فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱
403 - 434
حوزههای تخصصی:
یزد جلوه گاه فرهنگ و تمدنی اصیل با پیشینه درخشان در تمامی ادوار تاریخی بوده است. حفظ و نگهداری فرهنگ و سنن قدیمی همراه با پایبندی به ارزش های دینی، از خصوصیات بارز و قابل تمجید مردم این سرزمین است. این پژوهش پس از بازشناسی معنای فرهنگ، به بررسی ابعاد مختلف فرهنگ اجتماعی مردم یزد در زمان پهلوی دوم مانند انتخابات، طبقات اجتماعی، وسایل ارتباط جمعی، و مانند آنها پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد برخی مؤلفه های واردشده در فرهنگ اجتماعی مردم یزد اگرچه بر فرهنگ دینی مردم تأثیرات منفی گذاشت اما هرگز پیوند عمیق مردم یزد را با فرهنگ دینی قطع نکرد. این پژوهش که جمع آوری اطلاعات آن کتابخانه ای و روش پردازش آن توصیفی تحلیلی است درصدد است تا با بیان برخی از مهم ترین مؤلفه های اجتماعی شهر یزد در زمان پهلوی دوم، تأثیرگذاری آنها در فرهنگ دینی مردم شهر یزد را نشان دهد.
مشروح مذاکرات علیمردان خان توپچوباشوف، نماینده جمهوری خلق آذربایجان (1918 -1920م) با مقامات ایران در استانبول
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴
200 - 215
حوزههای تخصصی:
با وقوع جنگ جهانی اول و عقب نشینی روسها از ایران و آذربایجان، سیاستمداران آذربایجان شمال ارس استقلال خود را اعلام کرده و نام کشور را جمهوری آذربایجان نهادند. نامگذاری جمهوری به نام آذربایجان با واکنش منفی تهران مواجه شد. پس از پایان جنگ، دول درگیر جنگ در پاریس گردهم می آیند تا درباره امور صلح گفتگو نمایند. هیئت نمایندگی ایران و آذربایجان در استانبول اقامت می گزینند و در طی این اقامت 4 فقره گفتگو مابین روسای دو کشور انجام می گیرد. در یکی از این گفتگوها دولت ایران پیشنهاد اتحاد دو کشور را می دهد که حائز اهمیت بود. این مقاله به ریز مذاکرات ریاست دو هیئت می پردازد.
بررسی و مطالعه الگوهای استقراری محوطه های دشت ارومیه در عصر آهن III(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
۲۰۲-۱۶۹
حوزههای تخصصی:
حوضه دریاچه ارومیه یکی از مهم ترین حوضه های فرهنگی شناخته شده در باستان شناسی ایران است و سهم چشمگیری در تحولات تاریخ و فرهنگ شمال غرب و غرب ایران داشته است. دشت ارومیه و ارتفاعات پیرامون آن جایگاه ویژه ای در این میان دارد. با توجه به شرایط مساعد و مناسب زیست محیطی در عصرآهن، استقرارهای مهمی در دشت ارومیه، به خصوص اطراف چهار رودخانه روضه چای، نازلو چای، شهرچای و باراندوزچای شکل گرفته است. در این دشت تاکنون تعداد 93 محوطه عصرآهن (بازه زمانی 1450 تا 550 پ.م) شناسایی شده که در این میان، 47 محوطه مربوط به عصرآهن III (850 تا 550 پ.م) هستند و در دو بخش محوطه های استقراری دشت (39 محوطه استقراری) و قلاع استحفاظی اطراف آن (8 قلعه) طبقه بندی می شوند. از 47 محوطه عصرآهن III (850 تا 550 پ.م)، 32 محوطه برروی استقرارهای قبلی شکل گرفته و 15 محوطه برای اولین بار شکل گرفته اند. از میان 39 محوطه استقراری متعلق به عصرآهن III دشت ارومیه، 31 محوطه با مساحت بین نیم تا پنج هکتار به صورت دهکده ها و استقرارهای کوچک هستند. سه محوطه بین پنج تا 10 هکتار و سه محوطه بین 10 تا 15 هکتار وسعت دارند. دو محوطه گوی تپه و دیزج تکیه با وسعتی بین 15 تا 24 هکتار جزء محوطه های بزرگ عصر آهن III دشت ارومیه محسوب می شوند. به نظر می رسد در عصر آهن III، بر پیچید گی ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی این جوامع افزوده شده و روند گسترش سطح محوطه ها و افزایش جمعیت شتاب بیشتری یافته است. توزیع مکان های باستانی در منطقه مورد مطالعه هم سان نبوده و از 39 محوطه استقراری که دارای لایه های عصر آهن III هستند، تعداد محدودی در مناطق مرتفع تر نوار غربی، جنوبی و شمالی و اکثریت مطلق استقرارها در دشت نسبتاً صاف و مسطح ارومیه واقع شده اند. بیشتر محوطه های استقراری (حدود 76%) به فاصله کمتر از 1000متر از منابع آبی و رودخانه ها فاصله دارند و این نشان می دهد عامل آب در مکان گزینی استقرارهای این دوره مهم ترین عامل است. در بیشتر طول این دوره اورارتوها در دشت ارومیه حکومت داشتند و منطقه ارومیه یکی از ایالت های اورارتویی محسوب می شده است. نتایج به دست آمده از تحلیل نقشه های GIS نشان می دهند باوجود الگوی استقرارهای اورارتویی که به استقرار و مدیریت اداری در مناطق کوهستانی و مرتفع تر گرایش دارد، استقرارهای اصلی و مسکونی این دوره در دشت پست، شکل گرفته و صرفاً مدیریت آن ها در دژهای نظامی مناطق مرتفع تر پیرامونی صورت می گرفت.
