ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴٬۸۸۱ تا ۳۴٬۹۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۹۵ مورد.
۳۴۸۸۱.

رهیافت ساختارگرایی در باستان شناسی و کاربرد آن در تحلیل مواد فرهنگی بر جای مانده از گذشته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۱۹۵
هدف: علم باستان شناسی به عنوان مطالعاتی که همواره به دنبال کشف حقایق گذشته بوده؛ شناخته می شود. امر کشف حقیقت به منظور بازسازی تاریخ و فرهنگ در باستان شناسی با بهره گیری از داده های مادی بر جای مانده از گذشته صورت می گیرد. این آثار به عنوان نشانه هایی از گذشته بیانگر افکار مردمانی بوده که آن ها را ساخته و مورد استفاده قرار داده اند. گروهی از مواد فرهنگی به دست آمده از محوطه های باستانی به صورت نمادین در بین مردمان گذشته مورد استفاده قرار می گرفته و استفاده از روش های تجربی و آزمایشگاهی در اکثر مواقع امکان رسیدن به پاسخ در ارتباط با این گروه از آثار را ندارند و همچنین غالب مطالعاتی که تا به امروز بر روی این گروه از آثار انجام شده وجه علمی نداشته و عمدتاً به صورت درک شهودی باستان شناس از آثار بوده و هیچ پایه علمی ندارند. در پژوهش حاضر سعی خواهد شد تا رهیافت باستان شناسی ساختارگرایانه که یکی از رهیافت های رایج در باستان شناسی شناختی و روندگرا در دنیا بوده معرفی و تببین شود و شیوه ها و اصول کاربرد آن در تحلیل مواد فرهنگی نمادین شرح داده شود. این روش تا به امروز آن گونه که باید در باستان شناسی ایران تبیین و مورد استفاده قرار نگرفته است. لذا به عنوان یکی از رهیافت های علمی در تفسیر داده های نمادین در باستان شناسی، معرفی و تبیین آن ضروری و راهگشا خواهد بود. روش شناسی: به منظور دست یابی به اهداف مورد نظر سعی گردیده است تا با مطالعه و تجزیه و تحلیل مکاتب ساختارگرایی در زبان شناسی و همچنین انسان شناسی و شناخت قواعد و اصول ساختارگرایی در این مکاتب به راهکارهایی قابل استفاده در باستان شناسی به منظور تحلیل گروه خاصی از مواد فرهنگی باقی مانده از گذشته دست یابیم . فلذا این پژوهش از نوع کاربردی با ماهیت تحقیقات توسعه ای بوده که رویکرد استراتژیک دارد. از طرفی اطلاعات و داده های پایه ای این پژوهش از طریق مطالعات کتابخانه ای گردآوری شده است. نتیجه گیری: با توجه به این که ساختارگرایی از زبان شناسی ریشه گرفته و در انسان شناسی توسط لوی استروس قوام پیدا کرده است؛ لذا با بررسی آن در این دو مکتب اصول چهارگانه ای آشکار گردید که با استفاده از آن ها می توان اقدام به تحلیل مواد فرهنگی باستان شناسانه کرد. این اصول و شاخصه ها بدین قرار هستند: 1- تعریف مجموعه به هم پیوسته با ویژگی همزمانی اعضای آن، 2-توصیف مواد و داده های فرهنگی این مجموعه، 3- بهره گیری از تضادها و دوگانگی ها به منظور رسیدن به معنا و 4- استفاده از اصول همنشینی و جانشینی در ساختارهای تعریف شده از مواد وداده های فرهنگی. با به کارگیری این مراحل به صورت منفرد و یا به صورت همزمان با هم، این امکان برای باستان شناس فراهم می آید تا به ادراکی از حقیقت مواد فرهنگی برجای مانده از گذشته و باورهای مردمان گذشته دست یابد. به این ترتیب باستان شناس با به کار گیری این مراحل از ساختارگرایی در باستان شناسی بهره خواهد گرفت
۳۴۸۸۲.

رابطه رهبری تحول آفرین با خلاقیت با میانجی گری یادگیری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۸۷
هدف: هدف این پژوهش بررسی رابطه رهبری تحول آفرین با خلاقیت با میانجی گری یادگیری سازمانی بود.روش شناسی: این پژوهش توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه پژوهش تمامی معلمان مدارس متوسطه شهر کرمانشاه به تعداد 5900 نفر و نمونه آماری تعداد 360 نفر بودند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده و بر مبنای جدول کرجسی و مورگان انتخاب شدند. ابزار پژوهش سه پرسشنامه استاندارد رهبری تحول آفرین باس و آولیو (2000)، یادگیری سازمانی نیفه (2001) و خلاقیت مقیمی (1388) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک های آماری و نرم افزارهای آماری SPSS وLISREL  استفاده شد. در تحلیل توصیفی داده ها از جداول توزیع فراوانی، شاخص های مرکزی (نما، میانه و میانگین)، شاخص های پراکندگی(انحراف معیار و واریانس) استفاده شد. در آزمون فرضیات پژوهش از تکنیک های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تائیدی استفاده شد.یافته ها: یافته ها نشان داد که رهبری تحول آفرین دارای اثر مثبت (2532/0) و معنادار بر خلاقیت در سطح 05/0 می باشد. یادگیری سازمانی دارای اثر مثبت (08/0) و معنادار  بر خلاقیت در سطح 05/0 می باشد. رهبری تحول آفرین به واسطه یادگیری سازمانی (0432/0) و مقدار تی (12/2) دارای اثر مثبت و معنادار بر خلاقیت در سطح 05/0 می باشد.بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، بکارگیری سبک رهبری تحول آفرین در سازمان، یادگیری سازمانی و خلاقیت کارکنان را افزایش می دهد.
۳۴۸۸۳.

