فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۲۱ تا ۱٬۰۴۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۲۳
۳۲۴-۲۸۵
حوزههای تخصصی:
مطالعه تزئینات وابسته به معماری در بناهای عام المنفعه، علاوه بر شناخت ویژگی های هنری این بناها، بیانگر علایق بانیان و مردم عادی جامعه است. یکی از این بناهای عام المنفعه، حمام ها هستند که از آغاز در فرهنگ ایرانی از جایگاه خاصی برخوردار بوده و پس از ورود اسلام به ایران نیز از مهم ترین بناهای شهری محسوب می شدند. دلیل این توجه خاص، قداست آب و اهمیت مراسم شست وشو در ایران است که از سابقه طولانی برخوردار است. بسیاری از این حمام ها در قدیم به صورت عمومی و با همت خیرین و والیان محلی ساخته شده اند. شهر سنندج در قدیم جزو پاک ترین شهرهای ایران و تفریحگاهی مناسب برای اشراف و اعیان حکومتی بوده است؛ وسعت کم این شهر و تعداد بالای حمام ها در سطح شهر خود گواهی برای اثبات این مدعاست. پژوهش حاضر، براساس روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد تاریخی و مقایسه ای بوده و روش کار در این پژوهش به صورت میدانی و کتابخانه ای است. پرسش های پژوهش عبارتنداز: 1. حمام های خصوصی و عمومی در دوره قاجار کدام اند و بانیان آن ها چه کسانی بودند؟ 2- چه نوع تزئیناتی در حمام های دوره قاجار موردتوجه بوده است؟ 3- چه نقوشی در معماری حمام های (عمومی و حکومتی)، موردتوجه و اجرا شده اند؟ برمبنای پرسش های پژوهش، اهداف اصلی پژوهش حاضر نیز شامل بررسی حمام های عمومی و حکومتی شاخص دوره قاجار و تزئینات مهم در حمام های این دوره پرداخته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهند که بخش عمده تزئینات در قسمت بینه، سربینه و گرمخانه و خزینه در آرایه های تزئینی هم چون: آهک بری، کاشی کاری و نقاشی های دیواری اجرا شده اند. نقوش تزئینی دربرگیرنده نگاره هایی مانند: نقوش حیوانی، گیاهی، پرندگان، هندسی، ابزارآلات، اجرام سماوی بوده که در انواع حمام های خصوصی، عمومی و حکومتی نمود یافته است. نقش های گیاهی و اجرام سماوی دربرگیرنده اسلیمی هایی هستند که نشان از کثرت در وحدت و وحدت در کثرث دارد. نقوش حیوانی شامل نقش های شیر، اژدها، پرندگان، بز، عقاب، طاووس، مار پیام رسان پیروزی حق بر باطل و نشانگر عدالت است؛ لذا معنا و مفهوم نمادین این نقوش دارای اشتراکاتی است که در تمام حمام های این دوره قابل مشاهده است.
دلالت های اجتماعی و فرهنگی تصویرگری نَبَطی و تأثیر آن بر ذهنیّت های تصویری در عربستان مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ نَبَطی در زمینه تصویرگری گنجینه ای غنی از مضامین کهنِ همسایگان پیرامونی و ذهنیّات بومی بوده که طی سده های متمادی بالیده و گسترش یافت، و برخی از بن مایه های آن در سرزمین های مرتبط به خصوص همسایه جنوبی عربستان مرکزی تقلید یا با تغییراتی بازآرایی شد. پرسش اصلی این پژوهش این بوده است که ذهنیّات متنوع تصویرسازی نَبَطی، خاصّه دلالت های اجتماعی و فرهنگی آن، چه بوده و این ذهنیّات چگونه و تا چه حد بر ذهنیّت های تصویریِ اعراب ساکن در عربستان مرکزی تأثیر نهاده است؟ در این پژوهش با رویکرد انسان شناسیِ فرهنگی و اجتماعی و با بررسی شواهد متنوع مادی، به ویژه گزارش های باستان شناسان، دلالت ها و کارکردهای اجتماعی تصویر در زندگی روزانه، چون قدرت تأثیرگذاری تصاویر و ممنوعیت مقطعیِ تصاویر انسانی در مقابرْ بررسی شده و نشان داده شد که این ذهنیّاتِ رایج در میان نَبَطی ها از راه های مختلف فرهنگی، مانند مراودات تجاری و به نحوِ عینی تر، به واسطه مجسمه هایی چون بت های الهگان (از جمله عزی) در میان ساکنان عربستان مرکزی هم رسوخ کرد؛ چنان که شباهت های فرهنگی عمده ای در این زمینه به دست آمد.
Achaemenid Sarcophagi of Hossein-Abad in Susa, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۷
33 - 41
حوزههای تخصصی:
In 1994, it was reported that a group of smugglers had been arrested while excavating the hills of Hossein Abad, south of Susa, about 800m south of an area called Siahchal (Donjon). That excavation led to the revelation of half of a stone coffin or a sarcophagus and eventually led to the discovery of two more sarcophagi, which were located 2.5m from each other. The first sarcophagus was constructed in the form of a tomb with bricks of lion stamp patterns. Both sarcophagi are made of sandstones. The mine of these stones does not appear to have existed in Susa. However, the older fabric of Susa had instances of a sand mass, with underground cellars created inside these stones. Hence, the stones from which the sarcophagi were built could probably relate to Susa. No objects or human skeletal representing burial remnants were recovered from inside of the sarcophagi; however, out of Sarcophagus No. 1, some pieces of earthenware and perfume containers (Alabaster) were found. The bricks used in Tomb No. 1 were bearing lion patterns, as the pieces of earthenware and marble perfume bottles, numerous examples of which were reported from there, demonstrate they could reasonably be attributed to the Achaemenid dynasty.
مفهوم و مؤلفه های «هویت» در دوره ساسانی
منبع:
پژوهش در تاریخ سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۴
56 - 87
حوزههای تخصصی:
دولت ساسانی از اوانِ به قدرت رسیدن اردشیر بابکان در نیمه اول قرن سوم میلادی، هویت ایرانی را مبنایی برای تحکیم پایه های حکومت قرار داد و به منظور ترویج و تبلیغ آن از مؤلفه های مختلف اجتماعی، سیاسی و دینی بهره جست. بر این اساس، از عواملی چون دین، تبار و خاندان و میراث فرهنگی باقی مانده از گذشتگان به عنوان مقوّم های هویت بهره گرفته شد. پادشاهان ساسانی در برساختن مفهوم هویت از خاطرات مشترک تاریخی و باورهای اساطیری ایرانیان بهره بردند و سلسله حکومتگر خود را به عنوان نمودِ تداوم سنت های ایران باستان، که نزد عامه مردم مشروعیت داشت، معرفی کردند. در راستای تبلیغ و تلقین این نظام هویتی، انواع و اقسام ابزارهای فرهنگی مثل سکه، نقش برجسته، کتیبه و معماری به خدمت گرفته شد. به این ترتیب هویت موضوعه ساسانیان چنان در نظام فکری ایرانیان نهادینه شد که پس از سقوط ایشان نیز مبنای عمل امرا و سلاطین مسلمان حاکم بر ایران قرار گرفت.
نام «محمد» پیش از پیامبر(ص)؛ بازبینی انتقادی شواهد و رهیافتی تازه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ریشه شناسی نام محمد و پیشینه پیشااسلامی آن همواره چالشی برای پژوهشگران بوده و در این باره پرسش هایی مطرح است؛ از جمله آنکه آیا نام محمد برگرفته از نام یا واژه ای غیرعربی بوده؟ و آیا پیش از برآمدن اسلام، محمد نامی معمولی به شمار می آمده یا دلالت های ویژه اعتقادی و حتی پیامبرانه داشته است؟ مطالعات زبان شناختی، بینامتنی و یافته های باستان شناسی در این زمینه گزینه های گوناگونی پیش می نهند. در سنت اسلامی دست کم از سده دوم نام محمد با واژه «پاراکلیت» (فارقلیط) در انجیل یوحنا پیوند خورده است. البته درباره اصالت این اخبار تردیدهایی وجود داشته، اما انتقال واژه پاراکلیت از زبان یونانی یا با میانجی گری زبان های آرامی به محیط شبه جزیره، همچنان گزینه ای محتمل است. در کتیبه ای حمیری از سده ششم میلادی نیز به واژه ای هم ریشه با نام محمد برمی خوریم که در نوشته های اسلامی به ویژه داستان ابرهه هم ردپایی از آن یافت می شود. منابع اسلامی نیز می گویند عربان گمان می کردند در آینده پیامبری به نام محمد خواهد آمد و از چند نفر به نام محمد نام می برند که در گزارش های مربوط به آنها نوعی دلالت های دینی و پیامبرانه نهفته است. چالش مهم در ارتباط با این شواهد، اصالت سنجی و تاریخ گذاری آنها و سپس واکاوی ارتباط درونی میان آنهاست. در مقاله حاضر مجموعه این شواهد بررسی شده و به ویژه مهم ترین شواهد اسلامی ارزیابی انتقادی شده است. با شواهدی که بررسی شده ، می توان گفت در شبه جزیره پیش از اسلام نام های برگرفته از ریشه «حَمَدَ» دارای دلالت های دینی بوده اند. با این حال، درباره ارتباط ریشه حَمَدَ با فارقلیط فعلاً باید به گمانه زنی بسنده کرد.
نقش پیوندهای تجاری و فرهنگی شرق آفریقا و خلیج فارس در آئین زار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بردگان سیاه یکی از اقلام مهم تجاری بودند که از روزگاران باستان رواج داشته و بعد از فتوحات اسلامی نیز کم و بیش تداوم داشت. سواحل خلیج فارس و دریای سرخ از جمله مقاصد مهم برای جابجایی و نقل و انتقال یا اسکان این بردگان بودند. چنانکه گزارشهایی از اسکان بردگان سیاه در بصره و روستای توریان در جزیره قشم وجود دارد. مساله مهم در ارتباط با این بردگان تاثیر وتاثرهای فرهنگی است که در محلهای اسکان خود داشته اند. این بردگان علاوه بر اثرپذیری فرهنگی، فرهنگ خود را نیز به جوامع میزبان می دادند؛ اساطیر و آئین زار و موسیقی مرتبط با آن از جمله مواردی است که به واسطه آنان در منطقه خلیج فارس نفوذ داشته است. این مقاله با تمرکز بر این آئین به مثابه یک مثال تاریخی، کوشیده است به توضیح و تبیین این سوال بپردازد که تجارت برده چه تاثیری بر تعامل فرهنگی آفریقای شرقی و حوزه خلیج فارس داشته است؟ فرضیه حاکی از آن است که بابازارها و مامازارها به طور کلی سیاهان در دوره اسلامی طیِّ چند مرحله فرهنگ و آئین زار را دگرگون کردند.یافته های تحقیق حاکی از آن است که مراحل مذکور عبارت بودند از: تلاشهایی برای انطباق روایات سواحیلیِ زار با روایات توراتی و قصص انبیا، دادن صبغه اسلامی و درمانگرانه به آئین زار، و درنهایت اثرپذیری از ادبیات و باروهای صوفیانه به خصوص از طریقت قادریه.
مختصری از جغرافیای تاریخی آذربایجان
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۱ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۱
110-119
حوزههای تخصصی:
جغرافیای تاریخی علمی است، که به شناخت شهرها و قصبات یک مملکت، یا یک منطقه و استان می پردازد، که روز و روزگاری در تحت تابعیت، یا حاکمیت اداری یک استان یا مملکتی بوده و بعد طی گذشت روزگار و مرور زمان از مرکز قبلی خویش جدا و خود دارای حاکمیت یا مرکزیت جدید گردیده اند. بدین ترتیب کتاب هایی نیز با عناوین جغرافیای تاریخی مثلاً: ایران یا خراسان و اصفهان و ... به رشته تحریر درآمده اند.در مبحث جغرافیای تاریخی آذربایجان نیز علاوه بر سرزمین های تحت عنوان اصلی «استان های آذربایجان شرقی و غربی و جمهوری آذربایجان» بحث از استان ها و شهرهایی می شود، که امروزه در تحت تابعیت اداری آذربایجان نیستند، ولی قبلاً از مضافات (اضافه شده های) آذربایجان محسوب می شدند. در این مقاله کوشش گردیده به شیوه ای مختصر و مفید به شهرهایی که روزگاری در تحت تابعیت آذربایجان بوده اند؛ پرداخته شود، تا معلوم گردد آذربایجان نیز مثل خراسان به سرزمین های وسیعی اطلاق می شد، که در پروسه تاریخی خود به کمتر از نصف حدود قبلی و واقعی خود تقلیل یافته است.
مقایسه بن مایه های عرفانی زیباشناسی نقوش تزیینی چین و ایران
حوزههای تخصصی:
بر اساس مبنای بسیاری از بزرگان فلسفه هنر،زیباشناسی(Aesthetics)بر اساس بافتار تاریخی(Historical context)تغییر می کند.مراوده فرهنگ ها و برخورد یا گفتمان تمدّنی عامل این پارادایم ها و تغییرات محتوایی و شکلی است.قطعاً فرهنگ هنری چین که شاکله آن نوعی معنویت و عرفان دوآلیسم(یین یانگ)را دارا می باشد،به علل گوناگون تاریخی مثل وجود جاده ابریشم،حمله مغول و تأثیر آن در انتقال هنر شرق آسیا به غرب آن و رواداری مغولان به علّت پای بند نبودن به ایدئولوژی خاصّ که باعث رابطه دیالکتیک بین ملل و فرهنگ ها می شد،در طول تاریخ بر بسیاری از تمدّن های دیگر اثر گذاشته است.هر چند که میان فهم معنوی چینی و اسلامی تفاوت هایی جدی در مسئله مابعدالطبیعه و زندگی پس از مرگ وجود دارد اما در تعالی معنوی شباهت های زیادی میان دو فرهنگ وجود دارد که بر زیبایی شناسی دو فرهنگ تاثیرات نسبتا مشابهی داشته است.جلوه های این تأثیرات را می توان در نقوش تزئینی در هنرهای مختلف بررسی کرد.این مقاله با ادبیات تاریخی نوع تأثیرگذای هنر چینی بر هنر ایران پسامغول را بررسی می کند امّا برمبنای نگاهی پدیدار شناسانه معتقد است علّت نهفته در این تأثیرگذاری،فهم و قبول معنای زیباشناسی نهفته در هنر چینی از سوی ایرانیان مسلمان است.علّت این مفاهمه و پذیرش به نوعی زیرساخت مشترک عرفانی و معنوی(Mystical)بازمی گردد.این فرضیه بر اساس منابع اسنادی مورد پژوهش و اثبات قرار گرفته است.
وجوبِ پذیرش مصالحه مالی با اولیای دم از سوی محکوم به قصاص نفس با رویکردی به آرای امام خمینی(ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال ۲۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۹۸
55 - 80
حوزههای تخصصی:
وجوب حفظ جان و حرمت خودکشی – چه به صورت فعل یا ترک فعل از ضروریات دین است و آیات و روایات متعدی بر آن دلالت دارند؛ درعین حال، در شمول حکم یادشده نسبت به برخی مصادیق اختلاف نظر است؛ ازجمله، در مواردی که اولیای دم حاضرند در قبال گرفتن وجه از قصاص صرف نظر نمایند، وجوب پذیرش این پیشنهاد از سوی محکوم به قصاص موردتردید است؛ البته مشروط به آنکه پرداخت وجه برای محکوم به قصاص مقدور باشد. امام خمینی وجوب این مسئله بر محکوم به قصاص را نپذیرفته اند. در این نوشتار، ادله موافقان و مخالفان با رویکرد به مبانی نظر امام خمینی موردنقد و بررسی قرار می گیرد؛ این ادله طیف فراوانی از آیات، روایات، ادله عقلیه، استناد به توالی فاسد و... در خود دارد. حاصل آنکه ادله باورمندان به عدم وجوب، پذیرفتنی تر می نماید؛ اما با توجه به برخی قواعد و اصول، احتیاط در مسئله یاد شده نیکوست و از این طرق می توان میان نظرات موافق و مخالف، راه میانه ای برگزید.
بررسی و شناسایی باستان شناختی شهرستان درمیان، خراسان جنوبی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۹
127 - 145
حوزههای تخصصی:
شرق ایران به ویژه خراسان جنوبی یکی از مناطقی است که تحقیقات باستان شناسی محدودی در آن انجام شده است و با وجود داشتن آثار تاریخی فراوان، سیمای باستان شناسی آن ناشناخته باقی مانده است. شهرستان درمیان یکی از مناطق استان خراسان جنوبی است که نسبت به سایر شهرستان های استان کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. این شهرستان در شرق استان قرار گرفته و هم مرز با کشور افغانستان است. با توجه به بررسی باستان شناسی که در سال ۱۳۹۴ و در سطح شهرستان صورت گرفت، تعداد ۲۱۳ اثر تاریخی در آن شناسایی شد. این آثار شامل محوطه های تاریخی، مسجد، قلعه، برج، حمام، آرامگاه، آسیاب ، آسباد، حوض انبار، قبرستان، غار های تاریخی و سنگ نگاره است که قدمت آن ها به دوره های پیش از تاریخ (هزاره سوم پ.م) تا دوران اسلامی متأخر (پهلوی) باز می گردد. بیشترین تعداد این محوطه ها مربوط به دوران اسلامی بوده و کهن ترین آنها، محوطه شاه ولی، مربوط به هزاره سوم پ.م است. نظر به این که بسیاری از آثار تاریخی این شهرستان برای نخستین بار شناسایی شده بودند، ضرورت داشت که در پژوهشی مستقل به بررسی و تحلیل آن ها پرداخته شود. بدین سبب، هدف اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل آثار تاریخی شناسایی شده شهرستان درمیان است. روش تحقیق در این پژوهش به صورت توصیفی و تحلیلی بوده که داده های آن از طریق بررسی میدانی و مطالعات کتابخانه ای جمع آوری شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که آثار تاریخی این شهرستان، نسبت به برخی از مناطق هم جوار از قدمت کمتری برخوردار است، اما عموماً با حوزه های فرهنگی شمال شرقی و جنوب شرقی ایران ارتباطات نزدیکی داشته است. علاوه بر این، چنین مشخص شد که شهرستان درمیان در دو بازه زمانی دوره اشکانی و سده های میانی اسلامی از اهمیت و رونق زیادی در منطقه برخوردار بوده است.
بحران در کمیسیون های کمک به مستمندان و تشکیل سازمان اردوهای کار (331- 1338ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهه 1320ش. با هجوم انبوهی از افراد مستمند از شهرهای کوچک و مناطق روستایی به شهرهای بزرگ، برنامه ها و سیاست های اجتماعی مختلفی به منظور رسیدگی به این افراد در دستور کار قرار گرفت. با این حال، اصلی ترین مشکل رسیدگی به این مستمندان، نبود منابع مالی مشخص برای این منظور بود؛ به همین دلیل در آذر 1331ش. یک لایحه قانونی به تصویب رسید که براساس آن از هر لیتر بنزین مصرفی داخلی کشور، بیست دینار عوارض برای جمع آوری و به کار گماردن متکدیان أخذ می شد. با تأمین منابع مالی لازم، در سال 1331ش. در شهرهای مختلف کشور نهادهایی با عنوان کمیسیون های کمک به مستمندان، به منظور رسیدگی به این افراد تشکیل شد. با وجود این اقدامات، در دهه 1330ش. بحران حضور مستمندان در شهرهای بزرگ تشدید شد و این امر موجب انحلال این کمیسیون ها در سال 1338ش. و جایگزین شدن نهادی تازه تأسیس با عنوان «سازمان اردوهای کار» به جای آنها شد. بر این اساس، پرسش اصلی نوشته حاضر این است که چرا چنین کمیسیون هایی نمی توانستند مشکل مستمندان را در سطح کشور حل کنند و چرا سازمان اردوهای کار جایگزین این نهاد شد. با توجه به این مقدمات، در این نوشته ابتدا تشکیل این کمیسیون ها و تغییرات صورت گرفته در آنها تا سال 1338ش. بررسی شده است. سپس سعی شد با توجه به این توصیف، مشکلات این کمیسیون ها در این فاصله زمانی شرح داده شده و در آخر نشان داده شود که چرا ساختار و خدمات چنین کمیسیون هایی به سبب شدت داشتن بیکاری پنهان در مناطق روستایی، نمی توانست مشکل مستمندان را در سطح کشور حل کند.
Aryans and the Sea Peoples: Migration and Invasion, Responses to the Climatic Stress in the Second Millennium BC(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Persica Antiqua, Volume ۳, Issue ۵, July ۲۰۲۳
15 - 29
حوزههای تخصصی:
The consequences of climate change could be so severe and extensive that the issue has prompted human societies to change their subsistence system and adopt strategies to deal with those challenges. In the past, droughts and the reduction in water resources caused serious problems for human societies and made it difficult for water-dependent communities to continue living in a specific region and area. In order to get out of the crisis, many communities either migrated to favorable areas or attacked other communities. In the second millennium BC, Central and West Asia witnessed large-scale human migrations and violent invasions, which apparently overlapped with climatic stresses. The extensive migration of Aryan tribes and predatory invasions of the Sea Peoples in Egypt, Levant, Anatolia, and Greece during the second half of the second millennium BC coincided with the 3.2 ka BP mega drought event. This research, with an environmental archeology approach, actually tries to warn about the unfortunate consequences of global warming, i.e. climate migrations and social tensions. Here, the reason for population displacements and attacks on civilizations in the second millennium BC has been investigated from the climatic perspective. The Paleoclimate research indicates frequent climatic events in the early Late Holocene in Central and West Asia, which probably triggered many socio-political events.
Effective Factors behind Formation and Collapse of Civilizations in Sistan, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۸
15 - 27
حوزههای تخصصی:
The Sistan region has played a prominent role in establishing and expanding civilization in the eastern region of Iran in different historical periods. The region’s favorable environmental conditions, including abundant water, fertile soil, and diverse flora and fauna, attracted various ethnic groups to settle and achieve significant advancements by constructing numerous cities and settlements. Over its documented existence, Sistan with a rich collection of historic buildings and archeological sites has experienced three periods of extensive settlement and three periods of non-settlement, commonly referred to as gap periods. Multiple factors have contributed to the development of Sistan socially and settlement wise. This article aims to identify the influential factors in the cycle of formation and collapse of civilizations in Sistan by examining geographical, historical, and archaeological factors. Among these, water availability, political considerations, and other natural and human-related aspects stand out as the main contributors to this cyclic pattern.
بازآفرینی فضایل شاهی سیاستنامه خواجه نظام الملک در آثار تاریخ نویسان عصر صفوی (907-1136ق.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با استقرار حکومت صفوی (907 ق.)، تاریخ نویسان عصر در فضای فکری و گفتمان جدید، وظیفه ای را به عهده گرفتند که تاریخ نویسان پیش از این، کمتر به آن پرداخته بودند و آن به کارگیری فضایل شاه آرمانی سیاستنامه ها، برای مشروعیت بخشی به پادشاهان هم عصرشان بوده است. از ویژگی های اصلی سیاستنامه ها یا سیرالملوک ها، یکی از حوزه های اصیل فکرى در اندیشه سیاسى ایران دوران اسلامی، به خصوص در دوران میانه، توجیه گرى سیاسى و مشروعیت بخشی و تایید حکومت ها و شاهان عصر بوده است. این آثار با توجه به شرایط تاریخى سیاسى ظهور آن ها، خصایص ویژه اى داشته و به منظور راهنمایى عملى امیر یا سلطان خاص نوشته شده اند. پژوهش حاضر در پی آن است که تاریخ نویسان عصر صفوی کدام یک از فضایل شاه آرمانی سیاستنامه نظام الملک، از منابع اصیل طرح و انتقال اندیشه شاه آرمانی در دوره میانه را برای توصیف پادشاه هم عصرشان به کار برده اند؟ و اهداف تاریخ نویسان از توجه به آثار سیاستنامه ای چه بوده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که تاریخ نویسان این عصر تحت تاثیر سنت های فکری ایرانی و زمینه های تاریخی، جهت مشروعیت بخشی به سلاطین صفوی از فضایلی چون برگزیده بودن، ایجاد کننده امنیت، بوجود آورنده سعادت و نیکبختی، عدالت و دادگری، دینداری و حمایت از دین، سیاست و اداره امور، دانش نظامی و دارا بودن صفات ظاهری شایسته را به صورت غیر دستوری و انتسابی استفاده کرده اند. هدف اصلی این پژوهش که با روش توصیفی - تحلیلی و بهره گیری از منابع تاریخی عصر صفوی نگاشته شده، بازآفرینی فضایل شاه آرمانی یکی از مهم ترین سیاستنامه های دوران اسلامی در آثار تاریخ نویسان عصر صفوی است.
موازین دینی و اخلاقی در کشورداری خسرو انوشیروان
منبع:
پژوهش در تاریخ سال ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۵
15 - 66
حوزههای تخصصی:
با درگذشت قباد یکم، جانشین او خسرو انوشیروان خود را در میان مشکلات فراوان ساختاری و اقتصادی یافت که برای برطرف کردن آنها نیاز به تعریف خط مشی متفاوتی نسبت به پیشینیان خود احساس می کرد. برای تعریف نظام نوین کشورداری، خسرو به ایدئولوژی منسجم و پویایی نیاز داشت که این ایدئولوژی را در قالب دین زردشت یافت. مسئله اصلی این جستار واکاوی ایدئولوژی خسرو در امر کشورداری و رابطه با مردم است و هدف، یافتن ارتباط میان ایدئولوژی حکومتی خسروانوشیروان در کشورداری، دین زردشت و سنت پیشینیان است. این مقاله در پی یافتن پاسخ به این پرسش است که دین و اخلاقیات در کشورداری انوشیروان چه نقشی ایفا می کردند. یافته های پژوهش نشان خواهند داد که منابع بازمانده از دوره ساسانی گواه بر التزام عملی خسرو به دین زردشتی در جریان بسط اصلاحاتش در زمینه های مختلف هستند که خود منجر به موفقیت او در عرصه های سیاسی، نظامی و اقتصادی شد. شیوه گردآوری داده ها در پژوهش حاضر کتابخانه ای است.
نظامنامه مدارس ابتدائی و متوسطه ذکور و اناث دولتی
منبع:
پژوهش در تاریخ سال ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۵
207 - 229
حوزههای تخصصی:
جامعه ی ایران در عصر قاجار وارد مرحله ی جدیدی از تغییر و تحول ساختار سیاسی- اجتماعی گردید که با دوران قبل از آن تفاوت چشمگیری داشت. با توجه به اهمیت تعلیم و تربیت که نقش عمده انتقال فرهنگی از نسلی به نسل دیگر را بر عهده دارد. لازم است که میراث فرهنگی کشور مورد مطالعه قرار بگیرد تا بتوان آن را پربارتر نمود. علوم و فنون، آموزش و پرورش، فرهنگ و تمدن مشترک برای ساخت یک جامعه مترقی ضروری است و هیچ یک از این پدیده ها نمی توانند به تنهایی و بدون کمک یک دیگر به وجود آیند و هر یک ساخته و مکمل یک دیگر است. چون تعلیم و تربیت رابطه ی مستقیمی با زندگی فردی و اجتماعی مردم دارد؛ بنا بر این باید در حیات آنان جنبه واقعی و عملی پیدا کند. در واقع تعلیم و تربیت هم یک نوع فلسفه ی حیاتی است. حتی مذهب و ادبیات و فلسفه به معنی اعم نیز دارای این منظور و مقصود است که حیات فردی و اجتماعی شخص را پرمایه تر سازد. حفظ گسترش و ارزشیابی میراث فرهنگی در ترقی و تحول و تکامل آموزش و پرورش کشور موثر باشد. پس بررسی و مطالعه تعلیم و تربیت در ایران باستان می تواند راهنمایی خوب برای آشنایی با نحوه ی تعلیم و تربیت در کشور از گذشته تا کنون باشد.
تحلیل دلایل جنگ های پیروز ساسانی با هپتالیان(484میلادی-459میلادی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۲۶)
82 - 96
حوزههای تخصصی:
مرزهای شرقی ایران از دیرباز مورد هجوم اقوام همسایه قرار داشته است. اقوام آریایی از همین مرزها وارد فلات ایران شدند. بنابر برخی روایات، کوروش هخامنشی، جان خود را برای حفاظت از این مرزها از دست داده است. تداوم مسئله فوق در زمان ساسانیان چالش هایی را برای این حکومت به همراه داشت. هر اندازه که مرزهای غربی ایرانشهر ساسانی برای ایشان مهم و پرخطر بود، مرزهای شرقی نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است. از نشانه های تأیید این موضوع، وجود دیوارها و قلعه های متعدد در این مناطق برای جلوگیری از یورش این اقوام مهاجم به داخل قلمرو است. یکی از اقوامی که به مرزهای شرقی ایران یورش می آوردند، هپتالیان بودند. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی دلایل وقوع جنگ با هپتالیان در دوران زمامداری پیروز است. پژوهش حاضر با روش و رویکرد توصیفی- تحلیلی با استناد به منابع کتابخانه ای سعی در یافتن پاسخی مناسب برای این پرسش دارد که چه دلایلی در حمله پیروز علیه هپتالیان تاثیرگذار بوده است؟ یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد دلایل زیادی برای حمله پیروز علیه هپتالیان وجود داشته است، اما دلیل اقتصادی را می توان از مهمترین دلایل در وقوع این جنگ ها به شمار آورد.
مقایسۀ کاربست تاریخ در متون اخلاق عرفانی و اخلاق سیاسی در سده های میانه تاریخ ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۷
125 - 148
حوزههای تخصصی:
در نظام اندیشه تا پیش از قرون جدید، تاریخ با عبرت ها قرین بود و تاریخ نویسی رنگی اخلاقی داشت. از دیگر سو، در اخلاق نویسی نیز از تاریخ بهره برده می شد. هدف از این نوشتار، مقایسه کاربست تاریخ در متون اخلاق عرفانی با کاربست تاریخ در متون اخلاق سیاسی در سده های میانه تاریخ ایران است. متون اخلاق، حاوی اندیشه نویسندگان این متون هستند و برای فهم این اندیشه از میان رویکردهای مختلف، رویکرد تحلیل گفتمان برگزیده شده است. با این رویکرد به این پرسش پاسخ داده خواهد شد که کاربست تاریخ در متون اخلاق عرفانی و اخلاق سیاسی چه شباهت و تفاوتی دارد و منشأ این تفاوت چیست؟ تاریخ در متون اخلاق عرفانی، در قالب اقوال و افعال مشایخِ گذشته و به صورت نقلی روایت می شود. مخاطب متونِ اخلاق عرفانی در سلسله مراتب معرفتی، جایگاه پایین تری از نویسندگان این متون دارد. نویسندگان به صورت آشکارا، تاریخِ مقدسِ عرفانی را برای مخاطب، شایسته الگوبرداری می دانند و بر آن تأکید می کنند. آنان تاریخ مقدسِ عرفانی را در قالبِ یک کلیّتِ باثبات و پیوسته تصویر می کنند تا در مقابل گفتمان رقیب، از خود حفاظت کرده باشند. تاریخ در متون اخلاق سیاسی در قالب اندرز و حکایت روایت می شود اما چون مخاطب متونِ اخلاق سیاسی جایگاه اجتماعیِ بالاتری از نویسندگان این متون دارد، نویسندگان برای تشویقِ مخاطب به الگوبرداری از تاریخ محدودیت هایی دارند. آنان تاریخ را متضمن درس تغییر احوال دانسته اند، تا به این شیوه از جایگاه خود در برابر گفتمان رقیب دفاع کرده باشد.
تأملی بر ساختار معماری و هویت تاریخی بنای آرامگاهی جوخواه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۷ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۲۵
۱۹۱-۱۶۵
حوزههای تخصصی:
بناهای آرامگاهی یکی از مهم ترین گونه های معماری اسلامی هستند. مطالعه این گونه بنا در بستر جغرافیایی، درک و شناخت معناداری را از این آثار پیش روی ما قرار می دهد. منطقه وسیع طبس، باوجود دارا بودن ظرفیتی غنی از آثار تاریخی و فرهنگی فاخر و به دلیل مهجور بودن و شرایط سخت جغرافیایی، مورد کم توجهی مسئولان و باستان شناسان قرار دارد. در بررسی باستان شناختی بخش جوخواه طبس که در سال 1394ه .ش. انجام گرفت، بناهای متعددی ازجمله یک آرامگاه منفرد شناسایی شده که تاکنون مورد پژوهش قرار نگرفته است. در این پژوهش شیوه ساخت بنا با توجه به نحوه گنبدزنی، اجرای تاق ، نوع مصالح و نوع تزئینات به کار رفته، موردتوجه قرار گرفته است. تحقیق حاضر براساس هدف از نوع توصیفی-تحلیلی و ماهیت آن براساس رهیافت های تاریخی است. در این پژوهش روش یافته اندوزی ها بر پایه مطالعات میدانی و استناد به منابع کتابخانه ای انجام شده است. این پژوهش تلاش دارد، با تکیه بر یافته های باستان شناسی، مطالعات تطبیقی و هم چنین استناد به منابع مکتوب دوران اسلامی، به واکاوی هویت و تاریخ ساخت آرامگاه جوخواه طبس بپردازد. برآیند مطالعات صورت گرفته نشان می دهد که الگوی ساخت این مقبره برگرفته از طرح مربع شکل، مانند بسیاری بناهای آرامگاهی در خراسان بزرگ طی سده های اولیه دوران اسلامی است. اگرچه با مقایسه داده های فرهنگی و عناصر ساخت مایه بنا با سایر آثار مشابه، می توان تاریخ ساخت آن را به اواخر سده ششم تا اوایل سده هفتم هجری قمری نسبت داد.
مستندسازی دیجیتال و استفاده مجدد از داده ها در فعالیت های باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با پشت سر گذاردن باستان شناسی محاسباتی و گسترش باستان شناسی دیجیتال و بهره گیری از انواع ابزارها و فناوری های نوین دیجیتالی در بررسی ها و کاوش های باستان شناسی، میزان داده های دیجیتال در باستان شناسی تنوع و گسترش یافت. لذا نگهداری و حفظ این داده های دیجیتال در کنار داده های آنالوگ، تفسیر و یافتن ارتباط مابین این اطلاعات یکی از دغدغه های اصلی باستان-شناسان گردید. ضمن آنکه امکان استفاده مجدد از این داده ها و اطلاعات ثبت شده، یکی دیگر از فاکتورهای مهم و اصلی در مستندسازی و بایگانی این داده ها بود. با تنظیم منشور لندن و اصول سویل و ارائه تعاریف لازم و تعریف فراداده و پاراداده ها در کنار داده های اصلی و الزام به ثبت آن در حوزه میراث فرهنگی دیجیتال، امروزه، بایگانی و مستندسازی دیجیتال داده ها روشمندتر و اصولی تر گردیده است؛ اما همچنان که کانسا (مدیر پروژه اوپن کانتکست) هم اشاره داشته است، کماکان می توان فقر و کمبود دانش و سواد دیجیتال در میان اعضای هیئت ها در فعالیت های باستان شناسی را مشاهده نمود؛ که خود مانعی بر سر راه ثبت و استخراج صحیح داده ها است. در این پژوهش با مرور و بررسی نظام مند تجارب مطالعاتی و عملیاتی صورت گرفته در کشورهای پیشگام در حوزه استفاده از فناوری های دیجیتال و استانداردهای اجرایی در حوزه ثبت و ضبط داده های دیجیتال جهت استفاده مجدد از آنها، ضمن ارائه نکاتی که باید در بایگانی و ثبت این داده ها در نظر داشت -تنها محدود به زمان ثبت نیست- بر روند آماده سازی بستر مناسب، نگهداری و پشتیبانی آن و نکاتی که باید رعایت نمود تا داده ها قابلیت استفاده مجدد برای دیگر متخصصین را دارا باشند، پرداخته شده است. ضمن آنکه به بررسی عواملی پرداخته شده که می تواند موجب از بین رفتن داده های دیجیتال، مخدوش شدن آنها و یا عدم استفاده مجدد شان گردد؛ میزان دخیل بودن فناوری های دیجیتال در این امر نیز بررسی شده است. در نتیجه گیری پژوهش، اینکه چه میزان عدم سواد دیجیتال و عدم استفاده صحیح از این داده ها می تواند یک عامل بازدارنده بر سر راه استفاده مجدد از آنها باشد مورد نقد و بررسی قرار گرفته؛ و در نهایت به چگونگی مدیریت و کنترل این عوامل و ارائه راهکارهای مناسب، پرداخته شده است.