ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۲۱ تا ۱٬۱۴۰ مورد از کل ۲۸٬۸۶۱ مورد.
۱۱۲۱.

تحلیل تطبیقی نقشه های تاریخی مدینه در دوره پیامبر: رویکردی مقایسهای میان نقشههای پژوهشگران مسلمان با محققان اروپایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۹
مدینه، به منزله یکی از مهم ترین مراکز اسلامی و دومین شهر مقدس مسلمانان، به ویژه با افزایش علاقه قدرت های اروپایی به شناخت دقیق تر از مناطق غرب آسیا، از میانه قرن نوزدهم درخور توجه سیاحان اروپایی قرار گرفت و نقشه هایی از آن برداشته شد که اطلس تاریخی اسلام لایدن در دو ویراست 1981 و 2002، از آنها بهره برده است. اروپائیان در اواخر سده بیستم و اوایل سده بیست و یکم دو نقشه دیگر را هم کشیده اند؛ نقشه گونتا کترمان و نقشه مایکل لکر. از سوی دیگر، مسلمانان به دلایل دینی و تاریخی، همواره توجه ویژه ای به مدینه داشته اند. جریان های فکری اسلامی سده بیستم نیز بارها به دوره پیامبر (مؤسس) و مدینه النبی ارجاع داده اند و این امر موجب تولید حجم درخور توجهی از نقشه ها توسط پژوهشگران مسلمان شده است. تحلیل تطبیقی این دو دسته نقشه، تفاوت های درخور توجهی را آشکار می کند. نقشه های اروپایی سده نوزدهم و اوایل سده بیستم وضعیت این شهر را در همان مقطع تاریخی نشان می دهند. هرچند انتشار یکی از این نقشه ها در اطلس تاریخی دایره المعارف لایدن به صورت غیرمستقیم، زمینه تعمیم این تصویر را به دوره پیامبر فراهم کرده است. ناسازگاری نقشه های اروپائیان با داده های تاریخی نقص دیگر این نقشه ها است. همچنین به نظر می رسد که این نقشه ها با پیش داوری به موقعیت یهودیان در مدینه تهیه شده اند. در مقابل، نقشه های تهیه شده توسط پژوهشگران مسلمان، به مرور زمان و در فرایند ابطال ها و اثبات ها، دقیق تر و معتمدتر شده و به ابزاری ارزشمند برای مطالعات تاریخی و جغرافیایی آن دوره درآمده اند.
۱۱۲۲.

رویکردهای اخلاقی به بقایای انسانی چالشی جهانی در باستان شناسی زیستی و انسان شناسی پزشکی-قانونی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۴
کتاب "رویکردهای اخلاقی به بقایای انسانی: چالشی جهانی در باستان شناسی زیستی و انسان شناسی پزشکی-قانونی" (۲۰۱۹)، ه ویراستاری کرستی اسکوئیرز، دیوید اریکسون و نیکلاس مارکز-گرانت، از انتشارات اشپرینگر، به بررسی جامع چالش های اخلاقی، حقوقی و فرهنگی در برخورد با بقایای انسانی در حوزه های باستان شناسی زیستی، پزشکی قانونی و موزه داری می پردازد. این اثر با رویکردی بین المللی و میان رشته ای، مباحثی همچون کرامت انسانی پس از مرگ، حقوق جوامع بومی در رابطه با بقایای اجدادشان، چالش های نمونه برداری ژنتیکی، ملاحظات اخلاقی در نمایش عمومی بقایا و مدیریت بقایای ناشی از جنایات جنگی و بلایای جمعی را مورد تحلیل قرار می دهد. ساختار کتاب در سه بخش اصلی تنظیم شده است: بخش نخست به مبانی فلسفی و نظری اخلاق (شامل شخصیت اخلاقی مردگان و حقوق بشر) می پردازد. بخش دوم چالش های عملی در پژوهش، حفاری، نگهداری و نمایش بقایا را بررسی می کند و بخش سوم با ارائه مطالعات موردی از مناطق مختلف جهان (از جمله آمریکا، نیوزیلند، اسپانیا و خاورمیانه)، رویکردهای بومی به مسائل اخلاقی را تحلیل می نماید. از نقاط قوت این کتاب می توان به ترکیب متوازن نظریه و عمل، تأکید بر گفت وگوی بین فرهنگی و ارائه راهکارهای سیاستی کاربردی اشاره کرد. با این حال، کم توجهی نسبی به برخی مناطق مانند خاورمیانه و نیز مسائل نوظهور مانند دیجیتالی سازی بقایا از محدودیت های آن محسوب می شود. این کتاب برای باستان شناسان، متخصصان پزشکی قانونی، موزه داران و سیاست گذاران میراث فرهنگی منبعی ارزشمند است و می تواند به تدوین پروتکل های اخلاقی در کشورهایی مانند ایران که فاقد چهارچوب مدون در این زمینه هستند، کمک شایانی نماید.
۱۱۲۳.