شناسایی عناصر و شاخص ها و اعتباریابی الگوی جامع برنامه درسی آنلاین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۲۱۳
هدف: امروزه با توجه به رشد فناوری اطلاعات و ارتباطات، اهمیت بهره گیری از برنامه درسی آنلاین افزایش پیدا کرده است. بنابراین، هدف این مطالعه شناسایی عناصر و شاخص ها و اعتباریابی الگوی جامع برنامه درسی آنلاین بود.روش: این مطالعه کاربردی از نوع کیفی بود که با روش سنتزپژوهی انجام شد. در پژوهش حاضر از میان پژوهش های مرتبط با حیطه پژوهش تعداد 75 مورد با روش هدفمند انتخاب و یادداشت برداری از آنها جهت دستیابی به یک جمع بندی مناسب درباره الگوی جامع برنامه درسی آنلاین صورت پذیرفت. همچنین، برای بررسی اعتباریابی الگوی مذکور از 32 نفر از خبرگان استفاده شد که آنان درباره اهمیت هر یک از 31 پرسش درباره اعتبار الگوی جامع برنامه درسی آنلاین نظر دادند. در نهایت، داده ها با روش های سنتزپژوهی و دلفی فازی تحلیل شدند.یافته ها: یافته های سنتزپژوهی نشان داد که برای برنامه درسی آنلاین 174 شاخص در 13 عنصر شامل اهداف (با 10 شاخص)، دانش آموز (با 12 شاخص)، معلم (با 14 شاخص)، محتوا (با 15 شاخص)، پشتیبان (با 12 شاخص)، گروه بندی (با 17 شاخص)، حضور (با 11 شاخص)، فناوری (با 11 شاخص)، زمان (با 11 شاخص)، محیط یادگیری (با 12 شاخص)، تعامل (با 23 شاخص)، مواد و منابع (با 8 شاخص) و ارزشیابی (با 18 شاخص) شناسایی شد. یافته های دلفی فازی در دور دوم نشان داد که از 31 پرسش درباره اعتباریابی الگوی جامع برنامه درسی آنلاین، الگوی مذکور دارای اعتبار مناسبی بود.نتیجه گیری: الگوی جامع و معتبر برنامه درسی آنلاین این مطالعه می تواند توسط متخصصان و برنامه ریزان درسی جهت بهبود آموزش آنلاین مورد استفاده قرار گیرد.
۳۴۸۸۴.

مطالعه چشم انداز دین داری در سایه وابستگی به اینترنت و ارائه راهبردهای مطلوب به منظور کاهش آسیب های موجود در این زمینه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۲۱۵
هدف این پژوهش، مقایسه دین داری در دو گروه وابسته و غیروابسته به اینترنت در سال 1398 است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی، روش آن؛ مقایسه ای، تکنیک آن؛ پیمایش و ابزار اندازه گیری؛ پرسشنامه است. جامعه آماری را کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر تهران و حجم نمونه را طبق جدول مورگان 384 نفر تشکیل داده اند که به شیوه خوشه ای (چند مرحله ای) انتخاب شده اند. یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل داده های برگرفته از 360 پرسشنامه تکمیل شده، نشان داد بهترین وضعیت را بُعد اعتقادی از ابعاد دین داری با میانگین 93/3 داشته، بُعد عاطفی با میانگین 89/3 و بُعد پیامدی با میانگین 72/3 در رتبه های بعدی قرار می گیرند. پایین ترین میانگین را بُعد مناسکی با میانگین 69/2 داشته است. دین داری در جمیع ابعاد، 38/3 بوده که بالاتر از متوسط و در حدّ مطلوبی است. نتایج در زمینه پاسخگویی به پرسش اصلی پژوهش نشان دادکه در بُعد عاطفی و بُعد مناسکی و درکل وضعیت دین داری، تفاوت میانگین ها در دو گروه وابسته و غیروابسته به اینترنت در سطح اطمینان 95 درصد، معنی دار است. بدین ترتیب که، در گروه غیر وابسته به اینترنت، به ترتیب: بُعد عاطفی با میانگین 97/3 ، بُعد مناسکی با میانگین 77/2 و دین داری با میانگین 43/3 از گروه وابسته به اینترنت، با میانگین های 69/3 (در بُعد عاطفی) ، 48/2(در بُعد مناسکی) و 28/3(در کل دین داری با جمیع ابعاد) بیشتر است.
۳۴۸۸۵.

چگونه تایید سلبریتی بر مقاصد رفتاری تاثیر می گذارد؟ نقش تعدیلگر ارزش ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۲۱۸
یکی از محبوب ترین استراتژی های تبلیغاتی استفاده از تاییدکننده های مشهور است و هدف از توسعه این مقاله تحقیقاتی، ارزیابی تأثیر مزایای تایید سلبریتی و بررسی اثر تعدیل کننده ارزش درک شده محصولات سودمندگرا و لذت بخش است. روش پژوهش حاضر کمی و نمونه ای 220 نفره از دو گروه مصرف کنندگان محصولات سودمندگرا (محصولات رونیکس) و لذت جویانه (محصولات بیژن) که هر گروه شامل 110 نفر بودند تشکیل گردید و جهت بررسی تایید سلبریتی بر مقاصد رفتاری از دو تبلیغ آقای میلاد کی مرام برای محصولات رونیکس و آقای امین حیایی برای محصولات بیژن استفاده گردید و از تکنیک "مدل سازی معادلات ساختاری" برای ارزیابی فرضیه تحقیق استفاده شد. در نهایت، اثر تعدیل کننده ارزش درک شده در دو گروه مصرف کننده کالای سودمندگرا و لذت بخش ارزیابی گردید. یافته های تحقیق نشان می دهد که نوع محصول ارزش درک شده توسط مصرف کننده برای مزایای لذت گرایانه و سودمندگرا، ابزارهای ارتقای فروش را در محصولات سودمندگرا بر قصد خرید تعدیل می کند و در گروه لذت گرایانه اثر تعدیل کننده ندارد. همچنین مشخص شد تایید سلبریتی بر مقاصد رفتاری مصرف کنندگان در هر دو گروه اثر بخش می باشد و تصویر برند نقش میانجی در رابطه تایید سلبریتی و مقاصد رفتاری در گروه ارزش درک شده سودمند گرا تاثیر گذار می باشد. یافته های این تحقیق می تواند برای بازاریابان مفید باشد تا یک استراتژی ارتقای مقاصد رفتاری مؤثر را با در نظر گرفتن تأثیر متفاوت طبقه بندی ارزش درک-شده از محصولات مزایای پیشبرد فروش را توسعه دهند.
۳۴۸۸۶.

اقتصاد دیجیتال و چالش های سازمان تجارت جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۷۲
در سال های اخیر، اقتصاد دیجیتال به دلیل ظهور فناوری های دیجیتال جدید که تحولاتی در صنعت 0/4 ایجاد کرده ، شاهد رشد و چالش های متعددی بوده است. هدف این مقاله شناخت ابعاد مختلف اقتصاد دیجیتال کشورها و راه های تنظیم آن است. این مطالعه، اسنادی و از نوع تحلیلی- توصیفی است. نتایج تحقیق نشان داد که تمرکز بر وابستگی متقابل میان جنبه های اقتصادی، اجتماعی و توسعه ای تجارت دیجیتال در کشورهای درحال توسعه، حائز اهمیت است. با تحلیل تأثیرات فناوری های دیجیتال بر اشتغال و نامشخصی های سازمان تجارت جهانی در این زمینه، نقاط ضعف چندجانبه گرایی در تنظیم سیاست های تجارت، الکترونیک مشخص شد. برای اجرای سیاست های صنعتی دیجیتال، کشورها باید بر ایجاد دو نوع قابلیت اساسی که برای بهره مندی از اقتصاد دیجیتال نیاز است، تمرکز کنند: 1. مجموعه ای از قابلیت ها، مهارت ها، دانش و دانش فنی است که برای صنعت 0/4 اهمیت ویژه ای دارند، مانند دانشمندان داده، مهندسان اتوماسیون فرایند رباتیک و 2. انواع متخصصان فناوری. مهارت های بین رشته ای، یعنی مهارت هایی که تخصص فنی را با تخصص مدیریت کارخانه خاص که برای ترکیب، ایجاد و اجرای سیستم های تولید ترکیبی لازم است، ترکیب می کنند. همچنین برای ایجاد یک مبنای هنجاری منصفانه و عادلانه برای همه تجارت دیجیتال، اقدام جمعی در سطح بین المللی نیاز است.
۳۴۸۸۷.

بازنمایی کلیشه های جنسیّتی در کتاب های فارسی دوره پنجساله ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۳۲
در این مقاله، سعی شده است با تحلیل محتوای کتب درسی، موضوع تبعیض جنسی کشف، انتزاع، و به اشکال گوناگون مفهوم سازی شود، تا با حصول شناخت کاملی از این پدیده تحقق یافته در متون درسی، مشخص شود که چگونه نظام آموزش و پرورش و نهاد مدرسه در ایران، کلیشه های جنسیتی بین دختر و پسر را بازتولید و در ذهنِ دانش آموز عادی سازی می کند؛ چراکه نهاد آموزش و پرورش از جمله عوامل جامعه پذیری اعضای جدید جامعه است . این پژوهش بر آن است تا تبیین کند تمایزات رفتاری از نوع اجتماعی شدن افراد نشئت می گیرد نه تفاوت های بیولوژیکی و زیستی افراد. به صراحت می توان گفت که در بیشتر جوامع کنونی، نقش های مردانه، مردان را در منزلت و ارزش های فرهنگی بالاتری از زنان قرار می دهد. این باور در محتوای کتاب های درسی که قطبی شده و رنگ جنسوندی پیدا کرده مشهود است. در نتیجه، جنس ها از کلیشه های تجویزی پیروی می کنند. پرسش این است: آیا نقش ها و هویت جنسی به طور طبیعی، تفاوت های زیستی را بیان می کند؟ یا بستر جامعه پذیری به این معضل دامن می زند؟ در این پژوهش کلیشه های تبعیض آمیز جنسوندی در کتاب های اول تا پنجم دبستان، هم ازنظر کمّی و هم ازنظر کیفی بررسی شده است. در بخش نخست، قیاس کثرت و قلّت اشخاص مذکر و مؤنث موجود در کتب درسی به عمل می آید و در بخش کیفی، صفات و ویژگی های هر دو جنس و کارکردهای آنان از متن درس ها استخراج و در روندِ بررسی نقش های زنانه و مردانه نمودیافته در متن ها و تصاویر کتاب های درسی، این کلیشه های جنسیتی مشخص می شود.  
۳۴۸۸۸.

«پدیدارشناسی پویا و تحول معنایی در دین پژوهی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۷۷
نینیان اسمارت با رویکردی پدیدار شناختی به مطالعه دین پرداخته و تمایزاتی اساسی میان پدیدارشناسی کلاسیک و پدیدارشناسی نوین در پژوهش های دینی قائل است. وی نقش مهمی در گسترش مطالعات فلسفه دین در بیرون از سلطه الهیات مسیحی داشته و تلاش کرد با نگرشی جامع تر به دین و کارکردهای دین بپردازد. پدیدارشناسی نوین با زیست جهان های دینی سروکار دارد و می کوشد تا بجای صرف مطالعات انتزاعی دین، به فهم و تحلیل رویکردهای واقعی زندگی، دین، نقش اجتماعی و فرهنگی و تاریخی آن دست زند. در این مقاله میخواهیم علاوه بر تبیین بنیان های پدیدارشناسی نوین، اهمیت گسست فکری از سیطره الهیات مسیحی در دین پژوهی را نشان داده و جایگاه چنین شیوه ای از مطالعات دین در جوامع را تبیین نماییم. وی در مطالعات دینی و ضرورت گذار از آن، با ذات گرایی به مخالفت می پردازد؛ همچنین وی با رویکرد تحویل گرایی ادیان و تجربه ها به دینی واحد با تجربه مسیحی مخالفت دارد. ما میخواهیم تا ابتدا پدیدارشناسی دین را شرح دهیم، سپس تفاوت های اصلی دو نوع آنرا بیان کرده و سرانجام اهمیت روش اسمارت در فلسفه دین جدید را آشکار ساخته و بر فهم اسمارت بر تعریف دین نیز نقد وارد سازیم.
۳۴۸۸۹.

جامعه اسلامی و فناوری های نوظهور: بررسی نسبت هوش مصنوعی و ارزش های اجتماعی مسلمانان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۰۰
مقدمه و اهداف: فناوری های نوظهور، به ویژه هوش مصنوعی (AI)، به عنوان یک نیروی تحول آفرین، در حال دگرگون سازی عمیق ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جوامع بشری هستند. این پدیده، با قابلیت های بی نظیر خود در تحلیل داده ها و تصمیم گیری خودکار، افق های تازه ای را پیش روی انسان گشودهص است. باوجوداین، گسترش سریع آن، پرسش های بنیادینی را در مورد نسبت این فناوری با ارزش های انسانی و دینی، به ویژه در جوامع اسلامی، مطرح کرده است. هویت جمعی و ارزش های اجتماعی مسلمانان از بطن تعالیم دینی سرچشمه می گیرد و این جوامع در مواجهه با هوش مصنوعی با چالش های دوچندانی روبه رو هستند. این پژوهش با الهام از اصول بنیادین اسلامی مانند عدالت، حریم خصوصی، کرامت انسانی، و همبستگی اجتماعی، به عنوان معیارهایی اساسی برای ارزیابی پدیده های اجتماعی، به بررسی این رابطه می پردازد. از این منظر ارزش هایی مانند عدالت، حریم خصوصی، کرامت انسانی، و همبستگی اجتماعی، که در متون دینی ریشه دارند، معیارهایی بنیادین برای ارزیابی هرگونه پدیده اجتماعی، ازجمله فناوری های نوظهور، به شمار می روند که در این مقاله ارزیابی شده است. در شرایطی که هوش مصنوعی، به عنوان یکی از دستاوردهای برجسته عصر اطلاعات، نه تنها یک ابزار فناورانه، بلکه یک زیست بوم اطلاعاتی است که بر تمامی شئون زندگی اجتماعی تأثیر می گذارد. بنابراین، در آن میان، نظریه کاستلز در نظریه جامعه اطلاعاتی مورد توجه واقع شده و تأکید دارد که فناوری های اطلاعاتی مانند هوش مصنوعی، ساختارهای اجتماعی را دگرگون کرده و به ظهور جامعه ای شبکه ای منجر می شوند که در آن اطلاعات به منبع اصلی قدرت و تحول تبدیل می شود. ازاین رو، نظریه جامعه اطلاعاتی کاستلز نیز چهارچوبی را فراهم می آورد تا هوش مصنوعی را به مثابه یک زیست بوم اطلاعاتی در نظر بگیریم که بر ساختارهای اجتماعی و توزیع قدرت تأثیر می گذارد. هدف اصلی این مطالعه، پاسخ به این پرسش محوری است که نسبت هوش مصنوعی با این ارزش های چهارگانه چیست و آیا این فناوری در تقابل با ارزش های اسلامی قرار دارد یا می تواند به ابزاری برای تقویت آنها تبدیل شود. سرانجام تلاش می شود تا یک چهارچوب تحلیلی برای ارزیابی و تنظیم هوش مصنوعی در جوامع اسلامی ارائه شود.روش: پژوهش حاضر با هدف کاوش در نسبت میان هوش مصنوعی و ارزش های اجتماعی در جوامع اسلامی، از روش مطالعه اسنادی و مرور نظام مند بهره می برد؛ زیرا این روش، با تکیه بر تحلیل نظام مند متون و مستندات موجود، امکان بررسی عمیق منابع را فراهم می کند. در این راستا، برای تبیین ارزش های اجتماعی، منابع اسلامی شامل قرآن کریم و احادیث از منابع معتبر شیعه، از جمله کتب اربعه (الکافی، من لایحضره الفقیه، تهذیب الاحکام، و الاستبصار) و همچنین، مجموعه وسایل الشیعه بررسی شدند. برای تکمیل این تحلیل، نظرات اندیشمندان معاصر از مقالات علمی معتبر منتشر شده در پایگاه های داده ای مانند اسکوپوس و وب آو ساینس استخراج شده است. معیارهای انتخاب منابع، اعتبار علمی و انطباق آنها با موضوع پژوهش است. در نهایت، داده های گردآوری شده به صورت نظام مند تحلیل شدند. ابتدا، تأثیرات مثبت و منفی هوش مصنوعی بر هر یک از ارزش های اجتماعی (عدالت، حریم خصوصی، کرامت انسانی و همبستگی اجتماعی) دسته بندی و سپس از منظر اصول فقهی و دیدگاه های اندیشمندان تحلیل تطبیقی انجام شد تا پاسخی جامع به سؤالات پژوهش ارائه شود.یافته ها: نتایج این پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی بر ارزش های اجتماعی جوامع اسلامی تأثیرات دوگانه ای دارد؛ هم فرصت هایی برای تقویت آنها فراهم می کند و هم چالش های جدی ایجاد می نماید. در زمینه عدالت اجتماعی، هوش مصنوعی می تواند با افزایش شفافیت و کارایی در سیستم های حکومتی و مالی، به توزیع عادلانه تر منابع کمک کرده و فساد را کاهش دهد. برای مثال، در اقتصاد دیجیتال اسلامی، دسترسی به خدمات مالی می تواند بهبود یابد که به تحقق عدالت اقتصادی کمک می کند. باوجوداین، هوش مصنوعی می تواند باعث تبعیض الگوریتمی شود که در آن الگوریتم ها به صورت ناخواسته علیه گروه های خاص تبعیض قائل می شوند. این امر، با ارزش اسلامی عدالت در تضاد است و می تواند اعتماد اجتماعی را تضعیف کند. در مورد حریم خصوصی، درحالی که اسلام بر حفظ حرمت افراد و تجسس نکردن تأکید دارد، هوش مصنوعی با جمع آوری گسترده داده ها از طریق نظارت جمعی، این ارزش را به خطر می اندازد. این وضعیت، احساس ناامنی در جامعه را تقویت کرده و نیازمند چهارچوب های اخلاقی قوی تر است. در زمینه کرامت انسانی، هوش مصنوعی با جایگزینی تصمیم گیری انسان در برخی امور، می تواند به تضعیف شأن و منزلت انسانی منجر شود که با تأکید اسلام بر جایگاه ویژه انسان در نظام هستی مغایرت دارد. همچنین در مورد همبستگی اجتماعی، هوش مصنوعی ممکن است با ایجاد حباب های فیلتر و انزوای اجتماعی، پیوندهای انسانی را تضعیف کند؛ درحالی که در صورت استفاده صحیح، می تواند با شخصی سازی محتوای دینی و بهبود ارتباطات، همبستگی را تقویت نماید.بحث و نتیجه گیری: بررسی های این مقاله نشان می دهد که فناوری هوش مصنوعی، به تنهایی نه ابزاری صرفاً خیرخواهانه و نه ذاتاً شرور است؛ بلکه تأثیر آن بر جوامع اسلامی تابعی از نحوه طراحی، تنظیم و به کارگیری آن است. همان طورکه نتایج پژوهش نشان می دهد، هوش مصنوعی پتانسیل تقویت ارزش های بنیادین اسلامی مانند عدالت و همبستگی را دارد؛ اما درعین حال، چالش هایی جدی مانند تبعیض الگوریتمی، نقض حریم خصوصی و تضعیف کرامت انسانی را نیز به همراه دارد که با اصول اسلامی ناسازگار است. این دوگانگی، ضرورت تدوین یک رویکرد جامع و مسئولانه را برای مواجهه با این فناوری آشکار می کند. برای پر کردن شکاف های موجود، این پژوهش بر اهمیت تلفیق اصول فقهی همچون قاعده «لاضرر» و «حفظ کرامت انسانی»، با نظریه های معاصر علوم اجتماعیمانند نظریه جامعه اطلاعاتی تأکید دارد. چنین رویکردی می تواند مبنایی برای طراحی چهارچوب های اخلاقی و حقوقی بومی باشد که هم با ارزش های دینی همخوانی داشته و هم پاسخگوی الزامات پیشرفت های فناورانه باشد. برای تحقق این امر، تدوین سیاست های شفاف در حوزه داده ها، تقویت سواد رسانه ای جامعه برای مواجهه با چالش های دیجیتال، و از همه مهم تر، همکاری مستمر میان فقها، علمای دینی و متخصصان فناوری اطلاعات ضروری است. تنها از این طریق می توان هوش مصنوعی را از یک تهدید بالقوه به ابزاری برای تحقق آرمان های اسلامی و پیشرفت اجتماعی تبدیل کرد و در جهانی که با سرعت بی سابقه در حال تغییر است، هویت فرهنگی و دینی جامعه را حفظ نمود.تعارض منافع: نویسندگان این مقاله هیچ تعارض منافعی را گزارش نمی کنند.
۳۴۸۹۰.

