مربوط به آن اتخاذ می کنند، هم نوایی با تعاریف موجود و یا بازاندیشی در مفاهیم غیرت و حجاب است.
Sociological Survey on social trust in acceptance of Knowledge-based organizations(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of research is to observe the influence of public trust on accepting KBOs. The implementation method of the research is descriptive (non-experimental) and with correlation analysis model formed by structural equations used the least minor squares. Methodology: The participants of the survey were consumers of KBO services. According to Cochran formula for unspecified society ,384 individuals were chosen as statistical sample selected totally random. From 384 questionnaires distributed ,370 were answered and 14 others were discarded due to many unanswered questions. In due course 370 questionnaires were processed. To measure social trust, Safarinia and Sharif questionnaires were used. (1389). due to receptivity of knowledge-based organizations, researcher-made questionnaire were utilized. this questionnaire contains 5 elements which composed based on available questionnaire. We realized there is a meaningful and significant relation between KBO admission and all aspects of social trust. the influence of social trust on KBO’S admission was positive and meaningful. The influence of social trust on KBO’s admission is positive and meaningful. Findings: According to the results,72% Variance model in knowledge-based organizations admission were indicated by Research model. Therefore, we realized strengthening social trust will bring acceptance to KBO’s presence. Discussion: In this regard, managers and officials in KBOs must concentrate on gaining and obtaining social trust in case of adequate social acceptance.
تحلیل رابطه اشتغال نیروی انسانی و راهبرد توسعه پایدار منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با معرفی شاخص های توسعه پایدار توسط سازمان ملل، علاوه بر اهمیت دادن به متغیرهای کمی اقتصادی، به جنبه های کیفی زندگی انسان همچون آموزش و اشتغال، تأکید شد و این گونه بیان شد که تقویت و تکامل توانایی ها، مهارت ها و قابلیت های انسانی، خطر بیکاری را کاهش و درنتیجه وضعیت اقتصادی - اجتماعی به سمت توسعه پایدار حرکت می نماید . هدف از این پژوهش، تحلیل وضعیت اشتغال در بخش های عمده اقتصادی استان لرستان طی سال های 1390-1380 است. برای این منظور از داده های مربوط به نتایج طرح آمارگیری نیروی کار سال های 1380 و 1390 استفاده شد تا با به کارگیری دو مدل اقتصاد پایه و تغییر سهم، به بررسی علل رشد متناسب یا نامتناسب شاغلان استان لرستان نسبت به کل و همچنین تشخیص بخش های دارای مزیت نسبی و قدرت رقابتی استان بپردازیم. نتایج حاصل از پژوهش، نشان دهنده نامتناسب بودن وضعیت رشد شاغلان استان لرستان نسبت به شاغلان کشور در دوره مورد بررسی است، به طوریکه مدل تحلیل تغییر- سهم، علت این عدم تناسب را تغییرات رقابتی و ساختاری منفی بیان می کند؛ بنابراین لازم است با فعال سازی قابلیت های منطقه ای و پیاده سازی برنامه های توسعه ای متناسب با شرایط کسب وکار، حجم قابل توجهی از تقاضا برای اشتغال در استان فعال شود. در عین حال سیستم آموزش مهارتی و تخصصی طرف عرضه نیروی کار نیز مبتنی بر واقعیت های طرف تقاضا تنظیم گردد. نتایج حاصل از بکارگیری ضریب نسبت مکانی، بیانگر پایه ای بودن بخش کشاورزی و غیرپایه ای بودن بخش های صنعت و خدمات و بنابراین توصیه به حرکت بخش کشاورزی استان در جهت مزیت نسبی کشور است.
