فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۴۱ تا ۱٬۸۶۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی جستار حاضر این است که فارغ از دوره بندی های اروپامحور، آیا می توان یک دوره بندی بوم محور از تاریخ ایران ارائه کرد. نویسنده برای پاسخ به این پرسش، ضمن ردّ دوره بندی های اروپامحور، می کوشد الگوی پیشنهادی خود را ارائه کند. رویکرد روشی در این پژوهش، «تحلیل سیستمی» و وحدت ملاک تعیین شده برای دوره بندی، «ماهیت نظام سیاسی» است. با این ملاحظات، نگارنده تاریخ ایران را به پنج دوره متفاوت از هم تقسیم می کند: دوره شاهنشاهی (از بامداد مادی تا شامگاه ساسانی)، دوره خلیفه-شاهی (از ورود اسلام به ایران تا سقوط خلافت عباسی)، دوره خانی (از یورش مغول به ایران تا برآمدن صفویان)، دوره پادشاهی مطلق (از برآمدن صفویه تا استقرار مشروطه)، دوره پادشاهی مشروط (از انقلاب مشروطه تا سقوط سلسله پهلوی).
روند کسری بودجه و راهکارهای تأمین آن در دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات مهم جهت شناخت اوضاع مالی دوره قاجار، روند کسری بودجه است. دراین باره تاکنون مطالب مستند و مستقلی ارائه نشده است و این پژوهش با جمع آوری اسناد و مدارک و ارائه آمار و ارقام به روند کسری بودجه و شناسایی و بررسی راهکارهای دولت برای تأمین آن می پردازد. روش تهیه و گردآوری تحقیق، اسنادی و کتابخانه ای است و نوع تحقیق تبیینی - تحلیلی است. این مقاله ضمن بررسی میزان تغییر و نوسانات در کسری بودجه دوره قاجار به این سؤال پاسخ خواهد داد که علل کسری بودجه و راهکارهای دولت برای تأمین آن چه بوده است و آیا با انقلاب مشروطه تغییر مثبت یا منفی معناداری در کسری بودجه ایجاد شد یا نه. یافته های تحقیق حاکی از آن است که دولت در اواخر حکومت محمدشاه و در اواسط حکومت مظفری، به علت صدور برات های بی محل، استقراض های متعدد و افزایش مخارج درباریان و نظامیان، دچار کسری بودجه شد و پس از انقلاب مشروطه، کسری بودجه کلان و مداوم تر شد. علت اصلی کسری پس از مشروطه وسعت دیوان سالاری، استقراض های متعدد، تعطیلی مجلس و بی انضباطی مالی و اشغال نظامیان خارجی بوده است که با کم رنگ شدن برخی از این عوامل در اواخر دوره قاجار منجر به تعدیل بودجه شد.
واکاوی کشمکش ملکی رودانی ها و ابراهیم خان قوام الملک با تکیه بر اسناد (1313تا 1332 ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از اواخر سلطنت قاجار جمع آوری مالیات برخی مناطق هرمزگان فعلی مانند رودان و منطقه احمدی در اختیار خاندان قوام الملک قرار گرفت، ولی در تقسیمات کشوری سال 1316ش بندرعباس، رودان و میناب بخشی از استان هشتم با مرکزیت کرمان شد. از سال 1313ش میان ابراهیم خان قوام و مالکین رودان اختلاف نظرهایی در مورد زمین های زراعی بروز کرد که حدود بیست سال به طول انجامید. قوام به استناد قبض های مالیاتی زمان حبیب الله خان قوام الملک، تمام زمین های مرغوب و حتی موقوفی را به نام خود ثبت نمود. مالکان رودان هم در واکنش به این اقدام دست به شکایت زدند. بنابراین کشمکشی بیست ساله میان طرفین آغاز شد. هدف مقاله حاضر پاسخ به این سؤال است که چه عواملی بر طولانی شدن دعوای حقوقی ابراهیم قوام و مالکان رودانی مؤثر بود و نتیجه نهایی آن را رقم زد؟ داده های پژوهش حاضر عمدتاً از مرکز اسناد شورای اسلامی (کمام)، و مرکز اسناد ملی (ساکما) گردآوری شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که ابراهیم قوام با تکیه بر عواملی چون نفوذ در دربار سلطنتی، حمایت انگلستان، استفاده از چریک های منطقه فارس و قبیله طاهرزائی، و همچنین تطمیع مقامات محلی تلاش کرد مالکیت خود بر زمین های رودان را تثبیت کند، اما سرانجام عواملی چون سقوط جایگاه خاندان قوام در دربار پهلوی، روی کار آمدن مصدق و ظهور فضای انگلیسی ستیزی، و همچنین تلاش های بی وقفه مردم رودان، خاندان قوام را در دستیابی به هدف خود ناکام گذاشت.