ارزیابی تعقیب مجازی همسر در افراد متأهل: تعیین ویژگی های روان سنجی و اعتباریابی نسخه فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۶۶
تعقیب مجازی همسر به نظارت و کنترل شریک زندگی ازطریق فناوری اشاره دارد و اثرات فیزیکی، روانی و مالی هم بر فرد قربانی و هم بر فرد تعقیب کننده دارد و می تواند بر کانون خانواده به ویژه در میان زوج های جوان تأثیر بگذارد؛ بنابراین، این مسئله نیازمند مطالعیه عمیق تر در جوامع مختلف است. هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی، ساختار عاملی و تغییرناپذیری مقیاس تعقیب مجازی همسر (IPCS) براساس جنسیت در بین افراد متأهل جامعیه ایران بود. این مطالعه از لحاظ هدف بنیادی و ازنظر تحلیل داده همبستگی از نوع تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی بود. جامعیه آماری شامل معلمان متأهل استان زنجان بود که با روش نمونه گیری در دسترس404 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و به سؤالات پاسخ دادند. ابزار پژوهش شامل مقیاس تعقیب مجازی همسر اسموکر و مارک (2017) و اعتماد زناشویی رمپل و همکاران (1985) بود. یافته های حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی ساختار سه عاملی مقیاس و برازش مناسب مدل اندازه گیری را نشان داد. همسانی درونی گویه ها به شیویه آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 93/0 محاسبه شد که مطلوب بود. مقدار شاخص AVE و ریشیه دوم این شاخص به ترتیب روایی همگرا و روایی تشخیصی را در سطح سازه تأیید کرد. تحلیل عاملی چندگروهی، تغییرناپذیری جنسیتی را برای این ابزار تأیید کرد. اندازه و جهت ضریب همبستگی پیرسون بین تعقیب مجازی همسر و اعتماد زناشویی حاکی ازآن بود که مقیاس از روایی ملاکی برخوردار است؛ بنابراین، می توان گفت نسخیه فارسی مقیاس سه عاملی تعقیب مجازی همسر ((IPCS از روایی و پایایی مناسبی برای استفاده در پژوهش های آتی برخوردار است. باتوجه به ماهیت رفتار تعقیب مجازی و تأثیرپذیری آن از فرهنگ جامعه مطالعات بیشتری درباریه ابعاد مختلف این رفتار به ویژه در حوزیه چرایی آن ضروری است.
۳۴۸۹۱.

شناسایی شیوه های آموزشی مواجهه با سیل در تلویزیون ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۲۱۵
ایران از جمله سرزمین های پرخطر به لحاظ وقوع مخاطرات طبیعی است. سیلاب را می توان یکی از این بلایا دانست که وقوع آن خسارات عظیمی را تاکنون به همراه داشته است .برای مدیریت بحران های طبیعی و کاهش خسارات ناشی از این وقایع ،رسانه ها می توانند به عنوان ابزاری هوشمند و تأثیرگذار مورداستفاده قرار بگیرند. تلویزیون به عنوان رسانه ای همگانی و در دسترس، می تواند در آموزش و پیش گیری از این بحران ها نقش بسزایی داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف ارائه ی راهکارهایی برای یافتن نقش آموزشی تلویزیون در پیش گیری از سیل انجام شده است. در فرایند این پژوهش که با رویکردی کیفی انجام شده است با 20 تن از نخبگان حوزه ی ارتباطات و بحران مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته صورت گرفت. اعضای جامعه مورد بررسی در این پژوهش با شیوه نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند و برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل مضمون استفاده شد. یافته های حاصل از این پژوهش شامل روش های آموزش تلویزیونی پیش، حین و پس از سیلاب، موانع آموزش تلویزیونی در داخل و خارج از صداوسیما و بهترین شیوه ها و قالب های مناسب برای آموزش است. توجه بیش تر رسانه به موضوع محیط زیست، اهمیت اطلاع رسانی شفاف و پاسخگویی واضح مسئولان و نهادها، نیاز به آموزش خبرنگاری بحران و پرورش مدیران و خبرنگاران متخصص در بحران و لزوم شناساندن ابعاد بحران های طبیعی و ارائه راهکار به مردم، و نیز استفاده از تکنیک های مبتنی بر آموزش-سرگرمی از جمله راه های آموزش تلویزیونی در شرایط سیلاب بر اساس نتایج این پژوهش است.
۳۴۸۹۲.

