فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۱۶۱ تا ۷٬۱۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هفتم تابستان ۱۴۰۰شماره ۲۶
131-170
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به واکاوی پیام های بصری ای می پردازد که زنان ایرانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام به اشتراک گذاشته اند، با این هدف که دریابیم آنها چگونه خود را در این شبکه بازنمایی می کنند. این واکاوی، بر اساس تحلیل ایدئولوژیکِ «جان بِرجر» صورت گرفته است و در آن، هر تصویر، گزارشی از این موضوع نگریسته شده که یک زن هویت فردی و اجتماعی خود را چگونه می بیند، تعریف می کند و نشان می دهد. در این پژوهش، پس از معرفی کاربران و ارزیابی فضای کلی تصاویرشان، چند نمونه عکس هر کاربر تحلیل شده است. در جمع بندی تصاویر کاربران کوشیده ایم رابطه تصاویر با گفتما ن های موجود درباره زنان مشخص شود. بر اساس یافته های پژوهش، برخی از تصاویر زنان بر نوعی مقاومت در برابر فشارهای اجتماعیِ تبدیل شدن به زنی هنجارمند دلالت دارد که آن را می توان نشانی از بازاندیشی در هویت تعریف شده زن و ساخت و بازنمایی هویت بر اساس انتخاب کاربران دانست. تحلیل بیشتر تصاویر نشان می دهد زنان در روایت بصری زندگی خود، با بازنمایی خود بر اساس هنجارها و ارزش های رایج جامعه، به تقویت ارزش های هژمونیک نظام فرهنگی مردسالارانه ای می پردازند که در آن بالیده اند. آنها دست به کنش های روایی بصری می زنند که موقعیت زنانگی را آن طور تعریف می کند که جامعه مطلوب می داند!
بررسی هویت سیاسی و فرهنگی جوانان دهه های اول و چهارم انقلاب اسلامی ایران(مطالعه ی موردی: شهرستان بابلسر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی از نگارش این پژوهش، بررسی شاخصه های هویت فرهنگی و سیاسی جوانان در دهه های اول و چهارم انقلاب اسلامی ایران در شهرستان بابلسر بوده و تشابهات و تمایزات هویتی جوانان این دو دهه بیان می گردد. این پژوهش، با بررسی شاخصه های هویتی جوانان دهه های اول و چهارم انقلاب با استفاده از چهارچوب نظری امانوئل کاستلز در مورد هویت ها ،در شهرستان بابلسر به این پرسش پاسخ می گوید که وجه تمایز و تشابه هویت فرهنگی سیاسی جوانان در دو دهه ی اول و چهارم انقلاب چه بوده است؟ پژوهش حاضر به لحاظ روش توصیفی است و ابزار جمع آوری آن از طریق استفاده از منابع کتابخانه ای مشتمل بر کتب ، مقالات و همچنین به صورت پیمایشی مشتمل بر توزیع تعدادی پرسش نامه در غالب برگه های نظرسنجی و پالایش و پایش این پرسش نامه هاست. در تحلیل آماری نظرسنجی های صورت گرفته نیز از نرم افزار spss استفاده شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که هرچند هویت اسلامی انقلابی جوانان دهه ی چهارم نسبت به جوانان دهه ی اول ، بسیار کم رنگ تر گشته است؛ اما جوانان در این دوران نیز همچنان دارای تشابهاتی با جوانان دهه ی نخست انقلاب اسلامی می باشند.
فرهنگ و زندگی روزمره زنان کندلوس
منبع:
مطالعات کاربردی در علوم اجتماعی و جامعه شناسی سال چهارم تابستان(تیر) ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۱۵)
63-78
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله بررسی مردم نگارانه زندگی روزمره زنان در دهکده کندلوس در فصل زمستان است. علت انتخاب این موضوع علاوه بر علاقمندی، به شناخت هرچه بیشتر نگارنده به زادگاه خود ثبت و ضبط بخشی از میراث فرهنگی و کهن زندگی مردمان بویژه زنان این دیار است. جامعه آماری فصل زمستان را انتخاب نمودیم که علیرغم همه تحولات هنوز بسیاری از رفتارهای فرهنگی دیروز را می توان در زندگی جمعیت بومی زمستان نشین مشاهده کرد. جمعیت دایمی و بومی حدود 5 درصد از کل جمعیت را تشکیل می دهد در این مطالعه فعالیت های مختلف زنان اعم از خانه داری و کار در منزل، کارهای کشاورزی و دامپروری، کارهای خدماتی، مدیریت خانه، اوقات فراغت و همچنین زنان در سنین مختلف اعم از مجرد و متاهل مورد بررسی قرار گرفت که علیرغم تحولات فراوان، هنوز تا حدودی زندگی روستایی در آن متبلور است. گرچه توصیف زندگی روزمره در ابتدا جالب به نظر نمی رسد و به نظر غیرعادی و غیرمترقبه می رسد اما زندگی زنان روستایی که به شدت تحت تاثیر جهان مدرن قرار گرفته و تغییرات فراوانی در نقش های آنان ایجاد شده است خواندنی و شنیدنی است همان طور که جورج سیمل به این نکته اشاره کرد که حتی پیش پا افتاده ترین پیامدهای زندگی مفاهیمی از نظم گسترده تر اجتماعی و فرهنگی می باشد. چرا که در عین اینکه بسیار معمولی و ساده به نظر می رسد اما در عمل ظرایف و نکات بسیار مهمی برای مطالعه مردم شناختی در متن و درون آن نهفته است. چرا که همه انسانها از زندگی روزمره برخوردارند و زندگی روزمره مهم تر از آن چیزی است که ما تصور می کنیم. در روش این مطالعه ابتدا با پرسشنامه ای که از قبل تهیه گردید با مشورت و همکاری برخی از آگاهان تعدادی از زنان از جامعه آماری انتخاب گردیدند سپس توسط یک پرسشگر زن بر اساس روش مصاحبه گفتگوها ثبت شد و سپس با آشنایی که نگارنده از جامعه مورد مطالعه داشته اطلاعات استخراج و تجزیه و تحلیل گردید. به عبارتی روش مصاحبه و مشاهده مشارکتی بوده است که اگر آشنایی محقق با محیط نبوده، جمع آوری اطلاعات با مشکلات بیشتری مواجه می گردید.
