فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۲۱ تا ۱٬۶۴۰ مورد از کل ۲٬۱۶۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش پژوهش محور بر خودراهبری دانش آموزان دختر پایه نهم شهرستان تنکابن انجام شد. پژوهش حاضر شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این مطالعه دانش آموزان دختر پایه نهم شهرستان تنکابن بود. حجم نمونه شامل 40 دانش آموز بود که به شیوه تصادفی خوشه ای چندمرحله ای، انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه خودراهبری در یادگیری فیشر و همکاران (2001) بود. دانش آموزانی که یک نمره انحراف استاندارد پایین تر از میانگین داشتند به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. برنامه آموزش پژوهش محور با گروه آزمایش، به مدت هفت جلسه و هر جلسه یک ساعت کار شد اما در گروه کنترل هیچ گونه آموزشی صورت نگرفت. در پایان از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد آموزش پژوهش محور بر رغبت به یادگیری، خودکنترلی و خودمدیریتی دانش آموزان دختر پایه نهم شهرستان تنکابن مؤثر است (05/0>P). درنتیجه، به منظور افزایش خودراهبری دانش آموزان پیشنهاد می شود از روش آموزش پژوهش محور و سایر شیوه های فعال استفاده شود.
بررسی رابطه بین هویت سازمانی و فرسودگی شغلی با عملکرد شغلی معلمان مدارس مقطع متوسطه دوم ناحیه 2 شهرستان خرم آباد
منبع:
پژوهش های رهبری و مدیریت آموزشی سال پنجم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱۹
117 - 146
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این تحقیق بررسی رابطه بین هویت سازمانی و فرسودگی شغلی با عملکرد شغلی معلمان مقطع متوسطه دوم ناحیه 2 شهرستان خرم آباد می باشد. تحقیق حاضر از نظر هدف، یک تحقیق کاربردی و از نظر رویکرد، توصیفی همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش، معلمان (زن و مرد) مقطع متوسطه دوم ناحیه 2 شهرستان خرم آباد است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد هویت سازمانی چنی (1983)، فرسودگی شغلی ماسلاچ و جکسون (1885)، و عملکرد شغلی بیرن و همکاران (2005) استفاده شده است. پایایی ابزار سنجش با استفاده از آلفای کرونباخ و پایایی مرکب تایید شد. برای بررسی روایی نیز از روایی صوری و تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. به منظور تحلیل داده ها از روش های آماری آزمون کولموگروف اسمیرنوف و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد که نتایج حاصل به شرح زیر است: الف) میان عضویت، وفاداری و شباهت سازمانی به عنوان مولفه های هویت سازمانی با عملکرد شغلی معلمان مقطع متوسطه دوم ناحیه 2 شهرستان خرم آباد رابطه مثبتی وجود داشت؛ ب) میان فرسودگی عاطفی، مسخ شخصیت، و کاهش انگیزه و پسرفت با عملکرد شغلی معلمان مقطع متوسطه دوم ناحیه 2 شهرستان خرم آباد رابطه معکوسی وجود داشت؛ ج) 7) میان فرسودگی عاطفی، مسخ شخصیت و کاهش انگیزه و پسرفت با وفاداری سازمانی معلمان مقطع متوسطه دوم ناحیه 2 شهرستان خرم آباد رابطه معکوسی وجود داشت.
طراحی مدل اثربخشی مدیران آموزش و پرورش استان لرستان (مطالعه موردی: مدیران دوره دوم متوسطه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : تحقیق حاضر با هدف طراحی مدل اثربخشی مدیران دوره دوم متوسطه آموزش و پرورش استان لرستان است.. روش شناسی: روش تحقیق پیمایشی از نوع اکتشافی- تاییدی بود. جامعه آماری شامل11 نفر از خبرگان و کارشناسان رشته ی علوم تربیتی و رشته ی مدیریت آموزشی و همه مدیران مدارس دوره دوم متوسطه آموزش و پرورش استان لرستان به تعداد 411 نفر (211 مرد و 200 زن) بود. برای تعیین حجم نمونه، با استفاده از آزمون کوکران، تعداد 199 نفر (102 مرد و 97 زن) به عنوان نمونه آماری تعیین و با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها به کمک دو نرم افزار SPSS و LISREL صورت پذیرفت. روایی ابزار داده ها به تایید خبرگان و کارشناسان رسید و پایایی آن نیز با آزمون آلفای کرونباخ 96/0 بود. نرمال بودن جامعه آماری به وسیله ی آزمون چولگی سنجیده شد و برای تجزیه و تحلیل داده ها تحلیل عاملی و معادلات ساختاری (تحلیل مسیر) استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل طراحی شده بر اساس 5 مولفه (مهارت های کاربردی، مهارت های مدیریت و رهبری، توانایی هوشی و فکری، توانایی های شخصیتی و مهارت های ارتباطی) دارای برازش مناسب در بین مدیران مدارس دوره دوم متوسطه آموزش و پرورش استان لرستان است.. نتیجه گیری: از مدل طراحی شده می توان برای ارتقای اثربخشی مدیران و مدارس متوسطه استفاده کرد.
وظایف مدیران مدارس در جهت تقویت و توسعه ی کامیابی شغلی معلمان: پژوهشی ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره پنجم بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱
195 - 215
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی نشانگان وظایف مدیران مدارس در جهت تقویت و توسعه کامیابی شغلی معلمان و ارزیابی وضع موجود آن در میان مدارس شهر خرم آباد انجام شده است. در بخش کیفی این پژوهش ترکیبی از راهبرد پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد و با کاربست روش های نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی، مدیران و معلمان باتجربه، نمونه و مشهور که بنا بر گزارش والدین و مدیران می توان آن ها را کامیاب تلقی کرد، انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند. با استفاده از تحلیل محتوا و کدگذاری مصاحبه ها،28 نشانگر در6 بُعد (برانگیختن معلمان، ایجاد فرصت هایی جهت دانش افزایی، جو و فضای مدرسه، امکانات آموزشی، دادن فرصت انتخاب و ایفای الگوی نقش) طبقه بندی شدند. در بخش کمّی پژوهش، راهبرد توصیفی از نوع همبستگی به کار گرفته شد و با استفاده از نشانگرهای شناسایی شده پرسش نامه ای با روایی محتوایی تأییدشده و پایایی مناسب (آلفای کرونباخ بالاتر از 8/.) تدوین و توسط 325 معلم تکمیل شد. از طریق تحلیل عاملی اکتشافی، 28 نشانگر شناسایی شده در 6 بُعد (برانگیختن معلمان، ایجاد فرصت هایی جهت دانش افزایی، جو و فضای مدرسه، امکانات آموزشی، دادن فرصت انتخاب و ایفای الگوی نقش) طبقه بندی شدند. در گام بعد با انجام تحلیل عاملی تأییدی، الگوی اندازه گیری متغیر نهفته برازش قابل قبولی با داده ها نشان داد. در مرحله بعد با توجه به نتایج آزمون (T تک نمونه ای)، ابعاد شش گانه وظایف مدیران مدارس به طور معناداری بالاتر از متوسط ارزیابی شد.
Sustainable School in the Islamic Republic of Iran: A Multiple methods Qualitative Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۹, Issue ۴, Winter ۲۰۲۲
132 - 108
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش طراحی الگویی برای مدرسه پایدار در جمهوری اسلامی ایران بود. روش تحقیق کیفی چند روشی شامل: روش فراترکیبی و مطالعه موردی بود. منابع گردآوری داده ها، کلیه تحقیقات مربوط به مدرسه پایدار برای دوره زمانی 1384 تا 139 بوده است. این پژوهش ها به روش نمونه گیری موردی از شدت با دقت نمونه گیری هدف انتخاب شده اند. در این بخش از تحلیل کیفی برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. یافته های این بخش از مدل مدرسه پایدار را کرد. در مطالعه موردی، شرکت کنندگان بالقوه مورد مصاحبه، بومیان با تجربه بودند و اسناد بالادستی ایران و اظهارات رهبرانقلاب مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات کلیدی مورد مصاحبه با روش نمونه گیری هدفمند استاندارد انتخاب شدند. روش گردآوری داده ها در این بخش، مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرچینان کلیدی و اسناد کاوی بود. یافته های این پژوهش مدل مدرسه پایدار در جمهوری اسلامی ایران بود که شامل ورودی ها (معلم و کادر اجرایی، برنامه درسی، فضا و تجهیزات و خط مشی ها)، فرآیندها (تدریس، یادگیری، مدیریت و برنامه ریزی)، زیر سیستم ها (فردی) است. ساختاری، سیاسی و فرهنگی)، خروجی ها (دانش آموز با رویکرد توسعه پایدار و الگوی مدرسه پایدار) و ویژگی های آنها در قالب یک نظام اجتماعی. نتایج این تحقیق نشان داد که برای دستیابی به خروجی های مورد نظر، کلیه ورودی ها، فرآیندها و زیر سیستم ها باید دارای ویژگی های مناسب باشند. یافته های این پژوهش مدل مدرسه پایدار در جمهوری اسلامی ایران بود که شامل ورودی ها (معلم و کادر اجرایی، برنامه درسی، فضا و تجهیزات و خط مشی ها)، فرآیندها (تدریس، یادگیری، مدیریت و برنامه ریزی)، زیر سیستم ها (فردی) است. ساختاری، سیاسی و فرهنگی)، خروجی ها (دانش آموز با رویکرد توسعه پایدار و الگوی مدرسه پایدار) و ویژگی های آنها در قالب یک نظام اجتماعی. نتایج این تحقیق نشان داد که برای دستیابی به خروجی های مورد نظر، کلیه ورودی ها، فرآیندها و زیر سیستم ها باید دارای ویژگی های مناسب باشند. یافته های این پژوهش مدل مدرسه پایدار در جمهوری اسلامی ایران بود که شامل ورودی ها (معلم و کادر اجرایی، برنامه درسی، فضا و تجهیزات و خط مشی ها)، فرآیندها (تدریس، یادگیری، مدیریت و برنامه ریزی)، زیر سیستم ها (فردی) است. ساختاری، سیاسی و فرهنگی)، خروجی ها (دانش آموز با رویکرد توسعه پایدار و الگوی مدرسه پایدار) و ویژگی های آنها در قالب یک نظام اجتماعی. نتایج این تحقیق نشان داد که برای دستیابی به خروجی های مورد نظر، کلیه ورودی ها، فرآیندها و زیر سیستم ها باید دارای ویژگی های مناسب باشند. خرده سیستم ها (فردی، ساختاری، سیاسی و فرهنگی)، بروندادها (دانش آموز با رویکرد توسعه پایدار و الگوی مدرسه پایدار) و ویژگی های آنها در قالب یک نظام اجتماعی. نتایج این تحقیق نشان داد که برای دستیابی به خروجی های مورد نظر، کلیه ورودی ها، فرآیندها و زیر سیستم ها باید دارای ویژگی های مناسب باشند. خرده سیستم ها (فردی، ساختاری، سیاسی و فرهنگی)، بروندادها (دانش آموز با توسعه پایدار و الگوی مدرسه پایدار) و ویژگی های آنها در قالب یک نظام اجتماعی. نتایج این تحقیق نشان داد که برای دستیابی به خروجی موارد نظر، کلیه ورودی ها، فرآیندها و زیر سیستم ها باید دارای ویژگی های مناسب باشند.
شناسایی چالش ها و مسائل پیش روی مدیران مدارس ایران در مقایسه با تجارب جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و تحلیل چالش های پیش روی مدیران مدارس در پیشبرد رهبری مدرسه با نظر به تجارب نظام مند محققان ملی و بین المللی و ارائه راهکارهای برون رفت از آن چالش ها برای مدیران مدارس ایران می باشد. روش شناسی پژوهش: برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش اسنادی از نوع مرور نظام مند استفاده شد. درنتیجه جستجو، شناسایی و پالایش داده های به دست آمده درمجموع، 188 مقاله علمی پژوهشی منتشرشده در پایگاه های معتبر علمی داخلی (ایرانداک، مگ ایران، نورمگز، پرتال جامع علوم انسانی، بانک نشریات فارسی، سیویلیکا، کتابخانه مرکزی دانشگاه فردوسی مشهد) و خارجی (اسکوپس، وب ساینس، اریک) مورد تحلیل قرارگرفتند. براساس نتایج به دست آمده، 829 چالش و مسئله برای مدیران مدارس در سراسر جهان شناسایی و استخراج شد که در چهار حوزه اصلی زمینه و پیشایندهای شخصی (زمینه سازمانی، فرهنگی اجتماعی، ذینفعان و والدین)، نقش های مدیریت و رهبری مدرسه، ویژگی های سازمان مدرسه (کارکنان و معلمان) و یادگیری دانش آموزان به ترتیب طبقه بندی شدند. مهم ترین چالش های مدیران مدارس ایران و سایر کشورهای دارای نظام آموزشی متمرکز شامل بوروکراسی و اختیارات محدود، ابهام در خط مشی ها و رویه های آموزشی، حمایت های دولتی ضعیف، تنش ها و تضادهای فکری، بی انگیزگی و مشارکت پایین والدین و اجتماعات محلی، حجم کاری بالای مدیران و معلمان، و ضعف در یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بود. همچنین مهم ترین چالش های مدیران مدارس ایران بعنوان کشوری در حال توسعه و کشورهای توسعه یافته مشترکا شامل تدوین مداوم برنامه ها و سیاست های جدید آموزشی، تفاوت های بین فرهنگ بومی و ملی، توسعه حرفه ای ضعیف مدیران، معلمان، وکارکنان آموزشی، عملکرد پایین و روابط کاری ضعیف آنان، و انتظارات عملکرد بالا از دانش آموزان شناسایی شد. به طورکلی، بیشترین چالش ها مربوط به ضعف در توسعه حرفه ای مدیران در ایران و سایر کشورهای در حال توسعه بعلاوه کشورهای توسعه یافته در حوزه نقش های مدیریت و رهبری مدرسه بود که از مجموع راه حل های مقابله با مسائل شناسایی شده در این حوزه، به نظر می رسد هدف و محتوای برنامه های توسعه حرفه ای مدیران مدارس می بایست در جهت توسعه ظرفیت های شناختی و مهارتی مدیران مانند هدفگذاری، حل مسئله و نظارت بر یادگیری دانش آموزان هدایت شود.
تعیین ابعاد الگوی تغییر بینش معلمان با هدف آموزش کارآفرینانه کتاب های درسی دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: تحقیق حاضر با هدف، تعیین ابعاد تغییر بینش معلمان با هدف آموزش کارآفرینانه کتاب های درسی دوره متوسطه به منظور ارائه الگو بوده است..
روش شناسی: روش تحقیق حاضر توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری پژوهش را همه معلمان دوره متوسطه شهر اصفهان (5902 نفر) تشکیل می دادند. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد و تعداد 360 نفر نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند که گزینش آن ها با استفاده از روش خوشه ای چندمرحله ای تصادفی صورت گرفت. ابزار تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته تغییر بینش معلمان با هدف آموزش کارآفرینانه کتاب های درسی دوره متوسطه بوده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی استفاده به عمل آمد. تجزیه و تحلیل داده ها به کمک نرم افزار اس پی اس اس و لیزرل صورت پذیرفت.
یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد، ابعاد الگوی تغییر بینش معلمان با هدف آموزش کارآفرینانه کتاب های درسی شامل ابعاد هفتگانه (بهره وری در تدریس، اخلاق آموزشی، رشد حرفه ای، زودبازده سازی برنامه درسی، درس پژوهی، تأمل بربرنامه درسی، آینده نگری) بوده است.
نتیجه گیری: تغییر بینش معلمان برای آموزش کارآفرینانه وابسته به ابعاد یاد هفتگانه یاد شده است و بدون توجه به این ابعاد، معلمان نمی توانند در تدریس خود ذهنیت دانش آموزان را جهت به کارگیری محتوای آموخته شده در عمل بهبود بخشند.
فراتحلیل پیشایندهای پنهان سازی دانش در سازمان ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره سوم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۱۰)
103 - 118
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدفی فراتحلیل به پیشایندهای پنهان سازی دانش پرداخت. این پژوهش، از نظر هدف، توصیفی و از نوع استفاده کاربردی و از نظر نوع دادهها، پژوهشی کمی است. جامعه آماری این پژوهش شامل داخلی و خارجی مرتبط طی سالهای 2016 تا 2022 بود که 25 مورد با استفاده از روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند به عنوان نمونه وارد فرآیند تحلیل شدند. پژوهشهای منتخب با استفاده از نرم افزارهای MAXQDA 20 (برای یافتن عوامل موثر) و نرم افزار CMA2 (نرم افزار جامع فراتحلیل) مورد تحلیل قرار گرفتند. از بین پیشایندهای پنهانسازی دانش، تعداد 7 اندازه اثر زیاد (بیشتر از 5/0)، 2 اندازه اثر متوسط (بین 3/0 تا 5/0) است. به عبارت دیگر رهبری، ساختار سازمانی، مالکیت دانش، دانش فنی، دیدگاه اشتراک دانش، ویژگیهای روانشناختی کارکنان، مدیریت منابع انسانی دارای بیشترین اندازه اثر بودند. همچنین از بین پیشایندهای رابطه پنهان سازی دانش و محیط کار رقابتی، تعداد 5 اندازه اثر زیاد، 2 اندازه اثر متوسط بود که این عوامل شامل فناوری، ساختار سازمانی، عوامل خرد، عوامل کلان و عوامل فردی دارای بیشترین اثر بودند. همچنین از بین پیشایندهای رابطه پنهان سازی دانش و عدالت سازمانی، تعداد 6 اندازه اثر زیاد، 3 اندازه اثر متوسط بودند که این عوامل شامل عدالت رویهای، عدالت تعاملی، عدالت توزیعی، تعهد سازمانی، چالش ها و تنوع، سیستم های باز سازمانی دارای بیشترین اثر بودند. در پایان پیشنهاد میشود که مدیران سازمانها امکان برگزاری فعالیتهایی مانند گردهماییهای دوستانه و خارج از محیط کاری که به افزایش روابط دوستانه و کاهش عدم اعتماد بین فردی میانجامد، فراهم نمایند.
بررسی و مقایسه ی مدیریت مدارس متوسطه کرمان بر اساس الگوی های مدیریتی تونی بوش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره ششم بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱
62 - 81
حوزههای تخصصی:
روش تحقیق پژوهش حاضر، ترکیبی از نوع همسوسازی (مدل همگرا) است. جامعه آماری در بخش کمی، کارکنان مدارس متوسطه شهر کرمان به تعداد 2090 نفر بودند که طبق فرمول کوکران نمونه 325 نفری با روش تصادفی خوشه ای از آن ها انتخاب شدند.جامعه بخش کیفی اساتید دانشگاه و مدیران نمونه در حوزه مدیریت آموزشی بودندکه از بین آن ها با روش نمونه گیری هدفمند 15 نفر انتخاب گردیدند. در فاز کمی پرسشنامه محقق ساخته مشتمل بر 42 سؤال طراحی و سپس این پرسشنامه بین نمونه بخش کمی توزیع شد. داده های جمع آوری شده با نرم افزار spss و لیزرل مورد تحلیل قرار گرفتند. پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ 93/0محاسبه و روایی سازه پرسشنامه نیز با استفاده از تحلیل عاملی تأیید شد. نتایج نشان داد میزان کاربرد همه مدل ها ارائه شده بوش در مدارس کرمان به طور معنی داری زیر حد متوسط است. همچنین مشخص شد بین میزان استفاده مدیران از مدل ها تفاوت معنی داری وجود دارد به طوری که مدل همکارانه در مقایسه با سایر مدل ها در بالاترین اولویت و مدل های فرهنگی، رسمی، سیاسی، ذهنی و ابهامی به ترتیب در اولویت های بعدی قرار دارند. در بخش کیفی نتایج حاصل از تحلیل محتوای مصاحبه های پژوهشی در خصوص ویژگی های مدیریتی مدارس از 4 بعد موردتوجه در مدل های بوش ،ضمن تأیید نتایج بخش کمی مبنی بر عدم انطباق مدیریت مدارس با مدل های بوش، وجود نقاط ضعف زیادی را در ابعاد هدف گذاری، رهبری، ساختار و ارتباط با محیط نشان داد که لزوم توجه بیشتر به روند پرورش، انتخاب، انتصاب و به کارگیری مدیران مدارس را مشخص می نماید.
طراحی و اعتبار سنجی الگوی اخلاق حرفه ای مدیران مدارس ابتدایی: پژوهشی ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره نهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
538 - 517
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی اخلاق مدیران مدارس ابتدایی انجام یافته است. شیوه پژوهش، اکتشافی متوالی (کیفی/کمی)، از نوع ابزارسازی، و راهبرد پژوهش در بخش کیفی بصورت تحلیل محتوا، و در بخش کمی، پیمایشی می باشد. داوطلبان در بخش نخست 16 نفر از اساتید دانشکده های علوم تربیتی، به روش نمونه گیری هدفمند، و در قسمت کمی 330 نفر از مدیران سازمان آموزش و پرورش به شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب شده اند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش اول، مصاحبه نیمه ساختاری و در بخش دوم، پرسشنامه محقق می باشد. پرسشنامه مذکور دارای 3 موُلفه اصلی و 81 گویه برمبنای طیف لیکرت 5 درجه ای است. روش تحلیل داده ها در بخش کیفی، شیوه کدگذاری، و در بخش کمی، مدل یابی معادلات ساختاری می باشد. برنامه نرم افزاری Lisrel ثابت نمود که موُلفه های اصلی اخلاق حرفه ای شام 3 بعد شخصی، درون سازمانی، و برون سازمانی و 9 موُلفه فرعی مشتمل بر ویژگی های فردی، شغلی، هیجانی، مدیریت و رهبری، راهبردهای اخلاق، توانمندی های حرفه ای، عوامل وظیفه ای، اجتماعی، فرهنگی، و 81 کد باز می باشد. نتایج تحلیل ها، عامل تاُییدی، و ضرایب آلفای کرونباخ نیز روایی می باشد که پایایی مدل را تاُیید نموده است.
تبیین نقش سرگروه های معلمان درکیفیت اجرای برنامه های آموزشی دوره ابتدایی: یک مطالعه کیفی
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی نقش سرگروه های معلمان در فرایند اجرای برنامه های آموزشی مدارس دوره ابتدایی بوده است. رویکرد پژوهش از نوع کیفی با روش تحلیل مضمون بود. بدین منظور با استفاده از نمونه گیری هدفمند 13 نفر از سرگروه های معلمان شمال استان آذربایجان غربی در سال تحصیلی 99-98 انتخاب شدند و مصاحبه های نیمه ساختارمندی تا اشباع کامل داده ها صورت گرفت. جهت اطمینان و اعتباربخشی به دقت و صحت داده ها از روش خود بازبینی و دریافت بازخورد از پاسخ دهندگان استفاده شد. در تجزیه و تحلیل داده ها، فرایند 3 مرحله ای ترکیبی متشکل از روش کینگ و هاروکس (2010)، براون وکلارک (2006) و آتراید- استرلینگ (2001) مورد استفاده قرار گرفت. یافته های به دست آمده نشان داد که در شبکه مضامین، مفهوم استراتژیست آموزش مضمون فراگیری است که جایگاه سرگروه های معلمان را با 5 مضمون سازمان دهنده(مدیریت دانش معلمی، همیاران کانونی، تدریس پژوهی، حرفه پروری و برنامه سازی) و 30 مضمون پایه تشریح می کند.
نقش میانجی بی تفاوتی سازمانی در رابطه میان فلات زدگی شغلی با سلامت اداری کارکنان ادارات آموزش و پرورش شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منابع انسانی وفادار و سازگار با اهداف و ارزش های سازمانی که فراتر از وظایف مقرر در شرح شغل خود فعالیت کند، عامل مهمی در اثربخشی سازمانی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان فلات زدگی شغلی با سلامت اداری کارکنان با نقش میانجی بی تفاوتی سازمانی انجام شد. روش تحقیق توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری همه کارکنان ادارات آموزش وپرورش شهر تبریز بودند که بر اساس جدول کرجسی و مورگان تعداد 245 نفر به عنوان نمونه مورد مطالعه به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. در تحقیق حاضر از پرسشنامه های استاندارد فلات زدگی شغلی تامی و همکاران (1999)، بی تفاوتی سازمانی دانایی فرد و همکاران (1389) و سلامت اداری هوی و فیلدمن (1996) استفاده شد که روایی آن ها توسط صاحب نظران دانشگاهی مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن ها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ برای متغیرهای بی تفاوتی سازمانی فلات زدگی شغلی و سلامت اداری به ترتیب 0.93، 0.75 و 0.96 به دست آمد و مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل داده ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Lisrel و نیز نرم افزار آماری Soss26 استفاده شد. یافته های کمّی حاصل از آزمون فرضیه پژوهش نشان داد که میان فلات زدگی شغلی و بی تفاوتی سازمانی با سلامت اداری کارکنان رابطه منفی و معناداری وجود دارد و بی تفاوتی سازمانی در رابطه میان زدگی شغلی با سلامت اداری نقش میانجی داشته است.
شناسائی و اولویت بندی نشانگرهای کلیدی عملکرد در مدارس ابتدایی با روش های دلفی فازی و سوآرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره نهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
489 - 455
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور شناسایی و اولویت بندی نشانگرهای کلیدی عملکرد در مدارس ابتدایی به روش اکتشافی و با بهره گیری از روش های دلفی فازی و سوآرا انجام شده است. خبرگان(جامعه آماری پژوهش)، شامل اساتید مدیریت آموزشی و متخصصان تعلیم و تربیت در وزارت آموزش و پرورش هستند که از طریق روش نمونه گیری هدفمند تعداد 15 نفر تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه ساختاریافته است. از مولفه ها و نشانگرهای استخراج شده از ادبیات پژوهش به عنوان پایه و اساس طراحی مصاحبه ساختاریافته استفاده شد. برای شناسائی و غربالگری نشانگرها، از روش دلفی فازی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که مدارس دوره ابتدایی دارای 102 نشانگر در 6 مولفه توسعه روابط انسانی، برنامه ریزی استراتژیک، رشد و یادگیری، آموزش و ارزشیابی، مدیریت و رهبری و محیط و جامعه هستند. در پایان با روش سوآرا وزن نهایی مولفه ها و نشانگرهای کلیدی موردنظر به دست آمد که مولفه های مدیریت و رهبری، رشد و یادگیری و محیط و جامعه با اهمیت ترین مولفه ها معرفی شدند. با توجه به نتایج پژوهش می توان اذعان نمود، مدارس و نهادهای بالادستی آن هنوز نیازمند اقدامات مؤثرتری در زمینه مدیریت عملکرد در مدارس ابتدایی هستند.
بررسی عوامل مؤثر در استقرار مدرسه زندگی در مدارس ابتدایی شهر خرم آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره چهارم بهار و تابستان ۱۳۹۵ شماره ۱
71 - 85
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مؤثر در استقرار مدرسه زندگی در مدارس ابتدایی است. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است. نمونه آماری پژوهش 302 نفر از آموزگاران مدارس ابتدایی شهر خرم آباد بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری، پرسش نامه بازپاسخ تعیین شاخص های استقرار مدرسه زندگی ویژه متخصصان و پرسش نامه محقق ساخته مدرسه زندگی ویژه آموزگاران با ضریب آلفای کرونباخ89 /0 بود. تجزیه وتحلیل داده ها به روش تحلیل عاملی و با استفاده از نرم افزار SPSS صورت گرفت. تغییر نگاه والدین، دانش آموزان، معلمان و نظام آموزش وپرورش به مدرسه؛ نیروی انسانی مجرب و خلاق؛ طراحی برنامه درسی جامع؛ تغییر فرایند یاددهی و یادگیری؛ تجدیدنظر در اهداف آموزشی و درسی؛ هماهنگ کردن با بخش های مختلف (اقتصادی، اجتماعی، سیاسی) جامعه؛ تغییر ساختار آموزش وپرورش از نظام بسته به نظام باز؛ فضای آموزشی متناسب؛ تغییر در محتوای آموزشی و تخصیص بودجه مناسب، عوامل استقرار مدرسه زندگی را تبیین کردند.
بازنمایی ساختار علمی رشته مدیریت آموزشی مبتنی بر تجربه زیسته اعضای هیأت علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
450 - 426
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف توصیف پدیده ساختار علمی مدیریت آموزشی از نگاه و برداشت استادان این رشته دانشگاهی انجام شد. تحلیل اطلاعات از طریق انجام مصاحبه های نیمه ساختارمند با توجه به رویکرد پژوهشی پدیدارشناسی توصیفی و با بهره گیری از روش تحلیلی هفتگانه کلایزی پی گیری شد. مشارکت کنندگان اعضای هیأت علمی دارای رتبه علمی از استادیار تا استاد، به تعداد 17تن بودند. یافته های پژوهش که در 6 مؤلفه اصلی و 15 زیرمؤلفه طبقه بندی شد، بازنمای تجربه و برداشت صاحب نظران و اندیش ورزان این رشته است. نتایج نشان داد که بین اعضای هیأت علمی رشته مدیریت آموزشی نسبت به ساختار علمی این رشته اتفاق نظر وجود ندارد و هویت علمی رشته در سه بخش بنیان نظری، ماهیت بین رشته ای و قلمروی رشته، دارای دو جهان بینی متفاوت است. مؤلفه های متفاوت از جمله: اصالت علمی، پایان هویت جویی، کارکردگرایی بین رشته ای، بازنگری بین رشته ای، مربی سازمان ها و رهبر آموزش و پرورش وجود این تفاوت در جهان بینی را تأیید کرد. ضمن آن که این تفاوت معنی دار اندیشه و قضاوت از زاویه دیگر، می تواند پیام آور پویایی رشته مدیریت آموزشی باشد، زیرا وجود چنین دیدگاه های مختلفی، افزون بر بازنمایی اهمیت آن در چالش برانگیزی هویت علمی رشته مدیریت آموزشی، دربردارنده رشد و توسعه نظری این رشته در درازمدت خواهد بود.
Qualitative Meta-analysis of Environmental Characteristics Affecting Children's Creativity in Schools(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خلاقیت به یکی از موضوعات داغ در زمینه رشد کودکان تبدیل شده و در مطالعات روانشناسی و طراحی محیطی ویژه ویژه یافته شده است. تحقیقات بر روی محیط کودک بر رشد خلاقیت او وجود دارد. بنابراین هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه بین خلاق و محیط آموزشی کودکان 2 تا 10 ساله و شناسایی و تبیین مولفه های محیطی برای خلاقیت با محیطی است که بر اساس ساختار جسمی و روانی کودک و نیاز به استفاده از محیط معماری است. است. پژوهش کیفی حاضر با استفاده از روش اکتشافی و تحلیل کیفی، تغییرات اساسی در تحقیقات مربوط به رابطه محیط و خلاقیت کودکان را شناسایی کرده و سعی کرده است با استدلال منطقی به بررسی و جمع بندی روابط بین آنها بپردازد. از آنجایی که نتایج این پژوهش بر اساس تحلیل تحلیلی بر اساس نظریه ها و نتایج تحقیقات قبلی است، می توان آن را یک فراتحلیل کیفی تلقی کرد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که محیط با ویژگی هایی مانند جامعه پذیری، احساس فضا، حس پذیری، تنوع و پیچیدگی، امنیت، حرکت، خوانایی و ارتباط با طبیعت در افزایش خلاقیت کودکان خلاق است. همچنین اگر محیط آموزشی به گونه ای طراحی شود که اصول روانشناسی محیطی مرتبط با وضعیت جسمی و روانی کودک رعایت شود.
بررسی اثربخشی روش های تدریس بر جرات ورزی و باورهای انگیزشی در دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی شهر کرمان
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف بررسی اثربخشی روش های تدریس بر جرات ورزی و باورهای انگیزشی در دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی شهر کرمان در سال ۱۳۹۹ انجام شد. روش تحقیق نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بوده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان پسر ابتدایی شهر کرمان در سال ۱۳۹۹ می باشد که تعداد آنها ۵۳۵۳ نفر است.نمونه پژوهش حاضر حدود۲۰۰ نفر از دانش آموزان که براساس ملاک های ورودی به مداخله به صورت تصادفی به چهار گروه آزمایش(سه گروه آزمایش) و (یک گروه)کنترل تقسیم شدند(هر گروه ۵۰ نفر). گروه آزمایش تحت مداخله روش های تدریس(بارش مغزی، نقش مفهومی و مشارکتی)در ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقه ای (هفته ای دوبار) قرار گرفتند و گروه کنترل مداخله را دریافت نکردند. ابزار پژوهش پرسش نامه جرات ورزی گمبریل و ریچی (۱۹۷۵)، پرسشنامه باورهای انگیزشی پنتریچ و همکاران (۱۹۹۱) بودند. یافته ها با استفاده از تحلیل کوواریانس نشان داد که در هر سه گروه آزمایش افزایش میانگین نمرات جرأت ورزی و باورهای انگیزشی در مقایسه با گروه کنترل پس از اجرای هر یک از روش های آموزشی بوده و با توجه به اینکه در متغیر جرأت ورزی و باورهای انگیزشی نمرات بالاتر نشان دهنده سطح بهتر جرأت ورزی و انگیزش دانش آموزان است؛ بنابراین می توان گفت روش های تدریس بر دانش آموزان ابتدایی اثرات مثبتی داشته است. با توجه به میزان افزایش رخ داده در هر روش تدریس می توان گفت در روش تدریس مشارکتی نسبت به سایر روش های مورد تدریس، پیشرفت بیشتری در دانش آموزان پایه ششم ابتدایی بوده است.
شناسایی ابعاد و سنجش وضعیت مؤلفه های بهسازی دبیران دبیرستان های استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره پنجم پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲
129 - 150
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و سنجش مؤلفه های بهسازی معلمان مقطع متوسطه استان تهران انجام پذیرفت. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات، توصیفی - پیمایشی بود. از نظر نوع داده آمیخته از نوع اکتشافی بود. جامعه آماری در بخش کیفی پژوهش، شامل خبرگان جامعه علمی و متخصصان بهسازی منابع انسانی آموزش و پرورش بودند که در این پژوهش 14 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و اصل اشباع نظری به عنوان مصاحبه شونده درنظر گرفته شد. جامعه آماری در بخش کمی، شامل کلیه معلمان مقطع متوسطه استان تهران که به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای طبقه ای نسبی انتخاب شدند، ابزار پژوهش در بخش کیفی، شامل مصاحبه و تحلیل محتوا بود در بخش کمی، از ابزار پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. برای سنجش روایی صوری پرسشنامه از طریق اجرای آزمایشی، روایی محتوی و روایی سازه از طریق قضاوت خبرگان ومرور جامع ادبیات استفاده شد؛ همچنین به منظور محاسبه پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بهره گرفته شد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی پژوهش از طریق کدکذاری، تحلیل محتوا انجام پذیرفت و در بخش کمی در قسمت توصیفی و بخش استنباطی با استفاده از نرم افزار Spss و Amos انجام پذیرفت. یافته ها نشان داد، شایستگی های مورد نیاز بهسازی معلمان در 8 بعد و 74 مولفه شتاسایی شده اند که ابعاد آن شامل: شایستگی دانش پداگوژیکی و موضوعی ، شایستگی فناوری، شایستگی پژوهشی، خودبالندگی، شایستگی های پایه، شایستگی اجتماعی - عاطفی، شایستگی اخلاقی - معنوی و هویت حرفه ای می باشد.
بررسی تاثیر الگوهای آموزش تلفیقی با روش آموزش سنتی بر خلاقیت دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره سوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۹)
113 - 142
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش تلفیقی در مقایسه با تدریس سنتی در درس فارسی بر خلاقیت دانش آموزان بود. این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی و به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل 1012 نفراز دانش آموزان دختر پایه سوم ابتدایی که در سال تحصیلی 1400-1399 مشغول تدریس در مدارس غیردولتی شهرستان سیرجان بودند که 20 نفر به عنوان نمونه به صورت تصادفی انتخاب شدند که تعداد 10 نفر به طور تصادفی و برابر در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفته اند. ابزار جمع آوری داده ها با استفاده از پرسش نامه بوده خلاقیت عابدی بوده که روایی محتوایی آن مورد تأیید متخصصین از جمله استاد راهنما و استاد مشاور قرار گرفت. بررسی مقادیر آلفای کرونباخ نشان می دهد که میزان پایایی از حداقل 77/0 برای قابلیت سیالی تا حداکثر 89/0 برای خلاقیت کل به دست آمده است. نتایج پژوهش نشان داد که روش آموزش تلفیقی بر خلاقیت تأثیر معنادار دارد. سطح معنی داری مفروض در این پژوهش مقدار 0.05 انتخاب شد که سطح معنی داری آزمون کمتر از 0.05 (0.001>p) به دست آمد و نشان از تفاوت میانگین ها و اثربخشی مداخله داشت. میزان خلاقیت بین دانش آموزانی که به روش تلفیقی آموزش دیده بودند بیشتر از دانش آموزانی بود که به روش سنتی آموزش دیده بودند. بنابراین پیشنهاد می گردد که معلمان مدارس از این روش در خصوص ارتقاء سطح خلاقیت دانش آموزان بهره ببرند.
اعتباریابی الگوی برنامه درسی وارونه مبتنی بر توجه انتخابی و یادگیری خودراهبر در درس کار و فناوری متوسطه ی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف اعتباریابی الگوی برنامه درسی وارونه مبتنی برتوجه انتخابی و یادگیری خودراهبر در درس کار و فناوری متوسطه ی اول انجام شد.
روش شناسی: پژوهش کاربردی از نوع توصیفی- پیمایشی بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه ی دبیران درس کار و فناوری متوسطه ی اول در استان فارس به تعداد 800 نفر (315 مرد و 485 زن) هستند که تعداد 340 نفر از دبیران کار و فناوری به عنوان نمونه آماری با روش نمونه گیری خوشه ای نسبی چندمرحله ای با فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، دو پرسشنامه ی محقق ساخته یادگیری خودراهبر دارای 24 گویه و پرسشنامه محقق ساخته توجه انتخابی دارای 24 گویه با مقیاس پنج درجه ای لیکرت تنظیم شده بود. جهت تعیین روایی پرسشنامه ها از روایی محتوایی و جهت پایایی پرسشنامه ها از پایایی مرکب استفاده شد که دارای وضعیت مناسب و قابل قبولی بود. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی، با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد مولفه های حافظه فعال، انتخاب رقابتی، کنترل بالانورد و کنترل پایین نورد در تبیین الگوی برنامه درسی وارونه مبتنی بر توجه انتخابی موثر بوده است. همچنین مولفه های خودمدیریتی، خودانگیختگی و خودنظارتی درتبیین الگوی برنامه درسی وارونه مبتنی بر یادگیری خودراهبر موثر بوده است و مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود.
نتیجه گیری: الگوی برنامه درسی وارونه مبتنی بر توجه انتخابی و یادگیری خودراهبر در پرورش دانش آموزانی خلاق، خودراهبر، مسئولیت پذیر موثر بوده است.