تبیین و تحلیل تأثیر موقعیت جغرافیایی بر عملکرد نظامی حکومت ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساسانیان یکی از سلسله های مهمی بودند که در فلات ایران به قدرت رسیدند. این حکومت به واسطه شرایط، موقعیت و وسعت جغرافیایی سرزمین خود نمی توانست یا به نوعی امکان نداشت که تحت تأثیر محیطی که در آن قرار گرفته بود، واقع نشود. موقعیت جغرافیایی در بروز جنگ های گسترده و طولانی که ساسانیان در مدت فرمانروایی خود، چه در جبهه دفاعی و چه در حمله ها و عملیات های نظامی که در اکناف و اطراف سرزمین خود انجام داده اند، تأثیر مهمی داشته است. سؤال این پژوهش این است که موقعیت جغرافیایی در فعالیت های نظامی و راهکارهای دفاعی ساسانیان چه تأثیری داشته است؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که ساسانیان در این سرزمین و موقعیت جغرافیایی حساس فعالیت های نظامی خود را با ویژگی های ژئوپلیتیکی و استراتژیکی سرزمین خود تطبیق دادند و فعالیت های نظامی آنان متأثر از موقعیت جغرافیایی فلات ایران واقع می شد. وجود استحکامات طویل نظامی در شرق، شمال شرق، جنوب غرب و همچنین تقسیمات نظامی که ساسانیان انجام دادند متأثر از موقعیت جغرافیایی آنان بوده است. روش این پژوهش به صورت توصیفی – تحلیلی است و داده های این پژوهش نیز به صورت مطالعات کتابخانه ای گردآوری شده است.
طبقه بندی، گونه شناسی و گاهنگاری سفالینه های لعابدار محوطه اسلامی بوزنجرد دشتِ همدان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۷
17 - 44
حوزههای تخصصی:
در جریان مطالعات باستان شناسی محوطه های اسلامی دشت همدان در سال 1399، محوطه بوزنجرد توسط نگارندگان برای نخستین بار مورد بررسی قرار گرفت. یکی از شاخصه های مهم در شناخت فرهنگ های گذشته، مطالعه و تحلیل آثار سفالی محوطه های باستانی است که نقش مهمی در روشن شدن ساختار فرهنگیِ مراکز استقراری دارد. با توجه به تأثیرپذیری سنت های سفالگری دشت همدان و به تبع آن، محوطه بوزنجرد، از مراکز شاخص سفالگری دوره اسلامی، در این پژوهش سعی شده است، به طبقه بندی، گونه شناسی و گاهنگاری انواع سفالینه های لعابدار این محوطه پرداخته شود. این پژوهش با مطالعه داده های باستان شناسی حاصل از بررسی های نوین نگارندگان انجام شده است. اهداف کلی، شناخت گونه های محلی سفال در محوطه بوزنجرد و شناسایی مراکز فرهنگی اثرگذار بر سنت سفالگری در این محوطه اسلامی است. روش تحقیق به صورت توصیفی - تحلیلی و گردآوری اطلاعات به شیوه اسنادی بوده و همچنین، یافته های میدانی این محوطه با سایر محوطه های هم افق بررسی مقایسه ای شده اند. نتایج نشان دهنده شباهت هایی میان سفال های محوطه بوزنجرد، از لحاظ فن ساخت و پرداخت، با محوطه های همجوار همچون ذلف آباد، آوه، آق کند، سلطانیه، قروه، کنگاور، بیستون و بروجرد است که در مهمترین مسیرهای ارتباطی دشت همدان قرار داشتند . همچنین، از نظر ویژگی های فنی و هنری، مهمترین گونه های سفالی محلی این محوطه، ظروف لعابدار نقش کنده در گلابه و ظروف با تزئین چند رنگ بر روی لعاب سفید هستند.
کشت چای در استان های مجاور دریای کاسپین
منبع:
پژوهش در تاریخ سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۳
123 - 134
حوزههای تخصصی:
محمد میرزا کاشف السلطنه در بهار سال 1280 شمسی نخستین باغ چای را در قریه شیخانهور لاهیجان احداث کرد. در خصوص فعالیت او برای چای کاری و اساساً علت تلاش برای کشت این محصول در ایران به جای اتکا به واردات (با توجه به بیگانه و غیر بومی بودن این گیاه) پژوهش جامعی صورت نگرفته است و اغلب محققان بیشتر به نحوه فراگیری و گسترش مصرف چای در جامعه توجه کردهاند. هر چندکاشف السلطنه در توسعه چای کاری توفیق زیادی نیافت. در این زمینه دلایلی ذکر میشود که عمدتا بی استناد هستند. از جمله این که افرادی در گیلان حاضر نشدند با او همکاری کنند و درصدد جلوگیری از توسعه کشت چای برآمدند یا دولت انگلستان که منافع خود را با چای کاری در ایران در خطر میدید از طریق عوامل خود مانع او شد. این مقاله که حاصل بازدید یک انگلیسی از مناطق شمالی است آشکارا این دیدگاهها را نفی میکند. تاریخ دیدار وی از گیلان حدود 10 سال پس از احداث نخستین باغ چای ایران بود. او در حالی عازم این سفر شد که قصدش بازدید از باغات چای در گرجستان کنونی و از کشت چای در ایران بی اطلاع بود. وی در نوشته خود اطلاعات جالبی از ویژگیهای جغرافیایی و آب وهوای استانهای شمالی و وضعیت چای کاری پیش از شروع جنگ جهانی اول ارائه کرده است که در آن میتوان به برخی علل عدم گسترش چای کاری در این دوره پی برد.
Structural Explanation (Physical Dimensions) of the Manuscript of Ahmad Gholam`s Jung (Date of writing: 1722 - 1729AD/1135-1142 AH)
حوزههای تخصصی:
Jungs are manuscripts or collections of documents that contain a selection of historical, literary, religious, and scientific documents and texts. Ahmad Gholam’s Jung is from the second half of the Safavid period, especially from the late Safavid period (simultaneous with the Afghan invasion) and contains documents from this period and earlier periods. Its structural features consist of physical and formal dimensions such as the components used, the way letters are written and arranged, and their explanation.The achievement of the present article expresses the importance of historical values of the mentioned manuscript from a structural point of view. The research method used in this research is formal analysis with a phenomenological approach (analysis and empirical analysis and direct with a critical approach) and with reference to the present manuscript.
The "Pastille Affair" in Ottoman-Safavid Relations, 1705-1709
حوزههای تخصصی:
This article presents documents on the aftermath of a diplomatic affair from 1705, which was engineered by Safavid Iran’s grand vizier Muhammad Mumin Shamlu and which was the last of his undertakings to reorient relations with the Ottoman Empire. It was a part of his policy played out as several faits This article presents documents on the aftermath of a diplomatic affair from 1705, which was engineered by Safavid Iran’s grand vizier Muhammad Mumin Shamlu and which was the last of his undertakings to reorient relations with the Ottoman Empire. It was a part of his policy played out as several faits accomplis unfolding at the same time and aiming to embitter Ottoman-Safavid relations, which had reached a formal alliance over the last decade. Starting out under the guise of a religious gift-giving, this initiative from the Iranian capital Isfahan to Prophet Muhammad’s shrine in Ottoman-controlled Medina first slighted the Ottomans’ lordship rights in the Hejaz and therefore became blocked by the Ottoman authorities in Medina as well as the digninaties in Constantinople. But soon, it grew into a subject of diplomatic correspondenceand thenbecame entangled in a robbery reaching out to Mecca and Baghdad, whose prosecution spread further to Constantinople, Cairo, Damascus, and the eastern Mediterranean waters. Even after the affair was put to rest, Ottoman-Safavid dealings did not heal from the harm done by Muhammad Mumin Shamlu’s succesive thrusts to undermine the cooperation of the 1690s.The peace outlived Beygdilli-Shamlu’s term as grand vizier, but he succeeded in downgrading it from an official brotherhood to a bare state of nonaggression. accomplis unfolding at the same time and aiming to embitter Ottoman- Safavid relations, which had reached a formal alliance over the last decade. Starting out under the guise of a religious gift-giving, this initiative from the Iranian capital Isfahan to Prophet Muhammad’s shrine in Ottoman-controlled Medina first slighted the Ottomans’ lordship rights in the Hejaz and therefore became blocked by the Ottoman authorities in Medina as well as the digninaties in Constantinople. But soon, it grew into a subject of diplomatic correspondenceand thenbecame entangled in a robbery reaching out to Mecca and Baghdad, whose prosecution spread further to Constantinople, Cairo, Damascus, and the eastern Mediterranean waters. Even after the affair was put to rest, Ottoman-Safavid dealings did not heal from the harm done by Muhammad Mumin Shamlu’s succesive thrusts to undermine the cooperation of the 1690s.The peace outlived Beygdilli-Shamlu’s term as grand vizier, but he succeeded in downgrading it from an official brotherhood to a bare state of nonaggression.
تحلیل و سنجش عوامل زیست محیطی به منظور تبیین الگوهای استقرار عصرآهن دشت سرخس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاکنون استقرارگاهی عصرآهن دشت سرخس مورد بررسی باستان شناسی قرار نگرفته است و ازسویی دیگر، عصرآهن دشت سرخس معرف فرهنگ یاز در منطقه است و نام خود را از محوطه یاز تپه واقع در جنوب غرب ترکمنستان وام گرفته است. مطالعات فرهنگ عصرآهن دشت سرخس می تواند اطلاعات بنیادی و اساسی این دوره را نمایان ساخته و به درک کلی عصرآهن فلات ایران و سرزمین ترکمنستان کمک کند. هدف از این پژوهش، ضمن شناسایی استقرارگاهی عصرآهن، تجزیه و تحلیل عوامل زیست محیطی به منظور تبیین الگوهای استقرار عصرآهن دشت سرخس است که به این منظور، یک فصل بررسی میدانی در دشت انجام شد و به وسیله مطالعه آثار گردآوری شده و مطالعات کتابخانه ای مشخص شد که 16 محوطه دارای آثار عصرآهن است. برخی استقرارگاه تک دوره و بعضی دیگر دارای توالی گاه نگاری هستند. ضرورت پژوهش حاضر، ناشناخته بودن فرهنگ یاز عصرآهن دشت سرخس است؛ از این روی، استقرارگاه شناسایی شده عصر آهن دشت سرخس ازمنظر عوامل زیست محیطی و نقش آن ها در تبیین الگوهای استقرار مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. خروجی نقشه ها و داده های استقرارگاهی عصر آهن دشت سرخس نشان داد که ازمیان عوامل زیست محیطی مؤثر در تعیین الگوهای استقرار، دوری و نزدیکی در محدوده ارتفاعی بین 300 تا 900 متر از سطح دریا، قرارگرفتن استقرارگاه در امتداد مسیر رودخانه های دشت سرخس (الگوی استقرار خطی) و مراکز شهری یا روستایی بزرگ (میراحمد و بزنگان) بالغ بر 65 هکتار (مکان مرکزی)، راه های ارتباطی (راه ارتباطی خراسان بزرگ در عصرآهن)، در شکل گیری و پراکنش استقرارگاه بیشتر از سایر عوامل زیست محیطی تأثیرگذار بوده اند. از مهم ترین نتایج بررسی باستان شناسی صورت گرفته حاضر، شناسایی استقرارگاهی عصر آهن معرف فرهنگ یاز دشت سرخس است که در سنجش توزیع استقرارگاهی عصر آهن این حوزه به کار خواهند آمد تا چشم انداز بسیار دقیق و جامعی برای فهم نوع زندگی اجتماعی مردمان آن دوره ترسیم کنند.
کاوش های باستان شناسی تپه مرد آباد کرج(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۷
95 - 114
حوزههای تخصصی:
توسعه شهری در دهه های اخیر به خصوص در نواحی پیرامونی تهران و کرج، منجر به گسترش مناطقی شده که تا قبل از انقلاب، روستاهایی محصور در باغات در حاشیه شهر کرج بودند. مردآباد/ ماهدشت نیز که در گذشته نه چندان دور به شهر تبدیل شده (۱۳۷۰)، به سرعت گسترش یافته و باغات و آثار تاریخی پیرامون خویش را همچون بسیاری دیگر از شهرهای استان البرز نابود یا در معرض تخریب قرار داده است. محوطه مردآباد در شهر ماهدشت، یازده کیلومتری جنوب غربی کرج در استان البرز قرار دارد و در دی ماه سال ۱۳۷۷ به شماره ۲۲۵۲ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. مردآباد در مرز منازل مسکونی و زمین های زراعی واقع و ساخت وسازهای مسکونی سالیان اخیر بخش های جنوبی و تا حدی شرقی محوطه را تخریب کرده است. گمانه زنی صورت گرفته در این محوطه در بهار ۱۳۹۵ منجر به مشخص نمودن حدود عرصه و حریم این تپه شد. تپه مردآباد یکی از بلندترین تپه های باستانی استان البرز است که شواهد سفالی گویای توالی فرهنگی از هزاره ششم پیش از میلاد تا دوران میانه اسلامی در این محوطه است. قطعاً انجام کاوش های علمی و دامنه دارتر در این محوطه منجر به کسب اطلاعات باستان شناختی بسیار دقیق تری خواهد شد؛ ولی با توجه به شواهد سفالی سطحی، این محوطه دارای توالی گاهنگاری و شواهد استقراری از: دوره های نوسنگی جدید (سیلک I / هزاره ششم ق.م)، انتقالی مس سنگی/ چشمه علی (سیلک II / اواخر هزاره ششم و اوایل هزاره پنجم پ.م)، عصر آهن یک (اواخر هزاره دوم پ.م)، دوره تاریخی و دوران اسلامی است.
The Process of Constructing a Regular Hexagon in the Near East: From Neolithic Pottery to Euclid’s Elements(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Persica Antiqua, Volume ۲, Issue ۳, July ۲۰۲۲
3 - 17
حوزههای تخصصی:
A regular hexagon is one of the shapes introduced in Plane Geometry and refers to a hexagon with equal sides wherein the size of each angle is 120 degrees. This geometric shape, which can be quickly drawn today, was constructed over a long period in the millennia BC In the Late Neolithic period in Mesopotamia, the primary geometric shapes, including triangles, quadrilaterals, arcs, and circles, were additionally painted on the surface of pottery ware. Naturally, these shapes had been initially drawn by hand, and the sides of the polygons were not comprised of straight lines, or the circles had not been drawn perfectly. However, in the Chalcolithic age, geometric shapes moved away from handmade forms and approached standard ones. This standardization was not possible without drawing tools. In the meantime, the role of compasses or other objects with a similar use was of utmost importance because drawing a circle with such tools paved the way for drawing regular polygons. In fact, from the Late Neolithic, handmade triangles and arcs in the Near East, the first regular hexagon in the late second or the early first millennium emerged over several thousand years. Constructing this geometric shape with the help of standard circles and arcs has been well documented in the Near Eastern archaeological evidence. On the other hand, regular hexagons have been attributed to the second half of the first millennium in the history of mathematics. Therefore, this study reflected on the construction process of this geometric shape and dated its drawing hundreds of years back.
نژاد، برده داری و فضای خانه در وقایع نامه های اواخر دوره قاجار
منبع:
پژوهش در تاریخ سال دوازدهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۲
149 - 186
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر نگرش های فرهنگی نسبت به نژاد و بردگان آفریقایی را در وقایع نامه های اواخر دوره قاجار، تا پیش از تصویب قانون منع برده داری در سال 1929م/1307ش، بررسی می کند. برخلاف پژوهش های پیشین، بررسی منابع مکتوب دوره قاجار در این پژوهش نشان داد که نگرش فرهنگی نخبگان در مهیا ساختن شرایط اجتماعی برده داری در ایران مؤثر بوده است. توصیفات بصری و روایت های مربوط به خواجه ها و صیغه های آفریقاییْ تصاحب خشونت آمیز و کاربرد «دیگری» را عادی سازی کرده اند. روایت های بردگان نیز شاهدی هستند بر اینکه چطور دیدگاه های مربوط به بدن آفریقایی ها تعیین کننده ارزش اجتماعی خواجه ها و صیغه ها در محیط خانه بوده است.
تحلیل واقع گرایانه سیاست خارجی شاه عباس اول در قبال قدرت های بزرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاست خارجی ایران در دوره صفویه عرصه قدرت نمایی، جایگاه و شأن شاهان بوده است. تعریف سیاست، منفعت، هویت و مذهب در این دوره تابعی از قرائت و تفاسیر شاه از این مفاهیم بوده است. بررسی اقدامات شاه عباس اول نشان می دهد عمل گرایی، واقع گرایی، ایجاد ائتلاف و اتحادهای موقت و بی اعتمادی به قدرت های بزرگ از عناصر برجسته هویت سیاسی شاه عباس بوده که روابط و سیاست خارجی ایران را در این دوره تحت تاثیر قرار داده است. روش این پژوهش تاریخی، اسنادی، توصیفی و تحلیلی و روش جمع آوری داده ها کتابخانه ای می باشد. سؤال این پژوهش عبارتست از آنکه جهت گیری سیاست خارجی شاه عباس در قبال قدرت های بزرگ متاثر از چه مؤلفه هایی بوده است؟ فرضیه این پژوهش عبارتست از آنکه جهت گیری سیاست خارجی شاه عباس در قبال قدرت های بزرگ متأثر از روحیه عمل گرایانه و واقع گرایانه شاه عباس، الزامات و قواعد ناشی از قدرت و معادلات سیاسی و ایدئولوژی شیعی بوده است.
Gender Archaeology; An Analytical Review of Gender Symbols in Proto-Elamite Anthropomorphic Nominal Chain of Signs(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
Gender archaeology, the study of gender differences between men and women throughout history, is a significant subject that has evolved into a proper, prominent science in recent decades. Proto-Elamite is among the periods that give us great information regarding the status of genders. The abundance of tablets found from this period is among the oldest middle-eastern written scripts. Many of these are about paying wages to male and female laborers for manufacturing and stockbreeding jobs. Studying these texts provides essential information regarding the status of Iranian Plateau’s women at the end of the fourth millennium B.C. M388 sign is one of the most significant gender signs known. It probably symbolizes a man or a particular social class in proto-Elamite texts. It’s also been used before signs that might show names written using a phonetical structure. M124 is the opposite sign. It was probably considered a female gender sign. It has been used in some tablets or at the beginning of a series of phonetic signs (names). This research attempts to reconstruct two different signs at the beginning of the name sign-series. These signs probably assign gender to the names. Authors read 1500 tablets in Susa. Two hundred ninety-five of these tablets begin with M124 or M388 signs. There are more than 100 phonetic signs. The chances of 295 names being similar are slim. This strengthens our gender-specification hypotheses that M124 and M388 are gender symbols in the name sign-series.
دلایل گسترش روسپیگری در جامعه اصفهانِ عصر صفوی و سیاست شاه عباس اول در مدیریت آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۳۳)
137 - 157
حوزههای تخصصی:
روسپیگری در جامعه ایران همواره پدیده ای مذموم و ناهنجار بوده است. براساس اطلاعات تاریخی، در دوره شاه عباس اول (حک . 996-1038ق/ 1578-1629م) این پدیده اجتماعی در اصفهان (پایتخت) رشد و گسترش می یابد. هدف این مقاله مطالعه وضعیت و دلایل رواج روسپیگری در این دوره و تبیین سیاست مدیریتی شاه عباس در مواجهه با آن است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی انجام شده و مبتنی بر جامعه شناسیِ تاریخیِ تفسیری است. شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای است. یافته ها نشان می دهد قبح این پدیده در این دوره از بین رفت و سه عامل «رشد و توسعه جامعه شهرنشینی و تنوع جمعیتی فرهنگی در اصفهان»، «افزایش ثروت رجال درباری»، و «مهاجرت اجباری زنان قفقازی به اصفهان» باعث گسترش آن در جامعه شد. شاه عباس به جای منع شرعی و قانونی روسپیگری، دو سیاست در پیش گرفت: اخذ مالیات از روسپیان به عنوان خرده فرهنگ انحرافی یا معارض و صَرف پول حاصل از آن در مراسم آتش و آتش بازی. این اقدامات با پیشینه دینی ایرانیان و شرع اسلام سنخیتی نداشت، اما شاه عباس در سایه قدرت بلامنازع سیاسی، مذهبی و اجتماعی اش موفق به اجرای آن شد.
کارکردهای امنیتی_ نظامی مناره ها به روایت متون تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مناره ها، میراث معنوی فرهنگ های متعدد و متنوع با کارکردهای مختلف مسیریابی، اذان گویی، زیبایی، عظمت بخشی به بناها و نیز کارکردهای اقتصادی و تجاری، هزاران سال است که به حیات خود ادامه می دهند. این بناهای باستانی و اسلامی، دارای کارکردهای نظامی و امنیتی نیز بوده که تاکنون چندان مورد توجه قرار نگرفته است. بررسی نقش مناره ها، در امنیت داخلی و عرصه نظامی، مساله مورد نظر این پژوهش است. حاصل این پژوهش که ضمن بررسی متون تاریخی صورت گرفته، گویای این است که مناره ها در جنگ ها و فتوحات، تسخیر قلعه یا دفاع از آنها و امنیت شاهراه های تجاری نقش مهمی ایفا کرده اند. همچنین احداث منار_ نوشته های نظامی در کنار کله مناره های انسانی، به قصد ارائه گزارش لشکرکشی ها و علت ساخت کله مناره ها که خود نوعی تاریخ نگاری محسوب می شده، تنها بخشی از کارکردهای امنیتی و نظامی مناره هاست که در این پژوهش مورد بحث قرار گرفته است.
واکاوی بسترها و انگیزه های مؤثر در تأسیس سازمان زنان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۱
184 - 208
حوزههای تخصصی:
با انحلال شورایعالی بانوان، سازمان زنان ایران در سال 1345 ه.ش و زیر نظر اشرف پهلوی جایگزین آن شد که هدف از تاسیس آن ترفیع مقام زن، آشناکردن زنان با حقوق و تکالیف خود، بسیج آن ها برای شرکت در فعالیت های اجتماعی، هماهنگ کردن فعالیت های جمعیت های گوناگون زنان ایران و ایجاد تفاهم و مناسبات متقابل بین آنان و زنان سایر کشورها بیان شد. این سازمان که یک سازمان دولتی بود و تا سال 1357 بیش از چهارصد شعبه در سراسر کشور داشت، تبدیل به بزرگترین سازمانی شد که در حوزه زنان مشغول به فعالیت بود.مسئله پژوهش حاضر واکاوی زمینه ها و انگیزه های موثر در شکل گیری سازمان زنان ایران است که محقق به شیوه توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع اصلی و اسناد آرشیوی به بررسی عوامل شکل گیری این سازمان می پردازد و به دنبال پاسخگویی به این سوال است که سازمان زنان ایران چرا و چگونه شکل گرفت؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که تعداد زیاد جمعیت های زنان در سالهای پس از سقوط حکومت رضاخان لزوم همگرایی جمعیت ها و شکل گیری شورایعالی زنان را موجب شد و عدم حمایت کافی و نیز عدم کارایی این شورا موجب طرح انتقادات به شورایعالی زنان شد که همزمانی این امربا برنامه های توسعه ای حکومت و انقلاب سفید شاه موجب شد تا حکومت از طریق انحلال شورایعالی زنان و تاسیس سازمان زنان، علاوه بر جلوگیری از فعالیت سازمانهای مستقل زنان، برنامه های زنان را در جهت اهداف توسعه ای خود به پیش برد.
الخامیادو؛ خاستگاه، علل پیدایش، تحولات و جایگاه میراثی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«الخامیادو» یک شگرد زبانی است که مدجّن ها و موریسک ها (واپسین مسلمانان اندلس) پس از بازپس گیری آن سرزمین توسط مسیحیان، برای برقراری ارتباطات مخفیانه میان هم کیشان و پاسداری از میراث فرهنگی و علمی خود به کار می گرفتند. این پژوهش بر آن است تا با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از منابع و شواهد موجود، در گام نخست چیستی، ویژگی ها و خاستگاه الخامیادو را بررسی کرده و در گام دوم نقش این شیوه زبانی را در پاسداشت میراث علمی و فرهنگی مسلمانان بیان نماید و به پرسش هایی که درباره علل پیدایش، ارزش علمی و عوامل فراز و فرود این ادبیات وجود دارد، پاسخ گوید. یافته های پژوهش نشان می دهد که الخامیادو برگرفته از واژه عربی «الاعجمیه» و یا «الجامعه»، در دوره مدجّن ها ابداع شده و استفاده از آن همزمان با افزایش سختگیری بر مسلمانان گسترش یافته و در دوره موریسک ها به اوج رسیده و آثار قابل توجهی پدید آورده و پس از اخراج مسلمانان از اندلس (1018 - 1023ق/ 1609-1614م)، در میان هاله ای از ابهام از میان رفته است.
بررسی اندیشه سیاسی عبدالرزاق سنهوری (با تأکید بر اندیشه خلافت اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سال های اولیه قرن بیستم همزمان شد با زوال و الغای خلافت عثمانی و ایجاد بحران در اندیشه متفکران مسلمان. شرایط سیاسی - اجتماعی پیش آمده، نیازمند پاسخی شایسته از سوی متفکران مسلمان بود. دیدگاه سنهوری برای برون رفت از این وضعیت، طرح نظریه «فقه الخلافه» بود که پاسخی به گسترش دیدگاه های سکولار جدایی دین از سیاست، نظیر اندیشه دنیوی بودن خلافت و نظریه علی عبدالرازق در این باره بود. نگارندگان پژوهش حاضر کوشیده اند تا با رویکرد توصیفی - تحلیلی به این پرسش پاسخ دهند که نظریه فقه الخلافه سنهوری چه بود و درباره خلافت اسلامی در پی تبیین چه مسائلی می گشت؟ فرضیه پژوهش اذعان دارد که با توجه به شرایط بحرانی جهان اسلام در قرن بیستم میلادی که در نتیجه آن خلافت عثمانی از میان رفت و نگرش های افراطی و تفریطی درباره نظریه خلافت اسلامی در میان مسلمانان مطرح شد، سنهوری کوشید راهی میانه بیابد و اندیشه تمدنی اسلام را مطرح سازد.
رویکردی نو بر سکه های دوره آل بویه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ششم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۰
219-189
حوزههای تخصصی:
اصولاً نماد شکل گیری و تثبیت یک حاکمیت سیاسی، ضرب سکه است. حکمرانان شیعی آل بویه، ازجمله حکومت های محلی و منطقه ای گستره جغرافیایی ایران بودند که بعد از تشکیل یک حاکمیت سیاسی به سال 322 ه .ق.، و به تقلید از حکومت های پیشین، مطابق عرف معمول بعد از شکل گیری و ثبات حاکمیت سیاسی سکه هایی را ضرب کردند. به نظر می رسد خاندان آل بویه در روزهای آغازین حکومت برای اعتباربخشی و مشروعیت حاکمیت سیاسی خود برخی از نمادهای خاندان عباسی و قبل آن را در سکه های خود به کار گرفته اند که با گذر زمان و ورود این حاکمیت سیاسی شیعی به دوره میانی و پایانی، تمامی نمادهای حکومت های محلی و منطقه ای دیگر از رو و پشت سکه ها حذف شده و به جای آن نمادهایی که نشانگر بینش و تفکر شیعی است، جانشین آن گردید و به تدریج باگذشت زمان این نمادها به مرحله ای از پختگی و کمال هدایت شدند. یک از موضوعات مهم این دوره از تاریخ آل بویه، چرایی ماهیت استفاده حاکمان آل بویه از نمادهای شیعی و دوری جستن از نمادهای سایر حکومت های محلی و منطقه ای است. استفاده از شاخص شیعی که نشانگر مرام و اندیشه حاکمان سیاسی آل بویه است، خود از موضوعات بسیار مهمی است که پژوهش حاضر را بر آن داشته است تا ضمن پویش و واکاوی در منابع و مصادر تاریخی و تحقیقات و پژوهش های جدید، دلایل و انگیزه ها و بسترهای موجود این تغییروتحول را در سکه های آل بویه تبیین نماید و ماهیت استفاده از این نمادها و چرایی عدم استفاده نماد دیگر و هم چنین رشد و تعالی آن ها را از سال 322 تا 454 ه .ق.، یک دوره 123 ساله را با این پرسش، شاخص های ضرب سکه های فرمانروایان شیعی آل بویه در ایران چیست؟ و چگونگی اقتباسات، ابتکارات و افتراقات آن در قبال سایر مسکوکات را به چالش بکشد. بررسی های اولیه نشان می دهند که خاندان حکومت گر آل بویه همانند سایر خاندان های حکومت گر عصر خود، نخست برای مشروعیت بخشی به نظام تازه تأسیس مجبور بوده اند که از نمادهای بنی عباسی و قبل آن در ضرب سکه هایشان به کار گیرند و باگذشت زمان و تثبیت حاکمیت سیاسی درصدد برآمدند تا نمادهای شیعی و ایرانی را برروی سکه های خود درج نمایند و حاکمیت خود را با ضرب سکه های دینار (طلا) و درهم (نقره) به رخ همگان بکشند.