بررسی جامعه شناختی عوامل موثر بر پرخاشگری در بین دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
تحقیق پیش رو با هدف بررسی جامعه شناختی عوامل مؤثر بر پرخاشگری دانش آموزان دبیرستانی شهر بافت صورت گرفته است. این تحقیق بر اساس هدف کاربردی است و از لحاظ روش از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش را دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهرستان بافت می باشد که تعداد آن ها برابر 750 نفر می باشد. حجم نمونه طبق محاسبه در جدول مورگان با دقت 95 درصد اطمینان 256 نفر برآورد شده است که در خصوص مطالعه ی پیمایشی تحقیق، از روش نمونه گیری چندمرحله ای استفاده می شود؛ یعنی از ترکیبی از شیوه نمونه گیری خوشه ای و تصادفی ساده. چارچوب نظری تحقیق برگرفته از نظریات، باندورا، تارد و وسلسون و هرنشتاین، هومنز وهیرشی بوده است. تجزیه و تحلیل داده های تحقیق توسط نرم افزار spss26 و amoss22 به منظور پردازش داده ها صورت گرفته شده است. نتایج حاکی از آن است که احساس تعلق به مدرسه بیشترین تأثیر منفی و کاهنده را بر پرخاشگری دانش آموزان دارد این تأثیر برابر با (351/0-) می باشد. از طرف دیگر پایگاه اجتماعی تأثیر مستقیم و مثبتی را بر پرخاشگری دارد؛ یعنی افراد طبقات بالاتر میزان پرخاشگری بالاتری را نسبت به دیگر اقشار جامعه به خود اختصاص می دهند این تأثیر مثبت و برابر با (232/0) گزارش شده است. روابط نامناسب بین اعضای خانواده نیز تأثیر مثبتی را بر پرخاشگری دانش آموزان دارد این تأثیر مستقیم و مثبت و برابر با 173/0 بوده است و همچنین ضریب تعیین متغیرهای تحقیق نشان دهنده آن است که 5/26 درصد از تغییرات احساس تعلق به مدرسه بر اساس متغیرهای مستقلی تبیین شده است که وارد مدل ساختاری شده اند و همچنین 4/4 درصد از تغییرات روابط نامناسب بین اعضای خانواده و 16 درصد از تغییرات متغیر پرخاشگری بر اساس متغیرهای مستقلی که وارد مدل شده اند مورد تبیین قرار گرفته است.
شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر مشارکت اقتصادی زنان استان خوزستان با تأکید بر مدل سازی ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشارکت اقتصادی زنان از مهم ترین اجزای توسعه پایدار می باشد. نرخ مشارکت اقتصادی زنان در ایران در مقایسه با کشورهای توسعه یافته بسیار پایین می باشد. طبق گزارش مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، استان خوزستان با نرخ مشارکت 7/9 درصد در سال 1397 شمسی، بیست و هفتمین استان میان 31 استان کشور است. مشارکت اقتصادی زنان مثل سایر پدیده ها متاثر از عوامل عدیده ای می باشد. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر مشارکت اقتصادی زنان استان خوزستان می باشد. در این مطالعه از روش مدل سازی ساختاری تفسیری از طریق نرم افزار Mic Mac استفاده گردید. این مطالعه مبتنی بر نظر خبرگان در سال 1398 در استان خوزستان انجام شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که به ترتیب، سرمایه ی اجتماعی (رتبه ی اول)، نگرش جامعه نسبت به کار کردن زنان و مردسالاری(رتبه ی دوم) و تحصیلات و آگاهی زنان (رتبه ی سوم) در مقایسه با سایر متغیرهای وارد شده در مدل (قوانین و مقررات، نرخ بیکاری زنان و مردان و کل اقتصاد، مهارت های فنی و حرفه ای زنان، نرخ باروری و بعد خانوار، تورم و بی ثباتی اقتصادی، امنیت اجتماعی و روانی در جامعه و عملکرد رسانه ها) نقش مهمی در مشارکت اقتصادی زنان استان خوزستان دارد.
تحلیل تطبیقی دموکراتیزاسیون در ترکیه و ایران: مطالعه موردی موج اول بازگشت به اقتدارگرایی (1906- 1913م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این مقاله مطالعه تطبیقی دموکراتیزاسیون در ترکیه و ایران از 1906 تا 1913م است. مسئله پژوهش این است که دموکراتیزاسیون در ترکیه و ایران در مرحله دوم، گذار دموکراتیک، پرابلماتیک شده و در هر دو کشور تلاش های ناظر بر تغییرات دموکراتیک در دوره مورد مطالعه به ظهور اقتدارگرایی جدید منجر شده است. با ارائه شواهد تجربی استدلال شده است که ایران، بازگشت به اقتدارگرایی را در 1908م و ترکیه عثمانی در 1913م تجربه کرده است. مدل نظری پژوهش برمبنای رویکرد عاملیت محور، فرموله شده است. ساختار منطقی این مدل دلالت بر آن دارد که دموکراتیزاسیون نتیجه نوع و کیفیت ترکیب سه شرط علّی، عاملیت کنشگران سیاسی و کنشگران نظامی و کنشگران خارجی است. پژوهش حاضر با استفاده از روش تطبیقی تاریخی انجام شده است. شواهد تجربی این پژوهش دلالت بر آن دارد که بازگشت به اقتدارگرایی در ترکیه و ایران تحت شرایط ترکیب شروط علّی استراتژی سرکوب گرایانه میان کنشگران سیاسی و مداخله خشونت آمیز نظامیان در فرایندهای سیاسی و نیز مداخله سیاسی نظامی کنشگران خارجی در سیاست داخلی رخ داده است.
بررسی تحولات ساختاری نهاد خانواده با نگاهی به روابط فرا زناشویی زنان با رویکرد GT(مورد مطالعه: زنان شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی علل فروپاشی ساختار خانواده و دلایل ورود زنان در مدل مفهومی رابطه فرا زناشویی بود. روش مطالعه: پژوهش با رویکرد کیفی و روش گراندد تئوری انجام شد. تکنیک گردآوری داده ها، مصاحبه ساخت نیافته و داده های موردنیاز از مصاحبه با 17 نفر از زنان ساکن شهر قزوین که تجربه رابطه فرا زناشویی داشتند، جمع آوری شده است. انتخاب مصاحبه شوندگان با روش نمونه گیری هدفمند که نیازمند استفاده از نمونه گیری متوالی به نام گلوله برفی است، انجام شد. در این پژوهش از اعتبار زاویه بندی استفاده شده است. یافته ها: بر اساس یافته ها، شرایط علی این پژوهش تنوع طلبی جنسی، عدم مهارت و دانش جنسی و توجیه رابطه فرا زناشویی و عدم حضور همسر شناسایی شدند. پدیده محوری دگردیسی صمیمیت یا عشق متلاقی که درزمینه ی جایگزینی برای رشد روابط اجتماعی و تغییر ارزش های اجتماعی، افزایش اوقات فراغت و تسهیل گری فن آوری های نوین پدید آمده است. نتیجه گیری: فردگرایی، دوسویگی جنسیتی، بی تفاوتی همسر، فرودستی زن در کسب درآمد به عنوان شرایط مداخله گر و در نهایت این که زنان، در این کنش و واکنش ها، با اقدام به رابطه فرا زناشویی و به میل به مصرف گرایی، مدیریت بدن و تردید داشتن در ادامه زندگی و توجیه این رابطه، پیامدهایی چون افزایش لذت گرایی و عادی شدن رابطه فرا زناشویی را خلق کردند.
مطالعه ارتباط بین مولفه های تحول در باورها و رفتارها ی توسعه ای و بیگانگی اجتماعی (مورد مطالعه: دانشجویان دانشکده های حقوق و علوم اجتماعی و کشاورزی دانشگاه تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال دهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
159 - 181
حوزههای تخصصی:
توسعه ی جوامع تنها در گرو رشد اقتصادی یا برنامه های معطوف به آن نمی باشند، بلکه مولفه های تحول در باورها و رفتار ها به عنوان پیش شرط های توسعه، از اهمیت اساسی برخوردار هستند. بر همین اساس این تحقیق با هدف مطالعه ارتباط بین مولفه های تحول در باورها و رفتارهای توسعه ای و ارتباط آن ها با بیگانگی اجتماعی نگاشته شد. روش تحقیق از نوع پیمایشی بوده و جامعه آماری شامل دانشجویان دانشکد های حقوق و علوم اجتماعی و کشاورزی دانشگاه تبریز بود که 263 نفر از آن ها به شیوه نمونه گیری طبقه ای برای مطالعه انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از پرسشنامه جمع آوری و توسط نرم افزارهای SPSS و Lisrel تحلیل شده اند. نتایج نشان داد که میزان مولفه های «جامعه پذیری» و «وقت شناسی» بالاتر از حد متوسط، مولفه های «انضباط اجتماعی» و «صداقت و راستگویی» پایین تر از حد متوسط و مولفه ی «رعایت حقوق دیگران» و «بیگانگی اجتماعی» در حد متوسط می باشند. نتایج آزمون فرضیه ها حاکی از آن بود که بین مولفه های جامعه پذیری، انضباط اجتماعی، رعایت حقوق دیگران، وقت شناسی و صداقت و راستگویی با بیگانگی اجتماعی ارتباط معنادار و منفی وجود دارد. همچنین تفاوت میانگین بیگانگی اجتماعی برحسب نوع دانشکده، جنس و مقطع تحصیلی با بیگانگی اجتماعی معنادار شد. براساس نتایج برازش مدل مسیر، متغیر جامعه پذیری بیشترین تاثیر را بر بیگانگی اجتماعی داشت. بعد از این متغیر نیز انضباط اجتماعی، وقت شناسی، رعایت حقوق دیگران و صداقت و راستگویی در رده های بعدی قرار گرفتند. در مجموع متغیرهای مذکور توانستند 36 درصد از تغییرات بیگانگی اجتماعی را تبیین نمایند.
تعیین رابطه سبک زندگی و نظم جویی شناختی هیجان با شادکامی در دانشجویان دختر دانشگاه آزاد قزوین(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش پیش رو تعیین رابطه سبک زندگی و نظم جویی شناختی هیجان با شادکامی در دانشجویان دختر دانشگاه آزاد قزوین بود. روش پژوهش، توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه دانشجویان دختر دانشگاه آزاد قزوین (6500نفر) در سال 1397- 1398 بود. در این پژوهش، برای انتخاب نمونه، از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای استفاده شد و 250 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزارهای استفاده برای گردآوری اطلاعات شامل پرسش نامه سبک زندگی کرن (1975)، پرسش نامه نظم جویی شناختی هیجان گرانفسکی و همکاران (۲۰۰۱) و پرسش نامه شادکامی آرگایل و کراسلند (1989) بود. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفتند. براساس نتایج به دست آمده، بین سبک زندگی با شادکامی در دانشجویان دختر رابطه مستقیم وجود دارد. بین نظم جویی شناختی هیجانی با شادکامی در دانشجویان دختر رابطه مستقیم وجود دارد. همچنین، سبک زندگی و نظم جویی شناختی هیجان 47 درصد از تغییرات شادکامی را در دانشجویان دختر پیش بینی می کنند. تنظیم شناختی هیجان و سبک زندگی نقش به سزایی در پیش بینی کیفیت زندگی و شادکامی افراد دارد، بنابراین، در طراحی برنامه های مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی و شادکامی می بایست به سبک زندگی افراد توجه ویژه ای گردد.
تأثیر همگرایی و واگرایی جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی بر سیاست خارجی دولت آمریکا در قبال ایران (با تأکید بر راهکارهای رسانه ای)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران و عربستان سعودی به مثابه دو قطب مهم در غرب آسیا، روندی از همگرایی و واگرایی را در مناسبات خود طی کرده اند. وزن ژئوپلیتیکی دو کشور در این منطقه و نقش بالقوه آن ها در حل تعارضات تا حدی است که هر یک از دو کشور، همواره به عنوان بازیگری راهبردی در پروژه های کلان بازیگران جهانی، انتخاب شده اند. بر این اساس، هدف<strong> </strong>مقاله حاضر تحلیل عوامل همگراساز و واگراساز در روابط جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی و تأثیر این عوامل بر سیاست خارجی دولت امریکا در قبال ایران است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که روابط ایران و عربستان سعودی مبتنی بر تقابل و همکاری بوده است. رابطه ای که مکانیزم های آن با درگیری های ژئوپلیتیک، جنگ های نیابتی، نفتی و ائتلاف سازی منطقه ای پیوند خورده است؛ بر این اساس، با داشتن تهدیدهای مشترک و توانمندی ها و قابلیت های دو کشور و راهبرد «منفعت محور» و«دخالت گرایانه » دولت امریکا در امور داخلی کشورهای غرب آسیا، قرار گرفتن ایران و عربستان بر مدار واقعیت ها و اشتراکات جغرافیایی، فرهنگی و اقتصادی با تقویت «سیاست همسایگی» از طریق دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رسانه ای، همگرایی دو کشور ضرورتی اجتناب ناپذیر است.
نقش عناصر کالبدی سالن مطالعه در کیفیت مطالعه بر اساس الگوهای رفتاری دانشجویان (نمونه موردی: سالن مطالعه مرکزی خوابگاه کوی برادران دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال سیزدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
۸۵-۶۵
حوزههای تخصصی:
مسأله و هدف: میزان مطالعه در بین یک ملت بیانگر ارزش های والای انسانی و میزان توسعه فرهنگی آن ملت است. سالن های مطالعه در این میان از اهمیت ویژه ای برخوردارند. پژوهش حاضر با هدف کلی بررسی نقش عناصر کالبدی سالن مطالعه بر کیفیت مطالعه کاربران و طراحی سالن های مطالعه خوابگاهی بر اساس الگوهای رفتاری کاربران (دانشجویان) صورت پذیرفته است. روش شناسی: پژوهش از نوع پژوهش های کاربردی محسوب شده و به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. روش انجام پژوهش بر اساس مطالعه اسنادی، کتابخانه ای و مطالعه میدانی بوده است. جهت جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه به دانشجویان ساکن در خوابگاه دانشگاه تهران مراجعه شد؛ که در این بین تعداد کل جامعه مورد مطالعه این پژوهش 3547 نفر برآورد گردید که در طول یک ماه از این کتابخانه استفاده نمودند. از میان مراجعه کنندگان، تعداد 352 نفر با استفاده از فرمول کوکران و به روش تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. روایی صوری پرسشنامه توسط متخصصان مورد تأیید قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون هم بستگی پیرسون و آزمون رگرسیون چندمتغیره نشان داد که از بین 11 متغیر مورد بررسی، به جز متغیرهای کارکرد ستون ها، نظم عملکردی واحدها و اجزای سالن مطالعه و تنوع در فرم های داخلی و خارجی، سایر متغیرها شامل تردد، صدا، نظام میزها و صندلی ها، بازشوها، نور، فضاهای خصوصی و نیمه خصوصی و دید به ترتیب متغیرهایی بودند که بیشترین سهم را در میزان تغییرات متغیر وابسته (کیفیت مطالعه) داشتند. در نهایت اینکه بر اساس بتای استاندارد شده، هفت متغیر توانایی تبیین 82 درصد از تغییرات واریانس مربوط به افت کیفیت مطالعه ناشی از عدم طراحی مناسب عناصر سازنده کتابخانه را تبیین می نمایند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که مشخصات سازه ای و معماری سالن مطالعه مرکزی کوی خوابگاه دانشگاه تهران متناسب با نیازهای دانشجویان نبوده و نیازمند بازطراحی و ایجاد تغییراتی بر اساس الگوهای رفتاری کاربران است.
مصرف موسیقی رپ به مثابه خرده فرهنگ معارض (مورد مطالعه: دانش آموزان دبیرستان های شهر همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مصرف موسیقی رپ در میان نوجوانان و جوانان پدیده رایجی است؛ بخش قابل توجهی از اوقات فراغت آن ها را به خود اختصاص داده و جزء اصلیِ برسازنده سبک زندگیِ خرده فرهنگی آن ها است. پژوهش حاضر می کوشد شیوه های مصرفِ خرده فرهنگی این پدیده را در میان دانش آموزان دبیرستان شهر همدان به شیوه ای کیفی مطالعه کند. نمونه ها به شیوه ای هدفمند انتخاب شده اند و با آن ها مصاحبه عمیق نیمه ساخت یافته انجام شده است. تحلیل مضمونی داده های حاصل از مصاحبه ها بیانگر آن است که شیوه های مصرفِ خرده فرهنگی موسیقی رپ در میان دانش آموزان دبیرستان را می توان ذیل شش مضمون محوری دسته بندی کرد: ابراز عواطف و هیجان زدگی، برقراری ارتباط، بازنمایی خود، تفنن و سرگرمی، محدودیت گریزی و رؤیاپردازی، و پس زدن دیگریِ بزرگ. سه مضمون اول دلالت بر آن دارند که دانش آموزان این ژانر موسیقایی را در خدمت دستیابی به نوعی رهایی ایجابی مصرف می-کنند و می کوشند به میانجی مصرف این موسیقی معناها و امکان هایی در زندگی شخصی و عمومی خود بیافرینند. اما سه مضمون دوم ناظر به نوعی رهایی سلبی هستند، یعنی رهایی از قیود، الزام ها و موانعی که فضاهای نمادین موجود بر حیات روزمره دانش-آموزان تحمیل می کند. مصرف موسیقی در این جا دستمایه ای ست برای گریز و مقاومت و طفره روی. می توان گفت که مصرف موسیقی رپ در میان دانش آموزان فعالیت روزمره ای است که از ناهمگونی و شکاف بین جهان رویایی و جهان واقعی زندگی آن ها تغذیه می کند.
سلامت جنسی در چنبره های اجتماعی و فرهنگی: مطالعه ای کیفی در میان زنان متاهل شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سلامت جنسی و باروری یکی از ابعاد مهم و اما کمتر مطالعه شده سلامت عمومی به ویژه در حیات زنان در کشورهای در حال توسعه است که در دوره های معاصر به عنوان حقی انسانی و اجتماعی شناخته می شود. تجارب مربوط به سلامت جنسی، شامل؛ باورها، نگرش ها و رفتارهایی است که در ذات خود آموختنی و اجتماعی اند. پژوهش حاضر تلاش کرده تا با به کارگیری روش کیفی و رویکرد نظریه زمینه ای تفسیری، عوامل زمینه ساز سلامت جنسی زنان متاهل را مطالعه نماید. برای این منظور، با 26 زن متاهل 20 تا 50 ساله در شهر تبریز مصاحبه نیمه ساخت یافته انجام گرفته است. داده ها، با استفاده از کدگذاری سه مرحله ای؛ باز، محوری و انتخابی تحلیل شده اند. نتایج، ضمن معرفی سلامت جنسی به عنوان مسئله ای اجتماعی، نشان داد که زمینه های سلامت جنسی را ذیل مقوله هسته "چنبره" به معنی محدویت می توان فهمید. این چنبره ها شامل؛ آگاهی/اجتماعی شدن، کژکارکردی نهادی سلامت، نگرش جنسی جنسیتی، قشری گرایی در سلامت، فرهنگ سکوت، چنیره سنت/تقدیر، عدم حمایت اجتماعی، زیستی/روانشناختی و اقتصادی است. این چنبره هایِ محدویت در ابعاد مختلف ، می توانند موانعی جدی سر راه آگاهی و عملکرد مناسب زنان متاهل در زمینه سلامت جنسی ایجاد نمایند. نبود سلامت جنسی می تواند زمینه ای برای تهدید سلامت فردی، خانوادگی و اجتماعی قلمداد شود.
عوامل مؤثر بر تأخیر ازدواج در ایران و جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهه های أخیر و در پی تحولات ناشی از نوسازی، صنعتی شدن و تغییراتی که در ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی رخ داده، ازدواج جوانان به تأخیر افتاده است. آسیب های اجتماعی این تأخیر و تأثیر آن در کاهش باروری، آن را به یکی از مسائل مهم مورد توجه در سیاست گذاری های کلان کشور تبدیل کرده است. مطالعات متعددی عوامل مرتبط با تأخیر ازدواج را بررسی کرده اند. این مقاله با مرور نظام مند مطالعاتی که طی 10 سال گذشته در ایران و جهان (1390 تا 1400 شمسی و 2010 تا 2021 میلادی) به این موضوع پرداخته اند، نتایج این پژوهش ها را تبیین و دسته بندی می کند. با اعمال معیارهای ورود و خروج مطالعات، عوامل مرتبط با تأخیر ازدواج در 30 مطالعه بررسی و 10 دسته عوامل شامل عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی، محل سکونت، نژاد، عوامل جمعیتی، سبک زندگی، عوامل روانی، پیشینه ی خانوادگی، مذهب و قومیت شناسایی شدند. فراوان ترین عوامل تعیین کننده تأخیر ازدواج، افزایش تحصیلات و عوامل اقتصادی است. نتایج حاصل از این پژوهش می تواند راهکارهایی مناسب را در اختیار خانواده ها، مسئولین و دولتمردان قرار دهد تا بتوانند با شناخت عوامل موثر تأثیرگذار برنامه ریزی های مقتضی را در جهت داشتن جامعه ای با سن مناسب ازدواج در جهت حفظ خانواده و افزایش باروری داشته باشند.
بررسی اثر رویکرد استقلال طلبی جمهوری اسلامی ایران بر حق بر صلح شهروندان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ضرورت های یک زندگی عادی در جامعه، صلح و ثبات بوده که وظیفه تأمین آن برعهده حکومت قرار دارد. جمهوری اسلامی ایران بر پایه نظام ولایت فقیه، رویکرد خاصی در خصوص استقلال طلبی پیش گرفت که عموماً موردانتقاد بوده است. این پژوهش به روش اسنادی- تحلیلی-توصیفی درصدد پاسخ به این سؤال بوده که اثر اتخاذ رویکرد استقلال طلبی جمهوری اسلامی ایران بر حق بر صلح شهروندان چیست. چنین نتیجه شد که جمهوری اسلامی ایران، بر پایه دکترین ولایت فقیه به پیروی از حقوق بشر اسلامی، حق بر صلح را برای شهروندان فراهم کرده که تنها به امنیت داخلی شهروندان به واسطه جرم زایی چند سال اخیر انتقادهایی وارد است. تقویت قوای نظامی و امنیتی، سیاست های فرهنگی صحیح جهت پیوند اقوام و مذاهب کشور، تمرکز قدرت در حاکمیت، عدم اتکا به بیگانگان و مشارکت سیاسی در چارچوب دکترین ولایت فقیه؛ در نهایت ارکان چهارگانه حق بر صلح را برای شهروندان ایرانی فراهم کرده است. در قیاس با برخی کشورها که رویه نزدیکی به غرب و تنش زدایی با آنها را در پیش گرفته اند؛ مشخص شد که در وضعیتی که بدون لحاظ قاعده فقهی «نفی فی سبیل»، پای بیگانگان به کشور باز گردد، به طرق مختلف که در رأس آن درگیری های مذهبی و فرقه ای هست، امنیت آن کشورها خدشه دار خواهد شد.
ارائه الگوی بازاریابی داده بنیاد رسانه ملی در فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال بیست و هشتم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۵)
147 - 175
حوزههای تخصصی:
بازاریابی یا مجموعه نهادها، فعالیت ها و فرایندهایی که به خلق، ارتباط، تحویل و تبادل پیشنهادها مربوط اند و به خلق ارزش برای مشتریان در ازای کسب ارزش از آنان می پردازند، با رسانه ملی در دنیای مجازی، ارتباطی تنگاتنگی دارد. ظهور حوزه های نوین در عرصه های ارتباطی امروز، از پیامدهای ناشی از تغییرات سریع در عصر فنّاوری های ارتباطی است که زیست اجتماعی در آن، اقتضائات و نیازهای خاص خود را دارد. بر این اساس، در پژوهش حاضر، به طراحی الگوی بازاریابی رسانه ملی در فضای مجازی پرداخته شده است. روش پژوهش؛ داده بنیاد و نمونه گیری از نوع تعمدی نظری، با حجمی برابر به حجم 18 نفر از نخبگان، استادان دانشگاه صداوسیما و مدیران ارشد بوده است. پس از انجام مراحل سه گانه کدگذاری باز، محوری و انتخابی، یافته ها نشان داد که مدل نهایی از 87 کد نهایی، 6 مقوله کلی، 2 مقوله فرعی و 29 مفهوم اصلی تشکیل شده است. بر این اساس، عواملی که به بروز الگوی رسانه ملی در فضای مجازی منجر می شوند، عبارت اند از: عوامل رقابتی، فرایندی، محتوایی، فنی، مرتبط با دولت و سیاست، راهبردی، حقوقی و قانونی، آمیخته بازاریابی، مدیریت پیام، بازار هدف، فناوری اطلاعات و ارتباطات، نوسازی و تحولات فضای مجازی، بازاریابی رابطه مند، باورهای هسته ای، هوشمندی رقابتی، فضای تعاملی و رقابتی، نظام حقوقی، قابلیت پشتیبانی، اعتمادسازی، اقدامات مرتبط با بازاریابی، مدیریت راهبردی، فعالیت های اقتصادی، رسانه اجتماعی، مزیت رقابتی، پیامدهای اجتماعی فرهنگی، اقتصادی، مرتبط با بازاریابی و درگیری با رسانه ملی.
راهبردهای تغییر فرهنگ سازمانی با تأکید بر سرمایه انسانی در سازمان های فرهنگی (مورد مطالعه: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال اول بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
105 - 130
حوزههای تخصصی:
فرهنگ سازمانی نظامی از معانی و مفاهیم مشترک است که یک سازمان را از سازمان دیگر جدا می کند. نقش سرمایه انسانی در ایجاد و توسعه فرهنگ سازمانی از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف پژوهش حاضر شناخت راهبردهای تغییر فرهنگ سازمانی با تأکید بر سرمایه انسانی در سازمان های فرهنگی است. محقق در این پژوهش به بررسی راهبردهای سرمایه انسانی که می توانند به تغییر فرهنگ سازمانی در سازمان های فرهنگی، به خصوص وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، منجر شوند پرداخته است. روش پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی و ابزار گردآوری اطلاعات مطالعات کتابخانه ای و میدانی است. جامعه آماری شامل تمامی کارکنان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (4000 نفر) است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده بر اساس جدول مورگان، 384 نفر از آنان انتخاب شدند. با استفاده از ابزار پرسشنامه محقق ساخته در 4 بُعد و 24 گویه بر اساس مقیاس لیکرت متغیرهای تحقیق مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های تحقیق با استفاده از رگرسیون خطی نشان داد که راهبردهای مدیریت عملکرد برجسته، مدیریت استعداد، آموزش و یادگیری سازمانی، و حقوق و مزایا در تغییر فرهنگ سازمانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اثر مثبتی دارند و می توانند برای تغییر از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب فرهنگ سازمانی اثرگذار باشند.
ثبت و تحلیل نقش ستارگان موسیقی پاپ و رپ ایرانی در هویت یابی و جامعه پذیری هواخواهان نوجوان ایرانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام (موردمطالعه: امیرحسین تتلو و سید حسین موسوی (ملقب به تهی))(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال اول پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
101 - 126
حوزههای تخصصی:
در ایران ستارگان موسیقی پاپ و رپ تأثیرات خاصی بر جماعت های هواخواه جوان و نوجوان از حیث هویت یابی، سبک زندگی و الگوهای مصرفی بر جای گذاشته اند. هدف پژوهش پیش رو ثبت و تحلیل نقش ستارگان موسیقی پاپ و رپ ایرانی در هویت یابی و جامعه پذیری هواخواهان نوجوان ایرانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام بود. این پژوهش از نوع کیفی و با رویکرد کیفی قوم نگاری مجازی صورت گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که به طورکلی تتلو و تهی از شگردهای رسانه ای متفاوتی برای اثرگذاری بر هواخواهان نوجوان استفاده کرده اند. نمایش زندگی خصوصی خود در اینستاگرام و مورد خطاب قرار دادن فالوورهایش به عنوان تتلیتی، به کاربردن الفاظ زشت و خارج از عرف و کنش های هنجارگریز بخشی از شگردهای رسانه ای «تتلو» برای اثرگذاری بر جماعت هواخواه بوده است. این در حالی است که «تهی» به میانجی شگردهای رسانه ای دیگری نظیر برقراری ارتباط گرم و صمیمی با هواخواهان و در معرض دید گذاشتن قلمرو خصوصی زندگی خویش سعی کرده است بر هواخواهان خویش اثر بگذارد. یافته های پژوهش همچنین نشان داد که پاسخگویی هواخواهان به نیازهای روان شناختی و عاطفی از مهم ترین علل هواخواهان برای گرایش به موسیقی پاپ و رپ و ستاره های موسیقی در این ژانر است. ذائقه موسیقایی جوانان به تأسی از عادت واره شان به دنبال برطرف کردن خلأهای روانی است که این امر در جهان موسیقای خیالی به امری ممکن و در دسترس بدل می شود. درواقع، علاقه جوانان به سبک موسیقی خاص و آهنگ های خاص، درنهایت، به خود ستاره موسیقی تسری پیدا می کند و در درازمدت این امر به پیروی از کنش ها و گفتارهای ستاره موسیقی محبوب خود منجر می شود.
تحلیل کیفی تکنیک های اقناعی اینستاگرامی در مشارکت انتخاباتی اسفند 1398(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال اول پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
127 - 146
حوزههای تخصصی:
نقش رسانه های نوین در مشارکت انتخاباتی مسجل شده است، اما این تأثیرات بر عالم سیاست به مانندِ گذشته واحد، یکسان و نشئت گرفته از سیاست های حاکم نیست، بلکه دچار تکثرگرایی شده و حتی ممکن است مخالف سیاست های حاکم عمل کند. لذا، شناخت تأثیرات و نوع عملکرد رسانه های نوین، که در این مطالعه منحصر به اینستاگرام شده، از اهمیت زیادی برخوردار است. پرسش اصلی این است که چه تکنیک های اقناعی اینستاگرامی در مشارکت انتخابات مجلس 1398 به کار رفته است. برای این منظور از روش کیفی گراندد تئوری استفاده شده است. جامعه آماری مطالب انتخاباتی اینستاگرام و نمونه هفت صفحه فعال دو جریان سیاسی است که در 51 محور تلخیص شده و 16 تکنیک اقناعی احصا شده است. نتایج از سه رویکرد مشارکت منفی، مثبت و انفعال در انتخابات حاکی است که در این میان، مشارکت مثبت از تکنیک های اقناعی ترس، وعده ووَعید، شعار تبلیغاتی، احاله به ارزش ها، مظلوم نمایی و زبان مردم استفاده کرده است؛ در مقابل، مشارکت منفی یا تحریم انتخابات از تکنیک های اقناعی افشا، امتناع، تحریک و تهییج، تقطیع، تلقیح، توسل به اصول و قوانین، توسل به برائت، زبان مردم، گواه اجتماعی، مجاورت و مصادره به مطلوب استفاده کرده است. در خصوص انفعال نیز اطلاعاتی به دست نیامد.
کاربست نظریه پنجره جوهری در تحلیل روابط اجتماعی (بر اساس رویکرد تحلیلی یونگ)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تحلیل رمان احتمالاً گم شده ام نوشته سارا سالار و تبیین این مسئله است که، در جامعه ایرانی، میان روابط اجتماعی با مفاهیم روان شناسانه و کهن الگوهای یونگ چه نسبتی وجود دارد و کهن الگوها چگونه روابط ما را با خود و دیگران تحت تأثیر قرار می دهند. بر این اساس، با کاربست ترکیبی نظریه پنجره جوهری جوزف لوفت و هری اینگهام و کهن الگوهای یونگ (آنیما و آنیموس، سایه، اعداد و نماد)، شخصیت های این رمان تحلیل شده اند. نگارندگان، پس از خوانش رمان، با توجه به نظریه پنجره جوهری و مفاهیم نظریات یونگ درباره کهن الگوها، به این نتیجه رسید که راوی برای مواجه شدن با ناحیه کور و پنهانِ خود نقاب از صورت برمی دارد و برای یک روز، درحالی که زندگی در زمان حال را تعلیق کرده، گذشته اش را استیضاح می کند؛ به حیاط مربعی شکل ناخودآگاه خود می رود و با منطقه ای از شخصیت خویش که برای دیگران و خودش ناشناخته است مواجه می شود. در این روایت که در طول یک روز اتفاق می افتد، راوی بارها با ناحیه پنهان و کور خود مواجه می شود؛ از دریچه این شناخت است که می خواهد از گم شدن در گذشته رهایی یابد و در زندگی حال به تعادل برسد. راوی با شناخت ناخودآگاه جمعی (ناحیه ناشناخته) خود و در پی آن، با خودگشودگی و افشا، منطقه گشوده شخصیت خود را گسترش می دهد و در برقراری ارتباط با خود و دیگران به تعادل می رسد.