بررسی نقش ابزارها و عوامل موروثی و جادویی در داستان داراب نامه طرسوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
385 - 407
حوزههای تخصصی:
زمینه/هدف: در داستان هایی که دارای مایه های اساطیری-رمزی و حماسی هستند، قهرمانان «رسالت محوری» دارند که برای پیشبرد اهداف خود و رستن از تنگناها، از ابزارها، اشیا و عوامل جادویی و گاه موروثی بهره می برند که از طریق واسطه هایی بدانان اعطا می شود.
روش/رویکرد: این جستار با روش توصیفی-تحلیلی-اسنادی از طریق مطالعه منابع کتابخانه ای و بهره گیری از داده های پایگاه های اینترنتی درپی آن است تا دریابد که گذارنده، گزارنده و گیرنده این ابزارها و عوامل چه کسی/ کسانی هستند، نوع ابزارها چیست، نقش این ابزارها در پیشبرد اهداف گیرنده چیست، چه تفسیرهایی از این ابزارها می توان به دست داد و چه نوع دسته بندی ای از این ابزارها می توان گزارش کرد.
یافته ها/نتایج: پس از بررسی دریافتیم که بیشتر گذارندگان این ابزارها شخصیت های حماسی و سپس دینی-مذهبی هستند، گزارنده یا واسطه ها ارباب معرفت (زاهد و پارسا، حکیم یا فیلسوف) هستند، گیرنده شخصیتی حماسی و گاه تاریخی است که رسالتی دارد و نکته همین جاست که تنها قهرمانان رسالت محور از این ابزارها دریافت می کنند. نوع ابزارها بیشتر سلاح های جنگی و رزمی است که به دلیل جادوی «مسری/ مجاورت» خاصیت اثرگذاری شگرف یافته است. جدای از سلاح های رزمی، «کلام/ کلمه» یا دعاها هم کارگشا هستند. از برخی از این ابزارها می توان تفسیر روان شناسانه هم به دست داد؛ مثلاً گرز، شمشیر و به ویژه کمان می تواند نماد «مردی» و قدرت نرینگی هم باشد و این که این ابزارها و عوامل را در سه دسته تقسیم کردیم: نخست ابزارهای جنگی و رزمی مانند زره، کمان، نیزه، رکاب و عمود، دُدیگر عناصر طبیعی مثل سنگ، یاقوت، گندم، خاک، پر سیمرغ و سدیگر عوامل معنوی-فرهنگی (کتاب/ کلمه/ لوح)، مانند لوح مسی تهمورث.
تحلیلی بر دگرگونی نشانگان گفتمانی زن در ایران پسا مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۰
29 - 55
حوزههای تخصصی:
زمینه های تأثیرگذار بر تحول فهم جامعه ایرانی از هویت زنانه در دوره پسامشروطه چه بوده، اهمیت آن برای شناخت وضعیت اجتماعی معاصر چیست و به چه روش هایی قابل فهم و تحلیل است؟ دلالت یا نشانگان توصیف گر هویت زنانه در ایران با ورود ایده ها و نهادهای مدرن و شکل گیری جنبش مشروطه خواهی، دچار تحول شد ه است. روایت این سیر تحول از حیث مسئله شناسی و تبیین وضعیت زنان در جامعه ایران معاصر و ارائه الگویی تحلیلی برای فهم وضعیت و جایگاه زنان حائز اهمیت است. هدف از دست یابی به چنین شناختی ارائه چشم انداز نظری و عملی برای فهم درست مسائل زنان جامعه ایرانی معاصر و ارائه چشم اندازی عملی برای بهبود وضعیت آنان است. روش مناسب برای دست یابی به چنین شناختی، روش تحلیل گفتمان برمبنای تحلیل تحولات رابطه قدرت و حقیقت در تعریف یا بازنمایی دلالت های توصیف گر هویت زنانه و پیامدهای آن از جهت نقش و جایگاه زنان در ساختار اجتماعی هم زمان با ارجاع به منابع معتبر تاریخی همچون روزنامه ها، خاطرات، سفرنامه ها، کتاب ها و مقالات مرتبط با این دوره است. مقاله ضمن توصیف تقابلات گفتمان سنتی و مدرن درباره زن و اهمیت آن در جامعه ایرانیِ درحال گذار، در صدد مسئله شناسی و تبیین وضعیت پیچیده زنان در نظام ذهنی و ساخت اجتماعی جامعه ایران در حال گذار است.
Typology of Chahartaqi Buildings in Ilam Province(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۳, Issue ۲ - Serial Number ۱۰, August ۲۰۲۴
57 - 75
حوزههای تخصصی:
One of the most important archaeological remains from the Sassanid period is the famous structures called Chahartaqi, which are related to religious beliefs and are considered part of religious architecture. The recognition of these buildings regarding the sacred fires erected in them is faced with ambiguities. Ilam Province is located in the western part of central Zagros, which has attracted the attention of archaeologists due to its proximity to Mesopotamia during the Sassanid period. Investigations carried out in various sites in this province indicate the existence of many fire temples and Chahartaqi structures, some of which have been introduced and some remain unknown. This research aims to introduce typologies of the fire temples and Chahartaqi buildings in Ilam Province to recognize the architectural style and pattern and their relationship with the sacred fires based on Zoroastrian religious texts. This research has used the documentary method with a descriptive-analytical approach. The results show that the Chahartaqi buildings in Ilam Province are divided into simple and compound Chahartaqi in terms of architectural pattern. Simple Chahartaqi consists of a square plan, four thick piers, four wide openings, and a domed roof, which, according to Zoroastrian religious books, belong to the Atesh Dadgah. Compound Chahartaqi consists of a square plan, a protected corridor for the fire, and corridors around the building that lead to the surrounding spaces, which were used for the residence of Mobeds and the maintenance of auxiliary equipment related to the fire temple
نگاره سپنتانگاشت 聖者伝図 یا نبوّت مانوی (3): تاریخ کلیسای مانوی در نویافته ترین نگاره از میراث مانویان در جنوب شرقی چین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال ۲۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۵
389 - 418
حوزههای تخصصی:
از سال 2007 میلادی دو مجموعه متنی و تصویری بی نظیر از میراث مانویان چین پیدا شده که ویژگی هایی جدید از مانویت را به نمایش گذاشته و بر افق پژوهش های آن افزوده است. این نویافته ها که نشان دهنده گام دوم، یعنی جنوبی مانویت در چین است، آکنده از عناصر دین سنتی چین، به ویژه نشانه هایی از دین بودایی و دائویی است. مانویان در اینجا برای حفظ اتحاد و بقا رخت بومی شد گی به تن کردند و به اصول اساسی جامه چینی پوشاندند. آن ها تدبیر تبلیغی مانی را دنبال کردند؛ یعنی جدوجهد در کیش گردانی و به کارگیری ابزار گوناگون در انتقال مفاهیم و آموزه های دین. همین نگرش سبب ساز چنین گسترشی در تاریخ کلیسای مانوی شد. در میان نویافته ها، سه نگاره اهمیت کار تبلیغی را نشانه رفته که مانی در مرکز آن است. دو ابریشم نگاره نخست در سال 2009 میلادی معرفی شد. اما به تازگی پرده ای پیدا شده که مایه ژرف اندیشی شده است؛ سپنتانگاشت یا نبوّت 3 که هم به مفهوم تاریخ کلیسا پرداخته و هم دربرگیرنده تمثیل ها و نشانه هایی از زادمُرد است. این نوشتار، قصد دارد نخست نگاهی اجمالی به کار تبلیغی مانوی داشته باشد، آنگاه این پرده نویافته را برای نخستین بار به فارسی معرفی کند و برای شناسایی اجزاء آن، و نیز نمایش شیوه بازنمایی تاریخ کلیسای مانوی، یک بررسی متن تصویرشناسانه انجام دهد. بررسی مقدماتی این پرده نشان داده است که جماعت مانوی در چین که سر در پی گسترش آموزه ها داشتند، تاریخ کلیسایی خود را با زیرترین لایه های فرهنگی چین و طبقات اجتماعی مختلف گره زده اند.
From Thermopylae to the Persian Gates: A New Look into Ariobarzanes’ Identity and Political Status(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Persica Antiqua, Volume ۴, Issue ۶, January ۲۰۲۴
33 - 44
حوزههای تخصصی:
Diodorus Siculus, Quintus Curtius Rufus, Polyaenus, and Arrian are the primary historians who have written about the Battle of the Persian Gates but their accounts differ in some details. Much research has been done on the cause of differences between these historians, their method of historiography as well as their sources; but in this article, the main focus has been on the identity and political status of Ariobarzanes, the general who led the Persians in the aforementioned battle. As this essay argues, the clarification of this issue hinges on a large extent understanding Ariobarzanes’ end at the Persian Gates. Of course, due to discrepancies between classical sources and the absence of any Iranian evidence in this regard, this is not an easy task, but this article tries to find the most reasonable answer by identifying the most accurate classical account, and then presents essential historical results to be drawn from it. It should be noted that so far, various researchers, have speculated on the identity of Ariobarzanes with skepticism, but in this article, with detailed criticism of classical resources, the identity and political status of Ariobarzanes are clarified.
Obituary: Guitty Azarpay (1934 - April, 2024)
منبع:
Persica Antiqua, Volume ۴, Issue ۷, July ۲۰۲۴
3 - 3
حوزههای تخصصی:
Guitty Azarpay was born in Tehran, Iran in 1934. She graduated with a PhD in Art History in 1964 from UC Berkeley.She taught at UC Berkeley until her retirement in the early 2000s. Her research on the ancient Iranian and Transoxiana (Central Asia) art, especially about Urartian Art and Sogdian Painting, is highly commendable, as she wrote two valuable books such as Urartian Art & Artifacts (1968) and Sogdian Painting: The Pictorial Epic in Oriental Art (1981). The publication of the book of Sogdian Painting introduced many art scholars to Sogdian art. Azarpay played a valuable role in introducing Sogdian paintings and Sogdian art. She was the recipient of the Book of the Year Award from the University of California Press for Sogdian Painting, and received the Albert Nelson Marquis Lifetime Achievement award.About 20 years ago, Azarpi donated her personal library to Golestan Palace in Tehran.Guitty Azarpay passed away in early April 2024.
نقش حکومت در اشاعه فرهنگی در ترکیه دوره مصطفی کمال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ و فرهنگ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱۲
99 - 125
حوزههای تخصصی:
تأثیرپذیری فرهنگ ها امر طبیعی و تا حدودی غیرقابل اجتناب است و معمولاً فرایندی است که از طریق هم جواری و گسترش ارتباطات رخ می دهد. چنانچه در جهان اسلام معاصر ازجمله در ترکیه عثمانی به وضوح می توان گسترش فرهنگ غربی را در این فرایند مشاهده نمود. با روی کار آمدن کمال آتاترک (1881-1938م) در ترکیه با پدیده ای مواجهیم که خود حکومت با برنامه و دستور درصدد تسریع اشاعه فرهنگی است و می توان از آن به اشاعه دستوری یاد نمود. پدیده اشاعه دستوری هرچند کم وبیش در تمام قلمرو جهان اسلام مشاهده می شود، اما پیشتاز این امر ترکیه زمان کمال آتاترک است که به صورت گسترده تمامی عرصه های فرهنگ سنتی - اسلامی در این زمان دستخوش تحول اساسی شد. وی توانست به خصوص در عرصه آموزش جدید، ادبیات، هنر و ارتباطات تغییر نسبتا جدی را ایجاد نماید که در این نوشتار با روش توصیفی - تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. برخلاف جاهای دیگر که برنامه اشاعه دستوری با شکست مواجه شد، در ترکیه به علت هم جواری با غرب و زمینه های سیاسی موجود به موفقیت نسبی انجامید. تلاش های مصطفی کمال در این عرصه هرچند در موارد بسیاری مثبت و همگام با اقتضائات زمان بوده است، اما بدان سبب که این امر صرفا تقلیدی بوده و ریشه ازخودبیگانگی می گرفت، آسیب های فرهنگی زیادی نیز به همراه داشت. به همین خاطر نمی توان آن را یک حرکت اصلاحی محض در راستای بهبود فرهنگ جامعه اسلامی قلمداد نمود.
سودای خلافت در اندیشه عبدالرحمان بن عوف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاید مسأله جانشینی پیامبر(ص) مهمترین مسأله در تاریخ صدر اسلام بود که تمام حوادث بعدی را تحت الشعاع خود قرار داد. هرکدام از صحابه که خود را لایق خلافت می یافتند، به دنبال تصدی منصب خلافت بودند. گروهی از همان ابتدا به دنبال دست یابی به این هدف بودند، اما گروه دیگر که در ابتدا نتوانستند به این مهم دست یابند در کنار فرد برنده در تلاش برای کسب کارنامه قوی برای تصدی آن در دوره های بعد بودند. از جمله این اشخاص عبدالرحمن بن عوف بود که بعد از رحلت پیامبر(ص) در مناقشات میان اصحاب برای کسب قدرت شرکت نجست و تنها جانب شخص پیروز میدان یعنی شیخین را گرفت. در دوران ابوبکر و خصوصاً عمر در امور مهم حکومتی مشاوره و فتوا می داد، از همین روی بود که عمر حق تعیین خلیفه بعدی را در صورت تساوی آراء در شورا به او سپرد. عبدالرحمن نیز از این مهم برای رسیدن به اهداف خود کمک جست. وی با گذاشتن شرط عمل به سیره شیخین که انتخاب عثمان را به دنبال داشت؛ انتظار خلافت بعد از او را در سر می پروراند. از همین روی است که رفتار و منشی در پیش گرفت که پیش تر به آن شهرت نداشت؛ چرا که به دنبال این بود که نشان دهد شایستگی خلافت را دارد؛ اما برخلاف تصور او عثمان جانب بنی امیه را گرفت. پس از کرده خود پشیمان شد و درصدد قیام علیه عثمان برآمد که کسی با او همراهی نکرد.
شناسایی و اندازه گیری آلاینده های هوا در محوطه تاریخی نقش رستم فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهه باستان سنجی سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
163 - 186
حوزههای تخصصی:
نقش رستم نام مجموعه ای باستانی با یادمان هایی از دوره ایلامیان، هخامنشیان و ساسانیان در شمال شهرستان مرودشت و در فاصله پنج کیلومتری از تخت جمشید قرار دارد. مجاورت منابع آلاینده به این محوطه به ویژه مجتمع پتروشیمی مرودشت (در 17 کیلومتری جنوب غربی نقش رستم)، نزدیکی محوطه با جاده ها و محورهای مبادلاتی پر تردد، کشاورزی گسترده در منطقه و استفاده از حجم زیادی از کودهای شیمیایی و علف کش ها و همچنین به آتش کشیدن بقایای گیاهی اراضی کشاورزی پس از برداشت محصول، باعث شده فرضیه فرسایش آثار در این محوطه باستانی تقویت گردد؛ بنابراین از مهم ترین اهداف این تحقیق شناسایی و اندازه گیری میزان آلاینده های مذکور در محوطه نقش رستم با انجام مطالعات آزمایشگاهی است. به همین منظور اقدام به نمونه گیری از هوای منطقه و استخراج فاز جامد فضای فوقانی (HS-SPME) با استفاده از فیبرهای سنتزی SPME به عنوان ابزار گیرانداز آلاینده ها گردید. همچنین از تعدادی نمونه گیر گازی (Gas Sampler) نیز جهت استخراج مستقیم هوای آلوده استفاده شد تا بتوان طیف گسترده ای از ترکیبات آلاینده را شناسایی نمود. همچنین جهت آنالیزها از کروماتوگرافی گازی متصل به طیف سنج جرمی و کروماتوگرافی یونی استفاده شد. نتایج نشان می دهد که تنوع گونه های آلاینده و مقادیر آن ها در محوطه نقش رستم بسیار بالا بوده و مهم ترین منبع آن مربوط به مجتمع پتروشیمی مرودشت است؛ بنابراین آلاینده های موجود در منطقه و به ویژه آلاینده های تولیدی مجتمع پتروشیمی تهدیدی برای آثار تاریخی منطقه بشمار می روند. با توجه به ظرفیت های تاریخی و طبیعی محوطه و منطقه ضرورت دارد در درازمدت الگوی توسعه پایدار منطقه از صنایع با حجم بالای آلاینده های زیست محیطی به سمت گردشگری تغییر یابد.
توصیف، طبقه بندی و گونه شناسی سفال دوره های نوسنگی و مس و سنگ انتقالی (چشمه علی) تپه پهلوان در گستره شمال شرق فلات ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۷
7 - 36
حوزههای تخصصی:
شمال شرق ایران و به خصوص دشت جاجرم در خراسان شمالی ازنظر جغرافیایی به صورت دالان و مسیر های ارتباطی بین حاشیه دشت کویر، بخش شرقی رشته کوه البرز و فلات ایران با مناطق آسیای مرکزی قرار دارند و از این نظر همیشه در مسیر تبادلات تجاری و فرهنگی جوامع انسانی از گذشته تا به امروز بوده اند؛ از این رو نتایج کاوش های تپه پهلوان به لحاظ شناخت تبادلات و سنت های فرهنگی منطقه ای و فرامنطقه ای در طول دوره های نوسنگی جدید و مس وسنگ انتقالی (چشمه علی) می توان حائز اهمیت ویژه ای باشد. در این پژوهش با روشی توصیفی-تحلیلی به توصیف، طبقه بندی و گونه شناسی مجموعه سفال های تپه پهلوان و به طور کل مقایسه آن در بستر محلی و منطقه ای پرداخته می شود تا بخشی از چگونگی سنت سفالگری این محوطه را در بستر دوره های نوسنگی جدید و مس وسنگ انتقالی در شمال شرق ایران مشخص کند و به پرسش هایی هم چون سنت سفالگری تپه پهلوان تحت تأثیر کدام سنت یا سنت های فرهنگی منطقه است؟ و چگونگی رابطه آن با چارچوب گاهنگاری منطقه ای است پاسخ بگوید. مجموعه سفال های این محوطه نشان از هم بستگی آن با سنت سفالگری طبقات 1 و 2 سنگ چخماق شرقی و محوطه های حوزه شاهرود در بازه زمانی 5800-5300پ.م. و دوره نوسنگی جدید دارد. سفال این دوره شامل انواع: کاسه، خمره، سینی و سبو ساده و منقوش است. بعد از ظهور تغییرات گسترده ای در جنبه های مختلف مواد فرهنگی محوطه های نوسنگی جدید چخماق/جیتونی در شمال شرق ایران درنهایت شاهد حضور سنت فرهنگی چشمه علی در توالی استقراری محوطه های این دوره در منطقه، ازجمله در تپه پهلوان هستیم. سفال این دوره در تپه پهلوان توأمان دارای ویژگی های فنی مشترک سفالگری با محوطه های فلات مرکزی ایران و از جنبه فرم و نقش مایه از تنوع کمتری نسبت به آن ها در طی بازه زمانی 4800-5200پ.م. است؛ به طورکلی، براساس سنت سفالگری، محوطه پهلوان نشان از تعاملات فرهنگی منطقه ای در دوره نوسنگی و فرامنطقه ای در مرحله اول دوره مس وسنگ انتقالی شمال شرق ایران با فلات مرکزی و نواحی شمالی کوپه داغ دارد.
بررسی و واکاوی مرکز اسناد و آمار شاهنشاهی پهلوی با تکیه بر اسناد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال ۳۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۳۵)
32 - 51
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی یکی از مراکز مهم آرشیویِ دوره پهلوی دوم (مرکز اسناد و آمار شاهنشاهی) با تکیه بر اسناد.روش / رویکرد پژوهش: پژوهش حاضر با رویکرد تاریخی و به کارگیری شیوه توصیفی-تحلیلی سعی دارد با استفاده از اسناد و مدارک آرشیوی، یکی از مؤسسات فعّال در سال های پایانی حکومت پهلوی را واکاوی کند.یافته ها و نتیجه گیری: هم زمان با تصمیم گیری درباره برگزاری جشن بزرگ داشت پنجاهمین سال شاهنشاهی پهلوی، مرکزی بانام «مرکز اسناد و آمار شاهنشاهی» در ذیل ستاد این جشن ایجاد شد و در سال 1354، هم زمان با گرامی داشت سال روز کودتای سوم اسفند رضاشاه افتتاح شد. این مرکز در دوران فعالیت خود مدارک مختلفی ازجمله اسناد قوانین و فرمان ها، عکس ها و اسلایدها، صوت ها و فیلم ها، بولتن ها و گزارش ها را جمع آوری کرد. پس از برگزاری جشن، نظر به نبود مرکز آرشیوی وابسته ای به دربار، این مرکز از سال 1356 با هدف جمع آوری و حفظ اسناد دستاوردهای حکومت پهلوی به فعالیت ادامه داد. کارکرد اصلی این مرکز، پژوهشی-تبلیغاتی بود و به عنوان بازویی ایدئولوژیک در تمامی استان های ایران دفاتری داشت.
گونه شناسی کنش های گفتاری در نامه های امام حسین (ع) در جریان واقعه عاشورا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جریان واقعه عاشورا که از مهم ترین و تاثیرگذارترین وقایع صدر اسلام است، نامه هایی از سوی امام حسین(ع) به مخاطبان گوناگون ارسال شده است. پرداختن به این نامه ها و شناسایی مرکز ثقل آنها، از جهت شناسایی نوع حرکت امام و انگیزه ایشان از این حرکت، حائز اهمیت است. این پژوهش به کمک نظریه کنش های گفتاری جان سرل به تحلیل این نامه ها پرداخته است. نظریه کنش های گفتاری که در شاخه تحلیل گفتمان شناخته می شود، به لایه های زیرین زبان توجه داشته و هر سخنی را یک کنش تلقی می کند که این کنش ها به پنج دسته اظهاری، اعلامی، ترغیبی، تعهدی و عاطفی تقسیم می شوند. پس از تعیین فراوانی انواع کنش در نامه های امام حسین(ع) مشخص شد که بیشترین فراوانی مربوط به کنش اظهاری است و کنش های عاطفی، ترغیبی، اعلامی و تعهدی به ترتیب در مراتب پسینی قرار دارند. در مرکز ثقل این نامه ها کنش ترغیبی شامل دعوت به هدایت، پایبندی به کتاب خدا، سنت پیامبر(ص) و وفای به عهد به عنوان صفت پسندیده اخلاقی و انسانی است. دستاورد پژوهش نشان می دهد، امام حسین(ع) در مجموع گفتار خویش به دنبال آگاهی بخشی و اصلاح اعتقادی است.
داتیس، فرمانده داریوش بزرگ در نبرد ماراتن: پارسی یا مادی؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۹
153 - 178
حوزههای تخصصی:
با تشکیل حکومت هخامنشی توسط کوروش بزرگ (۵۵۰-۵۳۰ پ.م)، اگرچه شاهنشاهی مادها برچیده شد، اما بسیاری از فرماندهان مادی با کوروش پارسی همراه شدند که دو تن از آن ها هاراپاگ و مازاریس بودند. در زمان کمبوجیه نیز، مادها در بسیاری از نبردها همراه پارسیان بودند، اما در زمان داریوش با قیام گ ئومات و شورش فرورتیش در ماد و پارت ، داریوش نسبت به مادها بدبین شد و معتقد بود که مادها قصد دارند دوباره حکومت خود را تشکیل دهند. وی برای کاهش نفوذ مادها و به دلیل شورشی که شاهنشاهی هخامنشی را تهدید کرده بود نام ماد را در کتیبه بیستون، در فهرست ساتراپی ها در جایگاه دهم قرار داد؛ با این همه، داریوش فرماندهی نبرد ماراتن در سال۴۹۰ پ.م. را به داتیس سپرد. هنوز در بین پژوهندگان درباره مادی یا پارسی بودن داتیس بحث و اختلاف نظر وجود دارد، اما در بیشتر نوشته های یونانی از وی با نام «داتیس مادی» یاد شده است. با توجه به اینکه داریوش در این برهه از زمان کاملاً نسبت به مادها بدبین بود و در حقیقت مادها را نوعی تهدید در براندازی حکومت پارس می دید، وجود فرمانده ای مادی در نبرد ماراتن بسیار دور از انتظار بوده و به نظر می رسد «داتیس پارسی» بوده است. تاکنون درباره داتیس تحقیق مستقلی صورت نگرفته است، تنها در پاره ای از کتاب ها و هنگام شرح نبرد ماراتن به وی اشاره ای گذرا شده است. در این جستار، با استفاده از گزارش های تاریخی کهن و داده های باستان شناختی، به واکاوی شخصیت داتیس، مادی یا پارسی بودن وی و دلیل انتخاب وی توسط داریوش برای فرماندهی نبرد ماراتن پرداخته خواهد شد. با بررسی و تجزیه وتحلیل منابع به نظر می رسد داتیس پارسی بوده است نه مادی.
نقد رومان تاریخی «بابک» نوشته جلال برگشاد
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵
41 - 55
حوزههای تخصصی:
رمان تاریخی « بابک» نوشته جلال برگشاد که در سال 1981 م در باکو چاپ شده است با ذهنیت دوران کمونیستی در صدد تبلیغ مزدک گرایی بر آمده و فضای کلی رمان را در خدمت آیینها و مناسک زرتشتی قرار داده است. دکترین استالینی بر آن بود که مزدکیان را کمونیستهای تاریخی معرفی کنند. به این مفهوم که جنبش آزادی بخش و ضد اشغالگری جاویدان و بابک را مدافع آیین زرتشتی قلمداد کرده که در آن زمان با گذشت دو قرن از سقوط سلطنت ساسانیان به شدت طبقاتی گراییاش ارتجاعی میتوانست باشد. این مقاله به نقد این کتاب می پردازد.
بافت معماری فرهنگ پیزدلی (حسنلوی VIII) براساس کاوش های باستان شناسی در تپه گردآشوان، شمال غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تپه گردآشوان یکی از معدود محوطه های استقراری دوره روستانشینی در حوضه رودخانه زاب کوچک، پیرانشهر مربوط به هزاره پنجم/چهارم پیش ازمیلاد است که با توجه به تاریخ گذاری (C14) از 4531پ.م. مورد سکونت قرار گرفته است. انجام دو فصل کاوش باستا ن شناختی این محوطه، اطلاعات ارزند ه ای درخصوص وضعیت فرهنگی و معماری منطقه در اختیار قرار داده است. به لحاظ توالی زیستی در گردآشوان دو طبقه استقراری و چهار مرحله معماری از هزاره پنجم پیش ازمیلاد شناسایی گردید. شواهد باستان شناسی روستای گردآشوان نشان داد که بافت معماری به لحاظ کالبدی شامل فضاهای خشتی و سنگی است. از لحاظ روش، این پژوهش متکی بر داده های نویافته از کاوش های میدانی است که به روش توصیفی-تحلیلی نگارش یافته است. به دلیل انباشت ضخیم مواد فرهنگی عصر مس وسنگ جدید و ارتفاع حدود هشت متر و مراحل مختلف معماری، به نظر می رسد گردآشوان یکی از کلیدی ترین محوطه های مس وسنگ جدید در منطقه شمال غرب باشد. کاوش گردآشوان با هدف شناخت بافت معماری و سنت فرهنگی مس وسنگ جدید (حسنلوی VIII) در حوضه رودخانه زاب انجام یافت. در این پژوهش تلاش گردید تا با مطالعه بقایای معماری و مواد فرهنگی بتوان سنت های فرهنگی حوضه زاب را با دیگر مناطق تبیین نمود. نتایج به دست آمده از کاوش، نشانگر پیوندهای فرهنگی دشت پیرانشهر با مناطق قفقاز، آناتولی و بین النهرین است که به دلیل نزدیکی به مناطق فرهنگی فوق دارای مناسبات و روابط فرهنگی بوده اند. در این پژوهش به معرفی نقشه، ترکیب کالبد و مصالح مورداستفاده و شیوه های معماری مس وسنگ به مثابه تجربیاتی کهن از ایجاد فضاهای مقاوم و منطبق با زیست بوم محل می پردازد.
مروری بر تولیدات علمی در حوزۀ تاریخ اقتصادی (1999- 2023): یک مطالعه علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حوزه تاریخ اقتصادی شاخه ای از علم تاریخ است که قبل از قرن بیستم کمتر مطالعه می شده ولی در سال-های اخیر از طرف پژوهشگران موردتوجه قرارگرفته است؛ بنابراین لزوم انجام تحقیقات علم سنجی برای شناخت بهتر و سامانمند تر پژوهش های این حوزه ضروری می نمایاند، در این راستا هدف از تحقیق پیشرو تحلیل و مصورسازی تولیدات علمی حوزه تاریخ اقتصادی است. روش پژوهش از نوع علم سنجی است که با نرم افزارهای اکسل و وی.او.اس ویوور صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق 6514 مقاله علمی از پایگاه علمی ساینس دایرکت بین سال های 1999 تا 2023 بود که استخراج شده و مورد تحلیل قرار گرفتند. پس از واردکردن داده ها از پایگاه علمی به نرم افزار، با تکرار 8 بار، 418 گره، 11 خوشه و 3284 پیوند شناسایی شدند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که؛ روند انتشار مقالات صعودی است، در میان مجلات، کاوش در تاریخ اقتصادی و در میان کلمات رشد اقتصادی، تاریخ اقتصادی، نوآوری، نهادها، توسعه اقتصادی، رشد، سرمایه انسانی و مهاجرت ازنظر تکرار سرآمد هستند. مقوله های رشد اقتصادی، توسعه، موسسه، مقررات، سودمندی و چرخه کسب وکار موضوعاتی هستند که در عین محبوبیت فراوان، دیگر در این گرایش همچون دهه اخیر چندان موردتوجه نیستند و مقوله های سیاست های پولی، انرژی، معدن کاری، منابع طبیعی، ظرفیت دولتی و کووید-19 جزو داغ ترین مقولات بودند.
بازنمایی نقش ها و ریخت شناسی جام گورستان چالادئم شال خلخال اردبیل براساس داده های تصویربرداری واریختگی بازتابشی (RTI)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲
3 - 31
حوزههای تخصصی:
سطح اصلی بسیاری از مصنوعات تاریخی-فرهنگی به دست آمده از کاوش های باستان شناسی به دلیل فرایندهای پسانهشتی کاملاً قابل دیدن نیست و بدون ابزار و روش های متناسب با ویژگی های سطح اثر، به طور کامل قابل بازیابی نیست. آشکارسازی نقش ها و اطلاعات سطح دست ساخته های تاریخی-فرهنگی، به واسطه روش های مختلف بررسی سطح و زیر سطح، چالش های فراوانی را به دلایلی همچون نبود دسترسی راحت، مشکلات ناشی از حمل ونقل، مقرون به صرفه نبودن و نبود امکان استفاده برای انواع اشیاء ایجاد می کند. روش تصویربرداری واریختگی بازتابشی (RTI) یک روش تصویربرداری محاسباتی است که بررسی سطح را به صورت پویا از چندین زاویه ممکن کرده و به واسطه پرداخت های الگوریتمی مختلف بافت و رنگ سطح امکان بهبودبخشی این تصاویر را نیز فراهم می آورد. تاکنون این شیوه بر انواع اشیاء تاریخی نتایج مؤثری را از بررسی فناوری تولید و ریخت شناسی سطح نشان داده است. نمونه موردی استفاده از این روش، جام مکشوفه از گورستان چالادئم بوده که در کاوش های سال 1397 از روستای شال خلخال استان اردبیل به دست آمده و هم اکنون در موزه باستان شناسی اردبیل نگهداری می شود. نقش های این جام به دلیل ظرافت اجرای آن و رسوب گرفتگی سطحی زیاد، حتی پس از پاکسازی در فرایند حفاظت و مرمت به طور کامل مشخص و خوانا نبود. تصویرهای حاصل از این روش تصویربرداری، به کسب اطلاعات مختلفی از سطح در شناسایی شیوه اجرای نقش، نشانه های استفاده، ریخت شناسی محصولات خوردگی و بازنمایی نقش انجامید. درنهایت، براساس خوانش و تفسیر نقش ها، می توان گفت این جام مربوط به اواخر هزاره دوم تا اوایل هزاره اول پ م است.