شناسایی و ارزیابی مؤلفه های تربیت معنوی بر اساس سند تحول بنیادین آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۹۳
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی و ارزیابی مؤلفه های تربیت معنوی بر اساس سند تحول بنیادین آموزش وپرورش انجام شده است.   روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر داده ها، آمیخته اکتشافی (کیفی- کمی) بود. در بخش کیفی، جامعه آماری شامل کلیه منابع مرتبط (کتب، مقالات و پایان نامه ها) و خبرگان آموزش وپرورش بود که 20 نفر به صورت نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمی، جامعه آماری معلمان مدارس متوسطه استان کردستان شامل 357 نفر از 5100 معلم بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از ابزارهای مصاحبه و پرسشنامه های محقق ساخته و استاندارد گردآوری شد و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آماری توصیفی و استنباطی انجام گرفت.   یافته ها: نتایج نشان داد که مؤلفه های تربیت معنوی شامل تربیت شناختی، تربیت عاطفی و تربیت رفتاری بوده و عوامل مؤثر بر تربیت معنوی شامل ارزش ها و هنجارهای اخلاقی جامعه، سیاست گذاری و برنامه ریزی در نظام آموزشی، معلم و برنامه درسی می باشند. تحلیل های آماری نشان داد که این مؤلفه ها و عوامل مؤثر از اعتبار مناسبی برخوردارند.   نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش، تربیت معنوی مبتنی بر سند تحول بنیادین آموزش وپرورش به طور معناداری تحت تأثیر مؤلفه های مختلفی از جمله تربیت شناختی، عاطفی و رفتاری و عوامل مؤثر چون ارزش ها و هنجارهای اخلاقی جامعه، سیاست گذاری ها و نقش معلم و برنامه درسی قرار دارد که همه این موارد می توانند به بهبود فرآیند تربیت معنوی در نظام آموزشی کمک کنند.
۳۴۸۹۳.

سیاست گذاری محتوای مطلوب برای فضای سایبر ایران: آینده پژوهی با روش پس نگری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۱۶۶
هدف: محتوا در فضای سایبر ایران یکی از چالش برانگیزترین مسائل سیاست گذاری این حوزه است و رویکردهای متفاوت و گاه متناقضی درباره شیوه مواجهه با این پدیده مطرح شده است. در شرایطی که سرعت تحولات فضای سایبر آنچنان بالاست که هنوز در خصوص یک مسئله اتفاق نظر به وجود نیامده، مسائل جدید یکی پس از دیگری از راه می رسند، آینده پژوهی برای سیاست گذاری محتوای اینترنت از طریق شناخت مسیرهای پیش رو و تصمیم گیری های پیش دستانه جهت آماده شدن برای آینده از ضروریات سیاست گذاری است.روش پژوهش: در این مقاله از روش های دلفی، چرخ  آینده و پس نگری برای آینده پژوهی استفاده شده است. ابتدا آینده مطلوب محتوا در فضای سایبر ایران با مشارکت ۳۲ نفر از خبرگان از طریق روش دلفی مشخص شد. سپس از روش چرخ آینده برای مشخص کردن محورهای اصلی برای محقق شدن آینده مطلوب استفاده شد تا زمینه برای پس نگری فراهم شود. پس نگری آماده کردن اذهان به تصاویر آینده به عنوان زمینه برای تصمیم ها است. در این رویکرد برخلاف پیش نگری به جای اینکه از حال به آینده نگاه کنیم، از آینده به زمان فعلی می نگریم و با تصویر وضعیت مطلوب که از اساس با وضع موجود متفاوت است زمینه برای تحول فراهم می شود.یافته ها: پس از مشخص شدن آینده مطلوب، مهم ترین محورهایی که برای تحقق آینده مطلوب نیاز به توجه ویژه دارند مشخص شدند: جایگاه حاکمیت در میان فعالان تولید و توزیع محتوا، توازن قدرت در میان فعالان تولید و توزیع محتوا، گردش آزاد محتوا در فضای سایبر و قابلیت های درآمدزایی از محتوا. افق زمانی مورد نظر این پژوهش سال ۱۴۰۴ در نظر گرفته شده و در چارچوب پس نگری گام هایی برای تحقق آینده مطلوب پیشنهاد شده است.نتیجه گیری: برای هر کدام از محورهای چهار گانه زمان در قالب چهار گام شکسته شده است. این وضعیت های مطلوب دارای رابطه ای پلکانی هستند که تحقق هر آینده دورتر، نخست مستلزم تحقق آینده نزدیک تر است. در مجموع می توان گفت رسیدن به آینده مطلوب در حوزه محتوای فضای سایبر ایران با بهره گیری از رویکرد آینده پژوهی در سیاست گذاری تا حد زیادی قابل تحقق است.
۳۴۸۹۴.

سنخ شناسی استریمرهای ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۸۵
استریم شیوه پخش زنده محتوا در شبکه های اجتماعی است که در آن تولید کننده محتوا، از طریق پخش تصاویر زنده از فعالیت های خود، توجه مخاطبان را جلب می کند. اغلب استریمرها که تولید کننده های این نوع از محتوا هستند، به صورت زنده انجام یک بازی ویدئویی را به نمایش می گذارند. این مقاله تلاش دارد تا با تکیه بر نظریه فرا-بازی «یاسپر یوول»، سنخ شناسی اولیه ای از استریمرهای ایرانی به دست بدهد و نشان دهد که چگونه می توان میان شیوه های مختلف تولید محتوا و نوع مخاطبان استریمرهای ایرانی تمایز برقرار کرد. نتایج پژوهش که متکی بر روش های مصاحبه نیم ساخت یافته با 15 استریمر- اینفلئونسر مشهور ایرانی و مشاهده نظام مند استریم آن ها است، نشان می دهد که براساس ویژگی هایی نظیر نوع محتوا، مخاطبان هدف، شیوه برقراری با مخاطبان، اهداف و ایده آل های استریمر و رویکردهای آن ها نسبت به بازی به عنوان یک رسانه، می توان استریمرها را با کمک چهار مقوله اصلی «زمینه ای»، «ارتباطی»، «محتوایی» و «شخصیتی» و ده مقوله فرعی، به سه دسته «چالشی»، «رقابتی» و «فراغتی» تقسیم کرد. گروه اول به دنبال به چالش کشیدن ظرفیت های یک بازی و کسب افتخارات جهانی در عرصه بازی ویدئویی هستند، گروه دوم بر پیروزی در رقابت با سایر استریمرها تمرکز دارند و گروه سوم تمایل دارند با تولید محتوای سرگرم کننده، برای مخاطبان خود، نوعی از فراغت را ایجاد کنند.
۳۴۸۹۵.