تجربه ی طرد اجتماعی زنان در سکونتگاه های غیررسمی (مورد مطالعه: محله ی اسلام آباد تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال هشتم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲۷
91 - 122
حوزههای تخصصی:
سکونت گاه های غیر رسمی امروزه یکی از مهم ترین مسائل اجتماعی است. زنان در این مناطق طرد تشدید یافته ای را به لحاظ محرومیت و جنسیت تجربه می کنند. طرد اجتماعی به مفهوم گسست پیوندهای میان افراد و جامعه است. مطالعه ی طرد اجتماعی زنان ساکن در سکونت گاههای غیررسمی، می تواند موجب آشکار شدن ابعاد محرومیت و ارائه ی تصویر روشن تری از این مسأله گردد. هدف پژوهش حاضر مطالعه ی تجربه ی طرد اجتماعی زنان ساکن در سکونتگاه غیررسمی واقع در منطقه ی 2 تهران، با نام محله ی اسلام آباد است. این پژوهش از روش شناسی کیفی بهره برده و برای جمع آوری داده ها، از تکنیک مصاحبه ی نیمه ساختار یافته استفاده کرده است. شیوه ی نمونه گیری این تحقیق، نمونه گیری نظری است. تعداد 24 نفر در این پژوهش شرکت کردند. داده ها به شیوه ی تحلیل تماتیک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج یافته ها نشان می دهد، اغلب زنان در این محله از داشتن روابط بین گروهی و فرامحلی محروم هستند. به سبب وجود سبک زندگی سنتی از داشتن مهارت و امکان اشتغال برخوردار نبوده و زیست وابسته ای را تجربه می کنند. همچنین آنان تجربه ی بسیار محدودی از رفت و آمد به سایر نقاط شهری را داشته، آشنایی کمی از تهران دارند. علاوه بر آن به سبب درونی کردن تصویر منفی از محله و داغ ننگ از سکونت در محله احساس شرمساری کرده و روابط خود را با بیرون از محله کاهش داده اند. این مسأله همچنین فرصت های ازدواج برای دختران را کاهش می دهد. تفاوت هایی در تجربه ی طرد اجتماعی دونسل از زنان در محله وجود دارد؛ زنان نسل دوم علاوه بر طرد از جامعه ی بزرگ تر، طرد ارادی از اجتماع محلی و احساس نابرابری را نیز تجربه می کنند.<br />
ارزیابی ارتباط انطباق پذیری و رضایت شغلی کارکنان تماسی با عملکرد شغلی آن ها با رویکرد مدل سازی معادلات ساخت یافته(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
علوم اجتماعی شوشتر سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۴۲)
109 - 136
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله ارزیابی ارتباط انطباق پذیری کارکنان مقدم و رضایت شغلی آن ها با عملکرد شغلی آن ها با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری هست. پژوهش حاضر از نوع هدف کاربردی و ازلحاظ روش اجرا از نوع تحقیقات غیرآزمایشی و از شاخه تحقیقات توصیفی –پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کارکنان تماسی بانک تجارت استان شمال غرب ایران است که برای نمونه گیری از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شده است. نتایج پژوهش نشاندهنده این است که رضایت شغلی به طور مستقیم در بین انطباق پذیری ارائه ی خدمات کارکنان تماسی و عملکرد شغلی آن ها نقش میانجیگری انجام می دهد. همچنین نتایج پژوهش حاکی است که رضایت شغلی به طور مستقیم در بین انطباق پذیری اجتماعی، فیزیکی، گروهی، سیاسی و سازمانی کارکنان تماسی و عملکرد شغلی آن ها نقش میانجیگری دارد.
تأثیر سرمایه های اجتماعی و فرهنگی بر آگاهی و عملکرد والدین نسبت به مسئله ی کودک آزاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت عوامل زمینه ساز مسئله ی کودک آزاری در جامعه ضرورتی اجتناب ناپذیر است. زیرا آسیب های ناشی از آن در سطح فردی و اجتماعی غیر قابل اغماض است. پژوهش حاضر با هدف شناخت آگاهی و عملکرد والدین نسبت به مصادیق کودک آزاری، با به کارگیری دیدگاه بوردیو انجام شده است. در این راستا نقش عواملی چون سرمایه های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی بر میزان آگاهی و عملکرد والدین نسبت به مصادیق کودک آزاری در نظر گرفته شده است. روش پژوهش میدانی (پیمایش) بوده و روی نمونه ای به حجم 301 نفر از والدین دارای فرزند 18-0 ساله ی شهر رشت انجام شده است و از طریق آزمون های آماری مرتبطی چون همبستگی و رگرسیون چند گانه فرضیه های پژوهش مورد آزمون قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که انواع مختلف سرمایه های در اختیار والدین پیش بین مناسبی برای میزان آگاهی و عملکرد آنها نسبت به انواع مختلف کودک آزاری می باشند. به عبارتی دیگر، برخورداری افراد از سرمایه های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، آگاهی بالاتر و عملکرد مناسب تر آنها نسبت به انواع مختلف کودک آزاری را در پی خواهد داشت.
تأثیر سبک مدیریتی فرماندهان و مدیران انتظامی در میزان احساس امنیت شهروندان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال دهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳
51 - 76
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پلیس در راستای برقراری نظم و امنیت، از شیوه ها و سبک های مدیریتی متفاوتی بهره می گیرد. مطالعه علمی ارتباط بین سبک های مدیریتی با میزان تأثیر آنها بر ارتقاء احساس امنیت می تواند تا حدودی بیانگر قوت و ضعف عملکرد پلیس باشد. لذا این پژوهش درصدد بررسی تأثیر سبک مدیریتی فرماندهان و مدیران انتظامی بر میزان احساس امنیت شهروندان ایلامی می باشد.
روش شناسی: روش انجام تحقیق توصیفی- پیمایشی و ابزار جمع آوری اطلاعات در بخش کتابخانه ای، فیش نویسی و در بخش میدانی پرسشنامه محقق ساخته می باشد که پایایی آن بوسیله آلفای کرونباخ(78/.) و روایی صوری و محتوایی آن توسط اساتید و خبرگان تأمین گردید. جامعه آماری تحقیق، زنان و مردان دارای تحصیلات عالی در زمینه مدیریت و امنیت و ساکن شهرستان ایلام در سال 1393 بوده که حجم نمونه به کمک فرمول کوکران 164 نفر محاسبه گردید.
یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهدکه بین سبک های مدیریت مورد مطالعه در این تحقیق سبک تلفیقی فرماندهان و مدیران انتظامی با ضریب تعیین 72 درصد و ضریب 202/22 tو سبک سنتی با ضریب تعیین 47 درصد و ضریب715/19t: و سبک اقتضایی با ضریب تعیین 28 درصد و ضریب 1619/16: t به ترتیب در جایگاه اول تا سوم از نظر ارجحیت و تأثیر گذاری بر احساس امنیت شهروندان ایلامی قرار دارند.
نتیجه گیری: نتایج تجزیه و تحلیل نشان می دهد که به کارگیری انواع گشت های انتظامی با در نظر گرفتن شرایط و اقتضای زمان در جایگاه اول و وجود پلیس هایی که همگام با هنجارهای اجتماعی پیشرفت می نمایند و وجود پلیس هایی که خود را با ارزش های جامعه تطبیق داده اند در جایگاه بعدی قرار گرفته اند.
سواد اجتماعی و مصرف مادی در بین جوانان دارای برخورداری اقتصادی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال نهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲۹
107 - 137
حوزههای تخصصی:
مقاله ی حاضر با هدف پاسخ به این پرسش تنظیم شده است که آیا سواد اجتماعی با مصرف مادی جوانان دارای برخورداری اقتصادی (بچه پولدارهای تهرانی) رابطه دارد؟ در واقع مسأله اقتصادی- اجتماعی مصرف مادیِ طبقه ی اقتصادی بچه پولدارها در ارتباط با مفهوم جامعه شناختی سواد اجتماعی قرار گرفته است. سواد اجتماعی به عنوان متغیر مستقل با شاخص های مهارت های زندگی اجتماعی، تعهدات اجتماعی و ارزش های انسانی و مصرف مادی به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده است. روش اصلی تحقیق در این مقاله، پیمایشی، ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه و روش نمونه گیری تصادفی بوده است. البته برای تکمیل داده های پرسشنامه از روش کیفی مصاحبه نیز بهره گرفته شده است. بر طبق یافته های مقاله؛ بین سطح سواد اجتماعی جوانان دارای برخورداری اقتصادی و مصرف مادی آن ها رابطه ی معنادار و معکوس به میزان 0.63- وجود دارد همچنین نتایج مصاحبه با برخی از افراد جامعه ی آماری مقاله نشان داده است این جوانان برخوردار به لحاظ اقتصادی سبک زندگی خاصی دارند که با ویژگی های تن آسایی، مصرف تظاهری، غیریت سازی، مدگرایی، رویکرد مادی به خانواده شناخته می شود. براساس یافته های مصاحبه با جامعه ی آماری شاخص های جدیدی در ارتباط با متغیر سواد اجتماعی به دست آمد که از آن جمله می توان به آینده نگری، تعلق اجتماعی، حفظ ارزش های جمعی، امید اجتماعی و همبستگی خانوادگی اشاره کرد که البته اکثریت جامعه ی هدف این مقاله از آن ها بی بهره بودند.
مطالعه اخلاق مصرف؛ تعاملات شهروند-حکومت از منظری جامعه شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تبیین های مختلفی در ارتباط با مصرف کالاها و خدمات ارائه می شود. اما این پژوهش، به تبیین جامعه شناختی مصرف با بهره گیری از رویکرد نوین بازتابی پرداخته و به بُعد اخلاقی آن در کنش های روزانه از سوی شهروندان توجه نموده است. دو هدف اساسی آن بررسی اخلاق در انتخاب های مصرف روزانه و همچنین تأثیرپذیری متقابل آن از تعاملات شهروندی حکومتی در شرایط جامعه مورد مطالعه است. داده های کیفی با استفاده از مصاحبه های عمیق نیمه ساخت یافته در حول محورهای اساسی تحقیق از ۲۰ نفر از شهروندان ارومیه ای جمع آوری شده اند. تحلیل داده ها با روش نظریه زمینه ای و با استفاده از شیوه کدگذاری باز، محوری و گزینشی به منظور دستیابی به مقوله هسته و مدل پارادایمی نشان داد علاوه بر عدم توجه به اخلاق در انتخاب های مصرف روزانه شهروندان، نوعی الگوی رفتاری اعتراضی به سیاست های حکومتی و ساختاری هم در بین مشارکت کنندگان در حال شکل گیری است که با عنوان مصرف بازتابی نام گذاری شده است. مقوله مصرف بازتابی نشانگر آن است که الگوی مصرف فعلی در بین شهروندان تنها نوعی واکنش حاصل از ناخرسندی از عملکرد حکومت در حوزه محیط زیست و بی توجهی به حفاظت از آن در تصمیم گیری های کلان است. مصرف بازتابی معرفی شده در این مطالعه نوعی مصرف سیاسی انفعالی است.