فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۶۱ تا ۱٬۸۸۰ مورد از کل ۲٬۱۶۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
مدیریت و رهبری آموزشی به عنوان یک حوزه مطالعاتی دارای تاریخچه غنی از بحث های معرفتی و دوره های فرگشتی است. منظور از دوره های فرگشتی، پدیدآیی گفتمان های متنوع و متفاوت در این حوزه مطالعاتی، با رویکردهای جانشینی و یا زیست هم زمان این گفتمان ها است. این مقاله با رویکرد یک "پژوهش نظری"، صورتبندی شده است، تا درباره این پرسش بحث شود که چه روایتی از روندهای جهانی در رهبری آموزشی می توان ارائه کرد؟ پژوهش نظری، با استفاده از ایده های فلسفی و ساختارهای نظری انتزاعی، یک موضوع را مورد بررسی و بحث قرار می دهد. هسته محوری این رویکرد، ترکیب استدلال های منطقی با مرور ادبیات پژوهشی موجود است. استحکام و اعتبار استدلال ها و نتایج حاصل از این رویکرد، وابسته به حد استنادها و منطقی بودن استنتاج های نظری گزارش شده است. یافته ها نشان می دهند که می توان دست کم هشت دوره فرگشتی تحت عنوان "دوره تقاضا برای مدیران مؤثر و مدارس مؤثر"، "دوره ظهور جنبش مدارس مؤثر"، "دوره تمرکز سیاست گذاری محور بر رهبری مدیران مدارس"، "دوره تازه ای از پژوهش های تجربی"، "دوره نبرد پارادایم ها"، "دوره ظهور مجدد رهبری آموزشی در تحقیق و عمل"، "دوره گشایش مرزهای متافیزیک نوظهور" برای حوزه مطالعاتی رهبری آموزشی روایت کرد.
رابطه عدالت سازمانی و تعهد سازمانی با پاسخ گوئی مدیران در دانشگاه آزاد اسلامی (مطالعه موردی: واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی غرب استان مازندران)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره اول پاییز ۱۳۹۸ شماره ۱
85 - 101
حوزههای تخصصی:
رسالت اصلی هر سازمان دستیابی به اهداف تعیین شده در چارچوب راهبرد سازمان است، ازاین رو پاسخ گوئی در حال گذر از شکل های قدیمی مسؤلیت به طرف سایر شکل ها، به ویژه نظام های مدیریت کارآمدتر و پاسخ گوتر است. مطالعه حاضر با هدف شناخت میزان رابطه عدالت سازمانی و تعهد سازمانی با پاسخ گوئی مدیران و کارکنان دانشگاه های آزاد اسلامی غرب استان مازندران انجام شد. روش مطالعه حاضر توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری شامل 625 نفر از کلیه کارکنان دانشگاه های آزاد اسلامی غرب استان مازندران بود. نمونه مورد مطالعه 209 نفر بر اساس نمونه گیری احتمالی و به صورت تصادفی هستند که در مطالعه شرکت کردند. ابزارهای اندازه گیری پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و می یر (1990)، پرسشنامه عدالت سازمانی نیهوف و مورمن (1993) و پرسشنامه پاسخ گوئی عمومی جنسن (2000) بودند. یافته های این مطالعه نشان داد بین عدالت سازمانی و تعهد سازمانی و پاسخ گوئی مدیران و کارکنان دانشگاه های آزاد اسلامی غرب استان مازندران رابطه وجود دارد. جهت افزایش پاسخ گوئی سازمانی بهتر است دوره های آموزشی مناسب به منظور آشنایی مدیران با اصول و مبانی عدالت برگزار شود و همچنین تشویق شوند تا عملاً از عدالت سازمانی در سازمان استفاده کنند.
بررسی اثرات فرهنگ سازمانی بر ابعاد سازمان یادگیرنده (موردمطالعه: دانشگاه های آزاد استان گیلان)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی اثرات فرهنگ سازمانی بر ابعاد سازمان یادگیرنده کارکنان و مدیران دانشگاه های آزاد استان گیلان انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی – پیمایشی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان و مدیران دانشگاه های آزاد استان گیلان بودند. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد و نمونه ای به حجم 270 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه های استاندارد فرهنگ سازمانی رابینز (1996) و سازمان یادگیرنده مارسیک و واتکینز (2003) بودند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون مدل معادلات ساختاری انجام شد. یافته این مطالعه نشان داد مدل تحقیق از برازندگی برخوردار است و فرهنگ سازمانی بر ابعاد سازمان یادگیرنده مؤثر است. بر اساس نتایج این مطالعه بهتر است نقش مؤثر فرهنگ سازمانی از سوی مدیریت سازمان های آموزشی موردبازنگری جدی و تأکید قرار گیرد.
طراحی الگوی عملیاتی تقاضای معلمان دوره های تحصیلی ابتدایی و اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از مقاله حاضر، طراحی الگوی عملیاتی تقاضا و برآورد معلمان مورد نیاز در دوره ابتدایی و متوسطه اول طی سال های 1404-1399 بود. این مقاله از منظر رویکرد از نوع پژوهش های کمی، از نظر هدف، در زمره پژوهش های کاربردی و از منظر نحوه گردآوری داده ها، در قسمت طراحی الگوی عملیاتی از نوع مطالعه کتابخانه ای و در بخش برآورد معلمان از نوع پژوهش های بررسی موردی بود. جامعه و نمونه آماری تحقیق شامل 358،897 معلم مشغول به خدمت در دوره های تحصیلی ابتدایی و اول متوسطه درسال تحصیلی 99 - 1398 (سال پایه) بوده است. پژوهش حاضر با استفاده از مطالعات اسنادی و میدانی پیشین و تحلیل اطلاعات و یافته های آن مطالعات انجام پذیرفت و در آن به روش توصیفی- تحلیلی به تفسیر انتقادی و تاویل داده ها با هدف به دست آوردن برآوردی از تعداد معلمان مورد نیاز پرداخته شد. در این پژوهش، ضمن تشریح مراحل الگوی عملیاتی تقاضای معلمان مورد نیاز، تعداد معلمان دوره ابتدایی و اول متوسطه به طور کلی و به تفکیک دروس منطبق بر تراکم کلاسی و تعداد کلاس مورد نیاز، در سه سناریو متوسط تراکم عملکردی، حداکثر مطلوب تراکم دانش آموزی و تراکم استاندارد دانش آموزی تا سال تحصیلی 05 - 1404 برآورد گردید. متوسط رشد سالانه معلمان ابتدایی تقریبا 1.25% و بیشترین تعداد معلمان ابتدایی حدودا معادل325،000 نفر در سال 04 - 1403 و متوسط رشد سالانه معلمان دوره اول متوسطه تقریبا 2.7% و حدودا معادل 178،000 نفر در سال 05 - 1404 برآورد شد. سرانجام، با تاکید بر الگو و برآورد ارائه شده، نتایجی احصاء گردید که می تواند در جهت اخذ ساز و کار های مناسب در حیطه جذب معلمان مورد نیاز دوره آموزش و پرورش عمومی کشور از طرق مختلف ( فارغ التحصیلان متعهد خدمت دانشگاه فرهنگیان، استخدامی های ماده 28و ... ) راهگشا باشد.
تحلیلی بر عوامل سوق دهنده دانشگاه ها بر مسوولیت پذیری اجتماعی: رهیافتی جهت نیل به رسالت دانشگاه های نسل چهارم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل سوق دهنده نظام دانشگاهی بر مسوولیت پذیری اجتماعی بود. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت داده ها آمیخته اکتشافی و از نظر روش جمع آوری داده ها از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی خبرگان و صاحب نظران دانشگاهی در شمال غرب کشور بودند که از بین آن ها 10 نفر در فرایند نظردهی و تایید یافته های کیفی پژوهش انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی شامل 1100 نفر اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد اسلامی شمال غرب کشور بودند که 259 نفر از آن ها با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها متون، اسناد و پرسشنامه بود. روایی و اعتبار بخش کیفی بر اساس نظر خبرگان تایید گردید و روایی سازه و همگرای پرسشنامه نیز با تحلیل عاملی تاییدی مورد بررسی قرار گرفت. هم چنین جهت برآورد پایایی پرسشنامه از آلفای کرانباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد. جهت تحلیل داده ها در بخش کیفی از تکنیک تحلیل محتوای کیفی با روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از تحلیل عاملی تاییدی استفاده گردید. یافته های حاصل از تحلیل های کیفی و کمی منجر به شناسایی ۳۷ شاخص و پنج عامل گردید که به ترتیب پنج عامل سازمانی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی به عنوان عوامل مؤثر بر مسوولیت پذیری اجتماعی نظام دانشگاهی شناسایی شدند.
تدوین معادله افتراقی عوامل آموزشگاهی موثر بر عملکرد در آزمون تیمز 2019 پایه چهارم در دانش آموزان با عملکرد بالا و پایین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آزمون های بین المللی تیمز که شامل آزمون ریاضی و علوم می شود، با هدف بهبود عملکرد نظام آموزشی کشورها هر چهار سال یک بار برگزار می شود، که نتایج آن متاثر از عوامل مختلفی است. هدف از انجام این پژوهش تدوین معادله افتراقی دانش آموزان موفق از غیر موفق بر اساس مولفه های آموزشگاهی در آزمون تیمز 2019 است. روش انجام این پژوهش از نوع همبستگی در قالب معادله افتراقی است. جامعه آماری کل مدارس شرکت کننده در آزمون تیمز 2019 می باشد. نمونه آماری دانش آموزان کلاس چهارم ایرانی شرکت کننده در این آزمون می باشد. روش نمونه گیری همان روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای طبقه بندی شده منظم بوده که در آزمون تیمز 2019 اجرا شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش، سوالات آزمون بین المللی تیمز 2019 پرسشنامه های خانواده، دانش آموز، مدیر و آموزگار می باشد که توسط انجمن بین المللی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی (IEA) در سال 2019 انتشار یافته است. این آزمون به دلیل این که آزمون استاندارد جهانی است روایی آن تایید شده و برای محاسبه پایایی آن نیز از روش الفای کرونباخ بر روی حدود 30 نفر از افراد جامعه آماری مورد مطالعه برآورد شد و ضریب 85/0 به دست آمد که نشان از پایایی آن دارد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل افتراقی استفاده شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که معادله تحلیل افتراقی قادر به تفکیک دانش آموزان موفق از دانش آموزان ناموفق براساس مولفه های آموزشگاهی می باشد.
بررسی رابطه عزت نفس و تعهد سازمانی با توجه به نقش تعدیل گری حس همدلی کارکنان (مورد مطالعه: سازمان فنی و حرفه ای استان اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه عزت نفس و تعهد سازمانی با توجه به متغیر تعدیلگر حس همدلی کارکنان سازمان فنی و حرفه ای استان اصفهان انجام شد.
روش شناسی: روش حاضر توصیفی بود. جامعه آماری همه کارکنان سازمان فنی و حرفه ای استان اصفهان بودند که در نیمه دوم 1396 به تعداد 652 نفر گزارش گردید. حجم نمونه ی بر اساس جدول مورگان به تعداد 242 انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها به ترتیب پرسشنامه های استاندارد تعهد سازمانی آلن و مایر (1990) با 24 گویه، عزت نفس آیزنک (1976) با 30 گویه، حس همدلی، بارون – کوهن (2003) با 24 گویه، بود. پس از تأیید روایی صوری و محتوایی پایایی پرسشنامه ها در ویژگی های تعهد سازمانی، عزت نفس و حس همدلی بیشتر از 7/0 که نشان از مناسب ابزار اندازه گیری تحقیق بود. داده ها با نرم افزار SPSS24 از طریق سطح آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: یافته ها نشان داد که بین متغیرهای عزت نفس و تعهد سازمانی همبستگی معنی داری وجود دارد (05/0>P) و متغیر حس همدلی می تواند بین متغیرهای عزت نفس و تعهد سازمانی نقش تعدیلگر ایفا کند (05/0>P). تفاوت معنی داری در گروه های سنی پاسخ دهنده به سوالات پرسشنامه های پژوهش در تعهد سازمانی وجود دارد (05/0>P). ولی در دو متغیر حس همدلی و عزت نفس تفاوت معنی داری در پاسخ دهی هیچ یک از گروه های سنی کارکنان سازمان فنی و حرفه ای استان اصفهان وجود ندارد. تفاوت معنی داری بین نظرات پاسخگویان زن و مرد در میزان تعهد سازمانی وجود دارد (05/0>P). ولی در متغیرهای عزت نفس و حس همدلی تفاوت معنی داری وجود ندارد (05/0>P). تفاوت معنی داری در نمرات حس همدلی گروه های تحصیلی متفاوت در کارکنان سازمان فنی و حرفه ای استان اصفهان وجود دارد (05/0>P). تفاوت معنی داری در پاسخ دهی هیچ یک از گروه های پاسخگو با سابقه های شغلی متفاوت در متغیرهای تعهد سازمانی، عزت نفس و حس همدلی در کارکنان سازمان فنی و حرفه ای استان اصفهان وجود ندارد (05/0>P).
نتیجه گیری: رابطه بین عزت نفس و تعهد سازمانی با درنظر گرفتن نقش تعدیل گر حس همدلی کارکنان تایید شد.
طراحی مدل کیفی توسعه مدارس دولتی یادگیرنده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۷ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۲۷
114 - 137
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مدارس دولتی در ایران با توجه به ویژگی های ساختاری و مدیریتی خود که متاثر از ساختار متمرکز مدیریت آن است با اصول سازمان یادگیرنده فاصله دارند. بنابراین هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل کیفی توسعه مدارس دولتی یادگیرنده است. روش: رویکرد پژوهش، کیفی است و از طریق نمونه گیری هدفمند با 22 نفر از خبرگان وزارت آموزش و پرورش و مدارس در شهر تهران تا دستیابی به اشباع نظری مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. برای اکتشاف مدل توسعه مدارس یادگیرنده، تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تئوری داده بنیاد و از طریق نرم افزار مکس کیودا صورت گرفت. یافته ها: پس از انجام مصاحبه های کیفی و کدگذاری ها، مقوله های کلی، مقوله های فرعی و مفاهیم شناسایی و عوامل علی، زمینه ای، مداخله ای، راهبردها و پیامدهای توسعه مدارس یادگیرنده مشخص گردید و در نهایت مدل توسعه مدارس یادگیرنده با 6 بعد اصلی و 17 مقوله فرعی و 221 شاخص طراحی شد.نتایج: مدیران وزارت آموزش و پرورش و تمامی ذینفعان مدارس با توجه به عوامل علی و شرایط زمینه ای و مداخله ای و اتخاذ راهبرد هایی در زمینه توانمندسازی منابع انسانی، توسعه مدیریت دانش و یادگیری، یادگیری تیمی و مشارکتی، شبکه ارتباطات یادگیری و مدرسه خودارزیاب، مسئول و پاسخگو می توانند از مزایای توسعه مدارس یادگیرنده بهره مند شوند.
طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه درسی اخلاق زیست محیطی مبتنی بر نظم خودجوش در دوره متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه درسی اخلاق زیست محیطی مبتنی بر نظم خودجوش در دوره متوسطه دوم است. این پژوهش با رویکرد اکتشافی متوالی و با استفاده از روش ترکیبی انجام شد. که ابتدا با روش تحلیل محتوای کیفی عناصر (هدف، محتوا، روش تدریس، ارزشیابی) برنامه درسی اخلاق زیست محیطی مبتنی بر نظم خودجوش استخراج شد. و در بخش کمی برای تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی استفاده شد. انتخاب مشارکت کنندگان در بخش کیفی با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و معیار اشباع نظری بود که تعداد 15 نفر از اساتید و متخصصان انتخاب شدند و جامعه آماری بخش کمی کلیه دبیران دوره متوسطه دوم استان مازندران به تعداد 11024 نفر (5692 مرد و 5332 زن) است. نمونه پژوهش شامل 360 نفر از دبیران دوره متوسطه دوم است که به روش نمونه گیری خوشه ای نسبی چندمرحله ای با فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه ی محقق ساخته نظم خودجوش دارای 22 گویه با مقیاس پنج درجه ای لیکرت تنظیم شده است. جهت تعیین روایی پرسشنامه ها از روایی محتوایی و جهت پایایی پرسشنامه ها از پایایی مرکب استفاده شد که دارای وضعیت مناسب و قابل قبولی بود. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی، با استفاده از نرمافزارهای SPSS و PLS استفاده شد. نتایج نشان داد مولفه های هدف، محتوا، روش تدریس و ارزشیابی در تبیین الگوی برنامه درسی اخلاق زیست محیطی مبتنی بر نظم خودجوش موثر هستند و مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود. برنامه درسی اخلاق زیست محیطی مبتنی بر نظم خودجوش موجب می شود تا دانش آموزان مستقل بر پایه رفتارهای آگاهانه، عمدی و متفکرانه با مسائل برخورد کنند. در واقع با استفاده از این رویکرد، تجارب یادگیری از راه کشف و جستجو به طور فعالانه صورت می گیرد تا نظم خودجوش دانش آموزان بر انگیخته شود.
طراحی مدل تاثیر فناوری اطلاعات درآموزش کسب وکارهای کارآفرینانه با تاکید بر چابکی سازمانها در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی مدل تاثیرگذاری فناوری اطلاعات در آموزش کسب وکارهای کوچک و متوسط کارآفرینانه با تاکید بر چابکی سازمانها در ایران است . .روش تحقیق براساس نظریه برخاسته از داده بوده و جامعه آماری این پژوهش در بخش کیفی، مدیران و روسا و اساتید دانشگاهی به عنوان خبرگان در تحقیق معرفی می شوند، که با استفاده از پرسشنامه نیمه ساختار یافته و مصاحبه عمیق با خبرگان مدل مورد بررسی و پس از اصلاح مدل اولیه (کشف متغییرهای جدید، اصلاح متغیرهای مدل اولیه) مدل نهایی با استفاده از نرم افزار MAXQDA بدست آمد. و در بخش کمّی، مدیران و کارمندان کسب وکارهای کوچک و متوسط کارآفرینانه در استان فارس در نظر گرفته شده است. روش نمونه گیری در این پژوهش ازنوع گلوله برفی می باشد. یافته ها نشان داد که متغیرهای اصلی مدل فناوری اطلاعات به منظور بهبود آموزش ،کیفیت مدیریت فناوری،همترازی کسب وکار، عملکرد نو آورانه، فرصت گرایی ،یکپارچگی فناوری ،زیرساخت وارزش آفرینی بوده است.
واکاوی عوامل موثر بر مدیریت تعالی سازمانی به منظور ارزیابی عملکرد مدارس دولتی (مورد مطالعه: دوره دوم متوسطه شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این واکاوی عوامل موثر بر مدیریت تعالی سازمانی به منظور ارزیابی عملکرد مدارس دولتی(موردمطالعه: دوره دوم متوسطه شهر تهران) انجام گرفته است. پژوهش از لحاظ هدف داده بنیاد اجرا شد. جامعه پژوهش را صاحبنظران حوزه علوم تربیتی متخصص در زمینه مدیریت آموزشی، منابع انسانی و مدیریت آموزش عالی( کتاب و یا مقاله داشتند) تشکیل دادند. بر اساس معیار اشباع نظری 11 نفر به روش هدفمند انتخاب شدند. داده ها با مصاحبه نیمه ساختاریافته با استفاده از نرم افزار maxqda12 گردآوری شد. در نتیجه 76 مفهوم اولیه( کدباز)، 19 مفهوم اصلی( کد محوری) به دست آمد، که در قالب مدل پارادایمی شامل عوامل علی( مدیریتی با 3 شاخص، سازمانی با 5 شاخص)، عوامل زمینه ای (برنامه ریزی استراتژیک با 4 شاخص، برنامه ریزی ساختاری با 2 شاخص، آموزش و توسعه فرهنگ تعالی با 6 شاخص و عوامل جبران خدمات و پاداش به صورت مادی و معنوی با 4 شاخص)، عوامل راهبردی(پدیده های اجتماعی(شرایط جامعه)با 5 شاخص، پدیده های اقتصادی با 2 شاخص، پدیده های سیاسی با 3 شاخص، ابعاد ساختاری با 5 شاخص و فرآیندی با 4)، عوامل مداخله گر(مدارک و مستندات با 3 شاخص سیستم ها و فناوری اطلاعات با 3 شاخص، مهارت و قابلیت ها با 4 شاخص و فرهنگ سازمانی با 7 شاخص) و پیامدها (افزایش رضایت جامعه و کارمندان 4 شاخص، آشنایی با مفاهیم نوین و افزایش قابلیت ها با 5 شاخص، کاهش هزینه با 3 شاخص و نظام مند شدن فرآیندها 4 شاخص) ارائه شد.
ارائه مدل گسترش عملکرد کیفیت در المپیاد ورزشی درون مدرسه ای آموزش و پرورش و مقایسه آن با اعتیاد موبایلی و اینترنتی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق ارائه ی مدل گسترش عملکرد کیفیت در المپیاد ورزشی درون مدرسه ای وزارت آموزش و پرورش و مقایسه آن با اعتیاد موبایلی و اینترنتی در دانش آموزان بود. روش انجام این تحقیق از نوع آمیخته بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه دانش آموزان شرکت کننده در المپیاد ورزشی، مدیران مدارس مجری، معلمین تربیت بدنی و مدیران کل استان ها، معاونین تربیت بدنی و سلامت استان ها تشکیل دادند. در این تحقیق 35 مصاحبه به صورت حضوری تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. در بخش کمی تعداد 420 نفر به عنوان نمونه تحقیق مشخص شدند و با استفاده از پرسش نامه استاندارد سروکوال پاراسورامان و همکاران (1988) مورد بررسی قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افرارهای اکسل 2010 و اس پی اس اس نسخه 19 هم چنین برای ارائه مدل از نرم افزار گسترش عملکرد کیفیت 2000 استفاده گردید. مهم-ترین نیازهایی که از مرحله مصاحبه و تجزیه و تحلیل پرسش نامه سروکوال به دست آمده بودند طبق نظر گروه کانونی به عنوان صدای مشتریان به خانه کیفیت راه یافتند و در ادامه 3 ماتریس گسترش عملکرد کیفیت، طبق پروتکل سازگار شده برای سازمان های خدماتی طراحی شدند. در نهایت با استفاده از مدل گسترش عملکرد کیفیت مشتریان نظرات خود را بیان نمودند و نیازهای افزایش انگیزه شرکت کنندگان و مجریان، مختار بودن مدرسه در تعیین محتوا و شیوه برگزاری و تجهیزات و امکانات ایمن و استاندارد مهم ترین نیازهای المپیاد ورزشی درون مدرسه ای از دید مشتریان بودند هم چنین در گویه ها و نیازهای تبلیغات و اطلاع رسانی مؤثر، افزایش انگیزه شرکت کنندگان و مجریان، مختار بودن در تعیین محتوا و شیوه برگزاری و رقابت های با هیجان و پرجاذبه، رقیب المپیاد ورزشی درون مدرسه ای یعنی اعتیاد موبایلی و اینترنتی در تأمین این نیازهای دانش آموزان بهتر عمل کرده و موفق تر بودند. سازمان آموزش و پرورش و مسئولین باید با اقدامات به موقع، در نیازهایی که از رقیب المپیاد ورزشی درون مدرسه ای عقب تر هستند، راه کارهایی ارائه کنند و چاره اندیشی نمایند.
بررسی تاثیر رهبری مشارکتی بر رفتار نوآورانه با نقش میانجی تصمیم گیری استراتژیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۹
40 - 58
حوزههای تخصصی:
نوآوری، اساس توسعه و ماندگاری سیستم های اجتم اعی ب وده و دس تیابی ب ه ن وآوری، نیازمن د رفت ار نوآورانه است. در میان انواع مختلف سبک های رهبری و تصمیم گیری، تاثیر نسبی و متفاوت آنها در ایجاد رفت ار نوآوران ه، رهبری مشارکتی و تصمیم گیری استراتژیک نی ز نقش اساسی در بروز این چنین رفتارها دارد. بنابراین، این پژوهش با هدف بررسی تاثیر رهبری مشارکتی بر رفتار نوآورانه با نقش میانجی تصمیم گیری استراتژیک انجام شده است. روش تحقیق توصیفی _ همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهر کرمانشاه به تعداد 1150 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 291 نفر از معلمان جهت مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه های استاندارد رهبری مشارکتی، تصمیم گیری استراتژیک و رفتار نوآورانه استفاده شد. برای تعیین پایایی و روایی پرسشنامه ها آزمون-های آلفای کرانباخ و تحلیل عاملی تأییدی به کار گرفته شد. داده های تحقیق پس از جمع آوری با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری در نرم افزارهای آماری Lisrel وSPSS تحلیل شدند. نتایج به دست آمده نشان داد که رهبری مشارکتی اثرمستقیم و معنادار بر رفتارنوآورانه ندارد(r=0/48) اما رهبری مشارکتی اثر مستقیم و معنادار بر تصمیم گیری استراتژیک دارد(r=0/73) و تصمیم گیری استراتژیک اثر مستقیم و معنادار بر رفتار نوآورانه دارد(r=0/57) و در نهایت رهبری مشارکتی با نقش میانجی تصمیم گیری استراتژیک اثر غیر مستقیم، مثبت و معنی دار بر رفتارنوآورانه دارد.
شناسایی ملاک هایی جذب اعضای هیئت علمی و ارائه راهکارهای مناسب مورد مطالعه: مؤسسات آموزش عالی غیر دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ملاک های جذب اعضای هیئت علمی و ارائه راهکارهای مناسب با تمرکز بر مؤسسات آموزش عالی غیردولتی بود. بنابراین سعی شد از داده های کیفی و کمی برای نیل به هدف یادشده استفاده شود. این پژوهش با رویکرد آمیخته به شیوه متوالی در دو بخش کیفی و کمی انجام شد؛ ابتدا در مرحله کیفی با استفاده از قانون اشباع نظری برای تعیین حجم نمونه مورد نظر، از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته با 16 نفر از اعضای هیئت علمی که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند، مؤلفه های جذب اعضای هیئت علمی شناسایی و داده های پژوهش با تکنیک تحلیل تم، تجزیه وتحلیل شد. در بخش کمی برای جمع آوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته در مقیاس وسیع تر در بین نمونه هایی متشکل از خبرگان (صاحب نظران، متخصصان جذب، اعضای هیئت علمی و متقاضیان درگیر در فرایند جذب هیئت علمی) برنامه های جذب اعضای هیئت علمی که درزمینه یاد شده مطلع محسوب می شدند، توزیع گردید. حجم نمونه انتخابی بر اساس یک قاعده به منظور انجام تحلیل عامل تأییدی، 300 نفر با بهره گیری از روش طبقه ای متناسب تعیین شد. روش تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی مشتمل بر سه مرحله کد گذاری باز، محوری و انتخابی می باشد که پس از اشباع نظری خبرگان، الگوی جذب اعضای هیئت علمی مؤسسات آموزش عالی غیردولتی مشتمل بر چهار بعد و 33 مؤلفه و 140 گویه به دست آمد. همچنین در راستای تحلیل های تکمیلی و به منظور اعتبارسنجی الگوی ارائه شده، با نرم افزار Amos و با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی، داده ها تجزیه وتحلیل شد. تحلیل های مدل یابی معادلات ساختاری، برازندگی الگو را با داده ها مورد حمایت قرار دادند. باتوجه به یافته های حاصل، این الگوی می تواند، اطلاعات مناسبی برای جذب اعضای هیأت علمی مؤسسات آموزش عالی غیردولتی در اختیار قرار دهد.
تبیین و شناسائی مؤلفه های توانمند سازی کارکنان (مطالعه موردی: دانشگاه علوم پزشکی اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: این پژوهش به منظور تبیین و شناسایی مؤلفه های توانمند سازی کارکنان دانشگاه علوم پزشکی اردبیل انجام شده است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر روش شناسی توصیفی و از نوع پیمایشی- کاربردی می باشد. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان شاغل در دانشگاه علوم پزشکی اردبیل که در سال 1398 مشغول به کار می باشند،به تعداد 7319 نفر تشکیل می داد. از این تعداد 380 نفر با استفاده از جدول مورگان و از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شد. داده های این پژوهش با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته بدست آمد، برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی (فراوانی، میانگین، انحراف استاندارد) و استنباطی (تحلیل عاملی تاییدی، tتک نمونه ای و آزمون فریدمن)SPSS24 استفاده گردید که پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ (0/96) گزارش گردید. یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده نشان داد که ساختار عاملی پرسشنامه مؤلفه های توانمندسازی همبستگی های مشاهده شده معنادار و مدل از برازندگی خوبی برخوردار می باشد. نتیجه گیری: در کل نتایج نشان داد که مؤلفه های چهارگانه توانمندسازی یعنی (فردی، میان فردی، سازمانی و فنی) از دیدگاه کارکنان مورد تأیید می باشد و مقدار آمارهt نشان داد که مؤلفه های توانمندسازی در دانشگاه علوم پزشکی اردبیل از دیدگاه نمونه آماری مورد تایید می باشند همچنین نتایج بدست آمده از آزمون فریدمن نشان داد که مقدار آماره خی 2 (1068/817) در خصوص جایگاه و اهمیت هرکدام از مؤلفه های توانمندسازی از دیدگاه کارکنان دانشگاه علوم پزشکی اردبیل در سطح اطمینان 95/0 معنادار می باشد. بر این اساس بالاترین رتبه به مؤلفه سازمانی و پایین ترین رتبه مربوط به مؤلفه فنی می باشد.
ارائه الگوی نقش آگاهی اخلاقی و حاکمیت فناوری بر توسعه حرفه ای معلمان با نقش میانجی خلاقیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: امروزه یکی از شاخص های موفقیت و میزان بالندگی سازمان ها نسبت به هم، توسعه حرفه ای نیروی انسانی در سازمان است که باعث می شود افراد وظایف محوله را با کیفیت بالاتری انجام داده و از حداکثر توان خود در جهت تحقق اهداف سازمان بهره گیرند. هدف از اجرای این تحقیق ارائه الگوی نقش آگاهی اخلاقی و حاکمیت فناوری در توسعه حرفه ای معلمان با نقش میانجی خلاقیت بود. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی با تاکید بر مدل یابی الگوی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه معلمان دوره متوسطه اول منطقه 2 شهر تهران (653) تشکیل می دهند. براساس فرمول کوکران تعداد 242 نفر به عنوان نمونه آماری تحقیق با استفاده نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. جمع آوری داده ها براساس سه پرسشنامه حاکمیت فناوری اطلاعات (2017)، پرسشنامه آگاهی اخلاقی، خلاقیت فردی و نهادینه سازی خلاقیت تیمی مایی و همکاران (2019) و پرسشنامه توسعه حرفه ای پرسشنامه استاندارد نوا (2008) صورت گرفت، که ضریب آلفای کرونباخ برای حاکمیت فناوری اطلاعات (81/0)، آگاهی اخلاقی (83/0)، خلاقیت فردی (84/0)، نهادینه سازی خلاقیت تیمی (77/0) و توسعه حرفه ای (79/0) به دست آمد و روایی صوری و محتوایی آن ها با استفاده از نظر متخصصان تایید شد. تجزیه و تحلیل داده ها به کمک دو نرم افزار SPSS و SPLS صورت پذیرفت. (05/0 ≥P). یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که آگاهی اخلاقی برخلاقیت فردی و نهادینه سازی خلاقیت تیمی تاثیر مثبت و معنی دار دارد. همچنین یافته های تحقیق نشان داد که تاثیر حاکمیت فناوری اطلاعات برخلاقیت فردی و نهادینه سازی خلاقیت تیمی مثبت و معنادار است و اثر مستقیم خلاقیت فردی و نهادینه سازی خلاقیت تیمی بر توسعه حرفه ای معلمان در سطح (05/0 ≥P).مثبت و معنادار است. بحث و نتیجه گیری: به نظر می رسد که آگاهی اخلاقی و حامیت فناوری از طریق خلاقیت منجربه توسعه حرفه ای معلمان می شود.
Barriers And Problems In The Implementation of Educational Strategies From The Point of View of School Administrators(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۱, Issue ۲, Summer ۲۰۲۳
105 - 119
حوزههای تخصصی:
Research aims to identify barriers and problems in educational strategies implementation in schools. The current study is qualitative with an interpretive phenomenological approach. For the interview, the participants were selected by the purposive sampling method. The criteria for participating in the interview were managers' willingness to express their opinions on the research subject. The sampling process ended when data saturation was reached during the interview. Paul Colaizzi's method was used for data analysis. First, analysis data collection was continued until saturation. Several vital sentences were extracted and formulated. Participants' opinions were kept, making data reliability and their ability to be verified possible. After analyzing the findings, school problems and barriers were categorized into four categories: financial and credit, human resources, system problems, and multiple tasks. Components: lack of per capita, wear and tear of buildings, equipment, a debt of energy carriers, lack of allocation of specialized teachers, new teachers, reduction of cooperation and assistance of parents, forced teaching of administrative staff, the unwillingness of students, lack of allocation of staff based on the organizational chart, The number of sites and their continuous changes, textbook registration system, pre-registration, the existence of various projects and ceremonies, repetitive and voluminous circulars, intervention of unrelated organizations and departments were among the most critical challenges of school management
طراحی الگوی بلوغ قابلیت منابع انسانی در میان اعضای هیأت علمی بر مبنای نظریه داده بنیاد (مورد مطالعه: دانشگاه آزاد اسلامی استان فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : الگوی بلوغ قابلیت منابع انسانی، چارچوبی برای کمک به توسعه سطح بلوغ و ارتقای حوزه منابع انسانی سازمان ها می باشد. پژوهش حاضر به صورت کیفی با هدف طراحی الگوی بومی بلوغ قابلیت منابع انسانی[1] در میان اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی استان فارس مبتنی بر نظریه داده بنیاد اجرا شده است. روش شناسی پژوهش : ابتدا شاخص های اولیه با مرور ادبیات پژوهش استخراج گردیده، سوالات مصاحبه طراحی وتوسط 3 نفر از خبرگان تاییدگردید. سپس مصاحبه نیمه ساختار یافته با 17 نفر از خبرگان اعضای هیأت علمی که علاوه بر داشتن سوابق اجرایی مدیریتی بالای5 سال دارای رتبه علمی استادیاری و بالاتر نیز بودند، صورت گرفته و داده ها گردآوری شدند. روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی بوده است. تجزیه و تحلیل اطلاعات بر اساس مدل داده بنیاد استراوس و کوربین[1]، در 6 پارادایم شرایط علی، مداخله گر، زمینه ای و راهبردها ، پیامدها نیز پدیده اصلی انجام گرفته است. اعتبار مدل بومی به دست آمده از طریق دوروش؛ تحلیل عاملی با استفاده از نرم افزار پی.ال.اس.[1] و روایی محتوایی یعنی ارزیابی توسط 4 نفر از خبرگان سنجیده شده است. یافته ها : نتایج تحلیل داده ها طی 3 فرایند کد گذاری باز، محوری و انتخابی، منجر به استخراج 26 شاخصه و92 مؤلفه گردیدکه درنهایت به طراحی الگوی بومی قابلیت منابع انسانی خاتمه یافت. عوامل محیطی، سازمانی، شغلی و فردی به شرایط علی بلوغ قابلیت اعضای هیات علمی؛ و سبک مدیریتی، عوامل مخل ارتباطات، رهبری اخلاقی، و مشارکت گروه های کاری اشاره به شرایط مداخله گردارند. تخصیص منابع و امکانات، مدیریت اطلاعات، زمان و نظم، شرایط زمینه ای بلوغ اعضا؛ و هم چنین برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی و ارتباطات، ارزیابی، مدیریت عملکرد، ومدیریت منابع انسانی، راهبردها راشامل می شوند. پیامد های این تحقیق حاکی از ایجاد انگیزه و بهبود نوآوری در جهت توسعه، ارتقا و بهبود مستمر توانایی اعضای هیأت علمی دارد. بحث و نتیجه گیری: با توجه به اینکه نتایج حاصل از اعتبار سنجی نشان داده است که مؤلفه ها و شاخصه های مدل از اعتبار بالایی برخوردارند می توان گفت استفاده از این مدل بومی در میان مدیران دانشگاه آزاد جهت اعضای هیأت علمی مفید می باشد.
توانمندسازی تدریس معلمان در سایه ی سبک رهبری حمایتی مدیران با نقش میانجی تسهیل گری شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۸
6 - 29
حوزههای تخصصی:
شناخت چگونگی حمایت مدیران مدارس از طریق تسهیلگری شغلی در راستای توانمند کردن معلمان در حیطه تدریس یکی از چالش های مهم نظام آموزش و پرورش کشور می باشد. بر این اساس محقق به بررسی سبک رهبری حمایتی در نقش تسهیلگر شغلی و چگونگی توانمند کردن معلمان مدارس استثنایی استان کردستان پرداخته است. در پژوهش از روش کمی از نوع همبستگی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدارس استثنایی استان کردستان و نمونه آماری با روش تمام شماری شامل تمامی معلمان مدارس استثنایی سطح استان که تعداد آن ها 202 نفر است، می باشد. ابزار گردآوری شامل سه پرسشنامه (پرسشنامه رهبری حمایتی، پرسشنامه فاکتورهای توانمندی تدریس، پرسشنامه تسهیل گری ) که دربرگیرنده اهداف اصلی پژوهش است، می باشد. تجزیه وتحلیل داده ها در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی انجام شده است. در بخش آمار توصیفی از میانگین، مد و میانه استفاده شده و در بخش آمار استنباطی نیز آزمون های همبستگی و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار Spss و Amos بهره گرفته شد. یافته ها نشان داد که سبک رهبری حمایتی به واسطه نقش میانجی تسهیلگری رابطه ی مثبت و معنی داری با توانمندی معلمان مدارس استثنایی دارد. نتایج تحقیقات مشابه با یافته های این تحقیق همخوان است. در تبیین آن می توان گفت که رهبر حمایتی با استفاده از نقش تسهیلگر می تواند توانایی های معلمان در زمینه تدریس را بهبود بخشد و در تقویت توانمندی تدریس در مدرسه استثنایی نقش مستقیمی ایفا کند.
شناسایی و رتبه بندی مولفه های وضعی و شخصی موثر بر رفتار مدیریت تصویرپردازی ذهنی در اداره آموزش و پرورش استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: بی تردید، عدم وجود یک تصویر مشترک، تبعات و عواقبی را، هم از نظر فردی و هم از لحاظ کار تیمی و سازمانی به دنبال خواهد داشت. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی و رتبه بندی مولفه های وضعی وشخصی موثر بر رفتارمدیریت تصویرپردازی ذهنی در اداره آموزش و پرورش استان مازندران بوده است.
روش شناسی پژوهش: پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازحیث روش، توصیفی- پیمایشی و بصورت مقطعی می باشد. جامعه آماری شامل کارکنان آموزش و پرورش استان مازندران در بهار 1398 در 33 شعبه این اداره، به تعداد 39220 نفر بودند که از این میان با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای با استفاده از جدول کرجسی مورگان تعداد 380 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند داده ا با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته با 72 گویه (شرایط موقعیتی 42 و شرایط شخصی 30 گویه)، جمع آوری و از طریق نرم افزارهایSPSS و AMOS مورد تحلیل قرارگرفت.
یافته ها: یافته های حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی وتأییدی نشان دادمولفه های ارزیابی عملکرد، شرایط و جایگاه شغلی، ابهام نقش(عوامل استرس زای شغلی)، مبادله رهبر-عضو، فرهنگ سازمانی، مهارت های سیاسی، سلسله مراتب پاسخگوئی، تبیین کننده شرایط موقعیتی (وضعیتی) و مولفه ها ، خودکنترلی(خود ارزیابی)، جذابیت شخصی، اعتماد به نفس، نیاز به قدرت و وجدان(وظیفه شناسی) تبیین کننده شرایط شخصی موثر بر مدیریت تصویرپردازی ذهنی در اداره آموزش و پرورش استان مازندران، بوده اند.
بحث و نتیجه گیری: یافته های حاصل از آزمون فریدمن در بحث رتبه بندی مولفه ها نشان داد که در میان کلیه ابعاد، بالاترین اولویت مربوط به مولفه خودکنترلی با میانگین رتبه 17/8 و پائین ترین اولویت (دوازدهم) مربوط به مولفه سلسله مراتب پاسخگوئی با میانگین رتبه 31/4 بوده است.