بررسی اوضاع بهداشت و درمان شهرهای خوزستان در دوره ی رضاشاه (1320-1304ش)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۸۹
در اوان بنیان گذاری سلسله ی پهلوی، وضعیت بهداشت عمومی و درمانی خوزستان از جنبه هایی مانند داشتن آب آشامیدنی سالم، شیوع و درمان بیماری ها، بهداتشت فردی و عمومی، امکانات درمانی و پزشکی و آگاهی های مربوط به تندرستی، در وضعیت نامطلوبی قرار داشت. بر این اساس، این پژوهش با روش مطالعات تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی مبتنی بر منابع کتابخانه ای و اسناد و نشریات به دنبال پاسخگویی به این پرسش اصلی است که، وضعیت بهداشت و درمان شهرهایی نظیر اهواز، آبادان، خرمشهر، شوشتر، دزفول، مسجدسلیمان و بهبهان در طی دوره ی رضاشاه، به نسبت دوره ی قاجاریه، چه تغییر و تحولی، یافته است؟ نتایج پژوهش نشان می دهد، به رغم انجام برخی اقدامات بهداشتی و درمانی دوره ی پهلوی اول، همچون تأسیس مراکز درمانی جدید، التزام به رعایت قوانین بهداشتی، واکسیناسیون عمومی، نظارت بر کادر درمان، احداث تأسیسات بهداشتی نظیر رختشوی خانه، غسال خانه، بنگاه آبیاری، تسطیح و آسفالت خیابان ها و ترویج آگاهی های مربوط به بهداشت فردی و عمومی، شهرهای خوزستان همچنان، وضعیت بهداشتی و درمانی مطلوبی نداشتند. با وجود این، با تداوم تدریجی این اقدامات تا اواخر دوره ی رضاشاه، شاهد توفیق نسبی در ساختار بهداشت و درمان خوزستان، به نسبت عصر قاجار هستیم. با این همه، به علت مشکلاتی نظیر باورهای ناصحیح بهداشتی و درمانی مردم، ناکافی بودن بودجه و کمبود یا فقدان امکانات و نهادهای بهداشتی نظیر بیمارستان، کادر درمان و اداره ی صحیه در برخی شهرهای خوزستان، معضلات بهداشتی و درمانی این استان، همچنان تداوم یافت.  
۱۱۲۴.

پیشکش و کارکردهای آن در ساز و کار مالی دولت صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۸۴
اعطای پیشکش به مثابه یک عُرف ریشه دار در دوره صفویه نیز مرسوم بود. این رسم در گذر زمان و متأثر از الگوهای فرهنگی دولت های مختلف، قالب یک مالیات موردی با کارکردهای مختلف به خود پذیرفت. یکی از مهم ترین این کارکردها تأمین نیازهای مالی دربار و بیوتات بود. در پژوهش حاضر این وجه از کارکردهای پیشکش در دوره صفوی محوریت یافته است و کوشش می شود ضمن بررسی ویژگی های این رسم، چندوچون کارکردهای مالی آن در ساختار و سازوکار درونی دولت صفوی بررسی شود. بنابراین به این پرسش پرداخته شده است که کارکردهای مالی رونق اعطای پیشکش در دوره صفویه چه بوده است؟ مبنای این بررسی شواهد برگرفته از منابع نوشتاری دوره صفوی اعم از آثار تاریخ نگاری، سفرنامه ها و کتابچه های اداری است که با رویکرد توصیفی تبیینی در جهت پاسخ به پرسش محوری پژوهش به کار گرفته شده است. به این ترتیب که داده های مورد نیاز از منابع استخراج شده و سپس به تحلیل و تبیین آنها در ذیل عنوان پژوهش پرداخته شده است. حاصل پژوهش نشان می دهد یکی از کارکردهای پیشکش ناظر بر استفاده برای مزد صاحب منصبان، مصارفی چون مطبخ شاهی و کارگاه های سلطنتی بود. وانگهی، تقدیم کنندگان نیز از رهگذر این رفتار کسب موقعیت بهتر یا تثبیت پایگاه خود را در نظر داشتند. به نظر می رسد کاربست راهکارهای متنوع برای وصول پیشکش به گسترش فساد به ویژه در زمان ضعف دولت مرکزی انجامیده است و نمی توان از سهم آن در ایجاد چرخه نابسامانی مالی چشم پوشید.
۱۱۲۵.

واکاوی کارکردهای انتقادی و اصلاح گرایانه گروتسک با رویکردی به آموزه های هارولد بلوم و میخائیل باختین؛ مطالعه موردی نمایش نامه «چهار صندوق» اثر بهرام بیضایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۵۱
گروتسک دست آویزی تأثیرگذار برای انتقال احساسات انسانی متضاد به مخاطب است که در درون آن مفاهیمی چون مبالغه، وحشت آفرینی و تحریف واقعیت وجود دارد. در این زمینه از مهم ترین نظریه پردازان معاصر میخائیل باختین روسی و هارولد بلوم هستند. آن ها بر اساس تحقیقات فراوان، تفسیرهای نوآورانه و انتقادی و نیز خلق ادبیات شناخته شده درباره گروتسک، از جمله صاحب نظران تأثیرگذار این حوزه به شما می روند. در ادبیات نمایشی ایران نیز مفاهیم گروتسک در آثار تعداد اندکی از نویسندگان مورد استفاده قرار گرفته است؛ از جمله این نویسندگان بهرام بیضایی است که در دهه های چهل و پنجاه خورشیدی به نگارش نمایش نامه هایی با این مضمون پرداخته است. نگارش نمایش نامه های گروتسک و انتقادی موفق در غرب، وضعیت متزلزل اجتماعی و سیاسی ایران در آن دوره، سخیف شمرده شدن مقوله طنز در نمایش ایران و تحت تأثیر قرارندادن مخاطب شاید زمینه ای فراهم کرد تا نویسندگانی همچون بهرام بیضایی به نگارش نمایش نامه هایی با رویکرد انتقادی و اصلاح گرایانه در ذیل مفهوم گروتسک غربی بپردازند؛ از جمله آثار بیضایی در این زمینه، نمایشنامه چهارصندوق (سال1346) است. اینکه مفهوم انتقادی گروتسک و مؤلفه های آن چگونه و به چه شکل در نمایشنامه های ایرانی مانند «چهارصندوق» مورد استفاده قرار گرفته، موضوعی است که تاکنون کمتر به آن توجه شده است. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای و با ابتنا بر رویکرد توصیفی تحلیلی تلاش دارد زمینه های نظری و کارکردهای انتقادی طنز گروتسک را در نمایشنامه «چهارصندوق» بهرام بیضایی با تکیه بر آموزه های هارولد بلوم و میخائیل باختین، مورد بررسی قرار دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد عناصر گروتسکی باختین و بلوم همچون طنز، خنده مبالغه و هجو در نمایشنامه چهارصندوق به کار رفته و بهرام بیضایی از این طریق توانسته اندیشه های انتقادی و اصلاح گرایانه خود پیرامون ساختار اجتماعی ایران زمانه خویش را به خوبی مطرح کند.
۱۱۲۶.

آرای اخلاقی علما-مورخان جنگ های آغازین صلیبی درباره اسیران (ابن اثیر و فوشیه شارتری)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۳۶
طی سه جنگ آغازین صلیبی،علاوه بر نیروهای نظامی تعداد زیادی از افراد غیرنظامی مانند زنان وکودکان به عنوان برده به تملک نیروهای مسلمان ومسیحی درآمدند. مورخان مسلمان ومسیحی ضمن بیان رویدادهای تاریخی بعضا این رفتار در قبال اسیران را مورد قضاوت اخلاقی قرارداده اند.این پژوهش سعی دارد دیدگاه اخلاقی ابن اثیر وفوشیه شارتری را به عنوان افرادی که هم تحصیلات دینی داشته وهم از مورخان مهم جنگهای صلیبی بودند را مورد بررسی قراردهد.بر اساس یافته های این پژوهش،هر مورخ از همکیشان خود دفاع کرده اما در مورد رفتار سپاهیان با اسیران غیرنظامی عموما دیدگاهی انتقادی داشتند.انتقاد ابن اثیر در مورد عملکرد امیران مسلمان با اسیران،در کنار غالب نگاه دینی،جنبه های وجدانی نیز داشت.اما انتقاد وجدانی نسبت به آزار اسیران در کتاب شارتری،کمتر دیده شده وبیشتر جانبداری دینی بر قضاوت عادلانه اخلاقی سایه افکنده است.روش پژوهش در این مقاله تاریخی بوده ونویسنده پس از بیان زمینه ها ورخدادهای تاریخی،بر اساس نوع بیان مورخان یاد شده در مورد قضاوت های ضمنی وصراحت جانبداری یا انتقاد از وقایعی که کنش گران تاریخی انجام داده اند به توصیف وتحلیل ذهنیت اخلاقی علما-مورخان مسلمان ومسیحی پرداخته است.
۱۱۲۷.

پیشینه تاریخی ایرانیان در حکمرانی آب: بررسی موردی کَستبَزود/دیوان الماء(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۲۴
ایران از جمله سرزمین هایی است که از دیرباز با کمبود آب و به ناچار مسئله مدیریت بهینه و هوشمند منابع آبی سطحی و زیرسطحی روبه رو بوده است. گزارش های تاریخی نشان می دهد که ایرانیان، دست کم از دوران حکمرانی ساسانیان(حک:224-651 م)، با پی ریزی سازمانی به نام کَستبَزود/ کَستفُزود/ کاست افزود (کاهش و افزونی)، آب را هم راستا با نظام تولید کشاورزی و سازمانی مالی حکومت خود، فهم کرده و استخراج، نگاهداشت و بهره برداری از آن را بنابر الگوهای مشخص شده در این سازمان، مدیریت کرده اند. کستبزود به مثابه بخشی از دیوان خراج، با مدیریتی مشخص و کارکنانی با وظایفی معین، تمامی امور مربوط به مدیریت آب را برعهده داشت و میزان خراج افراد را به نسبت میزان و نحوه بهره مندی آنان از آب های سطحی یا زیر سطحی می سنجید. بدین ترتیب، مدیریت و حکمرانی منابع آبی جزو مأموریت های رسمی و اصلی حکومت قرار گرفته بود. نظام کستبزود، پس از اسلام نیز به عناوین گوناگون «دیوان الماء»، «دیوان النهر» و ... به حیات خویش ادامه داد. پژوهش حاضر که با بهره گیری از روش زمینه شناسی تاریخی انجام شده، نشان می دهد تداوم این سازوکار از سوی حکومت های گوناگون، برای چند قرن پیاپی، عملاً سنتی دیرپا را در حکمرانی آب از سوی ایرانیان پی ریزی کرده که در بررسی های امروزین مدیریت و تاریخ آب هم اهمیتی بسزا دارد.
۱۱۲۸.

تغییر نام واحدهای جغرافیایی آذربایجان، از سال 1316 تا 1385

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۰۸
نام های جغرافیایی بازگوکننده هویت فرهنگی و طبیعی ملل روی زمینند که اغلب به دور از امیال سیاسی و اجتماعی پدید آمده و در حقیقت زاییده فطرت انسان ها می باشند. نام های جغرافیایی ریشه در فرهنگ و زبان ملل ساکن در واحدهای مختلف جغرافیایی دارند و به منزله سند هویت و شناسنامه اقوام مختلف محسوب می شوند. رضاشاه بعد از تغییر سلطنت از قاجاریه به پهلوی به قدری در محو و نابودی نام و آثار باقی مانده از سلسله قاجاریه و سایر آثار باقی مانده از گذشتگان افراط به خرج داد که حتی اعتراض یحیی دولت آبادی را نیز که خود در روی کار آمدن سلسله پهلوی نقش داشت برانگیخت. زیرا طبق نقشه و طرح تئوریسین های رضاشاه قرار بود نام آثار تاریخی، کاخ ها، شهرها، دهات، کوه ها، رودخانه ها، جنگل ها و سایره را که نام غیرفارسی داشتند، دوباره نامگذاری کنند. تغییر نام واحدهای جغرافیایی آذربایجان از سال 1316 لغایت 1385 هجری شمسی را به نقل از کتاب های: «سرگذشت تقسیمات کشوری ایران»(5) و «فرهنگ اسامی روستاهای آذربایجان شرقی» و «واژه های برابر فرهنگستان ایران» (6) نقل می کنیم.
۱۱۲۹.

مسأله تجلی در خوشنویسیِ اسلامی؛ با تکیه بر اصول صفا و شأن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۱۸۹
مفهوم «تجلی» یکی از مفاهیم بنیادین حکمت و عرفان اسلامی است که ریشه در قرآن کریم و روایات معصومین (ع) دارد و از همین معبر، وارد زبان ذوقی عرفای مسلمان، خصوصاً ابن عربی، هم اهتمام ویژه ای به آن پیدا می کنند. با وصف این، از آنجاکه مسأله تجلی در هنر، جایگاه خاصی در مباحث عرفانی می یابد و چون یکی از اصول اساسی هنر خوشنویسی همانا «صفا» است و تا زنگار از قلب زدوده نشود و صفا حاصل نگردد، نقشی در آن متجلی نخواهد شد؛ لذا به نظر می رسد که از معبر همین مفهوم تجلی، پیوند وثیقی میان عرفان و خوشنویسی برقرار می شود. برهمین مبنا، پژوهش حاضر کوشیده است تا به این دو پرسش پاسخ دهد؛ 1. تجلی چیست و چه جایگاهی در متون مقدس و عرفانی ما دارد؟ 2. رابطه تجلی با مبانی نظری خوشنویسی اسلامی، خصوصاً «صفا» و «شأن» چیست؟ روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی است که براساس داده های کتابخانه ای انجام شده است؛ لذا برای رسیدن به پاسخ روشنِ این دو پرسش و برقراری پلی میان عرفان و خوشنویسی اسلامی و یافتن شأن عرفانیِ «تجلی» در آن، ابتدا به معنای تجلی در منابع دینی همچون آیات و روایات پرداخته شده و سپس در متون عرفانی (نزد ابن عربی و عرفای پیش از او) معنای آن را پی گرفته است. در ادامه، به مقوله تقدس در خوشنویسی پرداخته شده و از ثنای اصول دوازده گانه حاکم بر آن (طبق متن آداب المشق باباشاه اصفهانی) ارتباط «تجلی» با «صفا» و «شأن» در خوش نویسی اسلامی و نسبتش با حُسن یا زیبایی آن بررسی شده است.
۱۱۳۰.

منطق حاکم بر زیرساختها و ساحات عدالت بر اساس نامه های امامان شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۹۸
عدالت، آموزه ای عقلانی و دینی است که همواره مورد هدفگذاری انبیا و اوصیای الهی و جانشینان پیامبر اسلام(صلی الله علیه آله) بوده است. پرداختن به مسأله عدالت، برخاسته از مطالبه ای معصومانه است که در نامه های ائمه علیهم السلام مورد اشاره قرار گرفته، هدف و مطالبه جدی ایشان است.مسأله مقاله این است که منطق حاکم بر زیرساختها و ساحات عدالت در نامه های ائمه علیهم السلام چیست؟ منطق حاکم بر زیرساختهای عدالت، مبانی الهیاتی آن از جمله مبنای خداشناختی، انسان شناختی و معرفت شناختی آن نیز هدفگذاری عدالت و تلازم آن با مبارزه با فساد است که این سه، منطق عدالت به معنای چرایی و جایگاه آن را پوشش می دهند. ساحات عدالت شامل ساحات نفسانی، اخلاقی، سیاسی، اقتصادی و حقوقی است که هرکدام با روشهایی حاصل می شوند. عدالت اقتصادی با قاطعیت در حسابرسى بیت المال، پس گرفتن اموال بیت المال، مجازات مفسدان اقتصادی و حذف مُفسد از چرخه کارگزاری حاصل شده و عدالت حقوقی و اخلاقی با تعیین دستورالعملها و عدالت سیاسی با دو راهکار نظارت عملکردی و مبارزه حکومتی با فساد بدست می آید و البته راه تحقق عدالت نفسانی، استقرار تقوا در نفس است. این دستورالعملها به همراه منطق حاکم از نامه های امامان شیعه(علیهم السلام) استخراج شده و به روش تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است.
۱۱۳۱.

شیعیان و نوگرایی آموزشی در هند بریتانیا (از میانه قرن هجدهم تا تجزیه شبه قاره هند)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۱۴۹
چیرگی بریتانیا بر شبه قاره هند افزون بر پیامدهای سیاسی، بر زندگی اجتماعی و علمی مسلمانان نیز تأثیری ژرف برجای نهاد. به همراه انگلیسی ها، مظاهر فرهنگی و تمدنی غرب نیز وارد هند شد. از جمله رهاوردهای انگلیسی ها، دانش های جدید بود که به لحاظ موضوع، روش و هدف با علوم و دانش های مسلمانان، متفاوت و گاه ناسازگار بودند. این دانش ها به طور گسترده از طرف دولتمردان، دانشمندان، شرق شناسان و دیگر گروه های اروپایی وارد هند شدند و سنت آموزشی مسلمانان را تحت تأثیر قرار دادند. از آغاز ورود این دانش ها، میان علمای مسلمان درباره یادگیری زبان های اروپایی و پرداختن به دانش های جدید، اختلاف و دو دستگی ایجاد شد. بسیاری از علمای مسلمان که به طورعمده، اهل حدیث بودند با یادگیری این زبان ها و دانش ها مخالفت کردند و باور داشتند که این دانش ها با آموزه های دینی ناسازگار است و موجب تسلط کفار بر مسلمانان خواهد شد. پرسش های اصلی پژوهش حاضر آن است که شیعیان در رویارویی با دانش های جدید چه عکس العملی داشتند؟ و عوامل استقبال آنها از دانش های غربی چه بود؟ نتیجه این پژوهش نشان داد که علمای شیعه از آغاز آشنایی با دانش های جدید غربی و شیوه های جدید آموزشی، بدان روی خوش نشان دادند و با فراگیری زبان های اروپایی به یادگیری و ترویج این دانش ها پرداختند. همچنین در پژوهش حاضر نشان داده شد که عواملی، چون همجواری شیعیان و حکومت های شیعی با انگلیسی ها، غلبه تفکر اصولی بر اخباریگری، عقل گرایی شیعیان و التزام به مسئله اجتهاد و پرهیز از تقلید، از عوامل اصلیِ توجه شیعیان به دانش های غربی و یادگیری و یاددهی آن بوده است.
۱۱۳۲.

تأملی بر وضعیت موقوفات و چالش های نهاد اوقاف خمسه (زنجان) در دوره رضاشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۶
  فرهنگ وقف از دیرباز اهمیت بالایی در میان طبقات مختلف ایرانی داشته، اما اراضی و املاک وقفی برخی مواقع مورد سوء استفاده و سودجویی گروه های مختلف قرار گرفته است. در ولایت خمسه (زنجان) تا اواخر دوره قاجاریه میزان وقف و وضعیت موقوفات مشخص نبود. در عصر مشروطه با تأسیس وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه، موضوع بررسی و نظارت بر موقوفات آغاز شد، اما در مناطق مختلف از جمله خمسه، اعتراضاتی از سوی موقوفه داران صورت گرفت. این رویه در دوره رضا شاه نیز استمرار یافت. سؤال اساسی پژوهش حاضر این است که با توجه به وضعیت موقوفات منطقه خمسه، نهاد اوقاف خمسه با چه چالش ها و تنگناهایی روبرو شد؟ بر اساس یافته های اولیه، بخشی از موقوفات زنجان در عصر قاجار با سوء استفاده مواجه شد. در دوره رضا شاه، با ریاست اعتضاد رازانی ، روند بررسی پرونده ها آغاز شد. اداره با وجود فراز و نشیب های نخستین و برخی کاستی ها نظیر کمبود منابع مالی و انسانی ، با پشتیبانی وزارتخانه و ممارست مأموران، تاحدودی به وضعیت موقوفات سامان داد و تعدادی از پرونده های مهم را به پایان رساند. با این حال، اقدامات دولت در جایگاه نهاد وقف و کارکردهای آن ایجاد تزلزل نمود. این اقدامات گرچه در اصلاح برخی فرایندها و سامان دهی به امور مرتبط با اوقاف، موثر واقع شد ولی در حقیقت، تولیت بخش زیادی از املاک وقفی با عناوین مجهول التولیه یا به بهانه عدم تمکین متولیان، در اختیار دولت قرار گرفت؛ اقدامی که در تعارض با نیات واقفان بود. پژوهش حاضر ضمن بهره گیری از منابع کتابخانه ای و مقاله ها، با تکیه بر اسناد سازمان های مختلف و خاندان ها، با روش تاریخی و رویکرد توصیفی-تبیینی به موضوع پرداخته است.
۱۱۳۳.

نخستین استقرارهای دوره نوسنگی بی سفال در منطقه کُهگیلویه: شواهدی از تپهل بی بی زلیخایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۶۳
منطقه زاگرس و کوه پایه های آن، به ویژه بخش های مرکزی و در مناطقی مانند کرمانشاه، لرستان و ایلام، بیشترین شواهد مربوط به دوره نوسنگی و گذار از سیستم معیشتی مبتنی بر شکار و گردآوری خوراک به یکجانشینی و اهلی کردن گیاهان و حیوانات را به دست داده است. در مقایسه با زاگرس مرکزی، بخش های جنوبی زاگرس کمتر موردتوجه پژوهشگران بوده و دانسته های ما اندک. تپه بی بی زلیخایی نخستین محوطه کاوش شده دوره نوسنگی در منطقه کُهگیلویه در بخش های جنوبی زاگرس است که آگاهی های جدیدی را به دست می دهد. پی بردن به جوانب گوناگون زندگی دوره نوسنگی بی سفال در محوطه، به دست آوردن بقایای گیاهی و جانوری برای بازسازی معیشت اقتصادی مردمان دوره نوسنگی و از طرفی بازسازی زیست بوم باستانی منطقه در اوایل دوره هُولوسِن و به دست آوردن نمونه هایی برای تاریخ گذاری مطلق جهت تعیین قدمت محوطه از مهم ترین اهداف این پژوهش است. مهم ترین پرسش های پژوهش شامل: آیا استقرار در تپه بی بی زلیخایی فقط مربوط به نوسنگی بی سفال است؟ نوع استقرار و طول مدت آن در این محوطه چقدر است؟ و معیشت اقتصادی مردمان بی بی زلیخایی تا چه اندازه براساس گردآوری و شکار و چه اندازه براساس کِشت آگاهانه و پرورش و نگه داری حیوانات بوده است؟ مهم ترین فرضیات این پژوهش عبارتند از: براساس مجموعه دست ابزارهای سنگی گردآوری شده و یافت نشدن سفال های قدیمیِ هم زمان، فرض ما این است که این تپه متعلق به دوره نوسنگی بی سفال بوده و با توجه به ویژگی های بوم شناختی محوطه فرض دیگر ما این است که نظام معیشتی ساکنان بی بی زلیخایی ترکیبی از دامداری، گردآوری دانه های گیاهی و غلات وحشی، شکار پستانداران کوچک جثه و در مقیاس کوچک ماهیگیری بوده است. روش پژوهش در این نوشتار توصیفی- تحلیلی است؛ به این معنا بخشی هایی که مرتبط با یافته های کاوشِ محوطه است را تا حد امکان توصیف نموده و سپس آن ها را در بستر مناسب خود ارزیابی و تحلیل می کنیم. نتایج آزمایش های کربن 14 نشان می دهد که محوطه بی بی زلیخایی و منطقه کُهگیلویه دست کم از نیمه اول هزاره هشتم پیش ازمیلاد مورد سکونت قرار گرفته است.
۱۱۳۴.

همبودی انسان وحیوان در تدفین های دوران فراپارینه سنگی و نوسنگی در هلال حاصلخیزی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۶۱
یکی از مهم ترین یافته های حاصل از کاوش های باستان شناسی تدفین ها هستند؛ برخلاف بسیاری از یافته های باستان شناسی که موقعیت قرارگیری آن ها اغلب بدون اهداف خاصی است، در تدفین قرارگیری یافته ها به صورت تعمدی بوده و در پشت آن اهدافی نهفته است که می تواند منعکس کننده اعتقادات و شرایط زندگی انسان در آن دوران باشد. همراهی حیوانات با انسان ها در تدفین، یکی از شیوه های رایج تدفینی از دوران فراپارینه سنگی و نوسنگی در منطقه هلال حاصلخیزی است که، می تواند دارای مفاهیم زیادی از دنیای گذشته باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر در پی بررسی و معرفی این شیوه تدفینی و بازه زمانی شروع آن، رابطه آن با اهلیسازی حیوانات و همچنین بررسی مفاهیم پنهان در پشت رواج این شیوه تدفینی (همچون ارتباط با شمنیسم و یا نمادگرایی آئینی) است. انجام این پژوهش به روش مطالعه مروری صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که شیوه و سنت تدفین حیوان و همچنین نوع حیوان برگزیده شده برای همراهی انسان در تدفین، در مناطق مختلف و ادوار مختلف زندگی انسان بر اساس نگرش های مختلف، متفاوت بوده است که شامل حیوانات گوشت خوار و هم گیاهخوار می شده است. همچنین، وجود حیواناتی با قابلیت اهلی شدن در تدفین ها، نشان دهنده ارتباط قوی بین انسان و حیوانات بوده و احتمالاً با شروع روند اهلیسازی مرتبط است. علاوه بر کشف بقایای کامل حیوانی در برخی از قبور، بخش هایی از حیوان همراه انسان دفن شده است که به نوعی پیشکشی به متوفی است. همچنین در برخی از موارد، نشانه هایی دال بر حتی ارتباط نمادین بین انسان و حیوان و شمنیسم نیز در تدفین های انسانی و حیوانی وجود دارد.
۱۱۳۵.

مواضع و مناسبات محمدابراهیم خان علم (شوکت الملک دوم) نسبت به حضور بریتانیایی ها در ولایت قاینات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۱
در دوران قاجار شرق ایران با موقعیت استراتژیک خاص خود به دلیل خودمختاری خاندان های حکومت گر آن و ضعف حکومت مرکزی در روابط بین الملل عرصه ای مهم برای حضور مستقیم بیگانگان بوده است. در اواخر این عصر «شوکت الملک دوم» (1259-1322ه .ش) از مؤثرترین چهره های این منطقه بود، که مشهور به همکاری با سیاست های بریتانیا می باشد. وی در دوران حکمرانی خود گسترده ترین مناسبات را با انگلیسی ها برقرار ساخت. نگرش و عملکرد «محمد ابراهیم خان عَلَم»، نسبت به حضور انگلیسی ها در ولایت قاینات باعث اتخاذ مواضع سیاسی خاصی از سوی وی گردید که در رخدادهای سیاسی آن دوران تأثیراتی عمیق برجای نهاد. با توجه به این امر پژوهش حاضر سعی دارد ضمن استفاده از منابع کتابخانه ای، اسنادی و مصاحبه ای با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش تاریخی ماهیت این روابط و مواضع را مورد واکاوی قراردهد. یافته های پژوهش با طرح این سوال که «مناسبات شوکت الملک علم با بریتانیایی ها در ولایت قاینات چگونه بود و این مناسبات چه تأثیراتی در این منطقه برجای نهاده است». بر این مبنا استوار است: شوکت الملک در دوران حکمرانیش با بریتانیایی ها مناسبات دوستانه ای برقرار نمود. وی با آگاهی از ضعف قاجارها برای حفظ رهبری و تثبیت موقعیت خویش به اتخاذ این سیاست روی آورد و شرق کشور را پایگاه مطمئنی برای آن ها قرارداد. لکن این امر برای منطقه حاصلی جز ضعف و زوال در امور مختلف خصوصا امور اقتصادی و گسترش نارضایتی ها اجتماعی درپی نداشت.
۱۱۳۶.

مطالعه انسان شناختی مدیریت میراث فرهنگی در بحران: مطالعه موردی زلزله کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۴۹
در مخاطرات طبیعی مانند زلزله، یکی از مهم ترین بخش هایی که دچار آسیب می شود، میراث فرهنگی است. میراث فرهنگی (ملموس و ناملموس) در تطبیق پذیری، تاب آوری و بازسازی جامعه فاجعه دیده نقشی بنیادین دارد. مطالعه نحوه مدیریت میراث فرهنگی در زمان بحران در زلزله آبان ماه 1396ه .ش. کرمانشاه هدف اصلی این مطالعه است. این پژوهش به دنبال پاسخ گویی به پرسش هایی است که، آیا مدیران بحران توانستند میراث فرهنگی را در زمان زلزله سرپل ذهاب مدیریت کنند و این که آیا مدیریت بحران میراث فرهنگی در زلزله سرپل ذهاب توانایی ارائه مدلی جهت افزایش تاب آوری و انطباق پذیری میراث فرهنگی در زمان بحران را دارد؟ یافته های این مطالعه میدانی که براساس سنجش مفاهیم تاب آوری و آسیب پذیری در چرخه مدیریت بحران است، نشان داد که مدیریت بحران در حوزه میراث فرهنگی در زمان بحران و بعد از آن باوجود برآورد آسیب پذیری ها عملکرد قابل قبولی نداشته است. از آنجا که برطبق الگوها و مدل های افزایش تاب آوری جامعه ما، جامعه ای تاب آور نیست، درنتیجه مدیریت میراث فرهنگی نیز به صورت روشنی موضوع انطباق پذیری و تاب آوری را درنظر نگرفته و تنها به مرمت و بازسازی حداقلی آثار تاریخی در زمانی موقت اکتفا کرده است. در چرخه مدیریت بحران، اقدامات پیش از بحران که سبب کاهش آسیب پذیری در مخاطرات آتی خواهد شد، در رابطه با زلزله در این مناطق درنظر گرفته نشده است. در مرحله بازیابی و بازتوانی اجتماعی باتوجه به ویژگی های فرهنگی مردم، میراث ناملموس توانایی بالابردن تاب آوری اجتماعی و فرهنگی درمیان مردم آسیب دیده را تا حد قابل توجه ای افزایش داده است. این درحالی است که مدیریت بحران جامعه و میراث فرهنگی هرگز نتوانسته به عنوان مخزنی برای دانش اندوزی در جهت کاهش آسیب پذیری و افزایش تاب آوری در جامعه به وجود آورد تا بتواند در چرخه مدیریت بحران تاب آوری و آسیب پذیری را در رابطه ای متوازن و متعادل قرار دهد.
۱۱۳۷.

بافت معماری فرهنگ پیزدلی (حسنلوی VIII) براساس کاوش های باستان شناسی در تپه گردآشوان، شمال غرب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۲۴
تپه گردآشوان یکی از معدود محوطه های استقراری دوره روستانشینی در حوضه رودخانه زاب کوچک، پیرانشهر مربوط به هزاره پنجم/چهارم پیش ازمیلاد است که با توجه به تاریخ گذاری (C14) از 4531پ.م. مورد سکونت قرار گرفته است. انجام دو فصل کاوش باستا ن شناختی این محوطه، اطلاعات ارزند ه ای درخصوص وضعیت فرهنگی و معماری منطقه در اختیار قرار داده است. به لحاظ توالی زیستی در گردآشوان دو طبقه استقراری و چهار مرحله معماری از هزاره پنجم پیش ازمیلاد شناسایی گردید. شواهد باستان شناسی روستای گردآشوان نشان داد که بافت معماری به لحاظ کالبدی شامل فضاهای خشتی و سنگی است. از لحاظ روش، این پژوهش متکی بر داده های نویافته از کاوش های میدانی است که به روش توصیفی-تحلیلی نگارش یافته است. به دلیل انباشت ضخیم مواد فرهنگی عصر مس وسنگ جدید و ارتفاع حدود هشت متر و مراحل مختلف معماری، به نظر می رسد گردآشوان یکی از کلیدی ترین محوطه های مس وسنگ جدید در منطقه شمال غرب باشد. کاوش گردآشوان با هدف شناخت بافت معماری و سنت فرهنگی مس وسنگ جدید (حسنلوی VIII) در حوضه رودخانه زاب انجام یافت. در این پژوهش تلاش گردید تا با مطالعه بقایای معماری و مواد فرهنگی بتوان سنت های فرهنگی حوضه زاب را با دیگر مناطق تبیین نمود. نتایج به دست آمده از کاوش، نشانگر پیوندهای فرهنگی دشت پیرانشهر با مناطق قفقاز، آناتولی و بین النهرین است که به دلیل نزدیکی به مناطق فرهنگی فوق دارای مناسبات و روابط فرهنگی بوده اند. در این پژوهش به معرفی نقشه، ترکیب کالبد و مصالح مورداستفاده و شیوه های معماری مس وسنگ به مثابه تجربیاتی کهن از ایجاد فضاهای مقاوم و منطبق با زیست بوم محل می پردازد.
۱۱۳۸.

زبان بدن در آثار یادمانی ساسانی؛ رمزگان رفتاری حمل شمشیر و دست های نهاده برهم در مقابل بدن از منظر نشانه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۱۵۵
زمینه/هدف: هنر یادمانی ساسانی با اتکا به سنت "واقع گرایی" و "مقامی" تشخص یافته است؛ هرچند واقع گرایی آن نه به معنای چهره پردازی دقیق، بلکه در قالب تقید به جامگان، نشانگان، رمزگان و سلسله مراتب به عینیت درآمده که حاصل آن متنی رمزآلود و مستلزم معناکاوی ست. هدف این جستار، ارزیابی آن است که تا چه حد می توان هر نشانگانی را به زبان نمادین هنر یادمانی ساسانی تعبیر کرد؛ برای مثال در این آثار و به ویژه در نگارکندهای صخره ای با دو نحوه حمل شمشیر مواجیهم که از منظر رمزگان رفتاری می تواند به طرح این پرسش بیانجامد: چرا در آثار یادمانی ساسانی، نحوه حمل شمشیر توسط صاحب منصبان حکومتی در مقابل خدایگان شاهنشاه متفاوت است؟ روش/رویکرد: جستار پیش رو به مطالعه رمزگان هدف با رویکرد "بافت گرایی" و "پیوستار متنی" پرداخته است. روش پژوهش نیز مبتنی بر مطالعه تطبیقی متون تاریخی با شواهد باستان شناختی در قالب "رهیافت تاریخی" است. یافته ها/نتایج: نتیجه مطالعات، این تفاوت را در وهله نخست ناشی از جایگاه لشکری و کشوری صاحب منصبان می داند؛ هرچند دو انگاره خفیف تر را نیز می توان پنداشت که یکی حمل شمشیر به صورت عمود و یا نهادن دست ها در مقابل بدن را سنتی دیگر از ادای احترام به "تبار برتر" و همتای حرکت احترام آمیز "برافراشتن دست و خمودن انگشت" می داند و آن دیگری، این حرکت  را نه به نشان احترام به "تبار برتر"، بلکه به عنوان ادای احترام به مقام "شاهنشاه" می انگارد که تنها مختص اعضای خاندان سلطنت بوده است. قدرمسلم آن است که هریک از انگاره های فوق می تواند بر شخصیت شناسی، تبارشناسی و منصب شناسی پیکره ها و به تبع آن، بازشناخت ماهیت نظام سیاسی ساسانیان تأثیر نهد.
۱۱۳۹.

واکاوی ویژگی های تاثیرگذار در فن ساخت طاق آهنگ مقابر عیلام و الیمایی خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۷
قدیمی ترین نمونه های ثبت شده از ساخت طاق آهنگ در ایران مربوط به استان خوزستان و مقابر طاقدار دوره عیلامیان است. شناخت ویژگی های هندسی طاق های آهنگ، علاوه بر درک فنون ساخت مرتبط با روش های چینش، می تواند در حفاظت این آثار تاریخی بر اساس اصالت کالبدی مبتنی بر فن ساخت نیز مؤثر باشد. پژوهش حاضر به بررسی این ویژگی ها پرداخته و هدف آن، شناسایی عوامل هندسی و فناوری ساخت تأثیرگذار بر شیوه های چینش، با تأکید بر روابط خاص پیوند اجزا و ارتباط میان دهانه و افراز طاق ها، به منظور بازیابی بخش های فروریخته طاق های آهنگ این دوره تاریخی است. مهم ترین پرسش پژوهش این است که: ویژگی های چینش طاق های آهنگ خشتی-آجری دوره عیلام در خوزستان، با توجه به روابط خاص پیوند اجزا و ارتباط دهانه و افراز طاق ها چیست؟ این پژوهش با رویکرد تاریخی–تفسیری انجام و اطلاعات آن از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی های میدانی گردآوری شده است. بر این اساس، ۱۵ نمونه از مقابر طاقدار با مصالح مربع شکل (شامل مقابر دوره عیلام اول، دوره عیلام میانه، دوره نئوعیلامی و دوره الیمایی)، بر اساس گزارش های باستان شناسی یا بررسی های میدانی انتخاب و تحلیل شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که اجرای طاق آهنگ با چینش ضربی، رومی و ترکیبی، وجود روابط بین مصالح و دهانه طاق، ارتباط معنادار میان افراز و دهانه در دوره های عیلامی و الیمایی، ثابت بودن ضخامت طاق و تناسب میان تعداد لایه های طاق و ابعاد دهانه از مهم ترین ویژگی های این طاق ها هستند. این پژوهش نشان می دهد که هندسه طاق، ضخامت، نسبت دهانه به افراز و روش چینش آجرها تأثیر مستقیمی بر پایداری و مقاومت طاق ها دارند و درک صحیح این عوامل می تواند در بازسازی طاق های فروریخته این دوره تاریخی نقش مؤثری ایفا کند.
۱۱۴۰.

بررسی ساختار و تشکیلات صنفی هنرمندان و صنعتگران در عصر تیموریان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۱۶
اقشار اجتماعی جامعه ایران در ادوار تاریخی مختلف بسته به نوع شرایط سیاسی و اجتماعی، دارای موقعیت و به تبع آن منشأ بروز اثراتی در حوزه های مختلف و مرتبط با جایگاه و کارکردهای خویش بوده اند. چنان که هنرمندان و صنعتگران عصر تیموری به دلیل حجم قابل توجه تحولات هنری و صنایع دستی رخداده در این زمان، دارای موقعیت اقتصادی متفاوتی شدند. بررسی سلسله مراتب صنفی، نوع تعاملات با حکومت، وضعیت درآمدی و معیشتی و فرصت ها و چالش های اقتصادی فراروی هنرمندان و صنعتگران از مسیرهای شناخت موقعیت و وضعیت اقتصادی آنان در این زمان هستند. دستاوردهای تحقیق نشان می دهد اقدامات و شرایطی نظیر معافیت مالیاتی، علاقمندی و رقابت شاهزادگان در کنار مشارکت اقتصادی سایر اقشار اجتماعی، ثبات سیاسی، توانمندی های فردی و اجتماعی اشخاص، دسترسی آسان و ارزان قیمت به مواد اولیه تولید آثار هنری و صنایع دستی، ساخت و تأمین امنیت مراکز و مسیرهای عرضه آثار و همچنین وجود سازمان و تشکیلات صنفی حاکم و ناظر بر این قشر، در ثبات و بهبود موقعیت اقتصادی آنان در دوره تیموری اثرگذار بودند. بدین لحاظ در پژوهش حاضر با رویکردی تاریخی و با روش توصیفی و تحلیلی به بررسی ساختار صنفی حاکم بر فعالیت هنرمندان و صنعتگران و تبیین موقعیت اقتصادی آنان در این دوره، پرداخته خواهد شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان