فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
کلان گفتمان حمایت از زنان و ذیل آن خرده گفتمان حمایت از سلامت آنان، طی قرن های هجدهم تا بیستم میلادی متاثر از جنبش ها و کنوانسیون های سازمان یافته توسط سازمان های رسمی و نهادهای حامی حقوق زنان در کشورهای غربی شکل گرفت. در این مسیر بسیاری از کشورهای در حال توسعه نظیر ایران در جریان مواجه با تمدن جدید، انعکاسی از آنچه در کشورهای غربی در جریان بود را به نمایش گذاشتند. ریشه ی اصلی توجه به سلامت زنان در این سال ها را می توان ذیل روایتی بزرگتر تحت عنوان روایت جدید توسعه ی جهانی بر مبنای توجه و تمرکز بر زنان به عنوان نیروی انسانی بررسی کرد. متاثر از جریان های فوق حکومت محمدرضا شاه برای دستیابی به اهداف توسعه در ایران ناچار شد تا توجهی خاص به سلامت زنان داشته باشد. هدف اصلی این پژوهش روشن ساختن بررسی روند تاثیرپذیری سلامت زنان ایرانی از تغییرات جهانی است. پرسش اصلی این است که برنامه های جهانی توسعه و شکل گیری سازمان های جهانی حامی زنان تا چه حد بر نظام سیاست گذاریِ ایران در موضوع سلامت زنان در طی سال های 57-1340ش. تاثیر گذاشته است؟ پژوهش حاضر با استفاده از شیوه ی اسنادی و کتابخانه ای در تلاش است تا روند سیاستگذاری و هم چنین مسئله شدن سلامت زنان در طی دو دهه ی پایانی حکومت پهلوی را در پرتوی تحولات جهانی تببین کند. یافته های این مقاله نشان می دهد که در جریان تمایل محمدرضا شاه به موضوع گفتمان توسعه، حکومت تلاش بود تا همگام با سیاست هایِ جهانیِ حمایت از سلامت زنان حرکت کرده و سطح سلامت زنان ایرانی را ارتقا دهد.
بررسی رابطه سازمان وکالت و مسأله خمس از عصر امام کاظم (ع) تا پایان غیبت صغری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
58 - 78
حوزههای تخصصی:
سازمان وکالت شبکه ای است که توسط امام صادق علیه السلام با اهداف خاصی تشکیل شد. در این شبکه امام(ع) به عنوان رهبر سازمان، در نقاط مختلف جهان اسلام وکلائی داشت که یکی از وظایف آنان جمع آوری خمس از شیعیان و تحویل آن به امام معصوم(ع) بوده است. مسأله این پژوهش رابطه میان سازمان وکالت و خمس از زمان امام کاظم (ع) تا پایان غیبت صغری است. حاصل پژوهش بیانگر این است که یکی از اهداف سازمان وکالت جمع آوری خمس بوده که در عصر امام کاظم (ع) به دلیل گسترش قلمرو جغرافیایی شیعیان توجه ویژه ای به خمس گردید و تعداد وکلای آن حضرت در مناطق مختلف بیشتر شد. در دوره امام رضا (ع) و امام جواد (ع) نیز اهداف سازمان وکالت با نظم و انسجام بیشتری تعقیب گردید. در عصر امام جواد تا امام عسکری (ع) به خاطر جوّ خفقان علیه شیعیان و عدم دسترسی به امام، شبکه وکالت بر تعقیب اهداف ائمه پیشین از جمله اخذ و تحویل خمس و آماده کردن مردم برای عصر غیبت تأکید داشت. در عصر غیبت صغرا نیز نوّاب خاص امام زمان (عج) در جغرافیای تشیع به جمع آوری و ساماندهی وجوهات از جمله خمس پرداختند و از رهگذر آن رابطه امام با شیعیان محفوظ ماند. این مقاله با گردآوری داده های کتابخانه ای و با روش توصیفی- تحلیلی رابطه میان سازمان وکالت و خمس را مورد بررسی قرار داده است. پیشینه پژوهش نشان می دهد نقش سازمان وکالت در دریافت خمس با این رویکرد کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
واکاوی ازدواج های پسران جعفر بن ابی طالب (ع) با دختران حضرت علی بن ابی طالب (ع) و آثار آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
199 - 227
حوزههای تخصصی:
علی بن ابیطالب و خاندانش به دلیل انتسابشان به پیامبر اکرم ؛ به عنوان شخصیت های برجسته و مهم در تاریخ شناخته شده اند. افعال و رفتارهای این خاندان و ارتباطات سببی شان با خاندانهای مطرح ازجمله با آل جعفر مورد توجه خاص و عام قرار گرفته است . بررسی علل و زمینه ها و تبعات این گونه ارتباطات سببی در میان خانواده های عامل در تاریخ، به منظور مطالعه رفتار آنها و تأثیر آن در اجتماع اسلامی بسیار مهم است. این مطالعه با استفاده از روایت پیامبر اکرم و معصومین و تحلیل مطالب و بررسی پیامدها و با استفاده از منابع تاریخی، روایی، انساب و تفسیری انجام می شود. این کاوش نشان می دهد که زمینه ارتباط سببی خاندان جعفر و علی بن ابیطالب به دلیل روابط نسبی، تربیتی از پیامبر اکرم، امیر المؤمنین و اسماء بنت عمیس نشات گرفته است.امیر المؤمنین و فرزندانش، در انتخاب همسرانشان به چندین ملاک توجه داشتند، که مهم ترین آنها کفویت بود. پسران جعفر به دلیل به جهت قرب در روش تربیتی ، اخلاقی و اعتقادی بهترین گزینه برای دختران حضرت زهرا علیها السلام بودند. همچنین، مهم ترین عاملی که باعث این ازدواج ها شد، زمینه سازی برای وقایع کربلا بود. امیر المؤمنین با ترتیب ازدواج بنات زهرا با پسران جعفر، زمینه را فراهم کرد تا آنها با امام حسین علیه السلام همراهی کنند و در انجام ماموریت الهی نقش آفرین باشند .عبدالله بن جعفر از نظر اعتقادی با امیر المؤمنین و فرزندانش همخوانی داشت، اگرچه از نظر سیاسی اختلافاتی ثبت شده است.ولی ازحضرت زینب علیها السلام و فرزندانش در یاری امام حسین علیه السلام پیش واقعه کربلا ممانعتی نداشته است.
واکاوی ابعاد و کارکردشناسی پیشگویی فراعصری نبوی در شناساندن هدایت گران الهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
216 - 237
حوزههای تخصصی:
پیامبر اکرم(ص) در طول حیات مبارک خویش با روش های متعددی به هدایت گری جامعه پرداختند. با توجه به ضرورت هدایت گری در اعصار مختلف، ایشان در دوران حیات خود به صورت فراعصری برای دورانی که حضور فیزیکی نداشتند، در قالب پیشگویی اقدام به شناساندن هدایت گران الهی در جامعه نمودند. این پیشگویی ها صرفا خبر از آینده نبوده، بلکه به عنوان فرد حکیمی که وظیفه هدایت و سعادت جامعه را داشته، اهدافی را دنبال نموده اند. یکی از مسائل قابل تحقیق در سیره نبوی، پیشگویی های صادر شده با رویکرد شناساندن هدایت گران الهی در جامعه اسلامی بوده است. مسئله پژوهش حاضر آن است که شناساندن هدایت گران الهی توسط پیامبر اکرم(ص) در قالب پیشگویی شامل چه ابعادی بوده و چه کارکردهایی را دنبال نموده است؟ ضرورت ابعاد و بیان کارکردهای شناساندن هدایت گران الهی از طرفی موجب شناخت ابعاد هدایتی پیامبر اکرم(ص) به صورت فراعصری، همچنین نگاه آینده نگر در منش آن بزرگوار برای زدودن غبار فتنه و هموار نمودن مسیر هدایت آشکار می گردد. در پایان به این نتیجه رسیده است که رسول خدا(ص) برای هدایت جامعه در حوادث مختلف در قالب پیشگویی از طرفی اقدام به شناساندن هدایت گران الهی در دو لایه؛ معرفی اهل بیت(ع) و شخصیت های شاخص به عنوان معیار و الگو، همچنین خواص ضلالت گر را بیان نمودند که کارکردهایی از جمله: تبیین جریان حق و باطل؛ شاخص سنجی و معیار شناخت باطل؛ شناساندن عناصر مانع در هدایت گری را دنبال نموده است.این تحقیق از سنخ پژوهش های تاریخی با رویکرد توصیفی تحلیلی و با روش کتابخانه ای تهیه گردیده است.
اندیشه ی شعوبی گری مُوَلَّدان در اندلس؛ علل و زمینه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مُوَلَّدان (نومسلمانان بومی) از جمله گروههایی بودند که نقش مهمی در تحولات سیاسی و اجتماعی دوره ی حکومت امویان اندلس ایفا کردند. آنان با گروش به اسلام، خواهان حقوق برابر با اقلیت عرب بودند. اما محرومیت سیاسی، فقر و فشار اقتصادی، تبعیض اجتماعی و نژادی که از جانب حاکمان اموی و عربها علیه آنان اعمال شد، زمینه ی شورش و اعتراض آنها را فراهم ساخت. ابتدا بسیاری از مُوَلَّدان برای احقاق حقوق خود به مبارزه ی نظامی علیه حاکمیت دست زدند. اگرچه با آغاز خلافت عبدالرحمن سوم (حک؛ 300-350ق) این شرایط تا حدود زیادی تغییر کرد و سیاست های مسالمت جویانه و تسامح و تساهل قومی و نژادی و دینی عبدالرحمن ناصر خلیفه اموی و فرزندش حکم ثانی (حک؛350-362ق) سبب شد مُوَلَّدان مجال بیشتری برای مشارکت در ساختارهای سیاسی و اجتماعی جامعه اندلس یابند، اما در این میان عده ای از آنان با تاکید بر هویت نژادی و قومی شان به فعالیت های فرهنگی و فکری در قالب ستایش و جانبداری از استعداد و توانایی عجمان علیه تعصب نژادی و برتری قومی عرب-ها پرداختند و به تدریج با ضعف حکومت اموی در آندلس و شکل گیری دولت های مستقل، حالت دفاعی تبدیل به هجوم و انکار صریح نژاد عرب توسط مُوَلَّدان شد که در رساله ی شعوبیه ابن غرسیه به اوج رسید.
نقش و جایگاه خاندان ساروخان سعدلو قورچی باشی در تشکیلات نظامی و دیوان سالاری حکومت صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی دوره جدید سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
119 - 138
حوزههای تخصصی:
در پی سیاست های تحدید قدرت قزلباشان و اصلاحات نظامی شاه عباس و حذف خاندان و امرای متنفذ قزلباش و برکشیدن امرای دون پایه و ناشناخته به جانشینی آنان، زمینه برای ظهور خاندان های جدید در ساختار نظامی و سیاسی صفوی که شایستگی و توانمندی چشمگیری از خود به نمایش گذاشتند، فراهم شد. خاندان سارو خان سعدلو نمونه بارزی از این خاندان هاست که در تشکیلات نظامی، سیاسی و دیوان سالاری صفوی در اواخر قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم هجری تأثیرگذار بودند. مهم ترین چهره این خاندان، سارو خان بود که در کنار مسئولیت های مختلف نظامی، سیاسی و مالی دوران شاه سلیمان همچون قورچی باشی و معیر الممالکی، صاحب شخصیت ادبی و فرهنگی نیز بود. با توجه به اهمیت اقدامات این خاندان در فهم تحولات تاریخی این دوران، این پژوهش با هدف بازبینی برخی نگاه ها و نظریه ها به تاریخ دوران صفوی همچون کارکرد صِرف نظامی قزلباشان و یا حذف قزلباشان از ساختار حکومتی صفویه توسط شاه عباس، در پی پاسخگویی به این سؤال است که نظامیان قزلباش مانند خاندان سارو خان سعدلو (نمونه موردی) در تشکیلات سیاسی، اداری و فرهنگی اواخر حکومت صفویه چه نقش و جایگاهی داشتند؟ جمع آوری اطلاعات و داده های تاریخی این پژوهش به روش کتابخانه ای و بررسی موضوع به شیوه توصیفی تحلیلی انجام یافته است و نتایج حاصل نشان می دهد ساختار حکومتی صفویه باوجود تغییرات گسترده، همچنان، زمینه را برای ارتقا جایگاه گروه هایی از قزلباشان همچون خاندان سعدلو فراهم می کرد.
واکاوی مناسبات فرهنگی تمدنی ایران و شرق آفریقا با تکیه بر بندر کنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۴
143 - 176
حوزههای تخصصی:
در این مقاله مناسبات فرهنگی تمدنی ایران و شرق آفریقا از گذشته های دور تاکنون ( با تمرکز بر بندر کنگ به عنوان یکی از بنادر پویای جنوب ایران ) و بر اساس منابع موجود مورد بررسی قرار گرفته است . سئوال اصلی این مقاله " تعاملات فرهنگی اجتماعی ایران و شرق افریقا چه دستاوردهایی بدنبال داشته است ؟" و فرضیه اصلی "تاثیر و تاثر متقابل فرهنگی ایران و شرق آفریقا بر یکدیگر" است. نتایج اجتماعی فرهنگی حاصل از آن نیز متغیرهای مستقل پژوهش قلمداد می شوند. هدف مقاله ارائه اطلاعاتی بکر و دست اول در مورد مناسبات فرهنگی تمدنی ایران و شرق آفریقا و بارز ساختن نقش ساحل نشینان جنوب در این فرآیند و به موازات آن طرح دیدگاهی نو در مورد تعاملات ایران و شرق افریقا در قرون معاصر است . در ارتباط با یافته های پژوهش نیز باید گفت در این مقاله با بهره گیری از روش توصیفی – تحلیلی ، میدانی تلاش شده است نوع و نحوه تعامل فرهنگی اجتماعی ایران و شرق آفریقا با بارز ساختن نقش بندر کنگ به عنوان یکی از بنادر جنوبی تاثیرگذار در مسیر این ارتباطات مورد بررسی قرار گیرند.
سند ی محرمانه از بورس تحصیلی قشقا یی ها توسط دولت عثمانی
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵
150 - 166
حوزههای تخصصی:
حاج محمد کریم خان کشکولی از 24 آبان 1۲۸۸ خورشیدی تا 3 دی 1۲۹0 نمای نده ایل قشقایی در دومین دوره مجلس شورای ملی ایران )دومین دوره مجلس بعد از انقالب مشروطه( بود وی به سفارت دولت عثمانی برای پذیرش ۲0 دانش آموز قشقایی جهت تحصیل در مدارس عثمانی مراجعه می کند. متعاقبا سفارت خانه عثمانی در نامه ای درخواست نما ینده قشقا یی ها را به اطلاع وزارت امور خارجه می رساند. وزارت خارجه پیرو نامه مذکور ضمن اشاره به ترک بودن قشقاییها درخواست محمد کر یم خان را با تقلیل تعداد دانش آموزان به 10 تن قبول می کند.در ا ین مقاله نامه های رد و بدل شده فی مابین سفارت خانه عثمانی در تهران و وزارت امورخارجه عثمانی به پیوست ارائه می شود. اصل نامه ها به شیوه عثمانی با الفبای عربی می باشد که بدون دخل و تصرف به الفبای لاتین برگردانده شده است.
نقش و کارکرد وزرای ایالت و ولایت در دوره قاجاریه تا پایان دوره ناصرالدین شاه ( 1210-1313 ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۷)
55 - 88
حوزههای تخصصی:
نظام اداری هر کشوری از دیرباز در تداوم و ثبات هر حکومت تأثیر فراوان داشته است. در این میان، چگونگی اداره ایالات یا به عبارتی نظام ایالات، از اهمیت زیادی برخوردار بوده است. میزان این اهمیت با توجه به نقش ایالات در حفظ امنیت و سهم آنها در تأمین نیازهای مالی کشور، افزایش می یافت. تقسیم بندی کشوری و نظام اداری ایالات و ولایات در ایران سابقه ای طولانی دارد و از دوره هخامنشی در کشور شکل گرفته است. حکومت های ایرانی در دوره اسلامی نیز از نظام منسجم اداری برای اداره امور ایالات بهره گرفته اند. این نظام بندی ها در دوره صفوی شکل منسجم تری به خود گرفت. مناصبی چون حاکم، وزیر و مستوفی در نظام اداری ایالات در دوره اسلامی به چشم می خورد. این پژوهش به روش تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی و همچنین با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و اسنادی، به دنبال بررسی جایگاه وزرای ایالت و ولایت و کارکرد آنان در دوره قاجاریه تا پایان دوره ناصری است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که وزاری ایالت پس از حکام از بالاترین جایگاه سیاسی در ایالات و ولایات در این دوره از حکومت قاجاریه برخوردار بودند. درواقع، وزرا در این دوره با توجه به انتصاب شاهزادگان در رأس نظام سیاسی و اداری ایالات و ناکارآمدی آنان، به تمامی امور سیاسی و اداری ایالات و ولایات رسیدگی می کردند. وظایف و کارکردهای وزرا شامل رسیدگی به امور نظامی، حضور در جنگ ها، رسیدگی به امور مالی و مالیات ها، اداره امور مربوط به زمین های خالصه و کشاورزی و ساماندهی امور اداری ایالات و ولایات بوده است.
بررسی منابع مالیاتی و روش های جمع آوری مالیات در قلمرو قراختاییان کرمان (704—619ه.ق /1222-1304 م)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۶)
233 - 256
حوزههای تخصصی:
همزمان با حکومت قراختاییان بر کرمان، طی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری قمری، درآمدهای مالیاتی منبع مهم عایدات حکومت به حساب می آمد. از همین رو، در حکومت قراختاییان کرمان تلاش مقاماتِ دیوانی، اعم از وزرا و مستوفیان، منجر به شکل گیری یک ساختار منظم تشکیلاتی مالی و اداری شد، امری که نوشتار حاضر با استفاده از روش مطالعات تاریخی و با رویکرد توصیفی تحلیلی به دنبال اثبات آن است. در همین زمینه، پرسش اصلی نوشتار حاضر این است که دولتمردان قراختایی کرمان چه رویکردی نسبت به امور مالی و جمع آوری مالیات ها داشتند و منابع مالیاتی آنان بر چه مواردی استوار بود؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که منابع مالیاتی در دوره قراختاییان شامل دریافت انواع مختلف مالیات از نواحی مختلف منطقه کرمان و همچنین ملوک اطراف می شد که خود به دو روش مستقیم و غیرمستقیم انجام می گرفت. در روش مستقیم، دستگاه مالیه از طریق فرستادن محصلان مالیاتی اقدام به جمع آوری مالیات های مختلف از مردم می کرد و مالیات جمع آوری شده را به خزانه دیوان بزرگ واریز می نمود. در روش غیرمستقیم، حکومت بدون اینکه مستقیماً با مردم در ارتباط باشد و محصلانی برای جمع آوری مالیات بفرستد، مالیات ها را اخذ می کرد. در این روش از مواضعه، مقاطعه و برات استفاده می شد. این روش ها اگرچه در جمع آوری مالیات ها به حکومت کمک می کرد، فشار مالیاتی زیادی بر مردم تحمیل می نمود.
An Analysis of Spatial Distribution Patterns of Parthian Sites in Dargaz Plain, Khorasan(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Persica Antiqua, Volume ۴, Issue ۷, July ۲۰۲۴
47 - 65
حوزههای تخصصی:
Considering special geographical location of Dargaz Plain in Razavi Khorasan province, identifying the cultural evolution there during the Parthian period can answer many questions about this relatively unknown historical era of Iran. Besides, it can help us better understand the origin of the Parthian culture in Northeast Iran. This research was carried out in the form of a reconsideration project during the field studies of Dargaz Plain. In this regard, Dargaz Plain was surveyed during one season, and as a result, 84 sites belonging to the Parthian period were identified. The main purpose of the research was to study the distribution patterns of Parthian settlements and their spatial relations with each other based on environmental variables. The most important environmental indicators in explaining the settlement patterns were analyzed via attributes such as altitude, water resources, slope, communication routes, vegetation, and land use, as well as the characteristics of the sites, including size and chronology using the geographic information system (GIS) and the cluster analysis method. The results indicate that during the Parthian period, the area witnessed an increasing growth in the nomadic population compared to permanent settlements, and in general three settlement patterns were identified: small and large villages, an urban center, and nomadic and seasonal settlements.
The influence of Iranian architectural style on the garden of Indian buildings in the Gorkan era (with emphasis on the garden-tombs of the Gorkan sultans)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۳, Issue ۱ - Serial Number ۹, June ۲۰۲۴
1 - 13
حوزههای تخصصی:
The influence of Iranian architectural art on Indian architecture is a category that is as old as the cultural-civilization relations between Iran and India, and according to historical evidence, its history goes back to the third century BC, when we witnessed that in the capital of the Mauryan empire, Patliputra, There were influences of Iranian architecture.This flow after the emergence of Islam in the 7th century AH / 13 AD. And especially after the formation of Islamic states in India, it became more intense. The art of Iranian-Islamic architecture with its unique characteristics was used in the construction of large mosques in India, and while combining with Indian architecture, it benefited from Indian materials that were suitable for the climate there. In this regard, Indian architecture benefited from the accuracy and subtleties of Iranian architecture, and from the combination of those two new and independent styles emerged in the art of architecture, which became known as the Indo-Iranian style. Before the Gurkanians came to power, the Indian aspect of this style was more obvious, but in the Gurkanian era, its Iranian aspect prevailed. This style in the construction of the tombs of Gorkani sultans was widely inspired by the garden tradition of the Safavid era.
بررسی وضعیت اجتماعی و سیاسی روستاهای ایران در عصر ایلخانان مغول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
61 - 84
حوزههای تخصصی:
ساختار اجتماعی جامعه ی ایرانی، هزاران سال است که از دو نوع ترکیب جمعیتی اسکان یافته :شهری و روستایی ،تشکیل شده است، روستاهای ایران در آغاز سده هفتم هجری دارای بافت اجتماعی و سیاسی خاص خود بودند که گرفتار هجوم مغول و ویرانی گشتند. در زمان هجوم مغول اکثر ساکنان ایران را روستاییان تشکیل می دادند، از زمان آغاز حمله مغول تا تشکیل دولت ایلخانان حدود چهل سال ساکنان این سرزمین در گیر جنگ و خونریزی شدند که عواقب جبران ناپذیری چون کشتار دسته جمعی، تخریب روستاها و از بین رفتن زبر ساخت های کشاورزی را در پی داشت.یافته های تحقیق حاکی از آن است که هجوم بیابان گردان کوچ رو مغول به ایران و نیاز آنان به دسترسی به مراتع و چمنزارها، و رویارویی با مردم یک جانشین ( شهر و روستا) نه تنها رشد و رونق و آبادانی روستاها را به انزواء کشاند ،بلکه تغییراتی را نیز در بافت اجتماعی و سیاسی روستاها ایجاد نمود ، این رکود تا عصر غازان خان و وزیرش خواجه رشیدالدین فضل الله طول کشید .گر چه در زمان غازان با اهتمام وزرای مسلمانش تلاشهایی جهت اصلاحات اقتصادی با تکیه بر اصلاح مالکیت زمین شکل گرفت، که تا حدودی مؤثر واقع شد، اما بنا به گفته ی محققین و پژوهش گران هرگز وضعیت روستاها را به قبل از هجوم اردوی مغول باز نگرداند و تأثیر عمیق سیاسی و اجتماعی آن عصر تا مدتها بر چهره ی روستاها باقی ماند.
مدرن شدن فضای کالبدی و تغییر سبک زندگی زنان طبقه کارگر؛ مطالعه موردی خانه های شرکت شهری صنعت نفت آبادان در پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرسازی استعماری، مبتنی بر ایده مهندسی اجتماعی فضا با اکتشاف و بهره برداری نفت، از سوی بریتانیا در نواحی نفت خیز جنوب به اجرا درآمد و با ورود مهاجران داخلی و خارجی، نوعی شهرنشینی با فرهنگ و ساختار فضایی متمایز رقم زد. تفکیک فضای سکونتگاهی و معماری خانه های سازمانی آبادان که منطبق بر ساختار سلسله مراتب اداری کارکنان بود به فراخور سکونت در این مناطق بر حیات اجتماعی زنان و خانواده، اثرگذار بوده است. بااینهمه این اثر شگرف بر زندگی روزمره زنان همچنان ناشناخته است. پرسش این است که تحول فضای کالبدی چه پیامدهایی برای زنان طبقه کارگر که نسبت به سایر کارکنان رده های متوسط و بالا تعداد زیادی بودند، در پی داشته است؟ هدف مطالعه تغییرات اجتماعی تجربه شده زنان در نقش های محوری مادری و همسری در تطابق چیدمان فضایی جدید (بعنوان شاخصی از توسعه یافتگی منطقه ای) است. پژوهش مبتنی بر روش کیفی و به لحاظ روش شناسی مبتنی بر تحلیل سند است. یافته ها مبین آن است که شهرسازی جدید مبتنی بر نظم مطلوب استعمارگرانه با نادیده گرفتن ارزشهای بومی، و القای سبک زندگی متناظر آن، فرهنگ و مناسبات جنسیتی متداول را به چالش کشید: سکونتگاه جدید در کلیت خود ارزش هایی که زنان با آن جامعه پذیر شده بودند در زمینه حفظ محرمیت و نیز نقش کانونی زنان در گردهمآیی اعضای خانواده را به رسمیت نمی شناخت و با فقدان انعطاف پذیری فضایی، کوچک شدن مقیاس بنا و نیز از بین بردن فضای واسط جایگاه اجتماعی زنان فرودست شهری را که حالا به خانه محدود شده بود با چالش هایی در ایفای نقششان روبرو ساخت.
سامانه های آبرسانی حوضه رود کُر در دوره هخامنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
۲۳۶-۲۰۳
حوزههای تخصصی:
حوضه رود کُر واقع در شمال غربی استان فارس یکی از مراکز اصلی شکل گیری شاهنشاهی هخامنشی محسوب می شود. به لحاظ چشم انداز جغرافیایی و ویژگی های اقلیمی، ناحیه مذکور شامل: دشت های میان کوهی وسیع (ازجمله مرودشت و کربال)، رودخانه هایی با بستر عمیق (کر و سیوند) و آب و هوایی نیمه خشک است. با توجه به این شرایط، مدیران نهادهای اقتصادی-سیاسی هخامنشی با بهره گیری هوشمندانه از قابلیت های زیست محیطی منطقه با احداث سد، بند، مخزن/آبگیر و کانال به مهار و بهره برداری آب های سطحی پرداخته اند. بند دختر و کانال منشعب از آن، بند بس II، برد بریده II، کانال کوه رحمت، کانال کوه قونداشلو، کانال کوه ایوب، آبراهه دژآباد-بند امیر و... از مهم ترین زیرساخت های آبی برجای مانده از دوره هخامنشی در ناحیه مورد مطالعه به شمار می روند. شواهد این سازه ها که عمدتاً در مسیر رودخانه ها، مسیل های فصلی و چشمه ها طراحی و اجراء شده اند در مناطق مختلف رود کر مانند: رامجرد، درودزن، مرودشت و کربال قابل مشاهده است. احداث زیرساخت های مزبور، شواهد گویایی از سرمایه گذاری دولتی و توجه ویژه شاه/شاهان هخامنشی به عمران و آبادانی سرزمین مرکزی شاهنشاهی را نشان می دهد. در پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای تلاش می شود تا شیوه ساخت، ماهیت کارکردی و دلایل انتساب سازه های آبرسانی به دوره هخامنشی مورد بحث و بررسی قرار گیرد. یافته های تحقیق نشان می دهند که زیرساخت های آبی حوضه رود کر، آب مورد نیاز زمین های کشاورزی، باغات، پردیس های شاهی، استقرارهای روستایی و مجموعه بناهای وسیع و مهمی چون تخت جمشید و استقرارهای پیرامون آن (ناحیه استقراری پرسپولیس/تخت جمشید) را تأمین می کرده اند. سدها و بندها ضمن ایفای نقش پیش گفته، هم چنین با مهار سیلاب ها مانع از آسیب دیدن زمین های کشاورزی واقع در پایین دست خود می شدند. شیوه ساخت و انتخاب مواد و مصالح در ساخت سازه ها بسته به بستر محیطی و کارکرد آن ها متفاوت بوده است. سدها و بندها عمدتاً با هسته خاکی و دیواره لاشه سنگی یا با بلوک های سنگی تراشیده شده خشکه چین شکل گرفته اند. کانال ها نیز به دو گونه خاکی و سنگی و یا با تلفیقی از این دو شیوه ایجاد شده اند. سازه های مورد بحث، براساس ویژگی های ریخت شناسی، نوع مواد و مصالح، ارتباط با محوطه های پیرامون و مقایسه تطبیقی با سازه های مشابه به دوره هخامنشی منتسب شده اند.
بازشناسی هویت شخصیت های اساطیری مرتبط با نقوش مار و مارخدا در هنر مهرسازی ایلام باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۹
3 - 42
حوزههای تخصصی:
در هنر ایلام باستان نقش مایه های مرتبط با مار و مارخدا به عنوان دسته ای از مهم ترین موجودات اساطیری ترکیبی شناخته می شوند. مسلماً هر نقش مایه اساطیری در هنر باستان نمایان گر شخصیتی خاص به عنوان ایزد، دیو، ارواح محافظ، قهرمانان اساطیری و ... در اساطیر آن قوم بوده است و گروه مارخدایان ایلامی که خود شامل چند گونه مختلف می شود نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ اما با وجود اهمیت شان، هویت غالب اعضای این گروه نقش مایه ای نیز همچون بسیاری از دیگر موجودات اساطیری ایلامیان ناشناخته مانده است. این نوشتار با هدف شناخت بهتر ویژگی های دین ایلامی و ایزدان مورد پرستش در ایلام باستان در پی پاسخ گویی به این پرسش ها است که نقش های مختلف مارخدایان در مهرهای ایلامی به چه نوع تقسیم می شود؟ و هر یک از انواع مختلف نقش مار و مارخدا در هنر ایلامی نمایان گر کدام ایزد یا شخصیت اساطیری بوده است؟ برای این منظور، نوشتار حاضر نقش مایه های مرتبط با مارها و مارخدایان ایلامی را که از میان بیش از 4000 مهر و اثر مهر ایلامی منتشر شده استخراج کرده و در 8 زیرگروه مختلف طبقه بندی کرده است: 1. مارهای درهم پیچیده؛ 2. مار/افعی شاخ دار؛ 3. مار-اژدها؛ 4. قایق-مرد؛ 5. مار با سر انسان؛ 6. مار با نیم تنه انسان؛ 7. ایزد ماردوش؛ 8. ایزد انسانی نشسته بر مار چنبره زده. سپس سعی شده تا با مقایسه ویژگی های تصویری هر زیر گروه با توصیفاتی که در متن های مختلف مذهبی و اساطیری ایلام و بین النهرین باستان از شخصیت های مختلف اساطیری مرتبط با مارها وجود دارد، هویت اعضای هر زیرگروه بازشناسی شود و در این راه به تناسب موضوع از پژوهش های پیشین، شواهد مادی مرتبط و استدلال های منطقی نیز بهره برده شده است. درنهایت پس از معرفی ایزدان و شخصیت های اساطیری مختلف مرتبط با هر یک از این نقش مایه ها به عنوان ایزدانی ازجمله ایشتاران، نینزو، نیرح و این شوشینک و هیولاهایی به ویژه موش حوشو، اوشوم گل/بشمو و موش شتور، به توضیح شرایط شکل گیری و تحول اعضای این گروه نقش مایه ای در بافت سیاسی-فرهنگی خاور نزدیک باستان پرداخته شده است.
نقش گرما در شیوه زندگی مردم ایران عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات جالب و مغفول در حوزه تاریخ اجتماعی ایران، بررسی نقش و تأثیر پدیده های محیطی و آب وهوایی همچون «دما» در دو شکل گرمی و سردی، در شیوه زندگی مردم در دوره های مختلف تاریخی است؛ بنابراین پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به این سؤال است که عامل گرما چه جایگاه و نقشی در شیوه زندگی و زیست اجتماعی و فردی مردم ایران عصر صفوی بر عهده داشت. پژوهش حاضر مطالعه ای میان رشته ای با ماهیت تاریخی است. اطلاعات و داده های پژوهش با روش کتابخانه ای گردآوری شده و شیوه ارائه مطالب به صورت توصیفی-تحلیلی است. یافته های پژوهش حاضر، نشان دهنده اثرگذاری گرما در شیوه زندگی اجتماعی و فردی مردم ایران عصر صفوی از جنبه های مختلف است. از نظر اجتماعی، نقش مؤثر عامل گرما در مسائل مختلفی چون شیوه معیشت، عملیات نظامی، معماری، مسافرت و کشاورزی شناسایی شدنی است. بخش درخور توجهی از داده ها و اطلاعات به تنش ها و عوارض متعدد حاصل از تأثیر گرما در اعضای مختلف بدن فرد مربوط است. تدابیر حفظ صحت بدن و شیوه های مختلف رفع عوارض و درمان بیماری های ناشی از گرما، موضوعاتی به شمار می روند که شناسایی و تبیین شده اند. افزایش فزاینده دما در سال های اخیر و مشکلات ناشی از آن، ضرورت توجه بیشتر به سوابق تاریخی راهکارهای مقابله با گرما را آشکار می کند. امکان کاربرد این تدابیر و روش ها در جامعه امروز، ضرورت تبیین، آگاهی بخشی لازم به عموم مردم، زائران و طبیعت گردان را آشکار می کند.
تحلیل بصری و معنایی سه گانه های تزئینی خان قاجاری قصاب نژاد شوشتر براساس رویکرد منطقه گرایی انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۹
۳۵۳-۳۲۵
حوزههای تخصصی:
یکی از گونه های معماری ایران معماری سنتی شهر شوشتر است که مصادیقی از منطقه گرایی معماری در عناصر آن دیده شده است. خانه های مزیّن به نقش و طرح و تزئین بافت قدیم شهر شوشتر با ترکیبی از مصالح سه گانه سنگ، گچ و آجر شکوهی خاص به معماری، درون گرای این شهر بخشیده اند. برخی از نقش ها و تزئینات این خانه ها در ناحیه ورودی درب اصلی نمود بیرونی یافته اند . اغلب این خانه ها به نام دارنده یا مالک آن شناخته می شوند. یکی از این خانه ها، خانه «قصاب نژاد» است؛ این خانه به عنوان نمونه ای غالب از خانه های تزئین دار شوشتر است. این پژوهش با هدف شناخت و آگاهی بهتر از عناصر و نقوش تزئینی شهر شوشتر به عنوان نمونه ای از معماری منطقه ای گرم خشک به انجام می رسد؛ هم چنین تحلیل بصری و معنایی سه گونه از تزئینات غالب این خانه به عنوان نمونه ای کامل و قابل سکونت درحال حاضر، از دیگر اهداف این پژوهش است و در انتها، پژوهش به پرسش : چیستی و چرایی نقش ها و عناصر سه گانه تزئینی خانه قصاب نژاد شوشتر، براساس رویکرد منطقه گرایی انتقادی پاسخ داده می شود. اطلاعات پژوهش حاضر به صورت میدانی با بهره گیری از شواهد بصری و کتابخانه ای گردآوری شده و به شیوه توصیفی-تحلیلی ارائه شده است. براساس یافته های این پژوهش درمیان نقوش سه گانه خانه قصاب نژاد شوشتر، نقوش سنگی، براساس باورهای فرهنگی، مذهبی و محلی است و تزئینات آجری و گچی آن، به فراخور معماری بومی و محلی، برگرفته از معماری اسلامی و مفاهیم مرتبط با آن است. برخی از این نقوش براساس تشابهشان به بعضی عناصر پیرامونی نام گذاری شده است. عناصر فرهنگی چون: نقوش برآمده از فرهنگ بومی منطقه و مصالح ساختنی نیز از عناصری است که در منطقه شوشتر بوده است. تطبیق عناصر معماری به ویژه آرایه های سه گانه خانه قصاب نژاد به عنوان نمونه ای نسبتاً کامل از خانه های سنتی شوشتر نشان داد که معماری این خانه با غالب ویژگی های رویکرد منطقه گرایی انتقادی، باوجود اختلاف زمانی و جوان بودن بحث معماری منطقه گرایی انتقادی با فراز و فرود قابل تطبیق است. استفاده از سنگ در بناء در جایگاه عنصر ویژه محلی و وجود نقش طوطی در سرپنجره سنگی به عنوان پرنده ای غیرمنطقه ای در این بنا بازنمای دو ویژگی مهم از رویکرد منطقه گرایی انتقادی است که در بطن معماری شوشتر هضم شده است.
بازخوانی صحنه روایی مصور برروی بشقاب گلابه ای رنگارنگ منسوب به نیشابور بر پایه مطالعات قوم باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۷
197 - 224
حوزههای تخصصی:
مطالعه سفالینه های گلابه ای رنگارنگ به دلیل نقوش منحصربه فرد همواره موردتوجه پژوهشگران مختلف بوده است. طی چند دهه گذشته محققان با رویکردهای متفاوت نقوش سفالینه های فوق را مورد مطالعه قرار داده اند. باوجود پژوهش های صورت گرفته در راستای بازخوانی و تفسیر نقوش، هم چنان ابهامات و چالش ها به قوت خود باقی است. یکی از چالش های موجود در تفسیر نقوش سفالینه های گلابه ای رنگارنگ، صحنه روایی مصور برروی بشقابی ا ست که در موزه هنر «نلسون اتکینز» نگه داری می شود. پژوهشگران در پژوهش های خود با توجه به متون تاریخی برای تفسیر نقش بشقاب فوق نظرات ناهمگونی را ارائه کرده اند که گمان می رود تفاسیر آن ها دارای اشکالات اساسی است. این چنین به نظر می رسد که مطالعه متون تاریخی به تنهایی راه گشا برای تفسیر صحنه روایی فوق نیست و باید از مطالعات علوم میان رشته ای کمک گرفته شود، تا در پژوهشی مجزا و با استفاده از مطالعات قوم باستان شناسی صحنه روایی این ظرف مورد مطالعه و بازبینی قرار گیرد. نگارندگان در این پژوهش بر آن هستند تا با پیگیری کهن الگوها در بستر جغرافیای تولید سفالینه های گلابه ای رنگارنگ که دامنه مطالعات آن، خطه خراسان را دربر می گیرد، صحنه روایی بشقاب را موردمطالعه قرار دهند. برای نیل به این هدف، نگارندگان از مطالعات قوم باستان شناسی و مستندات تاریخی برای تفسیر آن بهره گرفته اند. روش پژوهش جستار پیشِ رو کتابخانه ای با رویکرد تاریخی، تحلیلی-تطبیقی است. درراستای هدف فوق، پرسش هایی نظیر: مفهوم صحنه روایی بشقاب گلابه ای رنگارنگ مورد بحث چیست؟ مطالعات قوم باستان شناسی تا چه حد در تفسیر صحنه روایی مصور برروی این ظرف قابل تطبیق است؟ مطرح شده است. برآیند حاصل از پژوهش تطبیقی مطالعات قوم باستان شناسی و مستندات تاریخی این ا ست که مضمون صحنه روایی منقوش بر بشقاب، مراسم آئینی طلب باران و آب از ایزد بانوی آناهیتا و تیشتر است که امروزه در خطه خراسان با تغییراتی در نحوه اجرای مراسم برگزار می گردد.
The Cairn Burials of Harat, Yazd, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۱
89 - 106
حوزههای تخصصی:
Throughout the history, one of the concerns of human beings has been death. The death and the rituals associated with it have created enduring traditions in human societies, with each having its own unique rite based on prevailing cultural and historical characteristics. One of the important traditions related to death is burial practices with varying rituals. Different faiths and religions recommend different commands and traditions for the disposal of a deceased body, with one being burial in the ground. Burial methods, too, differ in different religions, and throughout history, various methods of burial have been performed based on the prevalent rituals and religions of the time. In Zoroastrian, due to the reverence of the four elements (water, earth, fire, and air), any direct contact with a human corpse, which is considered impure, is forbidden. Followers of the Zoroastrian faith have adopted various methods for burying their deceased, including placing them in astōdān (ossuary), towers of silence, and constructing large stone graves (dakhmas/ cairn burials). This paper introduces the cairn burials (khereft-khaneh) and an astōdān (sotōdān) that were found during the archaeological survey of Harat district of Yazd province in 2021. In the archaeological survey of Harat, various cultural and historical sites from different periods were identified. Most of the identified sites in this survey belonged to the Islamic era, but some are referred to historical period, such as cairn burials and an astōdān (ossuary), which will be discussed in this study. Based on comparative studies and similar burial methods found in central Iran, Fars, and Kerman, these sites are dated back to the historical period (Parthian/Sasanian).