تجربه زیسته اعضای هیأت علمی از تعامل استاد - دانشجو در محیط های دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۱۶۹
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تجربه زیسته اعضای هیأت علمی از راهبردهای تعامل استاد - دانشجو در محیط های دانشگاهی بود. روش شناسی: روش پژوهش پدیدارشناسی بود که طی آن ادراکات و فهم اعضای هیأت علمی از تعامل با دانشجویان بررسی گردید. جامعه آماری شامل همه اعضایهیأت علمی دانشکده های علوم و فیزیک دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال تحصیلی 98-1397 به تعداد 81 نفر بود. با نمونه گیری هدفمند و رسیدن به اشباع نظری، 18 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. از طریق بررسی عمیق پژوهش های انجام شده در موضوع تعامل استاد – دانشجو، سوالات مصاحبه تهیه گردید و مصاحبه ها به شکل نیمه ساختاریافته انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از شیوه کدگذاری سه مرحله ای باز، محوری و انتخابی استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد که شرایط شکل گیری تعامل استاد - دانشجو، شامل عوامل زمینه ساز و افزایش دهنده تعامل مانند درک موضوع درسی توسط دانشجو، برگزاری ساعات رفع اشکال و وجود انگیزه در استاد و دانشجو، و عوامل کاهش دهنده تعامل مانند ماهیت تئوری دروس، سطح علمی پایین دانشجو، حجم بالای کار عملی و تحقیقاتی، زمان محدود و عدم اعتماد به نفس دانشجو بودند. نتایج همچنین نشان داد که راهبردها و روش های تعامل با دانشجو شامل راهبردهای عام، شرایط مدار و دانشجومدار بودند. علاوه بر این، پیامدهای اتخاذ راهبردهای تعامل استاد - دانشجو نیز شامل پیامدهای مبتنی بر دانشجو مانند تاثیرات علمی، شخصیتی، اجتماعی، شغلی، و همچنین پیامدهای مبتنی بر استاد مانند کسب تجربه، به روز شدن اطلاعات و دانش استاد، احساس رضایت درونی، و دریافت بازخورد برای شناسایی نقاط قوت و ضعف بودند.بحث و نتیجه گیری: نتایج حاصل دلالت های مهمی برای برنامه ریزان درسی آموزش عالی در راستای بهبود زمینه های تعامل استاد - دانشجو دارد. بر این اساس لازم است که از محتوای تعاملی با ماهیت عملی و مشارکتی، و شیوه های تدریس مبتنی بر راهبردهای تعاملی مختلف استفاده شود و برای دسترسی بیشتر دانشجو به استاد از طریق فعالیت های خارج از کلاس و فراهم آوردن فرصت ارتباط بیشتر دانشجو با استاد در سطحی شخصی تر برنامه ریزی گردد.
۳۴۸۹۶.

شناسایی مؤلفه های اقناعی مبتنی بر علوم شناختی، دستاوردهای یک مطالعه فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۲۰۸
باتوجه به اهمیت و توسعه روزافزون علوم شناختی و تأثیر و کاربرد آن در رشته های مختلف علمی، به ویژه در حوزه ارتباطات، هدف از این پژوهش، احصا و شناسایی مؤلفه های اقناعی مبتنی علوم شناختی با استفاده از روش فراترکیب بوده است. از میان ۱۴۲۵ مقاله بررسی شده، مقالاتی که عنوان آنها ارتباطی با پژوهش نداشت، حذف و بقیه با معیارهای سختگیرانه تری از نظر چکیده و سپس محتوا ارزیابی شده اند. دراین میان، از آثاری هم که نیازهای محتوایی پژوهش را برآورده نمی ساختند، صرف نظر شده است. داده های استخراج شده از این مراحل، یعنی ۱۱۱ مقاله، زمینه تحلیل های کمی و کیفی را فراهم آورده اند. براین اساس ۵ مؤلفه اصلی «توجه، تصمیم، استدلال، احساسات و کنترل» به عنوان مؤلفه های شناختی اقناع، شناسایی شده اند. این مؤلفه ها دلالت بر اهمیت طراحی پیام های متقاعدکننده باتوجه به اصول شناختی دارند. روایی پژوهش، با استناد به منابع علمی و استفاده از داده های معتبر تأیید شده و با بررسی خبرگانی، با شاخص کاپا ۰/۶۹۵، پایایی نیز مورد تأیید قرار گرفته است. این پژوهش می تواند با تعمیق درک ما از تعامل و ارتباط بین اقناع و فرایندهای شناختی، بنیانی برای توسعه راهبردهای اقناعی دقیق تر و مبتنی بر داده های علمی، باتوجه به اهمیت آن در حوزه های مختلف از جمله مهندسی و ساخت پیام مباحث و رقابت های رسانه ای در آینده باشد.
۳۴۸۹۷.

مسئولیت مدنی بدون تقصیر دولت در بلایای طبیعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۶۱
نظریه های سنتی مسئولیت مدنی به لحاظ اینکه دولت در ایجاد بلایای طبیعی نقشی ندارد و فعل زیانبار مفقود است، قادر به پوشش خسارت ناشی از آنها نمی باشد .طبع سیال حقوق مسئولیت مدنی و با الهام گرفتن از اندیشه های نظری حقوق عمومی، مثل نظریه دولت رفاه و نظریه همبستگی اجتماعی، و سوابق فقهی و قانونی مسئولیت مدنی بدون تقصیر دولت، به جهت حرمت جان و مال شهروندان، و با دخالت صنعت موفق بیمه و تاسیس صندوق بیمه همگانی حوادث طبیعی با مشارکت دولت و مردم، می توان به مسئولیت مدنی بدون تقصیر دولت در بلایای طبیعی قائل شد. دولت، که قدرت عمومی به نمایندگی از مردم در دست اوست و خدمت عمومی را هدف خود قرار داده، نمی تواند نسبت به خیل عظیم خسارات وارده از حوادث طبیعی بی تفاوت باشد. جبران خسارت در این مسئولیت، به شرایط اقتصادی و بودجه عمومی دولت و مشارکت مردم و منابع مالی صندوق بیمه حوادث طبیعی بستگی دارد و به همین دلیل، نظام ترمیمی بر آن حاکم است نه نظام جبران کامل خسارت. نظریه های سنتی مسئولیت مدنی به لحاظ اتکای آنها به فعل زیانبار اشخاص ظرفیت پوشش خسارت ناشی از بلایای طبیعی را ندارند. به لحاظ اینکه شاخصه های یک زندگی معمولی از قبیل کار و اشتغال، بیکاری، تولید، آموزش و پرورش، فقر و به طور کلی تامین اجتماعی، عده ای در اثر حوادث طبیعی در جامعه، دچار اختلال می شود به استناد نظریه های دولت رفاه و همبستگی اجتماعی، دستگیری بلادیدگان از طریق ایجاد «نظام ترمیمی خسارت» می تواند مسئولیت مدنی دولت را توجیه نماید.
۳۴۸۹۸.

مخاطبان ارتباطات سلامت؛ از فضای حقیقی تا فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۸۵
مخاطب شناسی از ارکان اصلی برنامه های ارتباطات سلامت است. عدم توجه به مخاطب شناسی، اثربخشی برنامه های سلامت را کاهش می دهد و می تواند تهدیدات جدی برای سلامت عمومی به همراه داشته باشد؛ لذا هدف از مقاله حاضر شناسایی مؤلفه های مؤثر بر رفتار مخاطبان در برنامه های ارتباطات سلامت نظام سلامت کشور است. در این پژوهش از روش سوات یا نخبگی برای تدوین راهبردهای بهینه براساس نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها با تکنیک فاصله جهت ارزیابی شکاف بین وضعیت موجود با وضعیت مطلوب پرداخته شده است نمونه گیری به روش نااحتمالی هدفمند از میان نخبگان حوزه سلامت و علوم ارتباطات صورت گرفته است. یافته های میانگین های حاصل از محیط عوامل داخلی و خارجی نشان می دهد؛ وجود شبکه سلامت در فضای مجازی برای آگاهی بخشی به مردم، تولید محتواهای آموزشی برای عموم مردم با رویکرد پیشگیری و خودمراقبتی در فضای مجازی توسط وزارت بهداشت، بیشترین امتیاز قوت های نظام سلامت در ارتباط با مخاطبان خود است. با این وجود، توجه ناکافی به تفاوت های فرهنگی مخاطبان در تدوین دستورالعمل های بهداشتی، کم توانی رقابت پیام رسان های داخلی با پیام رسان های خارجی در جذب مخاطب ازجمله نقاط ضعفی است که می تواند نظام سلامت را برای انجام موفق برنامه بهداشتی با ناکامی مواجه سازد درنتیجه می توان گفت: کم توجهی به موضوع مخاطب شناسی در برنامه های بهداشتی موجب عدم تنوع در انتخاب روش های ارتباطی به صورت سنتی و مجازی، عدم ارزیابی اثربخشی برنامه های بهداشتی و عدم مشارکت مخاطبان در برنامه های بهداشتی می شود. ایجاد ارتباطات سلامت تعاملی بین مسئولان و مخاطبان موجب اثربخشی بهتر پیام های سلامت در راستای ارتقای سلامت جامعه می شود.
۳۴۸۹۹.

کاوشی در بسترهای انگیزه بخش و کنترلگر فرزندآوری در شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۲۲۲
جمعیت و فرزندآوری یکی از مهم ترین مسائل اجتماعی حال حاضر در ایران است. پژوهش حاضر مطالعه ای کیفی است که در سال 2-1401 در شهر یزد و با هدف کشف و شناسایی زمینه ها و بسترهای انگیزه بخش و کنترلگر فرزندآوری در بین شهروندان انجام گرفته است. به منظور اجرای این پژوهش و دستیابی به تفسیرهای مشارکت کنندگان و تحلیل نظری آن، از نظرییه داده بنیاد (رویکرد برساخت گرایی چارمز) به عنوان یکی از روش های کیفی و تفسیری بهره گرفته شد. مشارکت کنندگان پژوهش حاضر 25 نفر از زنان شهر یزد بودند که با آنها مصاحبه های نیمه ساختاریافتیه 80 تا 120 دقیقه ای انجام گرفت و سپس داده ها به منظور ساخت مفاهیم، کدگذاری و ارائه شد. دلالت های معنابخش فرزندآوری و موانع و ادراک مخاطره از مقولاتی است که در این ارتباط استخراج شد و کدهای متمرکز پژوهش عبارت بودند از: فرزندآوری به مثابه فرصت رهایی بخشی از چالش ها، معنابخشی به زندگی، ترجیح جنسی والدین، نگرانی های تربیتی، تغییرات سریع سبک زندگی نسل جوان و تلقی فرزند به مثابه باری اقتصادی. نتایج پژوهش نشان داد قصد فرزندآوری تابعی از زیست جهان اجتماعی است که بر باور ذهنی کنشگران اثرگذار است؛ علاوه براین قصد فرزندآوری با چالش ها و نگرانی هایی روبه رو شده و انگیزیه سوژه ها را کاهش داده است، به گونه ای که بر عوامل انگیزه بخش نیز سایه افکنده است.
۳۴۹۰۰.

تحلیل جامعه شناختی اولویت های تربیت شهروند مطلوب در اسناد رسمی و واقعیت اجتماعی مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۷۸
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های شهروندی مطلوب از نظر نظام رسمی جمهوری اسلامی و میان دانش آموزان انجام گرفت.روش: روش مطالعه این پژوهش کمی-کیفی بود که برمبنای آن نخست با مرور اسناد رسمی(قانون اساسی و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش) با منطق روش تحلیل محتوای کیفی، مؤلفه های تربیت شهروندی مطلوب مدنظر نظام جمهوری اسلامی ایران به صورت نظری، فیش برداری شد. سپس فرایند کدگذاری کیفی روی آنها انجام گرفت. در ادامه برای شناسایی جایگاه مؤلفه های شهروندی و نمود آنها در بین دانش آموزان(واحد تحلیل)، از میان معلمان متوسطه پسرانه شهر تهران به عنوان واحد مشاهده به روش پیمایش و با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، نمونه ی 210 نفری انتخاب شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه خودساخته جمع آوری گردید که مقدار الفای آن 82/. در سطح قابل قبولی بدست آمد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از  نرم افزارspss و با استفاده تحلیل عامل اکتشافی و در سطح معناداری 0.05 انجام شد.یافته ها: در این پژوهش با واکاوی مفهومی اسناد مورد مطالعه، مشخص شد که تمامی مؤلفه های تربیت شهروندی در جمهوری اسلامی ایران با محوریت دین و رسیدن به قرب الهی مفهوم سازی شد. براین اساس شهروند در حوزه دینی با شاخص های اعتقادی، عبادی، شناختی و در حوزه اجتماعی با شاخص های منفعت اجتماعی، مشارکت و نقش آفرینی مجزای اجتماعی مطلوب به شمار می آید. با بررسی محورهای شهروندی در بین دانش آموزان مؤلفه ی اعتماد و مسئولیت پذیری با (مقدارویژه 012/6  و تعهد دینی و سازمانی با مقدار ویژه 073/2 بیشترین نمود را در بین دان آموزان داشتند. نتیجه گیری: با بررسی نسبت داه های دو بخش کمی و کیفی می توان نتیجه گرفت لزوم توجه به اولویت های تربیت دانش آموزان به عنوان شهروندان آینده می تواند به هم گرایی دورنی نظام رسمی و واقعیت جامعه کمک کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان