فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۶۱ تا ۱٬۷۸۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
منبع:
تاریخنامه خوارزمی سال دهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۸
48-67
حوزههای تخصصی:
در 24 آگوست 2021 م، الجزایر ضمن حفظ روابط کنسولی، روابط دیپلماتیک خود را با کشور مغرب قطع کرد. این مرحله در شرایط افزایش ظاهری تنش در ماه های اخیر صورت می گیرد. در نتیجه ترکیب تعدادی از عوامل و تحولات بین المللی، که برخی از آنها بر اساس اختلافات تاریخی و مرزی است و برخی دیگر مربوط به تحولات منطقه ای و بین المللی است. در این بین تحلیل گران به نقش کشورهای فرامنطقه ای همچون رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی در تحریک گسل های حساس در زمینه الجزایر و مغرب اشاره می کنند. این مقاله به بررسی پیشینه تاریخی روابط الجزایر و مغرب، دلایل قطع روابط دیپلماتیک آنها، واکنش های بین المللی و پیامدهای منطقه ای آن می پردازد. تحلیل گران به طور پیوسته پرسش هایی درباره روابط دو کشور الجزایر و مغرب مطرح می کنند و سپس به دنبال تحلیل و ارائه راهکارهایی برای برون رفت از این تنش هستند. چه عواملی بر روابط مغرب و الجزایر تأثیر می گذارد؟ و چگونه روابط این دو کشور بر مسائل مختلف منطقه مغرب الاقصی یا اصطلاحاً مغرب عربی و به ویژه موضوع صحرا تأثیر می گذارد؟ آیا چشم انداز حل و فصل اختلافات مغرب و الجزایر کلید حل مشکل مزمن صحرا خواهد شد؟ و اگر در آینده دستیابی به موفقیت در روابط بین رباط و الجزیره بعید باشد؛ آیا این احتمال ادامه وضعیت کنونی خواهد بود که شبیه یک جنگ سرد کنترل شده است؟
بررسی سیاست های نظامی و تدابیر جنگی دولت موحدون در دوره ابویوسف منصور(580- 595ه /1184- 1198م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از دولت های تاثیرگذار بربر در مغرب اسلامی موحدون بودند که موفق شدند پس از تثبیت قدرت در قرن ششم هجری بر مغرب و اندلس حاکمیت یابند. شکوفایی نظام سیاسی و استمرار اقتدار موحدون، در دوران تثبیت قدرت طی فرایندی از برنامه ریزی، توسعه و تدابیری شکل گرفت که ابویوسف منصور(580- 595ه /1184- 1198م) نقش مهمی در آن ایفا نمود. او برای اداره این سرزمین با مدیریت و ساماندهی تشکیلات اداری و دیوانی، توجه به صنعت و نوآوری در امور نظامی، فعالیت بسیار و هوش فوق العاده ای از خود نشان داد. براین اساس آنچه از منظر این پژوهش اهمیت دارد؛ تغییرات سیاست های نظامی موحدون در دوره ابویوسف منصور و بررسی تاکتیک ها و تدابیر جنگی در این دوره است. این پژوهش با رویکردی توصیفی- تحلیلی و با تاکید بر منابع این دوره تلاش دارد به این پرسش پاسخ دهد که سیاستهای نظامی موحدون در دوران ابویوسف منصور و پس از استقرار قدرت سیاسی، دچار چه تحولاتی گشت؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که از آنجا که دولت موحدون در دوران خلافت منصور با مدعیان داخلی و مشکلات خارجی مواجه گشت، براین اساس خلیفه منصور موفق شد با اتخاذ تدابیر نظامی و سیاست های مناسب ابتدا مدعیان داخلی را سرکوب و سپس با دشمنان خارجی مقابله و دولت موحدون را به اوج قدرت برساند.
نقد و بررسی کتاب ملت و حاکمیت، خاطرات دکتر کاظم ودیعی
حوزههای تخصصی:
کتاب ملت و حاکمیت، خاطرات دکتر کاظم ودیعی از مجموعه تاریخ شفاهی و تصویری ایران معاصر به کوشش حسین دهباشی منتشرشده است. ناشر این کتاب سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران است.این کتاب در نمایشگاه کتاب سال 1398 به صورت ماکت در غرفه سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران به نمایش درآمده ولی قابل فروش نبود و در شهریور 1398 به بازار عرضه شد.از این مجموعه در سال 1393 چهار جلد کتاب دیگر هم منتشرشده بود: حکمت و سیاست: تاریخ شفاهی زندگی و آثار سیدحسین نصر ، فرماندهی و نافرمانی: تاریخ شفاهی، زندگی و آثار سپهبد خلبان شاپور آذربرزین ، آیندگان و روندگان: تاریخ شفاهی زندگی و آثار داریوش همایون و اقتصاد و امنیت: تاریخ شفاهی زندگی و آثار علینقی عالیخانی. در ادامه این مجموعه، دو جلد دیگر نیز همراه با خاطرات دکتر کاظم ودیعی که موضوع این نوشتار است منتشرشده است: اقلیت و اکثریت، خاطرات دکتر فرهنگ مهر و ایران و اتم: تاریخ شفاهی، زندگی و آثار اکبر اعتماد . جستجو در بانک فیپای کتابخانه ملی ایران نشان می دهد برای کتاب «انقلاب و دانشگاه: تاریخ شفاهی زندگی و آثار منوچهر گنجی» هم فیپا گرفته شده اما فقط سه جلد از این مجموعه در سال 1398 منتشرشده است و علت منتشر نشدن جلد چهارم مشخص نیست.
جنگ قدرت پس از هارون الرشید در خلافت عباسی با تاکید بر نظریه لاکلاو و موفه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال شانزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۸
137 - 161
حوزههای تخصصی:
حکومتها و حاکمان سیاسی برای دستیابی به قدرت و رسیدن به حاکمیت همواره برنامه ها و اقداماتی داشته اند. هارون الرشید با توجه به مواجهه شدن مسائل مناطق، حوزه های خلافت را بین فرزندانش تقسیم کرد و بعد از او، دستیابی به قدرت و خلافت، عامل نزاع بین جانشینان شد. مامون در این میان در راه دستیابی به قدرت و کسب خلافت با اتخاذ برنامه ها و اقداماتی سیاسی نقشی مهم در تحکیم خلافت عباسیان و روی کار آمدن خود داشت. این مقاله با استناد منابع و بر اساس نظریه گفتمان لاکلاو و موفه با ریشه یابی نبرد قدرت بین امین و مأمون، به بررسی اقدامات مامون جهت دستیابی به قدرت و خلافت پرداخته و مورد ارزیابی قرار می دهد. بر اساس این نظریه، یک تلاش و مبارزه قهری بین قدرت سرکوب شده و محرومیت از ایجاد شرایط در تاسیس سلطه و هژمونی وجود دارد. اعمال سلطه آمیز در قالب اعمال قدرت به مثابه یک طرح سیاسی، همواره کوشش می کند که اراده خود را به دیگران تحمیل نماید. چنین به نظر می رسد که مامون در راه کسب قدرت و رسیدن به خلافت از هر روش و اقدامی فروگذار نکرد و هدف اصلی خود را رسیدن به قدرت قرار داده بود.
تحلیل نقش بازاریان و روحانیت در پیروزی انقلاب اسلامی در قزوین (مبتنی بر نظریه بسیج اجتماعی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیروزی انقلاب اسلامی ایران از یک منظر، نتیجه حضور قشرها و طبقات مختلف اجتماعی با هدایت و حمایت بازاریان و روحانیت در شهرهای مختلف بود. در جریان نهضت اسلامی، تعامل و همکاری بازاریان و اصناف و علما با انگیزه های دینی و فرهنگی نقشی پررنگ در بسیج سیاسی مردم و مدیریت مبارزات انقلابی ایفا کرد. شهر تاریخی قزوین با داشتن بازاریان و علمای سرشناس ازجمله این مراکز بود. تبیین عملکرد این دو لایه ی اجتماعی در تداوم و پیروزی انقلاب و بسیج و آگاهی طبقاتی مردم در سال های 1357-1356 ش، مسئله اصلی نوشتار حاضر است. این مقاله با رویکرد تاریخی و تکیه بر اسناد منتشرشده، خاطرات، روزنامه ها و مصاحبه، مترصد پاسخ به این پرسش است که نقش و عملکرد روحانیون و بازاریان شهر قزوین در مبارزات انقلاب اسلامی چه بوده است؟ یافته ها نشان می دهد دو قشرِ سنتیِ بازاری و روحانی در تقابل با سیاست های غیردینی رژیم پهلوی در مراحل مختلف نهضت اسلامی از ابتدا تا بهمن 1357 به کنشگری پرداختند و نقش پررنگی در بسیج مردم، مدیریت مبارزات و پیروزی انقلاب اسلامی در این شهر داشته اند.
واکاوی جغرافی نگاری یعقوبی در «مختصر البلدان»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال سیزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۶
۱۵۴-۱۲۹
حوزههای تخصصی:
با توجهِ روزافزون مسلمانان به علم جغرافیا در قرن سوم هجری، تألیف آثار در این زمینه افزایش یافت؛ از آن جمله، کتاب «مختصر البلدان» ابن واضح یعقوبی، مورّخ و جغرافی دان شیعی ایرانی است. وی علاوه بر تاریخ نگاری عمومی از پیشگامان جغرافی نگاری نیز به شمار می رود. در این پژوهش، تلاش می شود با روش تاریخی و رویکرد توصیفی - تحلیلی و نیز تعیین معیارهایی نظیر گونه شناسی، شیوه و ویژگی های جغرافی نگاری به واکاوی جغرافی نگاری یعقوبی در این کتاب پرداخته شود. بر اساس یافته ها، وی پیرو مکتب عراقی بوده و کتابش ازنظرِ گونه شناسی به علت تمرکز بر «خراج و نژاد» به جغرافیای اقتصادی و انسانی نزدیک تر است؛ ضمن آنکه از شیوه جغرافی نگاری ایرانی با رعایت مقتضیات مکتب عراقی پیروی کرده است. ویژگی های جغرافی نگاری یعقوبی نیز شامل نیاوردن نقشه، خردگرایی، دوری از عجایب نگاری و دخالت ندادن نگرش مذهبی اش (تشیع امامی) در جغرافی نگاری است. ازنظرِ منابع اطلاعاتی نیز وی بر مشاهدات و مسموعات خود متّکی بوده و جزو پیشگامان این عرصه است.
پیامدهای حضور نظامی متفقین در لرستان (1320- 1324 ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از اشغال ایران در جنگ جهانی دوم لرستان به دلایل مختلفی از جمله قرارگرفتن در یکی از دالان های اصلی راه آهن و مسیرهای شوسه شمال به جنو ، موقعیت سوق الجیشی(مجاورت با کرمانشاه، عراق، خوزستان و شمال کشور) و حضور طوایف با ظرفیت های نارضایتی از حکومت مرکزی ، مورد توجه اشغالگران قرار گرفت. حضور نیروهای نظامی خارجی در لرستان به سرعت نابسامانی ها و پیامدهای ناگواری را از نظر اقتصادی و اجتماعی به وجود آورد. در این بررسی به چرائی و چگونگی ورود نیروی نظامی متفقین به منطقه لرستان پرداخته و نیز پیامدهای حضور آنان از منظر اقتصادی و اجتماعی را مطالعه می کنیم. نتایج پژوهش نشان می دهد نیروهای متفقین پس از شکست تیپ مختلط لرستان( تابع لشکر 6 خوزستان ) و اشغال خوزستان، از مسیر جنوب لرستان بدون مقاومت وارد منطقه شدند. حضور و عملیات این نیروها به تدریج موجب بروز ناامنی ، کمبود مواد خوراکی ، قحطی، تورم ، و بروز اختلال در آموزش برخی نواحی منطقه شد. این امور تأثیرات دراز مدتی بر زندگی شهرها و روستاها در پی داشت. این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی به تبیین موقعیت لرستان در برنامه متفقین در ایران و نیز چگونگی تأثیر گذاری آنان بر اقتصاد و جامعه لرستان در این دوره می پردازد. شواهد با تکیه بر منابع تاریخی، اسناد و مدارک، روایات معمرین محل و روزنامه ها جمع آوری و تحلیل شده است.
مؤلفه های تاریخ نگاری جمهوری آذربایجان و تاریخ نگاری محلی شمال غرب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تشکیل جمهوری آذربایجان در واپسین دهه قرن بیستم و سیر هویت یابی با استفاده از تاریخ و تاریخ نویسی متفاوت درباره گذشته مشترک چندهزارساله با ایران، چالش هایی را متوجه تاریخ نگاری محلی مناطق شمال غرب ایران با تأثیرپذیری از آثار منتشرشده در آن کشور کرد. پژوهش حاضر به دنبال بررسی این مسئله است که تشکیل کشوری مستقل با اشتراکات تاریخی، زبان و فرهنگ مشترک با مناطق شمال غرب ایران با نام جمهوری آذربایجان و رویکردهای تاریخ نگاری آن چه تأثیرات و پیامدهایی بر تاریخ نگاری محلی استان های ترک زبان شمال غرب ایران داشته است. به نظر می رسد شکل گیری کشوری به نام جمهوری آذربایجان و تاریخ نگاری رسمی آن در راستای ایجاد هویت ملی با استفاده از قرائت خاصی از تاریخ و مؤلفه های ناشی از آن در موضوعاتی مانند واژه آذربایجان، ریشه، حدود، آذربایجان شمالی و جنوبی، سابقه باستانی حضور ترکان و حکومت های ترک در منطقه، تکیه بر زبان ترکی، تحولات سیاسی جمهوری آذربایجان و مناقشات آن و تاریخ عمومی ترک بر تاریخ نگاری محلی در استان های ترک زبان، تأثیرات محسوس و نامحسوس چندی داشته است.
بازخوانی نقش آیت الله سید عبدالله بهبهانی در تحصن مشروطه خواهان در سفارت انگلیس (بررسی دیدگاه امام خمینی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال بیست و چهارم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۹۶
1 - 25
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات بحث برانگیز در تاریخ نهضت مشروطیت، تحصن تعدادی حدود بیست هزار نفر از مردم تهران در سفارت دولت انگلستان است. این حادثه که در ماه های جمادی الاول و جمادی الثانی سال 1324 (ژوئیه و اوت 1906 / تیر و مرداد 1285) رخ داد حدود یک ماه به طول انجامید و با فرمان مشروطیت مظفرالدین شاه خاتمه یافت. در مورد تصمیم گیرندگان و مشوقان تحصن در سفارت انگلیس اتفاق نظر وجود ندارد. در این رابطه نقش آیت الله سید عبدالله بهبهانی یکی از سران روحانی و رهبران مشروطه از موضوعات مهم و قابل بررسی است. در این مقاله به بررسی نقش بهبهانی در تحصن سفارت انگلیس پرداخته شده و دیدگاه های موافقان و مخالفان نقش او موردتوجه و نقد قرارگرفته است. ازجمله مخالفان نقش او در تحصن سفارت انگلیس، احمد کسروی است که رأی او مورد تأکید امام خمینی قرارگرفته است. پس از مطالعه منابع متعدد پیرامون این رخداد و بیان دیدگاه های مورخان و پژوهشگران متقدم و متأخر، نتیجه بررسی حاکی است که در بدو امر توصیه بهبهانی صرفاً به تعداد معدودی از تجار با هدف حفظ جان و امنیت آنان بوده است و به معنی مجوز تحصن عده کثیری از مردم در سفارت تلقی نمی شود. بااین حال، این توصیه ابعاد گسترده تری یافت که اگرچه ممکن است منظور نظر بهبهانی نبوده؛ اما اطرافیان و خواص بیت او در این رابطه نقش و تأثیر داشتند.
Gender Archaeology; An Analytical Review of Gender Symbols in Proto-Elamite Anthropomorphic Nominal Chain of Signs(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
Gender archaeology, the study of gender differences between men and women throughout history, is a significant subject that has evolved into a proper, prominent science in recent decades. Proto-Elamite is among the periods that give us great information regarding the status of genders. The abundance of tablets found from this period is among the oldest middle-eastern written scripts. Many of these are about paying wages to male and female laborers for manufacturing and stockbreeding jobs. Studying these texts provides essential information regarding the status of Iranian Plateau’s women at the end of the fourth millennium B.C. M388 sign is one of the most significant gender signs known. It probably symbolizes a man or a particular social class in proto-Elamite texts. It’s also been used before signs that might show names written using a phonetical structure. M124 is the opposite sign. It was probably considered a female gender sign. It has been used in some tablets or at the beginning of a series of phonetic signs (names). This research attempts to reconstruct two different signs at the beginning of the name sign-series. These signs probably assign gender to the names. Authors read 1500 tablets in Susa. Two hundred ninety-five of these tablets begin with M124 or M388 signs. There are more than 100 phonetic signs. The chances of 295 names being similar are slim. This strengthens our gender-specification hypotheses that M124 and M388 are gender symbols in the name sign-series.
The Impact of Climate Changes on the Life Style of Hunter Communities in Bastak Region, Hormozgan Province (Case Study: Rock Paintings of Eshkaft-e-Ahou)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
The rock paintings of Iran are extremely significant and after five decades of research on them, nearly twenty different regions have been identified in different parts of the Iranian plateau. Each of these regions has its own unique local style. One of the most important areas is the “Eshkaft-e-Ahou” site, which has been identified for nearly two decades, but unfortunately, no research has been conducted on it. This research, using field and library methods, describes and compares the motifs of this site, and at the end, after investigating the climatic texture of the region, the authors have tried to reconstruct the life style of the creators of the paintings. This area is located in a very impassable region and in the highest area of the Gav-Bast Mountains. In order to reach the site, one must ascent a long distance with a steep slope of the mountain. Due to the characteristics of the motifs of this place and the potential for shelter, it is possible to determine that a small population of hunters have used this place. This rocky shelter is considered a very inappropriate place in contrast to today’s concepts of settlement definitions.
بررسی روایت روز عاشورا در مناقب آل ابی طالب ابن شهرآشوب بر اساس نظریۀ فزون متنیت ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال شانزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۸
27 - 64
حوزههای تخصصی:
حادثه عاشورای سال 61 هجری قمری، بخش مهمّی از کتب تاریخی را از قرن سوم به بعد، به خود اختصاص داده است. مورّخان متقدّم، مانند تطبری، ابن اعثم کوفی و بلاذری عمدتاً از کتبی مانند مقتل ابی مخنف برای روایت عاشورا بهره بردند. نویسندگان بعدی نیز گزارش خود را بر اساس بهره گیری از کتب مورّخان پیشین بنا نهادند. ابن شهرآشوب، در کتاب «مناقب آل ابی طالب» تلاش کرده است تا به شرح مناقب و فضائل پیامبر اسلام و امامان معصوم بپردازد. بنابراین او ناگزیر از پرداختن به واقعه عاشورا، از کتاب تاریخ طبری و الفتوح ابن اعثم کوفی استفاده کرده است. در پژوهش حاضر، تلاش شده است تا روایت ابن شهرآشوب از روز عاشورا با روایت منقول در تاریخ طبری و الفتوح ابن اعثم بر اساس نظریه فزون متنیت ژنت سنجیده شود. فزون متنیت نظریه ای است که به رابطه میان متون می پردازد؛ به نحوی که این رابطه از نوع شرح و تفسیر نباشد. بر اساس این نظریه، متن الف که متقدّم بوده و پیش متن نامیده می شود، منبع و الهام بخش متن ب یعنی بیش متن خواهد بود. بر اساس بررسی و مقایسه متون مذکور مشخّص شد که ابن شهرآشوب در دو سطح پیرفت و گزاره، به شیوه التقاطی از منابع استفاده کرده است. همچنین بیشترین گشتار اعمال شده در روایت او، از نوع گشتار کمّی (برش) بوده است.
ارزیابی انتقادی خوانش عقل ستیزانه از اخباریان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ اسلام و ایران سال ۳۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۳ (پیاپی ۱۴۳)
79 - 100
حوزههای تخصصی:
مکتب فقهی اخباری در سده یازدهم هجری درون نظام فقاهت امامیه پدید آمد و منشأ تحول های فراوانی در تاریخ اجتهاد امامیه شد، به طوری که در اغلب پژوهش های مرتبط با تاریخ ایران، فصلی به منازعه اصولی-اخباری اختصاص داده شده است. محققان متعددی از رشته های مختلف در شکل گیری حوزه مطالعاتی اخباری پژوهی مشارکت داشته اند که به رغم تفاوت دیدگاه و گوناگونی حوزه های پژوهشی چند مضمون مشترک در آرای آنها مشخص است که «عقل ستیزی اخباریان» از مشهورترین آنهاست و به اشکال مختلف در ادبیات نظری پژوهشی این حوزه بازتولید می شود؛ از جمله اینکه اخباریان علاوه بر علم اصول فقه با فلسفه، کلام و عرفان نظری و در سطحی بالاتر با هر شکل از استدلال منطقی مخالف بوده اند و گاه گامی فراتر نهاده آنان را از اساس مخالف تفکر دانسته اند. گروهی با نسبت دادن ویژگی های ذاتی به این مکتب آن را معادل کم تحرکی اندیشه ای انگاشته اند و بعضی دیگر گفته اند اندیشه اخباری به کار فرونشاندن مخالفت های مردمی در سال های پایانی دوره صفوی می آمده است. گروهی از محققان نیز این مکتب را مشابه سلفی گری و نص گرایی دانسته اند. در این مقاله با هدف ترسیم مختصات خوانش عقل ستیزانه از اخباریان، با استفاده از روش اسنادی و تحلیل متنی، آرای هفت صاحب نظر تجزیه و تحلیل، مقوله بندی و بررسی انتقادی شده است؛ افرادی که به نحوی در شکل گیری، توسعه و بازتولید خوانش عقل ستیزانه نظریه اخباری سهمی داشته اند. یافته این تحقیق آن است که در تمام آثار پژوهشی این حوزه خوانش ویژه ای از مضمون نظریه اخباری محوریت دارد که می توان آن را «تِم عقل ستیزی» نامید. در این پژوهش با نقادی این خوانش عقل ستیزانه سعی شد الگوی جدیدی برای اخباری پژوهی معرفی شود.
پژوهشی بر شهر باستانی فسا در دورۀ ساسانی با استناد به منابع تاریخی و پژوهش های باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ششم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۲
۲۳۲-۲۰۷
حوزههای تخصصی:
محوطه تُل ضَحاک به عنوان شهر باستانی فسا در دوران تاریخی و اسلامی، در حدود 2 کیلومتری جنوب شهر امروزی فسا در مرکز شرقی استان فارس قرار دارد و در سال 1310 ه .ش.، به عنوان پانزدهمین اثر ملی به ثبت رسیده است. پس از انجام بررسی روش مند باستان شناختی این محوطه در سال 1397 ه .ش.، علاوه بر شناسایی محدوده محوطه (با استناد به پراکندگی داده های سطحی) که به بیش از 500 هکتار می رسد، گاه نگاری و دوره های استقراری محوطه نیز که نشان از سکونت در آن از اواخر هزاره چهارم پیش ازمیلاد، تا قرون میانی اسلامی است، مشخص شد. با مطالعه داده های به دست آمده از بررسی، به ویژه نمونه های سفالی، یکی از دوره های استقراری مهم این محوطه، استقرار مربوط به دوره ساسانی است. پراکندگی مواد فرهنگی مربوط به این دوره (به ویژه سفال) تقریباً در تمام سطح محوطه مشاهده شد. در این پژوهش که روش انجام پژوهش آن توصیفی-تحلیلی و نحوه گردآوری اطلاعات آن به دو صورت میدانی و کتابخانه ای است، نگارندگان با هدف بازشناسی سیمای شهر فسا در دوره ساسانی، تلاش می کنند با بررسی منابع تاریخی و پژوهش های باستان شناسی پیشین در منطقه که در ارتباط با دوره ساسانی منطقه انجام شده است، نتایج آن را با داده های مربوط به استقرار ساسانیِ شناسایی شده از بررسی روش مند محوطه تل ضحاک، درهم آمیخته تا اطلاعاتی از اوضاع سیاسی، اقتصادی شهر فسا در این دوره ارائه شود. نتایج پژوهش های انجام شده مشخص می کند که استقرار مربوط به دوره ساسانی محوطه تل ضحاک فسا بدون شک یک استقرار بزرگ شهری از نوع شهرهایی با شکل ساختاری نامنظم است. شهر فسا با توجه به موقعیت راهبردی مناسب و قرارگرفتن بین چند شهر شاهی مهم آن دوره و هم چنین شرایط زیست محیطی عالی برای فعالیت های کشاورزی و دامداری، به عنوان یکی از شهرهای مهم تجاری و بازرگانی در تمام مدت حکومت ساسانیان در کوره دارابگرد در شرق سرزمین پارس ایفای نقش کرده است.
نقش و خدمات زنان در تاریخ باستان شناسی ایران
منبع:
پژواک زنان در تاریخ سال دوم بهار ۱۴۰۱ شماره ۵
11-23
حوزههای تخصصی:
شناخت فرهنگ و تمدّن ایران زمین جهت ارج نهادن به گذشته پر بارش، مدیون کسانی است که در این راه گام نهادهاند. این پژوهش به بررسی و شناسایی زنانی میپردازد که در روزگار گذشته، دست به مطالعه، تحقیقات یا حفّاری باستانشناسی در مناطق مختلف ایران زده و نتایج حاصله در بررسیهای خویش را بهثبت رساندهاند. زنان باستانشناسی که به تنهایی یا همراه با همسرانشان، رنج شرایط سخت اجتماعی و ... را تحمّل کرده و به کاوش و مطالعات باستانشناسی و تاریخی پرداختند، و اگرچه تعدادشان اندک است، اما نتایج حاصله از چنان ارزشی برخوردار است که امروزه بسیاری از مورخان، باستانشناسان، جامعهشناسان و مردمشناسان در راستای پژوهشهای خود به دستآوردهای موصوف، مراجعه میکنند. روش پژوهش در این مقاله، کتابخانهای و با استفاده از شیوه توصیفی و تحلیلی است. نتایج بهدست آمده مشخص میکند که زنان باستانشناس و ایرانشناس خارجی و ایرانی، در شناسایی آثار باستانی ایران و تهیه شناسنامههای جدید برای این آثار که بسیاری از آنها در موزههای ایران و خارج نگهداری میشود، و نیز ثبت اسناد و مدارک مادی برای تدوین تاریخ ایران و تغییر دیدگاههای موجود در مورد آثار تاریخی، نقشی مثبت و اساسی بر عهده داشتهاند، اگر چه نام بسیاری از آنان تا کنون مهجور مانده است. امید که به دور از تعصّبات به معرفی آنان بپردازیم و سعی کنیم داشتههای امروزمان را نیز قدر بدانیم.
مأموریت های افواج نظامی قاجار در زمان صلح؛ مطالعه موردی فوج کمره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ششم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۲۲)
85 - 100
حوزههای تخصصی:
ایران در دوره قاجار از داشتن ارتشی منظم، منسجم، حرفه ای و کارآزموده محروم بود. در حالی که برای سالیانی دراز با مخاطرات جدی سرزمینی و فراسرزمینی دست و پنجه نرم می کرد و هر از چندی با تهاجمی خارجی یا شورش و آشوبی داخلی روبه رو بود. در آن شرایط هسته مرکزی و اصلی ارتش قاجار را عناصر جنگجوی ایلی و محلی تشکیل می داد. ارتش مزبور از ده ها فوج تشکیل می شد که هرکدام از آنها به ولایت یا ایالتی خاص تعلق داشتند. تکلیف افواج در زمان حمله خارجی روشن بود، اما پرسش این است که واحدهای نظامی مورد نظر در زمان صلح و آرامش از چه وظیفه یا وظایفی برخوردار بودند و مأموریت شان چه بود؟ برای پاسخ به این پرسش در مقاله ی حاضر برخی از مأموریت های دوره صلح یکی از افواج ارتش یا قشون قاجار به نام فوج کَمَرَه بررسی شده است. فوج مزبور مانند سایر افواج با آموزش های بسیار محدود عمدتاً در دو نوع مأموریت به خدمت گرفته می شد؛ یکی مأموریت مرزداری و دیگری، سرکوب آشوب ها و ناآرامی های داخلی. البته فراگیری و تمرین مهارت های نظامی نیز از جمله مشغولیت های این واحدهای نظامی در دوره ی صلح بوده است. برای یافتن پاسخ پرسش مورد نظر این پژوهش، با بهره گیری از اسناد و منابع مکتوب، از روش توصیفی– تحلیلی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که شکل گیری فوج کمره همچون سایر ارکان نظامی دوره قاجار متأثر از نیازهای زمانه و دارای فرماندهی نظامی مستقلی بود که توسط شاه یا برخی شاهزادگان انتخاب می شد. این فوج پس از جنگ هرات و برخی درگیری های مرزی منطقه سیستان، برای سال های دراز در سرکوب شورش های منطقه دلفان، بختیاری، آذربایجان و فارس حضور مؤثری داشت.
سرنخ هایی از شماری خانه اشرافی، چند آتشکده و دو سه بنای حکومتی دوره تاریخی در استان کرمانشاه؛ براساسِ تحلیل پایه های سنگی، پایه ستون ها و ساقه ستون های نویافته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۱ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
81 - 134
حوزههای تخصصی:
این مقاله به شماری پایه سنگی متعلق به دوره تاریخی می پردازد که طی یکی دو دهه اخیر و در نتیجه بررسی ها، کاوش ها و کشفیات اتفاقی در استان کرمانشاه به دست آمده اند. ما در این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد مقایسه ای تلاش می کنیم ضمن معرفی این پایه های سنگی، تا حد امکان قدمت آنها را تخمین زده و با استناد به موقعیت جغرافیایی و بستر باستان شناختیِ برخی از آنها ارزیابی هایی از کارکرد آنها داشته باشیم. در نهایت تلاش می کنیم به این پرسش پاسخ دهیم که آیا همه پایه های سنگی به دست آمده از منطقه کرمانشاه پایه های ستون و مربوط به بناهای ستوندار بوده اند یا به احتمال کارکرد دیگری غیر از پایه ستون داشته اند؟ هر چند به دلیل عدم انتشار نتایج بررسی ها در بخش عمده ای از منطقه و عدم انجام کاوش در اغلبِ محوطه های دارای پایه های سنگی، جایگاه و نقش این محوطه ها در مدل های استقراری منطقه قابل درک نیست و ماهیت بناها و بستر باستان شناختی یافته های سنگی بر ما پوشیده است، اما به احتمال پایه ستون های مورد بررسی در این پژوهش، سرنخی از بناهای مختلف از کاخ های حکومتی گرفته تا خانه های اشرافی در اختیار ما قرار می دهند. در مقابل به استناد یافته های چهارتاقی میل میله گه و آتشکده پلنگ گرد و همچنین با استناد به پایه های سنگی کشف شده در آتشکده سرخ کُتل می توان پذیرفت که حداقل برخی از این پایه های سنگی نقش پایه ستون نداشته و مربوط به بناهای ستوندار نیستد، بلکه به احتمال برخی از آنها در فضای مرکزی محوطه های مقدس چون آتشکده های زرتشتی کاربرد داشته اند. قطعاً درک این موضوع بدون توجه به بافت باستان شناختی این یافته ها دشوار خواهد بود، اما باید اشاره کرد پایه های سنگی خارج از بافت های باستان شناختی را لزوماً نباید پایه ستون هایی فرض کرد که بار سقف را تحمل می کرده اند. با این حال معترفیم که اگر برخی از این پایه های سنگی در بستر باستان شناختی چون آتشکده ها به دست نمی آمدند، نمی توانستیم تفکیکی میان کاربری آنها به عنوان پایه های سنگی با کاربری ویژه در نیایشگاه ها با پایه ستون های متداول معماری داشته باشیم.
تحلیل نسبت شریعت و قانون از دیدگاه ثقه الاسلام تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال سیزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۳۰
91 - 114
حوزههای تخصصی:
در عصر قاجار برای اولین بار تعابیر و کلماتی وارد ادبیات سیاسی و اجتماعی ایران شد که از یک سو نشانه آشنایی ما با غرب بود و از سوی دیگر باعث تحول در تعابیر و مفاهیم گذشته شد. کاربرد این تعابیر و ترکیبات از سوی روشنفکران و روحانیون مؤثر در مشروطه بیشتر نمایان بود. مهم ترین واژه و تعبیر این دوره یا چالش فکری رابطه «شریعت» و «قانون» بود که در نوشته ها و روزنامه های آن دوره از سوی روشنفکران و اندیشمندان به جامعه انتقال یافت. این مفاهیم جدید را روحانیون نیز در اندیشه های خود به کار بردند. در پژوهش حاضر با مطالعه آثار و کتاب های ثقه الاسلام تبریزی درباره اصول اعتقادی، اندیشه های جدید و افکار مدرن وی، نسبت جایگاه شریعت و قانون مورد بررسی قرار گرفته است. مفهوم قانون در باور او نه تنها در تضاد با پایه های اساسی شریعت و اصول مذهبی نیست بلکه همسو با آن و مورد تأیید اصول دین نیز می باشد. متدولوژی این پژوهش تحلیلی- تبیینی است.
مؤلفه ها و ظرفیت های زبان فارسی در دیپلماسی فرهنگی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال ۲۱ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۱
169 - 203
حوزههای تخصصی:
امروزه مقوله زبان و آثار انتقال فرهنگی آن بیش ازپیش موردتوجه قرارگرفته است و ابزارهای فرهنگی ادبی جوامع به مثابه یکی از مهم ترین روش های اثرگذاری قدرت نرم مورد نظر می باشد. ازآنجایی که دیپلماسی فرهنگی تأمین کننده منافع ملی با بهره مندی از جاذبه های فرهنگی است، در شرایط کنونی مستلزم به کارگیری ابزارهای قدرتمند و بامعنا است تا بتواند به عرصه ای برای ظهور همه ظرفیت های بالقوه و قابلیت های تاریخی، علمی- آموزشی و هنری یک کشور، باهدف جذب مخاطبین بیشتر تبدیل گردد. مقاله حاضر به دنبال تبیین ظرفیت ها و مؤلفه های قدرت نرم زبان فارسی در دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران است تا از این رهگذر بتواند ضمن مطالعه جامع و روشمندِ ابعادِ این ظرفیت ارزشمندِ دیپلماسی ایران، در جهت پردازش دقیق و منسجم تر آثار آن بر تحقق منافع کشور مؤثر واقع شود. نگارندگان برای توضیح و تبیین این معنا، به اهمیت دیپلماسی فرهنگی اشاره نموده، سپس ظرفیت های زبان فارسی برای اثرگذاری بر قدرت نرم ایران را مورد مطالعه قرار داده و در انتها به مصادیق تأثیر تاریخی زبان و ادب فارسی بر حوزه های فرهنگی- تمدنی متعدد اشاره می کنند.
سیاست دینی و مذهبی حکومتگران افغانی در هند: لودیان (932-855ق)، سوریان (963-947ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال چهاردهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۲
۲۰۱-۱۷۷
حوزههای تخصصی:
سلسله های افغان تبار لودیان (855-932ق) و سوریان (947-963ق) در سده های نهم و دهم قمری بر دهلی و بخش هایی از شبه قاره هند فرمان راندند. هند در دوره حکومت این سلسله ها همچون دیگر دوره ها به لحاظ دینی و مذهبی بسیار متنوع و متکثر بود و اداره آن برای سلاطین افغانی چندان آسان نبود. علاوه بر آن، مسلمانان هند نیز متعلق به گروه ها و فرقه های مختلف مذهبی بودند و این گروه ها گاه اقتدار حاکمان لودی و سوری را به چالش می کشیدند. این حکومتگران باید با هندوان نیز که اکثریت جامعه را تشکیل می دادند، به گونه ای رفتار می کردند که زمینه نارضایی گسترده و بروز شورش آنها را فراهم نسازند. نگارندگان مقاله حاضر برآن اند تا با رویکرد توصیفی-تحلیلی به بررسی سیاست دینی و مذهبی سلاطین لودی و سوری بپردازند و به این پرسش پاسخ دهند که حکومتگران افغانی نسبت به مسلمانان اهل سنت، شیعیان، صوفیان، مهدویه و هندوان چه سیاستی در پیش گرفته بودند؟ بنا بر یافته های این پژوهش، سیاست حکومتگران افغانی در قبال گروه های مختلف دینی و مذهبی، بیش از آنکه با دین و مذهب این گروه ها مرتبط باشد، در گرو منافع سیاسی و مصالح قومی شاهان و طبقه حاکم بود. بدین ترتیب، حامیان و طرفداران حکومت فارغ از دین و مذهب، از تساهل و تسامح شاهان بهره مند می شدند، ولی مخالفان مورد بی مهری و آزار و اذیت قرار می گرفتند.